کاوشگران جوان فردا - مجله علمی و آموزشی

آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو


آخرین مطالب


 



استفاده از این سیستم به طور قابل ملاحظه ای می‌تواند کیفیت خروجی شغل مرا افزایش دهد.

 

    1. استفاده از این سیستم می‌تواند اثربخشی اجرای وظایف شغلی را افزایش دهد.

 

      1. به کارگیری می‌تواند کمیت خروجی برای مقدار مشابهی از تلاش را افزایش دهد.

 

  1. با در نظر گرفتن تمام وظایف، این حوزه کلی، چه استفاده ای از این سیستم می‌تواند به شغل من کمک کند (مقیاس متفاوت استفاده شده برای این آیتم).

مزیت نسبی (مور و بنباسات، ۱۹۹۱)میزانی که چه استفاده از یک نوآوری به نظر بهتر از به کارگیری از نوع قبلیش می‌رسد.

    1. استفاده از این سیستم مرا قادر می‌سازد تا وظایف را به سرعت انجام دهیم.

 

    1. استفاده از این سیستم کیفیت شغلی که من انجام می‌دهد را افزایش می‌دهد.

 

    1. استفاده از این سیستم انجام شغل مرا آسانتر می‌کند.

 

    1. استفاده از این سیستم اثر بخشی مرا در شغلم افزایش می‌دهد.

 

  1. استفاده از این سیستم بهره وری مرا افزایش می‌دهد.

مزیت نسبی (مور و بنباسات، ۱۹۹۱)میزانی که چه استفاده از یک نوآوری به نظر بهتر از به کارگیری از نوع قبلیش می‌رسد.

    1. استفاده از این سیستم مرا قادر می‌سازد تا وظایف را به سرعت انجام دهیم.

 

    1. استفاده از این سیستم کیفیت شغلی که من انجام می‌دهد را افزایش می‌دهد.

 

    1. استفاده از این سیستم انجام شغل مرا آسانتر می‌کند.

 

    1. استفاده از این سیستم اثر بخشی مرا در شغلم افزایش می‌دهد.

 

  1. استفاده از این سیستم بهره وری مرا افزایش می‌دهد.

انتظارات خروجی (کامپیو و هاگینز، ۱۹۹۵ب؛ کامپیو و همکاران، ۱۹۹۹)انتظارات خروجی به نتایج برآمده از رفتار، مرتبط است. بر اساس شواهد تجربی، آن ها به انتظارات عملکرد (مرتبط با شغل) و انتظارات شخصی (اهداف فردی) تقسیم بندی شده اند. به دلایل عملی، چهار تا از آیتم ها با بالاترین بار حاصل از انتظارات عملکرد و سه تا از بالاترین آیتم ها با بالاترین بار حاصل از انتظارات شخصی از کامپیو و هاگینز (۱۹۹۵ب) و کامپیو و همکاران (۱۹۹۹) برای نتیجه گیری در تحقیق حاضر انتخاب شدند. با اینجال، تحلیل عاملی ما، دو بعد برای بارگذاری بر روی یک عامل منحصر را نشان داد.

اگر من از این سیستم استفاده می کنم…

 

    1. من اثربخشی خودم در شغل را افزایش خواهم داد.

 

    1. من زمان کمتری را برای وظایف شغل روتین صرف خواهم کرد.

 

    1. من کیفیت خروجی شغلم را افزایش خواهم داد.

 

    1. من کمیت خروجی را برای مقدار مشابه تلاش افزایش خواهم داد.

 

    1. همکاران من مرا به ‌عنوان رقیب در نظر خواهند داشت.

 

    1. من شانس های خود را برای کسب ترفیع افزایش خواهم داد.

 

  1. من شانس خود را برای افزایش حقوق بیشتر خواهم کرد.

همانند جنسیت، سن برای ایفای نقش تعدیل کننده فرضیه ­پردازی می شود. تحقیق بر روی نگرش های مرتبط با شغل (همانند، هال و مانس فیلد[۴۶]، ۱۹۷۵؛ پورتر[۴۷]، ۱۹۶۳) پیشنهاد می‌کند که کارکنان جوانتر ممکن است اهمیت بیشتری را به پاداش های خارجی بدهند. تفاوت های جنسیت و سن نشان داده شده که در زمینه‌های اتخاذ تکنولوژی نیز وجود دارند (موریس و ونکاتش، ۲۰۰۰؛ ونکاتش و موریس، ۲۰۰۰). با نگاهی بر اثرات جنسیت و سن، قابل ذکر است که لوی[۴۸] (۱۹۸۸) پیشنهاد می‌کند که مطالعات بر روی تفاوت های جنسیتی بدون مراجعه به سن می‌تواند گمراه کننده باشد. برای مثال، نقش های جنسیتی اجتماعی معین، اهمیت فاکتورهای مرتبط با شغل ممکن است به طور معناداری (به طور مثال، جابجا شدن با مسئولیت های خانواده محور) برای زنان شاغل میان زمانی که آن ها وارد نیروی کار می‌شوند و زمانی که آن ها به سال‌های پرورش فرزند می‌رسند، تغییر کند (به طور مثال، بارنت و مارشال[۴۹]، ۱۹۹۱). ‌بنابرین‏، انتظار می رود که تاثیر انتظار عملکرد هم توسط جنسیت و هم توسط سن تعدیل گردد.

