مطالب در رابطه با : بررسی مدیریت منابع انسانی برعملکردمالی شعب بانک ملی شهراصفهان براساس ... |
ـ اثر بخشی هزینه
ـ
عوامل موقعیتی:
ـ ویژگی های کارکنان
ـ شرایط و راهبرد شرکت
ـ فلسفه مدیریت
ـ بازار کار
ـ اتحادیه ها
ـ فناوری
ـ قوانین و ارزش های اجتماعی
شکل ۲-۴ مدل چارچوب مدیریت منابع انسانی هاروارد ۱۹۸۴ ((Beer. Et al, 1984
مدل هاروارد که به عنوان بخشی از درس خط مشی بازرگانی از دهه ۱۹۲۰ تاکنون در مدرسه بازرگانی هاروارد تدریس میشود الهام بخش اصلی اکثر مدلهای تدوین استراتژی در بخشهای مختلف اقتصادی، خدماتی، دولتی و غیرانتفاعی به حساب میآید (برایسون، ۱۳۸۱: ۳۱)
هدف اساسی این مدل ایجاد ارتباط بین سازمان و محیط آن برای دستیابی به بهترین گزینههای استراتژی است. آنچه در مدل هاروارد در درجه اول اهمیت قرار میگیرد توجه به توانمندیها و ضعفهای داخلی سازمان و فرصتها و تهدیدهای موثر بر آن است. (برایسون،۱۳۸۱: ۳۲)
به عقیده صاحب نظران، مدل هاروارد کاربردی فراتر از سطح شرکتها داشته و در قلمرو کلیه بخشهای خصوصی، دولتی و غیر انتفاعی نیز امکان بکارگیری دارد. سنجش فرصتها، توانمندیها، ضعفها و تهدیدها که بعدها به تحلیل SWOT معروف شد نقطه اصلی و محور مدل هاروارد است. ضعف اصلی مدل هاروارد عدم ارائه پیشنهاد و راه کار اجرایی مشخص در مورد چگونگی تدوین استراتژی است و صرفاً بر این نکته تاکید دارد که استراتژیهای سازمانی متکی بر توانمندیهای سازمان است. تاکید بر فرصت ها و قوتها به عنوان مهمترین عامل دستیابی به استراتژی موثر که به رفع کاستیها و حداقل رساندن تهدیدها می انجامد مهمترین جنبه مثبت این مدل است. در واقع تمام مدلهای تدوین استراتژی که طی چند دهه گذشته ارائه شدهاند خود را نیازمند استفاده از مدل هاروارد دانستهاند گرچه خود آن مدل به تنهایی برای تدوین استراتژی کفایت نمیکند و مکانیسم مشخصی برای تدوین استراتژی در اختیار قرار نمیدهد.
۲-۱-۳۱-مدل کاربرد تئوری سیستم در مدیریت منابع انسانی
مدیریت منابع انسانی به معنای وسیع کلمه ، قسمتی از قلمرو علم و هنر مدیریت را شکل داده ،طرح ریزی ، سازمان دهی، نظارت و کنترل عملیات استخدامی ، بهسازی، نگه داری و کاربرد منابعانسانی را درجهت تأمین هدف های کارکنان ، سازمان و جامعه ، شامل می شود . (میرسپاسی،۱۳۸۵: ۱۱)
شکل۲-۵ مدل کاربرد تئوری سیستم در مدیریت منابع انسانی
۲-۱-۳۲-مدل ذینفعها
مدل ذینفعها که به مدل فریمن[۲۷] نیز مشهور است (, ۱۲ :۱۹۸۴)، انتظارات و خواستهای افراد و گروههای داخل و خارج سازمان را مدنظر قرار میدهد. رویکردی که در مدل فریمن انتخاب شده است، اثربخشی سازمان را متناسب با میزان تامین رضایت ذینفع هر سازمان میداند. در این مدل ابتدا کلیه ذینفعها شناسایی و سپس برای تامین رضایتمندی آنان استراتژیهای مناسب انتخاب میشوند. از نظر فریمن میزان پایداری و موفقیت یک سازمان بسته به میزان راضی نگه داشتن افراد و گروه های کلیدی مرتبط با سازمان است. صاحب نظران عموماً هشت گروه از ذیفنعها را در سازمانها شناسایی کردهاند که عبارتند از:
۱ـ سهامداران و مالکان اصلی که سود و اعتبار سازمان را مدنظر قرار میدهند.
