|
|
|
نتایج ارائه شده نشان میدهد که نمره آزمودنی شماره ۲ در مقیاسهای تمایل جنسی، احقاق جنسی و ذهنآگاهی افزایش و در شاخص تعارضات زناشویی در مراحل پس از درمان و پیگیری روند کاهشی نسبتاً قابلملاحظهای داشته است. درصد بهبودی برای شاخص تمایل جنسی: ۶۴ درصد، برای شاخص احقاق جنسی: ۶۹ درصد، برای شاخص ذهنآگاهی: ۵۰ درصد و برای شاخص تعارضات زناشویی: ۴۴ درصد به دست آمد که اثربخش بودن درمان را نشان میدهد. با ملاحظه این اعداد میتوانیم بگوییم که روش درمانی بهکاررفته برای این آزمودنی اثربخشی متوسط به بالایی در مقیاسهای مورد آزمون نشان داده است. بالاترین درصد بهبودی در شاخص احقاق جنسی و کمترین درصد بهبودی در شاخص تعارضات زناشویی مشاهده شد.
 بر اساس نتایج ارائه شده در جدول ۴ -۳، در نمودار ۴ –۵ تغییرات مربوط به متغیر میل جنسی در آزمودنی دوم در جلسات مختلف درمانی نشان داده است. نمودار ۴- ۵: نمایش تغییرات مربوط به روند تغییر نمرات میل جنسی در آزمودنی دوم بر اساس نمرات کسبشده در پرسشنامه هالبرت با توجه به نمودار، افزایش نمرات آزمودنی از مرحله خط پایه تا جلسه پس از درمان و پیگیری یکماهه مشخص میباشد. بر اساس نتایج ارائه شده در جدول ۴ -۳ در نمودار ۴ –۶ تغییرات مربوط به متغیر احقاق جنسی در آزمودنی دوم در جلسات مختلف درمانی نشان داده است. نمودار ۴- ۶: نمایش تغییرات مربوط به روند تغییر نمرات احقاق جنسی در آزمودنی دوم بر اساس نمرات کسبشده در پرسشنامه هالبرت بر اساس نتایج ارائه شده در جدول ۴ -۳، در نمودار ۴ –۷ تغییرات مربوط به متغیر ذهنآگاهی در آزمودنی دوم در جلسات مختلف درمانی نشان داده است. نمودار ۴- ۷: نمایش تغییرات مربوط به روند تغییر نمرات ذهنآگاهی در آزمودنی دوم بر اساس نمرات کسبشده در پرسشنامه بائر بر اساس نتایج ارائه شده در جدول ۴ -۳، در نمودار ۴ –۸ تغییرات مربوط به متغیر تعارضات زناشویی در آزمودنی دوم در جلسات مختلف درمانی نشان داده است. نمودار ۴- ۸: نمایش تغییرات مربوط به روند تغییر نمرات تعارضات زناشویی در آزمودنی دوم بر اساس نمرات کسبشده در پرسشنامه ثنایی نمرات آزمودنی شماره ۲ در تکتک مقیاسها و در طول مراحل پیش از درمان، حین مداخله، پس از درمان و پیگیری، در جدول ۴-۲ ذکرشده است. در ادامه به بررسی این نمرات میپردازیم. جدول ۴- ۴: نمرات آزمودنی شماره ۳ در مرحله خط پایه، حین مداخله، پس از درمان، پیگیری و میزان اثربخشی
مقیاس خط پایه جلسه سوم جلسه ششم پس از درمان میانگین مداخلات انحراف استاندارد مداخله درصد بهبودی پس از درمان درصد کاهش نمرات پس از درمان ضریب کوهن میانگین مداخلات ضریب اثر میانگین مداخلات جلسه پیگیری درصد بهبودی جلسه پیگیری درصد کاهش نمرات پیگیری ضریب کوهن جلسه پیگیری ضریب اثر جلسه پیگیری
شاخص تمایلات جنسی ۱۰ ۲۲ ۳۷ ۴۸ ۶۷/۳۵ ۰۵/۱۳ ۷۲% ۲۵۶ ۷۷/۲- ۸۲/۰- ۵۲ ۸۰% ۴۲۰ ۴۲
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[شنبه 1400-08-01] [ 11:59:00 ب.ظ ]
|
|
۲-۱-۸- مشتری یکی از گام های مهم در اجرای مدیریت کیفیت جامع، تعریف مشتری است که باید مشتری فعلی و بالقوه سازمان تعیین شود (سروانس، ۲۰۰۴). از دیدگاه مدیریت کیفیت، تعریف مشتری وسیعتر است و هر نوع مشتری داخلی و خارجی را شامل میشود و مشتری به هر کس یا سازمانی که تولید یا خدمت یک فرد یا یک گروه و یا یک سازمان را دریافت میکند؛ اطلاق میشود. منظور از مشتری داخلی کارکنان سازمان و منظور از مشتری خارجی کسانی میباشند که مصرف کننده نهایی محصول یا خدمت سازمان هستند. در فرهنگ مدیریت کیفیت جامع هر فرد در هر واحد که کار میکند دارای دو نقش است که در نقش اول، ارائه دهنده خدمات و یا محصولات به همکار خود و یا به مشتری خارجی است و در نقش دوم، دریافت کننده خدمات و یا محصولات از فرد دیگر است (نلسون[۸۴]، ۱۹۹۰). ۲-۱-۸-۱- رضایت مشتری یکی از مفاهیم اساسی مدیریت کیفیت، رضایت مشتری است. رضایت مشتری به ادراک مشتری نسبت به محصولات و خدمات ارائه شده بستگی دارد. با سنجش رضایت مشتری، مدیران قادر به درک انتظارات مشتری می شوند. بدین منظور باید بازخوردهای دریافت شده از سوی آنها را مورد توجه قرار دهند. کاتلر، رضایت مشتری را احساس مسرت با دلسردی فرد در نتیجه مقایسه نتایج دریافت شده با انتظاراتش تعریف می کند. هنان و کارپ سه سوال را برای سنجش رضایت مشتری مطرح می کنند:

-
- شرکت چه چیزی را باید بهبود دهد ؟
-
- چگونه و تا چه اندازه آن را بهبود دهد؟
-
- تا چه اندازه باید نسبت به رقبای خود بهتر عمل کند؟
این ارزیابی باید در هر زمانی که یک عامل جدید به محیط وارد می شود و یا تغییرات جدیدی رخ می دهد، انجام شود (سایوز[۸۵]، ۲۰۰۰). رضایت مشتری نتیجه جمعی درک، ارزیابی و عکس العمل فیزیولوژیکی مشتری نسبت به تجربه مصرف کالا یا خدمات می باشد (یان؛ لیو؛ چانگ فنگ؛ زو؛ انگ وو و چن، ۲۰۰۶). مدیران معمولاً به دنبال سود مالی سریع و آسان آن هستند و نقش رضایت زیر دستان را برای رسیدن به رضا یت مشتری خارجی و سودآوری مورد توجه قرار میدهند (فیسی کوا[۸۶]، ۲۰۰۴). تأمین رضایت مشتری هدف اساسی مؤسسات تولیدی و خدماتی میباشد. مشتریان ناراضی با تبلیغات منفی علیه محصولات شرکت باعث میشوند که مشتریان بالقوه نسبت به محصولات شرکت بدبین شده و در خریدهای احتمالی آینده محصولات این شرکت را نخواهند خرید، در نتیجه به دلیل کاهش مشتریان، فروش و سهم بازار شرکت نسبت به رقبا کاهش خواهد یافت و ادامه بقای شرکت با مشکل مواجه خواهد شد (عالی، ۱۳۸۳). آنچه امروز بیش از پیش اهمیت دارد توجه به مشتری، تعهد به مشتری، رضایت مشتری تا سر حد خشنودی است، چرا که رضایت مشتری مزایای زیادی همچون جلب اعتماد عمومی ترغیب، تشویق، تکرار معامله و وفاداری، بهبود افزایش فروش شرکت، کاهش هزینه جلب مشتری جدید، ایجاد مزیتهای رقابتی، دور کردن مشتریان از رقبا و نهایتاً رشد و توسعه پایدار را برای سازمان به همراه دارد (بال[۸۷] و بال، ۲۰۰۹). رضایت مشتری امری فراتر از تاثیری مثبت بر روی تلاش های به عمل آمده در شرکت است. این امر نه تنها کارکنان را به فعالیت وادار می کند، بلکه منبع سودآوری نیز برای شرکت تلقی می شود. رضایت مشتری مزایای بسیاری برای شرکت ایجاد می کند و سطوح بالاتر از رضایت مشتریان، به وفاداری آنها منجر میشود. با مرور ادبیات مرتبط با موضوع، با دو رویکرد برای تعریف رضایت مواجه میشویم (الکلتی[۸۸]، ۲۰۰۶؛ مکنیر؛ پلوتنیک و سیلوی[۸۹]، ۲۰۰۰). در رویکرد اول، رضایت حالتی است که پس از مصرف محصول یا استفاده از خدمت برای مشتری حاصل می شود. در رویکرد دوم، رضات فرایند درک و ارزیابی مشتری از تجربه مصرف محصول یا استفاده از خدمات است. علاوه بر این، مشتری رضایت مندی را از جنبه های متعددی که در ادامه بیان می شود تجربه می کند: به طور کلی و بر اساس محصولات سازمان ویژگی های ممتاز عملکردی محصولات سازمان نحوه برقراری تماس و نحوه تعامل با مشتری نحوه برقراری ارتبط با سازمان با مشتری پیش از خرید نحوه برقراری ارتباط سازمان با مشتری پس از خرید محصول (الکلتی، ۲۰۰۶؛ مکنیر؛ پلوتنیک و سیلوی، ۲۰۰۰). دانشمندانی همچون پاراسورمان و کرون روس رضایت مشتریان را در کیفیت خدمات میدانند و برای اندازه گیری آن دو ابزار زیر را معرفی میکنند: ۱- مقیاس کیفیت خدمات ۲- مدل فنی عملیاتی کیفیت خدمات مقیاس کیفیت خدمات، از طریق مقایسه انتظارات مشتری از کیفیت با ادراکات او از کیفیت دریافت شده، کیفیت خدمات (رضایت مشتری) را محاسبه میکند. در مدل فنی عملیاتی کیفیت خدمات، کیفیت فنی شامل آن چیزی است که عرضه می شود و کیفیت عملیاتی چگونگی عرضه ان را در بر میگیرد (گودرزی و رمضانپور نامقی، ۱۳۸۹). ۲-۱-۸-۲- الگوهای رضایت مندی مشتری ۲-۱-۸-۲-۱- الگوی رضایت مندی مشتری سوئدی سوئد اولین کشوری بود که شاخص های رضایت مشتری در سطح ملی را در سال ۱۹۹۲ مشخص کرد (فورنل[۹۰]، ۱۹۹۲) الگوی اولیه کشور سوئد که در شکل مشاهده می شود، شامل دو محرک اولیه ارزش ادراک شده و انتظارات مشتری است. ارزش ادراک شده عبارت است از سطح دریافت شده از کیفیت نسبت به قیمت پرداخت شده. کیفیت نسبت به پول پرداختی یکی از شاخص های است که مشتری به وسیله آن محصولات و خدمات مختلف را با هم مقایسه می کند (محمدی، ۱۳۸۸). شکل ۲-۱٫ الگوی رضایت مشتری سوئدی ۲-۱-۸-۲-۲- الگوی رضایت مندی مشتری آمریکایی این الگو بر گرفته از الگوی کشور سوئد است. شاخص رضایت مشتری در وسط این زنجیره قرار گرفته است. همان گونه که در شکل دیده می شود انتظارات، ارزش درک شده و کیفیت درک شده به عنوان عوامل مؤثر بر رضایت مشتری معرفی شده اند. از سوی دیگر وفاداری مشتری و شکایت مشتری به عنوان خروجی های الگو مطرح شده است. اختلاف اصلی این الگو با الگوی سوئد اضافه شدن کیفیت ادراک شده به صورت مجزاست (محمدی، ۱۳۸۸).
-
- کیفیت درک شده : شامل ارزیابی کلی مشتری از کیفیت محصول یا خدمات ارائه شده سازمان در آخرین تجربه او از مصرف می باشد. این عامل اثر مستقیم و مثبت بر رضایت مشتری دارد.
-
- ارزش درک شده : سطح درک شده کیفیت محصول، در مقایسه با قیمتی که برای خرید آن محصول پرداخت شده است.
-
- انتظارات مشتری : این متغیر شامل دو بخش می شود. اولین بخش انتظارات مشتری، پیش از مصرف محصول یا دریافت خدمت است که از منابع غیر تجربی و از راه هایی مانند آگهی ها، تبلیغات و یا توصیه زبانی سایر مشتریان ایجاد میشود. دومین بخش شامل پیش - بینی مشتری درباره قابلیت تولید کننده و یا ارائه کننده خدمت در زمینه تأمین کیفیت کالا یا خدمت در آینده می باشد. پس از بررسی ورودی های مدل، خروجی ها مطرح میگردند. مطابق یک تئوری معروف در علم بازاریابی، پیامد فور ی افزایش رضایت مشتری، همانا کاهش میزان شکایات او و افزایش میزان وفاداری مشتری است. یعنی اینکه افزایش میزان رضایت مشتریان، علاوه بر کاهش شک ایت مشتری ، میزان وفاداری و اعتماد او به سازمان را نیز مضاعف می سازد (گریگرودیس و سیس کاس[۹۱]، ۲۰۰۳).
شکل ۲-۲٫ الگوی رضایت مشتری آمریکایی ۲-۱-۸-۲-۳- الگوی اولیه رضایتمندی مشتری نروژی الگوی اولیه رضایت مشتری نروژی شبیه الگوی آمریکایی اصیل است با این تفاوت که شامل تصویر شرکت و ارتباطش با رضایت مشتری و وفاداری مشتری می شود. عامل کلیدی در درک تصویر شرکت، جایگاه عوامل سازمانی در ذهن مشتریان است. همراه با تکامل بازاریابی، که گرایش تجاری به بازاریابی رابطهای توسط سازمانهای ارائه دهنده خدمت تغییر یافت، الگوی رضایت مشتری نروژی هم به گونه ای در طول زمان توسعه یافت که متضمن یک تعهد ارتباطی باشد. این الگو روی دو جزء عاطفی و حسابگرانه تعهد تمرکز می کند. در حالی که جزء عاطفی داغ تر یا احساسی تر است، جزء حسابگرانه مبتنی بر جنبه های سرد ارتباطات از قبیل هزینه های تغییر شرکت مشتری است. اجزای تعهد در الگو، نشان دهنده اثرات رضایت مشتری روی وفاداری هستند (فونسکا[۹۲]،۲۰۰۹). ۲-۱-۸-۲-۴- الگوی رضایتمندی مشتری اروپایی الگوی رضایت مشتری اروپایی نیز تفاوت دیگری را با الگوی رضایت مشتری آمریکایی ارائه میکند. انتظارات مشتری، کیفیت درک شده، ارزش درک شده، رضایت مشتری و اجزای وفاداری مشتری همانند الگوی رضایت مشتری آمریکایی در این الگو وجود دارند. دو تفاوت اساسی بین الگوی رضایت مشتری آمریکایی و اروپایی وجود دارد. اول اینکه الگوی رضایت مشتری اروپایی، شامل وقوع رفتار شکایتی به عنوان یک پیامد رضایت نمیشود. دوم اینکه همانند الگوی رضایت مشتری نروژی، الگوی رضایت مشتری اروپایی هم شامل تصویر شرکت به عنوان یک متغیر پنهان میشود. تصویر شرکت به طور آشکاری تأثیر مستقیمی بر انتظارات مشتری، رضایت و وفاداری آن دارد (فونسکا، ۲۰۰۹). تجارب موفقیتآمیز آمریکا در تعیین شاخص رضایت مشتری، موجب شد تا سازمانهای اروپایی همچون مؤسسه کیفیت اروپا و سازمان مدیریت کیفیت اروپا، تحت حمایت اتحادیه اروپا، اقدام به ایجاد شاخص رضایت مشتری در اروپا بنمایند. مطابق این مدل محرک های رضایتمندی مشتری، تصویر درک شده توسط مشتری، انتظارات مشتری، کیفیت درک شده و ارزش درک شده (ارزش مالی) میباشند. کیفیت درک شده به نوبه خود به دو بخش تقسیم میگردد:"سخت افزار"، به معنای بخشی از کیفیت است که مربوط به ویژگی های محصول می باشد و “نرم افزار"، به معنای بخشی از کیفیت است که نمایانگر ویژگیهای خدمات ارائه شده می باشد (اندرسون و فورنل[۹۳]، ۲۰۰۰). ۲-۱-۸-۲-۵- الگوی رضایتمندی مشتری سوئیس ایجاد این شاخص ملی از سال ۱۹۹۶، طی یک پروژه تحقیقاتی در دانشکده امور بازاریابی و کسب و کار از دانشگاه بازل آغاز شد. مهمترین اصلاحاتی که در این مدل صورت گرفته، معرفی یک متغیر جدید به نام مکالمه مشتری و در مرحله بعد توسعه روش محاسبات در اندازه گیری متغیر وفاداری مشتری میباشد. متغیر مکالمه مشتری نیز بوسیله سه شاخص معین اندازه گیری می شود:
-
- تمایل برای برقراری تماس کلامی یا ارتباط با ساز مان تولیدی (یا ارائه کننده خدمت)،
-
- سهولت در گفتگو با مشتری،
-
- رضایت از طریق گفتگو.
متغیر وفاداری مشتری نیز بوسیله سه شاخص معین اندازه گیری میشود:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۵۷۶۷۲
۶۱۶۴۸
۳/۱%
امریکا
۳۸۸۰۶
۴۰۹۹۷
۴۶۱۱۵
۴/۲%
کل
۹۴۴۹۷
۹۸۱۴۳
۱۰۷۱۵۶
۸/۱%
منبع: Data Monitor Analysis جدول شماره ۱-۱- میزان مصرف نوشیدنیها را در کشورهای اروپایی و کشور امریکا را نشان میدهد. همانطور که مشاهده می شود درصد میزان مصرف نوشیدنیها از سال ۱۹۹۸ تا سال ۲۰۰۸ برای تمام کشورها رشد داشته که نشان دهنده اهمیت مناسبتها برای مصرف محصولات و خدمات است.
 بنابراین از لحاظ تئوری با توجه به ضعف مبانی نظری و فقدان مطالعات انجام شده در این زمینه ضرورتی در انجام این تحقیق دیده می شود و از لحاظ عملی با توجه به حضور گسترده بانکها و موسسات دولتی و خصوصی و افزایش رقابت بین آنها، ضرورت دارد که بانکها برای حفظ و افزایش سهم بازار خود، شیوه های نوین بازاریابی مانند بازاریابی براساس مناسبتها را دنبال نمایند و از طریق تدوین راهبرد بازاریابی براساس مناسبتها به اهداف مورد نظرشان دست یابند. ۲-۱- اهداف پژوهش هدف اصلی: تدوین راهبرد بازاریابی مناسبتی برای گروه های منتخب مشتریان بانک کشاورزی اهداف فرعی:
- شناسایی مناسبتها و اولویت بندی آنها برای مشتریان منتخب
- شناسایی کانالهای ارتباطی مطلوب مشتریان جهت اطلاعرسانی
- شناسایی نوع پیامهای ارسالی به مشتریان در ایام مناسبتها از دیدگاه مشتریان منتخب
۳-۱- سوالات پژوهش سوال اصلی: راهبرد بازاریابی مناسبتی موثر برای گروه های منتخب مشتریان کدام است؟ سوالات فرعی:
- مشتریان منتخب به چه مناسبتهایی علاقه دارند و اولویت مناسبتها چگونه است؟
- کدام کانالهای ارتباطی برای اطلاعرسانی به مشتریان در مناسبتهای مورد علاقه آنان مطلوب است؟
- چه پیامهایی در مناسبتهای مورد توجه مشتریان منتخب ارسال شود؟
۴-۱- نتایج مورد انتظار از اجرا و استفادهکنندگان (مستقیم و غیرمستقیم) از نتایج پژوهش
- کمک به مدیران بانکها جهت استفاده از پتانسیل مناسبتها به منظور جذب منابع بیشتر و افزایش سهم بازار و سودآوری
- کمک به مدیران بازاریابی برای طراحی راهبرد بازاریابی براساس مناسبتها
- کمک به شرکتهای تبلیغاتی و پیشبرد فروش برای ساخت تیزر و آگهیهای تبلیغاتی
- کمک به محققان برای پژوهشهای آتی در این زمینه
۵-۱- تعریف عملیاتی متغیرها
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
همگرایی ملی: همگرایی با مفاهیمی چون وفاق، همنوایی و انسجام رابطه نزدیک دارد. این مفهوم در حوزه های مختلف علوم اجتماعی کاربرد دارد. وقتی جامعهای را به عنوان یک سیستم در نظر گیریم که دارای تمایل ذاتی به تعادل و ثبات باشد، در آن صورت گرایش به منازعات و تضاد امری نامعقول به نظر میرسد (مقصودی، ۲۲:۱۳۸۰). در فرهنگ علوم اجتماعی تعریف همگرایی اینگونه بیان شده است: تمایل اندیشهها، افکار، گرایشها و بینشهای متمایز به نقطه مشترک که مورد پذیرش همه افراد خواهد بود. در این پژوهش همگرایی عبارت است از تمایل کلیه اقوام ایرانی در پهنه جغرافیایی ایران و سایر هموطنان به اتخاذ مواضع مشترک بر اساس منافع و هویت ملی مشترک جهت مقابله با هر گونه تهدید اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است که وحدت ملی را به مخاطره می اندازد. هر اندازه این رابطه افزایش یابد زمینه ی برطرف نمودن اختلافات و رفع نیازها بیشتر خواهد شد. واگرایی ملی: واگرایی در لغت به معنای فاصله گرفتن و به راههای متفاوت رفتن است. که با همگرایی رابطه معکوس دارد واگرایی نشان از وجود مرزها، فاصله ها و اختلاف بین گروه ها و نهادها است که ریشه ی آن در ارزیابی افراد از منافع متضاد می باشد. بطور کلی می توان گفت که واگرایی عبارت از رشد فزاینده ی هویت قومی و سایر هویت های مادون در برابر هویت ملی است.(اچ لاور، ۱۳۷۳ : ۳۲) ۱۰-۱-۱- روش تحقیق روش تحقیق در این پژوهش مبتنی بر روش تحلیلی توصیفی است که با بهره گرفتن از ابزار و تکنیکهای جمع آوری اطلاعات، کتب، مقالات، روش های اسنادی و کتابخانه ای تدوین شده است. تاکید اصلی محقق بر پژوهشهای تاریخی در چند دهه اخیر می باشد همچنین با درک این نکته که ابعاد و دامنه ی علل و بروز شکافهای هویتی و مطالبات گریز از مرکز محدود به علل و عوامل تاریخی نیست و تحت شرایط موجود جامعه اتفاق می افتد از روش تحلیل محتوی تقاضاهای قومی در چند دهه اخیر استفاده شده است. ۱۱-۱-۱- متغیرهای مورد بررسی در این پژوهش بدنبال تبیین رابطه بین دو متغیر مستقل، ساخت دولت مدرن در ایران و متغیر وابستهی هویت ملی هستیم. بدین معنا که هویت ملی تحت تاثیر سیاست های دولت ملی شکل گرفته است. بدیهی است میزان وابستگی و گرایش به هویت ملی از طریق بررسی تاریخی رخدادهای همگرایانه یا واگرایانه در ایران سنجیده می شود و هر اندازه مشارکت مردم ایران در یک رخداد ملی افزایش یابد نشان از همگرایی خواهد بود. این بدین معنی است که حوادث تاریخی و مراحل انعطاف تاریخی یا رخ دادهای مهم می تواند به عنوان پارامتر اندازه گیری همگرایی یا واگرایی ملی باشند. روش گرد آوری اطلاعات مبتنی بر مطالعات تاریخی جامعه شناختی از طریق مطالعات کتابخانه ای میباشد. روش و ابزار تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده توصیفی بود. میزان مشارکت مردم ایران در حوادث ملی ابزار سنجش وابستگی یا عدم وابستگی به هویت ملی خواهد بود. ۱۲-۱-۱- سازماندهی تحقیق پژوهنده برای فهم بیشتر موضوع و آشنایی سایر پژوهندگان با مفاهیم و اصطلاحات مورد پژوهش، آن را در چهار فصل سازماندهی نموده است. فصل اول شامل سه بخش است: بخش اول شامل کلیات تحقیق، بخش دوم: نظریات مختلف درباره ی منشا دولت از عهد باستان تا کنون است و در بخش سوم این تحقیق مفهوم هویت ملی بررسی می شود. فصل دوم پژوهش .ماهیت دولت در ایران و فصل سوم به چگونگی تکوین هویت ملی ایران می پردازد. فصل چهارم این پژوهش به بررسی ناکارآمدی دولت ایران در ساخت هویت ملی اختصاص دارد.
 بخش دوم: چارچوب نظری تحقیق ۱-۲-۱- چارچوب نظری تحقیق در پژوهش فعلی به دنبال یافتن رابطه ای بین ماهیت دولت ایرانی (شبه مدرن) و چگونگی تکوین هویت ملی هستیم. در واقع با پیوند زدن بین دو مقوله ی دولت و هویت برآنیم تا تاثیر تشکیل دولت ملی در ایران را بر چگونگی ساخت هویت ملی بررسی نمائیم. بدیهی است این امر مستلزم شناخت و ماهیت دولت و نیروهای اجتماعی و نیازها و ضرورت های آن دوره ی تاریخی است. پرورش حس تعلق به سرزمینی به نام وطن و تکوین هویت ملی بر اساس یک محدوده ی جغرافیایی، قدرت سیاسی و متمرکز و در حال تاسیس پهلوی را به این ایده رسانید که افراد ملت علاوه بر حس تعلق به یکدیگر باید به سرزمینی تعلق گیرند و به آن عشق ورزند. این امر در تکوین پروژه ی دولت–ملت سازی از اهمیت شایان توجهی برخوردار بوده است از آنجایی که تکوین دولت مطلقه پهلوی مستلزم تمرکز در منابع قدرت سیاسی و ابزارهای آن بود، دو اقدام هم زمان برای از میان برداشتن تکثر و پراکندگی گروه های اجتماعی و تمرکز در درون ساخت دولت انجام شد محور اصلی سیاست فرهنگی پهلولیسم ایران گرایی و شاه پرستی بود. پژوهنده معتقد است گر چه هویت پدیده ای سیال و متاثر از عوامل گوناگونی است اما ساخت دولت شبه مدرن دوره ی پهلوی و سیاست های آن از عوامل مهم و تاثیر گذار بر چگونگی ساخت هویت ملی ایرانیان است. پهلوی اول اقدام به دست کاری و جابجایی ساختارهای سنتی نمود از جمله شورش های ایلی را سرکوب کرد. به تخت قاپو کردن ایلات و عشایر پرداخت سیاست های تشویقی را برای توسعه و تقویت زبان فارسی انجام داد به گسترش آموزش و پرورش رسمی دست زد. ایجاد ارتش متمرکز نمود و دستگاههای اداری متمرکز را تاسیس کرد لباس ها را متحدالشکل نمود و در مجموع اصلاحات و نوسازی فرهنگی رضا شاه بر سه محور ناسیونالیسم باستان گرا و تجددگرایی و مذهب زدایی دور می زد. در دوران پهلوی دوم نیز این سیاست ها دنبال شد. در حقیقت محمدرضا شاه پهلوی با طرح هویت ملی در صدد حل بحران هویتی ناشی از توسعه سریع و حل بحران مشروعیت بود. با این توضیحات می توان گفت هویت ملی در ایران متاثر از ساخت دولت مطلقه ی پهلوی است و محقق به دنبال اثبات این مطلب است. بدیهی است قبل از آنکه این موضوع بیشتر مورد کاوش قرار گیرد. در این فصل مراحل تکوین دولت ها از نظر تاریخی بررسی می شوند تا به چگونگی ساخت دولت مطلقه برسیم خلاصه آنکه می توان بر اساس طرح نظری زیر تکوین هویت ملی در ایران را توجیه نمود. عضویت در اجتماع ملی ورود اندیشه ناسیونالیسم به ایران نقش دولت شبه مدرن درتولید هویت تکوین هویت ملی در ایران ۲-۲-۱-تاملی در مفهوم دولت دولت یکی از موضوعات کلاسیک علم سیاست بوده و هست بطوری که بیشتر نظریه پردازان سیاسی مطالعه دولت را علت وجودی علم سیاست میدانند از آنجائیکه دولت تبلور قدرت است این نظریه پردازان با حساسیت زیادی به مفهوم قدرت توجه دارند. این ویژگی دولت می تواند به گونه ای زندگی افراد را شکل داده و کنترل کند بطوری که هیچ نهاد دیگری نمی تواند چنین کارکردی داشته باشد. لذا هر پدیدهای در جامعه به و وسیله دولت سازمان می یابد. بلونچلی در نظریه دولت میگوید: علم سیاست در معنای واقعی آن علمی است که با دولت سر و کار دارد و تاریخ نظریه سیاسی عمدتاً حول دولت دور میزند. با این حال هنوز به معنای مشترکی درباره مفهوم دولت نرسیده ایم و ماهیت دولت تا بحال در هالهای از ابهام فرو رفته است. از یک نظر دولت در زندگی افراد و جامعه به صورت قهر آمیز وارد می شود و از سوی دیگر متضمن امتیازات و حمایت ی معینی برای اعضای آن است که هیچ نهاد دیگری توان اجرای آن را ندارد از طرفی دولت هم نماینده ی طبقات مسلط است و از طرفی دیگر عرصه ای است که درآن منافع عمومی جامعه صورت بندی می شود. دولت هم چارجوب حقوقی، سیاسی و قهری جامعه را تعیین می کند، و هم در عین حال احساس تعلق به یک جامعه ی وسیعتر را بوجود می آورد. بنابراین به نظر می رسد که دولت کارکردهای متناقض را اعمال می کند، بطوری که این ویژگی آن امکان مفهوم سازی را دشوار می سازد اینکه کدام ویژگی از ویژگیهای مذکور دولت فرعی و کدام اصلی است اغلب مورد اختلاف می باشد این اختلافات زمینه تنوع در نظریه پردازهای دولت را فراهم می نمایند و امکان برداشتهای مختلف از کارکردهای آن در آینده را مهیا می سازند. (چاوندیک، ۱۳۷۷: ۴۳-۴۰) اما آنچه که مورد پذیرش اکثریت نظریه پردازان است، ضرورت وجود دولت و مرجعی برای تنظیم روابط انسانی است که اطمینان به زندگی را حفظ کند. مشکل هنگامی ظاهر می شود که بخواهیم درباره نوع مفهوم دولت اظهار نظر نمائیم در آن صورت مکاتب مختلفی نظیر لیبرالیسم، مارکسیسم، ناسیونالیسم، الیتیسم و… ظاهر می شوند که هر کدام رویکرد مختلفی نسبت به ویژگیهای دولت دارند. با این توضیح می توان گفت بستگی به نوع ایدئولوژی و مکاتب مختلف تعاریف متفاوتی از دولت وجود دارد. دولت گرایانی که معتقد به جدایی دولت از جامعه می باشند و تمرکز آنان بر مفهوم قدرت استوار است، نظریه های جامعه محور را مورد انتقاد قرار می دهند و می گویند این امر دولت را به جامعه تقلیل میدهد و دولت ماهیت خاص خود را به عنوان یک بازیگر اجتماعی و یک ساختار مستقل، از دست می دهد. بطورمثال اسکاچپول و سایر نظریه پردازان به نکات زیر توجه می کنند: ۱-دولت بهترین و اغلب تنها بازیگر زندگی سیاسی است که برنامه ها را تعیین می کند و بدین وسیله بر جامعه تاثیر می گذارد. ۲-دولت کارکردهای اختصاصی خود را نظیر مقاومت در مقابل فشارهای خارجی، حفظ نظم و قانون و تامین در آمد در انحصار دارد. (اسکاچپل، ۱۳۷۶ : ۴۴) ۳-۲-۱- تعریف دولت در تعریف کلی گفته می شود که دولت عبارت است از عده ای مردم که به طور دائم در یک سرزمین زندگی می کنند و دارای حکومتی هستند که مبادرت به وضع و اجرای قانون می کند و از یک اقتدار عالیه برخوردار است که آنها را از تعارضات داخلی و خارجی دور نگه می دارد. گارنر در تعریف دولت می گوید: انسانهای کمابیش زیادی که سرزمینی را در تصرف دائمی دارند، از کنترل خارجی مستقل و یا به تقریب مستقل هستند و حکومت سازمان یافته ای دارند که بیشتر ساکنان آن سرزمین به طرز مرسوم از آن اطاعت می کنند. (طاهر۱۶۷:۱۳۸۰) مک آیور دولت را به شرح زیر تعریف می کند: دولت مجتمعی است که بنا به قانون توسط حکومتی واجد قدرت اجبار کننده است و در اجتماعی شکل میگیرد که سرزمین مشخصی دارد و شرایط عمومی و بیرونی نظم اجتماعی را حفظ می کند. هارولدلاسکی در تعریف دولت مسئله اجبار را مورد توجه قرار می دهد و می گوید: دولت اجتماع سرزمینی است که در آن رابطه شهریاری – شهروندی در داخل حوزه ای معین و در قالب دولت شکل می گیرد که بر همه نهادهای دیگر ادعای برتری دارد. (سیف زاده،۱۳۷۹: ۹۲) ماکس وبر، دولت را هیئتی می داند که نه تنها مدعی حق اعمال زور است، بلکه مدعی انحصار چنین حقی هم در قلمرو خود است. ۴-۲-۱- نظریه های دولت ۱-۴-۲-۱- دیدگاه افلاطون دولت از دیدگاه افلاطون زائیدهی احتیاج، نوع بشر است از آنجائی که هیچ کس به تنهایی قادر به تامین نیازهای خویش نیست و هر شخصی برای تامین نیاز فرد دیگر و تامین نیازهای خود به اجبار تن به نوعی رابطه داد و ستدی می دهد این روابط متقابل در نهایت منجر به ایجاد ساختی به نام دولت می شوند عامل دیگری که افلاطون بر آن تاکید می کند و آن را یکی از عوامل ایجاد دولت می داند اختلاف طبیعی استعدادهای انسانی است و هر فردی بر مبنای استعداد خود قادر است چیزی را بیافریند که درنهایت موجب تامین نیاز فرد دیگر می شود. به نظر افلاطون هر جامعه ای به دو چیز نیاز دارد یکی از آنها، وجود هیاتی یا فردی حاکم در جامعه است که وظیفه خاص دارد و آن عبارت از تشخیص منافع کلی همگان و انتخاب بهترین راه برای تامین آن منافع است.دومین عامل وجود مقررات و قوانین لازم برای جلوگیری از استفاده ی شخصی افراد حاکم و محدود نمودن قدرت آنهاست، وی معتقد به یک دولت طبقاتی است که متشکل از حکمرانان، جنگ آوران و تولید کنندگان است. این طبقه بندی بر مبنای خصلت های فردی ایجاد می شود که اغلب فطری میباشند. افلاطون در کتاب جمهور دولتها را بر حسب میزان فضیلت، از دولت کمال مطلوب جمهوری به تیموکراسی، الیگارشی و سپس دموکراسی و در نهایت تیرانی، طبقه بندی می کند. وی دولت مطلوب جمهوری را به دلیل غیر قابل عمل بودن کنار گذاشت و یک دسته بندی دو سویه از دولتهای قانونی و غیر قانونی تنظیم نمود: دولت های رعایت کننده ی قانون به ترتیب شامل، ۱-منارشی (پادشاهی ) ۲-آریستو کراسی (اشراف سالاری ) ۳- دموکراسی ( مردم سالاری ) مبتنی بر قانون اساسی دولت های بی توجه به قانون : ۱- تیرانی ( ستمگری ) ۲-اولیگارشی (سالاری توانگران ) ۳- دموکراسی بی قانون ( عالم، ۱۳۷۸ : ۱۵-۴۸) ۲-۴-۲-۱- ماهیت دولت از نظر ارسطو ارسطو را میتوان نخستین دانشمند علم سیاست دانست، او با افلاطون موافق بود که سیاست مدار باید قادر به ایجاد دولت کمال مطلوب باشد هر دولتی نوعی جامعه تلقی می شود، غرض دولت یا جامعه ی سیاسی عبارت از تحصیل بزرگترین خیرها در عالیترین صور آن برای اعضای جامعه ی سیاسی است. علت و دلیل ایجاد دولت، تأمین احتیاجات ابتدائی زندگی است دولت ساخته و پرداخته ی طبیعت است و بر افراد جامعه تقدم دارد دولت در مرحله ی آخر تشکیل خانواده قرار می گیرد و بنابراین جزئی از رشد و توسعه ی خانواده است، زیرا اگر فلسفه ی وجود خانواده را در نظر بگیریم می بینیم آن هدفی که خانواده اساساً به قصد انجام آن بوجود آمده است همان هدف را دولت در سطح رفیع تر و با تشکیلات وسیعتر به طور کامل انجام میدهد. دولت برای این بوجود آمده است که یک زندگی خوب برای شهروندان خود تامین کند و گرنه تامین یک زندگی بی خصلت و خاصیت هدف نیست. در این اندیشه حوزه ی اختیارات دولت وسیع تلقی شده است دیدگاه ارسطو بر خلاف نظر افلاطون به واقعیت نزدیکتر است در واقع ارسطو موضعی بین ماتریالیسم و ایده آلیسم دارد. لذا هدف دولت و غایت آن را در واقعیت های موجود زندگی می بیند و در تعریف دولت می گوید: جامعه ای است که از اختلاط مردمانی بوجود می آید که در مکان مشترکی به سر می برند و با هم آمیزش و وصلت دارند، از این رو در شهرها پیوندهای محبت آمیز خانوادگی و برادری ها، گذشت ها، فداکاری ها و تفریحات مشترک که همه را دور هم جمع می کند، بوجود می آید.(همان،۱۵۹) ۳-۴-۲-۱- ماهیت دولت از دیدگاه لاک جان لاک انسانی بود فعال و پرکار و پرتحرک، او استاد دانشگاه، پزشک، دیپلمات، کارمند دولت و اقتصاددان و رساله نویس بود که در سالهای آخر زندگیش به عنوان نویسنده ی مشهور خود را صمیمانه وقف سیاست و دستگاه اداری دولت کرد وی از پیامبران انقلاب ۱۶۸۸ بود که اکثر آثار او در سالهای دوروبر ۱۶۸۸ منتشر شد ( طاهری، ۲۴۳:۱۳۸۰). عقاید وی در زمینه ی اموال ضمانت و الزام حکومت در حفظ اموال مردم و نظریه قرار داد اجتماعی در آغاز تشکیل کشورهای متحده، مورد پسند مردم آن واقع شد و پایه تشکیل جمهوری امریکا قرار گرفت (پازارگاد، ۱۳۵۹: ۳۳-۶۵). لاک معتقد است که انسانها در ذات و منشا با هم برابرند و هیچ کس بر دیگری برتری ندارد بنابراین نسبت به هم در وضعی برابر قرار میگیرند و هیچ گونه فرمانروائی و فرمانبرداری میان آنان وجود ندارد. آزادی طبیعی انسان عبارت است از این که فقط باید از قانون طبعی پیروی کند و همه انسانها موظفند که حقوق همدیگر را رعایت کنند. لاک معتقد است که انسانها به سهولت می توانند بدون دولت بسر بردند اما گرایش آنها به سوی تشکیل دولت حاصل پاره ای از آسایشهایی است که آنان از دولت انتظار دارند، نه از آن رو که وجود دولت بر ایشان امری ضروری باشد. لاک تشکیلات سیاسی پیشنهادی خود را بر اساس دو فرضیه قرار می دهد. یکی شامل وضع طبیعی و دیگری قرار داد اجتماعی، منظور وی از وضع طبیعی (قانون طبیعی) فقط قانونی است که بر رفتار انسانی حاکم است و آن آزاد و برابر بودن مردم است که خود نظام اخلاقی کمال مطلوب است. و اما قرارداد اجتماعی لاک بر خلاف عقاید قرن هفدهم که منشا حکومت ها را خدایان می دانستند می گوید حکومت مدنی محصول قرار داد است و امری صرفاً دنیوی است و دست الهی در استقرار آن دخالتی ندارد. در قرار داد اجتماعی مردم از حق طبیعی خود میگذرند و آن را به دست جامعه می سپرند این امر از طریق رضایت صورت می گرد و به عبارتی مردم از وضع طبیعی می گذرند و به وضع سیاسی وارد می شوند. (طاهری و مقصود لو، ۲۰۴:۱۳۸۲) ۴-۴-۲-۱- دیدگاه اپیکور دوره مابین ارسطو و سیسرون یعنی از مرگ ارسطو تا مرگ سیسرون، سه نوع اندیشه در یونان و جهان اطراف آن رواج یافت یکی فلسفهی اپیکور دیگری فلسفه ی شکاکین و سوم فلسفهی رواقیون، اپیکور ماتریالیست مادی گرا بود و معتقد بود که انسان ذاتاً موجودی خود پسند است. اپیکوریسم معتقد به کسب لذت در زندگی و تامین خوشحالی و مسرت بود اپیکور منظور خود از مسرت را دوری از دردها و نگرانیها عنوان می کرده و ترس از جزای الهی و کیفر آسمانی و بوالهوسی خدایان و ارواح را عامل مزاحم حیات بشر می دانست که برای فرار از آنها محتاج به وسائل تسلی بخش و قبول یک مرام تسلیت آمیز بود. در رابطه با دولت معتقد بود که دولتها و کشورها تنها به منظور ایجاد امنیت به وجود آمدهاند لذا مردم ضمن تشکیل دولت با یکدیگر قرار داد ضمنی منعقد می کنند که مزاحم یکدیگر نباشند و به یکدیگر آزار نرسانند (پازارگاد، ۱۳۵۹: ۱۶۲) به همین دلیل اپیکوریها در عین اینکه اهمیت چندانی به شکل حکومت نمیدادند حکومت سلطنتی را به دلیل اینکه حکومتی بسیار قوی و بیشتر امنیت را تامین می کند، آن را بر سایر حکومتها برتر می شمرند ( طاهری، ۹۸:۱۳۸۰) شکاکین که از پیروان پیرون یا یورهون بودند مانند اپیکوریها فلسفه ی فرار را پذیرفتند فلسفه فرار آنان شامل : ۱-دوری از هر گونه چیزی است که انسان آن را خوبی ها و محاسن حیات می داند. ۲- تساوی عمومی مردم و حذف طبقات اجتماعی. ۳- ترک نعمت ها و مواهب حاصل از قراردادها. ۴-ترک تمام آداب و رسوم حاصله از مقررات اجتماعی.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بدون چنین گزارشهایی جامعه بینالمللی در تواناییاش برای ارزیابی موقعیتهای درگیری و گسترش واکنشهای مناسب محدود میشود بنابراین دبیرکل UN نیاز برای تطبیق ارائه کمک بشردوستانه با دفاع از حقوق بشر تأکید کرده است۲۸۹ و برای ادغام فعالیت حقوق بشر در موقعیت فعالیتهای بشردوستانه درخواست داده است.۲۹۰
 بهطور مشابه، دبیرکل برای ادغام فعالیت حقوق بشر در اخطارهای اولیه و تلاشهای ایجاد و حفظ صلح درخواست کرده است.۲۹۱ درنهایت، گزارش هیئت در مورد عملیات حفظ صلح سازمان ملل متحد به نحو قابل ملاحظهای اصلاح طرح مأموریت میدانی و آمادگی توانایی مأمور عالیرتبه حقوق بشر را پیشنهاد کرد. این هیئت همچنین از مأمور عالیرتبه درخواست کرد تا بهطور گستردهتری در طراحی و اجرای اصول عملیات ایجاد صلح که حقوق بشر را مورد بررسی قرار میدهد شرکت کند.۲۹۲ مسیرهای مناسب پنهانی یا آشکار باید در سطح ملی و در عرصه بینالمللی ایجاد شود تا از طریق آن اهمیت نگرانی جدی مربوط به کودکان را گزارش کنند. مأمور عالیرتبه حقوق بشر، سازمانهای ملی و مأموران ویژه، سازمانهای بینالمللی حقوق بشر و انجمنهای حرفهای باید به طور جدی در این مورد به کار گرفته شوند، منابع باید برای تقویت کنترل و گزارش در مورد تجاوز حقوق کودکان در دسترس قرار گیرد. این منابع باید همچنین با استفاده مؤثرتر، واضحتر، سریعتر از اطلاعات مذکور توسط گروههای بینالمللی فعال در زمینه حقوق کودکان همراه شود. علیرغم اقدامات امیدبخش، امکانات بالقوه فراوان معیارهای بینالمللی به عنوان یک ابزار مؤثر برای اطمینان دادن به اینکه زندگی کودکان موردتوجه قرار میگیرد استفاده نشده است. حقوق کودکان همچنان در موقعیتهای جنگ مورد تجاوز قرار میگیرد و بهطور غیرقابل قبولی درجه بالایی از بخشودگی برای چنین تجاوزها و سوءاستفاده هایی به قوت خود باقی میماند. دو دادگاه تشکیل شده توسط انجمن امنیتUN برای بررسی تجاوزهای آشکار در روآندا و یوگسلاوی سابق، مهمترین اقدامات ابتکاری برای پایان دادن به بخشودگی میباشد. با وجود این، در واقع آنها نتیجه شکست جامعه بینالمللی برای نجات افراد در این کشورها از قتلعام میباشد. اجرای معیارهای بینالمللی برای محافظت از حقوق کودکان به اقدامات احتیاطآمیز بهعلاوه اصلاح نیاز دارد. این معیارها وجود دارند با وجود اینکه اغلب هیچگونه قصد سیاسی برای عملی کردن به آنها وجود ندارد. ۳٫۴٫ زنان و روند صلح بیش از ۵۰سال طول کشیده است تا سازمان ملل متحد، نقش زنان را در تقویت صلح و امنیت بینالمللی بررسی کند. در مارس۲۰۰۰، انجمن امنیت UN صلح را اعلام کرد تا به طرزی تفکیکناپذیر با تساوی بین زنان و مردان مرتبط شود.۲۹۳ بهعلاوه، تصویب کرد که وقتی زنان در پروسههای صلح نقش اصلی را ایفا میکنند و وقتی تأثیر جنگ روی زنان کاملاً تأیید و موردتوجه قرار میگیرد، برابری جنسیت افزایش مییابد. این اولین باری بود که انجمن امنیت یک بیانیه در مورد آن موضوع صادر کرده بود و آن یک پروسه ای را به جریان انداخت که بهطور مستقیم مشارکت کامل زنان را در پروسههای صلح با حفظ و حمایت از صلح و امنیت بینالمللی مربوط میکرد. در قطعنامه۱۳۲۵ انجمن اکتبر۲۰۰۰ در مورد زنان، صلح و امنیت،۲۹۴ انجمن یک چارچوب سیاسی را فراهم کرد که در داخل آن حمایت زنان و نقش آنها در ایجاد صلح میتوانست موردتوجه قرار گیرد. قطعنامه یک نقطهی عطفی بود در حرکت برای اطمینان دادن به اینکه ابعاد امنیتی جنسیت، اسکان، توافق و نظارت به کرات در مذاکرات صلح موردتوجه قرار میگیرد. ۱٫۳٫۴٫ حمایت از حقوق زنان آگاهی از تأثیر جنگ روی زنان و دختران اولین گام برای اطمینان دادن به این میباشد که پروسه صلح، حمایت، بهبودی و توانبخشی زنان را ضمانت خواهدکرد. چنان که انتظار میرفت سازمانهای بشردوستانه و سیاسی، تدابیر و برنامهها درکی از بعد جنسیت جنگ نشان نمیدهند. آنها اغلب فرض میکنند که زنان به خودیخود ذینفع کمک بشردوستانه خواهند شد. اما این اتفاق نخواهد افتاد مگر اینکه برنامههای خاصی برای ارتباط برقرار کردن با زنان و بررسی نیازهای خاصشان گذاشته شود. منصوب کردن محافظان برای زنان در مناطق پرخطر، یک روش برای به حداقل رساندن خطرها برای امنیت زنان میباشد. کمکهای ضروری برای موردتوجه قرار دادن نیازهای روانی، تغذیه یا بهداشت باروری زنان طراحی نخواهد شد مگر اینکه زنان به عنوان یک گروه ذینفع با نیازهای خاص شناسایی شوند. یکی از دلایل اصلی که حمایت زنان آشکارا ناکافی میباشد این است که تحقیقها، گزارشها و اطلاعات در مورد ابعاد جنگ حقوق بشر برای بررسی و تجزیه اطلاعات برمبنای جنسیت و سن با شکست مواجه شد. در ماه می سال۱۹۹۹آژانسهای بشردوست یک تعهد فوری ایجاد کردند تا اطمینان دهند که مسئله جنسیت به داخل پروسه درخواستهای تثبیت شدهUN آورده میشود، پروسهای که بهواسطه آن کودکان برای موقعیتهای اضطراری بشردوستانه افزایش مییابد. اگرچه زنان از درخواستهای تثبیتشده به طور کلی سود بردهاند، اما نیازهای خاصشان تا حد زیادی برآورده نمیشود. اولین بحث انجمن امنیت در مورد زنان، صلح و امنیت در اکتبر سال۲۰۰۰، این موضوع را موردتوجه قرار داد و منجر به درخواست انجمن برای یک ارزیابی در مورد مقدمات سازمانی فعلی مناسب برای حمایت از زنان شد. ۲٫۳٫۴٫ روند صلح معتبرتر زنان اعتبار مذاکرات که نصف جمعیت را به خاطر جنسیت در نظر نمیگیرد، بهندرت به همان روش مذاکراتی که بخشهایی از جمعیت را براساس نژاد، مذهب یا وابستگی سیاسی نادیده میگرفت، به چالش کشیده میشود. دکتر تئو– بنگوریراب، وزیر امورخارجه نامیبیا گفت: «زنان نصف هر جامعه میباشند بنابراین آیا آنها نصف هر راهحل نیستند؟»۲۹۵ اصول شمول و تساوی جنسی، عنصر اصلی برای دموکراسی و ایجاد صلح میباشد. دادن یک سهم به شهروندان در سیستم سیاسی و دادن اختیار در مورد تصمیماتی که زندگیشان را تحتتأثیر قرار میدهد لازمه رویکرد حقوق بشر میباشد. زنان درک واقعیشان در مورد مسائلی که به آنها و جوامعشان مربوط میشود را به میز صلح میآورند. اما با این همه، مشارکت زنان در پروسههای صلح اعتبار در تداومپذیری آنها را افزایش میدهد. در اوگاندا، ۳۰%سهمیه برای زنان در گروههای منتخب در محل یک مکانیسمی را برای زنان فراهم میکند تا در عرصههای سیاسی مشارکت کنند. نماینده اوگاندایی گفت: «با غنیمت شمردن این فرصت زنان خودشان را به عنوان رهبران کارآمد نشان دادند که قادر بودند برنامههای سیاسی را تغییر دهند و در مرحلهای، آنها بیش از ۵۰%، جایگاه ها را گرفتند.»۲۹۶ پذیرفته شدگان جدید اوگاندایی از انجمنهایشان کمکهای اصلی از جمله آب، دانههای پرورش داده شده، خدمات مراقبت از بچه و مادر و آموزش برای یتیمها درخواست کردند. خانم باینیما گفت: «زنان با هزینههای اداری و رشوهخواری که جهت منابع کمیاب را تغییر میدهند، مخالفت میکنند. آنها همچنین به شدت در فراهم کردن امنیت جوامعشان درگیر میباشند زیرا آنها به یک منطقه آرام اهمیت میدهند.»۲۹۷ در طول مذاکرات صلح اوگاندا، اگرچه مفهوم محرومیت اساساً در اصطلاح نژادی موردتوجه قرار گرفت اما گروههای سیاسی به سرعت یاد گرفتند که یک تعهد برای تساوی جنسی میتوانست امتیازاتی داشته باشند. گروههای سیاسی به طور قابلتوجهی از طریق به خدمت گرفتن کسانی که بهواسطه درگیری، براساس جنسیت، سن، معلولیتشان کنار گذاشته شدند هوادارانشان را افزایش دادند. بههمین ترتیب در گواتمالا و ایرلند شمالی، آوردن زنان به میز مذاکره منجر به یک مذاکره کلیتر شد. گرفتن سهامداران بیشتر در ابتدایی ترین و بی ثباتترین مراحل پروسه صلح به گفتگو و مذاکرات وسعت میبخشد. ۳٫۳٫۴٫ صلح مردمی در جنگ، زنان مسئولیتهای همیشگیشان را گسترش میدهند و نقش حامی فعال را به عهده میگیرند، درحالی که انسجام جوامعشان را حفظ میکنند. با وجود این، آنها اغلب کنترل کمی روی تصمیمگیری رسمی و عمومی دارند. علیرغم این محدودیتها، راهبردهای زنان برای ایجاد و حفظ صلح در سطح جامعه نتایج مهمی داشته است. در فیلیپین، زنان «مناطق صلح» ایجاد کردند تا از سربازگیری کودکانشان توسط گروههای مسلح محافظت کنند. زنان کلمبیایی الهامبخشِ اقدام گروهی از طریق مسیر آرام زنانشان بودند، اقداماتی که آنها را به داخل پُرخشونتترین مناطق کشور بود، کشاند. اوایل سال۱۹۹۹، انجمن مسیحیان سودان در پیشبرد یک کنفرانس صلح بین داینگا و نوئر شرکت داشت. از طریق اصل تبعیض مثبت زنان قادر به شرکت در پروسههای صلح بودند و آنها قادر بودند اطمینان دهند که تجزیه نتایج کنفرانس صلح جهانی نگرانیهای زنان را موردتوجه قرار میدهد.۲۹۸ حامیان فعال زنان در محدوده و داخل تقسیمات مذهبی، قومی و سیاسی به یکدیگر ملحق شدهاند. در بوروندی، صندوق توسعه سازمان ملل متحد برای زنان(UNIFEM) و گروه آماده باش بینالمللی به منظور آموزش رهبران زن جامعه از طرف حامیان سیاسی مختلف در مورد راهحل جنگ و مهارتهای ایجاد صلح با یکدیگر درحال فعالیت میباشند. ابتکار عمل زنان لیبریایی زنان را از یک گستره متنوعی از سازمانها در پی یک راهحل صلحآمیز درگیری در لیبریا متحد کرد. آنها مذاکرات را در میان رهبران باندهای متخاصم آغاز کردند و بهنحو مطلوبی نگرانیهای اجتماعی و بشردوستانه را در پروسه رسمی صلح سیاسی گنجاندند. هریبرونل یک حامی فعال صلح لیبریایی گفت: «ما سخت کار کردیم تا در میزگرد صلح حضور داشته باشیم. اگرچه ما دعوت نشدیم اما ما خودمان را به آنجا کشاندیم، اگر نوعی از صلح در لیبریا وجود دارد ما زنان می توانیم بگوییم که ما یک نقش اصلی را ایفا میکنیم.»۲۹۹ برای بسیاری از زنان، عملگرایی جامعه یک زمینهی آموزشی برای فعالیت سیاسی آینده میشود. موسوچرا، عضو بنیاگذار اولین NGO کامبوجی به اسم خمارا یا زنان کامبوجی، سرانجام وزیر کشورش برای امور زنان و سربازهای قدیمی شد.۳۰۰ اعضای جنبش زنان در بوسنی و هرزگوین دسترسی بیشتری به حوزههای رسمی سیاسی از زمان جنگ بهدست آوردهاند.۳۰۱ ارتباط بین شبکههای زنان ملی و بینالمللی میتواند بهطور متقابل تقویت شود. تعداد ائتلافهای زنان برای صلح به شدت افزایش یافته است. زنان برپاکننده صلح، همچنین به گسترش سازمانی، واقعی و اساسی منابعشان کمک کردهاند. شبکهها میتوانند از طریق رسانهها، وابستگی سیاسی یا براساس موضوعات خاصی مانند حقوق بشر یا قاچاق تقویت شوند. آنها میتوانند همچنین به تقویت توانایی ریاست زنان از طریق حمایت از توسعه فنی، سیاسی، مذاکرات و مهارتهای مدیریت کمک کنند. سازمان بینالمللی و جوامع کمککننده میتوانند از طریق حمایت و کمک مالی و تخصصی از این رابطهها حمایت کنند. ۴٫۳٫۴٫ تضمین مشارکت زنان مشارکت زنان برای هر پروسه صلحِ معتبر، ضروری میباشد و درحقیقت یک مسئله مهم است که در هر برنامه صلح قرار داده میشود. راهبردهای متعددی موردنیاز میباشد تا اطمینان دهد که حامیان فعال زنان در سطح جامعه مشارکت زنان را به میز مذاکره میآورند. خواه بهعنوان نماینده در داخل گروههای مذاکرهکننده یا به عنوان گروههای ذینفع مستقل، زنان باید در همه مراحل مذاکرات بهعلاوه در کنترل و اجرای مکانیسمهای ایجاد شده توسط یک پروسه صلح مشارکت کنند. زنان توضیح دادند که آنها دیگر مسئولیت حمایت از خانواده و جوامعشان را بهعهده نخواهند گرفت، در مهمترین قسمتهای فعالیتهای صلح انجام وظیفه نمیکنند و یا در کنار رزمندههای مرد بدون یک شرایط مساوی نخواهند جنگید تا ایدههایشان را در مذاکرات رسمی صلح بیان کنند.۳۰۲ لازم است که گروههای سیاسی، تسهیل کنندهها و گروههای منطقهای و بینالمللی حامی پروسه صلح به اهمیت مسئله جنسیت و مشارکت زنان آگاه باشند. این یکی از کارآمدترین ضمانتها برای ورود احتمالی زنان به زندگی سیاسی میباشد. در بوروندی، مشارکت زنان در پروسه صلح افزایش یافت وقتی که مؤسسه موالیمونائیرر به کمک مذاکرات صلح انجام شده، UNIFEM را دعوت کرد تا گروههای مذاکرهکننده را در مورد مسئله جنسیت مربوط به پیمان صلح در جریان گذارد. در سومالی، نماینده زنان برای کنفرانس توافق ملی سومالی در جولای سال۲۰۰۰ با حمایت رئیس جمهور جیبوتی، ۲۵جایگاه برای زنان در انجمن موقت با ۲۲۵عضو فراهم کرد. عملگرایی سست زنان و تشکیلات جامعه مدنی میتواند اختلاف ایجاد کند. در سالهای مهم تا انتخابات ۱۹۹۴ در آفریقایجنوبی، حامیان فعال و استادان دانشگاه یک ائتلاف ملی زنان تشکیل دادند که با طرحهای سیاسی، اجتماعی و نژادی مغایرت داشت. WNC زنان را از گروههای سیاسی را به داخل پروسه مذاکرات چندگروهی متحد کرد که این پروسه اساسنامه موقت آفریقایجنوبی را ایجاد کرد. درحالیکه گروههای سیاسی زنان را از هم جدا میکردند، WNC یک گردهمایی همگانی فراتر از مذاکرات رسمی فراهم کرد۳۰۳ زنان با یکدیگر فعالیت میکردند تا در میان همه گروههای سیاسی توافقی را بهدست آورند که ملزم میکرد از دو نماینده انتخاب شده یک نماینده باید زن باشد. بعد از مذاکرات، مشارکت زنان در پروسه سیاسی باید ادامه داشته باشد. زنان در کلمبیا و گرجستان به علت عملگراییشان بعد از پایان یافتن مذاکرات با تهدیدهای فیزیکی مواجه شدند. مشارکت زنان در کمیتههای ایجاد شده توسط پروسههای صلح میتواند به جلوگیری از چنین تهدیدهایی کمک کند. کمیتههایی که حقیقت و توافق، اصلاح قضائی، امنیت و تصرف ملک را موردتوجه قرار میدهند حوزههای مهمی هستند. ایجاد یک کمیسیون جدا یا تشکیلات زنان برای پیگیری تعهدات ایجاد شده برای زنان درطول مذاکرات میتواند به ضمانت اجرای آنها کمک کند. مشارکت زنان در تحقق کمیسیونها و در ساختارهای جدید حکومت، افزایش مسائل جنسیت را آسانتر می کند. بههرحال مشارکت به تنهایی اطمینان نخواهد داد که مسائل جنسیت بهطور قابلتوجهی توسط این ساختارها موردتوجه قرار میگیرد. برای مثال، منصوب کردن یک قاضی زن اطمینان نخواهد داد که تجاوز جنسی به شیوه واکنش به جنسیت موردتوجه قرار میگیرد درعوض این هم به تعریف جرم و هم به تفسیر آن، متکی میباشد. حضور زنان در مجلس لزوماً مشمول در قانون انتخاباتی، سهمیه طرفداران زنان را تضمین نخواهد کرد. منصوب کردن یک زن به عنوان فرمانده تضمین نخواهد کرد که فرمان یک عملیات حامی صلح حمایت زنان را موردتوجه قرار خواهد داد. ماهیت زنان برای یک بوروندی جدید در جولای سال۲۰۰۰، بیش از ۵۰زن بوروندیایی یک بینش مشترک برای صلح و توافق به رئیس جمهور سابق آفریقای جنوبی نلسون ماندلا، تسهیلکننده اصلی مذاکرات صلح بوروندی، ارائه کردند. نمایندگان اظهار کردند: «ما درخواست کردیم که حقوقمان به وضوح در توافق نهایی گنجانده شود. با تلاش و زحمتمان جوامع بوروندیایی را حفظ کردهایم و کمکهایمان به اقتصاد بوروندی باید مورد قدردانی و حمایت قرار گیرد و پاداش داده شود. بسیار موجب ناراحتی ما میشود که ما و دخترانمان از جرمهای جنگی مانند تجاوز جنسی، خشونت جنسی، فاحشگی، و خشونت داخلی آسیب دیدهایم که ناشناخته و بدون کیفر ماندهاند. ما درخواست میکنیم که این توافق پایانی را برای این بخشودگی قرار دهد». پیشنهادهای اصلی انجام شده توسط زنان ایجاد و مکانیسمهایی برای مجازات و پایانی برای جرمهای جنگی مانند تجاوز جنسی و خشونت جنسی، ضمانت حقوق زنان برای دارایی، زمین وارث، اقدامات برای فراهم کردن امنیت و برگشت امن زنان و ضمانتهایی که دختران مانند پسرها از حقوق برابری برای تمام سطحهای آموزشی برخودار هستند را شامل شد. در یک اقدام مهم، همه ۱۹گروه مذاکرهکننده اکثریت پیشنهادهای ایجاد شده توسط زنان را در طول اولین کنفرانس صلح زنان بوروندی، قبول کردند و توافق صلح را بهعنوان یکی از قویترین روشها برای شناسایی اهمیت حقوق زنان و فرصتهایی برای دموکراسی، حکومت، صلح، امنیت و بازسازی ایجاد کردند. ۵٫۳٫۴٫ دادگاه جنسیت در روند صلح نوئلینهیزر مدیراجرایی UNIFEM در یک گزارش به انجمن امنیت سازمان ملل متحد در اکتبر۲۰۰۰ گفت: «بعد از جنگ، منابع تحلیل میروند، تأسیسات زیربنایی خراب میشوند و روابط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آسیب میبینند. بازسازی موفق به استفاده از همه منابع موجود متکی میباشد. زنان که بخشهای اقتصادی و اجتماعی را منسجم کردهاند ارزشمندترین و بیمصرفترین این منابع را ارائه میدهند.»۳۰۴ مسئله جدی جنسیت که در ایجاد صلح مطرح میشود حمایت و توجه به حقوق انسانی زنان و دختران را دربردارد. مخصوصاً وقتی آنها به تشکیلات، سیستم انتخاباتی و سیستم قضایی مربوط میشوند.۳۰۵ در شرایط بازگردانی، اسکان جدید و نوسازی، فراهم کردن حقوق زنان برای دارایی و ارث بهطور خاص مهم میباشد. قوانین عرفی و سنتی اغلب زنان را از به ارث بردن ملک منع میکنند یا وقتی پدر یا همسر میمیرد، مالکیت زمینها به مرد خانواده برمیگردانند. حق زنان برای مالکیت به منظور حفاظت از داراییشان مهم میباشد. حقوق نامساوی مِلک، زنان را محتاج مردان کرده و به فقر استمرار میبخشد و میتواند یک منبع احتمالی برای شروع دوباره درگیری باشد. برای زنان متأهل، وابستگی به شوهرانشان از نظر قانونی و اقتصادی میتواند مانع از به دست آوردن اعتبار برای آنها شود. اولین گام در جهت پذیرفتن حقوق زنان برای زمین و دارایی قرار است اطمینان دهد که حقوق دارایی، مالکیت و استحقاق در قوانین مصوب و مشروع حفظ میشوند. این میتواند برای غیرقانونی کردن اقدامات رایج که زنان را نادیده میگیرد شروع شود. چندین فعالیت توسعه انجام شده است. در روآندا، که قتلعام تقریباً ۶۵۰۰۰خانواده را با سرپرست بچه که ۹۰% آنها دختر بودند رها کرد قانون به دخترها اجازه نداد زمینهای کشاورزی را به ارث ببرند. در نوامبر۱۹۹۹، قانون جدید تصویب شد که به دختران و زنان حتی برای ارث بردن از زمین و دارایی میداد. اریتره و موزامبیک همچنین قوانین ارثیه شان را تغییر دادهاند که به دخترها و زنان امکان میدهد مالک زمین باشند. در لیبریا، انجمن وکلای زنان برای زنان متأهل برطبق قانون عرفی در حال فعالیت بوده است تا طبق قانون مدنی حقوق مساوی را برای ارثیه زنان متأهل قرار دهد. بهطور مشابه، در گواتمالا، زنان با موفقیت در مورد تعهداتی برای دسترسی مساوی به زمین، اعتبار، مراقبت های بهداشتی، تحصیلات و آموزش در پیمان صلحشان مذاکره کردند و ماها ماکوئین یک سازمان پناهنده زنان گواتمالایی حقی برای زنان متأهل و کسانی را که در انجمنهای حقوقی عرفی زندگی میکنند ایجاد کرده است تا با همسرانشان مالکان مشترک زمین و دارایی شوند. ۴٫۴ اقدامات حمایتکننده صلح اولین قطعنامه انجمن امنیت در مورد زنان، صلح و امنیت یک درخواست فوری صادر کرد تا دورنمای جنسیت را در داخل فعالیتهای حفظ صلح قرار دهد. ۳۰۶ در دهمین سالگرد گروه کمک انتقالی سازمان ملل متحد، بخش فعالیتهای حفظ صلح یک جلسهای را با میزبانی دولت نامیبیا تشکیل داد تا برنامهها را برای جریان اصلی یک دورنمای جنسیت در فعالیتهای چندبُعدی حامی صلح بررسی کند. نتیجه بیانیه ویندهوک و پروژه اقدام نامیبیا، برنامههای خاصی را آغاز کرد تا حمایت زنان را در چارچوب اختیارات مأموریتهای احتیاطی صلح، فعالیتهای حفظ صلح و ایجاد صلح فراهم کند.۳۰۷ دو بُعد مورد تأکید قرار میگیرد: مشارکت زنان در عملیاتهای صلح و نیاز به گنجاندن یک دورنمای جنسیت در همه ابعاد و برنامههای عملیات. در مورد مشارکت زنان در فعالیتهای صلح اقدامات کمی صورت گرفته است. از بین ۵۸ نماینده و مأمور خاص و ویژه دبیرکل که در فعالیتهای حامی صلح انجام وظیفه میکند هیچکدام زن نمیباشند.۳۰۸ استقرار اخیر مشاوران جنسیت در فعالیتهای صلحUN برای تیمور، کوزوو و سیرالئون سنتهای مهمی را باب میکند. اما مشاوران جنسیت و واحدهای جنسیت باید بهطور منظم در همه فعالیتهای صلح و بهطور خاص در مؤلفههای ناظر و کنترل حقوق انسانی گنجانده شود. واضح میباشد که مهارت جنسیت به اندازه کافی بر طرح فعالیتهای صلح خواه در مأموریتهای ارزیابی یا در روشهای عملیاتی استاندارد تأثیر نگذاشته است. حمایت مناسب بودجهای برای فعالیتهای میدانی به منظور حمایت و پشتیبانی از ارائه کمکهای انساندوستانه برای زنان و دختران مخصوصاً پناهندگان و زنان آواره به طور خاص درحال کاهش میباشد. همه عملکردهای حمایت شده توسط فعالیت صلح یعنی پلیس، خلع سلاح، مرخص کردن و ادغام مجدد، کمک یا وساطت انتخاباتی باید از مشارکت زنان حمایت کند و برنامههایی را برای موردتوجه قرار دادن مسائل جنسیت گسترش دهد. همه فعالیتهای خاص صلح باید اولویت را به کنترل تجاوزهای جنسی و حمایت از حقوق انسانی زنان دهد. از تمهیدات و سازمانهای محلی برای حمایت از فعالیتهای صلح، زمانی که درگیریها به طور فزایندهای ابعاد منطقهای میگیرند، درخواست شده است و تلاشهایی نیز برای بررسی ابعاد جنسیت در این سطح انجام شده است. از سال۱۹۹۲، UNIFEM از رویکردهای منطقهای استفاده شده تا حمایت زنان را گسترش دهد و از نقش زنان در پیشگیری از خشونت و ایجاد صلح حمایت کند. برنامه زنان آفریقا در بحرانUNIFEM از زنان پناهنده در آفریقایغربی و جنوبی حمایت میکند. در سال۱۹۹۸ این برنامه از ایجاد و فعالیت اتحادیه زنان آفریقایی برای صلح حمایت کرده و در آمریکای لاتین، UNIFEM از شبکه منطقهای در میان مبارزان صلح زنان در کلمبیا، السالوادور، گواتمالا، نیکاراگوئه درحال حمایت میباشد. در دوره چهارم جلسه سازمانهای محلیUN در سال۲۰۰۱، UNIFEM از سازمانهای محلی درخواست کرد تا دورنمای جنسیت را در ۶زمینه قرار دهند:۱٫گسترش علامتهای معمول برای اخطار اولیه که زنان و مسائل جنسیت را مورد بررسی قرار میدهد.۲٫گسترش جریان اطلاعات در مورد نقش زنان در فعالیتهای صلح و تجاوزهای مبتنی بر جنسیت.۳٫تقویت رابطه با جامعه داخلی و بهطور خاص شبکهها و سازمانهای زنان.۴٫آوردن دورنمای جنسیت در فعالیتهای آموزش حفظ صلح منطقهای.۵٫افزایش مشارکت زنان در مذاکرات و اقدامات صلح منطقهای.۶٫آوردن دورنمای جنسیت در دفاع، پذیرش و اسناد حقوق بشر. زنان در موقعیتهای جنگ نیازهای خاص و سهم مهمی در ایجاد صلح و راهحل برای جنگ دارند. تأیید و حمایت این دو بُعد با یک میزان مساوی میتواند به کاهش وحشیگریهای جنگ کمک کند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نهاد جمله مرکب با پیرو مفعولی دو گانه گزاره فاعل m نهاد مسند الیه گروه فعلی xiyl mikerdm un گروه فعلی e مسند dem ج) بند وابسته قیدی که قید جمله مرکب را می سازد : آفتاب که غروب می کند ، می خوابد ruz ke be cu mire mixofte هر وقت دیدم ، به تو می گویم hr vx didemet behet migm ۴-۴-۱۴-۳- جمله شرطی نوعی جمله مرکب ناهمپایه است که از یک بند (هسته) و یک بند (وابسته) تشکیل می شود و با حرف ربط “اگر” همراه است. جمله شرطی نوعی جمله مرکب ناهمپایه است که از هسته و وابسته تشکیل می شود و با حرف ربط اگر همراه است. اگر خسته نبودم ، بازی می کردم. ge xste nbidm , bzi mikerdam اگر ورزش کنید سالم می مانید Ey varzes konin salem mimonen ۴-۴-۱۵- انواع جمله از نظر آهنگ : جمله در این گونه زبانی مانند فارسی از نظر آهنگ سه نوع است : ۱-افتان ، ۲-خیزان ، ۳-خیزان افتان ۴-۴-۱۵-۱- افتان جملات زیر با آهنگ افتان بیان می شوند : ۱-خبری : امروز به کرمان می روم . emro vr kermon mirm? ۲-امری : آب بیاور ow biyar? ۳-التزامی : (به جزء جملات شرطی) : باید زحمت بکشی . miba (miva) zmt bekesi? ۴-پرسشی : ازمون چه می خواهی ؟ m cei mixey? ? ۴-۴-۱۵-۲- خیزان جملات زیر با آهنگ خیزان بیان می شوند : ۱-پرسشی (بدون کلمه پرسشی) : این دفتر را می خواهی ؟ ey dftro mixey?? ۲-پرسشی (همراه با کلمه پرسشی آیا) : آیا غذا می خوری ؟ y eza ro mixori?? ۴-۴-۱۵-۳- خیزان افتان جملات شرطی معمولا آهنگ آنها “خیزانِ ، افتان” است. اگر اجازه بدهی ، با تو بیایم ge ejaze bedi hampt biyam? فصل پنجم : نتیجه گیری نتیجه گیری : زبانها ، لهجه ها ، آداب ورسوم ،ترانه ها ودر نهایت فرهنگ عامه ،گنجینه هایی هستند که همچون بستر رودخانه ها ،رسوبات فرهنگی قرن ها را در خود دارند و هر لایه از این رسوبات نشانه ی یک مرحله ی تاریخی و فرهنگی این سرزمین کهنسال است که همسان و همسنگ با تاریخ قدمت دارند. فرهنگ عامه شاخه ای از دانش انسان شناسی است که قدمت آن به درازای عمر انسان در این منطقه است. فرهنگ مردم به مشابه بنایی می ماند که بر تجربه جمعی انسانها استوار است وخشت تا خشت آن به بیان کننده پندار گفتار و رفتار مردم است . این دانش را می توان به در بخش مادی و معنوی متمایز نمود . بخش مادی آن بررسی چگونه زیستن و نوع مسکن ،خوردنی ها و آشامیدنی ها ، پوشاک ،آب و هوا وطبیعت زمین ،حرف و ابزار کار ،معیشت و آنچه لازمه ی حیات است. اما بخش معنوی فرهنگ مردم به زبانها و گویش ها ،علم توده ،فلسفه تاریخ وهنر عامه مربوط می شود. فرهنگ مردم حیطه ی نسبتا وسیعی را شامل می شود چرا که ادبیات شفاهی مانند : ترانه ها واشعار ،مثل ها ،قصه ها ، افسانه ها، چیستان ها و لطیفه ها نیز شامل این حوزه است. هر چند در این دایره می توان دعاها ،نفرین ها ، قسم ها ، جشن ها و مراسم دینی ، وباورهای مردمی را نیز افزود. یکی از دغدغه ها و نگرانی های مهم ،صیانت از میراث ارزشمند وغنی فرهنگ عامیانه این خطه ی عزیز است که متاسفانه با فراگیر شدن رایانه ،اینترنت و فرهنگ گفتاری رسانه های جمعی در میان مردم به ویژه قشر جوان، بیم نابودی و فراموشی این فرهنگ اصیل بیش از بیش احساس می شود و می رود در صورت عدم توجه به این ذخیره فرهنگی در خطر نابودی قرار گیرد. در ساخت زبان فارسی گویش ها قواعدی برای واژه سازی وجود دارد که در گذشته آن طور که باید ازآنها استفاده نشده است. می توان با زایا کردن این قواعد و استفاده آفرینش گرانه از آنها واز انبوه واژه های پر بار زبانها ولهجه ها ی ایرانی ،جلوی ورودبی رویه انبوه واژه های خارجی گرفته شود.