 

۲-۴-۲- انتظار تلاش

 

انتظار تلاش به ‌عنوان میزان سهولت مرتبط با به کارگیری این سیستم تعریف می شود. سه ساخت حاصل از مدل های موجود مفهوم انتظار تلاش را در برمی گیرند: سهولت ادراک شده از به کارگیری (TAM/TAM2)، پیچیدگی (MPCU)، و سهولت به کارگیری (IDT). همان گونه که می توان در جدول ۲-۲ مشاهده کرد، تشابهات اساسی مابین تعاریف ساخت ها و مقیاس های اندازه گیری وجود دارد. تشابهات مابین این ساخت های در تحقیق پیشین ارائه شده است (دیویس و همکاران، ۱۹۸۹؛ مور و بنباسات، ۱۹۹۱؛ پلوفی[۵۰] و همکاران، ۲۰۰۱؛ تامپسون و همکاران، ۱۹۹۱).

 

ونکاتش و موریس (۲۰۰۰)، با توجه به تحقیق دیگر (به طور مثال، بم و آلن، ۱۹۷۴؛ بوزیونلوس[۵۱]، ۱۹۹۶) پیشنهاد می‌کنند که انتظار تلاش برای زنان آشکارتر از مردان است. همان گونه که قبلا اشاره شد، تفاوت های جنسیتی می ­تواند توسط شناخت های مرتبط با نقش های جنسیتی تحریک گردد (همانند، لینات و مک کندلس، ۲۰۰۰؛ موتوویدلو، ۱۹۸۲؛ وانگ[۵۲] و همکاران، ۱۹۸۵). افزایش سن، نشان داده شده که مرتبط با سختی در پردازش تحریکات پیچیده و تخصیص توجه به اطلاعات آن شغل می‌باشد (پلودی و هویر[۵۳]، ۱۹۸۵)، هر دوی آن ها ممکن است در حین استفاده از سیستم های نرم­ افزاری لازم باشند. تحقیقات پیشین این مفهوم را تأیید می‌کند که ساخت های مرتبط با انتظار تلاش تعیین کننده های قویتری برای تمایل فردی زنان خواهد بود (ونکاتش و موریس، ۲۰۰۰؛ ونکاتش و همکاران؛ ۲۰۰۰) و برای کارکنان مسن تر (موریس و ونکاتش، ۲۰۰۰). با بهره گرفتن از بحث های پیرامون انتظار عملکرد، انتظار می رود که جنسیت، سن و تجربه با هم هماهنگ و همساز باشند. از اینرو، مشاهده شد که انتظار تلاش برای زنان برجسته ترین خواهد بود، بویژه برای آنهایی که مسن ترند و در ارتباط با سیستم کمی بیشتر تجربه دارند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول۲-۲ : انتظار تلاش، ساخت های بنیادی، تعاریف و مقیاس ها(ونکاتش وهمکاران۲۰۰۳ ) ساخت تعریف آیتم ها سهولت درک شده از به کارگیری (دیویس، ۱۹۸۹؛ دیویس و همکاران، ۱۹۸۹) میزانی که شخصی باور دارد که به کارگیری یک سیستم بدور از تلاش خواهد بود.

    1. یادگیری کنترل این سیستم برای من آسان خواهد بود.

 

    1. انجام کارهایی که می خواهم انجام دهم با بهره گرفتن از سیستم آسان خواهد بود.

 

    1. تعامل من با سیستم واضح و قابل فهم خواهد بود.

 

    1. سیستم برای تعامل با من انعطاف پذیر خواهد بود.

 

    1. ماهر شدن در کار با سیستم برای من آسان خواهد شد.

 

  1. استفاده از سیستم برای من آسان خواهد بود.

پیچیدگی (تامپسون و همکاران، ۱۹۹۱) میزانی که یک سیستم برای استفاده و فهم به نظر مشکل می‌آید.

    1. استفاده از ان سیستم زمان خیلی زیادی از تکالیف معمولم را به خود اختصاص می‌دهد.

 

    1. کار با این سیستم خیلی پیچیده است، فهم اینک چه چیز اتفاق می افتد مشکل است.

 

    1. استفاده از این سیستم زمان زیادی را برای انجام عملیات های مکانیکی در برمی گیرد (مانند، داده های ورودی)

 

  1. یادگیری استفاده از این سیستم برای اینکه ارزش تلاش را داشته باشد خیلی طول می کشد.

سهولت به کارگیری (مور و بنباسات، ۱۹۹۱) میزانی که یک نوآوری برای استفاده نمودن مشکل به نظر می‌رسد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1401-09-18] [ 09:25:00 ب.ظ ]




اما بحث اول: اگر مراد ابن قبه این است که برفرض انسداد باب علم به خبر واحد نباید ترتیب اثر داد چون مستلزم تحلیل حرام یا تحریم حلال است ما خواهیم گفتفرض انسداد نه تنها عمل به خبر واحد ممتنع نیست بلکه عمل به خبر واحد واجب است به دلیل اینکه مطلب از سه حال خارج نیست.[۵۳]

 

    1. یا بر فرض انسداد حکمی در واقع هست و همان احکام در حق ما هم فعلیت دارند. یعنی امتثال می­طلبند.

 

    1. و یا در زمان انسداد حکمی در واقع هست امّا در حق انسان­ها فعلی نیستند و ما انسان­ها هم مثل چهارپایان و مجنونین و کودکان آزادیم و هرطوری خواستیم عمل می­کنیم.

 

  1. یا در زمان انسداد اصلاً حکمی در واقع نیست بلکه احکام واقعیه مقید به فرض تمکن از علم است.