۲ـ مدیران و کارکنان سازمان که حقوق و مزایا و ارتقای شغلی و رضایتمندی شغلی را طالب هستند.
۳ـ مشتریان که در پی کیفیت بهتر و مناسب بودن قیمت کالا و خدمات هستند.
۴ـ جامعه که نقش مسئولیتهای اجتماعی و حفظ محیط زیست را مورد توجه قرار میدهد.
۵ـ دولت که رعایت قوانین و مقررات و تامین مالیات را مدنظر دارد.
۶ـ تامین کنندگان مواد اولیه که مناسب بودن قیمت و شرایط معامله برایشان مهم است.
۷ـ رقبا که نسبت به کیفیت کالا و خدمات، قیمت، زمان تحویل، سهم بازار، تکنولوژی و میزان انعطاف سازمان رقیب حساس هستند.
۸ـ بستانکاران که میزان اعتبار سازمان برایشان مهم است. (شانه ساز زاده و داوری، ۱۳۸۰: ۸۷) البته در دیدگاه های جدید نقش سازمانهای بینالمللی نیز دارای اهمیت است. گرچه توجه به خواستها و مطالبات متعدد از سوی افراد مرتبط با سازمان و آگاهی از نیاز به راضی نگه داشتن ذینفعها از نقاط قوت این مدل است اما نبود معیارهای مناسبی که بتوان با آنها مطالبات و نیازهای متضاد ذینفعها را ارزیابی کرد، از جمله کاستیهای مدل ذینفعها به شمار میرود. در واقع، هماهنگ کردن اهداف و خواستهای همه ذینفعها، که گاه با هم در تضاد کاملند، کار بسیار سختی است که شاید در عمل قابل تحقق نباشد.
۲-۱-۳۳- مدل نظام منابع انسانی براساس کار کردهای منابع انسانی
در نیم قرن گذشته ، مطالعات و تحقیقات زیادی در زمینه ی نظام منابع انسانی و مدیریت منابع انسانی انجام شده است براساس مطالعات تجربی و تئوریک پیشین که حمایت زیا دی از یافته های وی می کند، معتقد است که مدیریت منابع انسانی نه تنها به کسب و حفظ کمیت و کیفیت مناسب کارکنان مربوط می شود؛ بلکه به انتخاب و پرورش کارکنانی که با نیازهای مختلف سازمان هم آهنگ هستند نیز می پردازد نمودار بیانگر این مدل است( آرمسترانگ، ۱۳۸۱ :۴۳ )
شکل ۲-۶ الگوی نظام منابع انسانی براساس کارکر دها ( ۲۰۰۱)
براساس یک برداشت اجمالی از مدل های تدوین استراتژی میتوان جمعبندی زیر را ارائه داد:
۱ـ از ارائه مدل هاروارد تا مدل های هانگر و دیوید یک سیر تکاملی به چشم میخورد و به نظر میرسد مدلها از شکل ساده و یک بعدی به سمت پیچیدگی و چند بعدی گام برداشته و اجراییتر نیز شدهاند.
۲ـ علیرغم وجود تفاوتهای ظاهری، اکثریت این مدلها روی دو بعد داخلی و خارجی سازمانها در تدوین استراتژی تاکید داشتهاند و لذا توجه به نقاط قوت و ضعف داخلی و نیز قوت ها و تهدیدهای خارجی تقریباً مدنظر همه مدلها بوده است.
۳ـ در همه مدلهای تدوین استراتژی این پیام اساسی وجود دارد که: سازمانها برای ماندن در میدان رقابت باید هم وضعیت موجود خود را بشناسند و هم برای ماندن و برخورداری از سهم بیشتر موقعیت خود را در مقایسه با توان، سهم و وضعیت رقبا سنجیده و دریابند که استراتژی چیزی نیست جز تعیین موقعیت و جایگاه یک سازمان در مقایسه با نیروهای رقیب.