 انسان موجودی است اجتماعی و لازمه ی اجتماعی بودنش زبان است. در جامعه ی انسانی وجود داشته، هرچند نمی توان شکل اولیّه آن را به طور قطعی مشخص کرد. انسان به وسیله زبان با دیگران ارتباط برقرار کرده ، خواست و نیاز و تجربه و اندیشه خود را به دیگران انتقال داده و از نیاز و اندیشه آنان آگاه شده است. مردم مناطق مختلف ایران با گویش های مختلف سخن می گویند. مردم رفسنجان کرمان نیز با گونه ی زبانی نزدیک به شهر کرمان سخن می گویند. آشنائی با گویش های محلی و منطقه یک سرزمین به عنوان یکی از راه های شناخت آداب و رسوم یک قوم است. از مجموعه واژه های گویشی می توان اوضاع اجتماعی ، اخلاق ، نحوه، معیشت و روابط انسان ها ، تعلیم و تربیت و دیگر مظاهر اجتماعی روزگاران گذشته را بازشناسی کرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
قرار داده شوند زیرا بدیهی است عدم شناساندن و تشریح عوامل موثر بر کیفیت زندگی زوجین، باعت می شود آن جنبه هایی که سبب بهزیستی و بهداشت روانی زندگی و خانواده ها می شوند، مورد غفلت واقع شده و پیامدهای منفی متوجه نظام خانواده که رکن اساسی یک جامعه است، بشود. در مورد نقش سبکهای عشق ورزی و ویژگیهای شخصیت در پیش بینی کیفیت زندگی بصورت متمرکز، تصویر روشنی وجود ندارد زیر تابحال تحقیقی که رابطه سبکهای عشق ورزی و ویژگیهای شخصیت را با کیفیت زندگی مورد بررسی قرار داده باشد انجام نشده است. در عین حال بر اساس اطلاعاتی که در سطح عمومی تر وجود دارد، می توان در مورد شرایط آنها به ارزیابی تقریبی پرداخت. از این رو تحقیق حاضر با عنایت به اینکه سبکهای عشق ورزی و ویژگیهای شخصیت می توانند بر کیفیت زندگی افراد اثر بگذارند، این سئوال اساسی را در پژوهش حاضر مورد بررسی قرار خواهد داد، چه نوع رابطه ای بین سبکهای عشق ورزی و ویژگیهای شخصیت با کیفیت زندگی زوجین ناسازگار شهر رفسنجان وجود دارد؟ بعبارتی این سئوال در ذهن پژوهشگر ایجاد گردیده که ویژگیهای شخصیتی و سبکهای عشق ورزی قادر به پیش بینی کیفیت زندگی زوجین ناسازگار می باشند؟ فلذا تحقیق حاضر در نهایت سعی دارد با شفاف سازی و تبیین میزان اثرگذاری این متغیرها در کیفیت زندگی، زمینه هایی را که سبب بهزیستی بیشتر زندگی ها می شوند را روشن سازد زیرا توجه به سلامت روانی و بهزیستی خانواده می تواند نور امید، شادابی و سرزندگی را دل خانواده ها زنده کند و تاثیر بسزایی را در نحوه کارکرد و فعالیت خانواده ها داشته و به نوبه خود موجبات سلامتی نسل ها را فراهم نماید. اهمیت و ضرورت تحقیق: ضرورت این تحقیق و جوانه های فکری نخستین آن در اتاق های مشاوره ای زده شد، زیرا بسیاری از خانواده ها خواسته یا ناخواسته درگیر نزاع و ناسازگاری بین خود می شوند که رهایی از دلخوریها و ناسازگاریها برای آنها به آسانی میسر نیست و در بسیاری از اوقات آسیب های سنگینی را به خود و خانواده شان وارد می نمایند. چه بسیار زوجینی که درگیر ناسازگاری شده و از ادامه زندگی مشترکشان ناامید و تصمیم به جدایی می گیرند. لذا اگر این افراد متوجه شوند که زندگی زناشویی دارای فراز و نشیب های مختلفی است و زندگی آنان از عوامل مختلفی متاثر است برای خلاص شدن از آن یا از بین بردن آثار تخریبی شکست های ناشی از آن به مراکز مشاوره مراجعه می کنند و طالب درمان خواهند بود.
 این اطلاعات در آموزش بهداشت روان، آموزش مهارتهای ارتباطی و مهارتهای مقابله ای نیز می تواند مفید باشد. اگر افراد طالب یکدیگر در بدو تصمیم برای ازدواج، از حیث شخصیتی و سبکهای عشق ورزی طبقه بندی و افرادی که زمینه عشقی و شخصیتی متعارضی داشته شناسایی شوند، سپس آموزش های لازم برای ارتباط بین فردی موثر و صحیح به آنها داده شود و مشکلات احتمالی آنها در این دوره های آموزشی گوشزد گردد، بسیاری از مشکلات این گروه های هدف مرتفع خواهد شد. البته در نظر گرفتن زمینه های عشقی و شخصیتی در مشاوره توام با سطح کیفیت زندگی افراد، می تواند زمینه های روشنی را برای تصمیم گیری افراد در خصوص انتخابهایشان باشد. بنابراین روشن گردید که بررسی موضوع حاضر چقدر دارای اهمیت و ضرورت بررسی است زیرا نجات خانواده های ناسازگار و آگاهی بخشی به این قشر از جامعه می تواند از بروز بسیاری آسیب های اجتماعی بعدی همچون طلاق، اعتیاد، فرار از خانه، بزهکاریهای معمول و … جلوگیری نماید. نتایج حاصل از پاسخ به این سئوال می تواند نتایج روشنی را در اختیار برنامه ریزان فرهنگی جامعه، مشاوران خانواده، قضات دادگستری، وکلا و … قرار دهد. همچنین با توجه به اهمیتی که جوامع امروزی برای تداوم و بقاء خانواده و سلامت و بهداشت روانی اعضاء آن قائل هستند بررسی و تحقیق عواملی که سلامت روان اعضاء خانواده ها را تامین می کنند کاملاً ضروری و با اهمیت می باشد. ۱-۴- اهداف تحقیق: ۱-۴-۱- اهداف اصلی تحقیق: تعیین رابطه سبکهای عشق ورزی با کیفیت زندگی زوجین ناسازگار شهر رفسنجان. تعیین رابطه ویژگیهای شخصیت با کیفیت زندگی زوجین ناسازگار شهر رفسنجان ۱-۴-۲- اهداف فرعی تحقیق: شناسایی رابطه بین ابعاد سبکهای عشق ورزی (صمیمیت، میل/شور(هوس)، تصمیم/تعهد) و کیفیت زندگی. شناسایی رابطه بین ابعاد ویژگیهای شخصیت(برونگرایی، انعطاف پذیر، توافق پذیری، عصبیت و باوجدان) و کیفیت زندگی . فرضیات تحقیق: فرضیه های اصلی تشکیل دهنده مدل مفهومی که در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرند عبارتند از : ۱-۵-۱-فرضیه اصلی: بین سبکهای عشق ورزی با کیفیت زندگی زوجین ناسازگار رابطه معناداری وجود دارد. بین ویژگیهای شخصیت با کیفیت زندگی زوجین ناسازگار رابطه معناداری وجود دارد. ۱-۵-۲- فرضیه های فرعی: بین صمیمیت با کیفیت زندگی زوجین ناسازگار رابطه معناداری وجود دارد. بین بعد میل/شور(هوس) با کیفیت زندگی زوجین ناسازگار رابطه معناداری وجود دارد. بین تصمیم/تعهد با کیفیت زندگی زوجین ناسازگار رابطه معناداری وجود دارد. بین روانژندی با کیفیت زندگی زوجین ناسازگار رابطه معناداری وجود دارد. بین برونگرایی با کیفیت زندگی زوجین ناسازگار رابطه معناداری وجود دارد. بین انعطاف پذیری با کیفیت زندگی زوجین ناسازگار رابطه معناداری وجود دارد. بین توافق پذیری با کیفیت زندگی زوجین ناسازگار رابطه معناداری وجود دارد. بین مسئولیت پذیری با کیفیت زندگی زوجین ناسازگار رابطه معناداری وجود دارد.
-
- تعریف مفهومی و عملیاتی:
۱-۶-۱:تعریف مفهومی(متغیرهای مستقل): ۱-۶-۱- ۱. سبکهای عشق ورزی: عشق هیجانی است مرکب، بدین معنی که مجموعه ی نیازها، خواست ها، عقده ها، کمبودها، آمال، و آرزوها و بطور کلی نیازهای روانی و اجتماعی در کنار هم قرار می گیرند و هیجانی را می سازند بنام عشق. اریک فروم (۱۹۶۱) در تعریف عشق می گوید»: عشق تنها جواب عاقلانه و رضایت بخش به معمای هستی انسان است«. لذا اکثر ما قادر نیستیم که استعدادهای خود را تا سطحی که عشق واقعی ، عشقی آمیخته از بلوغ ، خودشناسی ، شهامت و شجاعت است بروز دهیم. او علاوه بر بررسی عشق رمانتیک که هاله ای از مفاهیم غلط آن را فرا گرفته است ، عشق را از همه جهات مورد مطالعه قرار داده ، عشق بین والدین و فرزندان ، عشق برادرانه ، عشق جنسی ، عشق به خویشتن و عشق به خدا را بررسی می کند از این رو نظریه پردازان بر این باورند که یک نوع عشق وجود ندارد بلکه باید از انواع عشق یا سبکهای عشق ورزی سخن گفت . ۱-۶-۱-۲- ویژگیهای شخصیت: شخصیت مجموعه ای از ویژگی ها و تمایلات نسبتاً پایداری است که مشترکات و تفاوت ها در رفتار روانی افراد را که دارای استمرار زمانی است، مشخص می سازد و ممکن است در همان لحظه به آسانی به عنوان پیامد مجرد فشارهای اجتماعی و زیستی درک نشود. بعبارتی شخصیت، بیانگر آن دسته از ویژگیهای فرد یا افراد است که شامل الگوهای ثابت فکری، عاطفی و رفتاری آنهاست. با این وصف، ویژگیهای شخصیت بر تفاوت های بین افراد تمرکز دارد. ترکیب و تعامل ویژگی های مختلف است که شخصیت یک فرد را تشکیل می دهد و این برای هر شخص، یگانه و منحصر به فرد است (پروین و جان ، ۱۳۸۱). ۱-۶-۲. تعریف مفهومی (متغیر وابسته): ۱-۶-۲-۱.کیفیت زندگی: سازمان بهداشت جهانی کیفیت زندگی را اینگونه تعریف می کند : « ادراک افراد از موقعیتشان در زندگی، در متن فرهنگ و نظام های ارزشی که در آن زندگی می کنند و در ارتباط بااهداف ، انتظارات ، ارتباطات و نیازهایشان است (جواهری و حسین زاده،۱۳۹۱). ۱-۷- تعریف عملیاتی: ۱-۷-۱- تعریف عملیاتی متغیرهای مستقل: ۱-۷-۱-۱. عشق ورزی: منظور از عشق ورزی نمره ای است که فرد از مقیاس سبکهای عشق ورزی استرنبرگ (۱۹۸۹) که دارای ابعاد سه گانه (صمیمیت، هوس و تعهد) است؛ بدست می آورد. ۱-۷-۱-۲. ویژگیهای شخصیت: ویژگیهای شخصیتی افراد در این پژوهش بر اساس نمره ای است که افراد از مقیاس ویژگیهای شخصیت نئو (۱۹۹۲) که دارای پنج بعد (روانژندی،برونگرایی، انعطاف پذیری، دلپذیر بودن و مسئولیت پذیری) است، بدست می آورند. ۱-۷-۲- تعریف عملیاتی متغیر وابسته: ۱-۷-۲-۱.کیفیت زندگی: در این پژوهش منظور از کیفیت زندگی، نمره ای است که افراد از پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت[۱] که دارای ۴ بعد (سلامت جسمانی، سلامت روان، سلامت اجتماعی و سلامت محیط) است، بدست می آورند. ۲-۱- مقدمه هر تحقیق علمی باید با آگاهی و مرور تحقیقات قبلی انجام گیرد تا محقق با شناخت نتایج و یافته های تحقیقات قبلی، آگاهی خود را گسترش داده و در پرتو اطلاعات به دست آمده، مسئلۀ تحقیق و متغیرهای خود را تعریف کرده و کرانه های آنها را مشخص سازد. زیرا در مطالعه هر پدیده اجتماعی و هر نوع تحقیق دیگر، مطالعه تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته، به این معناست که هر کار تحقیقی از کارهای تحقیقی قبلی اثر پذیرفته و بر کارهای بعدی نیز تاثیر می گذارد. بنابراین آشنایی با تحقیقات قبلی که در زمینه موضوع مورد مطالعه صورت گرفته ضروری به نظر می رسد(دواس،۱۳۷۶). در ابتدای این فصل به معرفی نظریه های مورد استفاده در پژوهش پرداخته خواهد شد و سپس در ادامه به پیشینه تجربی تحقیقات داخلی و خارجی تحقیق حاضر اشاره می شود. برای این امر در بخش مرور بر نظریه ها، نظریه های مربوط به سبکهای عشق ورزی و ویژگیهای شخصیت و کیفیت زندگی مورد اشاره قرار خواهند گرفت و سپس تحقیقات مرتبط آورده خواهند شد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۱۰- ویژگی های فنی ابزار پژوهش ۳-۱۰-۱- روایی ابزار پژوهش روایی به معنای صحیح و درست بودن است ، مقصود از روایی آن است که وسیله اندازه گیری بتواند ویژگی مورد نظر را اندازه بگیرد ، اهمیت روایی از آن جهت است که اندازه گیری های نا مناسب و ناکافی می تواند هر پژوهش علمی را بی ارزش و ناروا سازد . اعتبار در اصل به صحت و درستی اندازه گیری محقق بر می گردد ( خاکی ،۱۳۸۲ ،ص ۲۸۸ ). جهت تعیین روایی ابزار تحقیق ، سؤالات پرسشنامه براساس مدل تحلیل پژوهشبررسی ادبیات تحقیق تعیین شده و از پرسشنامه استاندارد استفاده شده و سپس به تأیید استادان راهنما و مشاور و کارشناسان رسیده است. ۳-۱۰-۲- پایایی ابزار پژوهش «پایایی بدین معنا است که اگر خصیصه مورد سنجش را با همان وسیله تحت شرایط یکسان و مشابه دوباره اندازه بگیریم نتایج حاصله تا چه حد مشابه ،دقیق و قابل اعتماد است،و بطور ساده تر یعنی ابزار اندازه گیری در شرایط یکسان تا چه اندازه نتایج یکسانی بدست می دهد.»( خاکی ،۱۳۸۲ ،ص۲۹۷). برای سنجش پایایی ابزار تحقیق ،معروفترین ابزاری که مورد استفاده اکثر پژوهشگران قرار می گیرد میزان آلفای کرونباخ مربوط به پرسش های های موجود در پرسشنامه و یک آلفای کلی برای ابزار گردآوری است،که این معیار توسط نرم افزار SPSSبه راحتی قابل محاسبه می باشد.برای محاسبه آلفای کرونباخ از فرمول زیر استفاده می شود.

برای بررسی پایایی ، محقق تعداد۳۰پرسشنامه را توزیع و پس از جمع آوری ، اقدام به محاسبه ضریب آلفای کرونباخ با بهره گرفتن از نرم افزار SPSS برای پرسشنامه مورد نظر نمود که نتایج به تفکیک هر یک از متغیر ها به شرح جدول(۳ـ۴ )حاصل گردید. جدول(۳-۴) پایایی ابزار اندازه گیری
نام متغیّر تعداد پرسش ها مقدار آلفا ( α )
محیط کنترلی ۶ ۰٫۸۹
فعالیتهای کنترلی ۵ ۰٫۸۴
ارزیابی ریسک ۶ .۰٫۷۹
برنامه حسابرسی ۴ ۰٫۷۴
میزان پایایی آزمون جهت مجموعه سؤالات پرسشنامه برابر ۷۰ درصد محاسبه شد که با توجه به میزان نوسانات آلفای کرونباخ که بین صفر تا یک بوده و عدد بیشتر از ۷۰ درصد بیانگر سطح مطلوبی از پایایی می باشد ، می توان گفت که سؤالات پرسشنامه به میزان قابل قبولی توانسته موضوع مورد بحث را اندازه گیری کند . لذا ابزار تحقیق از پایایی خوب و قابل قبولی برخوردار بوده است . ۳-۱۱- روش تجزیه و تحلیل و آزمون فرضیه ها تحقیق در یک زمینه خاص غالبا به چند روش می تواند مورد بررسی قرار داد. اگر چنین باشد، در ابتدا مطالعات توصیفی و همبستگی ممکن است به اجرا درآیندو در ادامه مطالعات علی و تطبیقی. ابتدا با بهره گرفتن از ابزار آمار توصیفی به تجزیه و تحلیل داده ها می پردازیم و ادامه برای آزمون فرضیه ها از تحلیل رگرسیون و همبستگی استفاده می شود؛ بدان معنا که ابتدا اطلاعات مورد نیازبرای انجام آزمون محاسبه و سپس آزمونهای رگرسیون برای مطالعه تاثیر اجزای کنترل داخلی بر اثربخشی برنامه حسابرسی صورت می پذیرد و از نرم افزار spss برای پردازش اطلاعات و آزمونهای آماری استفاده شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از: ۱-روش آمارتوصیفی در قالب: جدولهای فراوانی،میانگین ها و انحراف معیار. ۲- روش آمار استنباطی در قالب:آزمون همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چند متغیری هم زمان (آزمون F برای تعیین معناداری کل مدل رگرسیون و آزمونt برای تعیین معناداری ضرایب رگرسیون به صورت تک تک) استفاده شده است. ۳-۱۲- تجزیه وتحلیل همبستگی به منظور همبستگی خطی متغیرها می توان ازضریبهای همبستگی پیرسون(برای توزیع های نرمال) واسپیرمن(برای توزیع های غیر نرمال) استفاده کرد. همبستگی معیاری برای تعیین میزان ارتباط دو متغیربوده ومعمولا با تحلیل رگرسیون بکار برده می شود. موضوع همبستگی، بحث درباره دو معیار ضریب تعیین( ) وضریب همبستگی ® به صورت زیر دنبال می شود. و با توجه به نتایج حاصل از آزمون کلموگروف – اسمیرنوف، در تحقیق حاضر از ضریب همبستگی اسپیرمن جهت تبیین ارتباط متغیرهای تحقیق استفاده شده است. ۳-۱۲-۱- ضریب همبستگی ضریب همبستگی بهترین معیار تشخیص وجود همبستگی یا عدم همبستگی وحتی نوع ،جهت و میزان همبستگی خطی است وآن ضریب معیار عددی است که رابطه ترتیب دارد. اما ویژگی نسبت برای آن برقرار نیست.ضریب همبستگی® ریشه دوم ضریب تعیین است که می تواند مقادیری بین ۱+ و۱- باشد.علامت آن همان علامت شیب خط رگرسیون (b)است یعنی اگر شیب خط رگرسیون مثبت باشد ضریب همبستگی مثبت، اگر شیب خط رگرسیون منفی باشد ضریب همبستگی منفی وهمچنین اگر صفر باشد،همبستگی بین دو متغیر x وy وجودندارد. ۳-۱۲-۲- ضریب تعیین( ) مهمترین معیاری است که با آن می توان رابطه بین دو متغیر X وYرا توضیح داد که میزان انحراف مشاهدات (Y) از برآورد خط رگرسیون را اندازه می گیرد. این ضریب ، بین صفر و یک در نوسان بوده به طوریکه مقدار صفر بیانگر آنست که خط رگرسیون هرگز نتوانسته است تغییرات Yرا به تغییرات متغیر مستقل X نسبت دهد. مقدار یک نیز بیانگر آنست که خط رگرسیون به طور دقیق توانسته است تغییرات Yرا نسبت به X نسبت دهد. ۳-۱۲-۳ - آزمون معنی دار بودن ضریب همبستگی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سیف و مرزوقی(۱۳۸۷) به بررسی رابطه ابعاد معرفت شناختی و خودکارآمدی با عملکرد تحصیلی دانش آموزان مقطع راهنمایی در درس علوم تجربی پرداختند. این تحقیق که در میان ۳۷۵ دانش آموز سال سوم راهنمایی شهرستان شیراز انجام شد. نتایج نشان داد که هر چه دانش آموزان ساختار دانش تجربی را منسجم تر و فرایند یادگیری را تدریجی و تجمعی تر بدانند، خودکارآمدی بیش تری را در حل مسائل، آزمون و کاربرد این درس تجربه می نمایند. افزون بر این، تحلیل مسیر نشان داد که خودکارآمدی، قوی ترین عامل پیش بینی کننده عملکرد تحصیلی است و ابعاد باورهای معرفت شناختی به طور عمده از طریق خودکارآمدی، عملکرد تحصیلی دانش آموزان را در درس علوم تجربی پیش بینی می کنند. شاوران، سلیمی و همایی(۱۳۸۷)، به بررسی عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشگاه اصفهان براساس فرهنگ های چندگانه آنان انجام شد. در یک پژوهش پیمایشی و با ۲۹۶ آزمودنی انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که، F مشاهده شده در سطح P<0/05 تفاوت معناداری را بین عملکرد تحصیلی دانشجویان براساس قومیت آنها نشان نداد و تنها در بعد معدل بین آنها تفاوت معنی داری وجود داشت. عملکرد تحصیلی دانشجویان با فرهنگ های مختلف نشان داد همچنین براساس عواملی مانند محل سکونت، منطقه آب و هوایی محل زندگی و تعداد خانوار تفاوت معناداری در زمینه عملکرد تحصیلی مشاهده نشد. شکری، دانشورپور و عسکری(۱۳۸۶)، به بررسی تفاوت های جنسیتی در عملکرد تحصیلی: نقش صفات شخصیت پرداختند. در نمونه ای به تعداد ۴۱۹ دانشجو انجام شد و نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری اثر اصلی معنادار عامل جنسیت را نشان داد. نتایج تحلیل مسیر نیز نشان داد که اثر مستقیم و اثر کل متغیر برونزای پژوهش( جنسیت) تنها از طریق عامل های وظیفه شناسی و روان رنجوری بر عملکرد تحصیلی معنادار است. ملکی(۱۳۸۵) در پژوهش خود گزارش کردند که پرداختن به اهداف تربیت در برنامه های غیر رسمی نسبت به سایر فعالیت های مساعدتر می باشد. بنابراین سرپرستان و مربیان در طراحی برنامه های فوق برنامه شایسته است تحقق این اهداف را که شامل هدف های جسمانی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی، دینی، عاطفی و سیاسی است دنبال نمایند.
 ترابی(۱۳۸۵) به بررسی تاثیر فعالیت های فوق برنامه بر پیشرفت تحصیلی می پردازد. و در پژوهش خود به این نتیجه می رسد که فعالیت های فوق برنامه بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تاثیر دارد. فضلی خانی و همکاران(۱۳۸۴) در بررسی خود درباره شرکت در برنامه های فوق برنامه گزارش کردند که این گونه فعالیت ها را جزیی از برنامه منظم مدرسه می دانند که در توسعه تجربیات تربیتی دانش آموزان نقش و اهمیت خاصی را ایفا می نماید. اعرابیان، خداپناهی، حیدری و صدق پور(۱۳۸۳) به بررسی رابطه باورهای خودکارآمدی بر موفقیت تحصیلی ۳۷۶ دانشجوی دختر و پسر دانشگاه شهید بهشتی پرداختند، و تحلیل نتایج با بهره گرفتن از آزمون t مستقل و تحلیل واریانس و ضریب همبستگی پیرسون نشان دادند که باورهای خودکارآمدی با موفقیت تحصیلی دانشجویان رابطه معناداری ندارد، همچنین باورهای خودکارآمدی با توجه به جنسیت و گروه های تحصیلی معنادار نیست. اثنی عشرکهنوجی(۱۳۸۳) به بررسی رابطه خودکارآمدی تحصیلی و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان دختر و پسر شهرستان رفسنجان پرداخت، و در نتایج خود بیان داشت که بین خودکارآمدی تحصیلی و پیشرفت تحصیلی، رابطه معنی داری وجود دارد و بین خودکارآمدی و جنسیت رابطه معناداری وجود ندارد. امیرتاش(۱۳۸۳) در بررسی فوق برنامه و اوقات فراغت، با تاکید برفعالیت های ورزشی در دانشگاه تربیت معلم تهران از دیدگاه مدیرن، اعضای هیأت علمی و کارکنان آن پرداخته بود و نتایج آن حاکی از این است که بیش از ۹۰ درصد آزمودنی ها، این گونه فعالیت ها را برای سلامتی جسم و روان، همچنین ارتقای روحیه همکاری در محیط کار خیلی ضروری یا ضروری می دانند. استوار( ۱۳۸۰) به بررسی تاثیر فعالیت های فوق برنامه بر پیشرفت تحصیلی می پردازد. و در پژوهش خود به این نتیجه می رسد که شرکت در فعالیت های فوق برنامه بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تاثیر ندارد. ۲-۳-۲٫ تحقیقات خارجی: یازیسی، سییاز و آلتون[۲۹](۲۰۱۱) در پژوهش خود به پیش بینی خودکارآمدی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی پرداخته بودند. آن ها در نتایج خود بیان داشتد که جنس و خودکارآمدی می تواند پیشرفت تحصیلی را پیش بینی کند. همچنین پیشرفت تحصیلی دختران بیشتر از پسران است. چانگ و سالومون[۳۰](۲۰۱۰) در پژوهش به بررسی رابطه بین خودکارآمدی با پیشرفت تحصیلی پرداختند و تحلیل نتایج نشان داد که، خودکارآمدی رابطه مثبت و معنی داری با پیشرفت تحصیلی دارد. لی لیان[۳۱](۲۰۱۰) در پژوهش نقش انگیزش، خودکارآمدی، و پیشرفت تحصیلی دانشجویان را نسبت به درس آمار و روش تحقیق مورد بررسی قرار داد، و نتایج پژوهش نشان داد که نگرش و خودکارآمدی به طور قابل توجهی می توانند پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را پیش بینی کنند. کارول[۳۲] و همکاران(۲۰۰۹) در پژوهش خود خودکارآمدی و پیشرفت تحصیلی را در دانش آموزان دبیرستانی استرالیا مورد بررسی قرار دادند، و نتایج آنها حاکی از این بود که، خودکارآمدی با پیشرفت تحصیلی اثرمثبت و معناداری دارد. همچنین در مدل نهایی ارتباط بین آرمان های عامی و پیشرفت تحصیلی معنی داری نبوده است. دانیل ریز[۳۳] (۲۰۰۸)، به بررسی تاثیر فعالیت های فوق برنامه بر پیشرفت تحصیلی پرداختند همچنین به این نکته اشاره نمودند که شرکت در فوق برنامه های ورزشی و دیگر فوق برنامه ها از قبیل عضویت در گروه های دانش آموزان موجب افزایش توانایی ها و بهبود نوجوانان در نتیجه کاهش بزه کاری می شود. سینپ[۳۴](۲۰۰۸) در بررسی تاثیر فعالیت های فوق برنامه عنوان می کند، که شرکت در فعالیت های فوق برنامه موجب کاهش فساد و پرشدن اوقات فرلغت آنها می شود، و جوانانی کهدر فعالیت های فوق برنامه مشارکت دارند کمتر سراغ بزهکاری، نوشیدن مشروبات الکلی، مصرف موادمخدر می روند. فعالیت های فوق برنامه علاوه بر تاثیر بر پیشرفت تحصیلی، افزایش اعتماد به نفس، مهارت های اجتماعی و رفتاری بر سلامت دانش آموزان نیز مؤثر هستند. کلیپ[۳۵]( ۲۰۰۷) در زمینه تاثیر فعالیت های فوق برنامه بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مطالعه ای انجام داد. محصلین را باید به شرکت در فوق برنامه ها تشویق کرد. فعالیت هایی مثل فعالیت های خارج از کلاس که موقعیت به تجربه در آوردن دانش کسب شده در کلاس را برای آنها فراهم می کند؛ تاثیر مستقیم بر پیشرفت تحصیلی دارد. کوهن[۳۶](۲۰۰۷) در پژوهش خود به این نتیجه رسیده است که، شرکت در فوق برنامه ورزشی موجب کاهش رفتارهای مخاطره آمیز می شود. مدارس فوق برنامه های ورزشی بیشتری دارند دانش آموزان شان کمتر رفتارهای مخاطره آمیز جنسی از خود نشان می دهند. وایت[۳۷](۲۰۰۷) در پژوهش خود در مورد تاثیر فعالیت های فوق برنامه، به این نتیجه رسید که وضعیت اقتصادی بر شرکت دانش آموزان در فوق برنامه ها موثر است. دختران بیش از پسران در فوق برنامه ها شرکت می کنند. مارینا[۳۸](۲۰۰۶) به بررسی تاثیر فعالیت های فوق برنامه بر پیشرفت تحصیلی می پردازد. و در پژوهش خود به این نتیجه می رسد که فعالیت های فوق برنامه بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تاثیر دارد. بیسکر[۳۹](۲۰۰۶) به بررسی تاثیر فعالیت های فوق برنامه بر پیشرفت تحصیلی می پردازد. و در پژوهش خود به این نتیجه می رسد که فعالیت های فوق برنامه بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تاثیر دارد. گاسیل و مورفی[۴۰](۲۰۰۴) در پژوهش خود به تاثیر خودکارآمدی بر پیشرفت تحصیلی پرداختند و آن ها در نتایج خود بیان داشتند، که خودکارآمدی پیشرفت تحصیلی را تحت تاثیر قرار می دهد و همچنین بین دختران و پسران در مؤلفه های خودکارآمدی تفاوت معناداری وجود ندارد. شانک و پاجارس[۴۱](۲۰۰۲) در پژوهش خود نقش جنسیت را در خودکارآمدی ریاضی و کامپیوتر دانش آموزان را مورد بررسی قرار دادند، و به این نتیجه رسیدند که خودکارآمدی ادراک شده ریاضی وکامپیوتر در پسران بیشتر از دختران می باشد. خلاصه: در این فصل با توجه به موضوع پژوهش، مشتمل بر چندین بخش بود. در ابتدا مفاهیم، مربوط به فعالیت های فوق برنامه، خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی بیان شد. در بخش بعدی به پژوهش های انجام یافته مرتبط با موضوع تحقیق اشاره گردید. فصل سوم روش تحقیق ۳-۱٫ مقدمه رویکرد به روش تحقیق، از زمان هبوط آدم، آغاز شد. این رویکرد ناشی از حس کنجکاوی و توانایی فوق العاده انسان در فهم و تحلیل ذهنی است. کنجکاوی یکی از ویژگی های فطری انسان ها است. یکی از مهمترین روش های ارضای حس کنجکاوی، پژوهش است. فصل روش تحقیق یکی از فصول مهم هر تحقیق علمی است. جان دیوی، پژوهش را فرایند جستجوی منظم برای مشخص کردن یک موقعیت می داند. بنابراین پژوهش فرآیندی است که از طریق آن می توان درباره امور ناشناخته به جستجو پرداخت و نسبت به آن شناخت لازم را کسب کرد (مقیمی، ۱٣۹۰). در این فصل، ابتدا روش تحقیق و فرایند تحقیق بیان می گردد. سپس جامعه آماری، حجم نمونه، روش نمونه گیری، ابزار جمع آوری اطلاعات و روش تجزیه و تحلیل داده ها توصیف می گردد. ۳-۲٫ روش انجام تحقیق باید اذعان نمود که از بخش های مهم هر پژوهش، مشخص نمودن روش انجام تحقیق می باشد. روش تحقیق مجموعه ای از قواعد، ابزار ها و راه های معتبر (قابل اطمینان) و نظام یافته برای بررسی واقعیتها، کشف مجهولات و دستیابی به راه حل مشکلات است (خاکی، ۱٣٨۹). به دلیل اینکه این پژوهش در صدد رفع نیازهای انسانی می باشد، از نوع کاربردی است. همچنین مطالعه حاضر براساس طرح پژوهش و اهداف آن، یک مطالعه علی مقایسه ای، از نوع طرح های توصیفی- توجیهی می باشد، در این نوع پژوهش ها متغیر مستقل اتفاق افتاده و دستکاری آن غیر ممکن است. یعنی متغیر مستقل( فعالیت های فوق برنامه) پیشتر اتفاق افتاده و پژوهشگر از طریق مطالعه ای گذشته نگر در صدد رسیدن از طریق متغیر وابسته( خودکارآمدی تحصیلی و عملکرد تحصیلی) به متغیر مستقل برسد(گال[۴۲] و همکاران،۱۳۸۷، ترجمه نصر و همکاران). ۳-۳٫ نحوه اجرای تحقیق در ابتدا دانش آموزانی در ناحیه یک آموزش و پرورش شهرستان بندرعباس که دارای معیارهای ورودی( از جمله دختر بودن، دانش آموز دوره راهنمایی، ساکن ناحیه ۱ آموزش و پرورش شهرستان بندرعباس بودن، و داشتن رضایت آگاهانه از شرکت در پژوهش) پژوهش هستند، از دو مدرسه متفاوت، یعنی مدرسه ای که فعالیت های فوق برنامه در آن مدرسه برگذار می شود، و مدرسه ای که فعالیت های فوق برنامه در آن برگذار نمی شود؛ انتخاب کرده، سپس از آزمودنی ها دعوت خواهد شد تا در یک جلسه توجیهی حضور یابند که در آن جلسه طرح پژوهش، و نحوه تکمیل پرسشنامه توضیح داده می شود، اما هیچگونه اطلاعاتی درباره اهداف یا متغیرهایی که قصد ارزیابی داریم ارزیابی کنیم، مطرح نخواهد شد. سپس از همه افراد نمونه پس آزمون گرفته می شود. ٣-۴٫ فرایند تحقیق برای انجام این تحقیق، مراحل زیر طی شده است:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۲-۳- ماهیت انسان ازدیدگاه رورتی رورتی،هم آوا با نیچه درنقد دیدگاه مدرن درمورد هویت به منزله امری ثابت،اعتقاد دارد که هویت فرد، ثابت وازپیش موجود نیست،بلکه درجریان ساخته شدن است.چیزی به عنوان«ماهیت آدمی»وجود ندارد.مفهومی همچون«خودآفرینی»می تواندتصویری مناسبی ازهویت فرد به دست دهد وتصویری که ازآن به دست می آید نشانگرخصیصه امکانی اش است به عبارت دیگر،هویت فردچیزی است که تحقق خواهد یافت و در این مسیرنیز،امری امکانی است ونمی توان پیش بینی کردکه فردی معین،دارای چه ویژگی هایی خواهد شد.(باقری،۵۶:۱۳۸۶) تعریف جدیدی که رورتی از شخص ارائه می دهد،درنظرگرفتن آدمی به مثابه شبکه ای که به شیوه ای کواینی،خود را می آراید.کواینی بودن این شبکه ناظر برکل گرایانه بودن آن است.(به این دلیل که کل گرایی ازویژگی های بارزدیدگاه های کواین است).ازویژگی های منحصربه فرداین شبکه بدون مرکزبودن آن است این امر سبب می شودکه هیچ جزئی ازاین شبکه براجزای دیگرتقدم و برتری نداشته باشد و رابطه ای همگن میان آن ها برقرار شود.رورتی این شبکه را متشکل از باورها،اعتقادات و دیدگاه های فرد می داندکه درطول زندگی،درفضای تاریخی- اجتماعی وی وتحت شرایطی گوناگون،به وجودآمده است.لذامی توان گفت ساختنی بودن این شبکه و سیالیت ذاتی آن امکان تغییر در آینده را در حکم یک امکان قوی مطرح می کند.(باقری وسجادیه،۱۱۵:۱۳۸۴) ۳-۲-۴- دیدگاه رورتی درخصوص مبدأ وجود وغایت انسان جهان دیویی و رورتی،علاوه برنامعین بودن نامقدر نیز هست.دراین جهان،همه چیزدرهاله ای ازابهام قرار دارد وهمه امور بر سبیل احتمال رقم می خورد.تعبیردیویی از«خدا»تعبیری طبیعی شده است که ازدوران مدرن،دراندیشه های او وارد شده است.دراین مفهوم شأن تدبیرجهان برای خداوند مطرح نیست.مفهوم خدا نزد دیویی با نظیرآن درادیان الهی متمایزاست.دیویی،خدا را به مثابه موجودی استیلایی که وجودش برجهان وآدمی مقدم است نمی پذیرد.