اما در صورت اول نه تنها تعبد به خبر واحد و یا سایر امارات ظنیه محال نیست بلکه ضرورت دارد؛ زیرا که فرض این است که از طرفی امارات ظنیه محال نیست بلکه ضرورت دارد؛ زیرا که فرض این است که از طرفی باب علم مسدود است و از طرف دیگر حکم واقعی هم فعلیت دارد حال آیا راه دیگری غیر از راه خبر واحد و اماره در مقام امتثال وجود دارد ؟ که جواب منفی است پس باید بدان عمل کنیم.

 

و اما در صورت دوم: این «کرّ علی مافر» است، یعنی شما از همان چیزی که فرار می­کردید در همان گرفتار شدید، شما می­گفتید عمل به خبر واحد موجب تحلیل حرام است حرام است در حالی که ‌بنابرین‏ فرض ]که واقع در حق ما فعلی نیست ما آزادیم[ در همان تالی فاسد گرفتار می­آییم چون وقتی آزاد بودیم گاهی انجام می­دهیم و گاهی انجام نمی­دهیم خواه ناخواه در خلاف واقع می­افتیم، واجبی را ترک می­کنیم یا حرامی را مرتکب می­شویم.

 

و امّا درصورت سوم: اولاً مبنای شما باطل خواهد شد که احکام الهی مقید به فرض تمکن از علم باشد والا حکمی در واقع نباشد و ثانیاًً برفرض صحت مبنا، دیگر عمل به خبر واحد مستلزم تحلیل حرام نخواهد شد؛ زیرا در فرض انسداد حرامی در واقع نیست تا مخالفت شده باشد، حلالی نیست تا مخالفت شده باشد.

 

پس بر فرض انسداد هرجور که حساب کنیم سخن ابن قبه باطل است. البته بعید است که مراد ایشان فرض انسداد باشد؛ زیرا که ایشان از نظر زمانی تقدم دارد بر سید مرتضی و پیروانش که بعد از او آمده­اند و طرفدار انفتاح باب علم بودند روی حساب کثرت اخبار متواتر و یا اخبار آحاد یا قرینه و … پس ابن قبه که قبل بوده و به عصر معصومین(ع) نزدیکتر بوده به طریق اولی باید مدعی انفتاح باشد. پس بر فرض انسداد نباید با ابن قبه بحث کرد بلکه باید برویم سراغ فرض انفتاح.

 

و امّا بحث دوم: و اگر مراد ابن قبه این است که برفرض انفتاح باب علم و حجیّت امارات از باب طریقیت ما حق نداریم به خبر واحد عمل کنیم؛ زیرا مستلزم تحلیل حرام و تحریم حلال است ما می­گوییم: مسئله سه صورت دارد:

 

    1. شارع مقدس که عالم­الغیب است از ماوراء غیب می­بیند که اماره کمتر مطابق با واقع است نسبت به علم.

 

    1. شارع مقدس می­داند که اماره از حیث اصابه به واقع با علم مساوی است و هر دو در یک رتبه­اند.

 

  1. شارع مقدس می­داند که اماره از حیث مطابقت با واقع ارزشمندتر از علم است و اغلب مطابق با واقع است.

حال در این سه صورت در صورت اول حق باشماست، یعنی با تمکن از علم نوبت به عمل به خبر واحد نمی­رسد و جای حجیّت آن نیست چون مستلزم القاء در مفسده و یا تفویت مصلحت است ولی در صورت دوم و سوم چه مانعی دارد که ما متعبد به اماره شویم، مگر کسی بگوید که این دو فرض از محل بحث ما یعنی فرض انفتاح باب علم خارج و در مبحث قبل یعنی فرض انسداد داخل است، در بیان این مطلب: چند اصطلاح در این مقام باید روشن شود: ۱، یقین، علم، قطع، اعتقاد جازم. اما یقین در اصطلاح منطق و اصول عبارت است از خصوص آن اعتقاد جازمی که مطابق با واقع باشد و علم در اصطلاح منطق نوعاً به مطلق اعتقاد جازم می­گویند چه مطابق با واقع باشد و چه نباشد ولی ‌در مورد بحث ما علم به معنای یقین است یعنی اعتقاد جازم مطابق واقع و اما قطع عبارت است از مطلق اعتقاد جازم چه مطابق با واقع و چه مخالف با واقع بیشتر در اصول به کار می­رود و اما اعتقاد جازم هم مترادف با قطع است.

 

بحث ما ‌در مورد انفتاح باب علم است، آنگاه در فرض انفتاح باب علم چگونه معقول است که بگوییم اماره با علم مساوی است از حیث مطابقت با واقع و یا اماره از علم بالاتر است. هرگز اماره به پای علم نمی­رسد علم صد در صد مصیب است ولی اماره چنین نیست. لذا بهتر است که بگوییم با فرض تمکن از واقع، حق با ابن قبه است و نوبت به حجیّت امارات نمی­رسد.

 

و اما بحث سوم: و اگر مراد ابن قبه این است که برفرض انفتاح باب علم و حجیّت امارات از باب سببیت تعبد به خبر واحد قبیح است خواهیم گفت ‌بنابرین‏ هیچ قبحی ندارد چون اشکال شما این است که تفویت مصلحت قبیح است ما می­گوییم: بدون جبران قبیح است ولی با جبران قبیح نیست و برفرض سببیت جای مصلحت فائته­ی واقع را مصلحت حادث ‌می‌گیرد.

 

لذا بنابر مبنای سببیت گفتار ابن قبه باطل می­ شود منتهی اصل مبنی مبتلا به اشکال است و آن اینکه قول به سببیت مستلزم تصویب است و لازم به اجماع باطل است در نتیجه ملزوم نیز باطل خواهد بود.