۴ـ در همه مدل ها نوعی عقلانیت و تصمیمگیری عقلایی مورد توجه قرار گرفته است و این نیست جز مفروض داشتن اینکه در محیط سازمان کلیه اطلاعات مورد نیاز قابل دسترسی است و برای دستیابی به استراتژیهای مناسب میتوان از روش عقلایی بهرهگیری کرد و با وجود اینکه در مدل TOWS و نیز برخی مدلهای دیگر تشخیص، ذوق، سلیقه و قدرت انتخاب افراد (موثر در فرایند تدوین استراتژی) تاثیرگذارند اما جایگاه خاصی برای تلقی اقتضایی کردن این رویکرد مورد توجه قرار نگرفته است. به تعبیر دیگر همه مدلهای تدوین استراتژی برای همه محیطها، رویکرد عقلایی را تجویز کردهاند. در حالیکه ممکن است این شیوه از تدوین استراتژی (پیروی از روش عقلایی) در همه محیطها و سازمانها پاسخگو نباشد. عناصر مهم این مدلها ازجمله فرهنگ در شکل زیر مقایسه شده است. (بی لایور ، ۱۹۹۰ : ۵۷-۶۰)
۲-۱-۳۴جهانی شدن و مدیریت منابع انسانی
جهانی شدن، تغییری ساختاری در جهان است که با مؤلفه هایی نظیر جریان آزاد تکنولوژی، منابع انسانی در مرزهای ملی، گسترش فناوری ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی، توصیف می شود؛ تغییری که نمایانگر محیط تجاری همیشه در حال تغییر و رقابت است .در اقتصاد جهانی، درجه موفقیت مدیریت منابع انسانی در فرهنگ های مختلف، به توانایی و درک مدیران در ایجاد توازن بین ارزش های دیگر فرهنگ ها بستگی قابل توجهی دارد. این ارزش ها عبارتند از: اهمیت کار انجام شده، اعطای قدرت – موقعیت و درک این نکته که مردم دیگر فرهنگ ها، دنیای بیرون را چگونه می بینند. جهانی شدن درون مرزهای ملی، گره ای فراتر از مقوله تجارت را در بر می گیرد. این فرایند، بر ضرورت توسعه موضوع رقابت برای سازمان ها تأکید کرده و مدیریت آن سازمان را وادار به ایفای نقش بین فرهنگ های گوناگون می کند. اُوکِف معتقد است که ظهور اقتصاد جهانی، این باور را به وجود آورد که تنها مزیت رقابتی سازمان ها، توانایی آنها در استفاده بهینه از منابع انسانی است. مدیریت منابع انسانی به عنوان عامل مهم در موفقیت های سازمانی مطرح شده است. شرکت های چندملیتی و دیگر سازمان های بین المللی، با این چالش ها روبه رو هستند: چه نوع جاذبه ای وجود دارد تا بتوان منابع انسانی را در مفهوم جهانی آن مدیریت کرد؟ نتایج به دست آمده از ادبیات رفتاری سازمان ها در سال های اخیر، کمک زیادی در یافتن پاسخ این سؤال خواهد کرد.
در واقع پاسخ را باید در نتایج تحقیقات پاول ایوانز و یویس دوز[۲۸] که در مؤسسه تجاری اینسید فرانسه مشغول فعالیت بودند، جست و جو کرد. آنها، بزرگ ترین چالش های مدیریتی سازمان های بین المللی را ایجاد موازنه بین دوگانگی های متضاد خلاصه کرده و معتقدند که سرعت تغییرات و پیچیدگی فعالیت شرکت های چندملیتی، ایجاد همزیستی بین نیروهای مخالف و متضاد را ضروری ساخته است. مدیران باید موازنه لازم را بین نیروهای متضاد سازمان های بین المللی، ایجاد کنند. آنها تأکید می کنند که این نیروها نباید به صورت دوگانه در نظر گرفته شوند بلکه بیشتر باید به عنوان نیرویی مکمل به کار گرفته شوند که به ایجاد موازنه نیاز دارند. مقایسه شخصیت انسانی، یکی از عوامل مورد استفاده و بهینه است. این نکته که شدت یکی از عوامل شخصیتی (افراطی بودن آن) غیر کارامد به نظر می رسد، در خصوص سازمان ها نیز مصداق دارد. بنابراین، سازمان ها به جای تلاش در زمینه به حداکثررسانی عواملی همچون تمرکززدایی، کار تیمی، تشریفات و غیره، باید در جست و جوی حد متوسطی از خواسته های مطلوب باشند. در واقع، چالش عمده مدیریت فرهنگ ها، ایجاد موازنه ظاهری بین ارزش ها به نحوی است که منجر به ایجاد سود شود. تحقیقات ایوانز ودوز به نحوی مشخص با تمامی مفاهیم استراتژیک مدیریت منابع انسانی بین فرهنگ ها، ارتباط دارد. علاوه بر شناخت این عوامل، دوگانگی مطرح شده هنوز وجود داشته و باید موازنه لازم بین آنها برقرار شود. بنابراین، طبیعی است که مدیریت منابع انسانی تمرکز کمتری بر عواملی همچون داشتن افراد کارامد در محل و موقعیت مناسب داشته و بیشتر به همگرایی بین واحدهای مختلف و اعطای پاداش های متفاوت در چارچوب ساختاری مشخص، توجه داشته باشد تا از این طریق، موازنه دلخواه را با وجود فرهنگ های متفاوت، ایجاد کند.