 دیویی در کتاب خویش،در«آیین مشترک»خدا را به مثابه ارتباط فعال میان حال و آینده در نظر می گیرد همین دیدگاه دراندیشه های رورتی نیزحضوردارد وسبب می شودکه جهان موردنظراو،تقدیریافته از موجودی علیم وقدیرنباشد.اصل درجهان دیویی (وبه طبع وی دردیدگاه رورتی)برتغییراست.جهان وی نه تنها مبدأ ندارد،بلکه فاقد منتها نیز هست و تغییر و حرکت آن غایتی را دنبال نمی کند.این تصویر،جهان را به صورت گویی معلق درفضانشان می دهدکه نه برخود اتکاءدارد(که درحرکت است)ونه به چیزی دیگر.درچنین جهانی،آدمی چون تکه ای رها شده در بی نهایت تصورمی شودکه اطمینان عمل از وی سلب شده، عملش گونه ای از ناچاری تعبیر می شود. رورتی درآثار متأخرخود،توجه بیشتری به دین نشان داده است.وی عرصه کثرت گرایی قیاس پذیریا تفاهم پذیرخود را چنان گسترده کرده که بازی زبانی دین نیز در آن گنجانده شده است،چنان که می گوید “میان بازی زبانی عبارت و بازی زبانی تجارت"راه های ارتباطی وجود دارد.در واقع،در مقایسه با زمانی که وی کتاب«فلسفه وآینهطبیعت»(۱۹۷۹)را نگاشت،اکنون احساس می کندکه دین باید درکنارفلسفه وعلم مورد توجه قرارگیرد.(باقری،۶۳:۱۳۸۶) رورتی دراین خصوص می گوید:"اکنون به نظرمی رسدکه اندیشه مناسب در مورد نوع سؤال هایی که من سعی می کردم درفلسفه وآینه طبیعت به آن پاسخ دهم مستلزم آن است که سه توپ را هم زمان درهوا نگاه داریم،علم،فلسفه ودین.” برای اندیشیدن در جایگاه این سه عرصه مهم،رورتی به پرسش اساسی مربوطه هر حوزه اشاره می کند.براساس نظروی،سؤال اساسی علم عبارت است ازاین که«امورچگونه رخ می دهند؟»؛سؤال مربوط به دین این است که«ازچه چیز باید بیم داشته باشیم؟»وسؤال مربوط به فلسفه این که«آیاچیزی ناانسانی درجهان خارج هست که ما نیاز به تماس با آن داشته باشیم؟» درمورد دین،رورتی این را می پذیردکه ادیان انواع مختلفی دارند ومی توان ازادیان خوف وادیان عشق نام برد.بنابراین،ما می توانیم پیشنهاد وی را در موردپرسش اساسی دین،با افزودن عبارت زیرکامل کنیم:«به چه چیز باید عشق بورزیم؟».هرچند رورتی این را می پذیردکه ادیان عشق وجود دارند،اما این را انکار می کند که ادیان هم چنان به ایفای این نقش بپردازند.درعوض او ادعا می کند:"دین در فرایند تغییرشکل یافتن به سیاست مردم سالاراست.آن چه درکلیساها کنارگذاشته می شود،این ترس است که انسان هاممکن است بدون کمک قاد رنباشند خود را نجات دهند،این همکاری اجتماعی کافی نیست.” به عبارت دیگر،هنگامی که رورتی دین را به منزله تشکیلات نهادی همچون کلیسا می بیند،تمایل داردکه درمدینه فاضله جایی برای آن لحاظ نکند.درواقع وی برآن است که دین در این شکل وشمایل دین خوف است وانسان را از آینده می ترساند و وی را تنها به کمک«خدا»امیدوارنگاه می دارد،درحالی که به نظروی،آینده درگروامید و اتکای انسان ها به خود وهمکاری اجتماعی میان آن ها است. به همین دلیل،هرچندرورتی درابتدای امرمی پذیردکه لازم است"سه توپ راهم زمان درهوانگاه داریم؛علم،فلسفه، ودین"»،اماسرانجام دین را ازصحنه خارج می کند.این از آن رواست که وی تبینی فروکاهشی ازدین می دهدکه براساس آن ادیان عشق، جای خود را به همکاری اجتماعی می دهند،این نوع نگرش فروکاهشی به دین،چیزی است که به نظررورتی ازآغازعمل گرایی درآمریکاوجودداشته است. درتوضیح کامل این نکته،رورتی به دیدگاه دیویی ارجاع می دهد.نخست وی به استیون راکفلر حق می دهدکه گفته بود،"هدف (دیویی)این بودکه اتحادکاملی میان حیات دینی وحیات مردم سالارآمریکایی به وجودآورد"اما ادامه می دهد:"نوع اتحادی که دیویی به آن امیدوار بود،امری ازنوع امتزاج میان پرستش یک وجود ازلی با امید به تحقق اراده این وجود ازلی درآمریکا نبود.این امر ازنوع به فراموشی سپردن ازلیت بود."به همین دلیل، وی سخنی را از دیویی نقل می کند،حاکی از دین که مردم سالاری، نوعی متافیزیک است:"مردم سالاری نه شکلی ازحکومت و نه اقدامی اجتماعی،بلکه متافیزیکی در باب رابطه انسان و تجربه وی در طبیعت است."آن چه در این متافیزیک ظهور می کند، جهانی با نفی ازلیت ووجود ازلی است؛جهانی که در آن،انسان توسط نیرویی فراتر از خودت عین نمی یابد،بلکه از راه ارتباط با تجربه خود باید به تعیین همه چیز خود بپردازد.(باقری:۶۴) البته این سخنان بنا به ضرورت به معنای نفی خدا و حتی دین نیست،اما بی تردید به معنای نفی خدای مقدم وتعیّن بخش یا دین خوف هست.ازاین رو،رورتی گاه ازگفتمانی الهی ودینی ونیز سخن گفتن ازمدینه فاضله استفاده می کند. وی اشاره می کند که نفی ازلیت و جایگزین کردن دانش مربوط به این واقعیت ازلی مقدم یا امید به آینده سراسرامکانی،کارساده ای نیست،اما با فلسفه هگل،راه برای آن بطورکامل هموارشده است.وی با اشاره به ایده اسپینوزا هنوز جهان در ذیل ازلیت نگریسته می شود.اما به نظر رورتی،این هگل بودکه حتی این جنبه وابستگی به ازلیت را نیز زدود و بیان کرد که نمی توان تاریخ بشررا با امری غیرتاریخی مربوط دانست،زیرا در این صورت،درجه ای از انتزاع در این تاریخ وجود خواهد داشت،که مانع می شودتا بتوان آن را تاریخ و زمانمند دانست.بنابراین،معنای حیات بشری تابع آن است که تاریخ بشری چگونه ظهور می کند،به جای آن که ناشی از رابطه این تاریخ با موجودی غیرتاریخی باشد.(همان:۶۵) ۳-۲-۵- دیدگاه تعاملی رورتی دربرابر فطرت انسان گسیختگی آدمی ازهدف با انکارعوامل فرا تاریخی یکی ازعوامل مربوط به ذات انسان است. تأکید مکرر رورتی به احتمالی بودن درون آدمی و فرو کشیدن آن تا حد حیوانات و نگاه ارگانیستی به آن،که میراث برجای مانده درعمل گرایی است.سیمای عمل زده ازانسان ترسیم می کندکه هدفی جزماندن دراین جهان وحل معضلات خود در آن را ندارد.دردیدگاه وی،همه وجودانسان را فضای مبهم وتاریخی تشکیل می دهد که برسبیل احتمال تام رقم می خورد.اوآدمی را در وضعیت اولیه خویش،همچون حیوانی با دو ویژگی اساسی:حساسیت نسبت به زیبایی و رنجورشدن با مشکلات بیرونی و نیز داشتن قابلیت حل آن ها تصویرمی کند.شبکه اعتقادات و باورهای انسان،درطول زندگی وی و براساس مسائل پیرامونی و راه حل های اعمال شده،شکل می گیرد وهیچ نیرو و زمینه فرا تاریخی اولیه دردرون انسان وجودندارد.(رورتی،۱۷۷:۱۹۸۹) پیترزمعتقد است که در این تحلیل که ماسعی داریم،خود وگذشته خویش را با تأکید بر امور جدید باز تعریف کنیم این نتیجه مستتر است که تصویر از خود،در حکم یک موجود غیرتاریخی پاک شود.به اعتقاد اواین نکته که رورتی،خود اخلاقی فرد را به مثابه شبکه ای ازاعتقادات و باورها،بدون پشتوانه ای تعریف می کند،مؤید در نظرن گرفتن عامل فرا تاریخی در انسان است.(پیترز،۱۹۹۸)[۷۵].این امر ازآدمی،موجودی بی پشتوانه و بدون هویت می سازد و هدف تربیت را به صورت امری کاملاً تاریخی و مقطعی مطرح می کند.دراین حالت عاملیت آدمی از پشتوانه محکمی برخوردار نیست و حرکت وی نیز جهت گیری مشخصی ندارد. در این حالت نوعی ازهم گسیختگی و نیز پوچی و بی هدفی در حرکت وی پدیدار می شود که جز با در نظرگرفتن عاملی ورای تاریخ نمی توان آن را درمان کرد. رورتی درباره ذات انسان،ذاتیات باطنی و محتوم را انکار می کند و شخصیت انسان را ساخته دست خود او می داند:«اگرذات نهفته ای درانسان وجود نداشته باشد،پس چه چیز درآن جاست؟وی پاسخ می دهد که،محتوای درون شخصیت انسان چیزی است که در خلال واژگان گذشته درآن قرار داده ایم.از قبل چیز استواری در درون ما قرار ندارد،مگرآنچه خود آن جا نهاده ایم».(رورتی۱۲۸:۱۹۹۰) بنابراین با توجه به موضع انکار رورتی نسبت به فطرت وذاتیات ثابت در درون انسان او از سه واژه برای تعریف انسان استفاده می کند. ۳-۲-۵-۱-واژگان نهائی یکی ازاصطلاحات کلیدی که رورتی با کمک آن به تعریف انسان می پردازد،واژگان نهائی است.به نظروی همهانسان هامجموعه ای ازکلمات را برای توجیه اعمال،باورها وزندگی خودبه کارمی برند.این کلمات برای ابرازخرسندی ازدوستان،یا نفرت ازدشمنان،یا به جهت ارائه طرح های بلندمدت وآرزو های دور و یا برای بیان تردیدهای فرد تدوین می شود.این کلمات که به آینده و یا گذشته وابسته اند، داستان زندگی انسان اند.این کلمات ازدیدگاه رورتی واژگان نهائی شخص خوانده می شود. درتوضیح این اصطلاح می توان گفت:رورتی زبان ویژه ای را که درهررشته علمی ومعرفتی به کار گرفته می شود،با اصطلاح «واژگان» توجیه می کند.این واژگان متناظر با باورها،طرح های ذهنی و نظام های فکری انسان است و از چگونگی وجود اشیای جهان خارج،یا از امور ذهنی مستقل اززبان حکایت نمی کند. این دیدگاه از آن جا سرچشمه می گیرد که رورتی از نظر معرفت شناسی«پسانوگرا» است وبه همین جهت با نظریه های معرفت شناسی مکاتب و دیدگاه های گذشته ازجمله تجربه گرایی و بازنمودگرایی مخالف است و برخلاف نظرآنان نظریه ای برحسب لغات وجملات را قبول دارد،نه برحسب تجربیات وایده ها. بنابراین به نظر او دانش انسان به زبان وابسته است و انسان جز با ارائه گزاره هایی از طرح های ذهنی و یا نظام های فکری خود به هیچ وجه نمی تواندفکری داشته باشد.(باقری وخوشخوئی:۲۱،۲۰) رورتی درباب مفهوم «نهائی»می گوید:"اگرنسبت به ارزش کلمات تردید به وجودآید،به کارگیرنده آنها مرجعی برای مراجعه وتوسل نخواهدداشت.آن کلمات تنها درعرصه زبان کارایی دارد وجدا ازآن یابه استیصال رسیدن فرداست،یاتوسل پیداکردن به زور".(رورتی،۷۳:۱۹۹۸)راه سومی وجودندارد.زیراچنان که اشاره شد دانش انسان کاملاً وابسته به زبان است.و در ماورای زبان اصول معرفتی،قالب های ذهنی معین،بنیادهای پیشینی دانش ونظریه های کلان وجودندارد وحتی نمی توان اشیای خارج را مرجع تلقی نمود.بنابراین واژگان موجود هرفرد در هرموقعیت،نقطه نهایی است واگر در موقعیت کنونی،واژگان فرد از عهده تبین موقعیت برنیاید،آن سوی زبان و واژگان او مرجعی وجودنداردکه ازآن استمداد شود،مگر این که فرد در مواجهه با مسائل دشوارعلمی- فلسفی،باواژگان دیگری در کتب و آثار دیگران برخورد کند و واژگان پیشین خود را تغییر و توسعه دهد و تبیین جدیدتر وقانع کننده تری نسبت به گذشته دست یابد.(همان:۷۴) نکته مهم دراندیشه رورتی درتوصیف انسان،این است که درنگرش عمل گرائی،مفیدواقع شدن تعریف ها و کارایی درمقام کاربرداندیشه ها،ملاکی اساسی است.رورتی درتعریف انسان نیز این مسئله را به عنوان معیار درستی تعریف در نظر می گیرد و در نتیجه تعریف ها را که به ذاتیات ثابت و یکسان در انسان می پردازد- چون فاقد این خصوصیت کاربردی هستند نمی پذیرد. ۳-۲-۵-۲-طنزگرایی رورتی برای آغاز فرایند«خودآفرینی»عنصری اساسی را لازم می داند و بدین منظور اصطلاح «طنزگرایی»را به کار می گیرد.طنزگرایی به معنای روا داشتن تردید در واژگان خاص مورد فرد است.وی در توصیف طنزگرای آزاده،تعریف آزاده را از«جودیت شکلار»وام می گیردکه می گوید:"آزادگان کسانی هستند که فکر می کنند ظلم بدترین چیزی است که انسان انجام می دهد،"در معنای طنزگرا می افزایدکه"من طنزگرا را برای آن دسته از مردم بکار می برم که عمده ترین عقاید و خواسته های خود را اموری احتمالی می بینند.” (رورتی،۷۴،۷۳:۱۹۹۸) چرا رورتی از واژهطنزاستفاده می کند؟بهتراست درابتدا به معنای این واژه اشاره کنیم.طنزدرلغت نامه «دهخدا»به نقل ازمأخذگذشته به معنی فسوس کردن،فسوس داشتن،برکسی خندیدن،سخن به رموزگفتن عیب کردن آمده است.درفرهنگ های ادبی لاتین کلمه های(Irony)و(Satire)به معنی طنز به کار رفته است.گادون درفرهنگ اصطلاحات ادبی خود می گوید:"طنزشعری است که درآن از شرارت،حماقت ونادانی انتقاد می شود".درایدن مدعی است که:درهدف نهایی طنز،اصلاح فساد و رفع نواقص است.و دفو معتقد است که:"طنزیک نوع اصلاح است".هری شاومی گوید:"طنزریشخندیا استهزائی درباره ابلهی،نادانی وحماقت انسان یاعیب وکاستی اوست.زهرخند یا استهزایی برای افشا کردن یا زشت شمردن ضعف های اخلاقی وکاستی های نوع بشراست. همچنین طنزبه معنی ناز و فسوس کردن،سخریه،استهزاء،دست انداختن،طعنه زذن،سرزنش کردن،عیب جویی و امثال آن آمده است و در عرف ادب و اصطلاح به یک نوع ادبیات خاص اطلاق می شودکه درآن شاعر و یا نویسنده،بانگاهی انتقادی وزیرکانه به کشف تناقضات ونابسامانی ها وعیب افراد جامعه می پردازد وآن ها را به شیوه ای هنرمندانه،تمسخرآمیز،اغراق آمیز وخنده آور به منظورتنبیه واصلاح و تزکیه بیان می کند،به گونه ای که خواننده را به تفکر و تأمل دربارهموضوع وادارمی سازد.». آن چه از مجموع تعاریف طنز برمی آید،این است که طنزگرا یا طنزپرداز فردی است که در زمینه های مختلف اجتماعی به نقّادی می پردازد وهدف او روشنگری و آگاهی دادن به مردم برای ایجاد اصلاحاتی درجامعه است.(خوشخوئی،۱۵۱:۱۳۸۲). به نظرمی رسد که رورتی به همین اعتباراصطلاح طنزگرا را برگزیده است،زیرا با دیدگاه نوعمل گرایی- پسانوگرایی خاص خود می گوید:"طنزگرای آزاده از شخصیتی برخوردار است که خواسته های او فاقد زمینه قبلی است.باورها و خواسته هایش در بستر زمان و بر سبیل اتفاق و احتمال شکل می گیرند.چنین افرادی امیدشان به آن است که درد و رنج کاهش یابد و تحقیر انسان به وسیله انسان پایان رسد. طنزگرای آزاده از تردید دائمی درباره واژگان نهایی خویش رنج می برد.با آگاهی ازاین که از طریق بحث به تأیید یا بی اعتباری امور نمی تواند دست یابد،هرگونه واژگان نهایی را ضرورتاً مشروط (نسبی)می داند.او بر این باور است که هیچ چیز از ذات یا ماهیت مطلق،ثابت و یکنواخت برخوردارنیست ومعیارعینی درتشخیص میان درست وغلط وجودندارد.او می داند که هر چیز می تواند با مفاهیمی که آن را توصیف می کند،در دید فرد،خوب یا بد،تجسم یابد.طنزگرای آزاده که در هر موقعیتی با واژگان جدید تعریف تازه ای از خود دست می یابد،آن موقعیت را استوار و جدّی نمی داند.زیرا همیشه آگاه است که اصطلاحاتی که او خود را با آن توصیف می کند موضوعاتی دستخوش تغییرند،اوهمواره نسبت به احتمالی و آسیب پذیر بودن آخرین واژگان خود به جهت تغییرپذیر بودن خویشتن واقف است.(همان:۱۵۲) ۳-۲-۵-۳-خودآفرینی در موقعیت هایی که واژگان نهایی فرد قادر به توجیه شرایط نیستند، انسان برای توجیه و یا حل مسئله و سازگاری باشرایط،دست به تغییر واژگان نهایی خویش می زند.روبروشدن باآثارجدید،نگاه های نو، نظریه های بدیل و موقعیت های پیش بینی نشده،انسان را وادار به تجدید نظر در ساختار شبکه درونی خویش و واژگان نهایی خود می کند.در این جاست که مفهوم «خودآفرینی» جایگاه طرح می یابد.دردیدگاه رورتی،انسان همواره و درهمه فعالیت هایش در حال خود آفرینی و باز آفرینی خویش است.این آفرینش مجدد،درانسان فرصت تجدید دنیاهای جدید و واژگان مفید را می دهد.دراین دیدگاه،این خود انسان است که خود را تعریف می کند. رورتی در بازآفرینی خویش نظرژان پل ساتر را در مورد انسان می پذیرد و برای نظریه «تقدم وجود برماهیت»،به دلیل آزادگذاشتن انسان درتعریف خویش و رد تعاریف محتوم و ثابت،برتری قائل است.(رورتی،۳۶۰،۳۵۸:۱۹۷۹) اومعتقداست که انسان را از زمان واحتمال راه گریزی نیست انسان بایدخصیصه امکانی و جهان پیرامونی خویش رابشناسد و سعی کند خود را به آن عادت دهد.وی هم آوا با گادامر،هدف فکرآدمی را«تکوین خویشتن»می داند و بر این نظر است که انسان با تلاش هایش در حوزه های گوناگون- فرهنگ،علم،هنر،سیاست و ادبیات در پی بازسازی خویشتن است و در هر تلاش،با هر سازماندهی مجدد،گویا انسانی دیگر می شودکه تعریفی دیگر نیز خواهد داشت.این فرایند تغییرهمیشگی است و آدمی در این راه،هیچ گاه از حرکت باز نمی ایستد.(رورتی،۳۲:۱۹۹۱) ۳-۲-۶-دیدگاه رورتی درخصوص عقلانیت نفی عقل و عقلانیت یکی از مبانی نوعمل گرایی می باشد.نفی حقیقت عینی مترادف با نفی عقل وعقلانیت ونفی این امرنیز به معنی نفی فلسفه است.متفکران دوره روشنگری اهمیت خاصی برای عقل قائل بودند.دوره روشنگری به عصرعقل وعلانیت معروف است.اما مفهوم روشنگری عقل همان مفهوم قوه ای است که ما را به کشف قوانین وحقیقت اشیاءراهبرمی شود و متفکران پسانوگرا این مفهوم ازعقل را رد می کنند.رورتی معتقد است باید ازعقل که به دنبال حقیقت فراتاریخی وغیربشری است دست شست و در مقاله ای تحت عنوان«پیوند بین روشنگری و پسانوگرائی» درکتاب چه چیزی از روشنگری بر جای مانده است؟او بر این باور است که مفهوم عقل بی یاور بشری برای «پسانوگراها»تنهازمانی قابل قبول است که این تصویرعقل که آن قوه ای است که دنبال رد پای حقیقت می گردد پاک شود- تصویری که ذهن بشر را با ساختار درونی واقعیت بطورعام یا با ساختار درونی طبیعت انسان به طور خاص یکی می کند. (بکر،۲۸:۲۰۰۱).[۷۶] رورتی ضمن تأثیرپذیری ازمبانی فکری پسانوگرائی در رد مفهوم عقل می گویدکه” ما پسانوگراها فکرمی کنیم که ما هرگز بطور کامل از شرنوعی سادیسم خود آزار دهنده که گردن کلفت ها را بوجود می آورد خلاص نخواهیم شد مگراین که اعتقاد به چنین ساختار هایی را کنار نهیم.ما با نیچه موافقیم که عمر بوی تعفن خون و شلاق بیش ازعمر امر مطلق کانت است"(بکر،۲۸:۲۰۰۱).بی شک رورتی درنفی عقل وعقل گرایی درصف متفکران پسانوگراها ایستاده است،هرچندوی چندان تمایلی به نسبت دادن عنوان«پسانوگرا»به خودش ندارد. مفهوم عقل که فیلسوفان پست مدرنی مثل فوکو،دریدا ورورتی بدان می تازند،همواره جستجوکننده حقیقت فرا تاریخی بوده است.این عقل میراث همان ذهن یاکوژیتوی دکارتی است که مثل آیینه طبیعت را در خود منعکس می سازد.از نظررورتی این ذهن به صورت یک ماهیت شیشه ای تصور شده است.انتقاد رورتی از این ذهن همان انتقاد مرکزیت خود است که در نزد دریدا،فوکو،کریستوا وبارت مفهوم خود مجسم و یکپارچه از نوع خوداستیلایی کانتی محلی ازاعراب ندارد قبل ازپست مدرنیسم نیچه مفهوم خود را زیرسؤال برد.قطعاًنیچه هم بی تأثیراز نفوذ داروین ونظریه اونبوده است.به هرحال هم پست مدرنیسم و هم داروینیسم خود اگوی استعلایی را رد می کنند.ماهیت این خود یا اگوی استعلایی عقل یا قدرت تفکر یا همان کوژیتوی درکارتی است.(اصغری،۶۴:۱۳۸۹) رورتی سه معنا ازعقلانیت را موردتوجه قرارمی دهد ۱- عقلانیت اسم یک قابلیت است که ماهیان بیش ازآمیب ها دارند.انسان های استفاده کننده اززبان بیش ازمیمون های انسان نما آن را دارند،انسان های مجهزبه تکنولوژیّ مدرن بیش ازانسان های فاقداین تکنولوژی آن را دارند:یعنی توانایی یا قابلیت سازگاری با محیط از طریق سازگاری وانطباق واکنش های شخص یا محرک محیط اطراف به شیوه های پیچیده و ظریف.این عقلانیت گاهی «عقل تکنیکی» وگاهی«مهارت برای بقا»نامیده شده است.آن اخلاقاً بی طرف است. دراین معنا ازعقلانیت صرف توانایی موجودزنده در برابرمحیط زیست برای زنده ماندن خود مدنظر است،اما استفاده بشر از زبان به عنوان ابزاری برای تعامل باهم نوعان ومحیط زیست خود«عقلانیت»به شمار می آید.گاهی این عقلانیت،عقلانیت فنی یا تکنیکی و مهارت برای بقا نیز نامیده شده است.(همان:۶۵). ۲- عقلانیت دوم به داشتن قوه ای اضافی در آدمیان در میان حیوانات اشاره دارد.عقلانیت اسم یک جزءسازنده اضافی(عقل)است که آدمیان دارند و حیوانات نداند.وجود این جزءسازنده در ما دلیلی برای توصیف خودمان در الفاضی غیر از الفاضی است که موجودات زنده غیرانسانی را توصیف می کنیم.رورتی به این نوع عقلانیت اعتقادی ندارد:چون معتقد است که این عقلانیت مستلزم ماهیت باوری درباره قوه ای بنام عقل است که به کنه اشیاء شناخت پیدا می کند.از نظر وی این نوع عقلانیت درقالب تکامل داروینستی قابل دفاع نیست چون دراین عقلانیت قائل به قوه ای خدادادی به نام «عقل»یا«نفس»است که فراتر از تاریخ و زمان و مکان است،حال آن که تکامل در تاریخ رخ می دهد عقلانیت سوم که جنبه سیاسی و اخلاقی دارد،بیشتر مورد توجه رورتی است.(همان:۶۵) ۳-عقلانیت درمعنای سوم تقریباً مترادف با تساهل است- مترادف با توانایی این که ازاختلافات وتفاوت های خودمان ناراحت نشویم وپرخاشگرانه به چنین تفاوت هایی پاسخ ندهیم.این توانایی با اراده تغییرعادات خود شخص همراه است نه این که چیزی بیش ازآن که قبلاً می خواست به دست آوردهمراه باشد؛برای شکل دهی دوباره به خویشتن برای تبدیل شدن به نوع دیگری ازشخص،شخصی که چیزهایی غیر ازچیزهای قبلی می خواهد.این عقلانیت همچنین با تکیه براقناع نه زور همراه است یعنی تمایل برای صحبت کردن دربارهچیزها نه نزاع دربارهآن ها یا سوزاندن یا نابود کردن آن ها،این عقلانیت فضیلتی است که افراد و جوامع را قادر می سازد تا بطور صلح آمیز با سایرافراد و جوامع زندگی کنند و بگذارند{دیگران نیز} زندگی کنند.بنابراین عقلانیت به این معناگاهی آن گونه که هگل گفته مترادف با آزادی تصور می شود.منظوررورتی ازعقلانیت همین تعریف سوم است که آن را در مقابل روشنگری عقلانیت قرارمی دهد.رورتی می گویدکه گاهی این سه معنا ازعقلانیت درسنت مغرب زمین باهم به کار رفته اند. دو نکته مهم درباره تصور رورتی از عقلانیت قابل توجه است.یکی این که به نظر وی «عقلانیت»موضوعی مربوط به همبستگی دراجتماعی است که شخص عضوی از آن اجتماع است ولذا عقلانیت او بر اساس معیارهای پذیرفته شده اجتماع تفسیر می شود.دیگر این که در این جا طبیعت و ماهیت اجتماعی عقلانیت آشکار می شود.به هرحال رورتی با نقد دوتعریف اول از عقلانیت طرفدار تعریف سوم است.(همان:۶۶) ازنظر رورتی عمل گرایان درجستجوی متافیزیک ومعرفت شناسی سنتی نیستند.برای تبین حقیقت، دیدگاه خاص خود را دارند.برای نمونه درتوجیه حقیقت جمله ویلیام جیمزرا مطرح می کنندکه"خوب برای ماعقیده ما است."(رورتی،۲۱:۱۹۹۸) بنابراین عمل گرایان نیازی نمی بینندکه رابطه بین عقاید و اشیاء را درنظر بگیرند و بحث انطباق را مطرح سازند و همچنین ضروری نمی دانند که استعدادهای شناختی بشرکه قابلیت مطمئن ورود به آن روابط را توجیه می نماید،مورد بحث قراردهند.عمل گرایان اختلافی که بین عقلانیت ها توسط واقع گرایان ایجاد می شود را رد می کنند.واقع گرایان بین حقیقت و توجیهات دیگر فرق می گذارند.حقیقت رسیدن به عقلانیت درست است.درحالی که توجیه های افراد و دیدگاه هایی ممکن است غیرحقیقی و غیر واقعی باشد.از این طریق می توان برخی فرهنگ های موافق با عقلانیت را مورد ستایش قرارداد وفرهنگ های مغایر را نقد نمود.این نحوه تبین واقع گرایانه مورد پذیرش عمل گرایان نیست. از نظراین مکتب اختلاف بین قضاوت ها را می توان با اختلاف بین خوب حاضر و امکان خوبتردر آینده ترجمه کرد.برطبق این دیدگاه چیزی که درحال حاضر برای ماعقلانی است به معنای حقیقی بودن آن نیست زیرا به آسانی ممکن است ایده جدیدی مطرح شود که بهتر باشد.به نظر رورتی این عقیده همواره موجب رشدعقیده می شود، زیرا مدارک جدید،فرضیات نو و به طور کلی واژگان تازه دائماً از راه می رسند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اغلب مبتلایان به واکنشهای عصبی، در طفولیت در شرایط محیطی خاص درخانواده قرار داشته اند که در آن والدین سخت گیر و عصبی به آنان فرصت و امکان آشکار ساختن انگیزه های درونی و نهادی را نهاده اند و پیوسته با فشار وجدان مواجه بوده اند و در نتیجه اضطراب در آنان به وجود آمده است. ۲ ) شرایط نامناسب محیطی : در زندگی روزمره در جوامع مختلف مسائل اجتماعی فراوان سبب ایجاد ناکامیهایی خواهد شد و در برابر ناکامیها معمولاً تضاد، پرخاشگری و اضطراب به وجود می آید. چنین شرایطی احتمالاً در پاره ای موارد موجبات ایجاد و بروز واکنشهای عصبی را فراهم می سازد. علل ترس و اضطراب امتحان : بنابر تحقیقات انجام شده در ایران و گزارش هفته مشاوره استان فارس علل اضطراب امتحان به شرح زیر مشخص شده است : ۱ ) نداشتن آمادگی کافی برای امتحان.
 ۲ ) وجود رقابت درسی زیاد بین دانشجویان. ۳ ) سختگیری بیش از حد خانواده. ۴ ) بعضی مسائل و مشکلات روانی مثل وسواس و غیره. «وین» wine در مطالعات خود در زمینه نقش عوامل شناختی در ایجاد اضطراب به این نتیجه رسید که بچه های پراضطراب نسبت به بچه های کم اضطراب بیشتر به تکالیف بی ربط و حرف زدن با خود می پردازند. هولاندورت (Hollandswor THC) معتقد است که افراد پراضطراب افکار و مشغله ذهنی زیادی دارند که موجب تضعیف عملکرد این گونه افراد می شود و در مقابل بچه های کم اضطراب افکار و مشغلۀ ذهنی پایینی دارند که موجب تسهیل در افکار این دانشجویان می شوند. تحقیقاتی را که روی بزرگسالان در زمینه اضطراب در زمان امتحان صورت می گرفت نشان داد که افراد پراضطراب نسبت به افراد کم اضطراب در زمان امتحان بیشتر دارای افکار تضعیف کننده تکلیف هستند. بعد ترس : در اغلب بحثهای مربوط به هیجان، ترس جای مهمی را به خود اختصاص داده است. وقتی آن را به عنوان علت اصلی اختلالات عصبی شناخته اند این هیجان شدید از آن جهت اهمیت ویژه ای دارد که در آن حالت فشار و تخریب به طور بالقوه از نظر مقدار و اهمیت بر حالت سازندگی تفوق دارد. و معمولاً آمادگی برای بروز واکنشهای اجتنابی بیشتر از آمادگی برای کنشهای اکتسابی است. مدارکی که تاکنون از تحقیقات داروشناسی به دست آمده نشانگر این مطلب است که آدرنالین ترشح شده در حین ترس با افزایش تولید اسید لاکتیک و تغییر در مصرف گلوکز و اکسیژن باعث کاهش تحریک عضلانی می شود. در حالی که ترس کم (همچون بیم ضعیف) ممکن است واقعاً باعث افزایش عملکرد فرد می شود. چون همانطوری که ترن (۱۹۴۵) نشان داده است هنگامی که ترس ضعیف باشد آدرنالین قدرت انتقال بافتهای عصبی خود را زیاد می کند و به هنگام ترس شدید، قدرت انتقال آن را کاهش می دهد این نکته بین آن است که ترس ضعیف موجب آن می شود که کارایی عضلانی به حد مطلوب خود برسد. نظریه های اضطراب : اضطراب به عنوان یک تعارض ناهشیار : فروید اضطراب روان رنجور را نتیجه یک تعارض ناهشیاری می دانست که بین تکانه های نهاد و محدودیتهای که خود و فراخود اعمال می کنند، ایجاد می شود. از آنجائیکه بسیاری از تکانه های نهاد یا ارزشهای اجتماعی یا شخصی در تضاد هستند. آدمی را دستخوش تهدید می کند. دختر جوان ممکن است احساسات بسیار خصمانه ای را نسبت به مادرش دارد به هشیاری خود راه ندهد. چون این احساسات با عقایدش به اینکه فرزند باید پدر و مادرش را دوست داشته باشد در تعارض است. هرگاه این دختر به احساسات حقیقی خود اذعان کند، در آن صورت خودپنداره اش را نسبت به عنوان «دختری مهربان» مخدوش کرده و با خطر از دست دادن محبت و حمایت مادر روبرو می شود. هر بار که وی نسبت به مادرش احساس خشم می کند، اضطرابی در او به وجود می آید که خود هشداری است برای خطی که در پیش است در این هنگام وی برای راندن تکانه های اضطراب زا از بخش هشیار ذهن خود به تدابیر دفاعی دست می زند. اضطراب به عنوان پاسخ آموخته شده : در نظریه یادگیری اجتماعی به جای تعارض های درونی، شیوه هایی در مدار توجه قرار می گیرد که طی آن اضطراب را از یادگیری با برخی موقعیتها مرتبط می شود دختر بچه ای که والدینش او را به خاطر عصیان در برابر خواسته هایشان و پافشاری بر خواسته های خودش تنبیه کرده اند، سرانجام یاد می گیرند که درد تنبیه را به رفتار ابراز وجود پیوند دهد از این راه بعدها هر بار دختر به فکر ابراز وجودی و ایستادگی در برابر والدین خود می افتد، مضطرب می شود. پژوهشهایی که با حیوانها انجام شده نشان می دهد که خاموش شدن پاسخدهی اجتنابی تا چه اندازه ای می تواند دشوار باشد. حیوان که یاد گرفته اجتناب از ضربه برخی در جعبه دو سره از روی مانعی بپرد ممکن است یاد بگیرد که با دریافت نشانه هشدار همواره از روی مانع بپرد اگرچه به جز چند کوشش سخت در همه کوششهای بعدی به دنبال هشدار ضربه ای در کار نباشد. این میزان حتی یک بار هم به فرصت یادگیری این نکته را به خود می دهد که ضربه برق قطع شده است[۷]. اضطراب در معنا نداشتن کنترل : در سومین دیدگاه گفته می شود احساس اضطراب دست می دهد که آدمی با موقعیتی روبرو می شود که کنترلی بر آن ندارد. ممکن است با موقعیت تازه ای روبرو گردیم و مجبور شویم آن را با دیدی که از دنیا و خودمان داریم در هم آمیخته و سازمان بدهیم در غالب نظریه های اضطراب کنترل ناپذیر بودن آنچه روی می دهد و احساس درماندگی در برابر آن، هسته و مدار نظریه است. مثلاً طبق نظریه روانکاوی، اضطراب هنگامی ایجاد می شود که تکانه های کنترل ناپذیری خود را به خطر می اندازد. مطابق نظریه یادگیری استماعی، هنگامی که آدمیان مضطرب می شوند که با محرک دردآوری روبرو می شوند که فقط از راه اجتناب می توان آن را کنترل کرد. کمی بعد خواهیم دید که درجه و شدت اضطرابی که در موقعیتها فشار زا احساس می شود تا حد زیادی بستگی به این دارد که در نظر شخص آن موقعیت تا چه اندازه در اختیار و کنترل است. عوامل کمک کننده به ایجاد اضطراب نگرانی : به طور کلی باید دانست که ایجاد اضطراب و نگرانی از امتحان به هیچ وجه به استعداد کم لیاقت توانایی و مهارت و قدرت خلاقه بستگی ندارد بلکه به عوامل زیر بستگی دارد ۱ ) به فشار وارده از دیگران به خود و یا از خود به خود ۲ ) به چگونگی ارزیابی خود ۳ ) به اهمیت و ارزش هر امتحان ۴ ) به نحوه زندگی در زمان های گذشته و آینده ۵ ) به داشتن و نداشتن حق انتخاب روش های دیگر ۶ ) به چگونگی روبرو شدن با شکست یا موفقیت ۷ ) به داشتن روحیه رقابتی سالم و یا ناسالم ۸ ) به نظریه (باید) در مقابله نظریه (مایل بودن و خواستن) ۹ ) به تمرکز و یا پراکندگی فکر ۱۰ ) به وجود تفکر و تصور و بدبینانه و خوش بینانه ۱۱ ) به داشتن یا نداشتن نحوه یادگیری مؤثر و مفید مطالب موردنظر ۱۲ ) به داشتن و نداشتن روش به خاطر آوردن مطالب درسی ۱۲ ) به میزان آمادگی برای امتحان ۱۴ ) به میزان مطالب دانسته شده در مورد هر امتحان ۱۵ ) به افکار، احساسات، تصورات، نظریات، حالات شخص درباره خود، انتخاب محل تحصیل (مدرسه یا دانشگاه) و شکل امتحان و زندگی. به نتیجه ای که می توان از موارد فوق گرفت این است که اگر موفقیت شخص در زندگی و تحصیل به برنده شدن وی محدود ومشخص شود به بیشتر در معرض فشار روانی و اضطراب و نگرانی واقعی می شود[۸]. کنار آمدن با اضطراب (رفع یا کاهش آن ) : کنار آمدن با اضطراب یا از راه تمرکز یافتن بر خود مسئله صورت می گیرد (یعنی جستجوی شیوه های تغییر موقعیت اضطراب زا یا اجتناب از آن موقعیت) یا از راه تمرکز یافتن درهیجان حاصل (یعنی یافتن راه های برای کاهش احساس اضطراب). مکانیزمهای دفاعی تدابیری هستند که آدمی به کمک آنها احساس اضطراب خود را بدون درگیر شدن با خود مسئله کاهش می دهد. برای کنار آمدن با اضطراب (رفع یا کاهش آن) در نوجوانان راه ها و اقداماتی وجود دارد که مشاوران آگاه و روانشناسان می توانند به وسیله آنها در کمک به نوجوانان اقدام کننده از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد : ۱ ) باید در صورت امکان کشف که چند عاملی، کودک یا نوجوانان را مضطرب ساخته است بحث در این زمینه گاه می تواند از شدت یافتن و گسترش اضطراب به خوبی جلوگیری کند. ۲ ) باید نوجوانان را در جهت کاهش دادن جنبه تهدی آمیز محرکی که اضطراب را در او به وجود آورده است یاری کرد. ۳ ) باید به گونه ای توانایی عملکرد کودک یا نوجوانان را حتی در هنگام اضطراب افزایش داد. برای مثال کودکی که از فکر امتحان دادن اضطراب تمام وجودش را فرا گرفته است و به همین جهت امتحانش خراب می شود و به خوبی می توان پی برد که عوامل چندی این وضع را به وجود آورده اند از جمله فرد در خانه تحت فشار شدید برای گرفتن نمره خوب است احتمالاً او به علت آنکه والدینش فکر می کنند که او هرگز کاری را به نحو شایسته انجام نمی دهد. احساس ناامنی می کند و یا به علت شکستهای پیاپی اعتماد به نفس در انجام موفقیت آمیز کارها را از دست داده است. به خاطر وجود این دلایل هر موقعیتی که کودک را به نوعی مورد ارزشیابی قرار دهد او را به شدت مضطرب می سازد از سوی دیگر اضطراب در عملکرد فرد تأثیر می گذارد به نحوی که حالت اضطراب او هنگام امتحان دادن به طور منفی تقویت می گردد این ادامه می یابد تا زمانی که کودک حتی از کوشش کردن برای نیل به این موفقیت نیز خودداری می کند یا از امتحان دادن طفره می رود. راه های کاهش اضطراب امتحان : کمد زرین حمید (۱۳۷۴) پیرامون راه های کاهش اضطراب امتحان روش های ذیل را پیشنهاد می کند: ۱ ) روش حساسیت زدایی تدریجی ۲ ) روش آموزش توجه ۳ ) روش آموزش مهارتهای کنار آمدن
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جمع آوری از منابع مختلف همان طور که در جدول (۲-۱) مشاهده می شود ، در صنعت موادغذایی تقریباً بیش از ۱۰ درصد فروش بودجه تبلیغات تعیین می شود و این در حالی است که در صنعت خودرو سازی و موتورسیکلت این مقدار ۵/۲ درصد فروش صرف بودجه تبلیغات می شود.
شدت تبلیغات و میزان فروش
چادوری[۶۶] در تحقیق خود نشان می دهد تبلیغات برند به صورت مستقیم و غیر مستقیم با میزان فروش برند مرتبط است. وی معتقد است تبلیغات به صورت غیر مستقیم از طریق تمایزسازی برند و شهرت برند، فروش ان را افزایش می دهد. همچنین اسمیت و پارک[۶۷] نشان دادند رابطه مثبت و معناداری بین تمایزسازی از طریق تبلیغات و سهم بازار وجود دارد. مطالعه آن ها نشان می دهد برندهای متمایز، سهم بازار بیش تری داشته و می توانند محصولات خود را با قیمت بالاتری بفروشند، چرا که شهرت محصولاتشان در بازار نسبت به رقبا بیش تر است.
رفتار مصرف کننده
مفهوم بازاریابی[۶۸] ” دلالت بر این عقیده دارد که صنعت، فرایند رضایت مشتری[۶۹] است نه فرایند تولید کالا[۷۰]. یک صنعت با مصرف کننده و نیازهایش شروع می شود نه به وسیله حق امتیاز، مواد خام و یا مهارت فروش “. تنها وقتی یک سازمان می تواند به بقای خود ادامه دهد که بتواند نیازها و خواسته های مصرف کننده را با درکی صحیح و جامع از طرف مقابلش (مشتری) برآورده کند که این اهمیت مطالعه مصرف کننده را نشان می دهد. (موون و ماینور ،۱۳۹۱،ص ۱۸). رفتار مصرف کننده رشته نوپایی است، اولین کتابهایی که در این زمینه نوشته شده اند مربوط به دهه ۱۹۶۰ بوده اند. با این وجود سابقه آن به پیشتر بر می گردد، برای مثال در اوایل دهه ۱۹۰۰، نویسندگان در مورد چگونگی استفاده از اصول روانشناسی در تبلیغات به بحث پرداخته اند. در دهه ۱۹۵۰ ایده های فروید توسط محققین انگیزش تعمیم داده شد و توسط بازاریابان مورد استفاده قرار گرفت و این مقارن با زمانی بود که نیاز، به مطالعه رفتار مصرف کننده در بازاریابی مطرح گردید. مفهوم بازاریابی در برگیرنده این دیدگاه است که “یک صنعت فرایند ارضا کننده مشتری است و نه فرایند تولید کالاها، صنعت با شناخت مشتری و نیازهای او آغاز می شود ونه با مواد خام و مهارت فروش و غیره". پذیرش کلی این مفهوم که، هدف شرکت های بازرگانی ارضاء خواسته ها و نیازهای مصرف کنندگان، با شناخت طرف های مبادله می باشد اساس مطالعه رفتار مصرف کننده را شکل می دهد. (صمدی، ۱۳۸۲،ص ۲).
 در زمان های گذشته، فروشندگان با بهره گرفتن از تجربیات روزانه خود، حاصل از فروش مستقیم کالا به مشتریان، اطلاعات و شناخت لازم را نسبت به آنها به دست می آورند. ولی با بزرگ شدن تدریجی شرکت ها و بازارها، بسیاری از تصمیم گیرندگان بازاریابی تماس خود را با مشتریان از دست داده و اکثراَ روی به تحقیق و مطالعه رفتار مصرف کننده آورده اند. امروزه بودجه های اختصاص داده شده برای به دست آوردن شناخت بیشتر از رفتار مصرف کننده در حال افزایش است. به راستی خریداران چه کسانی هستند و چگونه خرید می کنند ؟ آنا چه موقع خرید می کنند ؟ اصولاَ چرا خرید می کنند؟ (کاتلر و آرمسترانگ، ۱۳۸۷،ص ۱۷۷) ویلکی[۷۱]و سالمون[۷۲]رفتار مصرف کننده را بدین صورت تعریف می کنند : ” فعالیت های فیزیکی، احساسی و ذهنی ای که افراد هنگام انتخاب، خرید، استفاده، دور انداختن کالاها و خدمات در جهت ارضای نیازها و خواسته های خود درگیر آنها هستند . هاوکینز[۷۳]، مصرف کننده را یک واحد تصمیم گیری (افراد، خانوار یا شرکت) می داند که به جمع آوری اطلاعات و پردازش آنها (آگاهانه یا نا آگاهانه) در پرتو موقعیت موجود پرداخته و جهت دستیابی به رضایت و بهبود سبک زندگی اقدام می کند . موون[۷۴]رفتار مصرف کننده را مطالعه ” واحدهای خرید" [۷۵] و فرآیندهای مبادله مشمول خرید، مصرف، دور انداختن کالاها، خدمات و ایده ها تعریف می کند. (صمدی، ۱۳۸۲،ص ۳) یک مشخصه کلیدی رشته رفتار مصرف کننده، پایگاه تحقیقاتی آن می باشد این رشته به عنوان یک شاخه از رشته های علوم اجتماعی از روشها و رویه های تحقیقاتی هر یک از علوم رفتاری بهره می برد. تحقیقات انجام شده بر روی رفتار مصرف کننده جهت راهنمایی به سه جنبه تقسیم بندی شده است. این تقسیم بندی به عنوان راهنما در مورد این که چگونه فکر کنیم و عوامل موثر در رفتار اکتسابی مصرف کننده را شناسایی کنیم عمل می کند؟ ۱- دیدگاه تصمیم گیری ۲- دیدگاه تجربی ۳- دیدگاه تاثیر رفتاری (موون و مینور،۱۳۹۱،ص ۲۵) در هر حوزه مطالعاتی نظریات و فرضیه های اساسی وجود دارد که متخصصان برای هدایت نظریاتشان به سوی موضوع مورد نظر از آنها استفاده می کنند. در این قسمت، به منظور شناخت بهتر رفتار مصرف کننده هفت مفهوم اساسی که مورد تایید اکثر صاحبنظران این حوزه می باشد، مورد بررسی قرار می گیرد. این مفاهیم به طور خلاصه عبارتند از: رفتار مصرف کننده برانگیخته است : این بدین معنی است که عموماَ رفتار مصرف کننده، در راستای رسیدن به هدفی خاص برانگیخته است. رفتار، وسیله ای برای رسیدن به هدف (ارضای نیاز) است. رفتار مصرف کننده در برگیرنده فعالیت های زیادی است : ویژگی اساسی تعریف ارائه شده از رفتار مصرف کننده تمرکز بر فعالیت هاست . شناخت فعالیت های مصرف کننده مهم است، چرا که رفتار مصرف کننده ابعاد مختلفی دارد. هر مصرف کننده ای دارای افکار، احساسات، برنامه ها، تصمیمات و خریدهای متعددی است. فردی که تنها به فعالیت خرید توجه می کند خیلی از فعالیت های مرتبط با آن را نادیده گرفته است. بازاریابان باید طیف وسیعی از فعالیت های مصرف کننده شامل اندیشیدن به محصول، کسب اطلاعات، توجه به تبلیغات، خرید، مصرف، رضایت و رجوع مصرف کننده را مورد بررسی قرار می دهند.بیان این نکته ضروری است که فعالیت های مصرف کننده دو نوع می باشد. نوع اول، فعالیت های آگاهانه[۷۶] را در بر می گیرد، مثل بحث با فروشنده و تصمیم خرید. نوع دوم، فعالیت های اتفاقی و تصادفی[۷۷] می باشد، مانند خرید وسایلی از یک فروشگاه زنجیره ای بزرگ که اصلاَ قصد خرید آنها را نداشته ایم (جمالی نژاد، ۱۳۸۸،ص ۲۶). رفتار مصرف کننده یک فرایند است : مباحث انتخاب، خرید، استفاده و دور انداختن کالا بر فرآیندی بودن رفتار مصرف کننده دلالت می کنند. فرایند رفتار مصرف کننده سه مرحله مرتبط فعالیت های قبل از خرید، فعالیت های ضمن خرید و فعالیت های بعد از خرید را در برمی گیرد. رفتار مصرف کننده از نقطه نظر “زمانی” و “پیچیدگی” متفاوت است : منظور از پیچیدگی” تعداد فعالیت ها ” و “سختی” یک تصمیم است. زمانبری و پیچیدگی با یکدیگر مرتبطند، یعنی با ثابت در نظر گرفتن بقیه عوامل، هر چه تصمیمی پیچیده تر باشد، زمان بیشتری صرف آن خواهد شد. در حقیقت، بسیاری از تصمیمات مصرف کنندگان نسبتاَ پیچیده بوده اما از آنجا که انجام تمام این فعالیت ها مستلزم تلاش زیادی است افراد معمولاَ از روشهایی جهت ساد سازی و تسهیل فرایند تصمیم استفاده می کنند. برخی از روش های ساده سازی عمده تصمیمات عبارتند از: افراد به جای اینکه بهترین گزینه را انتخاب کنند بر تصمیمات ” رضامندانه" [۷۸] اکتفا می کنند در مورد خرید، بر توصیه های دیگران اتکا می کنند. وفادار به یک برند خاص گشته و صرفاَ از آن خریداری می کنند. از سوی دیگر ساده سازی تصمیمات ممکن است با هدف ارضای نیاز مصرف کنندگان ایجاد تضاد و تعارض کند. افراد معمولاَ برای اجتناب از این تعارض به انعطاف بخشیدن به فرایند خرید خود روی می آورند. رفتار مصرف کننده تحت تاثیر عوامل خارجی قرار دارد : بر مفهوم ” تاثیر گذاری ” چون اهمیت ویژه ای در درک رفتار مصرف کننده دارد، تمرکز زیادی می شود. اساساَ این مفهوم منعکس کننده این نکته است که رفتار مصرف کنندگان ماهیت ” انطباقی ” دارد. مصرف کنندگان با محیط پیرامون خود منطبق می شوند و تصمیمات آنها تا حد زیادی تحت تاثیر نیروهای خارجی هستند. برخی از این عوامل عبارتند از : فرهنگ، طبقه اجتماعی، خانواده، گروه های مرجع و غیره افراد مختلف رفتار مصرف کننده مختلفی دارند: آشکار است که افراد مختلف با توجه به ترجیحات مختلفی که دارند رفتار مصرف متفاوتی از خود بروز می دهند و این امر نیز به واسطه تفاوت های فردی است. به همین دلیل است که بازاریابان به تقسیم بازار برای افراد مختلف روی می آورند (صمدی، ۱۳۸۲،ص ۶). رفتار مصرف کننده نقش های مختلفی را در بر می گیرد: تشخیص نقش خرید در مورد بسیاری از کالاها کار ساده ای است. مردان معمولاَ وسایل اصلاح صورتشان را مشخصاَ خودشان خریداری می کنند و زنان هم تعدادی از اقلام پوشاکی خود را، خودشان می خرند. اما حتی در اینجا هم بازاریابان باید در تصمیمات هدف گیری خود نهایت دقت را به عمل آورند، چرا که نقش خرید تغییر می کند. مردم در تصمیم گیری خرید پنج نقش مختلف را ایفا می کنند: پیشقدم[۷۹]: کسی که اولین بار پیشنهاد خرید کالا یا خدمت را می دهد. تاثیر گذار[۸۰] :کسی که نظر یا توصیه اش بر تصمیم خرید اثر می گذارد. تصمیم گیرنده[۸۱]: کسی که درباره هر یک از اجزاء تصمیم گیری خرید یعنی اینکه آیا خرید انجام شود، چه خریده شود، چه طور خریده شود یا از کجا خریداری شود، تصمیم میگیرد. خریدار[۸۲]: کسی که خرید را انجام می دهد. استفاده کننده[۸۳]: کسی که از کالا یا خدمت استفاده می کند یا آن را به مصرف می رساند. هر مصرف کننده ای می تواند ترکیب متفاوتی از این نقش ها را بازی کند. (کاتلر، ۱۳۸۵،ص ۲۲۵) تصمیم گیری مصرف کننده [۸۴]به عنوان فرآیندهایی شامل شناخت مساله، جستجوی راه حل ها، ارزیابی بدیل ها، انتخاب از میان گزینه ها و ارزیابی نتایح انتخاب تعریف می شود. مصرف کنندگان نه تنها در مورد اینکه کدام گزینه های برند را انتخاب کنند تصمیماتی می گیرند بلکه علاوه بر این تصمیم می گیرند چه مقداری از آن کالا را خریداری کنند. در این فرایند مصرف کنندگان اهدافی را دنبال می کنند که شامل داشتن بهترین انتخاب از میان گزینه های موجود، کاستن از میزان تلاش در تصمیم گیری، به حداقل رساندن هیجانات منفی و به حداکثر رساندن توانایی توجیه تصمیم میباشند. تاکنون مدل های گوناگونی برای تشریح فرایند تصمیم گیری مصرف کننده و توجیه رفتار خرید او ارائه شده اند اولین مدل که در سال ۱۹۸۸ ارائه شد فرایند تصمیم گیری مصرف کننده (C D P) [۸۵]یا مدل تصمیم گیری [۸۶] نامیده می شود. این مدل مراحلی را که مصرف کنندگان هنگام تصم گیری از آنها عبور می نمایند شناسایی می کند. در این مدل پنج مرحله وجود دارد : شناخت مساله[۸۷]، جستجو[۸۸]، ارزیابی گزینه ها[۸۹]، خرید[۹۰] ، ارزیابی پس از خرید[۹۱] ، شناخت مسئله جستجو ارزیابی گزینه ها انتخاب ارزیابی پس از خرید نمودار ۲-۱- روند کلی از فرایند تصمیم گیری مصرف کننده (موون و مینور، ۱۳۹۱،ص ۲۸۳) در مرحله شناخت مسئله، مصرف کنندگان تشخیص می دهند که نیازی وجود دارد. اگر نیاز مزبور به قدر کافی نیرومند باشد ممکن است شخص را برانگیزاند تا وارد مرحله دوم یعنی جستجوی اطلاعات شود . جستجوی اطلاعات ممکن گسترده یا محدود باشد که بستگی به سطح درگیری مصرف کننده دارد. در مرحله سوم، مصرف کنندگان گزینه های شناسایی شده را ارزیابی می کنند. این ارزیابی مترادف با شکل گیری باورها و نگرش های مرتبط با گزینه ها می باشد. مرحله چهارم، خرید است. در این مرحله مصرف کننده به طور مثال در رابطه با انتخاب یک برنامه خاص، خرج کردن یا پس انداز کردن پول خود، انتخاب فروشگاه و غیره تصمیم می گیرد و خرید می کند و بالاخره، در مرحله آخر، خریدار به مصرف و استفاده از آنچه خریداری شده می پردازد و معیارهایی را که پیش از خرید در نظر داشته با معیارهایی که هم اکنون در مورد محصول تحقق می یابد، مورد مقایسه قرار می دهد. به عبارتی انتظاراتی که مصرف کننده پیش از خرید کالای مورد نظر داشته است با نقش هایی که کالا پس از خرید ایفا می کند، مورد ارزیابی قرار می گیرد. در صورتیکه انتظارات او برآورده شده باشد، او از خرید خود لذت می برد و در غیر اینصورت تصویری بسیار منفی از محصول در ذهن مصرف کننده بر جای واهد ماند. (موون و مینور، ۱۳۹۱،ص ۲۸۲).
دیدگاه های رفتار مصرف کننده
دیدگاه تصمیم گیری[۹۲] : در طول دهه ۱۹۷۰ و اوایل ۱۹۸۰، پژوهشگران بر این نظریه که مصرف کنندگان تصمیم گیرندگانی عقلایی هستند تمرکز کردند. با توجه به دیدگاه تصمیم گیری خرید درمی یابیم که مصرف کنندگان اولاَ به وجود یک مسئله پی می برند ودر خلال سلسله مراحلی سعی در حل منطقی مسئله دارند. این مراحل شامل تشخیص مسئله، تحقیق، ارزیابی گزینه، انتخاب وارزیابی بعد از انتخاب می باشد ریشه های این رویکرد در روانشناسی شناختی [۹۳] و اقتصاد قرار دارد . دیدگاه سنتی تصمیم گیر تاکید بر رویکرد خردگرا و اطلاعات پردازانه در مورد رفتار خرید مصرف کننده دارد. این دیدگاه رابطه نزدیکی با رویکرد سلسله مراتب درگیری ذهنی بالا در خصوص شکل گیری نگرش دارد. بنابراین رویکرد، مصرف کنندگان از میان هر یک از مراحل فرایند تصمیم گیری به روش خطی [۹۴] حرکت می کنند و در همان حال سطوح بالایی از پردازش اطلاعات به وقوع می پیوندد. با این حال، محققین در دهه هفتاد تشخیص دادند که مصرف کنندگان همواره از یک فرایند گسترده تصمیم گیری [۹۵] گذر نمی نمایند. بلکه تحت شرایط درگیری ذهنی پایین تصمیم گیری محدود[۹۶] صورت می گیرد و رفتار جستجویی کمتری از آنها سر می زند. گذشته از این، از آنجا که سلسله مراتب درگیری ذهنی پایین اثرات [۹۷]، هنگام وقوع تصمیم گیری محدود اثر گذار می باشد، مرحله ارزیابی گزینه عمدتاَ در فرایند تصمیم گیری وجود ندارد. بنابراین در تصمیم گیری محدود، انتخاب میان برندهای جایگزین به طریقی ساده انجام می گیرد و از قواعد ساده شده تصمیم [۹۸]استفاده می شود. در مجموع دیدگاه تصمیم گیری، هم شامل مسیرهای درگیری ذهنی بالا و هم شامل مسیرهای درگیری ذهنی پایین به سوی تصمیم گیری است. دیدگاه تجربی [۹۹]: دیدگاه تجربی در مورد نحوه خرید مصرف کنندگان بیان می دارد که مصرف کنندگان در بعضی از مواقع بر اساس تصمیم گیری کاملا عقلایی خرید نمی کنند در مقابل آنها گاهی تنها برای سرگرمی، خیال پردازی و هیجانات و احساسات مبادرت به خرید کالا و خدمات می کنند. خریدهایی که در دیدگاه تجربی طبقه بندی می شوند خریدهای بی برنامه [۱۰۰] و تنوع طلبانه[۱۰۱] هستند. تنوع طلبی زمانی اتفاق می افتد که مصرف کننده محصولات را پی در پی عوض کند تا سطح یکنواختی محصولات پیشین را کاهش داده و تحریک[۱۰۲] حاصل شود. این فرایند را می توان اینگونه توصیف کرد که مصرف کنندگان خریدهایشان را بر اساس حساب سرانگشتی [۱۰۳] ” چه احساسی در مورد آن دارم ” انجام می دهند. در مقایسه با دیدگاه تصمیم گیری، دیدگاه تجربی مصرف کنندگان را علاوه ر اندیشمند ” احساس مند ” نیز در نظر می گیرد، بدین معنا که آنها بسیاری از انواع محصولات را برای احساسات، تصورات ذهنی و هیجانات که محصولات مزبور ایجاد می کنند مصرف می نمایند. هنگامی که مسائل از دیدگاه تجربی بررسی می شوند، مدیران تمرکز خود را به جای کالاهای مصرفی کارکردی تر بر روی محصولات سرگرم کننده، هنری و تفریحی قرار می دهند . دیدگاه تجربی این شناخت را ایجاد می کند که محصولات دارای معانی نمادین ذهنی[۱۰۴]برای مصرف کنندگان هستند. به ویژه محصولاتی مانند گل، جواهر، عطر، نرم کننده های پس از اصلاح صورت و نظایر آنها عمدتا به جهت معانی که ارائه می کنند خریداری می شوند. از دیدگاه تجربی شناخت مسئله ناشی از تشخیص[۱۰۵] وجود اختلاف بین حالت های عاطفی واقعی و مطلوب می باشد به عبارتی، فرایند جستجو شامل اطلاعات یابی در رابطه با تاثیر عاطفی گزینه های انتخاب [۱۰۶] است. در مرحله ارزیابی گزینه ها، گزینه ها بر اساس کیفیت عاطفی اشان ارزیابی می گردند. انتخاب مبتنی بر معیارهای عاطفی است (مثلا وقتی می پرسیم ” کدام محصول احساس بهتری را در من ایجاد می کند) و بالاخره اینکه بعد از خرید مبتنی بر اینکه آیا نتایج حاصله، توقعات هیجانی مصرف کننده را برآورده می کند، می باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- سانتریفیوژ با دور rpm[136]۵۰۰۰ به مدّت min5 و دور ریختن محلول روئی که حاوی Extender بود( به دلیل سفت نبودن رسوب ، با سمپلر محلول روئی به آرامی کشیدهشد). ۳-۲-۲-۲-۲- پروتئینزدایی ۳-۲-۲-۲-۲-۱- ساخت محلولLysis Buffer (c ◦۶۰ ) جدول(۳-۳):موادتشکیل دهنده محلول Lysis Buffer
| نام ماده |
مقدار مورد نیاز |
| مرکاپتواتانول |
ml 2 |
| TrismM۱۰ (PH=8) |
g121/0 |
| NaCl |
g58/0 |
| [۱۳۷]EDTAmM۱۰ (PH=8) |
g 292/0 |
| SDS[138] ۱% |
g 5/0 |
۳-۲-۲-۲-۲-۲-رسوب دادن پروتئینها اضافهکردن lµ۴۵۰ از محلول LB(c◦۶۰ )،lµ۵۰ از محلول DTT( M 5/0 ) و lµ۱۰ از آنزیم پروتئیناز K(1- mg.ml20 ) به ویالهای حاوی رسوب سلولهای اسپرم و ورتکس با دستگاه Micro Spin . قرار دادن ویالها به مدّتh3 روی دستگاه ترمومیکسر با دمای c◦۶۰ و لرزش S20 به ازای هرmin 1 و دور لرزش rpm600 . ورتکس و اسپین نمونهها پس از اتمام زمان ترمومیکسر . اضافه کردنlµ ۱۶۰ از محلول NaCl اشباع و تکان دادن شدید ویالها با دست به صورت دورانیبه مدّتmin 2 جهت تسهیل جداسازی پروتئینها . سانتریفیوژ به مدّتmin 10 با دور rpm 13000و ریختن محلول رویی در ویالهای جدید دارای برچسب و نامگذاری. ۳-۲-۲-۲-۳- جداسازی DNA میزان اضافه کردنml۱ اتانول مطلق و سرد به محلول هر ویال و به آرامی تکان دادنو آشکار شدن کلاف DNA و قرار دادن ویالها به مدّت min20 در فریزرc ◦۲۰-. سانتریفیوژ به مدّت min10 با دورrpm 12000 شد و دور ریختن اتانول و جداسازی رسوبDNA . حل کردن رسوب DNA هر ویال در lµ۸۵ آب فاقد یون[۱۳۹]با عمل پیپتاژِ خیلی آرام و نگهداری در دمای c◦۴. ۳-۲-۲-۲-۴- تعیین غلظت و خلوص DNA استخراجشده برای ارزیابی غلظت و خلوص DNA،از دو روش استفاده شد:
 ۳-۲-۲-۲-۴-۱- استفاده از ژل آگارز در این روش نمونههای DNAبا غلظتهای متفاوت روی ژل آگارز ۱% الکتروفورز شد.ژل بهوسیله اتیدیومبروماید رنگآمیزی شده و تحت نور ماوراء بنفش بررسی گردید.مقدار و کیفیت DNA از روی قطر و جایگاه قرارگیری باند مشخّص شد. ۳-۲-۲-۲-۴-۱-۱- مواد و لوازم پودر آگارز بافرTBE [۱۴۰]X )5/0 ( لوازم الکتروفورز (شانه و سینی مخصوص ، تانک الکتروفورز ، دستگاه مولد نیرو ) رنگ بافر بارگزاری[۱۴۱] سمپلر و سر سمپلر µl 100-10
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
برخی از راهبردهای موفقیتآمیر کشورهای آسیا و اقیانوس آرام در زمینه جلوگیری از افت تحصیلی به شرح زیر است:
۲-۱۳-۱- اقدامهای سازمانی
در بین اقدامهای سازمانی ارتقای اتوماتیک دانشآموزان از همه رایجتر است. در این روش به دانشآموزان اجازه میدهند که بدون گذراندن امتحان به کلاس بالاتر بروند. اینکار باعث میشود که کودکان قشرهای محروم بتوانند لااقل یک دوره تحصیلی را به پایان برسانند. بدیهی است چنین برخوردی به همراه اقدامات تربیتی و به کارگیری معلمان با صلاحیت انجام میگیرد تا همه کودکان بتوانند با سطح مورد انتظار کلاس پیش بروند. جایگزینی ارزشیابی مستمر به جای امتحانات مقطعی از اقداماتی است که قدرت نگهداری مدرسه را افزایش میدهد.
۲-۱۳-۲- اقدامهای تربیتی
اقدمات تربیتی شامل توسعه مرکز تربیت معلم به عنوان قدم اصلی برای تضمین کارآیی نظام در موقعیت تحصیلی دانشآموزان، بهبود برنامههای آموزش ضمن خدمت و نیز گسترش دورهای پیش دبستانی به خصوص در محلهها و مناطقی است که کودکان به علت فقر فرهنگی و مشکلات اقتصادی اولیاء، آمادگی ادامه تحصیل موفقیتآمیز در مدرسه و رقابت با دانشآموزان طبقات اجتماعی مرفهتر را ندارند.

۲-۱۳-۳- اقدامهای انگیزشی و مادی
این اقدامات شامل تغذیه رایگان، استفاده از لباس و لوازمالتحریر رایگان، به ویژه برای دختران مناطقی است که حضور آنان در مدرسه نسبت به مدرسه کمتر است. سایر اقدامها شامل : اهدای بورس و هزینه تحصیلی و ارائه امکانات خاصی مثل دوچرخه به دانشآموزان روستاهای دورافتاده برای حضور در مدرسه است.
۲-۱۳-۴- مشارکت اولیاء و جامعه محلی
جلب مشارکت اولیاء به منظور علاقمند کردن به تحصیل و در نتیجه، جلوگیری از افت تحصیلی فرزندانشان انجام میگیرد. تشریک مساعی اولیاء،شامل شرکت فعال آنان در انجمنهای اولیاء و کمک گرفتن از آنها در اداره کلاس و مدرسه تا ساختن یا تجهیز مدرسه به کمک خود آنان میباشد.
۲-۱۳-۵- اقدام های غیر رسمی
اقدامات غیر رسمی به منظور حفظ و نگهداری دانشآموزان در مدرسه و جلوگیری از ترک تحصیل با بهره گرفتن از امکانات محلی و ایجاد فضاهای آموزشی اضافی انجام میگیرد. برای مثال، نهادها یا سازمانها میتوانند به عنوان مکمل مدرسه عمل کنند و در بخشی از مسئوولیتهای مدرسه شریک شوند. در بنگلادش و اندونزی، دانش آموزان میتوانند برای دو سال اول دوره ابتدایی از امکانات محلی استفاده کنند و سپس برای شروع آموزش رسمی به مدرسه بروند. در پاکستان از مساجد به عنوان مکمل آموزش رسمی استفاده میشود. بدین ترتیب از سال ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۳ آموزش دانشآموزان کلاس اول تا سوم ابتدایی این کشورها در ۸۲۰۰ مسجد انجام گرفته است. هر چند این اقدامها در بعضی مناطق، به خصوص در برخی از ایالات هندوستان، بسار موفقیتآمیز بوده است، امّا به هر حال مسأله افت تحصیلی به قوت خود باقی است و اقدامهای فوق نتوانسته به ریشهکن کردن و حتی کاهش قابل ملاحظه این معضل بینجامد.
۲-۱۴- افت تحصیلی در غرب و شیوههای مبارزه با آن
در بررسی پژوهشهای انجام شده در غرب سه گرایش عمده در زمینه توضیح و مقابله با این پدیده اجتماعی وجود دارد.
۲-۱۴-۱- افت تحصیلی و عوامل فردی
در شروع قرن بیستم عقبماندگی تحصیلی را به طور عمده ناشی از عوامل فردی دانسته، خصوصیات شخصیتی، کمبودهای ذهنی، اختلالات روانی و عاطفی را از عوامل عمده شکست تحصیلی دانشآموز تلقی میکردند. در آن زمان اعتقاد بر این بود که اگر با وجود امکاناتی که برای برخورداری از آموزش و پرورش در اختیار کودک قرار میگیرد، او نتواند به موفقیت تحصیلی دست یابد، این امر ناشی از تنبلی یا عقبماندگی ذهنی اوست. امّا با افزایش تقاضا برای آموزش و پرورش و در نتیجه، شکست تحصیلی گوههای عظیمی از دانشآموزان قشرهای آسیبپذیر جامعه و همچنین مطالعاتی که در مورد علل شکست تحصیلی انجام گرفت، عامل فردی را به عنوان مهمترین دلیل شکست تحصیلی مورد تردید قرار داد.