 

شیخ(ره) در جواب می­فرماید: اولاً آن تصویبی که بالاجماع باطل است تصویب اشعری است و ما در آینده ثابت خواهیم کرد که نوع دیگری از تصویب هم داریم که نامش مصلحت سلوکیه است و آن باطل نیست و ثانیاًً ولو این مبنا باطل باشد و اجماع بر بطلان آن قائم شود اجماع می­گوید: قول به تصویب واقع نشده ولی دلالت ندارد که تصویب معتزلی محال بلکه امکان آن جای بحث نیست و همین که ممکن شد ما را بس است و سخن ابن قبه را جواب می­دهد که ‌بر اساس این مبنا تعبد قبحی ندارد و ممکن است مگر کسی بگوید: ابن قبه بر مبنای سببیت بحث نمی­کند و او هم قبول دارد که ‌بر مبنای‌ سببیت تعبد ممکن است ولی می­گوید چون این مبنا باطل است من بر مبنای طریقت بحث می­کنم[۵۴].

 

در نتیجه ‌می‌توان گفت: سخن ابن قبه بر فرض انسداد باب علم باطل است ولی برفرض انفتاح باب علم صحیح است. لذا بنابر فرض سببیت، حکم مسئله در هر یک از انواع سه­گانه سببیت باید جداگانه بررسی کرد.

 

    1. یک نوع از سببیت آن است که برای شخص جاهل حکمی جعل نشده، جز همان حکمی که اماره می­گوید و جاهل قبل از قیام اماره اصلاً حکمی ندارد. این غلیظ­ترین نوع تصویب است که به تصویب اشعری شهرت یافته است و شبهه­ی ابن قبه را دفع می­ کند ولی خود فی­حد نفسه باطل است.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:27:00 ب.ظ ]




 

در الگو‌های زمانی رفتار مصرف‌کننده، ممکن است بخشی از بودجه صرف سرمایه گذاری‌های بلند مدت در جهت کسب سود بیشتر در دوره های زمانی آینده شود. ‌بنابرین‏ ممکن است که بودجه‌ی مصرف‌کننده تنها برای مصرف در نظر گرفته نشده باشد.

زمانی که بنگاه‌های فروش کالا و خدمات بسیار زیاد هستند، ممکن است اصطلاح ”مصرف‌کننده“ در حکم واژه‌ای تحقیرآمیز به‌شمار رود، ‌به این معنا که خریدار محصول، شخصی باهوش و زیرک نیست. این عبارت درست نقطه مقابل واژه ”مشتری“ است که فردی هوشمند تلقی می‌شود که قدرت خرید و حق انتخاب دارد.

۲-۵-۲- مشتری

 

مشتری عبارت است از کسی که چیزی را از یک بنگاه اقتصادی یا یک سازمان می‌خرد یا اجاره می‌کند.

 

انواع مشتری: مشتریان را به دو گروه اصلی می توان طبقه بندی کرد:

 

۱- مشتریان داخلی ۲- مشتریان خارجی

 

مشتری داخلی کسی است که برای یک سازمان، اما در بخش یا شعبه ای دیگر کار می‌کند.

 

مشتری خارجی همه‌ مردم خارج از سازمان هستند.

 

مشتریان داخلی شامل افرادی را شامل می‌شوند که در بخش‌ها و شعبه‌های مختلف یک سازمان مشغول به کارند. بنگاه‌های اقتصادی با نیازها و فرهنگ‌های مختلف، بازرگانان، خانواده ها و تمام گروه‌هایی که به یک سازمان پول پرداخت می‌کنند و کالا یا خدمات آن سازمان را می‌خرند، مشتریان خارجی را تشکیل می‌دهند.

 

۲-۵-۳- نیازها و انتظارات

 

مشتریان نیازها و انتظاراتی دارند که لازم است از جانب سازمان‌ها در نظر گرفته شود.نیاز یعنی آن چه که مشتری به برآورده شدن احتیاج دارد، مانند اتومبیل و بیمه با قیمت پایین.انتظار یعنی چیزی که مشتری به طور حتم نیازمند آن نیست اما توقع دارد که آن را داشته باشد.انتظارات یا خواسته ها عبارتند از تمایلات انسان برای ارضاء کننده های خاصی از نیازها. در حقیقت خواسته ها،اشکالی از نیازهای انسانی هستند که توسط فرهنگ یا شخصیت فردی انسان‌ها شکل گرفته اند.

 

۲-۵-۴- ارزش زمانی مشتری

 

توجه به ارزش مشتری در طول دوره ارتباط با شرکت یا بنگاه اقتصادی، یکی از اصول بلند مدت بازایابی است که در اصطلاح ارزش زمانی مشتری نامیده می‌شود. توجه این نکته که آیا مشتری در همین مدت، از کالاها و خدمات شرکت‌های مشابه و رقیب هم استفاده ‌کرده‌است یا خیراز ضروریات این اصل بازاریابی است. از نتایج مهم داشتن برنامه و چشم‌انداز بلند مدت، شناختن تمایلات جدید مشتریان برای کسب کالا یا خدمت بهتر و تازه‌تر است که در صورت پاسخ دادن سازمان ‌به این تمایلات، وفاداری مشتری به شرکت بیشتر خواهد شد.

 

۲-۵-۵- مدیریت تجربه‌ مشتری

 

فرآیندی است که همه‌ تجربیات مشتری از یک محصول یا یک شرکت را زیر نظر دارد و آن را به صورت استراتژیک مدیریت می‌کند. بدین منظور از رویکردهایی متفاوت هم‌چون نام و نشان تجاری، تنوع محصول، بخش‌بندی بازار و روابط عمومی بازایابی، شامل مدیریت روابط عمومی مشتری (CRM) و رضایتمندی مشتری استفاده می‌شود.