۲-۱-۳۵-حسابداری منابع انسانی[۲۹]
حسابداری منابع انسانی عبارت است از شناسایی و ارزیابی منابع انسانی سازمان و گزارشگری به اشخاص ذینفع. در این تعریف سه بخش اساسی پیرامون منابع انسانی وجود دارد: شناسایی: تشخیص کمیت و کیفیت آن و تهیه آمار مناسب. ارزیابی: اندازه گیری ارزش اقتصادی و تعیین میزان مالی آن. گزارشگری : تنظیم و ارائه گزارشهای مالی مناسب در مورد آن. با توجه به نیاز مدیریت به اطـــلاعات برای تصمیمگیری، حسابداری منابع انسانی اطــــلاعاتی فــــراهم میآورد که مدیران هر چه بهتر و مفیدتر بتوانند از منابع انسانی تحت اختیارشان استفاده کنند.
یکی از هدفهای عمده ی حسابداری منابع انسانی، گسترش کاربرد روش های معتبر و درخور اطمینان برای اندازه گیری ارزش منابع انسانی در سازمان است. به عارت دیگر حسابداری منابع انسانی عبارت است از معیارها و استانداردهای اندازه گیری نیروی انسانی در یک سازمان صنعتی، بازرگانی یا خدماتی با توجه به تجزیه و تحلیل کمی و کیفی اینگونه سرمایه گذاریها. به عبارت ساده تر یک موسسه صنعتی یا بازرگانی باید از ارزش سرمایه گذاری در نیروی خود آگاه باشد. همچنین بتواند نرخ بازگشت این سرمایه را نیز محاسبه کند و بداند که آیا بازده سرمایه گذاری رضایت بخش است یا نه؟حسابداری منابع انسانی در واقع کاربرد مفاهیم و روش های حسابداری در محدوده ی مدیریت نیروی انسانی است. این حسابداری معیارسنجی و گزینش هزینه و ارزشگذاری نیروی انسانی به عنوان منابع اصلی هر موسسه است. این هزینه ها، نظیر سایر هزینه ها، از بخشهای جاری و سرمایه ای _ یا به تعبیر دیگر هزینه های مستقیم و غیر مستقیم _ تشکیل می شود.
هزینه منـــــابع انســــانی از دو بخش هـــزینه ی اولیه وهزینه ی جایگزینی تشکیل می شود:
۱) هزینه های اولیه: هزینه های اولیه منابع انسانی کلیه وجوهی هستند که برای تامین و پرورش نیروی انسانی مصرف می شود و شامل هزینه های گزینش نیرو، استخدام، استقرار، جهتدهی و آموزش حین خدمت، بازآموزی و آموزشهای کاربردی و تخصصی برای کسب مهارتهای لازم می شود. این تعریف در مورد سایر منابع نیز کاربرد مشابهی دارد، چرا که هزینه های اولیه کارخانجات و تجهیزات همان مبالغی هستند که برای تحصیل این منافع صرف می شود.
۲) هزینه های جایگزینی: هزینه هایی هستند که باید برای جایگزینی کارکنانی که در حال حاضر در موسسه یا واحد مشغول به کار هستند، متحمل شد. این هزینه ها به دو بخش تقسیم می شود:
الف- هزینه های جایگزینی پستی یا شغلی
فرم در حال بارگذاری ...
[شنبه 1400-08-01] [ 11:52:00 ب.ظ ]
|