۲-۱۴-۲- افت تحصیلی و کمبود خانوادگی
از اواسط قرن بیستم به تدریج شکست تحصیلی نه به عنوان پدیدهای فردی، که به عنوان مسألهای اجتماعی مورد توجه کشورهای غربی قرار گرفت و در بین سالهای ۱۹۵۰-۱۹۶۰ سرمایهگذاریهای وسیعی برای مبارزه با نابرابریهای اجتماعی- اقتصادی داده شد. در این دوران بسیاری از متخصصان، عوامل اجتماعی- فرهنگی را دلیل افت تحصیلی دانستند. در این مورد میتوان به تحقیقات ؟؟ (۱۹۶۰) در آمریکا، تحقیقات پلادن (۱۹۶۳) در انگلستان در مورد کودکان ۱۱ سال به بالا و پژوهشهای دفتر بینالمللی تعلیم و تربیت در زمینه نابرابری فرصتهای آموزشی اشاره کرد. تحقیقات فوق بدون اینکه نقش عوامل خصوصیات فردی را نفی کند، بر شرایط اجتماعی- اقتصادی و کمبود انگیزه در محیط خانواده و روش های تربیتی نامناسب تأکیدکرده، رابطه مستقیمی را بین وضعیت اقتصادی- اجتماعی خانواده و شکست تحصیلی جستوجو نماید. این تلقی از شکست تحصیلی باعث به وجود آمدن مدلها، روش های اصلاحی و جبرانی خاصی شد که میلونها دلار هزینه در برداشت. در این دوران اعتقاد بر این بود که فرزندان طبقات محروم جامعه به علت شرایط خاص خانوادگی دچار کمبودهایی از نظر هوش اکتسابی و رشد کلامی و اجتماعی هستند و مدرسه باید بتواند این کمبودهای خانوادههای محروم را جبران کند. این طرز تفکر و ظهور آموزش و پرورش جبرانی نیز بر پایه چنین فلسفهای قرار دارد که شکست تحصیل ناشی از کمبودهای فرهنگی یادگیرنده است. بنابراین مدرسه و سیاستهای حاکم بر آن هنوز، مورد سوال قرار نگرفته بود.
۲-۱۴-۳- افت تحصیلی و عوامل درون مدرسه
گرایش سوم که از اواخر سالهای ۱۹۶۰ میلادی و در سالهای ۱۹۷۰ موضوع مقالات مربوط به جامعهشناسی را در غرب به خود اختصاص داده بود، شکست تحصیلی را ناشی از عوامل درون سازمانی یعنی عوامل مربوط به مدرسه میداند. جریان فکری فوق نقش گزینشی مدرسه را مورد انتقاد قرار میدهد، نقشی که به طرد و محروم کردن گروه های بیشماری از دانشآموزان می انجامد. در این زمینه جامعهشناسانی مانند بوردیو و پارسون، استابله و بودلو در فرانسه از پیشگامان این جریان فکری هستند که به عدم تناسب مدرسه با شرایط، امکانات و نیازهای کودکان طبقه محروم تاکید کردند و اعلام داشتند که مشکل اصلی در ناسازگاری دانشآموزان با محیط مدرسه و برنامه های آموزشی آن نیست و اشکال اساسی به ناتوانی مدرسه در سازگار کردن خود با کودکان طبقات محروم جامعه و نیازهای آنان برمیگردد. بوردیو و پاسرون در تحلیل مکانیسم موانعی که در مقابل تحرک اجتماعی قرار دارد، مدرسه را با معیارها و نظام ارزشیابی آن محکوم کردند و به عنوان عامل اصلی بعضی اجتماعی و مسئوول طبقهبندی کردن افراد جامعه معرفی نمودند. بوردیو میگوید «مدرسه ابتدایی که باید عامل اصلی برقراری تساوی اجتماعی باشد،خود در حقیقت بزرگترین عامل تبعیض است. مدرسه ابتدایی ابزار پیشرفت و ترقی کودکان طبقه مرفه میباشد و بر اساس فرهنگ طبقه متوسط و انتظارات این طبقه شکل گرفته است. این جریان فکری محتوا و روش های آموزش و پرورش، روابط حاکم بر مدرسه، نظام ارزشیابی، انتظارات و مقررات مدرسه را زیر سوال قرار داد و اعلام کرد که مدرسه نقش گزینشی دارد و برای کسانی مناسب است که پیش از اینکه قدم به همین مدرسه بگذارند از محیط خانوادگی و روش های تربیتی خاص بهرهمند بودهاند، امّا کودکان طبقه محروم با عدم آمادگی قبلی، با تجربیات ناموفق و تلخ مدرسه، با پیشداوری و انتظارمنفی معلمان، با انتظارات خشک و ساختار سلسله مراتبی مدرسه نمیتوانند رابطهاین مثبت با درس و تحصیل برقرار کنند و در نتیجه، با از دست دادن اعتمادبه نفس خود دچار عقبماندگی تحصیلی میشوند.
۲-۱۵- شیوههای برخورد با پدیده افت تحصیلی در غرب
در کشورهای غربی بر اساس تفکرات فوق و جریانهای فکری متفاوت، برخوردهای گوناگونی با مسأله افت تحصیلی صورت میگیرد که این برخوردها در دو خط فکری و بر دو پایه استوار است.
۲-۱۵-۱- روش های ترمیمی و جبرانی مقابله با افت تحصیلی
هدف از اجرای این روشها از یکسو جبران کمبودهای اجتماعی- فرهنگی دانشآموزان و کاهش تفاوتی است که بین دانشآموزان طبقات اجتماعی مختلف وجود دارد و از سوی دیگر، تلاش در جهت افزایش بازدهی نظام آموزشی است. اکثر این برنامهها، دانشآموزان را زیر پوشش قرار میدهد. امّا گاهی اولیاء و معلمان را نیز به منظور تضمین اثربخشی بیشتر برنامه به مشارکت میطلبد.
۲-۱۵-۲- روش های تغییر و تحول بنیادی مدرسه
جریانهای فکری فوق، مدرسه را به عنوان وسیلهای ممتاز برای ایجاد تغییر و تحول در جامعه تلقی میکند،به شرط اینکه مدرسه بتواند با تغییر بنیادی در هدفها،برنامهها، روشها و روابط حاکم، خود را تغییر دهد و با نیازهای رشد و زندگی دانشآموزان طبقات اجتماعی مختلف تطبیق یابد. بدین ترتیب بر خلاف روش های جبرانی که غالبا کودک را با محیط مدرسه سازگار میکند.هدف از جنبش فکری اخیر این است که مدرسه را با کودکان سازگار نماید. از پیشگامان فکری این مکتب میتوان به مربیانی مانند دکتر دکرولی،راجرز و فونه[۲۳] اشاره کرد که در نیمه دوم قرن اخیر بسیاری از تحولات آموزش و پرورش از افکار و ایدههای آنان سرچشمه گرفته است. البته مدلهایی که با الهام دانشمندان مزبور در دو دهه اخیر توسعه پیدا کرده لزوما برای مبارزه با افت تحصیلی نیست،امّا پیام اصلی آنان این است که همه کودکان میتوانند موفق شوند مشروط براینکه نوع آموزش و پرورش ارائه شده در مدرسه بانیازهای رشد،انگیزه و تواناییهای کودکان سازگار باشد. از بین مدلهایی که در این خط فکری مطرح شده و رواج یافته است. میتوان آموزش و پرورش انسانگرا[۲۴]، آموزش و پرورش انفرادی[۲۵] و آموزش و پرورش کمالگرا یا آموزش و پرورش موقعیتگرا[۲۶] را نام برد. بدیهی است این دو دیدگاه، چه از لحاظ نظری و چه از لحاظ ایدئولوژیکی، کاملا تفاوت دارد. آنان که با مشروعیّت بخشیدن به مدرسه در تلاش هستند که به بازده آن بیفزایند، با محققانی که میکوشند مدرسه را تغییر دهند تا جامعه در روابط حاکم در آن تغییر کند،تصورشان از کودک از هدفهای تربیتی و نقش مدرسه متفاوت است.
۲-۱۶- روش های اصلاحی و درمانی آموزش و پرورش
در بین روش های اصلاحی و درمانی آموزش و پرورش برای مقابله با افت تحصیلی در مدرسه با دو گرایش عمده برخورد میکنیم:
گرایش اول تأمل آموزش و پرورش جبرانی،کلاسهای تطبیقی،آموزش متقابل و خدمات حمایتی در مدرسه است.
هدف از شیوههای آموزشی فوق ارائه اقداماتی به منظور بهبود وضعیت تحصیلی دانشآموزان و افزایش کارآیی مدرسه است. این روشها،نظام آموزشی،مدرسه و اهداف آن را زیر سوال قرار نمیدهد. هدف این است که دانش و مهارتهایی به کودکان منتقل گردد و دانشآموزان به ابزاری مجهز شوند که بتوانند در جهت موفقیت تحصیلی و اجتماعی از آن استفاده کنند. گرایش دوم بیشتر، هدف اجتماعی دارد. معلمان و طرفداران دین گرایش در مدرسه توانایی حل مسائل تربیتی را به خصوص برای دانشآموزان محروم در خود نمیبینند و عقیده دارند که باید کوششهای همه عوامل و سازمانهای ذینفع در جهت بهبود آموزش و پرورش این نوع دانشآموزان متمرکز شود. هدف طرفداران این گرایش تنها بهبود وضعیت تحصیلی کودکان نیست. هدف اصلی مبارزه با نابرابریهای اجتماعی و تغییر حاکم است. جنبش مدارس تکلیف شب، تعیین مناطق اولویت دار از نظر آموزش و پرورش و آموزش خانواده از نگرش فوق نشأت گرفته است. علاقمندان این طرز تفکر نه تنها کودکان را در داخل و خارج مدرسه زیر پوشش فعالیتهای مختلف آموزشی و پرورشی قرار میدهند، که اولیاء و جامعه محلی را هم در بر میگیرند و از همکاری سازمانهای محلی در غنی کردن محیط و فعالیتهای مدرسه استفاده میکنند. در ادامه، شرح مختصری در مورد هر یک از روش های فوق ارائه میشود.
۲-۱۶-۱- آموزش و پرورش جبرانی[۲۷]
آموزش و پرورش جبرانی از وسیع ترین و پرهزینهترین پروژههایی است که در چند دهه اخیر در زمینه مقابله با افت تحصیلی طراحی و اجرا شده است. نظریه آموزش و پرورش جبرانی که از اولین سالهای ۱۹۶۰ ابتدا در آمریکا و سپس در اروپا مطرح شد. بر اساس این فرضیه قرار دارد که، دانش آموزانی که دچار افت تحصیلی میشوند، معمولاً از قشرهای محروم و غیر مرفه جامعهاند و مشکلات اصلی آنان ناشی از کمبودهای محیطهای فرهنگی و اجتمای خانواده است. از این رو مدرسه باید با ارائه فعالیتهای خاص درداخل و خارج مدرسه ( بااستفاده از امکانات متعدد آموزشی، برنامههای تلویزیونی، تنظیم گردشهای علمی، کلاسهای تقویتی و تفریحی و غیره ….) کمبودهای فرهنگی آنان را جبران کند تا تفاوت موجود بین کودکان خانوادههای مرفه و طبقات محروم جامعه کاهش پیدا کند. طرفداران این جنبش بر کمبودهای رشد این کودکان، چه از نظر هوش و چه از نظر کلامی و عاطفی، تأکید دارند و بنابراین میکوشند با تنظیم برنامههای آموزشی و تربیتی خاص، کودکان را برای تسلط بر درسهای مشکل آماده کنند.
۲-۱۶-۱-۱- برنامههای متنوع جبرانی
پروژههای جبرانی به طور کلی بر دو نوع است: مشهورترین برنامهها یکی برنامههایی از نوع برنامه معروف هداستارت[۲۸] است. این برنامه با توجه به اهمیت دوران کودکی در رشد ذهنی کودک جنبه پیشگیری داشته، اغلب بر دوران پیش دبستانی تاکید دارد و هدف آن رشد تواناییهای شناختی و کلامی کودکان است. نوع دوم: برنامههایی از نوع پروژه فالوترو[۲۹] است. هدف از این برنامه که کودکان و بخصوص نوجوانان را زیر پوشش قرار میدهد، ایجاد انگیزه لازم در دانشآموز و در خانواده در مورد درس و تحصیل است. برخی از برنامهها به مسائل شخصیتی دانشآموز، پذیرش خود و ایجاد احساس امنیت و استقلال در دانشآموز توجه دارد. این برنامهها در ابتدا بر تقویت هوش و رشد شناختی متمرکز بود، امّا به تدریج با توجه به نارساییهای کودکان طبقات محروم از نظر رشد کلامی و کمبود انگیزه پیشرفت، به رفع کمبودها در زمینه های فوق توجه کرد و برای ایجاد انگیزه بیشتر و دانشآموز، همه امکانات مادی و معنوی مدرسه را به کار گرفت. بدین منظور دروههای فشرده آموزشی برای تجهیز معلمان به موثرترین روش های تدریس به دانشآموزان محروم و پاسخگویی به نیازهای ویژه آنان ترتیب یافت و انگیزههای مادر قابل توجهی برای این معلمان در نظر گرفته شد.
۲-۱۶-۱-۲- اثرات آموزش و پرورش جبرانی
از تاثیرات مهم برنامههای جبرانی، توجه دادن به اثرهای محیط خانوادگی بر رشد کودک و مطرح ساختن جنبههای اجتماعی – فرهنگی شکست تحصیلی بود. این برنامه باعث شد که ضرورت ایجاد آموزش و پرورش متناسب با نیازهای کودکان، به خصوص دانشآموزان محروم، مطرح گردد. با اینکه برنامههای جبرانی انواع مختلفی دارد، امّا ارزیابی از برخی برنامهها نشان میدهد که نتایج بدست آمده درمورد موفقیت تحصیلی دانشآموزان چندان قابل توجه نیست و با اینکه ارزشیابی فوری پس از اجرای برنامهها از نظر رشد عاطفی و مهارتهای کلامی مثبت است،این اثرها هنگامی که خانواده مشارکت و همکاری لازم را برای تداوم برنامه نداشته باشد ناپایدار می شود. برنشتاین بر این اعتماد است که اثرات ضایع کننده محیط خانوادگی نامطلوب را نمیتوان بدون تغییر محیط خانوادگی در کودک از بین برد.برونفنبرنر درانتقاد به آموزش و پرورش جبرانی میگوید«آموزش و پرورش جبرانی توجه جامعه را از سازمان درون مدرسه واثرات منفی آن بر خانواده و کودک متمرکز می کند» ایرادی که مربیان از نظر اخلاقی به این نوع پداگوژی وارد کردهاند، این است که فرهنگ طبقات اجتماعی غیر مرفه، کم بها و عاملی باز دارنده برای رشد و پیشرفت فرزندان این طبقه تلقی شده است. (بازرگان آبانماه، ۱۳۷۹، ۹۵ الی ۸۷)
۲-۱۶-۲- خدمات حمایتی
حمایت و تقویت درسی کودکان که دچار عقب ماندگی تحصیلی هستند به صورتهای مختلف انجام میشود که در اینجا به دو نمونه از خدمات حمایتی در کشورهای بلژیک و فرانسه اشاره میشود.
۲-۱۶-۲-۱- خدمات حمایتی در فرانسه
در فرانسه این نوع خدمات هم جنبه پیشگیری دارد و هم به منظور کاهش مشکلات تحصیلی دانشآموزان به کار میرود. در سطح پیشگیری این فعالیت از دوران پیش دبستانی به خصوص در مناطق پر جمعیت و محروم آغاز میشود. در مرکز پیش دبستانی این کشور گروه های سه نفره که شامل یک روانشناس مدرسه، یک مربی باز پروری روانی – حرکتی و یک مربی آموزشی – تربیتی است همه کودکان را از نظر رفتار و سازگاری با محیط مورد مشاهده دقیق قرار میدهند. در کشور فوق خدمات حمایتی برای دانشآموزان سه نوع است. ۱- کمک در زمینه رفع مشکلات شناختی دانشآموزان خدمات حمایتی برای دانشآموزان سه نوع است. ۲- کمک در زمینه رفع مشکلات عاطفی – هیجانی کودکان که شامل خدمات روانی درمانی است. ۳- کمک به تسهیل مشارکت اجتماعی نوجوانان در جامعه که شامل خدمات راهنمایی تحصیلی و شغلی است.
۲-۱۶-۲-۲- خدمات حمایتی در بلژیک : کلاسهای تطبیقی
کلاسهای تطبیقی در کشورهای اروپایی، بخصوص در بلژیک از سال ۱۹۷۹ رایج شده است. هدف از تأسیس این کلاسها جلوگیری از انتقال دانشآموزان عقب مانده تحصیلی به مراکز کودکان استثنایی بوده است. کودکانی که عقب ماندگی تحصیلی آنان نه ناشی از کمبودهای ذهنی، بلکه ناشی از مشکلات یادگیری یعنی اختلالات کلامی، نورولوژیک، ضعف بینایی یا شنوایی است و اگر تحت حمایت قرار نگیرند و از نظر درسی موفق نخواهند شد. فلسفه ایجاد این کلاسها آن است که این قبیل دانشآموزان باید بتوانند ضمن اینکه در کنار همکلاسیها و دوستان خود درس میخوانند. درساعاتی از روز با خروج از کلاس از کمک و حمایت یک گروه تربیتی در مدرسه استفاده کنند. این گروه تربیتی در هر مدرسه شامل مدیر، معلم کلاس،و معلم تطبیقی است که به اتفاق نمایندهای از مراکز مشاوره روانی، پزشکی و اجتماعی منطقه، برنامه آموزشی و محتوای درسی را برای هر یک از دانشآموزان عقب مانده تحصیلی با توجه به نیازهای خاص و آهنگ رشد وی تنظیم میکنند. معلم تطبیقی معلمی است که تدریس کلاس خاصی را به عهده ندارد. بلکه وظیفه او تدریس به دانشآموزان عقب مانده تحصیلی مختلف است. این معلم دانشآموزان ضعیف را به صورت انفرادی یا در گروه های کوچک در ساعات مختلفی از روز میپذیرد و به آنان درس میدهد. معلم تطبیقی با ایجاد جوی مثبت در کلاس و رابطهای صمیمانه با دانشآموزان، کمبودهای آنان را در زمینههای مختلف درسی رفع میکند. لازمه این نوع آموزش اصلاحی این است که معلم تطبیقی توانایی شناخت فرایند یادگیری و مشکلات خاص دانشآموزان را داشته باشد و به محتوای برنامههای درسی کلاس هر پایه تسلط داشته، از عهده تدریس هر کلاس برآید. ایجاد چنین ساختار حمایتی در مدرسه به معلمانی با صلاحیت و با سابقه نیازمند است که از نیازهای شناختی، عاطفی و اجتماعی دانشآموزان عقب مانده تحصیلی آگاه باشند. و بتوانند رابطهای شخصی و مثبت به هر دانشآموز برقرار کنند. استفاده از کلاس تطبیقی بیش از ۵۰ دقیقه در روز توصیه نمیشود و دانشآموزانی که دچار مشکلات درسی است باید بتوانند بقیه برنامههای درسی را با سایر دانشآموزان همراه باشد . لازمه ارائه این خدمات، همکاری دسته جمعی گروه تربیتی برای نیل به اهداف تعیین شده است.
۲-۱۶-۳- آموزش متقابل
استفاده از دانشآموزان برای تدریس به برخی دیگر پدیده جدیدی نیست . این روش آموزشی که با عنوانهای مختلف مانند روش شاگرد – معلمی، آموزش متقابل، خلیفه گری و غیره نامیده شد، پیش از قرن هجدهم وجود داشته است. این روش در انگلستان برای اولین بار به وسیله آندره بل و ربرت لنکستر مبارزه با نابرابریهای آموزشی مطرح شد، پس در قرن نوزدهم در فرانسه مورد آزمایش قرار گرفت، و گسترش یافت. در ایران سابقه طولانی شاگرد و معلمی را میتوان در مکتب خانههای قدیم و در حوزههای علمیه جست و جو کرد. این روش آموزشی که مدتی فراموش شده بود، در چند دهه اخیر توسط مربیان و معلمان آمریکایی مورد تجدید نظر قرار گرفت و به صورتی جدید و قابل استفاده تغییر شکل یافت. در آمریکا فعالیتهای وسیعی در زمینه این نوع آموزش با عنوان« آموزش کودکان توسط کودکان» بر مبنای اصل یادگیری از طریق تدریس آغاز شد. استقبال از این برنامه در حدی بود که در سال ۱۹۶۸ حدود ۲۴ نوع برنامه آموزشی متقابل وجود داشت و تدریس کودکان به وسیله کودکان در ۲۵۰ مدرسه در مقاطع مختلف تحصیلی انجام میگرفت. این روش در حال حاضر در کشورهای اروپایی، از جمله انگلستان، فرانسه، سوئد،بلژیک و روسیه مورد استفاده قرار میگیرد یکی از عوامل مهم گسترش آموزش متقابل نقش آن در عدم تمرکز و در انفرادی کردن آموزش و پرورش است. در این روش، با نفی رقابت در محیط کلاس و استفاده از نیروی انسانی وسیع تر برای انتقال دانش و اطلاعات، وضعیت مناسبی برای همکاری و تشریک مساعی کودکان و نوجوانان به وجود میآید. از آموزش متقابل میتوان به عنوان وسیلهای برای مبارزه با نابرابریهای اجتماعی استفاده کرد. مهمترین فایدهی این روش برای شاگردان خردسال این است که از امتیاز آموزش و پرورش فردی شده، یعنی آموزشی که با توانایی های ذهنی و روحیهی آنان سازگار است، استفاده کرد، میتوانند ضمن تماس با شاگردی بزرگتر، از همانند سازی با او و دوستی و ارتباط مثبت با او و ارزشیابی مستقیم کار خود بهرهمند شوند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مراکز خدماتی
فروشگاههای تخفیف دار خرده فروشان زیر قیمت نمایشگاهفروش یا کاتالوگ
زنجیرههای مشارکتی تعاونی خرده فروشی و زنجیره داوطلبانه تعاونیهای مصرف مؤسسات امتیازی شرکتهای ترکیبی تجاری
منطقهتجاری مرکزی مراکز خرید منطقه ای مراکز خرید ناحیه ای مراکز خرید محلی
خرده فروشی براساس سطح خدم کالاها از نظر خدمات مورد نیاز با هم فرق میکنند. مشتریان نیز از نظر اهمیتی که برای خدمات قائل میشوند با هم تفاوت دارند. در این جا سه سطح خدمات شامل سلف سرویس، خدمات محدود و خدمات کامل همراه با خرده فروشانی که این گونه خدمات را ارائه میدهند، مورد بررسی قرار میگیرد. خرده فروشی سلف سرویس در طول دهه ۱۹۳۰ در امریکا رشد سریعی داشته است. در خرده فروشی سلف سرویس وظیفه جستجو، مقایسه و انتخاب بر عهده مشتریان است. این شیوه امروزه در بسیاری از خرده فروشیها مورد استفاده قرار میگیرد. خرده فروشان با خدمات محدود تا اندازه ای در امر فروش به مشتریان خود کمک میکنند (به دلیل تنوع بیشتر کالاها و نیاز به اطلاعات بیشتر). این فروشگاهها معمولاً خدمات اعتباری نیز برای مشتریان فراهم میکنند. خرده فروشان با خدمات کامل خرده فروشانی هستند نظیر فروشگاههای اختصاصی و فروشگاههای بزرگ درجه یک. در این گونه فروشگاهها در تمام مراحل فرایند خرید، فروشندگان به مشتریان کمک میکنند. این فروشگاهها معمولاً کالاهای اختصاصی و کالاهایی را در اختیار دارند که مشتریان میخواهند درباره آنها اطلاعات بیشتری را کسب کنند (کالاهایی مانند دوربین عکاسی، جواهر آلات و پوشاک گران قیمت). این فروشگاهها خدمات زیادی هم چون تسهیلات اعتباری، حمل و تحویل مجانی و غیره را ارائه میکنند.
 ۲-۴-۱-۱- خرده فروشی بر اساس ترکیب کالا برای فروش خرده فروشان را براساس طول و عرض ترکیب کالاها نیز طبقه بندی میکنند. بر این اساس انواع خرده فروشی عبارتند از : فروشگاههای اختصاصی، فروشگاههای بزرگ، سوپرمارکتها، فروشگاههای فروشنده کالاهای راحتی و سوپراستورها. فروشگاههای اختصاصی یک فروشگاه اختصاصی تعداد نسبتاً محدودی کالا در اختیار دارد با ترکیب نسبتاً کاملی از هر قلم کالا. فروشگاههای کالاهای ورزشی، مبلمان منزل، گل فروشی و اسباب بازی فروشی از انواع این فروشگاهها هستند. فروشگاههای بزرگ این فروشگاهها کالاهای بسیار متنوعی را برای فروش در اختیار دارند همچون انواع پوشاک، مبلمان و اثاثیه منزل و کالاهای خانگی و هر خط کالا دارای قسمت ویژه ای است. این فروشگاهها در نیمه اول قرن حاضر رشد کرده اند، ولی برای رقابت با سایر فروشگاهها به خط مشیهای مختلفی هم چون تبدیل شدن به فروشگاههای اختصاصی و یا تخفیف دار روی آورده اند. سوپرمارکتها سوپرمارکتها فروشگاههایی بزرگ، کم هزینه، و با حجم کالای زیاد میباشند. این فروشگاهها به صورت سلف سرویس اداره میشوند و درصد سود کمی روی کالاها میکشند. این فروشگاهها امروزه با توجه به خصوصیات جغرافیایی مشتریان خود اقدام به استفاده از فروشگاههای تخصصی میکنند. آنها مطابق نیازهای اقتصادی و اخلاقی بازارهای محلی خود، اندازه فروشگاه و نوع تبلیغات و ترکیب کالاهای موجود در فروشگاه را تعیین و تنظیم میکنند. فروشگاههای راحت (خواربار فروشی) فروشگاههای راحت فروشگاههای کوچکی هستند که تعدادی محدود اما بسیار سودآور و پر منفعت از کالاهای راحتی را برای فروش در اختیار دارند. این فروشگاهها معمولاً در حوالی مناطق مسکونی قرار دارند و هر ۷ روز هفته را کار میکنند و ساعات کار آنها نیز طولانی است. این فروشگاهها امروزه جهت حفظ سهم بازار خود به فکر طراحی مجدد فروشگاههای خود هستند. برای این منظور آنها از رنگهای زنده تری استفاده میکنند،. نور پردازی و امکانات پارک خودرو بهتری فراهم میکنند و قیمتهای فروش خود را تا حد ممکن رقابتی میکنند. سوپر استورها، فروشگاههای ترکیبی و فوق بازارها این سه نوع فروشگاه از سوپرمارکتهای معمولی بزرگ ترند (تقریباً دو برابر) و ترکیب بسیار متنوعی از مواد غذایی و اقلام غیر غذایی عادی را برای فروش عرضه میکنند و خدمات متنوعی همچون خشکشویی، خدمات پستی، نقد کردن چک و غیره را برای مشتریان فراهم میکنند. سوپر استورها امروزه ۳۹ در صد فروشگاههای مواد غذایی را شامل میشوند. فروشگاههای ترکیبی همان فروشگاههای مواد داروئی و غذائی ترکیبی هستند و از سوپر استورها تقریباً دو برابر بزرگ ترند ولی فقط ۲۱ درصد فروشگاههای مواد غذایی امروز را در بر میگیرند. فوق بازارها (هایپرمارکت[۴]) از فروشگاههای ترکیبی هم بزرگترند و از ترکیب سوپر مارکت، فروشگاههای تخفیف دار و خرده فروشی انباری به وجود میآیند. اقلام و کالاهایی که این فروشگاهها عرضه میکنند، فراتر از اقلام و کالاهای عادی است. فوق بازارها مانند انبار عمل میکنند. بررسیها نشان میدهند که رضایت مشتریان از فوق بازارها ۲۵ در صد کم تر از سوپرمارکتهاست و این به نظر کارشناسان موفقیت آتی این فروشگاههای غول پیکر را دچار تردید میکند. مراکز خدماتی “کالای” موضوع بعضی از فعالیتهای اقتصادی، خدمت است. هتل داری، متل داری، بانک داری، خطوط هواپیمایی، مراکز آموزش عالی، بیمارستان، تئاتر و سینما، باشگاهها، رستوران، خدمات تعمیر، آرایشگاه و خشکشوئیها از جمله خرده فروشیهای خدماتی اند. خرده فروشی خدماتی در بسیاری از کشورها مثل امریکا به مراتب بیش از رشد خرده فروشی کالا بوده است و هر صنعت خرده فروشی دارای مشی خاصی است. ۲-۴-۱-۲- خرده فروشی براساس قیمتهای فروش خرده فروشان را میتوان براساس سطح عمومی قیمتهای فروش آنان نیز طبقه بندی کرد. اکثر خرده فروشان دارای قیمتهای فروش و خدماتی معمولی هستند و کالاهایی را میفروشند که دارای کیفیتی معمولی اند. بعضی دارای کالاهایی با کیفیت بالاتر و قیمتهای بالاتری هستند. خرده فروشانی که قیمتهای فروش پایین تری دارند عبارتند از : فروشگاههای تخفیف دار، خرده فروشان زیر قیمت و نمایشگاههای فروش با کاتالوگ. فروشگاههای تخفیف دار فروشگاهی است که کالاهای استاندارد را با سطح قیمت پایین تری به فروش میرساند. این فروشگاهها درصد سود خود را به امید افزایش حجم فروش، پایین میآورند و کالای در معرض فروش نیز از جمله کالاهای درجه یک هستند. خرده فروشان زیر قیمت این خرده فروشان زیر قیمت عمده فروشی خرید میکنند و قیمت فروش آنها نیز پایین تر از قیمت خرده فروشی است. خرده فروشان زیر قیمت معمولاً عرضه کننده کالاهایی با کیفیت اما غیر ثابت و در حال تغییر هستند. نمایشگاههای فروش با کاتالوگ نمایشگاههای فروش با کاتالوگ مجموعه ای ازکالاهای گران قیمت با مارکتهای با اعتبار و پر گردش را در سطح قیمتهای نسبتاً مناسب به فروش میرسانند. در این نمایشگاهها سعی میشود هزینهها و درصد سود برای بالا بردن حجم فروش حتی الامکان در سطح پایینی نگهداری شود. ۲-۴-۱-۳- خرده فروشی براساس کنترل مجاری فروش تقریباً ۸۰ درصد تمام فروشگاههای خرده فروشی مستقل اند. اشکال دیگر خرده فروشیها براساس مالکیتهای مختلف به ۵ دسته ی زنجیره مشارکتی، تعاونی خرده فروشی و زنجیره داوطلبانه، تعاونیهای مصرفی، سازمان امتیازی و شرکتهای ترکیبی تجاری تقسیم میشود. زنجیره مشارکتی یک فروشگاه زنجیره ای شامل دو یا چند مجاری فروش کالاست که دارای مالکیت و مدیریت مشترک است و در آن خرید به طور متمرکز انجام میشود. این فروشگاهها در کلیه زمینههای خرده فروشی فعالیت دارند. اما در حیطه فروشگاههای بزرگ، کالاهای متنوع، مواد غذایی، مواد دارویی، کفش و فروشگاه شاخص ترند. تعاونی خرده فروشی و زنجیره داوطلبانه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ـ اثر بخشی هزینه ـ عوامل موقعیتی: ـ ویژگی های کارکنان ـ شرایط و راهبرد شرکت ـ فلسفه مدیریت ـ بازار کار ـ اتحادیه ها ـ فناوری ـ قوانین و ارزش های اجتماعی شکل ۲-۴ مدل چارچوب مدیریت منابع انسانی هاروارد ۱۹۸۴ ((Beer. Et al, 1984 مدل هاروارد که به عنوان بخشی از درس خط مشی بازرگانی از دهه ۱۹۲۰ تاکنون در مدرسه بازرگانی هاروارد تدریس میشود الهام بخش اصلی اکثر مدلهای تدوین استراتژی در بخشهای مختلف اقتصادی، خدماتی، دولتی و غیرانتفاعی به حساب میآید (برایسون، ۱۳۸۱: ۳۱)
 هدف اساسی این مدل ایجاد ارتباط بین سازمان و محیط آن برای دستیابی به بهترین گزینههای استراتژی است. آنچه در مدل هاروارد در درجه اول اهمیت قرار میگیرد توجه به توانمندیها و ضعفهای داخلی سازمان و فرصتها و تهدیدهای موثر بر آن است. (برایسون،۱۳۸۱: ۳۲) به عقیده صاحب نظران، مدل هاروارد کاربردی فراتر از سطح شرکتها داشته و در قلمرو کلیه بخشهای خصوصی، دولتی و غیر انتفاعی نیز امکان بکارگیری دارد. سنجش فرصتها، توانمندیها، ضعفها و تهدیدها که بعدها به تحلیل SWOT معروف شد نقطه اصلی و محور مدل هاروارد است. ضعف اصلی مدل هاروارد عدم ارائه پیشنهاد و راه کار اجرایی مشخص در مورد چگونگی تدوین استراتژی است و صرفاً بر این نکته تاکید دارد که استراتژیهای سازمانی متکی بر توانمندیهای سازمان است. تاکید بر فرصت ها و قوتها به عنوان مهمترین عامل دستیابی به استراتژی موثر که به رفع کاستیها و حداقل رساندن تهدیدها می انجامد مهمترین جنبه مثبت این مدل است. در واقع تمام مدلهای تدوین استراتژی که طی چند دهه گذشته ارائه شدهاند خود را نیازمند استفاده از مدل هاروارد دانستهاند گرچه خود آن مدل به تنهایی برای تدوین استراتژی کفایت نمیکند و مکانیسم مشخصی برای تدوین استراتژی در اختیار قرار نمیدهد. ۲-۱-۳۱-مدل کاربرد تئوری سیستم در مدیریت منابع انسانی مدیریت منابع انسانی به معنای وسیع کلمه ، قسمتی از قلمرو علم و هنر مدیریت را شکل داده ،طرح ریزی ، سازمان دهی، نظارت و کنترل عملیات استخدامی ، بهسازی، نگه داری و کاربرد منابعانسانی را درجهت تأمین هدف های کارکنان ، سازمان و جامعه ، شامل می شود . (میرسپاسی،۱۳۸۵: ۱۱)
شکل۲-۵ مدل کاربرد تئوری سیستم در مدیریت منابع انسانی ۲-۱-۳۲-مدل ذینفعها مدل ذینفعها که به مدل فریمن[۲۷] نیز مشهور است (, ۱۲ :۱۹۸۴)، انتظارات و خواستهای افراد و گروههای داخل و خارج سازمان را مدنظر قرار میدهد. رویکردی که در مدل فریمن انتخاب شده است، اثربخشی سازمان را متناسب با میزان تامین رضایت ذینفع هر سازمان میداند. در این مدل ابتدا کلیه ذینفعها شناسایی و سپس برای تامین رضایتمندی آنان استراتژیهای مناسب انتخاب میشوند. از نظر فریمن میزان پایداری و موفقیت یک سازمان بسته به میزان راضی نگه داشتن افراد و گروه های کلیدی مرتبط با سازمان است. صاحب نظران عموماً هشت گروه از ذیفنعها را در سازمانها شناسایی کردهاند که عبارتند از: ۱ـ سهامداران و مالکان اصلی که سود و اعتبار سازمان را مدنظر قرار میدهند. ۲ـ مدیران و کارکنان سازمان که حقوق و مزایا و ارتقای شغلی و رضایتمندی شغلی را طالب هستند. ۳ـ مشتریان که در پی کیفیت بهتر و مناسب بودن قیمت کالا و خدمات هستند. ۴ـ جامعه که نقش مسئولیتهای اجتماعی و حفظ محیط زیست را مورد توجه قرار میدهد. ۵ـ دولت که رعایت قوانین و مقررات و تامین مالیات را مدنظر دارد. ۶ـ تامین کنندگان مواد اولیه که مناسب بودن قیمت و شرایط معامله برایشان مهم است. ۷ـ رقبا که نسبت به کیفیت کالا و خدمات، قیمت، زمان تحویل، سهم بازار، تکنولوژی و میزان انعطاف سازمان رقیب حساس هستند. ۸ـ بستانکاران که میزان اعتبار سازمان برایشان مهم است. (شانه ساز زاده و داوری، ۱۳۸۰: ۸۷) البته در دیدگاه های جدید نقش سازمانهای بینالمللی نیز دارای اهمیت است. گرچه توجه به خواستها و مطالبات متعدد از سوی افراد مرتبط با سازمان و آگاهی از نیاز به راضی نگه داشتن ذینفعها از نقاط قوت این مدل است اما نبود معیارهای مناسبی که بتوان با آنها مطالبات و نیازهای متضاد ذینفعها را ارزیابی کرد، از جمله کاستیهای مدل ذینفعها به شمار میرود. در واقع، هماهنگ کردن اهداف و خواستهای همه ذینفعها، که گاه با هم در تضاد کاملند، کار بسیار سختی است که شاید در عمل قابل تحقق نباشد. ۲-۱-۳۳- مدل نظام منابع انسانی براساس کار کردهای منابع انسانی در نیم قرن گذشته ، مطالعات و تحقیقات زیادی در زمینه ی نظام منابع انسانی و مدیریت منابع انسانی انجام شده است براساس مطالعات تجربی و تئوریک پیشین که حمایت زیا دی از یافته های وی می کند، معتقد است که مدیریت منابع انسانی نه تنها به کسب و حفظ کمیت و کیفیت مناسب کارکنان مربوط می شود؛ بلکه به انتخاب و پرورش کارکنانی که با نیازهای مختلف سازمان هم آهنگ هستند نیز می پردازد نمودار بیانگر این مدل است( آرمسترانگ، ۱۳۸۱ :۴۳ )
شکل ۲-۶ الگوی نظام منابع انسانی براساس کارکر دها ( ۲۰۰۱) براساس یک برداشت اجمالی از مدل های تدوین استراتژی میتوان جمعبندی زیر را ارائه داد: ۱ـ از ارائه مدل هاروارد تا مدل های هانگر و دیوید یک سیر تکاملی به چشم میخورد و به نظر میرسد مدلها از شکل ساده و یک بعدی به سمت پیچیدگی و چند بعدی گام برداشته و اجراییتر نیز شدهاند. ۲ـ علیرغم وجود تفاوتهای ظاهری، اکثریت این مدلها روی دو بعد داخلی و خارجی سازمانها در تدوین استراتژی تاکید داشتهاند و لذا توجه به نقاط قوت و ضعف داخلی و نیز قوت ها و تهدیدهای خارجی تقریباً مدنظر همه مدلها بوده است. ۳ـ در همه مدلهای تدوین استراتژی این پیام اساسی وجود دارد که: سازمانها برای ماندن در میدان رقابت باید هم وضعیت موجود خود را بشناسند و هم برای ماندن و برخورداری از سهم بیشتر موقعیت خود را در مقایسه با توان، سهم و وضعیت رقبا سنجیده و دریابند که استراتژی چیزی نیست جز تعیین موقعیت و جایگاه یک سازمان در مقایسه با نیروهای رقیب. ۴ـ در همه مدل ها نوعی عقلانیت و تصمیمگیری عقلایی مورد توجه قرار گرفته است و این نیست جز مفروض داشتن اینکه در محیط سازمان کلیه اطلاعات مورد نیاز قابل دسترسی است و برای دستیابی به استراتژیهای مناسب میتوان از روش عقلایی بهرهگیری کرد و با وجود اینکه در مدل TOWS و نیز برخی مدلهای دیگر تشخیص، ذوق، سلیقه و قدرت انتخاب افراد (موثر در فرایند تدوین استراتژی) تاثیرگذارند اما جایگاه خاصی برای تلقی اقتضایی کردن این رویکرد مورد توجه قرار نگرفته است. به تعبیر دیگر همه مدلهای تدوین استراتژی برای همه محیطها، رویکرد عقلایی را تجویز کردهاند. در حالیکه ممکن است این شیوه از تدوین استراتژی (پیروی از روش عقلایی) در همه محیطها و سازمانها پاسخگو نباشد. عناصر مهم این مدلها ازجمله فرهنگ در شکل زیر مقایسه شده است. (بی لایور ، ۱۹۹۰ : ۵۷-۶۰) ۲-۱-۳۴جهانی شدن و مدیریت منابع انسانی جهانی شدن، تغییری ساختاری در جهان است که با مؤلفه هایی نظیر جریان آزاد تکنولوژی، منابع انسانی در مرزهای ملی، گسترش فناوری ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی، توصیف می شود؛ تغییری که نمایانگر محیط تجاری همیشه در حال تغییر و رقابت است .در اقتصاد جهانی، درجه موفقیت مدیریت منابع انسانی در فرهنگ های مختلف، به توانایی و درک مدیران در ایجاد توازن بین ارزش های دیگر فرهنگ ها بستگی قابل توجهی دارد. این ارزش ها عبارتند از: اهمیت کار انجام شده، اعطای قدرت – موقعیت و درک این نکته که مردم دیگر فرهنگ ها، دنیای بیرون را چگونه می بینند. جهانی شدن درون مرزهای ملی، گره ای فراتر از مقوله تجارت را در بر می گیرد. این فرایند، بر ضرورت توسعه موضوع رقابت برای سازمان ها تأکید کرده و مدیریت آن سازمان را وادار به ایفای نقش بین فرهنگ های گوناگون می کند. اُوکِف معتقد است که ظهور اقتصاد جهانی، این باور را به وجود آورد که تنها مزیت رقابتی سازمان ها، توانایی آنها در استفاده بهینه از منابع انسانی است. مدیریت منابع انسانی به عنوان عامل مهم در موفقیت های سازمانی مطرح شده است. شرکت های چندملیتی و دیگر سازمان های بین المللی، با این چالش ها روبه رو هستند: چه نوع جاذبه ای وجود دارد تا بتوان منابع انسانی را در مفهوم جهانی آن مدیریت کرد؟ نتایج به دست آمده از ادبیات رفتاری سازمان ها در سال های اخیر، کمک زیادی در یافتن پاسخ این سؤال خواهد کرد. در واقع پاسخ را باید در نتایج تحقیقات پاول ایوانز و یویس دوز[۲۸] که در مؤسسه تجاری اینسید فرانسه مشغول فعالیت بودند، جست و جو کرد. آنها، بزرگ ترین چالش های مدیریتی سازمان های بین المللی را ایجاد موازنه بین دوگانگی های متضاد خلاصه کرده و معتقدند که سرعت تغییرات و پیچیدگی فعالیت شرکت های چندملیتی، ایجاد همزیستی بین نیروهای مخالف و متضاد را ضروری ساخته است. مدیران باید موازنه لازم را بین نیروهای متضاد سازمان های بین المللی، ایجاد کنند. آنها تأکید می کنند که این نیروها نباید به صورت دوگانه در نظر گرفته شوند بلکه بیشتر باید به عنوان نیرویی مکمل به کار گرفته شوند که به ایجاد موازنه نیاز دارند. مقایسه شخصیت انسانی، یکی از عوامل مورد استفاده و بهینه است. این نکته که شدت یکی از عوامل شخصیتی (افراطی بودن آن) غیر کارامد به نظر می رسد، در خصوص سازمان ها نیز مصداق دارد. بنابراین، سازمان ها به جای تلاش در زمینه به حداکثررسانی عواملی همچون تمرکززدایی، کار تیمی، تشریفات و غیره، باید در جست و جوی حد متوسطی از خواسته های مطلوب باشند. در واقع، چالش عمده مدیریت فرهنگ ها، ایجاد موازنه ظاهری بین ارزش ها به نحوی است که منجر به ایجاد سود شود. تحقیقات ایوانز ودوز به نحوی مشخص با تمامی مفاهیم استراتژیک مدیریت منابع انسانی بین فرهنگ ها، ارتباط دارد. علاوه بر شناخت این عوامل، دوگانگی مطرح شده هنوز وجود داشته و باید موازنه لازم بین آنها برقرار شود. بنابراین، طبیعی است که مدیریت منابع انسانی تمرکز کمتری بر عواملی همچون داشتن افراد کارامد در محل و موقعیت مناسب داشته و بیشتر به همگرایی بین واحدهای مختلف و اعطای پاداش های متفاوت در چارچوب ساختاری مشخص، توجه داشته باشد تا از این طریق، موازنه دلخواه را با وجود فرهنگ های متفاوت، ایجاد کند. ۲-۱-۳۵-حسابداری منابع انسانی[۲۹] حسابداری منابع انسانی عبارت است از شناسایی و ارزیابی منابع انسانی سازمان و گزارشگری به اشخاص ذینفع. در این تعریف سه بخش اساسی پیرامون منابع انسانی وجود دارد: شناسایی: تشخیص کمیت و کیفیت آن و تهیه آمار مناسب. ارزیابی: اندازه گیری ارزش اقتصادی و تعیین میزان مالی آن. گزارشگری : تنظیم و ارائه گزارشهای مالی مناسب در مورد آن. با توجه به نیاز مدیریت به اطـــلاعات برای تصمیمگیری، حسابداری منابع انسانی اطــــلاعاتی فــــراهم میآورد که مدیران هر چه بهتر و مفیدتر بتوانند از منابع انسانی تحت اختیارشان استفاده کنند. یکی از هدفهای عمده ی حسابداری منابع انسانی، گسترش کاربرد روش های معتبر و درخور اطمینان برای اندازه گیری ارزش منابع انسانی در سازمان است. به عارت دیگر حسابداری منابع انسانی عبارت است از معیارها و استانداردهای اندازه گیری نیروی انسانی در یک سازمان صنعتی، بازرگانی یا خدماتی با توجه به تجزیه و تحلیل کمی و کیفی اینگونه سرمایه گذاریها. به عبارت ساده تر یک موسسه صنعتی یا بازرگانی باید از ارزش سرمایه گذاری در نیروی خود آگاه باشد. همچنین بتواند نرخ بازگشت این سرمایه را نیز محاسبه کند و بداند که آیا بازده سرمایه گذاری رضایت بخش است یا نه؟حسابداری منابع انسانی در واقع کاربرد مفاهیم و روش های حسابداری در محدوده ی مدیریت نیروی انسانی است. این حسابداری معیارسنجی و گزینش هزینه و ارزشگذاری نیروی انسانی به عنوان منابع اصلی هر موسسه است. این هزینه ها، نظیر سایر هزینه ها، از بخشهای جاری و سرمایه ای _ یا به تعبیر دیگر هزینه های مستقیم و غیر مستقیم _ تشکیل می شود. هزینه منـــــابع انســــانی از دو بخش هـــزینه ی اولیه وهزینه ی جایگزینی تشکیل می شود: ۱) هزینه های اولیه: هزینه های اولیه منابع انسانی کلیه وجوهی هستند که برای تامین و پرورش نیروی انسانی مصرف می شود و شامل هزینه های گزینش نیرو، استخدام، استقرار، جهتدهی و آموزش حین خدمت، بازآموزی و آموزشهای کاربردی و تخصصی برای کسب مهارتهای لازم می شود. این تعریف در مورد سایر منابع نیز کاربرد مشابهی دارد، چرا که هزینه های اولیه کارخانجات و تجهیزات همان مبالغی هستند که برای تحصیل این منافع صرف می شود. ۲) هزینه های جایگزینی: هزینه هایی هستند که باید برای جایگزینی کارکنانی که در حال حاضر در موسسه یا واحد مشغول به کار هستند، متحمل شد. این هزینه ها به دو بخش تقسیم می شود: الف- هزینه های جایگزینی پستی یا شغلی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول ۳-۳- شاخص های پیادهسازی فرایند کسبوکار ۵۷ جدول ۳-۴- شاخص های تجزیهوتحلیل فرایند کسبوکار ۶۰ جدول ۳-۵- شاخص های فنآوری محصولات فرایند کسبوکار ۶۴ جدول ۳-۶- شاخص های سازگاری نرمافزار فرایند کسبوکار ۷۰ جدول ۳-۷- شاخص های همکاری فرایند کسبوکار ۷۳ جدول ۳-۸- شاخص های مدیریت امنیت فرایند کسبوکار ۷۶ جدول ۳-۹- شاخص های مدیریت فرم فرایند کسبوکار ۷۸ جدول ۳-۱۰- شاخص های پورتال گردش کار فرایند کسبوکار ۸۱ جدول ۳-۱۱- شاخص های نظارت و مدیریت فرایند کسبوکار ۸۵ جدول ۳-۱۲- شاخص های مستندات و گزارشگیری فرایند کسبوکار ۸۸ جدول ۳-۱۳- شاخص های قواعد فرایند کسبوکار ۹۰ جدول ۳-۱۴- شاخص های تأمینکننده فرایند کسبوکار ۹۱ جدول ۳-۱۵- شاخص های خدمات و پشتیبانی فرایند کسب و کار ۹۳ جدول ۳-۱۶- شاخص های سابقه نرمافزار فرایند کسب و کار ۹۵ جدول ۳-۱۷- ساختار شبکه عصبی مدل ارائه شده ۹۷ جدول ۳-۱۸- اطلاعات لایه ورودی شبکه ۹۸ جدول ۳-۱۹- اطلاعات لایه خروجی شبکه ۹۹ فصل چهارم جدول ۴-۱- نتایج حاصل از مقایسه نرمافزارها ۱۲۱ فصل اول کلیات تحقیق
مقدمه در سالهای اخیر، به دلیل رشد روزافزون تکنولوژی و فنآوری اطلاعات و تغییرات سریع محیطی، سازمانها و کسبوکارها با چالشهایی اساسی روبهرو شده اند، بنابراین راه هایی را جهت تطبیق خود با محیطهای پیچیده امروزی و مقابله با سایر سازمانهای رقیب، انتخاب می کنند، که آنها را در جهت برونرفت کارآمد از آن پیچیدگیها و تغییرات حمایت کنند. مدیریت فرایند کسبوکار یکی از مهمترین و کارآمدترین راه ها در جهت پشتیبانی از سازمان در برابر پویایی محیط میباشد که با استقرار سیستمهای مدیریت فرایند کسبوکار نمود پیدا می کند. سیستمهای مدیریت فرایند کسبوکار، براساس توسعه در دو حوزه فنآوری اطلاعات و کسبوکار بنیان نهاده شده است. مهمترین قسمت ها در حوزه کسبوکار، مدیریت کیفیت فراگیر و مهندسی مجدد فرایند کسبوکار است. در حوزه فنآوری اطلاعات، انواع مختلف سیستمهای اطلاعاتی مانند برنامه ریزی منابع سازمان، سیستمهای مدیریت جریان کار و سیستمهای برنامه ریزی پیشرفته بر روی سیستمهای مدیریت فرایند کسبوکار تأثیر میگذارند [۸].
 امروزه فرآیندهای کسبوکار کلید موفقیت هر سازمان هستند. بنابراین داشتن یک رویکرد مدیریت فرایند کسبوکار قوی در سازمانها حائز اهمیت است. فرآیندها در سازمانها، به سه گروه تقسیم بندی میشوند: فرایندهای اصلی، فرآیندهای حمایتی و فرآیندهای مدیریتی [۹]. سازمانها به تجربه آموختهاند که مدیریت فرایند کسبوکار، سرمایهگذاری قوی در رویارویی سریع با تغییرات محیطی است. با توجه به این که سیستم مدیریت فرایند کسبوکار بستری را فراهم میآورد تا انجام کلیه فرآیندها در سازمان به صورت خودکار درآیند، همه راهها در حال منتهی شدن به سیستم مدیریت فرایند کسبوکار به عنوان هسته اصلی سیستمهای سازمانی، جهت بهبود عملکرد کسبوکار میباشد [۱]. با رشد فنآوریها و تکنولوژیهای ابداع شده توسط بشر، امکانات سادهتر و کارآمدتری در اختیار افراد قرار گرفته است. این فنآوریهای جدید، همان فنآوری اطلاعات است که از آن به عنوان بزرگترین انقلاب در زندگی بشر یاد شده است. در سیستمهای پیشین، کنترل و گردش فرآیندهای کسبوکار داخل سازمان اکثراً دستی بود، زیرا فرهنگ فنآوری اطلاعات در بسیاری از سازمانهای کسبوکار استفاده نمیشد. اما امروزه سازمانها برای افزایش چالاکی، کاهش هزینه، معنا بخشیدن و ملموس کردن فرآیندها، درون سازمانهای کسبوکار، به سوی فنآوری اطلاعات حرکت کرده اند و سعی دارند از تکنولوژیهای مطرح استفاده نمایند [۲]. نرمافزارهای سیستمهای مدیریت فرایند کسبوکار در ایران، در مقایسه با سایر نرمافزارهای کاربردی مانند حسابداری، بسیار اندک هستند و تعداد انگشتشماری از شرکتهای ایرانی در این زمینه به صورت حرفهای فعالیت نموده اند. علت این موضوع، عمدتاً به واسطه دانش فنی و علم گستردهای است که در حوزه BPMS مورد نیاز است. اساساً، در حوزه بین المللی نیز، شرکتهای قدرتمند نرمافزاری (مانند Oracle و …) توانایی خلق سیستمهای مدیریت فرایند کسبوکار را داشته اند. امروزه، بستههای نرمافزاری در حوزه مدیریت فرایند کسب وکار توانسته است تا حد زیادی مشکلات سازمانها را برطرف و فعالیت آنها را بهینه سازد. شرکت پژوهشی فورستر اعلام کرده است: “استفاده از سیستم مدیریت فرآیندهای کسبوکار، باعث افزایش ۴۶ درصدی بهرهوری در شرکتها خواهد شد".
تعریف مسئله مدیریت فرآیندهای کسبوکار[۱](BPM) پارادیمی مدیریتی است، که هدف آن کنترل و بهبود فرآیندهای سازمانی در بستر فنآوری اطلاعات است. مدیریت فرآیندهای کسبوکار به دنبال کنترل بر چرخهی حیات فرآیندها، از زمان تعریف ومدلسازی تا زمان اجرا و بهینهسازی است. فنآوری اطلاعات نقش مهمی در پشتیبانی فنی و ابزاری از این رویکرد دارد و به مدیران سازمان کمک می کند، اجرا و مدیریت بر فرآیندها را از کانال ابزارها و سیستمهای گردش کار محقق سازند [۳]. هر فرایند کسبوکار دارای یک ساختار، ورودی، خروجی و کاربر میباشد و وظایف و عملکردهای داخلی و خارجی را شامل می شود [۱۰]. فرآیندهای موجود در سازمانها، پیچیده، پویا و دائماً در حال تغییر هستند، که به صورت نامنظمی گسترشیافتهاند و در هر سیستم و سکویی به صورتی متفاوت، محلی سازی شدهاند. سیستم مدیریت فرآیندهای کسبوکار [۲]( (BPMS، باهدف اتوماسیون گردش کار فرآیندهای سازمانی و ایجاد امکان پایش و مدیریت فرآیندها ارائه شده است. این سیستمها سعی دارند تمام چرخهی حیات فرآیندها را از زمان تعریف و مدلسازی تا زمان اجرا و بهینهسازی تحت ابزارهای مبتنی بر فنآوری اطلاعات مدیریت کنند [۳]. این موضوع اهمیت راهاندازی سیستمهای مدیریت فرایند کسبوکار را در سازمان نشان میدهد که نهتنها موجب اتوماسیون فعالیتهای درون سازمان می شود، بلکه قابلیت پایش و بهبود فرآیندها را در سازمان ایجاد می کند. مدیران در راستای سنجش و ارزیابی سازمان به طور مداوم، گلوگاهها و نقاط ضعف طراحی فرآیندها را کشف کرده و با اصلاح مستمر فرآیندهای سازمانی به منظور تطابق با تغییرات محیطی، به هدف نهایی هر کسبوکار یعنی افزایش سطح کارایی و رضایتمندی دست مییابند. از این رو، بر مبنای ارزیابی کارایی کل فرآیندهای یک سازمان، شاخصهای ارزیابی سیستمهای فرایند کسبوکار مورد توجه قرار میگیرند. در واقع سازمانها علیرغم استفاده از روشهایی نظیر: مدیریت منابع سازمان، مدیریت کیفیت، مدیریت رضایت مشتری، مدیریت زنجیره تأمین و غیره، به دلیل عدم وجود یک سیستم یکپارچه سازمانی که کل فرآیندها را در بر گیرد، دچار عدم هماهنگی فعالیتها و فرآیندها بین بخشهای مختلف میباشند و این مسئله لزوم پیادهسازی یک سیستم مدیریت فرایند کسب و کار را بیش از پیش نشان میدهد. ارزیابی سیستم پیادهسازی شده، به کمک معیارهایی انجام می شود که کل فعالیتهای درون سازمانی و برون سازمانی را پوشش دهد. در این تحقیق سعی شدهاست تا با ترکیب ایدههای نوین نظیر شبکه های عصبی از روش فراابتکاری الگوی مناسبی برای مدلسازی سیستمهای مدیریت فرایند کسب و کار ارائه شود.
سوال تحقیق مهمترین مرحله در انجام تحقیق، بیان مسئله است. سوال اصلی این تحقیق عبارت است از: نحوه انتخاب مؤثر BPMS مناسب جهت پیادهسازی در سازمان ها بر چه اساسی صورت میگیرد؟ شاخص های پایه جهت ارزیابی یک سیستم مدیریت کسبوکار در چند دسته طبقه بندی میشوند و هرکدام شامل چه زیر معیارهایی می شود؟ اهداف تحقیق نرمافزارهای مختلفی در حیطهی مدیریت فرایند کسبوکار و گردش کار و فرآیندها وجود دارند، که هر کدام ویژگیهای خاص خود را داشته و بعضاً ویژگیهای مشترکی نیز در آنها یافت میشود. این تحقیق درصدد است که با بهره گرفتن از پیشینهی نظری و تجربی موجود و ارائه یک مدل در شبکه عصبی به بررسی و تحلیل قابلیت های نرمافزارهای مرتبط با مدیریت فرایند کسبوکار بپردازد، تا بتواند بستری مناسب جهت استفاده از این نرمافزارها ایجاد نماید. ضرورت انجام این طرح به منظور تسهیل استفاده از نرمافزارها برای کاربران و سازمانهای مختلف میباشد تا بتوانند هرچه بیشتر در دنیای در حال رقابت، پویاتر گام بردارند. استفادهی بهینه از امکانات و منابع و رسیدن به بالاترین حد از عملکرد و کارایی از نتایج انجام این پروژه میباشد. لذا سازمانهایی که قصد استقرار سیستمهای مدیریت فرایند کسبوکار را دارند، با بهره گرفتن از شاخص های جمعآوری شده در این تحقیق، میتوانند با سنجش سیستم در سازمان گامی مطمئنتر بردارند.
پیشفرضهای تحقیق مدیریت فرایند کسبوکار، یک روش ساختاریافته و سیستماتیک برای تحلیل، توسعه، کنترل و مدیریت فرآیندها با هدف توسعه کیفیت محصولات و خدمات میباشد. در واقع مجموعه فرآیندهایی است که به سازمانها کمک می کنند تا کارایی کسبوکارشان را بهبود بخشند. کارایی و اثربخشی هر سازمان با اتوماتیک نمودن فرآیندهای کسبوکار بهینه میشوند. سیستم مدیریت فرایند کسبوکار، ابزاری مبتنی بر فنآوری اطلاعات میباشد که بخشی از چرخهی مدیریت فرآیندهای کسبوکار را اجرا می کنند و از تمام چرخهی عمر فرآیندهای کسب وکار پشتیبانی میکند. هدف از استقرار BPMS در یک سازمان، کاهش خطاهای انسانی ناشی از تبادل نادرست اطلاعات بین افراد و نیز سوق دادن افراد به ایفای بهینه مسئولیتهای خود میباشد. نشانگذاری مدلسازی فرایند کسبوکار[۳]، زبان نشانهگذاری و استانداری است که توانایی کافی برای مدلسازی و بیان فرآیندها را دارد. مدل نمودن فرآیندهای سازمان باعث می شود که دید بهتر و کاملتری نسبت به فرآیندها ایجاد شود. قلمرو تحقیق پژوهش مورد بررسی از نوع پژوهش توسعهای است که با تحلیل روش کار نرمافزارهای مرتبط با مدیریت فرایند کسبوکار انجام میشود. پژوهش توسعهای پژوهشی است که با هدف گسترش مرزهای دانش عمومی بشر صورت میگیرد. بنابراین هر یک از موضوعاتی که در حوزه علوم انسانی و تجربی بتواند به گسترش این علوم کمک نماید و به شرح و تبیین آن بپردازد و وجوه ناشناختهی آن را روشن کند، در حوزه تحقیقات توسعهای جای میگیرد.