 

هدف نهایی مدیریت تجربه‌ مشتری ، غلبه بر موانع و شکاف بین حرف و عمل است که از طریق بازنویسی فرمول‌های اصول اولیه بازاریابی انجام می‌شود. در نهایت می‌توان گفت که مدیریت تجربه‌ مشتری بر چهار جنبه از مدیریت بازاریابی تأکید می‌کند:

 

تمرکز بر تمام جنبه‌های مرتبط با مشتری، ترکیب موشکافی و خلاقیت، توجه هم‌زمان به برنامه‌ریزی و اجرای برنامه‌‌های داخلی و خارجی.

 

۲-۶- انواع بازار در اقتصاد کلاسیک

 

طبق مفروضات بنیادین اقتصاد کلاسیک ۴ نوع بازار در صنعت قابل شناسایی است . این بازارها در مکتب اقتصاد خرد کلاسیک (مارشال ۱۹۲۰ ، رابینسون ۱۹۳۳) به شرح ذیل معرفی شده‌اند .

 

۲-۶-۱- بازار رقابت کامل [۹]

 

ساختاراین بازار به صورتی است که حداکثر رقابت بین فعالان بازار را تشویق می‌کند . سطح رقابت‌پذیری سازمان (عرضه‌کنندگان و خریداران) شاخص قدرت انفرادی آنان در اثرگذاری بر قیمت و شرایط عرضه و تقاضای بازار است .

 

در این نوع از ساختار بازار هیچ یک از سازمان‌های عرضه‌کننده نسبت به کل بازار برتری ندارند لذا سازمان به تنهایی قدرت ایجاد تغییر و تحول در بازار را ندارد .

 

ویژگی‌های این بازار مختصراً به شرح ذیل است :

 

– همگونی کالاها و خدمات

 

– اطلاع (نسبتاً) کامل خریداران و فروشندگان از شرایط بازار و رقبا

 

– تصمیمات خریداران و فروشندگان نسبت به کل بازار بی‌اهمیت است .

 

– موانع ورود به صنعت کوتاه و سهولت خروج از صنعت میسر است .

 

– قیمت‌ها ثابت فرض می‌شوند .

 

۲-۶-۲- بازار انحصار کامل : [۱۰]

 

این نوع ساختار بازار مستلزم شرایطی است که در آن یک بنگاه به دلیل برخورداری از امتیازات خاص و حمایت دولت یا اتخاذ رفتارهای فرصت‌طلبانه [۱۱] و رانت‌جوئی در رقابت‌های اقتصادی ، به تنهایی کالایی را به بازار عرضه می‌کند که برای کالای مذبور هیچ جایگزین نزدیکی وجود نداشته باشد .

 

ویژگی‌های این بازار مختصراً به شرح ذیل است :

 

۱-۲ – در بازار فقط یک کالا وجود دارد ‌بنابرین‏ سازمان عرضه‌کننده تمام صنعت را تشکیل می‌دهد .

 

۲-۲ – اطلاع یا عدم اطلاع خریداران از شرایط بازار بی‌اثر است .

 

۳-۲ – به هیچ وجه امکان ورود به صنعت وجود ندارد .

 

۴-۲ – قیمت و شرایط عرضه توسط سازمان عرضه‌کننده مشخص می‌گردد معهذا حداکثر نقش دولت یا ارگان‌های سیاست‌گذار در حد تعدیل شرایط فروشنده است .

 

۲-۶-۳- بازار رقابت انحصاری : [۱۲]

 

بازاری که ساختار رقابت انحصاری دارد ، شامل تعداد زیادی عرضه‌کننده است لیکن محصولات هر یک از آن‌ ها به نوعی از محصولات سایرین متمایز است .

 

در این بازار حجم عرضه هر یک از سازمان‌ها به تفکیک نسبت به حجم بازار نسبتاً کم است به طوری که اقدامات هریک از آن‌ ها بر سایر سازمان‌های فعال و نیروهای ساختار بازار بی‌اثر است .

 

ویژگی‌های این بازار مختصراً به شرح ذیل است :

 

۱-۳ – ناهمگونی کالاها و خدمات .

 

۲-۳ – اطلاع یا عدم اطلاع مشتریان از شرایط بازار بی‌اهمیت است .

 

۳-۳ –کثرت سازمان‌های عرضه‌کننده به‌دلیل ناهمگونی کالاهامنجر به پیدایش بازار رقابت کامل نمی‌شود .

 

۴-۳ – قیمت‌های بازار خوشه‌ای [۱۳] است و قیمت واحد وجود ندارد .

 

۲-۶-۴- بازار انحصار چندجانبه : [۱۴]

 

ساختار بازار انحصار چندجانبه نیز مشتمل بر تعداد محدودی از سازما‌ن‌های عرضه‌کننده می‌باشد که به نوعی امکان تبانی و تعیین قیمت بین آ‌ن‌ها وجود دارد . معهذا هر گونه تلاش در ایجاد تغییر یا تحولی در نظام بازار به هر صورت از جمله تغییر قیمت یا مقدار عرضه با واکنش آگاهانه و سریع سایر عرضه‌کنندگان و مقابله به مثل احتمالی آن‌ ها روبرو می‌شود .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:03:00 ب.ظ ]




 

خودپنداری همیشه قابل تغییر می‌باشد، زیرا بر اثر رابطه ی شخص با محیط تصور او از وجود خودش، دائما در حال تغییر است ولی این تغییرات در دوران کودکی خیلی زیادتر از دوران بزرگسالی است. اگرچه خود پنداری متغیر می‌باشد، لیکن در عین حال نیز سعی می‌کند که حالت ثابت خود را نگه دارد.در خانواده ای که صمیمیت، محبت و مهربانی وجود دارد، کودک می‌تواند هم ثبات خود پنداری را محفوظ نماید و هم باعث تغییرات مطلوب در شخصیت خود شود.از یک طرف او می‌تواند با اطمینان به شخصیت خود، با مشکلات روبه رو شود و از طرف دیگر، بدون داشتن اضطراب و تشویش، رفتارهای نامناسب خود را مورد تردید قرار داده و سعی می‌کند آن ها را به نحو مطلوبی تغییر دهد(شاملو،۱۳۸۰) .