محدودیتهای تحقیق هر تحقیقی بسته به ماهیت موضوع مورد پژوهش با محدودیتهایی سرکار دارد که وجود برخی از آنها گاهی می تواند اعتبار و صحت نتایج آن تحقیق را به چالش بکشد. در این تحقیق نیز محدودیتهایی وجود داشت که برخی از این محدودیتها عبارتند از: استفاده از نظرات افراد متخصص و خبره یکی از راههای صحت و اعتبار یک تحقیق میباشد. در زمینه سیستمهای مدیریت فرایند کسبوکار دسترسی به خبرگانی که با چندین نرمافزار مختلف آشنایی کامل داشته باشند و سالها در این حیطه کار کرده باشند بسیار سخت است. امید است، با انجام چنین تحقیقاتی که تاکنون به اندازه کافی به آنها پرداخته نشده است، اهمیت مدیریت فرآیندهای کسبوکار، در سازمانها بیش از پیش آشکار شود و در سالهای آتی نخبگانی در این زمینه پرورش داده شوند، چراکه کسبوکارها برای رقابت در محیط در حال توسعه خود نیاز مبرمی به این متخصصان دارند. از طرفی دیگر، به دلیل اینکه در این تحقیق سعی در بررسی نرمافزارهای خارجی است، دستیابی به خود نرمافزارها و اطلاعات آنها به طور کامل و جامع امکان پذیر نبود. چراکه بعضی از نرمافزارها به دلیل محدودیتهای موجود، به صورت رایگان قابل دانلود نبودند و در ازای مبلغ چشمگیری توسط شرکتها خریداری میشوند. بعضی از نرمافزارها، نسخه آزمایشی را در سایتهای اینترنتی خود قرار دادهاند. این نسخههای آزمایشی نیز صرفأ جهت آشنایی با محیط نرمافزار کاربرد داشتند و تمام قابلیتها را به صورت رایگان در اختیار کاربر قرار نمیدهند. بنابراین، برای دستیابی به برخی از مهمترین اطلاعات موجود در نرمافزارها از راهنمای کاربر موجود در سایت اینترنتی نرمافزارها و همچنین اطلاعاتی که در سایتها برای معرفی آنها بیان شده، استفاده شده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
می آید. پیش گیری موقعیت مدار در تلاش است با بهره گرفتن از تدابیر وضعیت محور- که جنبه غیر کیفری دارند –وضعیت های پیش از بزهکاری را تغییر دهد. این تدابیر بر موقعیت های مناسب برای ارتکاب جرم اثر میگذارند تا این طریق فرصت های مساعد بزهکاری کاهش یابد و فرایند تصمیم گیری بزهکار با تردید مواجه شود بدین سان، پیشگیری مزبور با به کارگیری اقدامات تا مساعد کننده موقعیت های پیش از بزهکاری، ایجاد اختلال در فرایند گذر از اندیشه به فعل مجرمانه را مد نظر قرار می دهند. پس باید بزهکار احتمالی را در شرایطی قرار داد که بزهکاری را فعالیتی زیان آور و بدون سود تلقی کند(نیاز پور،۱۳۸۴).
 ۲-مصون سازان آماج جرم از خطر بزه دیدگی: آماج همان هدف جرم است . این واژه موضوع بزه و وسیله یا ابزار دسترسی به آن مشخص می کند. بدین سان جسم انسان و یا اموال افراد آماج ، موضوع بزه تلقی می شوند. برای نمونه، گاهی که فردی معتاد می شود، جسم انسان آماج بزه واقع شده است. یا وقتی که افرادی را توسل به وسایل متقلبانه، مال دیگری را به دست می آورد. آماج رفتار مجرمانه مال دیگری است. آماج(موضوع بزه) به دو دسته مادی و غیر مادی تقسیم می شود. آماج مادی جسم انسان و اموال افراد و آماج غیر مادی(فکری یا معنوی) ، حیثیت افراد، کرامت بشری، خلوت زندگی خصوصاً اشخاص، آفرینش های فکری، آگاهی ها و داشته های افراد و غیره را در بر می گیرد. آماج- وسیله، وسیله هایی هستند که با گذر آنها می توان به موضوع جرم دست یافت بدین ترتیب تولید و قاچاق مواد مخدر آماج-وسیله محسوب می شود. زیرا تولید و قاچاق آن سبب می شود تا معتادین به راحتی به آن دسترسی پیدا کند(گسن۱۳۷۶ ،۶۱۷)بنابراین آماج ، هدفی است که مرتکب برای رسیدن به آن ارتکاب بزه می پردازد. پیشگیری موقعیت مدار در صدد است با ایمن سازی آماج جرم، از وقوع بزه و بزه دیده شدن هدف جرم جلوگیری کند. زیرا همه ی افراد و همه ی اموال بزه ددیه اجتمالی هستند؛ یعنی استعداد بزه دیده واقع شدن را دارند و برای ممانعت از تبدیل شدن آنها به بزه دیده واقعی، شناسایی و حمایت از آنها ضروری است(همان، ۶۱۷). ۲-۸-تقسیم بندی نوع دیگر پیشگیری جرم: ۲-۸-۱-پیشگیری از منظر زمان اجرا پیشگیری از نظر مدت زمان اجرای آن به دو نوع پیشگیری کوتاه مدت و بلند مدت تقسیم می شود. ۲-۸-۱-۱-پیشگیری کوتاه مدت پیشگیری کوتاه مدت به مجموعه راهکارهایی گفته می شود که در مدت زمان کمتری ایجاد می شود. نظیر تجهیزات پلیس و نیروی انتظامی فراهم نمودن روشنایی بیشتر خیایان ها، کوچه ها و اماکن عمومی،تدوین قوانین جزایی متناسب و بازدارنده ایجاد موسسات ممدکاری، فراهم نمودن فضاهای مناسب برای گذراندن اوقات فراغت حمایت از کودکانی که مورد اذیت و آزار و بدرفتاری خانواده قرار می گیرند. انهدام یا بستن و اماکن جرم زا ممانعت از پخش برنامه های خشونت زا در تلویزیون و… تا فرصت های وقوع انحراف یا جرم را کاهش دهد. هدف از برنامه های کوتاه مدت، اقدامات پیشگیرانه سریع و ضربتی در جهت کنترل و مهار جرایم است تا بستر و زمینه های برنامه ریزی فراهم گردد(بیات،۱۳۸۷ ،۲۷). ۲-۸-۱-۲-پیشگیری بلند مدت: پیشگیری بلند مدت به سازو کارهایی اطلاق می شود که در یک فرایند زمانی مدت دارد صورت گیرد تا در آینده فرصت های وقوع جرم را کاهش دهد از قبیل فراهم نمودن بسترهای مناسب برای دسترسی افراد به موقعیت های مناسب و کافی آموزش و پرورش، تدوین و اجرای سیاست های کلی جهت ایجاد اشتغال برای اعضای جامعه،تشکیل کلاس های آموزشی خانواده برای بالابردن مهارت های زندگی، تقویت نقش پیشگیرانه مدارس از طریق ارتقاء محتوا و کیفیت برنامه های آموزشی و تربیتی، تلاش برای کاهش شکاف اقتصادی در بین اقشار مختلف جامعه و دستیابی به عدالت اجتماعی این نوع پیشگیری ، سرمایه گذاری در راه های است که هدف آن جلوگیری از ایجاد مسائل و مشکلات است. از جمله رویکردهای پیشگیرانه بلند مدت، پیشگیری جرم از طریق توسعه ی اجتماعی می باشد استفاده از این نوع تقسیم بندی پیشگیرانه(برنامه ریزی کوتاه مدت و بلند مدت) در اماکن نظامی و انتظامی روش مناسبی می تواند باشد. اکثر کلانتری ها و پاسگاههای انتظامی از نظر زمانی در مقطع کوتاه مدت و بلند مدت برنامه ریزی می کند. کلانتری ها و پاسگاه های انتظامی برای پیشگیری از جرایم گوناگون از قبیل سرقت،مزاحمت خیابانی،شرارت،کلاهبرداری و… لازم است(با توجه به امکانات و شرایط موجود) از برنامه ریزی های بلند مدت بهره برداری نمایند(همان،۲۸). ۲-۸-۲-پیشگری کیفری و غیر کیفری: ۲-۸-۲-۱- پیشگیری کیفری: اولین واکنش که جوامع بشری در برخورد با پدیده یا بزهکاری بدان دست زدند مبارزه سرکوبگرانه بود که مدتها به عنوان تنها روش مبارزه علیه جرم تلقی می شد. توسل به کیفر و مجازات های صعب و سخت از مشخصات دیرینه سیاست کیفری جوامع برای ایجاد رعب و وحشت در افراد متسعد بزهکاری و جلوگیری ازارتکاب جرم می باشد. در تعریف پیشگیری کیفری می توان گفت«پیشگیری کیفری عبارت از مجموعه تدابیر و اقداماتی است که هدف از اعمال آن کاهش جرم و بزه ترس و ارعاب در مجرمان برای عدم تکرار جرم های بعدی، جلوگیری از مجرم شدن مجرمان بالقوه ، تادیب جامعه علی الخصوص مجرمان با هدف افزایش نظم و امنیت عمومی و فردی ، کاهش انگیزه ها و فرصت های مجرمانه در افراد جامعه، دفاع از حقوق قربانیان جرم، در چارچوب قانون می باشد» (همان،۱۳۸۷ ،۳۰) پیشگیری کیفری به دو شاخه عام و خاص تقسیم می گردد(گل محمدی ۱۳۸۵ ،۲۶). الف)پیشگیری قضائی: مطابق بند «ب» ماده یک لایحه «پیشگیری قضایی عبارت است از تدابیر و اقدام های دستگاه قضایی در خصوص اصلاح مجرمان و استفاده مناسب از قرار های تامین و ضمانت اجراها و جلب اعتماد عمومی نسبت به نهادهای عدالت کیفری»(شیری،۱۳۸۶ ،۱۹). ب)پیشگیری انتظامی: در بند «ج» ماده یک لایحه در تعریف پیشگیری انتظامی آمده است «پیشگیری انتظامی عبارت است از تدابیر و اقدام های نیروی انتظامی و سایر دستگاه هایی که به حکم قانون در این زمینه موظف هستند با هدف حمایت از شهروندان آسیب پذیر در برابر خطر وقوع جرم، افزایش آگاهی های عمومی و رائه خدمات مشاوره ای پیشگیرانه ، نظارت و مراقبت بر اماکن عمومی و مناطق جرم زا و افزایش هزینه های ارتکاب جرم(شیری،۱۳۸۶ ،۲۲). در پیشگیری انتظمی و نیز در سطح ملی و عمومی (اجتماعی) انتظار است که پلیس و نیروهای حافظ امنیت به جای مبارزه با معلول با انجام تحقیقات علمی برای ریشه یابی علت ها تلاش نمایند. در این زمینه پلیس در انجام چنین وظیفه مهمی نیازمند ابزار کار است که یکی از این ابزار ، داشتن اختیارات قانونی و سازمانی منسجم می باشد که لازم است اقدامات بنیادی اصلاح سازمانی و طراحی جدید در راستای روش های پیشگیرانه از جرم صورت پذیرد (گل محمدی ۱۳۸۴ ،۲۱). ج)پیشگیری غیر کیفری: بررسی پدیده بزهکاری و مطالعه بزهکاران، وجود رابطه را بین جرم و بزه ارتکابی و علل و عوامل موثر بدان را به اثبات می رساند. جرم شناسان می گویند: هر نوع وضعیت و موقعیت جسمانی و روانی و اجتماعی و … که می تواند در پیدایش و یا افزایش جرم نقش داشته باشد، عاملی جرم زا است. هر چند این تاثیر مطلق نمی باشد و در تمامی موارد قطعیت نام ندارد. (بیات به نقل از کی نیا ۱۳۷۶ ،۶۲) پیشگیری کیفری(رسمی و دولتی) اثرات محدود تری در پیشگیری از جرائم داشته است. لذا جرم شناسان و صاحبنظران برای پیشگیری از جرم ها فعالیت خود را بر منافع غیر رسمی و غیر کیفری متمرکز نمودند.(گل محمدی،۱۳۸۵ ،۲۸) روزنبام در کتاب پیشگیری از جرم خود می گوید: سخت گیریها و بکارگیری طبقه بندی کیفری شدید جرم ها باعث افزایش زندانیان در زندان و بازداشتگاهها گردیده است. همچنانکه هزینه های سیستم قضایی چندین میلیون دلار افزایش یافته و زندانها مکانی برای جمع کردن جوانان رنگین پوست شده است تردید کمی باقی مانده است که تفکر فعلی ما برای کنترل جرم هم پر هزینه و هم غیر منصفانه است از اوایل سال ۱۹۸۰ –متخصصین ودانشمندان زیادی بر روی این شیوه مطالعه و به طرز تفکر جدیدی در مورد کنترل جرم رسیده اند که سیستم قضایی به تنهایی نمی تواند مشکلات جرم و مواد مخدر را حل نماید(روزنبام،۱۳۸۴، ۵-۴). بر اساس چنین عقایدی پیشگیری غیر کیفری تحت عنوان پیشگیریهای جدید پایه ریزی گردید البته ظهور چنین عقایدی به این سادگی نبوده است و اندیشمندان بزرگ مکاتبی مثل فایده اجتماعی ، عدالت مطلق، کلاسیک ، تحققی،دفاع اجتماعی نوین،نئوکلاسیک نوین،دیده شناسی و… در شکل گیری این روند سهم بسزایی داشته اند . پیشگیری غیر کیفری هم به دو شاخه اجتماعی و وضعی تقسیم می شود(گل محمدی،۱۳۸۵ ،۲۸). ۲-۹-تاریخچه پیشگیری از جرم در جهان: افلاطون فیلسوف نامی یونان یکی از نخستین کسانی است که درباره مفهوم پیشگیری از جرم سخن گفته است. وی معتقد بود که از مجازات نباید به منظور انتقام گرفتن از گذشته استفاده شود، بلکه باید آتیه را از آن طریق مهیا ساخت.او اعتقاد داشت که اگر فردی دست به ارتکاب جرم زد قانون باید به وی بیاموزد که چگونه اقدام به تکرار آن جرم نکند. بعد از قرون وسطی و با تجدید حیات فرهنگی و اجتماعی در اروپا در جرم شناسی نیز تحولاتی بسیار مهم و با ارزش به وقوع پیوست. بکاریا دانشمند ایتالیایی قرن ۱۸ در کتاب معروف خود «جرم و مجازات» از زمره اولین پایه گذاران علم جرم شناسی است که تحقیقات با ارزشی در این زمینه دارد. او در اثر خود ضمن انتقاد از مجازاتهای سنگین اروپا پیشنهاد تغییر آنها را می نماید. وی در سال ۱۷۶۴ اندیشه پیگیری خاص از جرم را که مستقل از حقوق جزاست،مطرح نمود. جرم شناسی دوران علمی خود را با انتشار کتاب لمبرزو تحت عنوان «انسان بزهکار» در سال ۱۸۷۶ آغاز نمود. انریکوفری در سال ۱۸۸۱ معادل هایی را برای مجازات ها، یعنی جانشین ها یا جایگزین های کیفری که برنامه گسترده سیاست اجتماعی در مبارزه علیه جرم را تشکیل می داد، توصیف کرد(وهایی ۱۳۸۲ ،۱۴۶-۱۴۵). اولین کنگره بین المللی سازمان ملل، در پیشگیری از وقوع جرایم در سال ۱۹۵۰ تشکیل شد، در واقع در قلمرو بین المللی، سازمان ملل متحد جایگاه خاصی برای تحقیقات جرم شناسی و علی الخصوص پیشگیری از جرم قائل شده است که اهم اقدام های سازمان ملل را می توان به این شرح خلاصه کرد: برگزاری کنفرانس های منطقه ای و بین المللی،تعیین و تدوین اصول راهبرد و رهنمودها در قلمرو عدالت کیفری و پیشگیری از جرم و اصلاح مجرمان برای کشورهای عضو، نشر دست کم یک مجله تخصصی به نام نشریه بین المللی سیاست جنایی، در نهایت هدف هماهنگ سازی خط مشی های کنترل جرم و پیشگیری از آن در کشورهای عضو دنبال می نماید. تاسیس مراجع مرکزی برای انجام تحقیقات جرم شناسی از قبیل کمیسیون پیشگیری از جرم و عدالت کیفری و نیز برگزاری کنگره های ۵ ساله پیشگیری از جرم و اصلاح مجرمان و دیگر فعالیت های سازمان ملل متحد که در پیشگیری از جرم در سطح بین المللی کمک شایان نموده است در سطح منطقه ای و قاره ای می توان به عنوان نمونه به کمیته اروپایی مسائل جنایی شورای اروپا اشاره کرد. این شورا که در سال ۱۹۴۹ ایجاد شد و اکنون حدود چهل عضو دارد . فعالیت های گسترده ای را در زمینه پیشگیری از جرم در اروپا معمول داشته است. گسترش این علم(جرم شناسی) در بعد علمی آن در کشورهای انگلوساکسون برهمه دست اندرکاران علوم جنایی روشن است . به عنوان نمونه «کاندار» به گشایش موسسه ای به نام مرکز بین المللی جرم شناسی در اون زوئن ۱۹۶۹ دست زده است که در زمینه های جرم شناسی و دفاع اجتماعی و پیشگیری از جرم فعالیت پژوهشی و آموزشی دارد. در کشورهایی چون فرانسه، دولت در سال ۱۹۶۷ و ۱۹۸۲ به تشکیل کمیته های مطبوعاتی در سطحملی و کمیسیون های تحقیقاتی در سطح چند شهر مبادرت نمود که موضوع کار مبارزه علیه خشونت و پیشگیری از جرم بود(نجفی ایرند آبادی،۱۳۷۶ ،۱۱۹ -۱۱۶). ۲-۹-۱-تاریخچه پیشگیری از جرم در ایران: در سطح ایران آموزش و پژوهش در زمینه جرم شناسی و پیشگیری از جرم ابتدا در موسسات دانشگاهی عملی و سپس در مراجع اجرایی قضایی آن هم تا کنون در حد تصویب مقررات وآیین نامه ها مورد توجه قرار گرفته است. الف)اقدامات صورت گرفته در زمینه پیشگیری در موسسات دانشگاهی علمی در قبل از انقلاب: ۱-دانشگاه تهرا ن،در سال ۱۳۴۰ خورشیدی با تاسیس اولین موسسه تحقیقاتی علوم جزایی و جرم شناسی بر جنبه ی آموزشی، تحقیقاتی و مشورتی آن تاکید نموده و در بند ۳ ماده ۱ اساسنامه آن به پیدا کردن طریقه های موثر بر پیشگیری از ارتکاب جرم تاکید کرده است. همچنین در این اساسنامه مقرر شده است که در زمینه آموزشی نیز موسسه می تواند به منظور تربیت متخصصان در رشته های مختلف علوم جنایی برای کارشناسان حقوق برنامه های خاصی ترتیب بدهد و برای افسران ارتش، ژاندارمری، شهربانی و قضات نظامی، دوره های نیمساله تشکیل داده و برای آنها گواهی نامه مخصوص جرم شناسی صادر نماید(این موسسه پس از ارتکاب فرهنگی در مهر ماه ۱۳۶۲ فعالیت پژوهشی خود را دوباره آغاز کرده است). ب)اقدامات صورت گرفته در زمینه پیشگیری در مراجع اجرایی و قضایی در قبل از انقلاب: ۱-عضوت وزارت دادگستری در سال ۱۳۳۱ در جامعه بین المللی جرم شناسی و اعزام قضات عالی رتبه در همایش های بین المللی این جامعه که این عضویت ۶ ماه بعد جنبه قانونی به خود گرفت و ماده واحد لایحه قانونی عضویت دولت ایران در موسسه فوق به تصویب رسید. ۲-تدوین آیین نامه زندان ها و موسسات صنعتی و کشاورزی وابسته به زندان ها مصوب ۱۹/۴/۱۳۵۴ که با اقتیاس از قواعد حداقل سازمان ملل متحد درباره رفتار اصلاحی با زندانیان (۱۹۹۵) تنظیم و تدوین شد که در این آیین نامه به تهیه طرح های موثر در پیشگیری از وقوع جرم و تهذیب اخلاق زندانیان اشاره شده است . ۳-قانون مربوط به تشکیل دادگاه اطفال بزهکار مصوب دهم آذر ماه ۱۳۳۸ با اولویت دادن به تربیت و اصلاح اطفال و نوجوانان مجرم از مصادیق نشان دهنده بحث پیشگیری از وقوع جرایم می باشد. ج)اقدامات صورت گرفته در زمینه پیشگیری در موسسات دانشگاهی-علمی در بعد از انقلاب: ۱-فعالیت موسسه علوم جزایی و جرم شناسی وابسته به دانشگاه تهران ۲-اجباری شدن واحدهای جرم شناسی در دانشکده های حقوق ۳-برگزاری سمینارهای پراکنده جهت پیشگیری از جرم ۴-انجمن ایرانی جرم شناسی با توجه به اهمیت روز افزون نقش جرم شناسی در شناخت جرم و پیشگیری از وقوع آن در سال ۱۳۷۲ تاسیس شد تاسیس این انجمن دانشگاهی، خود یک نوآوری در کشور ما محسوب می شود(همان ،۱۲۱-۱۱۹). د)اقدامات صورت گرفته در زمینه پیشگیری در جوامع اجرایی-قضایی در بعد از انقلاب: ۱-پس از وقوع انقلاب اسلامی در نخستین اقدام، خبرگان انقلاب اسلامی در خصوص پیشگیری از جرم بند ۵ اصل ۱۵۶ قانون اساسی را تصویب کردند که به طور ناخواسته از اصول سیاست های جنایی سازمان ملل الهام گرفتند. در اجرای بند ۵ اصل ۱۵۶ قانون اساسی شورای عالی قضایی در تاریخ ۱۵/۹/۱۳۶۳ آیین نامه تاسیس مرکز مطالعات حقوقی وظایف تحت مدیریت وزیر دادگستری تصویب شد که در بند ۶ ماده ۲ مقرر شده است. ۲-مکلف کردن سازمان زندان ها به تحقیق و پژوهش در خصوص پیشگیری از وقوع جرم که صراحتاً سازمان زندان ها مکلف به تاسیس سازمانی در خصوص پیشگیری از جرم گردید،که در همان سال نیز این امر تاسیس شد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۰۳/۱۷
جمع
۱۰۰
۳-۳- روش نمونهگیری و حجم نمونه در این تحقیق از روش نمونهگیری در دسترس استفاده شدهاست که این روش جزء روشهای غیرتصادفی میباشد. و حجم نمونه، به صورت زیر تعیین شدهاست. از آن جایی که تعداد عناصر جامعه دقیقا معلوم نیست، جامعه آماری این پژوهش نامحدود تلقی میشود. برای تعیین نمونه، در صورتی که جامعه مورد نظر به حد کافی بزرگ باشد که بتوان استفاده از اصلاح جامعه محدود را غیر لازم شمرد، از فرمول زیر استفاده میشود (زمانی که N نسبت به n، بزرگ باشد (یعنی ۰۵/۰ ≥ )، اصلاح جامعه محدود را میتوان نادیده گرفت (اگر n را برابر با ۱۵۰ بگیریم و برای N هر عددی بزرگتر از ۱۰۰هزار را در این نسبت جایگذاری کنیم، حاصل کمتر از ۰۵/۰ میشود). (آذر، ۱۳۸۱)
 در این فرمول، سطح اطمینان برابر با ۹۵% و خطای اندازهگیری که دقت تخمینها را نشان میدهد برابر با ۸درصد در نظر گرفته شد. در بررسیهای اجتماعی و اقتصادی، اکثراً خطای مجاز نمونه مساوی ۰۵/۰ تا ۱/۰ مورد استفاده قرار میگیرد (منصورفر، ۱۳۷۲، ص۱۳۲) که در این تحقیق برابر با ۰۸/۰ در نظر گرفته شدهاست.[۱۵۰] همچنین به منظور حداکثر شدن حجم نمونه، مقدار p و q برابر و معادل با ۵/۰ در نظر گرفته شد. بنابراین، حجم نمونه در این تحقیق برابر با ۱۵۰ نفر در نظر گرفته شد و پرسشنامهها را توزیع کردیم تا پرسشنامههای برگشتی تکمیلشده (بدون کم و کاستی) به تعداد ۱۵۰ برسد. لازم به ذکر است از کل پرسشنامهها (۱۹۵)، بیش از ۴۵ پرسشنامه به علت ناقص بودن، کنار گذاشته شد. ۳-۴- ابزار سنجش همانطور که پیشتر نیز ذکر شد، به منظور جمع آوری اطلاعات از گردشگران از پرسشنامه استفاده گردید؛ در این بخش نحوه طراحی پرسشنامه و پایایی و روایی آن بررسی میگردد. ۳-۵- طراحی پرسشنامه در ابتدای پرسشنامه، ضمن بیان موضوع پژوهش، خاطر نشان شدهاست که آن دسته از گردشگران اروپایی که از اینترنت استفاده میکنند به تکمیل آن بپردازند؛ هر چند از آن جایی که این پرسشنامهها به صورت حضوری به گردشگران داده شده و تکمیل شدهاست، قبل از توزیع پرسشنامه از کسانی دعوت میشد که اروپایی بوده و در عین حال از اینترنت نیز استفاده میکنند. این پرسشنامه به دو بخش تقسیم شدهاست که در زیر به توضیح آنها میپردازیم. بخش اول این بخش شامل ویژگیهای جمعیتشناختی میباشد که متغیرهای آن در زیر آورده شدهاست. جنسیت سن تحصیلات تعداد دفعات دیدار از ایران کشور مبدا بخش دوم در این بخش، ابتدا تعاریفی ساده و مختصر از ۵ ابزار تبلیغات اینترنتی مورد استفاده در این سوالها، آمده است و سپس از آنها خواسته شده تا برای پاسخ به سوالهای بعدی، میزان موافقت خود را با هر جمله با انتخاب یکی از اعداد ۱ تا ۵، که ۱ = کاملا مخالفم و ۵ = کاملا موافقم، بیان کنند. ابزارهای تبلیغات اینترنتی که برای هر متغیر آورده شدهاست به شرح زیر است. بنرهای تبلیغاتی پنجرههای پاپاوت تبلیغات ویدئویی تبلیغات متنی تبلیغات ایمیل مدل مفهومی استفادهشده در این پژوهش، مدل سلسله مراتب اثرات تبلیغات لاویج و استاینر است. این مدل دارای سه مرحله است و متشکل از ۶ متغیر میباشد. متغیرهای مدل به شرح زیر میباشد که در پرسشنامه تمام آنها مورد بررسی قرار گرفتند. هر یک از سوالات مربوط به این متغیرها، در قالب جدولی به همراه با ۵ ابزار بررسی، شد که گزینههای آن، طیف ۵ گزینهای لیکرت بود. نمونهی (ترجمه شدهی) یکی از سوالات را برای متغیر دوست داشتن میتوانید در شکل ۳-۲ ببینید. آگاهی دانش (اطلاعات) دوست داشتن (جالب بودن) ترجیح قانع شدن خرید (دیدار)
۳٫ دوست داشتن
کاملا مخالفم
مخالفم
متوسط
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
حرف روی: ن حروف الحاقی: ندارد ردیف : آویخته ۷۲ - آن نــه زلــف اســت آن چـنان آویخــته سلسلــه اســــت از آســـمان آویختـــه واژگان: سلسله: زنجیر. (آنندراج) معنی و مفهوم: آن که من میبینم زلف معشوق نیست؛ بلکه زنجیری است که از آسمان آویخته شده است. آرایههای ادبی: زلف معشوق به صورت مضمر به زنجیری مانند شده که از آسمان آویخته است. ۷۳ - سلسـله گـــر بهــر عـــدل آویختنــد بهــر ظلــم اســـت او چنـــان آویختـــه معنی و مفهوم: اگر زنجیر عدل انوشیروان را برای برقراری عدالت آویخته بودند؛ زلف زنجیرگونهی او را برای ستم بر عاشقان آویختهاند.
 آرایههای ادبی: بیت تلمیحی به زنجیر عدل انوشیروان دارد. عدل و ظلم با هم تضّاد دارند. توضیحات: سلسلهی عدل: زنجیر ایوان، مقصود زنجیر ایوان کسری است که در مدائن برای دادخواهان آویخته بودند و در بارهی عدل انوشیروان گفتهاند: پس بفرمود تا سلسلهای سازند و جرسها درآویزند چنان که دست بچّهی هفت ساله بدو رسد، تا هر متظلّمی که به درگاه آید، او را به حاجبی حاجت نباشد، سلسله را بجنباند و خروش از جرسها برآید، نوشیروان بشنود و داد او بدهد، هم چنین کردند. (فرهنگ لغات به نقل از سیاست نامه) ۷۴ - حلقــهی گــوشـت چـو عیّـاران بـه حلـق زیـــر زلفـــت بیـــن نهـــان آویختــــه واژگان: عیّار: جوانمرد. (معین) معنی و مفهوم:گوشوارهای که به گوش خود آویختهای و در زیر زلفت پنهان شده است، به حلقهای میماند که عیّاران در گردن خود میآویختهاند. آرایههای ادبی: حلقهی گوش کنایه از گوشواره است. گوشوارهای که در گوش معشوق آویخته شده، به حلقهای که در گردن عیّاران آویزان بوده، مانند شده است. ۷۵ - در ســـر زلــف گنــهکـــارت نگــــر بـــیگنـــــاهــــان را روان آویختــــه معنی و مفهوم: به سر زلف گناه کار و ظالم خویش نگاه کن تا روح و روان عاشقان بی گناه را که به تارهای زلفت آویخته شده است، ببینی. آرایههای ادبی: زلف در استعارهی مکنیه از نوع تشخیص به شخصی گناه کار مانند شده که روح و روان بیگناهان را به خود آویخته است. ۷۶ - آهــوی چشــمت بــدان زنجــیر زلـــف جــــان شـــیران جـــــهان آویختــــه معنی و مفهوم: چشم زیبا و پر ناز و غمزهی همچون آهویت، به وسیلهی زلف زنجیروشت، جان دلاوران عالم را به زنجیر کشیده و اسیر خود کرده است. آرایههای ادبی: آهوی چشم و زنجیر زلف اضافهی تشبیهی هستند. نوعی عکس و وارونگی زیبا بیت را آراسته است. آهو همواره شکار شیر میشود؛ ولی در این بیت شیر شکار آهو شده است. ۷۷ - تــا سـرینـت بـا میـان در سـاخت، هسـت کــوهــی از مـــویـــی روان آویختــــه واژگان: سرین: کفل. (معین) معنی و مفهوم: ترکیب به هم پیوستهی کفل بزرگ تو به کمر باریک و موی مانندت، مانند آن است که کوهی را به تار مویی در حال حرکت آویخته باشی. آرایههای ادبی: بیت دارای لفّ و نشر مرتّب است، سرین به کوه و میان به مو مانند شده است. ۷۸ - دل کــه در بــار غمــت پیوسـت، هســت مـــویـــی از کــــوه گـــران آویختـــه معنی مفهوم: دل نحیف من در زیر بار سنگین غم عشق تو، مانند تار مویی است که آن را به کوهی سنگین آویخته باشی. آرایههای ادبی: بیت دارای لفّ و نشر مرتّب است، مو به دل و کوه به بار غم برمیگردد. ۷۹ - هـر زمــان یــاســج زنـــان صیّــادوار آیـــی از بــــازو کــــمان آویختـــــه معنی و مفهوم: همواره همچون صیّادان، در حالی که کمانت را به بازو افکندهای و تیر میاندازی، به سمت من میآیی. ۸۰ - عنبـریــن دســتارچــه گـــرد رخـــت طـــوق غبغــــب در میــــان آویختـــه واژگان: دستارچه: دستار کوچک، دستمال. (معین) غبغب: گوشت آویخته زیر زنخ که آن را طوق گلو گویند. (آنندراج) معنی و مفهوم: زلف خوشبویت را مانند دستمالی گرد رخسارت پیچیدهای و غبغب همچون طوقی در میان زلف آویخته شده است. آرایههای ادبی: عنبرین دستارچه استعاره از زلف خوش بوی معشوق است. طوق غبغب اضافهی تشبیهی است. رخ با میان ایهام تناسب ساخته است. ۸۱ - فتنـــه در فتـــراک تـــو بســته عنــان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عبارت است از ریشه دوم تعداد دفعات معاملات سهام شرکت در سال ؛ عبارت است از اندازه (لگاریتم طبیعی ارزش بازار) شرکت در سال . عبارت است از لگاریتم طبیعی قیمت سهام شرکت در سال . برای آزمون فرضیه دوم پژوهش، بر مبانی پژوهشهای فا و همکاران ( ۲۰۱۲)، های و همکاران ( ۲۰۰۹) و زیائو فنگ، ۲۰۰۶ مدل تحلیل زیر ارائه گردیده است:

که در آن: عبارت است از هزینه حقوق صاحبان سهام شرکت در سال . عبارت است از ارزش دفتری سهام شرکت در سال به ارزش بازار آن. عبارت است از لگاریتم طبیعی کل داراییهای شرکت در سال . عبارت است از اهرم مالی (نسبت کل بدهیها به کل داراییها) شرکت در سال . عبارت است از خطای باقی مانده شرکت در سال .
۱-۸- جامعه آماری، دوره زمانی و حجم نمونه پژوهش
جامعه آماری (): جامعه آماری پژوهش جاری کلیه شرکتهای تولیدی پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران است. قلمرو مکانی: مکان انجام این پژوهش بورس و اوراق بهادار تهران است. قلمرو زمانی: قلمرو زمانی تحقیق سالهای بین ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۳ را در بر میگیرد. نمونه آماری (): نمونه آماری این پژوهش برای آزمون فرضیه تحقیق، مشتمل بر شرکتهایی است که از ویژگیهای زیر همزمان برخوردار بودهاند: شرکتهای مورد نظر جزو بانکها، واسطهگری مالی، لیزینگ و شرکتهای بیمه نباشند. پایان سال مالی شرکت، منطبق بر پایان اسفند ماه باشد. شرکت تغییر سال مالی و تغییر فعالیت نداشته باشد. سهام شرکت حداقل هر سه ماه یک بار معامله شده باشد. شرکتهای مورد نظر از ابتدا تا انتهای تحقیق در عضویت بورس اوراق بهادار باشند. تمامی دادههای مورد نیاز آنها در طی سالهای ۱۳۸۹ الی ۱۳۹۳ در دسترس باشد.
۱-۹-روشهای گردآوری دادهها
برای جمع آوری اطلاعات مربوط به پژوهش به محل نگهداری صورتهای مالی در بورس اوراق بهادار مراجعه شده و اطلاعات مورد نیاز با بررسی صورتهای مالی ارائه شده و در برخی موارد با بهره گرفتن از لوح فشرده (که شامل اطلاعات صورتهای مالی و اطلاعات مربوط به روند معاملات سهام شرکتهای پذیرفتهشده در بورس میباشد) یا سایت کودال گردآوری خواهد شد.
۱-۱۰-روش تحلیل دادهها
ابتدا دادههای جمع آوری شده را در قالب بانک اطلاعاتی ذخیره کرده و سپس با انتقال این دادهها به نرم افزارهای EXCELو eviews زمینه تجزیه و تحلیل این دادهها از طریق رگرسیون و نتایج حاصل از آنها فراهم میشود.
۱-۱۱-تعریف مفاهیم و واژگان ویژه پژوهش
الف- متغیر وابسته:
عدم تقارن اطلاعاتی: در تصمیم گیری بابت انجام معاملات، عدم تقارن اطلاعاتی هنگامی بروز میکند که یکی از طرفین معامله اطلاعات بیشتر یا بهتری نسبت به طرف دیگر معامله داشته باشد. عدم تقارن اطلاعاتی عدم توازن قدرت در مبادلات را سبب خواهد شد که گاهی ممکن است سبب مبادلات اشتباه گردد (ویلسون، ۲۰۰۸). در این پژوهش برای اندازه گیری عدم تقارن اطلاعاتی از معیار شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام به شرح زیر استفاده خواهد شد (کرمیر و همکاران،۲۰۱۳):
که در آن: : عبارت است از اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام شرکت در سال ؛ : عبارت است از قیمت پیشنهادی فروش سهام؛ : عبارت است از قیمت پیشنهادی خرید سهام. شایان ذکر است که متغیر عدم تقارن اطلاعاتی در مدل اول پژوهش در نقش متغیر وابسته و در مدل دوم پژوهش در نقش متغیر مستقل میباشد. هزینه حقوق صاحبان سهام: برای کسب نتایج متقن و قابل اتکا تر بر اساس تحقیق انجام شده توسط ثقفی و دیگران (۱۳۸۹) از دو مدل زیر برای محاسبه هزینه حقوق صاحبان سهام استفاده خواهد شد: الگوی گوردن: در این الگو نرخ بازده مورد انتظار سهامداران (هزینه حقوق صاحبان سهام) به شرح زیر محاسبه میشود (ثقفی و بولو، ۱۳۸۸):
که در آن Ke، نرخ بازده مورد انتظار سهامداران؛ D1، سود سهام مورد انتظار سال آینده (که از حاصل ضرب سود سهام سال جاری در نرخ رشد g محاسبه میشود)؛ P0، قیمت سهام در ابتدای سال (اولین روز معاملاتی) و g، نرخ رشد مورد انتظار است (که بر اساس میانگین هندسی نرخ رشد فروش طی دوره مورد بررسی محاسبه میشود). الگوی قیمت گذاری داراییهای سرمایهای (CAPM): این الگو، بازده سهام را تابعی از ریسک بازار تلقی میکند و بر رابطه زیر مبتنی است:
به گونه ای که، E(ri)، بازده مورد انتظار سهام i؛ rf، نرخ بازده بدون ریسک (نرخ اوراق مشارکت)؛ E(rm)، بازده مورد انتظار بازار و βi، حساسیت تغییرات بازده سهم به تغییرات بازده بازار که برای محاسبه آن از رابطه زیر استفاده خواهد شد:
: عبارت است از کوواریانس با بازده سهام شرکت و بازده بازار، : عبارت است از واریانس بازده بازار.
ب- متغیر های مستقل:
ج- متغیر های کنترل:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
متغیرهای وابسته
ضریب مسیر
آماره t
رفتارشهروندی مدیران شعب بانک ملت ایران
۳۹/۰
**۵۳/۴
با توجه به نگاره ۴-۱۴، مقدار آماره t برابر با ۵۳/۴ بوده و حاکی از تاثیر رفتار هوش فرهنگی بر رفتارشهروندی مدیران شعب بانک ملت ایران در سطح اطمینان ۹۵ میباشد. مثبت بودن ضریب مسیر رفتار هوش فرهنگی (۳۹/۰) حاکی از آن است که رفتار هوش فرهنگی تاثیر مستقیمی بر رفتارشهروندی مدیران شعب بانک ملت ایران دارد و می توان گفت که افزایش در رفتار هوش فرهنگی سبب افزایش رفتارشهروندی مدیران شعب بانک ملت ایران می شود. بنابراین فرضیه صفر رد و فرضیه سوم پژوهش مورد پذیرش قرار میگیرد.
 ۴-۱۱- ۴ نتایج حاصل از آزمون فرضیه چهارم پژوهش هدف از آزمون در این فرضیه بررسی تاثیر استراتژی هوش فرهنگی بر رفتارشهروندی مدیران شعب بانک ملت ایران میباشد. H0. استراتژی هوش فرهنگی بر رفتارشهروندی مدیران شعب بانک ملت ایران تاثیر ندارد . H1. استراتژی هوش فرهنگی بر رفتارشهروندی مدیران شعب بانک ملت ایران تاثیر دارد. نتایج حاصل از آزمون این فرضیه در نگاره ۴-۱۲ ارائهشده است. نگاره ۴-۱۲) نتایج حاصل از آزمون فرضیه چهارم پژوهش
متغیرهای وابسته
ضریب مسیر
آماره t
رفتارشهروندی مدیران شعب بانک ملت ایران
۲۸/۰
**۶۹/۲
با توجه به نگاره ۴-۱۲، مقدار آماره t برابر با ۶۹/۲ بوده و حاکی از تاثیر استراتژی هوش فرهنگی بر رفتارشهروندی مدیران شعب بانک ملت ایران در سطح اطمینان ۹۵ میباشد. مثبت بودن ضریب مسیر استراتژی هوش فرهنگی(۲۸/۰) حاکی از آن است که استراتژی هوش فرهنگی تاثیر مستقیمی بر رفتارشهروندی مدیران شعب بانک ملت ایران دارد و می توان گفت که افزایش در استراتژی هوش فرهنگی سبب افزایش رفتارشهروندی مدیران شعب بانک ملت ایران می شود. بنابراین فرضیه صفر رد و فرضیه چهارم پژوهش مورد پذیرش قرار میگیرد. ۴-۱۲ ضرایب تعیین متغیرهای درونزای پژوهش ضرایب تعیین متغیر درونزا(وابسته) پژوهش نشان میدهد که در این مدل چند درصد قابلیت پیش بینی شدن را دارد. نگاره ۴-۱۶ ضریب تعیین متغیر درونزای پژوهش را نشان میدهد. نگاره ۴-۱۶ ضرایب تعیین متتغیرهای درونزا
متغیرهای درونزا
ضریب تعیین (R2)
رفتارشهروندی مدیران شعب بانک ملت ایران
۵۵/۰
۴-۱۳ خلاصه نتایج آزمون فرضیهها نتیجه تحلیل فرضیات نشان داده است که شاخصهای ارزیابی تناسب مدل در وضعیت مطلوبی قرار داشتند و مدل پژوهشگر برازش مناسبی داشته است. با توجه به نتایج ضریب بتای متغیرها میتوان گفت که ۱: بیشترین میزان تاثیر بین متغیرهای انگیزش هوش فرهنگی و رفتارشهروندی مدیران شعب بانک ملت ایران به صورت مثبت و به میزان ۶۳/۰ میباشد. ۲: کمترین میزان تاثیر بین استراتژی هوش فرهنگی و رفتارشهروندی مدیران شعب بانک ملت ایران به صورت مثبت و به میزان ۲۸/۰ میباشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
د) مسئولیت محصول: امنیت و سلامت مشتری: مراحل چرخه عمر که در آنها تأثیرات سلامتی و امنیت محصولات و خدمات برای بهبود ارزیابی شدهاند و درصد طبقات محصولات و خدمات اصلی که در معرض چنین فرآیندی قرار گرفتهاند.
 تعداد کل تعهدات عدم تطابق با مقررات و کدهای اختیاری مرتبط با تأثیرات سلامتی و امنیت محصولات و خدمات در طول چرخه عمر بر حسب نوع خروجیها. برچسب زنی محصولات و خدمات: نوع اطلاعات محصول و خدمت لازم بهوسیله روشها، و درصدی از محصولات و خدامت اصلی که در معرض این الزامات اطلاعاتی هستند. تعداد کل تعهدات عدم تطابق با مقررات و کدهای اختیاری مرتبط با برچسب زنی و اطلاعات محصول و خدمت، بر حسب نوع خروجیها. فعالیتهای مرتبط با رضایت مشتری، شامل نتایج پیمایش ارزیابی رضایت مشتری. ارتباطات بازاریابی: برنامههایی که برای تبعیت از قوانین، استانداردها و کدهای داوطلبانه مرتبط با ارتباطات بازاریابی هستند؛ شامل تبلیغات، ارتقاء و ضمانت[۱۵]. تعداد کل وقایع عدم تطابق با مقررات و کدهای اختیاری مرتبط با ارتباطات بازاریابی؛ شامل تبلیغات، ترفیع و حمایت، بر حسب نوع خروجی. حفظ حریم خصوصی مشتریان تعداد کل شکایتهای اثبات شده درباره شکسته شدن حریم خصوصی مشتریان و از دست رفتن دادههای مشتری. برآوردن (قبول) ارزش پولی جریمههای اساسی درباره عدم تطابق با قوانین و مقررات مرتبط با تهیه و استفاده از محصولات و خدمات. البته این روش دارای معایبی نیز میباشد: ایساکسون و استیمل در سال ۲۰۰۹ به بررسی پایداری در صنعت سیمان پرداختهاند و به این نتیجه رسیدهاند که GRI برای گزارش گیری در صنعت سیمان کافی نیست زیرا نمیتواند پاسخگوی میزان پایداری شرکت و همچنین چگونگی دستیابی سریع به پایداری باشد (Isaksson and Steimle, 2009). در روش GRI به نیازهای مشتری توجه کافی نشده است و این مورد میتواند به عنوان مثال با در نظر گرفتن مفهوم هزینه کیفیت پایین در گزارشهای پایداری بهبود یابد (Isaksson and Steimle, 2009). اندازه گیری این شاخصها ساده نیست و هیچ راهنمایی برای انتخاب بین شاخصها وجود ندارد (Veleva, Ellenbecker, 2000). این شاخصها بیشتر به درد سطح پایین یعنی سطح عملیاتی و پروژهای میخورند (Labuschagne et al. 2005). با مرور انجام شده روی ادبیات، روشهای زیر به عنوان روشهای ارزیابی پایداری مشخص شدند: جدول ۸-۲: روشهای ارزیابی پایداری (گرداوری شده توسط محقق)
| روش |
توضیح |
رفرنس |
| CVM[16] (روش ارزیابی مشروط) |
این روش در سال ۱۹۴۷ توسط وانتراپ[۱۷] معرفی شد. مبنای این روش، تخمین مازاد مصرف کننده برای کالای جهانگردی ارائه شده با اکوسیستم است (Lee and Han, ۲۰۰۲). در نتیجه در این روش افراد میزان تمایل خود به پرداخت مبلغی برای استفاده از کالای زیست محیطی را بیان مینمایند. در این روش از ارزیابی به شدت ذهنی استفاده میکند. این روش فقط به جنبه مالی توجه میکند. |
Gasparatos et al (2008) |
| روش CBA[18] |
این روش در سال ۱۹۹۷ توسط کستانزا[۱۹] ارائه شده است. تجزیه و تحلیل هزینه منفعت، استفاده از منابع را توجیه مىکند. کارشناسان تلاش مىکنند با بهرهگیرى از این تکنیک مشخص کنند که آیا هزینههاى تولید (نیروى انسانی، زمین، …) با توجه به منافعى که پیشبینى مىشود، معقول و توجیهپذیر هستند. (روش تحلیل هزینه-منفعت) از مفهوم کفایت اقتصادی بهره میگیرد و از مفهوم نرخ تنزیل و NPV بهره میگیرد و به دلیل استفاده از نرخ تنزیل به آن انتقاد میشود زیرا راجع به میزان نرخ تنزیل توافق وجود ندارد. این روش فقط به جنبه مالی توجه میکند. |
Gasparatos et al (2008) |
| ISEW[20] (شاخص رفاه اقتصادی پایدار) |
در سال ۱۹۸۹ توسط دالی[۲۱] و کوب[۲۲] ارائه شده است. به دنبال حداکثرسازی رفاه اقشار مختلف بهوسیله موازنه بین کمیتهای مالی مختلف است. این روش در حد آکادمیک باقی مانده است. دلایل آن عبارتاند از: ۱- بیشتر به درد اثر رفاه ناشی از سیاستها و پروژههای بزرگ که دارای تأثیر حتمی روی رفاه جامعه هستند میخورد ۲- نمیتواند پیش بینی تأثیرات پروژهها را کمی کند. این روش فقط به جنبه مالی توجه میکند. |
Gasparatos et al (2008) |
| امرژی[۲۳] |
این روش توسط ساینسمن[۲۴] و اودوم[۲۵] در دهه ۱۹۸۰ مطرح شده است. انرژی موجود از یک نوع که قبلاً به صورت مستقیم یا غیرمستقیم برای ساخت یک خدمت یا محصول مصرف شده است و واحد آن Emjoul (ej) است. در نتیجه محتوای امرژی یک محصول یا خدمت میتواند به عنوان سنجه پایداری و یا فشار روی محیط در نظر گرفته شود. |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عکس ۴-۶۲ نمایی از فرسایش شیاری در حوضه ی امامزاده ابراهیم ۴-۱۸-۱۰-۳ فرسایش خندقی این نوع فرسایش در حوضه قابل توجه نیست. به علت پوشش جنگلی میزان و گستردگی این شکل از فرسایش نسبت به فرسایش های شیاری و سطحی بسیار کمتر است. از مهمترین دلایل به وجود آمدن فرسایش خندقی در منطقه یخ بستن و ذوب متناوب برف، وجود سازندهای حساس و چرای مفرط در این اراضی است. از اقدامات اجرایی و اساسی برای جلوگیری از گسترش گالیها می توان به موارد ذیل اشاره نمود:
 - محافظت از خاک حاصلخیز و تثبیت زمینهایی که بر روی آنها کشاورزی صورت می گیرد۰ - انحراف آبهای سطحی در بالادست حوضه۰ - کنترل چرا، کشت مجدد گیاهان در زمینهای بدون پوشش علفی۰ - تثبیت فوری فرسایش های سطحی و شیاری۰ - حفظ و نفوذ آبهای سطحی از طریق سدهای چپری، سازه های تثبیت شیب ۰ - افزایش ضریب زبری آبراهه از طریق استقرار پوشش گیاهی و کشت درختچه ها در بستر گالیها۰ بطور کلی برای مهار و جلوگیری از گسترش فرسایش خندقی انجام هماهنگ و توام عملیات بیولوژیکی، مدیریتی و سازه ای امکان پذیر است۰این نوع فرسایش در اطراف روستای امامزاده ابراهیم بدلیل وجود ساخت و ساز بیشتر شده است. عکس ۴-۶۳ نمایی از یک فرسایش خندقی در ارتفاعات حوضه امامزاده ابراهیم ۴-۱۸-۱۰–۴ فرسایش آبراهه ای منظور از فرسایش آبراهه ای، تخریب کف و کناره های آبراهه است. آبراهه ها زهکش های طبیعی یک حوضه هستند که جریانهای حاصل از بارندگی و ذوب برف همراه با بار ناخالصی از فرسایش اراضی بالادست و آبراهه ها را در مسیر رودخانه اصلی تخلیه می نمایند. این نوع فرسایش درمنطقه زیاد رایج نیست و این امر درقسمتهای شمالی (مراتع بالا دست) به علت پوشش مرتعی و شیب تند آبراهه ها و عرصه این نوع فرسایش در منطقه دیده میشود و در سایر قسمتها بخاطر وجود پوشش نسبتا متراکم جنگلی و ضریب زبری بالای آبراهه ها مقدار این نوع فرسایش در منطقه دیده نمی شود یا مقدار آن بسیار کم است. این نوع فرسایش غالبا بر اثر ذوب برف که موجب افزایش گل آلودگی آبها می شود به وقوع می پیوندد. البته رگبارهای شدید و کوتاه مدت نیز درپیشبرد این نوع فرسایش بی تاثیر نیست. عکس ۴-۶۴ نمایی از فرسایش کنار رودخانه ای در اطراف سلمرز برای مهار فرسایش های کناری کشت نهال در روی دیواره های رودخانه از روش های موثر است. برای کشت گیاهان در روی دیواره آبراهه ها باید کناره های آبراهه را صاف نمود و به آنها شیب ملایمی بدهند. در مرحله بعدی احداث سدهای گابیونی در صورت مناسب بودن شرایط می تواند گزینه دوم باشد که مکمل راه حل اول است۰به خاطر کاهش هزینه ها و جلوگیری از ریزش های کناره ای آبراهه در بازه های کوتاه، روش های حفاظتی دیواره ها، کاربرد بهتری خواهند داشت و این امر بوسیله پوشش گیاهی عملی هستند. در اکثر مناطق حوضه بعداز خانه بهداشت لاسک این نوع فرسایش در اطراف رودخانه اصلی دیده می شود. عکس ۴-۶۵ نمایی از فرسایش آبراهه ای در رودخانه اصلی و عملیات آبخیزداری ۴-۱۸-۱۰- ۵ فرسایش توده ای این نوع فرسایش بخاطر رطوبت زیاد مقاومت نسبی کم سنگها و شیب بوجود می آید. این نوع فرسایش بطور پراکنده در قسمتهای جنگلی و مرتعی روستای امامزاده ابراهیم و بعد از روستای لاسک دیده می شود. بطور کلی حوضه امامزاده ابراهیم از نظر فرسایش دو شکل مختلف را دارابوده ودر آن اشکال مختلف فرسایشی مشاهده می گردد. در اراضی بالادست حوضه ودر ارتفاعات برخلاف حوضه های دیگر بدلیل وجود روستای امامزاده ابراهیم و امامزاده پوشش بکر جنگلی جای خود را به مغازه ها و دیگر تاسیسات داده است. معمولا مقدار فرسایش زیاد بوده وعمدتا نوع فرسایش نیز نسبت به اراضی جلگه ای و کوهپایهای فرق می کند. اگر چه در این حوضه بدلیل وجود روستاهای دیگردر حاشیه رودخانه و از ارتفاع ۴۵۰ متری بدلیل تغییرات کاربری و استفاده از جنگل برای امرار معاش و سوخت مصرفی مقدار فرسایش بیشتر شده است. چون وجود اقامتگاههای فصلی و کافه های بین راهی خود با همراه با بریدن درختان جنگلی وشرایط میکروکلیمایی خاص منطقه بتدریج سطح رویی خاک را از بین برده و فرسایش بیشتر شده است. شکل حوضه نشان می دهد که بیشترین مناطق مسکونی در اطراف رودخانه بوده و لذا پوشش گیاهی محدوده بدلیل فوق از بین رفته و این مناطق دستخوش خطر سیل میباشند اگر چه نسبت انشعاب حوضه امامزاده ابراهیم معمولی بوده و سیل خیز نیست. ولی با توجه به تغییر کاربری این امکان وجود دارد که در مواقع بارندگیهای شدید اطراف رودخانه مورد هجوم سیل قرار گیرند. بخصوص در روستای چوبر در مواقع بارندگی پل ارتباطی این روستا به زیر آب رفته و کلیه ورود وخروج این روستا وروستاهای دیگر قطع میگردد. همچنین در اراضی جلگه ای بدلیل وجود مناطق روستایی و جمعیت زیاد این روند تغییرات بیشتر شده تا جایی که بستر رودخانه در مواقع پر آبی بسیار عریض بوده و رسوبات آبرفتی زیادی بجای میگذارد. مهمترین نوع فرسایش در حوضه امامزاده ابراهیم فرسایش کنار رودخانه ای بوده که در اکثر نقاط رودخانه اصلی بچشم می خورد این فرسایش در سمت راست رودخانه بیشتر می باشد. ازجمله فرسایش توده ای میتوان در مناطقی بیشتر دیدکه برخی از کاربریها جای خود را به کاربری های جدید داده و در واقع در برخی قسمتها اراضی جنگلی جای خود را به باغات چای داده و با توجه به عدم مطالعه برروی شیب بتدریج فرسایش توده ای در مناطقی که دارای سازندهای سست بوده همراه با بارندگیهای زیاد فراوان دیده میشود. عکس ۴-۶۶ نمایی از اشکال فرسایش در روی دامنه ۴-۱۹ لغزش از دیدگاه زمین شناسی به حرکت توده ای بزرگ سنگ و خاک، زمین لغزش گفته می شود در این حرکات توده مورد نظر به صورت ناگهانی یا بطور بطنی از مکان اصلی خود جدا شده و بر روی سطح شیبدار میلغزد. برای رخ دادن زمین لغزش سه شرط لازم است. - شیب باید به اندازه کافی تند باشد تا توده ی خاک بتواند بلغزد - در عمق خاک یک لایه غیر قابل نفوذ یا نفوذ پذیری کم وجود داشته باشد. - در لایه سطحی خاک آب به مقدار کافی وجود داشته باشد. سرعت لغزش به درجه شیب زمین و جنس لایه های زیرین بستگی دارد. هرچه شیب زمین بیشتر باشد عمل لغزش سریعتر خواهد بود و اگر لایه غیر قابل نفوذ زیرین رسی باشد عمل لغزش سریعتر انجام خواهد گرفت. با نگاه به حوادث غیرمترقبه نشان میدهد که زمین لغزش پس از زلزله مهمترین عامل خسارت است. این پدیده بدلیل شرایط خاص زمین شناسی، توپوگرافی و آب و هوایی هر ساله در نقاط مختلف کشورمان خسارات قابل توجهی ایجاد می کند. در واقع عدم توجه به موضوع پایداری شیبها سبب شده است که بدنبال بارندگیهای بهاری، وقوع زلزله و غیره لغزش هایی اتفاق بیافتد. در حوضه امامزاده ابراهیم بیشترین لغزش ها در شیب های ۶۰ تا ۸۰ درصد و ۳۰ تا ۶۰ درصد رخ داده است. همچنین از نظر پوشش گیاهی در پوشش های جنگلی انبوه با ۷۰ تا ۱۰۰ درصد مشاهده می شوند و از نظر جهت این لغزشها در جهات جنوبی تر که آفتابگیرتر نیز می باشند اتفاق افتاده است. و جهات جنوبی تر بدلیل برخورداری از ساعات آفتابی بیشتر خشکتر از جهات شمالی اند به همین دلیل تنوع گونه های گیاهی در جهات یکسان نیست ضمن آنکه پوشش گیاهی در جهات جنوبی و شرقی بیشتر تحت تاثیر عوامل مخرب طبیعی و یا تغییر کاربری زمین توسط عوامل انسانی قرار می گیرد. به نظر می رسد که این تغییر می تواند روند کاهش اثرات موثر پوشش گیاهی در بروز لغزش را بیشتر نماید بطوریکه جهت رو به جنوب عمدتا به دلایلی که ذکر شد نسبت به جهات شمالی از غنای گیاهی کمتری برخوردار است. در بازدید های میدانی به عمل آمده بیشترین عنصر مورد تهدید جنگل بوده است و عناصر دیگر نیز مانند اراضی کشاورزی و راه ارتباطی نیز مورد تهدید این پدیده می باشد. البته نوع بهره برداری اهالی در این مناطق از عوامل تشدید کننده لغزش زمین بوده است که اراضی مجاور مورد تهاجم انسان قرار می گیرد و تغییر کاربری اراضی توسط روستاییان در از بین بردن جنگل و تبدیل آن به چراگاهها و یا تبدیل آنها به باغات از آن جمله هستند. عکس ۴-۶۷ لغزش دامنه در حوالی بابا رکاب کنار راه ارتباطی . در این حوضه روستاهای گذر گاهی به امامزاده و تاسیات مرتبط با این ساخت و سازها و عریض نمودن راه ارتباطی بدلیل رفت و آمدهای زیاد زائین به این امامزاده این عمل تشدید شده و نسبت به مناطق دیگر بیشتر می باشد. عکس ۴-۶۸ لغزش دامنه در روستای سلمرز کنار راه ارتباطی ۴-۱۹-۱- زمین شناسی و لغزش بررسی های انجام شده بر روی نقشه زمین شناسی و پراکنش لغزش نشان می دهد. که بیشترین لغزشها برروی سازندهای آهک ماسه ای با پایه ولکانیکی، آندزیت، شیست و گنیس روی داده است که این سنگها در مقابل فرسایش دارای درجه حساسیت زیاد و متوسط می باشند. هم چنین لغزش برروی سنگهای آذر آواری توفی همراه با سنگهای آتشفشانی و آهک ناخالص در حوضه گسترش دارند. و دارای فرسایش متوسط تا شدید می باشند و در نهشته های آبرفتی کمتر دیده می شوند. عکس ۴-۶۹ لغزش زمین ۴-۱۹-۲ لغزش زمین و لیتولوژی زمانی که رودخانه وارد دشتهای رسوبی با شیب ملایم ۵/۰ تا ۳ درصد می شود این ناحیه برای کشاورزی مناسب بوده و در قسمتهای بالادست این واحداراضی در حاشیه رودخانه دارای خاکی نسبتا عمیق ۸۰-۰ سانتی متر در سطح که دارای بافت سنگین همراه با کمی درز و شکاف می باشد. قرار دارد. عامل لیتولوژی شامل شناسایی نوع سنگ مادر، میزان هوازدگی و نوع ماده ی پرکننده درزها می باشد. از میان عوامل لیتولوژی شناسایی سازند منطقه مورد مطالعه از لحاظ سختی و سستی دارای اهمیت فوق العاده ای در شناسایی نقاط زمین لغزش است بدین ترتیب در حوضه ی امامزاده ابراهیم سازندهای سست، دارای شرایط و استعداد فوق العاده ای در ایجاد زمین لغزش می باشند. عکس ۴-۷۰ لغزش دامنه پایین در طی زمانی دور ۴-۱۹-۳ لغزش و پراکندگی آنها در آبراهه ها با بررسی های انجام شده و مطالعات میدانی بیشترین زمین لغزشها در کنار راه های ارتباطی اصلی و همچنین رودخانه اصلی اتفاق افتاده است و علت این امر می تواند نفوذ آب به زمینهای کنار آبراهه ها و جذب آب توسط این خاکها و در نتیجه افزایش وزن خاک و پیدایش لغزش باشد. عکس زیر پل ارتباطی چوبر به امامزاده ابراهیم را نشان می دهد که در مواقع بارندگیهای شدید به زیر آب رفته و کلیه ارتباطات به شهرها و روستاهای دیگر قطع می گردد. عکس ۴-۷۱ نمایی از لغزش دامنه ای در کنار راه اصلی در حوالی لاسک ۴-۱۹-۴ لغزش و توپوگرافی با نگاه به نقشه توپو گرافی مقیاس ۱:۲۵۰۰۰ محدوده مورد نظر بیشترین لغزشها در ارتفاعات پایین ۳۰۰ متر رخ داده و نشان دهنده این است که در مناطق پایین دست که جنگل توسط روستاییان بهره برداری می شود و تغییر کاربری اراضی صورت گرفته است پدیده لغزشها بروز بیشتری دارد. به نظر می رسد علت این امر به نوع اقلیم این مناطق و همچنین ریزش باران در ارتفاعات پایین که بصورت باران و در ارتفاعات بالا بصورت برف می باشد تاثیر داردو همچنین تغییر کاربری توسط اهالی در این مناطق بیشتر از ارتفاعات میباشد. عکس ۴-۷۲ نمونه ای از لغزش در کنار راه ارتباطی با ارتفاع بالا بنابراین یکی از موانع حوضه، لغزش زمین میباشد که عامل مهمی در از بین بردن حاصلخیزی زمین و ایجاد مانع برای کشت مکرر است. در حوضه امام زاده ابراهیم مخصوصاً در روستاهای کوهپایهای زمین دچار رانش و لغزش شده است. الف) عوامل طبیعی که سبب لغزش و رانش زمین میشوند. وجود یک شیب کافی برای لغزش وجود قشری با نفوذ پذیری کم در عمق خاک وجودآب کافی برای اشباع قسمتی از خاک که بافاصله روی قشر کم نفوذ قرار دارد وجود تشکیلات حساس به لغزش از قبیل سیل، مارن، ماسه و رس ب) عوامل انسانی ۱- قطع درختان ۲- تخریب جنگل ها و تبدیل اراضی جنگل به باغات چای و توت ۳- ایجاد تغییرات ساختار بر روی زمینها که بدون توجه به موقعیت توپوگرافی و شرایط ساختن راه – کانالها – معادن و غیره می باشد. ۴-۲۰ ریزش جدا شدن مواد از دیواره دامنه و ریختن آنها به پای دامنه ها به صورت غلطیدن، جهیدن یا سقوط کردن آنرا ریزش می گویند. ریزش بیشتر در دامنه های قائم یا نزدیک به قائم صورت می گیرد. بطورکلی اگر طبقات سخت و نرم به طور متناوب قرار گرفته باشد. درنتیجه از بین رفتن قسمت نرم، قسمتهای زیرین طبقه سخت خالی شده و در نتیجه ریزش سریع توده فراهم می شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
1-5- فرضهای سادهکننده تحقیق
در این تحقیق فرضهای زیر درنظر گرفته شده است: - در منطقه مورد مطالعه فرض شده است امکان عدم تأمین نیاز شرب و صنعت در طی تمام زمان برنامه ریزی وجود ندارد. لذا تأمین نیاز این دو بخش به صورت صد در صد صورت پذیرفته است. - روستاهای حقابهبر، به منظور مدیریت تخصیص آب، گروهبندی شده اند و در نهایت چهار آببر به عنوان آببر کشاورزی درنظر گرفته شده است. - فرض گردیده است مخزن سد به صورت یک تانک با اختلاط کامل عمل می کند.
1-6- نوآوریهای تحقیق
نوآوریهای این تحقیق در زمینه مدلسازی تخصیص آب به صورت زیر قابل بیان است: 1- مدلسازی کمی و کیفی سیستمهای رودخانه-مخزن با لحاظ سه شاخص پایداری، عدالت و بهرهوری. 2- بازتوزیع منافع حاصل از تخصیص کمی و کیفی با تدوین مدل بازی همکارانه FVLC 3- به کارگیری شاخص SPI[8] جهت سناریوسازی در روند تحلیل سناریوها 4- تدوین مدل بهینهسازی سناریویی تخصیص کمی وکیفی آب
1-7- ساختار پایان نامه
این پایاننامه در چهارچوب هفت فصل ارائه شده است. در فصل حاضر کلیات مرتبط با پایاننامه مورد بررسی قرار گرفته است. در فصل بعد مروری بر کارهای پیشین و تحقیقات صورت گرفته در زمینه تخصیص کمی وکیفی آب و به کارگیری تئوری بازیها در تخصیص منابع آب انجام گرفته است. نحوه عملکرد نرمافزارها و روشهای به کار گرفته شده در روند مدلسازی، در فصل سوم ارائه شده است. در این تحقیق مورد مطالعاتی جهت ارزیابی مدل ارائه شده، حوضه رودخانه رودبال میباشد. مشخصات محدوده مذکور در فصل چهار مورد بررسی قرار گرفته است. ساختار مدل به کار گرفته شده و نتایج حاصل از کارگیری مدل در منطقه مورد مطالعه به ترتیب در فصل پنج و شش تشریح شده است. در نهایت در فصل هفتم نیز نتیجه گیری و پیشنهادات برای ادامه تحقیق ارائه شده است.
 فصل دوم مرور پیشینه مطالعات
2-1- مقدمه
کاهش منابع آبی در دسترس با کیفیت مطلوب از یک سو و افزایش نیازهای آبی از سوی دیگر، لزوم مدیریت همزمان کمی و کیفی بیش از پیش، توجه محققان و سیاستگزاران بخش آب را به خود جلب کرده است. در این بین توسعه پایدار با لحاظ توأمان خصوصیات اقتصادی و زیستمحیطی با لحاظ محدودیتهای موجود می تواند به عنوان مبنای معتبری برای تصمیمگیری در مورد تخصیص منابع آب در نظر گرفته شده است. با توجه به کمبود منابع آبی و وجود تصمیمگیرندگان و ذینفعان متعدد در یک حوضه آبریز، تخصیص منابع آب موضوع حساس و پیچیدهای میباشد و تاکنون مطالعات زیادی در این زمینه انجام گرفته است. در برخی از مطالعات موجود، تخصیص تلفیقی منابع آب سطحی و زیرزمینی و تئوری بازیها برای حل مشکلات یاد شده در خصوص تخصیص منابع آبی به کار گرفته شده است، البته باید در نظر داشت که علاوه بر این مشکلات، عدمقطعیتهای تأثیرگذار در تخصیص نیز به خودی خود بر اهمیت و حساسیت مسأله می افزایند. با توجه به اهداف تحقیق پیش رو برخی از مطالعات و تحقیقات گذشته در زمینه تخصیص منابع آبی در دو بخش زیر آورده شده است : - مدیریت تخصیص کمی و کیفی منابع آب در حوضه آبریز - به کارگیری تئوری بازیها در مدیریت کمی و کیفی منابع آب
2-2- پیشینه مطالعات در زمینه مدیریت منابع آب در حوضه آبریز
نخستين مطالعات در زمينه مدلهای تخصيص آب از دهه 1950 آغاز شد و از سال 1960 تا 1970 پيشرفتهاي بسيار زيادی کرد. محققين زيادي، مدلسازی کيفي آب را در کنار لحاظ کميت آب، در تخصيص آب ضروری دانستهاند. دليل اين امر، لزوم توجه به توسعه پايدار با حداقل اثرات منفي روي منابع آبي بوده است (Griggn and Brgson, 1972). در ادامه برخی از مطالعات در زمینه مدیریت کمی و کیفی منابع آب آورده شده است. Tang (1995) مدلی جهت تخصیص بهینه منابع آب در حوضه رودخانه ارائه داد. ایشان برای حل مدل خود از روش LHDP[9] استفاده نمود. مدل پیشنهادی در حوضه رودخانه زرد چین مورد ارزیابی قرار گرفت. در این تحقیق مدیریت کیفی و عدمقطعیت مورد بررسی قرار نگرفت. Takyi and Lence (1999) به منظور تخصیص کمی و کیفی از آب رودخانه، يك مدل بهينهسازي چندهدفه را بر مبناي روش برنامهريزي با محدوديتهاي شانسي[10] تدوين نمودند. در اين تحقيق، ايشان از مدل شبكههاي عصبي مصنوعي به منظور كاهش زمان محاسبات مدل غيرفصلي خود استفاده كردند. De Azevedo et al. (2000) برای مدلسازی کمی و کيفی آب در رودخانه و مخزن از دو مدل MODSIM و QUAL2E-UNCAS استفاده کردند. همچنين در اين پژوهش، تحليل عدم قطعيت پارامترهای مدل نيز صورت پذيرفته است. ايشان، مدل پيشنهادي خود را در حوضه رودخانه Piracicaba در برزيل بهکار بردند. نتايج حاصل از اين پژوهش، نشان داد که میتوان با افزايش راندمان تصفيه فاضلابها و همچنين افزايش جريان آب در رودخانه، مشکل کيفيت نامناسب آب در رودخانهها را حل نمود. Dai et al. (2001) برای اولين بار، مدل قطعی MODSIMQ را براي تخصيص همزمان کمی و کيفی آب ارائه نمودند. اين مدل، شبکه جريان را همانند MODSIM، مدلکرده ولی با افزودن محدوديتهای کيفی، مدلسازی کيفيت آب را نيز انجام میدهد. ايشان اين مدل را در حوضه رودخانه Arkansas در Colorado آمريكا بهکار بردند. نتايج حاصل از سناريوهای مختلف مديريتي نشان میدهد که در صورت استفاده صحيح از منابع سطحی و زيرزمينی و همچنين کنترل شوری، مشکل تأمين آب در اين حوضه برطرف میشود. همان طور که اشاره شد در این مدل عدمقطعیتها درنظر گرفته نشده است. Cai et al. (2003) مدلی غیرخطی جهت تخصیص کمی وکیفی منابع آب ارائه دادند. در این مدلسازی سعی شد تخصیص آب به تقاضاهای کشاورزی و دیگر تقاضاها بنحوی بهینه گردد که سود اقتصادی ذینفعان بیشینه شده و به نیاز زیستمحیطی نیز پاسخ داده شود. ایشان مدل پیشنهادی خود را در تخصیص منابع آب حوضه دریای آرال به کار بردند. در این مدل عدمقطعیت لحاظ نشده است. Kerachian and Karamouz (2007) مدل استوکستیک جهت تخصیص کمی و کیفی در سیستم مخزن-رودخانه ارائه دادند. ایشان در مدل خود عدمقطعیت مربوط به آورد رودخانه را نیز درنظر گرفتند. Shourian et al. (2008) با بهره گرفتن از ترکیب مدل شبیهسازی سیستمهای آبی مُدسیم و الگوریتم تکاملیPSO[11] ، قابلیت بهینهسازی چند-دورهای را به مدل شبیهسازی برای کاربرد در تحلیل سیستم آبی حوضه آبریز سیروان افزودهاند. این مدل ترکیبی برای طراحی حجم مخازن سدها و ظرفیت سیستم انتقال آب در حوضه آبریز سیروان با هدف بیشینهسازی سود حاصل از تخصیص آب با احتساب هزینه ساخت سد و سیستم انتقال برای تخصیص دهنده آب به کار گرفته شده است. آنها به وسیلهی این مدل سناریوهای مختلف انتقال آب از حوضه آبریز سیروان به حوضههای مجاور، و ابعاد حجم مخازن و سازههای انتقال آب را برای هر سناریو با هدف بیشینهسازی سود حاصل از تخصیص آب را مورد بررسی قرار دادهاند. Zhang et al. (2010) مدلي قطعی براي تخصيص همزمان کمی و کيفی آب ارائه دادند. در اين مدل، انتقال آلودگی و فرآيند چرخه هيدرولوژيکی در حوضه رودخانه لحاظ شده است. ايشان مدل پيشنهادي خود را در حوضه رودخانه Jiojiang در چين بهكار بردند. در این پژوهش عدمقطعیت بررسی نشده است. Paredes et al. (2010) يک مدل قطعی کمی و کيفی را به منظور تخصيص آب در سطح حوضه آبريز ارائه نمودند. آنها جهت مدلسازی کمی از مدل SIMGES که توسط اندرو و همکارانش[12] در سال 1992 ارائه شد، بهره جستند و مدلسازی کیفی را براساس مدل GESCAL، ارائه شده توسط پاردس و همکارانش[13] در سال 2007، انجام دادند. تابع هدف مدل بهينهسازی تدوينشده توسط ايشان، یک تابع اقتصادی و به صورت حداقلکردن هزينه تأمين آب بوده است. ایشان، مدل خود را در حوضه رودخانه Jucarدر اسپانيا مورد ارزيابي قرار دادند. Zhou et al. (2011) روش برنامهريزی غيرقطعی فاکتوريل را برای مديريت منابع آب با لحاظ عدمقطعيتها ارائه نمودند. چارچوب کلی برنامهريزی غيرقطعی فاکتوريل در اين تحقيق، از تلفيق تحليل فاکتوريل و برنامهريزی بازهای دو مرحلهای تشکيل میشود. در اين تحقيق، كيفيت آب لحاظ نگرديده و اثرات برقراري همكاري بين آببرهاي مختلف در تخصيص بررسي نشده است. در ضمن این مدل، در صورت افزایش تعداد پارامترهای غیرقطعی پاسخگو نیست. Nikoo et al. (2012a) يک روش جديد غير قطعي برای تخصيص همزمان آب و بارآلودگی در رودخانهها ارائه نمودند. ايشان از يک مدل بهينهسازي بازهاي غيرخطی برای لحاظ عدمقطعيت ورودیها و پارامترهای مدل تخصيص استفاده کردند. در اين مدل، عدم قطعيتهای موجود در نياز آبي و آب قابل دسترس ماهانه و همچنين اثرات زيستمحيطی و اقتصادی تخصيص آب در بخش کشاورزی لحاظ شده است. برای نشان دادن قابليت اجرا و کارايي مدل، اين مدل در رودخانه دز بهکار برده شده است. در اين تحقيق، تنها بار آلودگي شاخص كل جامدات محلول در نظر گرفته شده است و مدل براي چند بار آلودگي توسعه داده نشده است. Nikoo et al. (2013a) روندی جدید براساس منطق فازی با در نظر گرفتن عدمقطعیتهای مرتبط با تخصیص آب و بار آلودگی ارائه دادند. در این مدلسازی کیفیت و مقدار زهآب ناشی از کشاورزی و سود ناشی از تخصیص آب به نیاز کشاورزی مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش جهت تخصیص عادلانه منابع آب از رویکرد بازی همکارانه فازی استفاده شده است. این مدل در رودخانه دز ارزیابی شده است. Nikoo et al. (2013b) مدلی جهت تخصیص بهینه از رودخانه و مخزن در حوضه آبریز ارائه دادند. ایشان در تحقیق خود از روش بازهای غیرخطی جهت کمینه کردن کمبود در تأمین نیازها استفاده نمودند. در این مدل کیفیت آب و عدمقطعیت در نیازها نیز درنظرگرفته شده است. در این تحقیق مدل پیشنهادی در حوضه آبریز زایندهرود به کار گرفته شد ونتایج حاکی از آن است که در شرایط خشکسالی که مقدار آب سطحی در دسترس کمتر از 85 درصد از حالت نرمال و نیاز آبی 115 درصد از نیازهای درحال حاضر است، مقدار TDS[14] در محل ورود به باتلاق گاوخونی که در پایین دست حوضه آبریز قرار دارد تا 50 درصد کاهش مییابد. Nikoo et al. (2013c) يک متدولوژي فازي را به منظور تخصيص آب و بار آلودگي در رودخانهها، بر مبنای روش تبديل فازي ([15]FTM) ارائه کردند. در اين تحقيق، مدل FTM به عنوان يک مدل شبيهسازي مناسب با رويکرد رياضيات فازي پيشرفته، در چهارچوب يک مدل بهينهسازي تخصيص آب و بار آلودگي مورد استفاده قرار گرفت.
2-3- پیشینه مطالعات در زمینه به کارگیری تئوری بازیها در مدیریت کمی و کیفی منابع آب
نظریه بازیها توسط نیومن و مرگنسترن[16] (1944) ارائه شد. این نظریه یک مدل ریاضی ساده از رفتار اعضای یک مجموعه که بر سر کالای خاصی (مانند مقدار آب تخصیص داده شده) با یکدیگر رقابت می کنند، را ارائه میدهد. به عبارت دیگر این نظریه زمانی به کار می آید که در تصمیم گیری در مجموعه ای، منافع یک عضو در گرو انتخاب و منافع اعضا دیگر باشد (Stanford Encyclopedia of Philosophy, 2006). با توجه به ماهیت مسائل مدیریت منابع آب برخی از محققین در مطالعات خویش از این تئوری استفاده نموده اند. از جمله اولين مطالعات مربوط به كاربرد تئوري بازيها در مديريت منابع آب ميتوان به Rogers (1969) اشاره نمود. در اين مطالعه، از تئوري بازيها جهت تدوین استراتژی بهره برداری از رودخانههای Ganges و Brahmaputra، که در مرز پاکستان و هند واقع شده اند، استفاده شده است. در این مطالعه تخصیص براساس همکاری بین دو کشور تعیین گردید و از تئوري بازيها به منظور تعيين منافع طرفين شركتكننده در همكاري استفاده شده است. نتايج حاکی از آن است که در صورت همکاری بین دو کشور سود بیشتری عاید هر یک از آنها خواهد شد. Bogardi and Szidarovszky (1976) به بررسي موارد مختلف قابل استفاده از تئوري بازيها در مسائل مربوط به منابع آب پرداختند. از جمله كاربردهاي اشاره شده در اين تحقيق، ميتوان به استفاده از تئوري بازيها در مديريت كيفي منابع آب و مديريت سيستمهاي چندمنظوره منابع آب اشاره نمود. Dinar and Wolf (1994) متدولوژي جديدي بر مبناي تئوري بازيها، جهت طرحهای انتقال آب بین حوضهای[17] ارائه کردند. ايشان جهت ارزیابی مدل پیشنهادی آن را در محدوده مطالعاتی شامل چهار کشور اسرائیل، مصر، نوار غزه و ساحل غربی رود اردن به کار گرفته و نشان دادند در صورت همکاری بین کشورهای مذکور، سود اقتصادی حاصله بیشتر است. Özelkan and Duckstein (1996) متدولوژی را جهت حل یک مسئله اقتصاد منابع آب براساس روش تصمیم گیری چند معیاره ارائه دادند و ایشان كارايي چند روش مختلف تصميمگيري چندمعياره را در مدل پيشنهادي خود مورد بررسي قرار دادند. روشهای به کار گرفته شامل PROMETHEE[18]-I, PROMETHEE-II، روش آناليز چندمعياره Q، [19]GAIA، بازيهاي همكارانه و CP[20] میباشند. ایشان به این نتیجه رسیدند که هیچکدام از مدلها برتری قابل ملاحظهای نسبت به دیگری ندارد. Dinar and Howitt (1997) به بررسي روشهاي مختلف لحاظ معيارهاي پايداري و مقبوليت در بازتوزيع هزينههاي حفاظت زيستمحيطي منابع آب بين آلودهكنندگان مختلف آن پرداختند. ايشان از شرط مقبوليت به عنوان شاخصي از معيار عدالت در بازتوزيع هزينهها استفاده كردند. در اين تحقيق، از چهار روش Nash-Harsnayi، Shapley، Nucleolus و روش اختصاص نسبي هزينه به منظور بازتوزيع هزينهها استفاده شده است. نتايج اين تحقيق، نشاندهنده اين بوده است كه بازتوزيع هزينهها، وابستگي زيادي به شرايط طبيعي حاكم بر بازه زماني مورد بررسي دارد. ايشان همچنين به اين نتيجه رسيدند كه روشهاي مختلف بازتوزيع هزينهها، از نظر معيارهاي پايداري و مقبوليت با هم تفاوت دارند. Frisbold and Caswell (2000) يك مدل بازي همكارانه را به منظور تعیین نحوه تخصیص منابع آبی مشترک تدوین نمودند. ایشان به وسیله این مدل، قابليت تئوري بازيها در حل اختلاف بر سر منابع آبي مشترک بين دو كشور آمریکا و مکزیک مورد ارزیابی قرار دادند. در اين تحقيق، توانایی تئوري بازيها در حل اختلاف بين طرفين، مشخص گرديده اما قياس مزاياي روش تئوري بازيها با ساير روشهاي حل اختلاف معمول، صورت نپذيرفته است. Kilgour and Dinar (2001) یک مدل بازی همکارانه را به منظور تعیین نحوهی تخصیص آب از رودخانه مشترک Ganges در مرز هندوستان و بنگلادش، تدوین نمودند. در اين تحقيق، پس از تعیین مقدار آب تخصیصی به هر یک از مصرف کنندگان براساس قوانین تخصیص تدوین شده، سود حاصله بین آببرهای مختلف براساس بازی همکارانه باز توزیع میگردد. در این مدل عدمقطعیتها و کیفیت آب بررسی نشده است. Loaiciga (2004) با بهره گرفتن از تئوري بازيها، مدلي را به منظور بررسي و تحليل مسأله بهرهبرداري از منابع آب زيرزميني مشترک ارائه داد. در این مدل تابع هدف به صورت حداکثر نمودن سود ناشی از تخصیص آب میباشد. ایشان تابع هدف مدل بهینهسازی خود را به صورت حداکثر نمودن سود ناشی از تخصیص آب با قید رعايت مقدار ارتفاع افت مجاز در سطح سفره آب زيرزميني، تعریف نمود. مقدار سود خالص حاصله از بهرهبرداري از سفره آب زيرزميني نيز به صورت تابعي از هزينه پمپاژ، مقدار دبي پمپاژ، قيمت بازاري آب زيرزميني و زمان، در نظر گرفته شده است. نتايج اين تحقيق، نشاندهنده اين بوده است كه تدوين مدل بازيهاي همکارانه و برقراري همكاري بين ذينفعان، امکان برقراري بهرهبرداري پايدار از منابع آب زيرزميني مشترک را مهيا خواهد كرد. Xiaokai et al. (2006) سه مدل جهت تخصیص آب رودخانهی زرد با بهره گرفتن از تئوری بازیها معرفی نموده است. در این مدلهای تخصیص به ترتیب از سه روش زیر استفاده شده است: 1- سهميه از پيش تعيينشده[21] به هر مصرفکننده 2- برداشت تنظيمنشده آب[22] 3- مقدار حقابههاي[23] تعيينشده با در نظر گرفتن تجارت حقابهها. در اين تحقيق، به منظور بازتوزيع منافع حاصله، با توجه به ذینفعان حاضر، از مدل چانهزني Nash-Harsanyi کمک گرفته شده است. نتايج حاصله برتری روش سوم را تأیید می کنند. مدل ارائهشده در اين تحقيق، نيز عدمقطعيتها را در مسأله تخصيص آب در نظر نگرفته است و كيفيت آب را نيز در تخصيص، لحاظ نميكند. Salazar et al. (2007) مدلي را به منظور حل اختلاف در بهرهبرداري مشترک از منابع آب زيرزميني با بهره گرفتن از نظريه بازيها توسعه داده و اثرات زيستمحيطي نامطلوب ناشي از افزايش برداشت از سفره آب زيرزميني به منظور افزايش سود حاصله از توليد محصولات كشاورزي را مورد بررسي قرار دادند. همچنين ايشان، افزايش بار آلودگي حاصله از ازدياد مصرف كودهاي شيميايي به منظور توليد محصولات كشاورزي بيشتر را نيز در مدل خود در نظر گرفتند. ايشان به منظور تعيين تخصيصهاي بهينه از بين 12 سناريوي مختلف برداشت آب از سفره آب زيرزميني، از تئوري بازيهاي همكارانه استفاده كردند. در اين تحقيق، به كمك چهار روش مختلف حل اختلاف بر مبناي تئوري بازيها، سناريوي بهينه برداشت از سفره آب زيرزميني ايالت Guanajuato در مکزیک را تعيين نمودند. از جمله نكات قوت اين تحقيق، در نظر گرفتن همزمان دو معيار حداكثرسازي منافع اقتصادي و حداقلسازي مقدار آلودگي آب به نيترات، براي انتخاب سناريوي برتر برداشت آب بوده است. McKinney and Teasley (2007) متدولوژی مناسب براساس بازي همکارانه براي بهرهبرداري از رودخانهی Syra Darya كه بين سه کشور قرقيزستان، ازبکستان و قزاقستان مشترك است، ارائه كردند. این سه کشور به منظورهای متفاوتی از یکدیگر از این رودخانه برداشت می کنند. کشور قرقیزستان که در بالادست رودخانه قرار دارد، بیشتر به منظور تولید انرژی برقابی از رودخانه برداشت می کند در حالی که دو کشور دیگر با توجه به آنکه پتانسیل تأمین انرژی از منابع دیگر را دارند، جهت مصرف شرب و کشاورزی از این رودخانه بهره برداری می کنند. محققان این تحقیق، پیشنهاد دادند با توجه به شرایط حاضر کشور ازبکستان و قزاقستان در ازای بهره برداری از رودخانه، منابع انرژی خود را در اختیار کشور قرقیزستان بگذارند. ایشان جهت تعیین مقدار پرداخت مالی به ازای آب رها شده از کشور قرقیزستان از بازی همکارانه Shaply استفاده نمودند. باید توجه داشت که این مدل کیفیت آب بازگشتی و عدمقطعیتهای موجود را درنظر نگرفته است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در زیر منوی گزارشات : گزارشات سیستم که پیشتر به آنها اشاره کننده را یکجا جمع نمود. و اطلاعات در خواست را به صورت خلاصه شده از کاربر درخواست می نماید . برای مثال از زیر منوی گزارشات لیست پایانه بارها را به صورت خلاصه و کامل سیستم کلیه اطلاعات مورد نیاز را از کاربر درخواست نمود و کاربر با در اختیار داشتن لیست کلیه پایانه ها ، انواع بار، و نوع بارگیر با درج تاریخ … محل پایانه انواع بارگیر مورد نیاز خود را وارد می نماید و می تواند گزارشات کاملی از بارهای آینده دریافت نماید
 تصویر ۳-۴- منوی گزارشات بارهای آینده[۶۳] توجه : از راه های ورود به سامانه نام کاربری و شماره کارت هوشمند ذکر شده اما در حال حاضر سیستم بر سیستم صدور کارت هوشمند متصل نشده و عملا این امکان ورود با شماره کارت هوشمند در سامانه وجود ندارد اما برای توسعه آن باید هنگام درج شماره کارت هوشمند سیستم به سیستم صدور کارت هوشمند لینک شد تا درستی شماره وارد شده کارت هوشمند بررسی گردد. در صورتیکه سامانه به سیستم صدور کارت هوشمند لینک گردد نیازی به دستیابی جداگانه ای برای تایید و کارت هوشمند نمی باشد کاربر راننده می تواند با وارد کردن شماره کارت هوشمند از امکانات سایت که برای او تعریف شده است استفاده نماید. همانطور که بیشتراشاره شد هر کاربر تا توجه به نام کاربر توجه به نام کاربر خود سطوح دسترسی متفاوتی ی را تجربه می نماید که این تعیین سطح دسترسی بر عهده مدیر سیستم می باشد. جایی که کاربر راننده برخی از دسترسی های فیلتر شده اجازه دسترسی دارد. در صفحۀ اصلی وب سایت کاربر بدون نام کاربری می تواند از همان صفحه اصلی اطلاعاتی را درباره تعداد بارگیری موجود در کشور به تفکیک نوع و استان دریافت نماید . این به افراد کمک می کند تا آگاهی یابد بهتر است چه بارگیری را خریداری نمایند این سیستم می تواند در تصمیم گیری ها نقش موثر و مفیدی را داشته باشد. برای این منظور در صفحۀ اصلی ( بدون نیاز به نام کاربری ) گزینه انواع بارگیری را انتخاب نمود. در صفحه باز شده نوع بارگیری انتخاب کرده و سپس استان مورد نظر را نیز وارد می کند مشاهده را لیک می نماید سیستم تعداد بارگیری های موجود از نوع درخواستی را بر حسب استان مورد درخواست نمایش دهد همچنین سیستم تعداد بارگیر در سطح کشور را نیز نمایش می دهد. وارد کردن بار توسط صاحبان کالا : در این بخش کاربر با نام کاربری وارد سیستم شود. نام کاربری اختصاص یا حتی برای کارکنان گمرکات و یا سازمان بنادر و کشتی رانی که مراکز عمده تولید بار می باشند کاربر با ورود به این بخش منوی وارد کردن بار را کلیک می نماید این منو شامل دو بخش می باشد وارد کردن بار و گزارش گیری می باشد با کلیک به وارد کردن کاربر فیلدهای درخواستی را پر می نماید. در صورت صحت اطلاعات وارد شده تایید را کلیک می نماید در صورتیکه بنا به هر دلیلی بارهای وارد شده اشتباه بوده و یا لغو شده باشد در زیر لیستی که کاربر وارد کرده است دکمه حذف را کلیک نموده و بارهای مورد نظر خود را انتخاب و سپس حذف می نماید و در صورت نیاز به اضافه نمودن بار جدید اضافه را کلیک نموده و بارهای جدید را اضافه می نماید. ۹-۳-۴- خلاصه ای از انواع سطوح دسترسی برای کاربران : انواع کاربران که با این سیستم در ارتباط هستند با این شرح می باشند ۱-مدیر سیستم و کارشناس حمل و نقل ۲-رانندگان ۳-متصدیان شرکت های حمل و نقل ۴-صاحبان کالا کاربران گمرکات حدود دسترسی موارد حقوقی در سامانه درگاه بار ملی بار باید بر اساس قانون های تجارت الکترونیک پیگیری شود زیرا که حمل بار و صنعت حمل و نقل نقش مهمی در تبادلات اقتصادی کشور ایفا می نمایند. همچنین ورود این سامانه ایجاد یک بازارگاه الکترونیک استفاده از قوانین تجارت الکترونیک می باشد بنابراین جایی که تبادلات مالی باشد حساسیت موضوع و امنیت سامانه ها بسیار ضروری می باشد بنابراین تعیین حدود دسترسی کاربران با توجه به نیازشان به سیستم و حفظ امنیت سیستم بسیار حیاتی و مهم است. در ادامه دسترسی های کاربران مختلف مورد بررسی قرار می گیرد. ۱-مدیر سیستم کارشناس حمل و نقل دسترسی کامل به کلیه بخش های سیستم جهت ثبت اعضای جدید فیلترها وارد کردن اطلاعیه ها ، اعلامیه ها ، گزارشات ، اطلاعات خواب ، انواع بارگیری … و مدیر سیستم یا کارشناس IT سازمان نقشی را که هر مدیر سیستمی در سیستم ایفا می کند را عهده دار می باشد. ۲-رانندگان : طریقه دسترسی رانندگان از دو طریق می باشد بدون نام کاربری و یا وارد کردن شماره کارت هوشمند که در این صورت رانندگان می توانند انواع گزارشات ، خواب بارگیرها ، بارهای آینده ، وضعیت آب و هوا ، اطلاعیه ها ، اعلان ها … را مشاهده نمایند اما در صورتیکه راننده قصد رزو بار را داشته باشد حتماً باید از طریق وارد کردن شماره کارت هوشمند خود را وارد سامانه کرد و در غیر این صورت امکان رزو بار بدون وارد کردن شماره کارت هوشمند یا نام کاربری میسر نمی باشد. ۳-شرکت های حمل و نقل : کاربران شرکت های حمل و نقل نقش پیچیده و مهمی را در این سامانه عهده دار هستند. آنها وظایف کنترل وضعیت بارها وارد شده را بر عهده دارند. بارهایی که گاهی بی دلیل لغو می شوند یا راننده متعهد نمی باشد وظیفه گزارش تخلفات راننده هایی که بار رزو کرده اند. بارهای کنسل شده بدلیل حوادث همه اینها را باید ساماندهی و گزارش نماید. این کاربران نام کاربری و رمز عبور خود را از مدیر سیستم دریافت کرده وحدود دسترسی شان مشخص می کرد. همچنین این کاربران قادر به استفاده از اطلاعات نرم افزارهای رد گیری مبتنی بر GPS می باشند تا هم بتوانند مکان ناوگان خود را دقیق بداند و هم زمان رسیدن ناوگان باری آگاهی یابند. ۴-صاحبان کالا :سیستم با اختصاص نام کاربری به صاحبان کالا که عمدتاً کارکنان گمرکات و سازمان بنادر و کشتی رانی هستند این امکان را فراهم می گردد که بارهای و کالاهای عمده که قابلیت برنامه ریزی را از طریق نمایندگان خود وارد سیستم نمایند. وجود چنین نام کاربری بسیار ضروری می باشد زیرا منبع اصلی تولید بار و اطلاع از بار گمرکات و سازمان بنادر و کشتی رانی می باشد بنابراین وارد کردن سیستم بار توسط این افراد بسیار مفید می باشد. و میتواند در رفع پدیده دلال گری موثر باشد . کاربر شرکت :در مدل بهبود یافته درگاه ملی فرایند رزو بار اضافه خواهد شد این فرایند با وجود سودمندی بسیار که دارد با چالش هایی نیز همراه است. اگر راننده به تعهد خود پایبند نبود چه می شود ؟ راننده ای که بار را رزو کرد. هنگام رسیدن موعد مقرر در پایانه حاضر نیست و بار را تحویل نمی گیرد. در این صورت چرخه حمل ونقل مختل می شود. سیستم برای این مواقع جریمه ای برای کاربر مختلف در نظر می گیرد این راننده تا یک هفته نمی تواند از هیچ پایانه ای و یا دفتری بارنامه دریافت نماید. اما چگونه به سیستم اطلاع داده شود که راننده به تعهد خود پایبند نبود ؟ این کار توسط کاربر متصدی شرکت انجام خواهد شد این کاربر باید پیگیر بارهای رزرو شده باشد سیستم باید قابلیت حسابرسی را داشته باشد برای این منظور باید گزارشی از بارهای رزرو شده داشته باشد از منوی گزارشات گزارشات رزرو بار مشاهده می گردد. بارهای رزرو شده که تا ۴۸ ساعت قبل از موعد مقرر کنسل شده اند نیز در سیستم مشخص می شوند در جلو این بارها در جدول کنسل شد دیده می شود این بارها به خودی خود وارد لیست بارهای موجود خواهد شد لیست بارهای موجود باید بر اساس تاریخ نزدیک ترین زمان بارگیری مرتب شده باشد سیستم بارهایی را که ۴۸ ساعت به زمان موعد بارگیری آنها وقت باقی است را با رنگ قرمز نشان می دهد. این کار مانند الارمی به متصدی شرکت کمک می کند که پیگیر بارها رزرو شده باشد. اما در صورتیکه راننده در موعد مقرر به تعهد خود عمل نکند کاربر باید ازچندین جنبه به این موضوع رسیدگی کند. یکی اطمینان از عدم ورود راننده در موعد مقرر و ردیابی راننده از طریق نرم افزارهای مبتنی بر GPS دوم اعمال جریمه برای راننده متخلف سوم جایگزینی فوری برای حمل بار.کاربر از طریق نرم افزارهای ردیابی مبتنی بر GPS می تواند صحت ادعای راننده در صورتیکه راننده ادعا کند دچار حادثه شده است را ارزیابی نماید. و او را جریمه ننماید اما در صورتیکه راننده بدون دلیل موجه برای رسیدن به مقصد اهمال نماید کاربر باید گزارش این اهمال را در سیستم وارد نموده و به کاربر کارشناس حمل و نقل اطلاع دهد ، کاربر از منوی رزرو بار به بخش اعمال جریمه دسترسی دارد این قسمت کاربر متصددی شرکت شماره کارت هوشمند راننده را وارد سیستم کرده و سیستم از طریق لینک شدن به بارنامه آنلاین راننده متخلف را از گرفتن بارنامه به مدت یک هفته محروم می نماید کاربر همچنین مدت زمان محرومیت را مشخص می کند. همچنین کاربر باید برای باری که رزرو شده ولی حمل نشده است را در سالن اعلان بار اعلام نماید. گزارشات رزو بار : در این بخش بارهای رزرو شده با جمله رزرو شده در گزارشات بارها بر آینده نمایش داده می شوند متصدی شرکت حمل و نقل با کلیک رزرو بار می تواند تاریخ رزرو ، نوع بارگیری شماره کارت هوشمند داده شده و … را مشاهده نماید ، کاربر با در اختیار داشتن شماره کارت هوشمند راننده در صورتیکه راننده به تعهد خود عمل ننماید با بهره گرفتن از شماره کارت هوشمند او را جریمه می نماید . -متصدی شرکت بعد از اطمینان از عدم تعهد راننده شماره کارت راننده را به کارشناس حمل ونقل ارسال کرده و کارشناس حمل و نقل اقدام به جریمه می نماید همچنین کاربر شرکت موظف به جایگزینی بارگیر برای بار می باشد. ۴-۴- نیازهای کارکردی سیستم نیازهای کارکردی سیستم که در اینجا بیان می شود نیازهای درونی سیستم می باشند نیازهایی که یک دیتا بیس خوب می تواند داشته باشد نیازهایی که نشان دهنده کارایی بالای سیستم باشد. برخی از این نیازها می تواند برای خیلی از سیستم های موجود نیز ضروری باشد برخی از آنها کاملاً اختصاصی برای این سامانه باشند در ادامه نیازهای عملکردی سیستم را بیان می نمایم :
-
- سیستم باید قادر باشد در محیط وب این ویژگی ها را برای کاربران خود ارائه نماید
-
- تمامی رکودهای مربوط به شناسایی کاربران را در خود حفظ نماید
-
- به کاربران بدون داشتن نام کاربری معتبر اجازه ورود به سیستم را ندهد
-
- نام های کاربردی منحصر به فرد باشد
-
- دسترسی ها بر طبق نام کاربری مشخص باشد
-
- کاربران قادر به ارتباط با مدیر سیستم باشند و این ارتباط را از طریق پست الکترونیک فراهم شده باشد
-
- سیستم قادر باشد به تفکیک و درستی اطلاعات درخواستی کاربران را بنا به سطوح دسترسیشان در اختیار آنها قرار دهد.
-
- سیستم قادر به پردازش اطلاعات و دیتاها در زمانی کمتر از ۱ ثانیه باشد
-
- سیستم امکانات جستجوی سریع برای کاربران فراهم نماید
-
- سیستم قادر باشد گزارشات مربوط را در صورت دلخواه کاربر چاپ نماید
-
- سیستم به راحتی قادر به ارائه گزارشات در قالب فایل های exls,word باشد
-
- سیستم قادر باشد گزارشات را طبقه بندی شده ارائه نماید
-
- سیستم از اعلامیه های مورد نیاز کاربران بدون نیاز به LOGIN در اختیار کاربران قرار گیرد.
-
- سیستم قادر به نمایش آخرین استفاده کاربران عضو از سیستم باشد
-
- کاربر قادر باشد امور مربوط به رزو بار خود را پیگیری نماید
-
- کاربر قادر باشد امور مانند رزو قبل از ۴۸ ساعت به زمان بارگیری را انجام دهد
-
- استفاده سریع و راحت از منوهای سیستم برای هر کاربری با توجه به سطوح دسترسی میسر بود و استفاده از منوها پیچیده نباشد ( زیرا کاربران این سیستم ممکن است سطح سواد بالایی برخوردار نباشند )
-
- سیستم قادر باشد اطلاعات و سوابق رانندگان ، سوابق رزو بار ، حمل بار مواد در خود نگهداری کند
- سیستم گزارشاتی از قبیل مسیرهای حمل بار دفعات استفاده از راننده از برنامه رزو بار ، تخلفات راننده را ارائه نماید
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱۵- وجود اعمال تشریفاتی صریح در مجموعه قوانین، خصوصاً در قانون مدنی، تقسیمات عقود عینی به صراحت مذکور است. اقسام وصیتنامه در قانون امورحسبی در رعایت تشریفات در ماده۲۷۶ به بعد، نقل و انتقال سرقفلی در تبصره ۲ ماده ۱۹ ق روابط مؤجر و مستأجر سال ۱۳۵۶، نقل و انتقال سهم الشرکه شرکت با مسئولیت محدود. تأسیس و تشکیل شرکتهای تجاری، صدور و امضاء اسناد تجاری و ده ها مصادیق قانونی همگی مبین قبول عقود تشریفاتی است هرچند استثنایی است ولی در فرض نص چاره ای جز قبول نیست. آیا نص مواد ثبتی مورد انکار است؟ ۱۶- تشریع مقرراتی که دخالت دادگاه در اثبات مالکیت را اولا محدود به مواد خاص و ثانیا منحصر در موارد منصوص می کند، به عبارت دیگر اصل صلاحیت دادگاه، مقام تنازع وحل وفصل خصومت است و او صلاحیت ذاتی وعمومی برای اثبات مالکیت ندارد مگر به اقتضاء منازعه و لزوم فصل آن بنابراین صلاحیت استثنایی بدون منازعه وی نیز محدود به موارد مندرج در قوانینی مثل وقوع زلزله و جنگ و سیل و امثالهم که آثار ثبت املاک یا مدارک ثبت آن یا اسناد رسمی و مدارک ثبت رسمی مفقود و امحاء و ازبین رفته است می باشد.
 مضافا مقنن مقامی خاص برای ثبت املاک و تثبیت مالکیت به عنوان ونام اداره ثبت اسناد و املاک و دفتر املاک و مقام خاص برای نقل و انتقال املاک و تنظیم عموم اسناد رسمی به عنوان دفتر اسناد رسمی و مأموری به نام سردفتر منصوب و معین کرده و اصولا و عموما دادگاه را واجد چنین صلاحیتی و چنین مأموریتی نکرده و نمی داند. لذا صلاحیت دادگاه از دو جهت مواجه با تحدید است. اولا به اقتضاء بروز نزاع و ثانیا به شرط لزوم فصل خصومت یا محدوده مصرحه قوانین خاص. بنابراین اکتفا به اقل و اقتصار به نص ضروری است در حالی که در مورد اداره ثبت و دفاتر اسناد رسمی برعکس است. اصل بر صلاحیت آنهاست و مصادیق مشکوک ملحق به اصل است. خلاصه اینکه: قائلین به «ثبوتی و اثباتی» معتقدند که تشریفات در نقل املاک ثبت شده رکنی شکلی و اضافه و علاوه بر ارکان ماهوی عقود است و بدون تحقق آن هیچ ماهیت حقوقی بوجود نیامده و در فرض عدم ایجاد ماهیت حقوقی نوبت به اثبات نمیرسد فلذا کلیه اسناد غیر رسمی حتی اسناد مشمول ماده ۱۰ ق.م قابلیت معارضه با سند رسمی را ندارند و عدم پذیرش ماده ۴۸ اعم از ثبوت و اثبات است و حتی اثبات به ادله دیگر نیز ممنوع و مردود است. ۲- عجایب و آثار نظریه ماهوی ۱-۲- عجایب نظریه ثبوتی و اثباتی حضرت استاد دکتر کاتوزیان با وجود اعتقاد حضرتشان به نظریه مرقوم در حالی که اسناد عادی ناقله را قابل الزام به تنظیم سند رسمی(پذیرش و ترتیب اثر) نمی داند و از این حیث با تعهد به بیع یکسان می شمارد، ولی با اتخاذ مبانی خاصی اسناد و قراردادهای مشمول ماده ۱۰ ق.م را قابل قبول و ترتیب اثر و الزام به تنظیم سند رسمی می داند، جای تعجب است که سند عادی دال بر ایجاد و وقوع و تحقق عادی عقد را دارای اثر و قابل پذیرش نمی داند چرا و چگونه انعقاد آن بر طبق ماده ۱۰ قانون مدنی و تعهد به ایجادش را واجد چنین اثری می داند.!! البته معظم له تقریبا آن را مبتنی بر قاعده «سوء استفاده از حق» مندرج در اصول قانون اساسی ایران کرده است و نقش قراردادی آن را کمرنگ نموده است و از این رو شاید ایرادات قرار دادی نیز کمرنگ جلوه نماید. ۲-۲- آثار نظریه سند عادی در هیچ مورد و نه از باب ثبوت و نه از باب اثبات قابل معارضه با سند رسمی نیست و تعارض سند عادی با سند عادی نیز بشرطی قابل رسیدگی است که مشمول ماده ۱۰ ق.م. باشد و اسنادی که مشمول ماده ۱۰ نباشد اساسا قابل طرح در دادگاه نیست تا چه رسد به آنکه قابل تعارض باشد. ب) نظریات منشعبه از نظریه ماهوی ۱- نظریه تملیک مؤخر (شرط حصول نتیجه و دلیل اثبات است) ۱-۱- تشریفات شرط تملیک شاید بتوان گفت نظریه تملیک مؤخر به نحوی عکس نظریه انحصاری اثباتی در پیروان نقش شکلی باشد اینجا برخواستن از زمین ماهوی و فرود آمدن در زمین شکلی است. همچنانکه نظریه انحصاری اثباتی با مبنای شکلی به نتایج نظریه ماهوی رسیده است، نظریه تملیک مؤخر از مبانی ماهوی به نتایج نظریه شکلی نائل آمده است. لذا همچنانکه نظریه اثباتی منحصر به نظریه ماهوی نزدیک شده است، میتوان نزدیکی طرفداران نقش ماهوی به نظریه شکلی را نیز در نظریه تملیک مؤخر دید. ۲-۱- تحلیل و توجیه نظریه این نظریه با تفکیک عقد و اثر آن و با قبول امکان تأخیر بین آن دو معتقد است مقتضای ذات عقود ناقله «انتقال مالکیت» است و «انتقال فوری» آن مقتضای ذات عقود ناقله نیست و در جایی که الزاماتِ قانونیِ مستلزم فوریت، وجود ندارد؛ و توافقی خلاف فوریت وجود ندارد؛ انتقال مالکیت بصرف توافق و فورا محقق است، ولکن اگر توافقی دال بر تأخیر اثر عقد یا قانونی وجود داشته باشد که تحقق اثر را منوط به انجام تشریفات خاص کند، ایجاد اثر عقد یا حصول و تحقق مسبب یا اثر یا نتیجه عقد منوط به حصول اجل یا انجام تشریفات خواهد بود. به عبارت دیگر هرچند تخلف علت از معلول عقلا در امور واقعی محال است ولی اولا در عالم اعتباریات ممکن و مقبول است و ثانیا، اقتضاء اطلاق اسباب و علل است(البته اسباب و علل مطلق نه اسباب و علل مقید چرا که در اسباب و علل مقید شک در انشاء و ایجاد است و تعلیق و تقیید در انشاء اساساً مردود است). در حقوق مدنی و سوابط فقهی؛ هم تأخیر قراردادی در انتقال مالکیت پذیرفته شده است و هم تأخر قانونی، بیع معلق و بیع صرف نمونه آن دو است، لذا تفسیر ماده ۲۲ و ۴۶ و ۴۷ و ۴۸ ق.ث به اینکه؛ تشریفات نقشی در وقوع و تحقق ندارد، و شرطی است برای تحقق اثر عقد، و انتقال مالکیت محقق نخواهد شد مگر به حصول شرط (تنظیم سند رسمی) نه تنها مخالفتی با سوابق فقهی و حقوقی ندارد بلکه کاملا با عناوینی مثل بیع معلق یا بیع صرف منطبق است و همخوانی دارد. و بر این مبنا رأی وحدت رویه ۶۷۲ مورخ ۱/۱۰/۸۳ دیوان عالی نیز؛ نه دال بر عدم وقوع عقد، بلکه دال برعدم تحقق نتیجه و اثر عقد تفسیر میگردد. لذا به خلاف نظریه ثبوتی و اثباتی، در این نظریه ثبوت محقق است ولی اثر و نتیجه آن محقق نیست و تشریفات دخالتی در ثبوت ندارد بلکه شرط تحقق نتیجه ثبوت است و همچنین دلیل اثبات است. ۳-۱- تحلیل ماده ۲۲ ق.ث در نظریه تملیک مؤخر بدین صورت است که ماده مرقوم «انتقال مالکیت» را متوقف بر ثبت و منوط به ثبت رسمی میکند و این؛ صراحت در حصر نقش ثبت در حصول نتیجه و آثار عقود است لذا ماده ۲۲ جدائی اثر از مؤثر و سبب از مسبب را پذیرفته و تحقق اثر و مسبب و معلول را منوط به ثبت کرده است، بنابراین اسباب، کماکان رضائی است و ارکان آن همان ارکان مندرج در قانون مدنی(ایجاب و قبول) است و تشریفات هیچ تأثیری بر این دو نگذاشته و ندارد و مفاد ماده ۲۲ به تحقق عقد و ارکان آن عنایتی ندارد. مواد ۴۶ تا ۴۸ ق.ث نیز دلالتی بیش از این ندارد و با هر دلیلی امکان اثبات ثبوت هست و سند رسمی دلیل منحصر نیست فلذا ثبوت به هر دلیل که اثبات گردد و هر زمان که اثبات گردد تحقق اثر آن منوط به تنظیم سند رسمی است و تا زمانی که تنظیم نشده ترتیب اثر بر آن مقدور نمی باشد، بنابراین اسناد عادی قابل اثبات در دادگاه و با هر دلیلی است(در نظر بعضی حتی با سند عادی) ولی صرف اثبات ثبوت (در دادگاه) کافی برای حصول نتیجه نیست و تا تنظیم سند رسمی به تأخیر می افتد و تنظیم سند رسمی اثر قهقرائی ندارد و به عقب باز نمی گردد. ۴-۱- دوگانگی در معنای عدم پذیرش ماده ۴۸ در نظریه تأخر عدم پذیرش ماده ۴۸ در این نظریه به معنای عدم پذیرش«انتقال مالکیت» به موجب سند عادی است اما اینکه سند عادی اساساً پذیرفته نیست(به عنوان دلیل) و باید به ادله دیگر اثبات گردد یا حتی اینکه سند عادی نیز مثل تمامی ادله مقبول است و تفاوتی ندارد؛ فی مابین طرفداران این نظریه اختلاف است و این دو نظر مرسوم است. بنابراین در این نظریه، عدهای حتی سند عادی را به عنوان دلیل میپذیرند و هر دو گروه چون انتقال مالکیت را بدون سند رسمی حاصل نمیبینند لذا درتعارض سندعادی مقدم با رسمی مؤخر حتی سندرسمی ثالث با حسن نیت را نیز قابل ابطال میدانند و در روابط طرفین اسناد عادی نیز مقدم را مقدم و مؤخر را باطل و مالکیت معامل را تا تنظیم سندرسمی مستصحب و باقی میدانند. ۲- نظریه شرط ماهوی قابلیت استناد علیه ثالث ۱- تحلیل و توجیه نظریه دومی که از نظریه شرط ماهوی منشعب گردیده است و بر مبنای و توجیهات آن استوار شده است، نظریه قابلیت استناد علیه ثالث است، ثبت سند را شرط قابل استناد شدن معامله علیه ثالث میداند و عدم پذیرش آن را سبب عدم امکان استناد علیه ثالث می داند. این عقیده نقش ثبت را در ثبوت نمیپذیرد و عقد را رضائی و ارکان آن را همان ایجاب و قبول مندرج در قانون مدنی میداند. ضمانت اجرای مندرج در ماده ۴۸ قانون ثبت را به عدم قابلیت استناد معامله علیه ثالث تعبیر میکند. این نظر با نقش ثبت در حقوق فرانسه مطابقت دارد فلذا معاملات عادی بدون ثبت قابل تحقق و فی مابین طرفین لازم الاجرا است و سند عادی به عنوان دلیل وقوع معامله و دلیل اثبات می تواند پذیرفته باشد یا به نظر گروهی دیگر از طرفداران این نظریه پذیرفته نباشد. مطابق حقوق فرانسه ثبت رسمی معامله شرط قابلیت استناد علیه ثالث است و در صورت ثبت، مالک رسمی نزد دولت و ثالث مالک محسوب است حتی اگر معامله موضوع آن فی مابین طرفین صوری باشد. پذیرش این نظر در حقوق ایران که بطلان نسبی پذیرفته نشده است بسی دشوار است. همچنانکه پذیرش حقوق آلمان و بلژیک که شرط انتقال میداند دشوار است چرا که در حقوق این دو کشور عقد بیع اساساً تملیکی نیست و تملیک منوط به تسلیم و در املاک منوط به ثبت رسمی است درحالی که در حقوق ایران عقد بیع تملیکی است و تأخیر در انتقال مالکیت علی الاصول مقبول نیست مضافاً به اینکه قابلیت استناد علیه ثالث و عدم قابلیت استناد فی مابین طرفین یا بطلان نسبی در حقوق ایران نیز استثنایی و عموما در روابط دیّان و بدهکار مطرح است و به عنوان قاعده اولیه و عمومی مقبول نیست. ۲- آثار و نتایج مطابق این نظریه پذیرش سند عادی به عنوان دلیل وقوع و دلیل اثبات می تواند پذیرفته باشد یا نباشد و هرگروه نیز دعوی مخالف سندرسمی را میتواند بپذیرد یا نپذیرد و تعارض سند و معامله عادی با مثل خود را علی الاصول باید بپذیرد. بخش سوم: نقد عمومی نظریات ۱- ایرادات نظریات شکلی ۱-۱- اثباتی محض این نظریه مطابقت صد در صدی با سوابق فقهی و حقوقی و اصول و قواعد حقوق مدنی دارد، اصل رضائی بودن عقود و اصل نسبی بودن قرار دادها و حاکمیت اراده و اراده باطنی و اصل صحت را بنحو احسن تضمین میکند و هیچ تضییفی بر آنها وارد نمیسازد و کانه حقوق ثبتی وجود ندارد. ایرادات نظریه اثباتی محض ۱- مفاد ماده ۲۲ قانون ثبت نادیده گرفته شده است. ۲- مفاد مواد ۴۶ تا۴۸ ق.ث به نحوی تعبیر شده که کانه مقنن با سند عادی خصومت داشته و دلیلیت آن را در تعارض با سند رسمی سلب کرده است. ۳- حتی معاملات مشمول ماده ۴۶ ق.ث که از طرف دیگر مشمول ماده ۱۰ ق.م باشد را، حتی با سند عادی نیز قابل اثبات و قابل معارضه با سند رسمی میداند. ۴- آراء وحدت رویه ۴۳ مورخ ۱۰/۸/۵۱ و ۶۷۲ مورخ ۱/۱۰/۸۳ دیوان عالی را نادیده می گیرد و تفسیری خلاف مبانی حقوقی و مبانی تفسیر از آنها ارائه می نماید. ۵- ماده ۱۳۰۹ ق.م. علیرغم نظر شورای نگهبان در اصلاحات سال۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ همچنان باقی است و حذف نشده ولی مع ذالک شهادت را به اطلاق علیه سند رسمی می پذیرد. ۶- پذیرش دلیل اقرار علیه سند رسمی خلاف احکام ماهوی لازمه صحت اقرار است. اقرار مقر علیه خود و مادامی که مالک است قابل قبول است در حالی که در ما نحن فیه ضرر اقرار به ثالث تحمیل میشود و مقرّ در زمان اقرار اساسا مالک نیست. ۷- اصل صحت در جایی جاری است که در وقوع و تحقق ماهیت حقوقی تردید نباشد. ۸- آزادی قراردادی به صراحت ماده ۱۰ منوط به عدم مخالفت با قواعد آمره و نظم عمومی و اخلاق حسنه است و در مانحوفیه پذیرش معاملات عادی املاک ثبت شده خلاف قوانین آمره و نظم عمومی است. ۹- قاعده آمره مندرج در ماده ۷۲ ق.ث نادیده انگاشته شده است پذیرش سند عادی مقدم مخالف با اعتبار سند رسمی است. ۱۰- مطابق ماده ۱۳۰۵ ق.م. تاریخ سند عادی در هیچ صورتی علیه ثالث و کسانی که در قرار داد شرکت نداشتهاند قابل استناد نیست و احراز و اثبات قضائی تاریخ اسناد عادی؛ این امر را دگرگون نمیکند. مقصود مقنن از عدم قابلیت استناد تاریخ اسناد عادی، تاریخ قطعی و تأیید و تسجیل شده است نه تاریخ مردود و مشکوک، مقصود مقنن تاریخی است که واقعا و حقیقتا تاریخ باشد، در حالی که بدون احراز و تسجیل قضائی تاریخ نیست و ادعا است. فلذا مراد مقنن همان تاریخ احراز و تسجیل شده است که علیه ثالث قابل استناد نیست نه تاریخی که اثبات نشده که اساسا تاریخ محسوب نمیشود. ۱۱- عدم نص شرعی دال بر جواز شرط ثبت در معاملات، صحیح نیست. برای آنکه عدم وجدان دال بر فقدان نیست. مضافا هر فقدانی دال بر حرمت نیست بسیاری احکام دیگر است که در شرع سابقهای ندارد.آیا به صرف عدم سابقه باطل است؟ ۱۲- این نظریه با فلسفه و روح و علت وضع قوانین ثبتی مخالت است و اهداف مقنن و ضرورتهای اجتماعی و اقتصادی و قضائی را نادیده میگیرد. ۱۳- پذیرش این نظریه موجب رواج معاملات معارض و جرائم مربوطه و افزایش آمار پرونده های قضائی و مخالف سیاستهای قضائی و استراتژی پیش گیری است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این سیگنال در شکل زیر مشاهده میشود: نمودار ۳ همانطور که مشاهده میشود مقدار این سیگنال بعد از گذشتن s0075/0 به حالت پایدار رسیده و تغییرات آن اندک است. بنابراین عمده مقدار آن DC بوده و میبایست مقدار THD بسیار اندک باشد.