 

۲-۱۱-اثرات خود پنداره

 

موفقیت در«خود شناسی و خود پذیری » شخص را از گرفتاری به بعضی اختلال های روان شناختی از قبیل احساس حقارت، احساس برتری، خودپنداری های منفی و خود محوری باز می‌دارد و نیز سبب می شود که شخص درباره ی خویشتن، داوری واقع بینانه داشته باشد واز زندگی لذت ببرد.به عبارت دیگر، هدف فردی اساسی تربیت یا آموزش و پرورش این است که به همه ی دانش آموزان کمک کند تا «خود واقعی» خود را دریابند و بپذیرند و بدانند چگونه آن را رشد دهند (شعاری نژاد،۱۳۸۶). بچه هایی که مورد محبت و احترام واقع می‌شوند، به حرف هایشان گوش داده می شود و در امنیت به سر می‌برند، از داشتن احساس خوبی به خود لذت خواهند برد، بچه هایی که فرصت داشته اند استقلال خود را در محیطی رشد دهند که در آن موفقیت های آن ها ارزشمند تلقی می شود، احساس شایستگی و لیاقت خواهند کرد. حس هدفمند بودن و با ارزش بودن در بچه هایی که به دسته ای از ‌گروه‌های اجتماعی خاص تعلق داشته و ریشه‌های خود را می شناسند رشد می‌کند (استن هاوس،۱۹۹۸؛ به نقل از آزادمنش،۱۳۸۰) .

 

زمانی که کودکان وارد دوره ی نوجوانی می‌شوند، خود پنداره و عزت نفس نیز تغییر می‌کنند.تغییر به سمت توصیفات انتزاعی تر که در اواسط کودکی آغازشده ادامه می‌یابد.خود وصفی های نوجوانان غالبا صفات شخصی ،هیجان ها و اعتقادات شخصی را شامل می شود (هارتر،۱۹۹۸) . سوزان هارترهشت جنبه ی مجزای خود پنداره ی نوجوان را مشخص ‌کرده‌است. تحصیلی،شغلی، ورزشی، ظاهر جسمانی، پذیرش اجتماعی، روابط دوستی صمیمانه، جاذبه ی رمانتیک و کردارها(هارتر،۱۹۹۸). به عقیده فرانکن(۱۹۹۴ )٬ خود پنداره با عزت نفس ارتباط دارد. او در کتاب خود می‌گوید : افرادی که از عزت نفس بالایی برخوردارند از خود پنداره ی خوبی نیز برخوردار هستند … وقتی افراد خودشان را درک می‌کنند می‌توانند توانایی‌های خود را افزایش دهند چرا که آن ها می دانند از عهده ی چه کاری بر می‌آیند یا اینکه می دانند از عهده ی چه کاری نمی توانند بر آیند (مولوی حاجی آقا٬ ۱۳۸۷).

 

مارش(۱۹۹۳)، پنج خود پنداره ی مجزا را مشخص کرد:توانایی کلامی تحصیلی، توانایی تحصیلی، روابط با والدین، همجنس و جنس مخالف. عزت نفس در دوره ی نوجوانی دستخوش نوسانات و تغییرات نیز می شود. هنگام وارد شدن کودکان به دوره ی متوسطه و سال سوم دبیرستان و شروع بلوغ، عزت نفس در پایین ترین حد است(سیمونزوبلیت،۱۹۸۷). دخترانی که زود بالغ شده اند بیشترین و بادوام ترین کاهش در عزت نفس را متحمل می‌شوند. در مجموع، دختران نوجوان عزت نفس پایین تری نسبت به پسران نوجوان دارند (مارش،۱۹۹۳،سیمونزوبلیت،۱۹۸۷). به نظر می‌رسد که عزت نفس کلی یا احساس ارزشمندی، قویا تحت تأثیر ظاهربدن و بعد پذیرفته شدن از جانب همسالان قرار دارد(اسلاوین، به نقل از سیدمحمدی،۱۳۸۵) .

 

تحقیقات کلاین(۱۹۹۵) نشان می‌دهد در جوانانی که خود انگاره ی ضعیفی دارند یا عزت نفس آن ها به درستی رشد نیافته است، تعداد زیادی از نشانه های بیمارگونه ی عاطفی دیده می شود.مثلا نشانه های روان_ تنی اضطراب[۳۳]، روی آوردن به مواد مخدر، ارتباط جنسی ناسالم، اختلال در خوردن، افسردگی و اضطراب عمومی را می توان آشکارا در این افراد مشاهده کرد(باتون[۳۴]،۱۹۹۰؛ گرین برگ[۳۵] و دیگران،۱۹۹۲،کینگ[۳۶] و دیگران،۱۹۹۶، به نقل از مولوی حاجی آقا،۱۳۸۷). همچنین کسانی که پیشرفت تحصیلی بهتری دارند، از خودانگاره و عزت نفس بالاتری نیز برخوردارند.یکی از دلایل این وضع آن است که شاگردانی که به خود اطمینان دارند دارای جرئت بیشتری برای تلاش کردن هستند و انگیزه ی قوی تری دارند که به آن چه می خواهند برسند و شاگردانی که نگرش منفی درباره خود دارند، توانایی و هوشمندی خود را کمتر از آن چه وقت، ارزیابی می‌کنند و با این محدودیت ها وضع بدتری نیز در کار و درس خود به وجود می آورند(فنزل[۳۷]،۱۹۹۴ به نقل از کلینکه،به نقل از محمدخانی،۱۳۸۰).