 برای به دست آوردن این مقدار، با توجه به اینکه مقدار مؤثرر سیگنال A20 است، داریم: جریان بار این سیگنال در شکل زیر مشاهده میشود: نمودار۴ همانطور که مشاهده میشود مقدار این سیگنال بعد از گذشتن s025/0 به حالت پایدار رسیده و دیگر تغییری نمیکند. بنابراین مقدار آن کاملا DC بوده و بنابراین مقدار THD برابر با صفر است. ولتاژ بار این سیگنال در شکل زیر مشاهده میشود: نمودار۵ همانطور که مشاهده میشود مقدار این سیگنال بعد از گذشتن s023/0 به حالت پایدار رسیده و دیگر تغییری نمیکند. بنابراین مقدار آن کاملا DC بوده و بنابراین مقدار THD برابر با صفر است. مد لغزشی: توضیحاتی در ارتباط با SMC در تئوری کنترل، کنترل مد لغزشی یا SMC، یک روش کنترل غیرخطی است که با بهره گرفتن از سیگنال کنترل گسسته، دینامیک سیستم غیر خطی را تغییر میدهد. این روش سیستم را در طول یک مکان هندسی مربوط به عملکرد نرمال آن مجبور به حرکت می کند. قانون کنترل حالت-فیدبک یک تابع پیوسته زمانی نیست اما می تواند با توجه به موقعیت اخیر در فضای حالت، از یک ساختار پیوسته به ساختار دیگر تغییر وضعیت دهد. بنابراین SMC یک روش کنترل ساختار متغیر است. ساختارهای کنترل متعدد به نحوی طراحی میشوند که همیشه مسیرهای حرکت در همسایگی هم قرار میگیرند. بنابراین مسیر حرکت نهایی به صورت کامل در یک ساختار کنترلی قرار نمیگیرد. در عوض مسیر حرکت در طول مرزهای ساختارهای کنترلی میلغزد. حرکت سیستم در زمانی که در طول این مرزها حرکت می کند را مد لغزشی، و مکان هندسی دربرگیرنده مرزها را سطح لغزش مینامند. در تئوری کنترل مدرن هر سیستم با ساختار متغیر، مانند سیستم تحت SMC به عنوان یک حالت خاص از سیستم دینامیکی ترکیبی در نظر گرفته می شود. دلیل این مسئله را میتوان این گونه توضیح داد که سیستم همزمان که در طول یک فضای حالت پیوسته جریان دارد، بین مدهای کنترلی گسسته متفاوت نیز حرکت می کند. شکل۱ مثالی از مسیر حرکت یک سیستم تحت کنترل مد لغزشی را نشان میدهد. سطح لغزش با s=0 توصیف شده است و مد لغزشی در طول سطح، زمانی آغاز می شود که بعد از گذشت یک زمان محدود مسیرهای حرکت به سطح رسیده است. اما به کارگیری واقعی به گونه ای است که سیستم کنترلی این رفتار تئوری را تقریب میزند. سیگنال کنترلی غیر قطعی برای کلیدزنی با فرکانس بالا موجب نوسان سیستم در همسایگی نزدیک سطح لغزش می شود. این رفتار نوسانی در شکل۱ نیز به خوبی مشخص است. سیستم در حوالی سطح لغزش به صورت مجانبی به مبدأ نزدیک می شود. مبدأ یک وضعیت تعادل مجانبی برای سیستم است. در واقع اگرچه سیستم به صورت عمومی غیرخطی است، رفتار ایدهآل آن به هنگام رسیدن به سطح s=0 سیستمی LTI با مبدأ پایدار نمایی است. شکل ۲۲: شکل۲۲٫ مسیر حرکت صفحه فاز سیستم که با یک کنترل کننده مد لغزشی پایدار شده است. بعد از فاز دستیابی اولیه، حالت سیستم در طول خط s=0 لغزشی می شود. سطح s=0 به صورت خاص بدین منظور انتخاب می شود که دینامیکی با درجه کاهش یافته را موجب می شود. در شکل۲۳ سطح s=x1+x1. =۰ متناظر است با سیستم LTI مرتبه اول x1. = -x1. توضیح فایل شبیهسازی شکل ۲۳: مدار شبیهسازی دربرگیرنده بخش کنترلی در این شبیهسازی از سطح لغزشی برای کنترل مبدل باک استفاده شده است. در رابطه سطح لغزشی و به ترتیب جریان و ولتاژ مطلوب برای بار هستند. ضرایب K نیز ضرایب لغزشی میباشند. در شکل۲ قسمتی از مدار شبیهسازی که بلوک کنترلی را شامل می شود را مشاهده میکنیم. در این بخش اختلاف بین جریان بار و جریان مطلوب و همچنین اختلاف بین ولتاژ بار و ولتاژ مطلوب به صورتی که مشاهده می شود، ایجاد شده اند. از آنجا که جریان خازن جزء متغیرهای حالت نیست برای تولید آن جریان بار را از جریان ورودی کم میکنیم. جمله با کم کردن ولتاژ بار از مقدار ثابتی که در یک بلوک ثابت وارد می شود، تولید می شود. جریان خازن برابر است با . زمانی این جریان به صفر میرسد که تغییرات ولتاژ خازن یا بار صفر شود. بنابراین این حالت در زمانی به وقوع میپیوندد که به حالت ماندگار رسیده باشیم. در این حالت است که با رسیدن به ولتاژ ماندگار تغییرات در جریان بار نیز صفر می شود. در نتیجه صفر شدن این کمیت معادل جمله است. شکل ۲۴: بلوک کنترلی SMC در شکل۲۴٫ محتویات بلوک کنترلی SMC مشاهده میشود. سیگنالهای مذکور بعد از اعمال ضرایبی، با هم جمع شده و وارد یک کنترل کننده میشوند. این کنترل کننده در واقع یک بلوک ایجاد کننده تأخیر است. انتخاب ضرایب این کنترل کننده و همچنین و با سعی و خطا به دست میآیند. آخرین عنصری که به توضیح آن میپردازیم رله خروجی است. این عنصر کار تبدیل سیگنال پیوسته خروجی کنترل کننده به سیگنالهای گسسته را انجام میدهد. رله همانند یک کنترل کننده هسیترزیس عمل می کند. در اینجا به ازای رسیدن خروجی کنترل کننده به مقدار ۰۰۰۱/۰ خروجی صفر شده و به هنگام رسیدن به مقدار ۰۰۰۱/۰- خروجی یک می شود. این سیگنال به عنوان سیگنال آتش ماسفت ورودی مبدل باک استفاده میشود. در ادامه به توضیح دیگر قسمتهای فایل شبیهسازی میپردازیم. ابتدا تولیدکننده پالس برای کلیدزنی مبدل AC/DC را معرفی میکنیم: شکل ۲۵: تولیدکننده سیگنال پالس برای مبدل AC/DC. اولین ورودی این بلوک زاویه آتش کلیدهای مبدل است. (در فایل شبیهسازی این زاویه ۳۰ درجه در نظر گرفته شده است) قابل ذکر است که به هر میزان زاویه آتش بیشتر گردد ولتاژ خروجی مبدل کمتر میشود تا به صفر و حتی در حالت ترمزی به منفی برسد). سه ورودی بعدی مربوط به ولتاژهای خط مربوط به منبع سه فاز هستند که در فایل شبیهسازی به وسیله سه ولتمتر اندازهگیری و تهیه شده است. پنجمین ورودی این بلوک به عنوان کلید فعال سازی استفاده میشود و هنگامی که بزرگتر از صفر باشد بلوک قفل میشود. بلوک تنظیمات این عنصر دارای موارد زیر است: Frequency of synchronisation voltages (Hz( فرکانس سنکرونیزاسیون ولتاژهای خروجی. این مقدار معمولا برابر با فرکانس ولتاژ ورودی انتخاب میشود. Pulse width (degrees( میزان عرض پالس آتش بر حسب درجه. عرض پالس برای این منظور نیاز است که چنانچه زمان روشن شدن کلیدی رسیده باشد و بخواهیم آن را روشن کنیم اما ولتاژ روی آن هنوز منفی باشد، با دادن تک پالس کلید روشن نمیشود. بنابراین بهتر است که پالسهای آتش دارای عرض پالس باشند تا از روشن شدن کلیدها در زمان مناسب مطمئن باشیم. Double Pulsing اگر تیک آن زده شود. تولیدکننده پالس به هر کلید دو پالس ارسال میکند. اولی زمانی که زاویه اتش رسیده باشد و دومی ۶۰ درجه بعد در زمانی که کلید بعدی آتش شود. شکل ۲۶: مبدل AC/DC. این بلوک کار تبدیل برق متناوب به برق مستقیم را بر عهده دارد. ورودی g سیگنال کلیدزنی است که از بلوک قبلی تولید شده است. سه ورودی بعدی جریانهای متناوب است. دو خروجی نیز وجود دارد که برق یکسو شده را به خط dc میفرستد. در تنظیمات این بلوک که عنوان آن Universal Bridge است، گزینههایی وجود دارد که به توضیح آن میپردازیم: Number of bridge arms سه مقدار ۱و۲و۳ برای آن موجود است. در حالت اول یکسوساز نیم موج تکفاز، در حالت دوم یکسوساز تمام موج تکفاز و در حالت سوم یکسوساز تمام موج سه فاز را معرفی میکند. snubber resistance Rs (ohm( مقاومت اسنابر. اسنابر شامل یک مقاومت و خازن سری است که با کلیدهای الکترونیک قدرت موازی میشود و برای جلوگیری از سوختن آنها اضافه ولتاژهای روی آنها را از بین میبرد. Snubber Capacitance Cs (F( میزان خازن اسنابر. Power Electronic device در این بخش کلید الکترونیک قدرت مورد استفاده در یکسوساز را انتخاب میکنیم. در کاربردهای توان بالا معمولا از تریستور استفاده میشود. اگر فرکانس کاری بالا باشد ماسفت گزینه مناسب است. Ron (Ohms( میزان مقاومت کلید نیمههادی به هنگام هدایت جریان. Lon (H( میزان اندوکتانس کلید نیمههادی به هنگام هدایت جریان.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
داگلاس مک گریگور در بررسی طرز فکر و عملکرد مدیران به این نتیجه رسید که معمولا برای انگیزش کارکنان، یکی از دو رویکرد زیر، رفتار غالب آنان را شکل می دهد. مک گریگور، این رویکرد را تئوری X و Y نامیده است.
 تئوری X فرض را بر این می گیرد که اغلب مردم ترجیح می دهند جهت داده شوند، علاقه ای به مسئولیت ندارند و بیش از هر چیز خواهان امنیت اند.به همراه این فلسفه، این اعتقاد وجود دارد که پول مزایا و تهدید به مجازات،چیزهایی هستند که مردم را به انگیز ش وا می دارند. مدیرانی که مفروضات تئوری X را قبول دارند، سعی می کنند که کارمندان خود را تحت انضباط، کنترل و سرپرستی دقیق در آورند. اینگونه مدیران احساس می کنند که نظارت از خارج برای مقابله کردن با افراد نا مطمئن یا نا آشنا به مسئولیت و رشد نیافته امری است مناسب. مک گریگور، با توجه بسیار به سلسله مراتب نیازهای مازلو، نتیجه می گیرد که مفروضات تئوری X درباره طبیعت انسانی، وقتی به صورت عام بکار رفته است، اغلب نادرست است و امکان دارد که روش های مدیریتی که از این فرضیه بوجود آید، توفیقی در برانگیختن افراد برای کارکردن در سمت هدفهای سازمان نداشته باشد. مک گریگور دریافت که مدیریت به روشهایی نیاز دارد که بر اساس درک صحیح طبیعت و انگیزش انسانی باشد؛ در نتیجه این ادراک او از نطریه رفتاری دیگری را بنام تئوری Y به عنوان تئوری علی البدل تدوین نمود. این تئوری فرض را بر این می گیرد که مردم طبیعتا تنبل و غیر قابل اطمینان نیستند. اصل مهم تئوری این است که اساسا، خود مردم می توانند به رفتار خود جهت دهند و در صورتیکه به طریق مناسب برانگیخته نشوند، توانایی آن را دارند که در کار خود مبتکر و خلاق باشند.بهترین شیوه برای رسیدن به هدفهای خود، برای آن عده از افراد که به معنای واقعی برانگیخته شده اند، این است که جهت کوش های خود را با جهت رسیدن به هدفهای سازمان یکی کنند. یکپارچه ساختن هدفهای سازمان و هدفهای فرد، مؤلفه عمده در تئوری مک گریگور است. وی در تحقق این دو مجموعه را در تشریک مساعی کارکنان سازمان جستجو کرده و وظیفه مدیریت را ایجاد شرایطی می داند که نیل به هدف را برای همه اعضا سازمان که هدفهایی همسو با هدفهای سازمانی دارند، تسهیل می نماید. تئوری X ویا Y گرایشها و یا موضع گیریهای از قبل آماده شده در برابر مردم اند. از اینرو با آنکه ممکن است، بهترین مفروضات برای یک مدیر تئوریY باشد ولی بنظر نمی آید که رفتار مستمر در راستای این گرایش همیشه کاری به جا باشد؛ مدیر ممکن است، در مورد طبع بشری، دارای تصورات فرضی تئوری Y باشد؛ اما احتمال این نیز می رود که بر حسب ضرورت، با عده ای برای کوتاه مدت بخاطر کمک به رشد آنها، رفتاری رهبرانه و همراه با کنترل داشته باشد تا آنکه واقعا به افراد متعلق به تئوری y تبدیل گردند. (اصغر مشبّکی ،۱۳۷۷: ۱۴۲).
-
- نظریه کسب موفقیت (کامیابی) مک کله لند
مک کله لند با معرفی نیازهای سه گانه زیر :
-
- نیاز به برقراری رابطه[۵]
-
- نیاز به کسب قدرت[۶]
-
- نیاز به کامیابی یا موفقیت[۷]
معتقد است که اصولاً انگیزه توفیق طلبی، محرکی است که افراد را وا می دارد تا حداکثر کوشش خود را در جهت نیل به اهداف مورد نظر به عمل آورند. کسانی که این انگیزه را دارا هستند، حد متعادلی از مخاطره را در کار می پذیرند، علاقمند به دریافت بازخوردهای آنی در شغل و کارشان می باشند و از انجام کارشان لذت برده و ارضاء می شوند. در صورتی که بتوان چنین انگیزه ای را در افراد فعال نمود، آنها در حد بالایی در جهت اهداف سازمانی تلاش خواهند داشت. بر اساس این تئوری باید به افراد، توانایی ها و استعدادهایشان را شناسانید.(خدا بخشی،۱۳۸۸،ص ۱۰۱)
بر اساس این تئوری، کارکنان کوشش و پاداش های خود را برای کار مشابه، با کوشش ها و پاداش های دیگران مقایسه می کنند. به عبارت دیگر آنها داده های خود را به سازمان(مانند : تجربه، تحصیل، کوشش و …) با آنچه از سازمان دریافت می دارند (مانند حقوق، پاداش، رتبه و …) با سایر کارکنان همپایه مقایسه کرده و اگر نسبت داده ها به ستاده ها برابر باشد احساس برابری می نمایند. نابرابری ممکن است به دو گونه احساس شود. ممکن است فرد در مقایسه با دیگری پاداش بیشتری دریافت کرده باشد، یا اینکه از پاداش کمتری بهره مند شده باشد، که در هردو حالت دست به اقداماتی می زند تا شرایطی را به وجود آورد که احساس برابری کند. به عنوان مثال اگر دریابد که همکاراش حقوق و مزایای بیشتری دریافت می کند برای رسیدن به برابری اقدامات زیر را انجام می دهد:
-
- می تواند داده های خود را به سازمان تقلیل دهد و در واقع اقدام تلافی جویانه ای انجام دهد.
-
- می تواند روی دریافت حقوق و مزایای بیشتر پافشاری نماید(افزایش دریافتی).
-
- ممکن است به این نتیجه برسد که کارمند مورد مقایسه بهتر کار می کند یا دانش و مهارت بیشتری دارد و از این طریق به برابری برسد.
-
- ممکن است خدمت در سازمان را رها کند یا به واحد سازمانی دیگری منتقل شود.
مدیریت باید نه تنها برای ایجاد سیستم عادلانه پاداش تلاش کند بلکه از احساس و طرز تلقی کارکنان نسبت به نظام پاداش های سازمان اطلاع داشته باشد. تئوری برابری، مدل نسبتاً ساده ای را به منظور کمک به مدیران در تشریح و تفسیر و پیش بینی طرز تلقی کارکنان ارائه می دهد. (خدا بخشی،۱۳۸۸،ص۱۰۳)
بخش سوم : پیشینه تحقیق
۱– ۳ – ۲ پیشینه تحقیق در داخل کشور گل صنم لو ۱۳۷۸ به بررسی ارتباط سبک رهبری و اثر بخشی رفتار مدیران مدارس ابتدایی و راهنمایی پرداخته و نتایج تحقیق خود را به شرح زیر ارائه داده است:
-
- اکثریت مدیران مدارس ابتدایی و راهنمایی(۷۰%) رابطه گرا و اقلیت آنها(۳۰%) وظیفه گرا هستند.
-
- میان سبک رهبری و اثربخشی رفتار مدیران از دیدگاه مافوق و زیر دستان تفاوت معناداری وجود ندارد.
-
- بین اثر بخشی مدیران رابطه گرا و وظیفه گرا از دیدگاه مافوق و زیر دستان تفاوت معناداری وجود ندارد.
نیرومند ۱۳۷۸ در تحقیق خود در زمینه سبک رهبری مدیران و عملکرد دبیران چنین نتیجه می گیرد: هر چه سبک رهبری مدیران وظیفه مدار بوده تلاش دبیران در جهت ایجاد محیط سالم و سازنده در سطح پایین بوده است. در مواردی که سبک رهبری رابطه مدار حاکم بوده، عملکرد دبیران از نقطه نظر متغیرهای عملکردی مربوط در سطح بالایی ارزیابی شده است. منصوری ۱۳۷۹ در تحقیق خود به بررسی تاثیر سبک مدیریت (رابطه مداری، وظیفه مداری) در انگیزش شغلی معلمان متوسطه شهر تهران پرداخته است. که هدف از این پژوهش شناسایی نقطه نظرات دبیران در اربتاط با شیوه مدیریت و رهبری مدیران و میزان انگیزش شغلی آنان در جنبههای مختلف است و این که تاثیر مدیریت در رفتار و میزان انگیزش و کارآیی معلمان است. فرضیه اول تحقیق براساس یافتههای تحقیقات متعدد خارجی و داخلی در ارتباط سبک رابطه مداری و مدیریت که تاثیر مثبتی در انگیزش شغلی معلمان و روحیه و رضایت خاطر افراد دارد زیرا مدیران رابطه مدار به کارکنان خود اطمینان و اعتماد کافی دارند اگر چه نتیجه این تحقیق نشان داده است مدیران وظیفه مدار که وظایف و مسئولیتهای افراد مشخص میکنند و خودشان تصمیم میگیرند و کارکنان را صرفا در جریان تصمیمها قرار میدهند و اصولا اعتقاد براین است که این مدیران بیشتر پیرو تئوری X بوده و نیازهای سطوح را سبب انگیزش افراد میدانند ولی در این تحقیق نشان داده شده است که سبک مدیریت وظیفه سالاری در ایجاد انگیزش و روحیه و خشنودی معلمان تاثیر مثبت دارد. و نیز در یافته های دیگر نشان داد که بین جنسیت و انگیزش و نیز مدرک تحصیلی و همچنین سابقه کاری معلمان و انگیزش شغلی آنان رابطه مثبت وجود دارد. پاشا خوارزمی ۱۳۸۰ به بررسی سبک های رهبری مدیریتی و میزان اثر بخشی آنان در مدیریت آموزشی پرداخته است. نتیجه تحقیق حاکی از آن بود که میان سبک رهبری و اثربخشی رفتاری مدیران رابطه وجود دارد و مدیران رابطه گرا نسبت به مدیران وظیفه گرا اثربخشی رفتاری بالاتری دارند. مظلومی ۱۳۸۱ در تحقیق خود به بررسی رابطه شیوههای مدیریت (مشارکتی - آمرانه) با انگیزش شغلی معلمان مقطع ابتدایی مدارس استثنایی شهر تهران پرداخته است. که هدف اصلی از این پژوهش تهیه پاسخ مناسب به این پرسش است که آیا بین شیوههای مدیریت مشارکتی و آمرانه با انگیزش شغلی معلمان رابطهای وجود دارد یا نه؟ روش نمونهگیری: با توجه به مفروضههای مدل آماری پژوهش و نوع مطالعه از روش نمونهگیری تصادفی ساده استفاده شده است روش پژوهش: در پژوهش حاضر روش تحقیق از نوع همبستگی است ابزار اندازهگیری: ابزار اندازهگیری پژوهش را یک پرسشنامه ۳۶ سوالی سبک مدیریت و یک پرسشنامه ۲۶ سوالی انگیزش شغلی تشکیل میدهد طرح پژوهش: از روشهای موسوم به مجذور کای، آزمون t، آزمون میانه استفاده شده است نتیجه کلی: رابطه بین سبک مدیریت مشارکتی و آمرانه با انگیزش شغلی معلمان، از لحاظ آماری معنادار نیست. کشاورز ۱۳۸۲ در تحقیق خود به بررسی رابطه سبک های رهبری مدیران (رابطه مدار- ضابطه مدار) در روحیه دبیران مدارس راهنمایی پسرانه شهر تهران پرداخته است. که فرضیه وی در این تحقیق این بوده است که بین سبک رهبری رابطه مدار با روحیه دبیران مدارس راهنمایی رابطه مستقیم وجود دارد. و همچنین بین سبک رهبری ضابطه مدار با روحیه دبیران مدارس راهنمایی رابطه مستقیم وجود دارد. که در نهایت به این نتایج دست یافت که بین سبک رهبری مدیران و روحیه دبیران رابطه معنادار وجود دارد به طوریکه تحت تأثیر دو سبک رهبری رابطه مدار- ضابطه مدار به صورت مستقیم و معناداری است. ایمنی ویرثق ۱۳۸۴ در تحقیق خود بررسی رابطه سبک رهبری مدیران مدارس سما با انگیزش شغلی معلمان براساس نظریه مک کله لند پرداخته است. هدف پژوهش بررسی رابطه سبک رهبری مدیران مدارس سما با انگیزش شغلی معلمان براساس نظریه مک کله لند جهت ارائه طریق بر مدیران روش نمونه گیری: کلیه معلمان در منطقه ۸ دانشگاه آزاد اسلامی مشتمل بر ۴۵۰ نفر و نمونه آماری براساس جدول تاکمن ۲۰۶ معلم انتخاب گردید روش پژوهش: روش این تحقیق روش همبستگی است. نتیجه کلی: فرضیه مطروحه مبنی بر همبستگی بین سبک رهبری رابطه مدار با انگیزش شغلی معلمان براساس مولفههای پیشرفت، قدرت و وابستگی می باشد. برهمین اساس فرضیه مورد تائید قرار گرفت و عدم همبستگی بین سبک رهبری ضابطه مدار با انگیزش شغلی معلمان براساس نظریه مک کله لند می باشد. سیدقراعینی، ۱۳۸۶، در پژوهشی با عنوان ” بررسی رابطه بین سبکهای رهبری مدیران و فرسودگی شغلی دبیران دبیرستانهای ارومیه ” که هدف این تحقیق بررسی و شناسایی سبکهای رهبری مدیران و رابطه آن با میزان فرسودگی شغلی دبیران بود. سبکهای رهبری مدیران در قالب سبکهای رابطه مدار و وظیفه مدار و فرسودگی شغلی دبیران، در کل و ابعاد سه گانه فرسودگی عاطفی، مسخ شخصیت و عدم موفقیت فردی مورد بررسی قرار گرفت. روش تحقیق، پیمایشی مقطعی بود برای انجام دادن این پژوهش ۱۵۲ دبیر و ۳۰ مدیر با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. نتایج تحقیق نشان داد که میزان فرسودگی شغلی دبیرانی که مدیران آنها سبک رهبری مشارکتی را اعمال می کنند، بیشتر از دبیرانی است که مدیران آنها دارای سبک رهبری رابطه مدار هستند (نمونه مورد بررسی فاقد مدیر وظیفه مدار بود). ۲ – ۳ – ۲ پیشینه تحقیق در خارج از کشور اوکال وریهامر[۹] (۲۰۰۰) نشان داد که سبک رهبری بر کار گروهی و محیط سازمانی تأثیر می گذارد و محیط سازمانی نیز برای خلاقیت و بازده سازمان اثر می گذارد، اگر چه نیز می تواند به طور غیر مستقیم بر روی بازده سازمان تأثیر داشته باشد. دانبم تایلور[۱۰] (۲۰۰۰) با پژوهش خود در آمریکا نشان داد که چنان چه سبک رهبری مدیران از انعطاف پذیری بیشتری برخوردار باشد میزان رضایت شغلی پرستاران و کارایی آنها افزایش خواهد یافت و همچنین از روسای پرستاری، سبک رهبری بر رضایت شغلی در حد خیلی موثر قرار دارد. بوگلر[۱۱] (۲۰۰۱) تأثیر سبک رهبری مدیران مدارس را بر رضایت شغلی معلمان بررسی کرد و ۹۳۰ معلم را مورد مطالعه قرار داد. یافته ها نشان داد که اصول رهبری مشارکتی تأثیر زیسادی در رضایت شغلی معلمان دارد. مایک ولیس[۱۲] (۲۰۰۵) در دانشگاه ویندسور در تحقیقی تحت عنوان ارتباط سبک رهبری با فرهنگ سازمانی و رضایت شغلی اعلام می دارد که تفاوت قبول ملاحظه ای بین سازمان هایی که با رهبری قوی تحول گرا اداره می شوند با سازمان هایی که با رهبری ضعیف تحول گرا اداره می شوند وجود دارد. در سازمان هایی که مدیران تحول گرا داشته اند، توفیق در اهداف سازمانی بیشتر بوده است، کار تیمی بهتر انجام می شده است، مشتریان بهتر اداره می شدند و رضایت شغلی بیشتر بوده است.( به نقل از حاجی محمدی، ۱۳۹۱، ص ۱۱۸)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
قربان نیا،ناصر،پیشین،ص۸۹٫ ↑ دمج،اسامه؛اجرای حقوق بشردوستانه بین المللی توسط نیروهای مسلح،فصلنامه پژوهش حقوق عمومی،پاییز ۱۳۸۴،ص۴۰ ↑ Heintschel, Wolff; Heinegg, von’ International Humanitarian Law Facing New Challenges’’, Springer Publishing, first Edition, 2007, p55. ↑ Allhoff, Fritz ; Lin, Patrick; Moore, Daniel,’’ What Is Nanotechnology and Why Does It Matter: From Science to Ethics, Wiley-Blackwell; 1 edition,2010,p116 ↑ فلک،دیتر؛حقوق بشردوستانه در مخاصمات مسلحانه،ترجمه سید قاسم زمانی و نادر ساعد،انتشارات موسسه حقوقی شهر دانش،چاپ اول،تهران،۱۳۸۷،ص۲۲۵٫ ↑ قربا نیا،ناصر؛اخگری بناب،نادر؛عدم کاربرد سلاح های هسته ای در پرتو اصل تفکیک(با رویکرد اسلامی)،فصلنامه حقوق اسلامی،سال هشتم،شماره ۲۸،بهار ۱۳۹۰،ص۸۱٫ ↑ ۲۰th International Conference of the Red Cross, Res. XXVIII,paras 60 and 429. ↑ ۲۷th International Conference of the Red Cross and Red Crescent, Plan of Action for the years 2000–۲۰۰۳ (adopted by consensus) ,para 433. ↑ رابرتس،آدام؛حقوق جنگ در مخاصمه ۱۹۹۰-۹۱ خلیج فارس،ترجمه حسین شریفی طراز کوهی،چاپ شده در مجموعه مقالات کتاب حقوق بشردوستانه بین المللی،نشر میزان،چاپ اول،۱۳۹۰،ص۳۴۲٫ ↑ precautionary measures ↑ Henckaerts, Jean-Marie ; Doswald-Beck, Louise ; Alvermann, Carolin,’’ Customary International Humanitarian Law: Volume 1, Rules’’, Cambridge University Press,2005,below p 47. ↑ Fleck, Dieter,’’ The Handbook of International Humanitarian Law’’, Oxford University Press; 3th edition, 2013,p468 ↑ Ibid,p469. ↑ Greenwood, Christopher; The Advisory Opinion on nuclear weapons and the contribution of the International Court to international humanitarian law, International Review of the Red Cross, No. 316,1997,p65. ↑ متن کامل این اعلامیه در پایگاه موسسه حقوق بین الملل پارس قرار داده شده است.برای اطلاعات بیشتر ن.ک به :
 http://www.internationallaw.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=321:2014-08-05-06-14-42&catid=83&Itemid=560 ↑ See for example :Vanda Lamm, Protection of Civilian Nuclear Installations in Time of Armed Conflicts, https://www.oecd-nea.org/law/nlb/nlb-72/029_038.pdf,p3. ↑ See for example the ICRC Commentary Report in 1987 of article 56.also can be found on the following link: http://www.icrc.org/applic/ihl/ihl.nsf/Comment.xsp?viewComments=LookUpCOMART&articleUNID=3376730ECD9DF7B1C12563CD0051DD37 ↑ ممتاز،جمشید؛حمایت از محیط زیست مطابق کنوانسیون های ژنو(با اشاره به جنگ اول خلیج فارس:اشغال کویت)، ترجمه حسین شریفی طراز کوهی،چاپ شده در مجموعه مقالات کتاب حقوق بشردوستانه بین المللی،نشر میزان،چاپ اول،۱۳۹۰،ص۳۱۴٫ ↑ ضیایی بیگدلی،محمد رضا؛حقوق بین الملل عمومی،انتشارات گنج دانش،ص ۴۸۶٫ ↑ List and Others (Hostages Trial) ↑ ممتاز،جمشید؛حمایت از محیط زیست مطابق کنوانسیون های ژنو(با اشاره به جنگ اول خلیج فارس:اشغال کویت)،پیشین،صص۳۲۰-۳۲۱٫ ↑ International Committee of Red Cross,'’ Rule 1. The Principle of Distinction between Civilians and Combatants,’’ https://www.icrc.org/customary-ihl/eng/docs/v2_rul_rule57,p1(last visit 15/11/2014) ↑ اختیارات دول متخاصم در طبقه بندی افراد مشارکت کننده در عرصه مخاصمات به عنوان رزمنده و غیررزمنده غیر از زمان وقوع مخاصمات به بعد از آن نیز تسری پیدا می کند کما اینکه در مورد عفو عمومی رزمندگان در بند ۵ ماده ۶ پروتکل دوم الحاقی به کنوانسیون های چهارگانه ژنو در مورد مخاصمات مسلحانه داخلی این چنین مقرر شده است: ((مقاماتی که در پایان مخاصمات،قدرت را در دست می گیرند،باید تلاش کنند افرادی را که در درگیری های مسلحانه شرکت داشتند و یا در خلال آن،اسیر یا بازداشت کنند،عفو نمایند.))برای اطلاعات بیشتر دراین مورد ن.ک به: رمضانی قوام آبادی،محمد حسین؛مرور زمان در حقوق بین الملل کیفری،فصلنامه حقوق دانشگاه تهران،دوره ۴۳،شماره ۴،زمستان ۱۳۹۲،صص ۸۰-۸۱٫ ↑ Crowe, Jonathan and Scheuber, Kylie Weston,’’ Principles of International Humanitarian Law, Edward Elgar Publishing,2013,p45. ↑ فیروزی،مهدی؛ حمایت از کارکنان پزشکی در مخاصمات مسلحانه از منظر حقوق بین الملل بشر دوستانه و فقه امامیه،فصلنامه فقه،زمستان ۱۳۹۱،شماره ۷۴،ص۴۶٫ ↑ فیروزی،مهدی؛پیشین،ص ۴۶٫ ↑ Ibid,p45. ↑ ضیایی بیگدلی،محمد رضا؛حقوق بین الملل بشردوستانه،انتشارات گنج دانش،چاپ دوم،۱۳۹۲،ص۱۰۴٫ ↑ Cantor, David and Durieux, Jean-François ,’’ Refuge from Inhumanity? War Refugees and International Humanitarian Law’’, Martinus Nijhoff Publishers,2014,p236. ↑ Ibid,p236 ↑ Ibid,p237 ↑ Fleck, Dieter,’’ The Handbook of International Humanitarian Law’’, Oxford University Press,2013,p82. ↑ بر مبنای تعریفی که توسط کمیته دائم بین نهادی سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۱ در مورد ماهیت اعمال افراد حمایت کننده بین المللی در عرصه مخاصمات مسلحانه منتشر نمود؛این چنین نظر داد که ((کلیه فعالیت هایی که به هدف تضمین احترام کامل به حقوق افراد بر مبنای صورت و باطن نهادهای مرتبط حقوق بشر،حقوق بشردوستانه و حقوق پناهندگی صورت می پذیرد)) اعمال حمایت کننده بین المللی تلقی می شود.برای اطلاعات بیشتر دراین زمینه ن.ک به : Arnold, Roberta and Quénivet, Noëlle N. R,’’ ↑ Cantor, David and Durieux, Jean-François ,Op.Cit, below pp 234-235. ↑ دیوان بین الملل کیفری برای یوگسلاوی سابق در قضیه تادیچ به تمییز میان مفهوم غیررزمندگان از غیرنظامیان پرداخته است بدین صورت که مقرر می دارد.: ((ماده ۳ مشترک که منعکس کننده ((ملاحظات اولیه بشریت))که بر اساس حقوق بین الملل عرفی در هر مخاصمه مسلحانه ای قابل اعمال می باشد،مقرر می دارد که دول متعاهد در یک مخاصمه مسلحانه با ماهیت غیربین المللی،ملزم می باشند که حداقل با موارد ذیل منطبق باشند:اشخاصی که در تخاصمات،نقش فعال ندارند از جمله اعضای نیروهای مسلح که تسلیحات خود را بر زمین گذاشته و انهایی که به واسطه بیماری ،زخم ها،بازداشت یا سایر عوامل دیگر غیرزمنده محسوب می شوند می بایستی در تمامی شرایط به صورت انسانی مورد رفتار قرار گیرند.پروتکل اول الحاقی،غیرنظامیان را با استثنای اسیران جنگی و نیروهای مسلح تعریف کرده و در موارد تردید به عنوان غیرنظامی محسوب نموده است.با این حال،این تعریف از غیرنظامیان مندرج در ماده ۳ مشترک ،فورا قابل اعمال بر جرایم علیه بشریت نبوده چرا که این ماده جزیی از حقوق یا عرف های جنگی بوده و تنها می تواند با قیاس اعمال شود.وضعیت مشابهی بر تعریف مندرج در پروتکل اول الحاقی و تفسیر کمیته بین المللی صلیب سرخ از غیرنظامیان که هر دو مورد آنها از تفسیر وسیع عبارت((غیرنظامی)) دفاع می کند،قابل اعمال می باشد. به هر حال،آنها و به ویژه ماده ۳ مشترک راهنمایی هایی را در پاسخ به مشکل ترین سوال ارائه می دهند:به ویژه اینکه آیا اعمالی که بر علیه فردی که نمی تواند به عنوان((غیررزمنده)) سنتی محسوب گردد به این دلیل که با عضویت خود در برخی از اشکال گروه های مقاومت در مخاصمات مسلحانه فعالانه شرکت دارند ؛انجام می گردد می تواند در صورتی که آن اعمال در پیشبرد یا به عنوان حمله ای بر علیه یک جمعیت غیرنظامی ارتکاب یابند؛متضمن جنایات علیه بشریت گردد؟))برای اطلاعات بیشتر دراین باره ن.ک به: ICRC,’’ Customary International Humanitarian Law: pt. 1-2. Practice’’, Cambridge University Press,2006,p106. ↑ ضیایی بیگدلی،محمد رضا؛حقوق بین الملل بشردوستانه،پیشین،ص ۱۰۳ ↑ ضیایی بیگدلی،محمد رضا؛حقوق بین الملل بشردوستانه،پیشین،ص ۱۰۳ ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فصل دوم :روابط سیاسی کویت و بوشهر از سال ۱۸۵۰ تااستقلال کویت( ۱۹۶۱ میلادی) در فصل پیش بر این نکته اشاره شد که دولت عثمانی خود را مالک شیخ نشین کویت میدانست و همواره این مسئله به علاوه مسئله طرح پیش بینی شده راه آهن برلین-بغداد-کویت و شاخه های فرعی آن که تا صفحات داخلی و جنوبی ایران نیز،برنامه ریزی شده بود، ،مسائل دیگری را به دنبال خود داشت و اوضاع سیاسی منطقه خلیج فارس را تحت تاثیر خود قرار میداد . از سال ۱۸۷۱م/۱۲۹۸ق، عثمانی ها در حال توسعه قلمرو خود در شرق جزیره العرب بودند ،مدحت پاشا والی بغداد یکی از عوامل این سیاست بود . در سال ۱۸۶۶م، نشانه هایی بود که باب عالی قصد استیلا بر کویت را دارد و در سال ۱۸۶۹م،استنباط شد که بحرین را اقلیمی تابع خود می شمارد . در سال ۱۸۷۱م،عثمانی اعلام کرد که می خواهد بر مرکز جزیره العرب و بحرین و کویت سیطره یابد .این موضوع در حالی می خواست انجام بگیرد که کویت با مسلح کردن نیروهای کمکی و انتقال نیروی دریائی برای این هدف توسط باب عالی عثمانی به عاریت گرفته شده بودند . (لوریمر، ۱۳۸۸ : ۲-۲۰۱) این در حالی بود که بحرین متعلق به ایران و تحت فرماندهی دریاداری بندر بوشهر بود .حال آنکه میتوان نتایج تسلط عثمانی و کویت بر جزیره بحرین را در ارتباط با نارضایتی حاکم بوشهر در این مسئله مورد بررسی دقیق تری قرار داد.
 پس از آنکه خطر پیوستن راه آهن برلین-بغداد به کویت پیش آمد ،موجب هراس دولت انگلستان و کنسول های آن دولت در بوشهر شد و تجهیزات نظامی خود را از سراسر نقاط خلیج فارس به سمت کویت رهسپار کرد .این داستان راه آهن با مسئله ادعای مالکیت عثمانی بر کویت،تلفیق گشت . روزنامه حبل المتین می نویسد ؛ علم دولت عثمانی را که یکی از افسران ترک در کویت بلند نموده بود ،با عکس العمل دولت انگلستان مواجه گشت .یکی از افسران بحری انگلیس آن علم را فرود آورد و علم شیخ کویت را به مانند سابق برافراشت.در پس آن ،شیخ مبارک همواره مطالب ضروری در این خصوص را به ژنرال کنسول انگلیس در بوشهر،مرتبا گزارش می داد .از طرف دولت بریتانیا ،به جهاز جنگی انگلیس-لارنس- دستور داده شد از بوشهر به جانب کویت رهسپار گردد . (حبل المتین،۲۶ رمضان،۱۳۱۹ ق/۶ ژانویه ۱۹۰۲ م،س۹،ش ۱۲،ص ۶) همواره میان والی بغداد –ابن رشید- و شیخ کویت بر سر اینکه کویت زیر سلطه عثمانی باشد یا مستقل ،درگیری فراوانی وجود داشت.اما در خصوص دخالت کنسول های انگلیسی مقیم بوشهر در اوضاع کویت ،حبل المتین می نویسد: شیخ مبارک کویت،خود را تابع حکومت عثمانی نمی داند و از طرفی والی بصره سعی نمود که شیخ کویت را به اطاعت دولت عثمانی مجبور کند .از آن زمان به بعد هم دولت انگلیس در بندرگاه کویت لنگر انداخت و در سه نوبت ،کنسول انگلیسی مقیم بوشهر به کویت رفت واقدامات لازم را جهت رفع مشکلات پیش آمده ،انجام داد .(حبل المتین ،۱۸ جمادی الاول۱۳۱۹ق/۲ سپتامبر ۱۹۰۱م،س ۸/ش ۴۵/صص ۲۰-۱۹) بدین ترتیب مشاهده میشود که در لحظه عدم حضور کنسول های انگلیسی در کویت، بوشهر نقش ایستگاه کنترل از راه دور اوضاع سیاسی کویت را ایفا می کرد و حتی مواقعی که ضروری می دانست ،ماموران خود را به آن شیخ نشین اعزام میداشت تا به شخصه و به طور مستقیم ،اوضاع را کنترل کنند . طی مسافرت ها و بازدیدهایی که از طرف نمایندگان باب عالی بریتانیا و یا حتی خود نائب السلطنه هندوستان به خلیج فارس میشد ،همواره در مسیر حرکت هند تا کویت ،بوشهر مهمترین استراحتگاه برای اینان محسوب می شد .به عنوان در سرکشی که لرد کرزن از هندوستان به طرف خلیج فارس و با قصد عزیمت به کویت انجام داد، هم در رفت و هم دربازگشت کرزن و همسرش در بندر بوشهر اقامت گزیدند .(امیرهوشنگ انوری، گزیده مقالات ،اخبار و روزنامه های مهم درباره خلیج فارس-۱۳۲۰تا ۱۲۵۳ ه.ش-، تهران، بنیاد ایران شناسی،۱۳۸۷ ،ص ۱۷۳ ) نقش بندر بوشهر در مسیر آبی هند به کویت حکم منزلگاه و یا کاروانسرایی را برای اطراق مسافران و تجار و حتی سپاه نظامی در خشکی ،ایفا می کرد . همین نکته مسبب توجه ویژه دولت انگلستان به این بندر شد و بدین ترتیب بوشهر به عنوان مهمترین مرکز کنسول سیاسی انگلستان در خلیج فارس تلقی گردید . در سنه ۱۳۲۱ق،زمانی که لرد کرزن از هندوستان به سمت ساحل جنوب ایران حرکت کرد . علاء الدوله که فرمانروای وقت ایالت فارس بود، مامور استقبال از وی در بوشهرگردید . لرد کرزن پس از دیدار از کویت و بررسی اوضاع آن از نزدیک، در ۲۷ رمضان همان سال، وارد بوشهر شد و سالار معظم حاکم بوشهر با کشتی پرسپولیس از لرد کرزن استقبال کرد . (سعادت کازرونی، ۱۳۹۰ : ۸-۱۳۷) لرد کرزن ، معتقد بودبندر بوشهر با اینکه برای بندر بودن چندان مهم نمی باشد،فعلا یک بندری محسوب می شود که در جنوب ایران مورد توجه است و تصور شده است که این نقطه یک روزی ایستگاه آخر راه آهن ایران خواهد شد ولی غافل از این نکته که در مسیر راه آن ،موانع طبیعی زیادی وجود دارد . .(محمود محمود،۱۳۷۸، ج ۵ :۵۷ )در داستان راه آهن هندوستان قرار بر آن بنا گذاشته شده بود که راه آهن بغداد که ایستگاه انتهایی آن کویت باشد ،با شاخه هایی به تهران و صفحات داخلی ایران و از شاخه ای دیگر به گفته لرد کرزن ، راه آهنی از جنوب ایران عبور داده شود و بین محمره از راه خشکی تا کراچی و هندوستان کشیده شود . بدین ترتیب راه آهن بغداد شاخه اصلی آن بود که تا کویت منتهی میشود و راه آهن بغداد – ایران – کراچی شاخه فرعی آن بود . .(محمود محمود،۱۳۷۸، ج ۵ :۶۱ )لرد کرزن در ادامه می گوید راه آهن هندوستان که قرار است در امتداد ساحل شمالی خلیج فارس که نقطه اول آن محمره از راه بوشهر-لنگه-بندرعباس-جاسک-گوادر و از آنجا به کراچی کشیده شود ، از نظر کرزن این راه مفید نخواهد بود زیرا این قسمت فاقد وسایل حیاتی است و مناسب نمی باشد و این راه درآمدزایی کافی ندارد و به حال ایران مفید نخواهد بود . .(محمود محمود،۱۳۷۸، ج ۵ :۶۱ ) اگر چنانچه طرح این راه اجرا می گردید و در سواحل شمالی خلیج فارس ،بندر بوشهر در مسیر راه آهن قرار می گرفت ،چه بسا در رفت و آمد به کویت از راه خشکی هم مثمر ثمر واقع می گردید .اما نه این خط و نه راه آهن کویت هیچ کدام به واقعیت نپیوستند و تنها در یک مقطع زمانی خاص، اوضاع خلیج فارس را متشنج ساخت . امارت کویت در مسیر سیاست بریتانیا بود . زیرا در خلال مدت مطرح بودن راه آهن بغداد به کویت ،کویت برای بریتانیا درخور اهمیت بوده است .عثمانی ها کوشش فراوانی کردند که بر این مکان سیدت داشته باشند. در اوایل ۱۸۹۹م،شیخ مبارک حاکم کویت متنی را امضا کرد که به موجب آن کویت همانند عمان متصالح حق نداشت با هیچ دولت بیگانه ای جز بریتانیا رابطه برقرار کنند و حق نداشته باشند بدون اجازه بریتانیا در مسایل اقلیمی تصمیم بگیرند . دولت بریتانیا هم تعهد کرد که کویت را در مسائل خارجی اش یاری رساند . (لوریمر،۱۳۸۸ : ۲۶۶)هنوز این توافقنامه کاملا به امضا نرسیده بود که عثمانی وسایلی برانگیخت که بر کویت سیطره یابد و مدیری از بصره به بندر کویت فرستاد تا با یک نیروی نظامی ،بندر کویت را زیر نظر داشته باشد . (لوریمر،۱۳۸۸ : ۲۶۶) کنسول های انگلیسی که دو نقطه استراتژیکی بندر بوشهر و کویت را مورد توجه ویژه و خاص خود قرار داده بودند ، به منظور نظارت دقیق تر به طور مداوم از بندر بوشهر به سمت کویت در رفت و آمد و سرکشی بودند . نماینده انگلیسی مقیم بوشهر با نام «آدمیرال ادموند» پود که به منظور بازدید از بوشهر با ناو سلطنتی لارنس آمده بود، از کویت دیدار نمود . .(سرپرسی کاکس،۱۳۷۷ :۳۱) عثمانی ها در نقشه ای که برای تسلط بر کویت کشیده بودند ،شکست خوردند، برای زیان رساندن به حاکمیت کویت راه دیگری در پیش گرفتند .در ۱۹۰۲ م،پایگاه نظامی در صفوان و ام قصر و جزیره بوبیان تاسیس کردند . (لوریمر،۱۳۸۸ : ۲۶۷)در تابستان ۱۹۰۲م،پایگاهی در عثمانی تاسیس شد تا به عملیاتی چون راهزنی دریایی بر ضد شهر کویت بپردازند . (لوریمر،۱۳۸۸ : ۲۶۷) اما انگلستان در داستان تسلط بر کویت و خارج ساختن آن ازسلطه عثمانی و همچنین در استراتزی ها و منافع اقتصادی و سیاسی اش، در بندر بوشهر،بی رقیب نبود و همواره سایه سنگین رقبایی مانند روسیه و فرانسه را در این بنادر، احساس می کرد و از نیمه قرن نوزده تا اواسط قرن بیستم، همواره با آنان در تضاد منافع سیاسی و اقتصادی،به سر میبرد و طبیعتا رقابت بر سر این دو بندر و تصاحب موقعیت های ویزه آنها، در تعیین روابط این دو بندر تاثیر مستقیم و سویی را به همراه می داشت. سفیر ملکه انگلستان در تهران از تفاهم میان فرانسه و ایران آگاه شده بود . در ۷ ژوئن ۱۸۹۹م ،تلگرافی برای نمایندگی سیاسی در بوشهر فرستاد و نظر خود را در این موضوع بیان داشت . مقاله ای که روزنامه «نوورمیا» ،در سن پطرزبورگ در شماره ۱۳ در ۲۶ سپتامبر ۱۹۰۱م،منتشر کرد ، از همکاری روسیه و فرانسه در خلیح فارس،به ویژه در بندربوشهرحکایت میکرد . همچنین از روابط نزدیک میان افسران کشتی های جنگی فرانسه و روسیه در خلیج فارس خبر میداد که میخواستند در خلیج فارس سیاست مشترکی علیه انگلستان در پیش گیرند .. سفر مشترک رزمناو روسی با نام «بویارین» رزمناو فرانسوی با نام «اینفرنت» به بوشهر و کویت و بندر لنگه در ۱۹۰۳م،دلیل دیگری بر اتحاد فرانسه و روسیه بود .(لوریمر،۱۳۸۸ : ۲۵۱) سفر رزمناو ژیلیاک در آغاز چیزی نبود به جز یک سلسله تظاهرات و مانور دریائی روسیه که هدف های سیاسی را تعقیب می کرد. این نوع قدرت نمائی در منطقه خلیج فارس برای تامین مصالح دولت روسیه کافی نبود . رزمناو ژیلیاک که هرچند کوچک بود ولی مسلح به سلاح های سنگین بود . از بوشهر به بصره حرکت میکرد و پنچ تا هفده روز در بصره توقف میکرد و هنگام بازگشتش در کویت پهلو می گرفت و دوباره به بوشهر می رسید .کشتی روسی ژیلیاک که یک بار قصد عزیمت به بصره و کویت را داشت به دلیل مانور نظامی بریتانیا ،در این دو ناحیه مذکور، از رفتن به آن نقاط منصرف شد . (لوریمر، ۱۳۸۸ : ۲۴۹) نقش حضور عناصر انگلیسی در کویت و حفاظت نظامی از این نقطه در نوع خود حائز اهمیت است . سفر چهارم رزمناو روسی مسلح از درجه دوم که نامش بوریارین[۱۱] بود و یک کشتی فرانسوی با نام اینفرنت[۱۲] که آن را همراهی می کرد، هردو پس از کمی توقف در مسقط در ۲۸ فوریه ۱۹۰۱م،به بوشهر رسیدند . در بوشهر،سرکنسول روسی با نام پاسیک[۱۳] ، پس از تعارفات و اظهار دوستی با حکام محلی ایرانی،رهسپار کویت شدند و از پنجم تا هشتم مارس ،در کویت ماندند . (لوریمر، ۱۳۸۸ :۲۵۰) این حرکت بیانگر توافق سیاسی فرانسه و روسیه در منطقه خلیج فارس است علیه انگلیس که در کویت مانور نظامی می داد . روابط سیاسی میان بندر بوشهر و شیخ نشین کویت،به صورت اعزام نمایندگان سیاسی در دو بندر، برقرار بود. در خصوص نام نماینده اعزامی حاکم بوشهر در کویت،اطلاع دقیقی در دست نیست. اما نماینده کویت در بوشهر، «نجف بن غالب» نام داشت . بنا به شواهد به نظر میرسد که وضعیت اجتماعی این نماینده ها در شرایط نه چندان مساعدی قرار داشته است و این خود نمایانگر وضعیت سیاسی در روابط نیز بوده است. در شب ۲۴ اوت ، در منزل مسکونی عربی به نام نجف بن غالب ،نماینده شیخ کویت در بوشهر،سرقتی شد و صاحبخانه که به اتفاق یکی از دوستانش شب را بیرون از منزل گذرانیده بود . در موقع مراجعتش در میابد که خانه اش مورد دستپرد واقع شده و از پول نقد گرفته تا اجناس ، کلا به ارزش ۱۰۰۰۰ روپیه به سرقت برده شده است .همگان بر این باور بودند که این دزدی توسط تعدادی توپچی های ساکن در شهر انجام گرفته و متخلفین را باید به مجازات رساند . اما علیرغم وعده های پی در پی هیچ اقدام کارسازی به عمل نیامد و برای نماینده دولت انگلستان الزامی بود که در پاسخ به درخواست دوستانه کویتی ها از طرف آنها به گونه ای فعال در این ماجرا مداخله نماید .(سرپرسی کاکس،۱۳۷۷ :۲۴) از بندر بوشهرتوسط کنسولگری بوشهر،تعدادی شناور به منظور فروش ،به بحرین انتقال داده شدند .در راه حین بردن آن ها، توسط دزدان دریایی که از آن حوالی بودند ،عملیاتی خلاف قانون صورت گرفت/، شیخ مبارک امیر کویت از این حادثه بسیار برانگیخته شد و نماینده سیاسی مقیم را نزد دریابیگی در بوشهر شکایت برد ،اما چون نتیجه ای نگرفت با وزیر مختار انگلیس تماس گرفت و جریان را به اطلاع ایشان رسانید .ضمن آنکه مقارن همین اتفاق به افسران ارشد نیروی دریایی دستور داده شد تا با ناو جنگی اسفینیکس[۱۴] راهی دیر شده و محل سکونت دقیق دزدان دریایی را کشف کند که به هر حال هیچ یک از این اقدامات نتیجه ای دربر نداشت . از طرفی شیخ کویت مصرانه از نمایندگی سیاسی انگلیس در بوشهر خواست تا چنانچه انگلیسی ها برای نابودی آن دزدان آمادگی ندارد ،اجازه دهند که او خود جهازی مسلح به منطقه اعزام داشته تا ضمن اجرای این هدف به طور کلی شناورهای کویتی را هم در راس خلیج فارس تحت حفاظت درآورده که سرانجام ماجرا دولت انگلستان بنا به دلایلی به این پیشنهاد پاسخ رد داد . .(سرپرسی کاکس،۱۳۷۷ :۵۳)سرانجام با تلاش کنسولگری انگلیس در گناوه ،جهاز دزدان دریایی که در خود گناوه لنگر انداخته بودند ،مصادره و به بوشهر برده شد . اما نماینده سیاسی انگلیس از آن بیم داشت که در حین محاکمه آنان در بوشهر به آنان اجازه فرار داده شود .با آنکه جریان محاکمه در دادگاه بوشهر به ضرر انگلستان تمام شود ،بنابراین خواستند تا آنها را جهت محاکمه به شیخ خرمشهر تحویل داده شوند .شناور حامل دزدان دریایی در سر راه خود در کویت توقف نمود و اسرا به شیخ مبارک که با آنان آشنا بود ،نشان داده شد –آن اشرار مدت ها قبل ساکن کویت بودند که به علت سوء شهرتشان از آنجا رانده شده بودند ،این دزدان پسران حمیدی شیخ عربی بودند که به دزدی دریایی مشهور بودند- . .(سرپرسی کاکس،۱۳۷۷ :۵۵) نامه ای از طرسوبرنیا –یکی از کارگزاران انگلیسی در خلیج فارس-، مورخ ۲۹ ذی القعده سال ۱۲۸۲(۱۶ آوریل ۱۸۶۶)به بوشهر رسیده است که در آن خبر داده شده بود که زورق هایشان دستخوش طوفان شده و در پی این رخداد برای تعمیر به جزیره بحرین برده شده بود ولی شیخ بحرین اجازه تعمیر آن را در آنجا نمیدهد و آنان را مجبور می کند که کشتی شکسته اشان را به فاو ببرند. در پی آن در راه ۱۸۰ قطعه از کشتی شکسته دزدیده می شود و به کویت حمل می کنند .در این هنگام شیخ محمد مغیری از کویت و عبدالله بن سلمان از قطیف که در آن حین در بوشهر بودند ،شهادت میدهند که قطعات دزدیده شده زمان پیاده شدن موقت قطعات کشتی شکسته ،در بندر بوشهر دزدیده شده بودند . (لوریمر، ۱۳۸۸ : ۲۱۳)شهادت شیخ کویتی علیه بوشهر در این داستان حائز اهمیت است . فصل سوم :روابط اجتماعی و اقتصادی کویت و بوشهر از سال ۱۸۵۰ تااستقلال کویت( ۱۹۶۱ میلادی) با آغاز سال ۱۷۸۹م،بوشهر تنها بندر ایران بود که با بصره در عراق عثمانی رقابت می کرد و همپای این بندر ایرانی، کویت نیز از مراکز عمده صدور کالا به عراق عثمانی رقابت می کرد . این موقعیت کویت در حالی اتفاق افتاده بود که از سال ۱۷۹۳تا ۱۷۹۵م، ایستگاه نهایی انگلیسی ها در ناحیه شرقی به جای بصره، کویت قرار داده شد . (لوریمر، ۱۳۸۸ : ۱۴۷)در این ایام حمل کالای تجاری از کویت وبندر بصره به بندر بوشهر صورت میگرفت . (لوریمر، ۱۳۸۸ :۱۵۰) بدین ترتیب به نظر میرسد که این زمان ،بصره موقعیت تجاری و سیاسی خود را به کویت بخشیده و همراه بندر بوشهر دو نقطه مهم و استراتژیکی در ترانزیت کالا به طور همزمان به شمار می روند . کاروان هایی که از مسیر تهران-اصفهان-شیراز به بندر بوشهر می رسید، با کشتی های کوچک یا بلم هایی از این بندر به بندر بصره برده میشد و در آنجا آن کالاها در کشتی های بزرگ بارگیری می شدند و به سواحل غربی خلیج فارس و بندر کویت ،می بردند .بار این کشتی ها با مروارید و ماهی و خرما در آن ناحیه تعویض میشد .(ج.ج.لوریمر،وقایع نگاری خلیج فارس،ترجمه:عبدالمحمدآیتی،بنیاد ایران شناسی،۱۳۸۸،ص۲۰۷) کالاهایی که بر روی کشتی های بومی از ناحیه غربی هند و مسقط و شرق آفریقا میرسد و نیز از عدن و خط ساحلی جزیره العرب و همچنین کاروان هایی از مشهد و هرات و از مناطق جنوبی آسیای میانه نیز کاروان هایی از راه تهران و اصفهان و شیراز به بوشهر میرسیدند ،با بلم های کوچکی به بندر بصره منتقل می شدند و در آن بندر سوار بر کشتی های بزرگ بارگیری میکردند و رهسپار سواحل دیگر خلیج فارس به بنادر غربی خط ساحلی خلیج فارس به ویژه کویت منتهی می شدند . (لوریمر، ۱۳۸۸ :۲۰۷) در اینجا داستانی نقل می شود که حاکی از وضعیت تجارت و گمرک بوشهر در جریان مبادلات تجاری بین دو بندر مذکور می باشد . حاجی میرزا مهدی خان ،رئیس گمرک بندر دیلم که از اعضای محترم گمرکات و شخصی بود ادیب و دولتخواه و بسیار جدی در انجام امور خدمات گمرکی، در اول برج جوزاء خبر میابد که یک کشتی از شخصی کویتی را جمعی از اهالی دیلم اجاره و میوه جات حمل آن کرده اند و در حال ورود به دیلم است و چون این گونه معامله که در کشتی خارجی،کسی چیزی به دیلم بیاورد معمول نبود ، به فراست در میابد دارای اشیاء ممنوعه باشد .پس از دو شبانه روز مطلع میشوند که کشتی وارد شده و در دریا کشتی لنگر انداخته ، از طرفی از وجنات بعضی از اتباع حسین خان کلانتر استنباط می کنند که هرچه در کشتی است باید مربوط به آنها باشد .از جهت دیگر همانها بنای تهدید میگذارند که اگر کسی به طرف کشتی رفت ،به قتل میرسانیم .سرانجام کارکنان کشتی مجبور به تسلیم می شوند تا اینکه ناخدای آن کشتی مجبور به اعتراف می شود و می گوید : من خودم ایرانی ولی ساکن کویت هستم و در این کشتی هفت هزار فشنگ وجود دارد و با اشاره به مامورین حالی می کند که در کشتی فشنگ جاسازی شده است . سرانجام ناخدا و اهل کشتی هم نظر به قوانین گمرکی ،کشتی را به بوشهر راهی می کنند .(سید حمیدی، ۱۳۷۸: ۱۶۶) در روابط تجاری بندر بوشهر و کویت ،طبیعتا کالاهایی هم به صورت غیرقانونی ردو بدل می گشت . همه روزه یکی دو بلم حاوی شکر و قند و چای از کویت به مقصد بندر بوشهر و خرمشهر حرکت می کرد ولی متاسفانه دولت مرکزی ایران و حاکمیت بوشهر به هیچ وجه به ترخیص کالاها در گمرک بوشهر رسیدگی چندانی نمی کرد و بسیاری از کالاها به شکل قاچاق وارد بندر بوشهر می شدند .(حبل المتین ۲۲ اسفند ۱۳۰۳ ش/۱۷ شعبان ۱۳۴۳/ ۱۳ مارس ۱۹۲۵م،س ۳۳/ش۷/صص ۲۱-۲۰) یک سری اجناس و کالا نیز به صورت قاچاق از بندر بوشهر و بنادر مرتبط و همسایه آن، به سایر نفاط خلیج فارس ، فرستاده می شدند .به طور نمونه در یک تلگراف به دست آمده از اداره وزارت دارائی وقت(قسمت اقتصادی) ،چند زورق وکشتی ،یکی از دیلم،یکی از گناوه و یکی از بندر ریگ حامل مقداری گندم به صورت غیر مشروع-قاچاق-به سمت سواحل شمال غرب خلیج فارسو به قصد کویت حرکت کرده اند .(مرکز اسناد کتابخانه ملی ایران،تاریخ :۶/۷/۳۲، رو نوشت شماره ۲۶۶۴۰،،تاریخ مجدد:۸/۷/۱۳۲۱) در رونوشتی دیگر،در تعقیب نامه ۴۳۴۴۷ به تاریخ ۸/۱۰/۱۳۲۱، دستور داده شده که در صورت لزوم چند کارمند و بازرس مورد اطمینان به طرف دیلم فرتاده شوند تا وضعت کالای قاچاق را بررسی کنند .(شماره عمومی:۴۳۳۴۵، شماره خصوصی ۶۹۶۲،تاریخ تحریر ۱۵/۱۰/۲۱، تاریخ ثبت ۲۰/۱۰/۱۳۲۱،) در ادامه این جریانات در نامه ای دیگر در همان تاریخ ،خطاب به وزارت خواربار نوشته شده که مامورینی به کشتی تازه وارد از کویت،اعزام گردد تا اجناس آن کشتی را مورد بررسی دقیق قرار دهند .