 

۲-۱۲-تدارک بافتی که شما را در تغییر دادن خودتان یاری می‌دهد

 

همان‌ طور که شنا کردن در مسیر آب آسانتر از شنا کردن در خلاف جهت آب است، تغییر دادن خودپنداره نیز وقتی برای تلاشهایتان حامی داشته باشید آسانتر است. با انتخاب بافت ها و افرادی که شما را در شناخت و تحقق اهدافتان کمک می‌کند می توانید محیطی فراهم آورید که همسو با رشد و کمال شما باشد. یکی از شیوه های بررسی تأثیر نظر دیگران بر احساس ما راجع به خودمان این است که دیگران را به سه دسته ی مشوق[۳۸]، دایراد گیر[۳۹] و لاشخور[۴۰] تقسیم کنیم.مشوق ها، کسانی هستند که نظر و ارزیابی مثبتی ‌در مورد ما دارند.آن ها بر روی نقط قوت و ضعف ما دست می‌گذارند و بدون تحقیر و سرزنش،نقاط ضعف و اشکالاتمان را می‌پذیرند. وقتی در حضور مشوق ها هستیم امیدوار می‌شویم و احساس مثبتی نسبت به خودمان پیدا می‌کنیم.مشوق ها بی هیچ قید و شروطی در ارتباطات خویش مثبت هستند.یک انسان مشوق به جای سرزنش و تحقیر،ما را باور دارد و به ما کمک می‌کند خودمان را باور کنیم و قبول کنیم یارای تغییر خودمان را داریم.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:19:00 ق.ظ ]




 

فصل دوم

 

تجلی حق بر غذا در قوانین و سازمان‌های داخلی و بین‌المللی

 

مبحث اول – تجلی حق بر غذا در سطوح ملی، منطقه ای و جهانی

 

گفتار اول – ملی

 

مکانیزم‌های اجرای قابلیت دادرسی حق بر غذا بسیار ضعیف است. این امر به دو عامل باز می‌گردد : عامل اول به قانونگذاری ملی کشورها بر می‌گردد و عامل دوم به ماهیت حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی. ولی با پیشرفتهایی که در تعیین صلاحیتهای رسیدگی صورت می‌گیرد با گذشت زمان، قابلیت دادرسی حق بر تغذیه بیشتر مشهود می شود.

 

در سطح ملی، کشورها به طور کمابیش بر حق غذا اشاره می‌کنند که موضوعات مهمی را در دفاع از این حق در سطح ملی شکل می‌دهند. توجه به معقول و یا موجه بودن [۸۴] در رسیدگیهای قضایی ‌در مورد فعالیت یا عدم فعالیت دولت در برآوردن حق بر غذا در حیطه منابع موجود از رویه هایی است که گاهی رو به جلو در قابلیت دادرسی ‌حق بر ‌غذا ‌محسوب می شود.[۸۵]‌همچنین پیش‌بینی مکانیزم‌های نظارتی داخلی‌ در جهت کنترل اقدامات صورت گرفته از جانب بخش‌های مختلف دولت از تمهیدات مهم در جهت برآور‌دن این حق است.

 

در سطح داخلی، مناسب ترین ابزار ها و روش‌ها برای پیاده سازی حق بر غذا، ضرورتاً از کشوری به کشوری دیگر به طور چشمگیری متغیر است. هر دولتی دارای مصلحت هایی در انتخاب روش های مخصوص به خود است. اما میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، به روشنی هر کشوری را ملزم ساخته است تا اقدامات ضروری برای دسترسی به مواد دغذایی انجام دهد. این موضوع سبب پذیرش استراتژی ملی می شود که امنیت غذایی برای تمام افراد را، ‌بر اساس اصول حقو ق بشر، تضمین می‌کند. همچنین باید منابع موجود را برای دست یافتن ‌به این اهداف و همچنین موثرترین روش های استفاده از آن ها را شناسایی کرد.[۸۶]

 

 

 

گفتار دوم – فراملی[۸۷]

 

اگرچه تمرکز اصلی رهنمودها باید بر تعهدات ملی باشد، اما همچنین باید ورای سطح ملی عمل کنند و تعهدات دولت ها نسبت به شهروندان دیگر کشورها نیز در آن گنجانده شود که می توان آن را تعهدات فراملی نامید. در بین تعهدات دولت ها برای مشارکت و همکاری در حوزه حقوق بشر، تعهدات برای دستیابی به حق بر غذا، از جمله قوی ترین آن ها‌ است که تحقق آن به طور ی که در بند ۱۱، پاراگراف ۲ میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آمده، نیاز به همکاری بین‌المللی دارد. کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بیان می‌کند که همکاری بین‌المللی برای تحقق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، بر طبق بندهای ۵۵ و ۵۶ منشور ملل متحد و اصول حقوق بین الملل، تعهد تمام کشورهاست و در تفسیر کلی شماره ۱۲ شفاف سازی بیشتری صورت گرفت که بر طبق آن، کشورها باید گام هایی را در جهت احترام به بهره مندی حق دسترسی به غذا، حمایت از حق دسترسی به غذا، تسهیل به دسترسی و ارائه کمک های ضروری هنگام نیاز، در دیگر کشورها بردارند. آنچه در روند رو به رشد جهانی شدن روشن است، آن است که یکی از اقدامات دولت می‌تواند داشتن عکس العمل و واکنش ( مثبت و منفی ) به حق دسترسی به غذا درکشوری دیگر باشد(مانند تجارت کشاورزی). دولت‌ها مسئولیت دارند تا تضمین کنند که سیاست های ملی دارای تأثیرات منفی بر حق بر غذا افراد دیگر کشورها نیست. در زمینه تعهدات فراملی، توجه به حق بر غذا بدین معنا است که دولت ها نباید اقداماتی انجام دهند که تاثیرات منفی بر حق د سترسی به غذای افراد در دیگر کشورها داشته باشد. در بیانیه وین سال۱۹۹۳ و برنامه عمل آن، دولت ها دوباره تأکید و تأکید کردند که غذا نباید به ‌عنوان ابزاری برای فشارهای سیاسی و اقتصادی مورد استفاده قرار گیرد. تعهد در حمایت بدین معنا است که دولت ها وظیفه دارند شرکت ها و سازمان هایشان را طوری تنظیم و کنترل کنند که سبب آشوب و اختلال در کشورهای دیگر نشود. دولت ها باید تعهدات فراملی خود را در تعاملاتشان با سازمان های چند جانبه از جمله صندوق بین‌المللی پول (IMF)، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی، اعمال نمایند.[۸۸]

 

بند اول – منطقه ای

 

در سطح منطقه ای، سه سند کلیدی و جود دارد که از حق بر تغذ یه به طور مستقیم و غیرمستقیم حمایت می‌کند. در قاره اروپا ، منشور اجتماعی اروپا که در سال ۱۹۹۶ مورد بازبینی قرار گرفته، مهمترین سند است. طبق ماد ه ۴ ا ین منشور ، حق و حقوق کارگران مانند حق الزحمه، به آن ها و خانواده‌هایشان برای داشتن یک حد استاندارد از زندگی، باید داده شود. در قاره امریکا پروتکل الحاقی به کنوانسیون امریکایی حقوق بشر معروف به پروتکل سان سالوادور در سال ۱۹۸۸، توسط ۱۱ کشور مورد تأیید قرار گرفته و در سال ۲۰۰۰ لازم الاجرا شد.

 

کمیسیون افریقایی حقوق بشر و مردم، منشور افریقایی حقوق بشر و مردم (۱۹۸۱) را چنین تفسیر کرده که حق بر غذا در این منشور از طریق حق حیات، سلامت و توسعه اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی مورد حمایت واقع شده است.[۸۹]

 

مکانیزم‌های اجرایی برای اسناد منطقه ای همچون منشور اجتماعی اروپا، پروتکل سان سالوادور و منشور افریقایی حقوق بشر و مردم ‌ضعیف‌اند. این مکانیزمها با یکدیگر متفاوتند و حق بر غذا در سطح منطقه ای همچنان قابلیت پیگیری و دادرسی را ندارد، زیرا هیچ یک از این اسناد پیش‌بینی لازم را برای قابلیت دادرسی حق بر غذا ارائه نمی کنند هر چند، علایمی از پیشرفت در تقویت و استحکام این مکانیزم ها وجود دارد.

 

بند دوم – جهانی

 

در سطح جهانی نهادها و سازمان‌هایی وجود دارند که در جهت تحقق حق بر غذا گام بر می دارند به طور کلی، نهادهای بین‌المللی از دو جنبه به دستیابی حق بر غذا می پردازند.

 

نهادهایی نظیر شورای حقوق بشر (کمیسیون سابق حقوق بشر ) یا کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از جنبه‌های نظری و حقوق بشری حق بر غذا ‌به این مطلب می پردازند و سازمان جهانی خواربار و کشاورزی (فائو) و صندوق بین‌المللی توسعه کشاورزی با فعالیت های عمل گرایانه، به ویژه با بهره گرفتن از روش های کشاورزی پایدار تلاش می‌کنند تا حق بر غذای بشری و به طور خاص مردمان

 

تنگدست، کشاورزان خرده پا و مردمان بومی که بیشترین آسیب را از وضعیت نامناسب امنیت غذایی در سطح جهانی متحمل شده اند، محقق شود.

 

با توجه به مطالب بیان شده بررسی نقش و فعالیت سازمان های بین‌المللی در زمینه تحقق حق بر غذای کافی از اهمیت فراوانی برخوردار است. ‌به این منظور در این مقاله در ابتدا به تعریف حق بر غذا از منظر حقوق بین الملل پرداخته شده و در ادامه فعالیت نهادهای زیرمجموعه سازمان ملل متحد از جمله کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و دیگر نهادها و سازمان های تخصصی وابسته به سازمان ملل متحد بررسی می شود. در بخش بعدی به جهت نقش اصلی و تأثیرگذار سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) در زمینه تحقق حق بر غذا، به طور ویژه عملکرد این سازمان مورد تحلیل و بررسی قرار می‌گیرد.

 

الف – جایگاه حق بر غذا در نظام بین‌المللی حقوق بشر

 

دستیابی انسان به جنبه هایی از خواست ها و نیازهایش که لازمه حیات مادی و معنوی است، جزء حقوق بشر می‌باشد.[۹۰]حق حیات و برخورداری از استاندارد زنگی مناسب ( از جمله غذا) شامل حقوق بشر بوده و از این رو حقوق بشر، نظام حقوقی خاصی است که برای حمایت از آن پیش‌بینی شده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:35:00 ق.ظ ]