همچنین آنان ماموریت داشتند تا از کشتی کویتی وارد شده به دیلم تا صبح مراقبت نماید و در زمان مناسب-در روز-کشتی را مورد بررسی دقیق قرار دهند و آقایان رئیس شهربانی و رئیس پاسگاه ژ؟اندارمری،مجرمین را مضروب و پراکنده نموده و شبانه محتویات کشتی را پیاده و از بین ببرند . قحطی نان پس از رویداد جنگ جهانی دوم،موجب سوء استفاده برخی فرصت طلبان در امر قاچاق خواربار در بنادر جنوبی ایران شده بود و در جریان تلاش وزارت کشور در کنترل وضعیت اقتصادی کشور باعث صدور برخی نامه ها با محتوای جدی در خصوص نظارت دقیق بر واردات کالا از شیخ نشین ها به این بنادر به ویژه بندر بوشهر شده بود . از سویی دیگر بندر بوشهر به دلیل نداشتن وضعیت مساعد برای لنگر انداختن کشتی ها ،به نظر می رسید بندر دیلم نقش لنگرگاه بندر بوشهر را ایفا می کرد . اما در خصوص وضعیت گمرک بندر دیلم و توضیحاتی در این زمینه شکایت نامه ای در این زمینه از طرف وزارت خواربار تنظیم گردیده است . محتوای این نامه گویای این نکته است که ژاندارمری بندر دیلم صرف نظر از اینکه هیچگونه مساعدتی در امور محل بازرسی کشتی ها نمی نماید، برای مامورین اعزامی اداره خواربار نیز ایجاد مزاحمت می شود و مامورین دارائی را که برای مراقبت کشتی تازه وارد بندر دستور نداشته اند مورد ضرب و ستم قرار داده و محصولات کشتی راهم شبانه تخلیه نموده اند (تاریخ: ۲۵/۹/۱۳۲۱،شماره ۶۴۴۵۲) در خصوص احتکار گندم در این برهه زمانی، طبق ابلاغ واصله ای ،شخصی به نام محمدعلی لیراوی، مقدار زیادی گندم انبار نموده که آن گندم ها گویا از بندر کویت به بندر بوشهر وارد شده بود .(شماره :۲۰۳۲۱ در جواب نامه شماره ۱۲۵۵۱۴) همچنین در نامه ای مشابه ،حاکی از آن است که به واسطه خشکسالی در سواحل شمالی خلیج فارس،؟خواربار کم و به دلیل کمبود این محصول در بلوک لیراوی،محمدعلی لیراوی در خرید و فروش آنها سنگ اندازی و تمام گندم آنجا را احتکار و به منظور فروش یه قیمت گزاف به خارج حمل می نماید و این عمل باعث نگرانی اهالی شده است .(شماره: ۱۲۵۱۴، تاریخ ۱۶/۷/۱۳۲۱) وضعیت تجارت به علت کثرت ورود قند و شکر و چای به شکل قاچاق که همه روزه از طرف کویت،شارجه و دوبی به بنادر جنوبی ایران مانند محمره،هندیجان،دیلم ،گناوه و بندر بوشهر وارد می شد به تاجرانی که در چارچوب قانون فعالیت می کردند،خسارت فراوان وارد میشد . وقایع نگار حبل المتین سهل انگاری و مسامحه مفتشین گمرک را در انجام وظیفه،مقصر می داند و در ادامه می گوید: «گیرم دولت ما به واسط نداشتن قوای بحریه نمی تواند جلوگیری از قاچاق کند ولی با تو موتور لانچ و پنج تفنگچی به خوبی می تواند صندوق های رنگ خشک الوان (جوهر)،صندوق های چای و گونی های قند و شکر که از بندر کویت به وسیله کشتی های بادی که به مسافت پانصد قدم جلو اداره گمرک بندر بوشهر عبور داده و تقریبا یک میل جنوبی اداره مزبوره پیاده می کنند ،مانع شده و ضبط کند…بزرگترین غفلت دولت علیه ایران در این قضیه این است که جلوگیری از قاچاق در خلیج فارس را به عهده کسانی واگذار کرد که شریک دزد و رفیق قافله اندو اینها کارکنان گمرکات می باشند …»(امیرهوشنگ انوری، گزیده مقالات و اخبار و روزنامه های مربوط به خلیج فارس، تهران،بنیاد اران شناسی ،۱۳۸۷، ص ۳۳۵) در تاریخ ۶/۶/۱۳۱۱،مکتوبی از تجارتخانه میرزاحیدرعلی امامی ،مقیم اصفهان به دست آمده که در خصوص قاچاق چای از بندر کویت به بوشهر به واحد گمرک بوشهر شکایت برده است و در آن نامه خواسته شده است تا در این خصوص تحقیقات و رسیدگی کامل انجام گیرد .(مرکز اسناد کتابخانه ملی ایران، نمره ۱۴۳۶۵، تاریخ ۶/۶ ۱۳۱۱) همچنین نامه ای دیگر در تاریخی دیگر با این مضمون مکتوب گردیده است، در آگوست ۱۹۳۲م،مقداری چای از کلکته به بنادر خلیج فارس ،تقریبا در حدود ۲۵۰۰صندوق چای به مقصد دوبی و کویت حمل شده ،در صورتی که مسلم است مصرف چای در بنادر مزبور به مراتب کمتر از این میزان است و به عقیده تجار چای ،این چای ها به قصد قاچاق به سایر بنادر خلیج فارس وارد شده اند و در صورت امکان برای جلوگیری از ورود آن مراقبت و مواظبت بیشتری به عمل آید .(مرکز اسناد کتابخانه ملی ایران، تاریخ ۶/۷/۱۳۱۱،نمره ۱۴۵۱/۱۷۸۸۴) علاوه بر آنکه خیانتکاران وطنی در قاچاق کالا از کویت به بوشهر،دست داشتند برخی از مامورین اروپائی دولت نیز که از طرف اداره گمرک با مبلغ پنج هزار روپیه برای خریداری محتوای صندوق قاچاق به کویت می رفتند ،جماعتی از قاچاقچیان در بندر مزبور،مبلغ فوق الذکر را اختلاس می کردند و در واقع این عمل زشت،مسببش همان ماموران اروپائی بودند .قابل ذکر است که نام یکی از مامورانی که بعدا مشخص شد عملا در اختلاس دست داشته است، مسیو جان پاتر ،مامور و مراقب امور بحریه در گمرک بندر بوشهر، بود .(حبل المتین ،۱۰ مرداد ۱۳۰۶ ش/۴ صفر ۱۳۴۶ ق/۲ آگوست ۱۹۲۷م/ص ۳۵/ ش ۳۰و ۲۹/صص ۱۲-۱۱) طبق اخبار حبل المتین در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۰۵ش/۱۹۲۶م،از بنادر جنوب ایران پس از تصویب قانون انحصار قند و شکر در مجلس و بالا رفتن قیمت این اجناس در عرض یک ماه ، چهار کشتی از هند وارد شده بود که همه به صورت قاچاق بوده است .(حبل المتین ،سال ۳۳ ش ۲۳ص ۱۸) پس از اعمال این قانون تجارت،قاچاق در بنادر جنوبی خلیج فارس رونق گرفت ،کالاهای قاچاق به ویژه آنهایی که در درون ایران در حالت انحصاری بودند مانند قند و شکر و چای از طریق بصره و عراق از بمبئی به مقصد شارجه ،دبی و کویت مل میشد و شیوخ این مناطق بدون پرداخت حقوق گمرک این کالاها را به صورت قاچاق وارد میکردند و در بازار به قیمت ارزانتر ارائه میکردند .(حبل المتین،سال ۳۲،شماره ۱۷،سال ۳۳،شماره ۱۱،صفحه ۱۹) از بندر دیلم به وزارت مالیه در طی یک گزارش نوشته شده است که پس از برداشتن اداره ساخلوی حمل قاچاق از دیلم شدت یافته و به طور یقین در این چند ماهه بالغ بر ده هزار گونی قند و شکر و چای وارد شده که در این گزارش گفته شده است که مامورین دولت ،رؤسای دواذر دیلم ،امنیه و مستاجرین جدید گمرک ، رئیس تلگرافخانه و مفتش بنادر ،سرسلسله آنان مدیر گمرک در این عمل دست داشته اند و انواع و اقسام قاچاقچیان را به کویت فرستاده و ایمنی آنان را تضمین کرده است و همچنین در ادامه از بده بستانهای پنهانی میان افراد مذکور سخن به میان آورده است .همچنین در ادامه آورده شده که روی گونی این اجناس مارک بوشهر حک شده است .(حبل المتین ،۱۸ بهمن ۱۳۰۵ش/۴ شعبان ۱۳۴۵ق/۸ فوریه ۱۹۲۷م،س۳۵/ش۸/ص ۲۰) از مهمترین صادرات بندر دیلم که با آرم محصولات صادراتی بندر بوشهر به کویت صادر میشد عبارت بودند از:کشمش و انگور و جو و گندم که این جو وگندم به ارزش ۳۰۰۰ قران، صادر می شد . (حسن زنگنه، جنوب ایران به روایت سفرنامه نویسان،انتشارات نوید شیراز،شیراز،۱۳۸۰ ،ص۷-۱۴۶) در واقع بندر دیلم ،نقش واسطه گری میان بندر بوشهر و کویت ایفا می کرد .بدین ترتیب که : ۱-قماش به ارزش صد و پنجاه هزار-۱۵۰۰۰۰- قران از بوشهر و کویت وارد بندر دیلم می شدند و معامله می گشتند . ۲-شکر به ارزش پنجاه هزار -۵۰۰۰۰-قران از بوشهر و کویت وارد این بندر میشد . ۳-چای به ارزش ده هزار-۱۰۰۰۰-قران از بوشهر و کویت وارد میشد . (حسن زنگنه، جنوب ایران به روایت سفرنامه نویسان،انتشارات نوید شیراز،شیراز،۱۳۸۰ ،ص۱۴۷) علاوه بر قاچاق کالاهایی مانند قند و شکر و چای، اسلحه نیز به شکل قاچاق ،پس از طی سواحل عمان وارد کویت میشد که اغلب آن کشتی ها متعلق به رعایای انگلیس و فرانسه می بودند . این کشتی ها پس از کمی توقف در بندر کویت، به بندر ریگ و بندر بوشهر می رفتند و کالاهای خود را پیاده می کردند .(حبل المتین،۱۲ صفر ۱۳۱۸ ق/۱۱ ژوئن ۱۹۰۰م،س ۷/ش ۲۹/ص ۸) قاچاق اسلحه نیز به سواحل ایران خیلی زیاد شده و حتی مشوقینی هم در پشت پرده این ماجرا هستند . بحرین و کویت و دوبی برای قاچاقچیان و برای در هم شکست و خسارت به تجارت ایران و برای اسلحه رساندن به طوائف ایران- به منظورتفرقه افکنی و ایجاد هرج و مرج توسط دول خارجی در پیشبرد منافع سیاسی اشان-کمین گاه های خوبی شده بود.(حبل المتین،۲۵ اردیبهشت۱۳۰۷ ش/۲۴ ذی الحجه ۱۳۴۶ق/۱۵ می ۱۹۲۸م،س ۳۶/ش ۲۳/ص ۱۲) تجارت مذکور روز به روز در بوشهر توسعه میافت ،در حالی که پیش از این اسلحه از لندن بدون هیچ محدودیتی جهت مبادله به بوشهر حمل میشد ،اما با برقرار شدن ممنوعیت تجارت، اسلحه در ایران ،این محموله به صورت قاچاقی از مسقط ،کویت و بحرین به بنادر ایران و از جمله بوشهر وارد میگردید .(آرشیو ،ک ۱۳،پ۱۴،۱۳۱۸ق) (ر.ک : رضائی،۱۳۸۹ :۲۶). در سنه ۱۳۱۴ق،بنا به خواهش انگلیسی ها ،دخول اسلحه در ایران منع گردید و به این سبب مبلغی کلی از عمل گمرکات که از آن وقت در اجاره کام بود،کاسته شد .ولی پس از منع اسلحه ،عمل قاچاق در عموم بنادر به ویژه بوشهر شیوع یافت و تجار اسلحه را از لندن و سایر نقاط فرنگستان خریداری نموده ،در ابتدا به مسقط و کویت و بحرین،وارد نموده و به طور پنهامی وارد بوشهر می نمودند و چنانچه حکومت هم متوجه این تخلفات می شد ،به واسطه کسر و فقدان دخلی که به عایدات گمرک وارد می آمد،مبلغی گرفته و سکوت اختیار می کرد .(سعادت کازرونی، ۱۳۹۰ : ۸-۱۳۷) حبل المتین، در خصوص تعلق داشتن این اسلحه ها که به صورت قاچاق وارد بندر بوشهر می شوند می نویسد : این اسلحه ها پس از طی سواحل عمان وارد کویت میشوند و از آنجا در بنادر ایران به ویژه بندر بوشهر پیاده میشوند و اغلب این جهازات شراعی متعلق به رعایا و اتباع انگلیس و فرانسه میباشد .(حبل المتین ،۱۲صفر۱۳۱۸ ق/۱۱ ژوئن ۱۹۰۰م،س ۷/ش ۲۹/ص۸) اگرچه انگلستان با مانور نظامی توانست تا حدودی کنترل قاچاق اسلحه را در دست بگیرد اما با وقوع جنگ جهانی اول ،ارکان نظامی این دولت به منظور ممانعت از تردد اسلحه در منطقه، متزلزل و ضعیف گردید .پس از پایان جنگ جهانی ،سلاح هایی یافت میشد که ساکنین کرانه ها در طول جنگ به غنیمت برده بودند این تسلیحات توسط لنج و بیشتر از کویت و قطر به بنادر ایران به ویژه بندر بوشهر قاچاق می شد .(بیات ،۱۳۷۳ :۱۳۴)قاچاق اسلحه همواره پیامدهای منفی ای نیز به همراه داشته است و مسبب ایجاد یکسری ناامنی در بنادر مذکور می گردیده است .به طوری که در مکتوب به دست آمده از درگیری قاچاقچیان و ماموان، حکایت می کند .در یکی از واردات کالاهای قاچاقی، میان قاچاقچیان مسلح،درگیری رخ دادو در آن مکتوب به مصادر اصلی بوشهر در این خصوص ،راپرت داده است .(مرکز اسناد کتابخانه ملی، نمره عمومی۳۲۹۲۲،نمره خصوصی ۱۳/۲۵/۴۰۹،تاریخ ۹ /۸/۱۳۱۱) روزنامه حبل المتین در خصوص قاچاق سکه نقره ایران به شیخ نشین کویت ،این چنین گزارش می نویسد ، دسته دسته قاچاقچی ،ده هزار،سه هزار،پنج هزار تومان سکه نقره ممنوعه ایرانی به علاوه قالی و تریاک و تنباکو به بحرین و کویت وارد و با شکر و چای و اسلحه در کویت آن اجناس قاچاق شده را تعویض می کنند و به بنادر ایران و بندر بوشهر تحویل می دهند .ایرانیان حساس سکنه بحرین و کویت که روزانه این حرکت قانون شکنانه هموطنان خود را به چشم می دیدند ،بر این مسئله سرخورده و خجل می شدند .(حبل المتین،۳ آذر ۱۳۰۹ش/ ۳ رجب ۱۳۴۹ ق/۲۵ نوامبر ۱۹۳۰م،س ۳۹،ش ۱۲،ص ۱۰) در جریان منع برده فروشی توسط انگلیسی ها ،خسارت های فراوانی به تجار وارد گردید و منجر به مختل کردن امر بازرگانی در منطقه خلیج فارس گردید به طوری که در مدت کمی عده ی زیادی از تجار ورشکسته شده و دست از تجارت کشیده بودند . ایجاد چنین وضعیتی در داد و ستد دریایی برای ساکنین سواحل خلیج فارس به ویژه بنادر بوشهر که پیشه خود را از دست داده بودند سبب شد تا به تجارت اسلحه که از درآمد خوبی نسبت به سایر کالاها برخوردار بود ،روی آوردند. از سویی دیگر حوادث و رویدادهایی که در سطح کشورهای منطقه در حال وقوع بودند نیز از جمله عواملی بودند که در اهمیت این تجارت مؤثر واقع شدند و بازار این جریان را بیش از پیش رونق بخشیدند .حوادثی مانند انقلاب مشروطیت در ایران و درگیری مشروطه خواهان جنوب و همچنین جنگ قدرت در سواحل جنوبی ایران میان انگلستان و آلمان که مردان تنگستان و دشتی و دلوار را بیدار ساخت .(رضائی،۱۳۸۹ :۲۴)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نرخ بیکاری: بنابر آمار اخذ شده از شورای روستای چاشم در سال ۱۳۹۲ تعداد ۲۰نفر جویای کار در این روستا وجود داشته است که با توجه به کل جمعیت فعال نرخ بیکاری معادل ۶درصد می باشد. جدول۱۳-۳ : وضعیت اشتغال در روستای چاشم در بخشهای مختلف اقتصادی ۱۳۹۲
| بخش |
تعداد |
درصد |
| کشاورزی و دامداری |
۲۵۳ |
۸۲ |
| صنعت و معدن |
۴۲ |
۵/۱۳ |
| خدمات |
۱۴ |
۵/۴ |
| جمع |
۳۰۹ |
۱۰۰ |
مهندسین مشاور آرمان شار طرح هادی روستای چاشم ۹۲ ۲-۴-۳ ویژگیهای اجتماعی این ویژگیها شامل زبان، مذهب، دین و ویژگیهای انسانی درشهرمی باشدکه ازاین نظر مردم روستا ازنظرزبان ولهجه دارای لهجه شمالی می باشند گویش شهمیرزادی با گویش سنگسری، سرخه یا، لاسجردی و مازندرانی و گیلانی، مشترکات فراوانی داردکه همه آنها ریشه گرفته از زبان فارسی باستان و پهلوی می باشد و این امر به جهت واقع شدن شهمیرزاد در منطقه حکومت طبرستان و ارتباط و مراوده فراوان مردم شهمیرزاد با مازندران بوده است. مردم روستا ازنظرمذهب بیشترشیعه بوده و از نظر دین مسلمان هستند. ۳-۴-۳ بررسی تاریخچه و روند تحولات و موقعیت تاریخی این روستا تا قبل از سال ۱۳۵۹ به عنوان دهستان پشتکوه بخش دو دانگه ساری بوده است که بنا بر پیشنهاد تقسیمات کشوری در سال ۱۳۵۹ به عنوان دهستان چاشم به استان سمنان ملحق گردید این دهستان از شمال به دهستان پل سفید شهرستان سوادکوه و از شرق به دهستان پشتکوه بخش شهمیرزاد و از جنوب به دهستان درجزین در بخش مرکزی شهرستان مهدیشهر و از غرب به دهستان خانقاه پی شهرستان سوادکوه محدود می شود. در زمینه قدمت روستای چاشم به مانند بسیاری از روستاهای کشور اطلاع چندان دقیقی وجود ندارد بنابراین نمی توان تاریخ و نحوه ایجاد آن را به طور دقیق تشخیص داد اما بنا بر بررسی های محلی و پرس و جو از اهالی و مسئولین روستا مشخص گردید این روستا یکی از سکونتگاه های قدیمی و تاریخی منطقه محسوب می شود برج و چنار موجود در روستا تائید کننده این امر می باشند
 بنا بر اظهارات اهالی و مطلعین روستا چنار کنار حسینیه قدمتی ۷۵۰ ساله دارد که توسط فردی به نام درویش سلیمان کاشته شده است البته چنار خشک شد و از بوته آن چنار دیگری رشد کرده است که قدمت ۴۵۰ ساله دارد با استناد به اظهارات شورا و دهیار قدمت روستا بیش از ۷۵۰ سال بوده و اولین کسانی که در این روستا سکونت یافته اند طایفه های شیخ، شهاب الدین، و قادری بوده اند که به دلیل وجود زمین های حاصلخیز و خوش آب و هوا بودن منطقه در این مکان اسکان یافته اند ، لازم بذکر است این روستا دارای اسامی دیگری به نام میرچشمه و چهار برج بوده است که با گذشت زمان به چاشم تغییر نام داده است. ۴-۴-۳ وجه تسمیه روستا بر اساس جزوه ای که در بخشداری شهمیرزاد موجود بود وجه تسمیه روستای چاشم به موارد ذیل ارجاع شده است. چا در اصطلاح مازندرانی ها یعنی سرد و کلمه شم به معنی سرد است لذا ترجمه عامیانه آن به معنی سرد سرد است و با توجه به قرار گیری چاشم در منطقه کوهستانی این وجه تسمیه به واقعیت نزدیک تر است. چاشم به معنی چشمه ها می باشد که عینا مشاهده می شود تعداد چشمه ها در این روستا زیاد بوده و نام چاشم از میر چشمه (بزرگترین چشمه) گرفته شده که به مرور کلمه میر حذف و چشمه هم به چشم و چاشم تغییر یافته است چاشم به معنی چشم و چراغ منطقه است و این وجه تسمیه از نظر عمران و آبادی در دیروز و امروز روستا ثبت شده است و دور از واقعیت نیست خصوصا در زمان حکومت میرعماد در منطقه آسوران رساق (آسوران) به دلیل عمران و آبادی در آن زمان به چشم منطقه معروف که رفته رفته به چاشم تبدیل شده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(پیش از ازدواج) تغییر در حوزه نگرش تغییر درحوزه شناخت تغییردرمهارتهایزندگی سازگاری زناشویی ابراز محبت زوجین رضایتزوجین همبستگی زوجین
۲-۹- فرضیههای پژوهش
۲-۹-۱- فرضیهی اصلی
-
- به نظر میرسد بین فرزندان متأهل خانوادههای شاهد، جانباز و آزادهای که، از دورههای آموزشی مهارتهای ارتباطی استفاده کردهاند و فرزندان متأهلی که از این دورهها استفاده نکردهاند از لحاظ میزان سازگاری زناشویی، تفاوت معناداری وجود دارد.
۲-۹-۲- فرضیههای فرعی
-
- به نظر میرسد بین فرزندان متأهل خانوادههای شاهد، جانباز و آزادهای که از دورههای آموزشی مهارتهای ارتباطی استفاده کردهاند و فرزندان متأهلی که از این دورهها استفاده نکردهاند از لحاظ میزان توافق زناشویی، تفاوت معناداری وجود دارد.
-
- به نظر میرسد بین فرزندان متأهل خانوادههای شاهد، جانباز و آزادهای که از دورههای آموزشی مهارتهای ارتباطی استفاده کردهاند و فرزندان متأهلی که از این دورهها استفاده نکردهاند از لحاظ میزان رضایت زناشویی، تفاوت معناداری وجود دارد.
-
- به نظر میرسد بین فرزندان متأهل خانوادههای شاهد، جانباز و آزادهای که از دورههای آموزشی مهارتهای ارتباطی استفاده کردهاند و فرزندان متأهلی که از این دورهها استفاده نکردهاند از لحاظ میزان همبستگی زناشویی، تفاوت معناداری وجود دارد.
-
- به نظر میرسد بین فرزندان متأهل خانوادههای شاهد، جانباز و آزادهای که از دورههای آموزشی مهارتهای ارتباطی استفاده کردهاند و فرزندان متأهلی که از این دورهها استفاده نکردهاند از لحاظ میزان ابراز محبت زناشویی، تفاوت معناداری وجود دارد.
فصل سوم روش پژوهش
۳-۱- مقدمه
در این فصل سعی شده، پژوهشگر، مسیری را که در جریان پژوهش خود، طی کرده و اصول روش شناختیای را که به کار برده، بیان کند. از آنجا که اصل آزمونپذیری و ابطالپذیری، بیشتر به پیروی از این فصل انجام میگیرد، لذا در گزارش نمودن این فصل، دقت کافی به عمل آمده است.
۳-۲- روش پژوهش
روش پیمایش، روش مورد استفاده این پژوهش میباشد. مشخصه پیمایش، مجموعه ساختمند یا منظم از دادههاست و از آنجا که پرسشنامه سادهترین راه تهیهی این دادههای منظم است، بنابراین رایجترین تکنیک مورد استفاده، در پژوهش پیمایشی است. هدف پژوهش پیمایشی آن است که با مقایسهی دقیق ویژگی مختلف موردها، به استنباط علی برسد. البته در این مسیر، باید دقت کرد که، پیوستگی و همبستگی را به عنوان روابط علی نپذیرفت. در رویکرد پیمایشی، محقق تغییری در خصوصیات افراد ایجاد نمیکند، بلکه به دنبال تغییری است که “به طور طبیعی رخ داده” است(دواس،۱۵:۱۳۷۶) و پس از جمع آوری اطلاعات، دست به مقایسهی موردها میزند. در پژوهش حاضر نیز، پژوهشگر با انتخاب دو گروه در محیط طبیعی و بدون دستکاری(گروه آموزش دیده و گروه آموزش ندیده)، با بهره گرفتن از تکنیک پرسشنامه، به بررسی تفاوت این دو گروه از لحاظ میزان سازگاریزناشویی میپردازد.

۳-۳- جمعیت آماری
جامعهی آماری پژوهش حاضر، همهی فرزندان متأهل خانوادههای شاهد، جانباز و آزادهی استان قم میباشد که بین سالهای۱۳۸۶ تا۱۳۹۰ در دورههای آموزشی پیش از ازدواج شرکت کردهاند. بر حسب اطلاعات موجود در ادارهی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قم، تعداد این افراد ۱۰۰۰نفر، برآورد شد. با بررسی جامعه آماری مورد نظر، پژوهشگر به این نتیجه رسید که این آمار نمیتواند به عنوان آمار واقعی مورد استفاده قرار گیرد. چرا که برخی از افراد، بیش از یکبار در این دورهها شرکت کرده بودند؛ برخی دیگر این دورهها را به طور کامل نگذرانده بودند و آموزشها را نیمه کاره، رها نموده بودند؛ برخی دیگر در دورههای دیگر شرکت نموده بودند و اسامی آنها در فهرست این این دورهها قرار گرفته بود. همچنین پژوهشگر افراد مورد مطالعه را در دو ویژگی تعداد سالهای تأهل(۱ تا ۵ سال) و سن (۲۰ تا ۳۵ سال) همتا نمود؛ و با در نظر گرفتن این موارد و حذف موارد غیر مرتبط، پژوهشگر به عدد ۱۰۰ از این جامعهی آماری رسید.
۳-۴- روش نمونهگیری
پژوهش حاضر به مطالعهی کل جامعه، یعنی به روش سرشماری صورت گرفته است. همچنین گروهی نیز به عنوان گروه مقایسه، از بین فرزندان متأهل آموزش ندیده که در همان سالهای مذکور ازدواج نموده بودند، به روش نمونهگیری احتمالی از نوع تصادفی ساده انتخاب شدند. در این روش، انتخاب به گونهای صورت گرفت که تمامی افراد واجد شرایط(مدت تأهل بین ۱ تا ۵ سال و متوسط سن آنها بین ۲۰ تا ۳۵ سال) از فرصت برابر، برای انتخاب شدن برخوردار بودند و انتخاب هر فرد مستقل از دیگران صورت گرفت. روش کار به این صورت بوده است که ابتدا فهرستی از جامعهی مورد نظر، توسط پروندههای موجود در ادارهی بنیاد شهید استان قم تهیه شد و پس از شمارهگذاری فهرست مورد نظر، برای دستیابی حجم نمونهی مقتضی، از نرم افزار spssx استفاده شد.
۳-۵- حجم نمونه
از آنجا که جامعهی آماری پژوهش حاضر کوچک بوده، بنابراین تمام افراد جامعهی مورد نظر، که حدود ۱۰۰ نفر برآورد گردید؛ مورد مطالعه قرار گرفته است. همچنین برای رسیدن به اهداف پژوهش، گروهی نیز به عنوان گروه مقایسه به روش همسان سازی و برابر با جامعهی مورد مطالعه (۱۰۰ نفر)، برای سنجش تفاوت میزان سازگاری زناشویی و ابعاد آن در بین افراد متأهل آموزش دیده و آموزش ندیده، انتخاب شدند.
۳- ۶- واحد پژوهش
پژوهش حاضر در پی تبیین جامع مورد خاص، یعنی تبیین فردنگر میباشد(دواس،۴۱:۱۳۷۶). به عبارت دیگر به تبیین رابطهی بین آموزش مهارتهای زندگی پیش از ازدواج و سازگاری زناشویی در بین افراد میپردازد. همچنین واحد تحلیل واحدی است که اطلاعات از آن گردآوری میشود، واحدی که خصوصیات آن را توصیف میکنیم. غالباً در تحقیق پیمایشی واحد تحلیل فرد است. با وجود این، واحد تحلیل فقط به فرد محدود نمیشود (دواس،۴۱:۱۳۷۶). در این پژوهش، از آنجا که، از افراد، در رابطه با سازگاری زناشویی سؤال میشود، بنابراین واحد تحلیل فرد میباشد، و از طرف دیگر، پژوهش، در پی افرادی است، که در بین سالهای ۱۳۸۶ تا۱۳۹۰ در دورههای آموزش مهارتهای زندگی پیش از ازدواج شرکت کردهاند، بنابراین این دورههای زمانی(سالهای مذکور)، نیز به عنوان واحد تحلیل در نظر گرفته میشود.
۳-۷- ابزار پژوهش، پایایی و اعتبار
برای سنجش سازگاری زناشویی از مقیاسی که اسپانیر(۱۹۷۶) با ۳۲ سؤال، چهار خرده مقیاس(توافق زوجین، رضایت زوجین، همبستگی زوجین و ابراز محبت) و مقیاس پاسخگویی چند درجهای تهیه نموده، استفاده شد. اسپانیر پایایی این پرسشنامه را از طریق ضریب آلفای کرونباخ ۰/۹۶به دست آورد و به منظور بررسی اعتبار سازه، از مقیاس سازگاری زناشویی لاک- والاس استفاده نمود و ضریب همبستگی این دو مقیاس را در میان افراد متأهل برابر با ۰/۸۶ و در میان افراد مطلقه برابر با۰/۸۸گزارش نمود. در پژوهش دیگری اسپانیر و تامپسون ( ۱۹۸۲، به نقل از حیرت:۱۳۸۸ ) آلفای کرونباخ ۰/۹۱ را برای کل مقیاس و در سطح خرده مقیاسها برای توافق زوجین، رضایت زوجین، همبستگی زوجین و ابراز محبت، به ترتیب آلفا کرونباخ برابر با ۹۰/۰، ۹۴/۰، ۸۱/۰، ۷۱/۰ را گزارش کردهاند. نسخهای از این مقیاس را، ثنایی، علاقه بند و هومن(۱۳۷۹) در ایران ترجمه و آمادهی اجرا نمودند. ملازاده و همکاران (۱۳۸۱) ضریب آلفای کرونباخ ۸۹/۰، حسن شاهی و همکاران(۱۳۸۲) ۹۲/۰، در پژوهش برازنده و همکاران (۱۳۸۵) ۹۶/۰، در بررسی ابوالقاسمی و کیامرثی (۱۳۸۵) ۹۲/۰و در پژوهش درویزه و کهکی (۱۳۸۷) ۹۴/۰ به دست آمد. همچنین در پژوهش ملازاده و همکاران(۱۳۸۱) روایی ۹۰/۰، و درویزه کهکی(۱۳۸۷) ۹۴/۰ گزارش شده است. لازم به ذکر است، در این پژوهش به منظور دستیابی به اطلاعات توصیفی و زمینهای مورد نیاز، در کنار مقیاس سازگاری زناشویی اسپانیر، از پرسشنامهی محقق ساخته، نیز استفاده شده است. ۳-۸- روش جمع آوری اطلاعات پس از آنکه جامعهی آماری پژوهش مشخص شد، و حجم نمونه، بر حسب پروندهها و اطلاعات موجود در بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قم، انتخاب گردید، و همچنین پس از تهیهی پرسشنامه لازم، جهت سنجش متغیرهای پژوهش، با افراد مورد نیاز تماس تلفنی حاصل شد، و از آنها جهت تکمیل پرسشنامه، دعوت به همکاری گردید. افراد با مراجعهی حضوری به ادارهی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان، در شهریور و مهر ماه۱۳۹۲، پس از دریافت راهنماییهای لازم از پرسشگر، اقدام به تکمیل پرسشنامه نمودند. ۳-۹- روش تجزیه و تحلیل دادهها در این پژوهش، پس از جمع آوری دادهها به وسیلهی پرسشنامه، به استخراج دادههای نهایی مبادرت ورزیدیم و با بهره گرفتن از نرم افزار SPSS به تجزیه وتحلیل دادهها پرداختیم. تجزیه و تحلیل دادهها در چند مرحله انجام گرفت: مرحلهی اول یا آمارهی توصیفی: در این مرحله هر یک از متغیرها به صورت تحلیل دو متغیره، به صورت جداول توصیفی که از فراوانی و درصد فراوانی استفاده شده، به کار گرفته شده است. مرحلهی دوم یا آمارهی استباطی: در این مرحله به منظور آزمون فرضیههای پژوهش، و سنجش میزان تفاوت سازگاری زناشویی میان دو گروه (مطالعه و مقایسه)، از آزمون t دو نمونه مستقل استفاده شده است.
۳-۱۰- تعریف مفاهیم
۳-۱۰-۱- سازگاری زناشویی
۳-۱۰-۱-۱- تعریف نظری
عبارت است از اینکه یک زوج (زن و مرد) حداقل چند سال با یکدیگر زندگی کرده و در این مدت در ارتباط با موضوعات هیجانی نسبتاً توافق وجود داشته باشد. نکتهی قابل ذکر این است که این توافق همواره دوجانبه میباشد( ابوالبقایی، حیدریان، شادمند، نجبایی، ۹:۱۳۷۷ ). در کل این موضوع پذیرفته شده است که سازگاری زناشویی یک مفهوم چند بعدی است که سطوح چندگانه ازدواج را روشن میکند و فرایندی است که در طول زندگی زوجین به وجود میآید، زیرا که لازمهی آن انطباق سلیقهها، شناخت صفات شخص، ایجاد قواعد رفتاری و شکلگیری الگوهای مراودهای است، بنابراین سازگاری زناشویی یک فرایند تکاملی در بین زن و شوهر است. سازگاری زناشویی وضعیتی است که در آن زن و شوهر در بیشتر مواقع احساس ناشی خوشبختی و رضایت از همدیگر را دارند، که این روابط رضایت بخش بین زوجین، از طریق علاقهی متقابل، میزان مراقبت از همدیگر، پذیرش و تفاهم یکدیگر قابل اندازه گیری میباشد. در واقع سازگاری زناشویی یک ارزیابی کلی از وضع فعلی ارتباط را ارائه میدهد.
۳-۱۰-۱-۲-تعریف عملیاتی
۱)توافق دوتایی، ۲) رضایت دوتایی، ۳) همبستگی دوتایی، ۴) ابراز محبت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سلیمی، صادق،تطهیر پول در اسناد بین المللی و لایحه پولشویی، مجله تخصصی دانشگاه علوم اسلامی رضوی ،سال دوم، شماره ۴. شریف زاده ، محمد جواد، بررسی حسابهای بانکی مردم از نگاه اسلامی، اردیبهشت ۱۳۹۳، پژوهشکده پولی و بانکی، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران. صحراییان، مهدی، بخش هایی از یافته های تحقیقات پولشویی در ایران، بهار۱۳۸۲، نشریه مجلس و پژوهش، سال دهم ، شماره ۳۷. غلامی، علی و پوربخش، سید محمد علی، مبارزه با پولشویی در قوانین ایران و اسناد بین المللی، فصلنامه علمی تخصصی مطالعات اقتصاد اسلامی، زمستان ۱۳۹۰، سال چهارم، شماره اول. گل نژاد، بهنام، رازداری یا نهانکاری بانکی و مالی، بهمن ۱۳۹۱، مرکز پژوهش ها مجلس شورای اسلامی، گروه مطالعات محیط کسب و کار .
-
- میرزا جانی، حمید رضا، قانون مبارزه با پولشویی ناقض رازداری حرفه ای وکلای دادگستری، تابستان۱۳۹۱، فصلنامه وکیل مدافع، سال دوم،شماره پنجم.
میر محمد صادقی، حسین، حقوق جزای بین الملل،(مجموعه مقالات)،۱۳۸۶،چاپ دوم، نشر میزان . میر شکاری، عباس، تحلیل بار اثبات در جرم پولشویی، ماهنامه کانون، شماره ۱۱۴. نجفی ابرند آبادی، علی حسین، تقریرات درس جرمشناسی، (جرایم سازمان یافته )،۱۳۸۰ ،دوره کارشناسی ارشد، تنظیم : امیر حسین نیاز پور ،دانشگاه شهید بهشتی .
-
- نجفی ابرند آبادی، علی حسین ، تقریرات درس جرمشناسی(درآمدی بر جرمشناسی بزهکاری اقتصادی و حقوق کیفری اقتصادی)،۸۵-۱۳۸۴ دوره کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید بهشتی.
نجفی ابرند آبادی،علی حسین ، تقریرات درس جرمشناسی، (بزه شناسی)، ۱۳۷۴، دوره کارشناسی، دانشگاه شهید بهشتی . نعیمی پروژه، حامد و توکل مقدم، احمد، مطالعه تطبیقی اقدامات انجام شده در زمینه مبارزه با پولشویی در ایران و کشورهای منتخب، پاییز ۱۳۹۲، ، مجله دانش ارزیابی، سال پنجم ، شماره ۱۷. نورتون،ژوزف جی و شمس، هبا، قانون پولشویی و تامین منابع مالی تروریسم: واکنش های پس از ۱۱ سپتامبر،پاییز۱۳۸۲، مجله حقوقی، نشریه دفتر خدمات حقوقی بین المللی جمهوری اسلامی ایران، شماره ۲۹ .
-
-
- یوسفی محله، ابراهیم، منشور انجمنهای حرفهای اروپایی برای مبارزه با جرایم سازمان یافته، دی ماه ۱۳۸۶، ماهنامه کانون، شماره ۷۶.

پایان نامه : نصیری، خدیجه، پایان نامه قانون پولشویی و آیین نامه اجرایی آن راه کارها و چالش ها ، ۱۳۹۰، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز .
-
- نادمی، ایرج ، مطالعه تطبیقی کیفری ایران و ایتالیا در جرم پولشویی،۱۳۸۹، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکز.
-
- کشاورزی، فرشید، پایان نامه آسیب شناسی جرم پولشویی در شبکه بانکی کشور و نحوه مقابله با آن ،زمستان ۹۲، دانشگاه آزاد اسلامی ، واحد تهران مرکز.
روزنامه :
-
- قنبری ، حمید ، « مرز رازداری بانکی » روزنامه دنیای اقتصاد – شماره ۳۱۸۲ سال ۹۳ .
-
- روزنامه خراسان - مورخ سهشنبه ۰۲/۰۲/۱۳۹۳ ، شماره انتشار ۱۸۶۶۸
وب سایت : رجبی اصل ، مهدی ، افشاء اسرار حرفه ای ۲۰۱۴،.www.pajoohe .com پایگاه خبری تحلیلی پارسینه ۲۰۱۴ www. Parsine .com ارجمند نژاد، عبدالمهدی ، اصول ۲۵ گانه برای نظارت بانکی موثر،۱۳۸۵، www.cbi.ir FSI Team financial Secrecy Index , 2011, Available Online at : http://www.financialsecraegindex.com/.Last Accessed September 28,2012 Tax Justice Networke Mapping Financial Secrecy، Secrecy Indicators،۲۰۱۱.at: www. Secrecy Jurisdictions . com/reasearchanalysis/ منابع عربی : الشورابی، محمد و عبدالحمید، اداره المخاطر الائتمانیه من و جهتی النظر المعرفیه و القانونیه ، منشاه المعارف، جلال حزی و شرکاء، الاسکندریه، ۲۰۰۲. قشقوش، هدی حامد، جریمه غسیل الاموال فی نطاق التعاون، الدولی، دارالنهضه العربیه القاهره، ۱۹۹۸ . قانون شماره ۸۸ مورخ ۲۰۰۳ مصر . اسناد :
-
- قانون مجازات انتشار و افشای اسناد محرمانه و سری دولتی مصوب ۲۹/۱۱/۱۳۵۳
-
- دستور العمل مقررات پیشگیری از پولشویی ، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۶
-
- قانون مجازات انتشار و افشای اسناد محرمانه و سری دولتی ، مصوب ۱۳۵۳
-
- قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۷۸
-
- قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲
-
- قانون مالیاتهای مستقیم مصوب ۱۳۶۶ اصلاحیه ۱۳۷۹
-
- قانون مبارزه با پولشویی مصوب ۱۳۸۶
-
- کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مبارزه با فساد ۱۹۸۸
- کنوانسیون پالرمو
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گلن اسرائیل، یونل بیولیو و گلن هریس(۲۰۰۱)، درپژوهشی با عنوان «ارتباط بین محیط فیزیکی مدرسه و سرمایه ی اجتماعی مدرسه و سطوح فعالیت های فیزیکی دانش آموزان» گزارش کردند که سرمایه ی اجتماعی مدرسه ممکن است عامل مهمی در افزایش فعالیت های فیزیکی دانش آموزان نسبت به محیط فیزیکی مدرسه باشد. یافته های این مطالعه می تواند به آگاهی از مداخله ی اهداف در افزایش سطوح فعالیت فیزیکی دانش آموزان کمک کند. بریتن باتن، استیفن تری ست و یان جانسن(۲۰۰۳)، در پژوهشی با عنوان« ارتباط بین خصوصیات تسهیلات فیزیکی مدرسه، پیشرفت دانش آموزان و سطح رضایت شغلی معلمان» در یافتند که در بین مدارس شرکت کننده در این مطالعه هیچ ارتباط معناداری بین خصوصیات تسهیلات مدرسه و پیشرفت دانش آموزان وجود ندارد. همچنین ارتباطات محدودی بین کیفیت محیط فیزیکی مدرسه، رضایت شغلی معلمان و رفتار دانش آموزان وجود دارد. بیشترین ارتباط معنی دار بین رضایت والدین ورفتار دانش آموزان مشاهده شد. تنوع خصوصیات فیزیکی مدرسه ارتباط معنی داری را بر روی سلامت معلمان و دانش آموزان شان دادند. به طور کلی روزانه گزارش کمتری از بیماری معلمانی که در مدارس تمیز و با تهویه ی بهتر کار می کنند، ارائه می شود و همچنین دانش آموزان هم انگیزش بیشتری برای درس خواندن دارند. می توان نتیجه گرفت که بین خصوصیات فیزیکی مدرسه، سطح رضایت والدین، رفتار والدین و سلامت معلمان و دانش آموزان وجود دارد.
 احمدی، سعادتمند و لیث صفار(۱۳۸۹)، پیرامون ارتباط ادرکات دانشجویان از فرهنگ سازمانی دانشگاه با پیشرفت تحصیلی آنان در دانشگاه آزاد اسلامی خوراسگان مطالعه ای انجام داده اند . بر اساس نتایج بدست آمده با ۹۵ درصد اطمینان می توان اذعان داشت که بین ادراک دانشجویان در بعد نگرش به تحصیل با پیشرفت تحصیلی آنان تفاوت معناداری وجود دارد .یعنی پیشرفت تحصیلی دانشجویان با نگرش مثبت به تحصیل و یادگیری، بیشتر است. همچنین بر اساس نتایج بدست آمده معلوم شد که بین ادراک دانشجویان در بعد فرایند آموزشی با پیشرفت تحصیلی آنان رابطه معنا داری وجود دارد. در این پژوهش مشخص شد که بین ادراک دانشجویان در بعد امکانات محیط دانشگاهی و پیشرفت تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد. همچنین با بررسی داده های حاصل شده مشخص گردیدکه بین ادراک دانشجویان در بعد روابط انسانی با پیشرفت تحصیلی آنان رابطه معنا دار وجود دارد. در این پژوهش رابطه ادراک دانشجویان در بعد قوانین و ارتباطات شفاف با پیشرفت تحصیلی معنا دار بود. همچنین یافته ها حاکی از آن است که بین ادراک دانشجویان از ابعاد فرهنگ سازمانی با توجه به جنسیت و دوره تحصیلی تفاوت معنی دار وجود ندارد. علاوه براین نتایج نشان می دهد که بین جنسیت دانشجویان و پیشرفت تحصیلی آنان تفاوت معنا دار وجود دارد، یعنی دانشجویان دختر پیشرفت بهتری نسبت به دانشجویان پسر دارند. در نهایت می توان گفت که فرهنگ سازمانی دانشگاه به عنوان یکی از مهمترین نیروهای اساسی نقش مهمی در پیشرفت تحصیلی دانشجو ایفا می کند. بنابراین اگر از مقوله ی فرهنگ بهره کافی برد و نسبت به آن احساس مسئولیت نشان داد می تواند شاهد انعطافی برجسته در سطح پیشرفت تحصیلی دانشجویان بود که آنان را به سطحی فراتر از فضای همرنگی سوق می دهد. ۲-۳-۷. روابط سایر متغیرها با فرهنگ مدرسه و عناصر آن ماهر(۱۹۹۰)، پژوهشی درباره «رابطه فرهنگ سازمانی با انگیزش و پیشرفت» انجام داد و نتیجه گرفت که فرهنگ سازمانی مدرسه روی انگیزش و پیشرفت تأثیر می گذارد. این پژوهش پنج بعد فرهنگ سازمانی را به ترتیب پیشرفت، قدرت، شناسایی، حس تعلق، احساس کلی بودن هدف در نظرگرفته است. نو( ۲۰۱۲)، پژوهشی تحت عنوان«رابطه بین هوش هیجانی اصلی مدیر مدرسه، فرهنگ مدرسه و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان»در یک یافته مغایر به این نتیجه دست یافت که متغیرهای پیش بینی کننده ی هوش هیجانی و فرهنگ مدرسه، به طورقابل توجهی پیش بینی کننده ی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نیست. عارفی و همکاران(۱۳۸۹)، در بررسی«رابطه عناصر و ابعاد فرهنگ مدرسه با انگیزه ی پیشرفت در دانش آموزان راهنمایی شهرستان مبارکه»به این نتیجه دست یافتند که ابعاد فرهنگ مدرسه می توانند انگیزه ی پیشرفت دانش آموزان را پیش بینی کند. رجائیان(۱۳۸۷)، پژوهشی با عنوان«ادراکات دانش آموزان از فرهنگ مدرسه با پیشرفت تحصیلی آنان در دبیرستان های شهراصفهان»انجام داد. نتایج نشان داد که بین ادراکات دانش آموزان از فرهنگ مدرسه درابعاد نگرش به تحصیل و یادگیری، رفتارها و پیامدهای آموزشی یادگیری گروهی و محیط فیزیکی مدرسه، با پیشرفت تحصیلی آنان رابطه معنادار و مستقیم وجود دارد. اما بین ابعاد حمایت گروهی، رفتارها و نگرش های معطوف به والدین و پیشرفت تحصیلی رابطه معنادار به دست نیامد. درضمن نمرات دختران درابعاد نگرش به تحصیل و رفتارهای آموزشی و پیامدهای یادگیری و یادگیری گروهی به طور معناداری از پسران بیشتربود. درحالی که نمرات پسران در رفتارها و نگرش های معطوف به والدین به طور معناداری از دختران بیشتر بود. همچنین درابعاد یادگیری گروهی، رفتارها و نگرش های معطوف به معلمان و محیط فیزیکی برحسب رشته تحصیلی بین دانش آموزان تفاوت وجود داشت. همچنین دختران پیشرفت تحصیلی بیشتری نسبت به پسران داشتند. جمع بندی با توجه به ارتباط بین متغیرهای پژوهش و یافته های پژوهشگران گوناگون در زمینه پژوهش حاضر، این نتیجه حاصل شد: حسین چاری(۱۳۸۲)، گزارش کردکه تأثیر ابعاد فرهنگ مدرسه به عنوان یک کل، در مقایسه با ابعاد آن به عنوان متغیرهایی مجزّا، بر پیامدهای شناختی و رفتاری فرایند تحصیل بیشتربوده است. همچنین تأثیر فرهنگ مدرسه بر پیشرفت تحصیلی وخود تنظیمی دررفتارهای نوع دوستانه معنادار بود.گاه، یانگ و فرایزر(۱۹۹۵)، به این نتیجه دست یافتندکه بین دو متغیر فرهنگ مدرسه و پیشرفت در درس ریاضی رابطه مستقیم وجود دارد. رجائیان(۱۳۸۷)گزارش کردکه بین ادراکات دانش آموزان از فرهنگ مدرسه درابعاد نگرش به تحصیل و یادگیری، رفتارها و پیامدهای آموزشی یادگیری گروهی و محیط فیزیکی مدرسه، با پیشرفت تحصیلی آنان رابطه معنادار وجود دارد. دریسکول، هال کاسیس و سورنی(۲۰۰۱)، به این نتیجه رسیدند که کنترل ویژگی های جمعیتی دانش آموزان و عوامل محیطی از جمله کلاس و اندازه ی مدرسه و اندازه ی منطقه مدرسه مانع پیشرفت تحصیلی می شود که بیشترین اثر را بر روی عملکرد دانش آموزان مدرسه با اندازه ی متوسط دارد. سالفی و سعید(۲۰۰۷)، گزارش کردند که فرهنگ مدرسه در مدارس کوچک نسبت به مدارس بزرگتر و ضعیف به خوبی مورد توجه قرار می گیرد. این امر منجر می شود که اندازه ی مدرسه به طور مستقیم هم بر فرهنگ مدرسه و هم بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان اثر گذارد. فرهنگ و اعتماد، همکاری، جوّ و دیگر متغیر های حاکم بر مدرسه به طور مستقیم یا به طور غیر مستقیم بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تأثیر می گذارد، ارتباط معنی داری بین اندازه ی مدرسه و فرهنگ مدرسه و بین اندازه ی مدرسه و موفقیت دانش آموزان وجود دارد. مدارس با اندازه ی کوچک در مقایسه با مدارس متوسط و بزرگ دارای فرهنگ مثبت تر و بهترند. این یافته برخلاف ادعای جونز و ازیف( ۲۰۱۱) است. آنها نشان دادند که بین اندازه ی مدرسه و پیشرفت تحصیلی در پایه های تحصیلی سوم و ششم رابطه وجود ندارد. همچنین، آنها گزارش کردندکه ارتباط آماری معنی داری بین اندازه ی مدرسه و موفقیت تحصیلی در پایه ی سوم در حوزه های خواندن و ریاضی وجود ندارد. با این وجود همبستگی معنی داری بین اندازه ی مدرسه و پیشرفت تحصیلی در حوزه ی نوشتن وجود دارد. بوید، گراسمن، گیلفورد و ویکاف(۲۰۰۸)، میس(۲۰۰۸)، بیستکی(۲۰۱۰) و پراژ و بوش(۲۰۰۹)، در پژوهش هایی پیرامون نقش مدیر و معلم در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نشان دادند که معلمان و مدیران نقش مؤثری در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نشان دادند که معلمان و مدیران نقش مؤثری در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ایفا می کنند. دوتیر(۲۰۱۰)، ویلیامز و اولمن(۲۰۰۲)، با پژوهش هایی که در حیطه فرهنگ مدرسه انجام دادند. با این نتیجه دست یافتند که والدین با دخالت در فعالیت های مدرسه در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نقش موثری دارند. شارن و شان(۲۰۰۸)، آل آنزی(۲۰۰۲)، گلن هریس و بیولیو(۲۰۰۱)، باتن، تری ست، جانسن(۲۰۰۳) با پژوهش روی تأثیر تسهیلات فیزیکی مدرسه بر روی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، رابطه مثبت و معنی داری بین این دو متغیر پیدا کردند و به این نتیجه رسیدند که مدارس دارای تسهیلات فیزیکی خوب می تواند پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را بالا ببرد. ۲-۴. مدل مفهومی پژوهش تسهیلات فیزیکی مدرسه دخالت والدین در فعالیت های مدرسه روابط بین همکاران در مدرسه سنجش کلاس درس نقش آموزشی واداری مدیرومعاون فرایند تدریس و یادگیری فصل سوم روش شناسی ۳-۱. مقدمه در ابتدا به بررسی روش پژوهش و کم وکیف آن خواهیم پرداخت سپس به جامعه ی آماری می پردازیم، در گام بعدی به نمونه ی آماری، تعداد آن و روش نمونه گیری در این پژوهش پرداخته و در مرحله ی بعد ابزار گردآوری اطلاعات و روش اندازه گیری به تفصیل خواهیم پرداخت و همچنین به روایی و اعتبار ابزار پرداخته و در مرحله ی آخر روش های آماری و روش اجرای مورد استفاده در این پژوهش را بررسی خواهیم کرد. ۳-۲. موضوع پژوهش رابطه فرهنگ مدرسه با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان: نقش تعدیل کننده ی اندازه ی مدرسه. ۳-۳. روش پژوهش پژوهش حاضر از نوع همبستگی است، در این مطالعه پژوهشگر بدون دستکاری متغیرها روابط همزمانی آنها را بررسی می کند . ۳-۴ .جامعه ی آماری جامعه ی آماری در پژوهش حاضر شامل کلیه ی معلمان مدارس ابتدایی شاغل به کار در سال تحصیلی ۹۱-۹۲ در مدارس شهرستان اسفراین می باشد.که تعداد آنان۶۰۵ نفر می باشد . ۳-۵ . نمونه ی آماری و روش نمونه گیری از جدول کرجسی و مورگان برای برآورد حجم نمونه استفاده شد. با توجه به حجم جامعه (۶۰۵N=) نمونه ای به اندازه ی ۲۲۰ نفر انتخاب شد. از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی برای انتخاب نمونه استفاده شد. روش نمونه گیری طبقه ای ، روشی است که به وسیله ی جداکردن اعضای جامعه به گروه های مجزا به نام طبقات و سپس انتخاب یک نمونه ی تصادفی ساده از هر طبقه، فراهم می آید. در این پژوهش از بین معلمان مدارس مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان، معلمان مقطع ابتدایی به عنوان جامعه مورد مطالعه انتخاب شدند. که از بین مدارس مقطع ابتدایی تعداد ۲۸ مدرسه و ازتعداد ۶۰۵ نفر معلم شاغل در این مدارس تعداد ۲۲۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ۳-۶. ابزاراندازه گیری(ابزارگردآوری اطلاعات) برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ی فرهنگ مدرسه استفاده شد. ۳-۶-۱. پرسشنامه ی فرهنگ مدرسه پرسشنامه ی فرهنگ مدرسه در سال۲۰۰۷ توسط سالفی و سعید ساخته شده است و در پاکستان اجراشد. شامل ۴۹ سؤال می باشد که دارای شش بعد فرایند تدریس و یادگیری(معلمان از هدف های مدرسه آگاهند)، نقش اداری-آموزشی مدیر و معاونان(مدیر/معاون، کارکنان را در مدرسه اداره می کند و اطلاعات مناسب را در اختیارآن ها قرار می دهد)، سنجش کلاس درس(اطلاعات مربوط به پیشرفت دانش آموزان توسط مدیر/معاون نظارت می شود)، ارتباط همکاران در مدرسه(معلمان ایده ها و مواد آموزشی را با یکدیگر به اشتراک می گذارند)، دخالت والدین در فعالیت های مدرسه (مشارکت والدین در فعالیت های مدرسه به رسمیت شناخته می شود) و تسهیلات فیزیکی موجود در مدرسه(ساختمان مدرسه نور کافی دارد و به طور مناسب تهویه می شود)، است. اعتبار کلی پرسشنامه اجرا شده در مدارس متوسطه پاکستان ۹۶/۰بوده است. ابتدا پرسشنامه توسط پژوهشگران از انگلیسی به فارسی برگردانده شد. و پس از اطمینان از ترجمه درست پرسشنامه با ترجمه ی مجدد، بر روی یک نمونه ۳۰نفری به صورت مقدماتی اجرا شد. بعد از اصلاح تعدادی از گویه ها، مجدداً بر روی نمونه ی دیگری اجرا شد. ضرایب اعتبار هر خرده مقیاس و دامنه ی ضریب همبستگی اصلاح شده سوال- نمره کل در تمامی خرده مقیاس ها برای غربالگری مناسب بود. اعتبار پرسشنامه به تفکیک ابعاد برآورد شده است که عبارتست از: بعد فرایند تدریس و یادگیری مرکب از ۹سوال برای مؤلفه ی فرایند تدریس و یادگیری که شامل سؤال های ۱،۲،۳،۴،۵،۶،۷،۸،۹ می باشد، دارای اعتبار۷۱/۰، بعد نقش اداری - آموزشی مدیر و معاونان و سؤال های ۱۰،۱۱،۱۲،۱۳،۱۴،۱۵،۱۶،۱۷،۱۸،۱۹،۲۰،۲۱،۲۲ دارای اعتبار ۹۳/۰، بعد سنجش کلاس درس شامل سؤال های ۲۳،۲۴،۲۵،۲۶دارای اعتبار ۷۶/۰، بعد ارتباط همکاران شامل سؤال های۲۷،۲۸،۲۹،۳۰،۳۱،۳۲،۳۳،۳۴دارای اعتبار۹۲/۰، بعد دخالت والدین در فعالیت های مدرسه سؤال های ۳۵،۳۶،۳۷،۳۸،۳۹ دارای اعتبار ۷۸/۰، بعد تسهیلات فیزیکی مدرسه سؤال های۴۰،۴۱،۴۲،۴۳،۴۴،۴۵،۴۶،۴۷،۴۸،۴۹ دارای اعتبار۸۹/۰می باشد. هر گویه پرسشنامه در طیف لیکرت پنج درجه ای از ” کاملاً موافقم = ۵” تا “کاملاً مخالفم = ۱” درجه بندی شده است. هیچ سؤالی به صورت معکوس نمره گذاری نشده است. ۳-۶-۲. پیشرفت تحصیلی برای سنجش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، نمرات آنها در هر درس جمع آوری و از نمرات آنها یک نمره ی کل محاسبه شد. این نمره ی کل، معدل نمرات کل دانش آموزانی را که در هر پایه تحصیل کرده اند را در بر میگیرد. ۳-۶-۳. اندازه ی مدرسه در پژوهش حاضر برای تعیین اندازه ی مدرسه از تعداد دانش آموزان ثبت نام شده در مدرسه استفاده شد. مدارس از لحاظ اندازه به سه دسته، مدارس با اندازه ی کوچک، مدارس با اندازه ی متوسط و مدارس با اندازه ی بزرگ طبقه بندی شدند. ۳-۶-۱-۱. اعتبار و روایی ابزارگردآوری داده ها جدول۱- ۳ . ضریب اعتبار مؤلفه های فرهنگ مدرسه
دامنه ضریب همبستگی اصلاح شده سؤال- نمره کل |
ضریب اعتبار |
مؤلفه های فرهنگ مدرسه |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
واژه لاتین Family، از واژه ی “Familia” به معنای بندگان یک خانواده ریشه گرفته است که شامل ۲ فرد یا بیشتر است که از طریق خونی یا ازدواج، با هم مرتبط شده اند. در سانسکریت خانواده به عنوان dhman به معنای محل سکونت یا محل قرار خوانده می شود. اکثر فرهنگ ها و زبان ها خانواده را به عنوان افراد مرتبط با هم تعریف می کنند(۳۱). از بدو پیدایش انسان بر روی کره زمین، همواره زنان و مردان با تشکیل کانونی به نام خانواده عمری را در کنار یکدیگر گذرانیده اند و فرزندانی را در دامان خویش پرورانده و از این جهان رخت بر بسته اند. طبیعی ترین شکل خانواده این است که هیچ عاملی جز مرگ نتواند پیوند زناشویی را بگسلد. عناصر اصلی تشکیل دهنده خانواده یک زن و یک مرد است که مطابق آداب و رسوم اجتماعی خویش با یکدیگر پیوند زناشویی بسته اند و بعد فرزند یا فرزندانی بر جمع آنها افزوده شده است (۶۵). خانواده یکی از نخستین نهادهای اجتماعی محسوب می شود که ساختارمشخص و معینی دارد که متاثر از تغییرات و تحولات اجتماعی است. خانواده کوچکترین واحد اجتماع است، این واحد اجتماعی مبدأ بروز عواطف انسانی و کانون صمیمانه ترین روابط وتعاملات بین فردی است. اهمیت خانواده به اندازه ای است که سلامت و بالندگی هرجامعه وابسته به سلامت ورشد خانواده درآن است(۶۶). خانواده در زمره عمومی ترین سازمان های اجتماعی است و بر اساس ازدواج بین دست کم دو جنس مخالف شکل می گیرد و در آن مناسبات خونی واقعی و اسناد یافته به چشم می خورد. خانواده معمولاً دارای نوعی اشتراک مکانی است و کارکردهای گوناگون شخصی، جسمانی، اقتصادی، تربیتی را بر عهده دارد. خانواده نمادی اجتماعی است و همچون آیینه ای عناصر اصلی جامعه را در خود دارد و انعکاسی از نا بسامانیهای اجتماعی است. گذشته از این، خانواده از اهم عوامل موثر بر جامعه است. هرگز هیچ جامعه ای نمی تواند به سلامت رسد مگر آنکه از خانواده هایی سالم برخوردار باشد. خانواده نزدیک ترین واحد حیات به انسان است. اکثریت قریب به اتفاق انسان ها در خانواده به دنیا می آیند و نخستین گام های حیاتی را نیز در آن بر می دارند. اکثریت قاطع انسانها خود نیز خانواده ای بنا می کنند و تمام عمر را در ان به سر می برند. لذا شناخت این واحد اجتماعی، به جهت نزدیکی آن با انسان دشوار خواهد بود(۳۰). خانواده به طرق مختلفی تعریف می شود. تفاوت تعریف خانواده وابسته به پیشینه نظری توصیف کننده دارد. برای مثال، نویسندگانی که از نظریه های تعامل گرا حمایت می کنند، خانواده را به عنوان عرصه تعامل شخصیت ها نگاه می کنند، بنابراین، در تعریف خود از خانواده، بیشتر بر خصوصیات پویایی تعاملی خانواده تاکید می کنند (۸).
 نویسندگانی که از دیدگاه سیستم های کلی حمایت می کنند، خانواده را به عنوان یک سیستم اجتماعی بازو کوچک تعریف می کنند که متشکل از اجزای به هم وابسته است وتحت تاثیر ساختار داخلی خود و محیط خارجی قرار می گیرد(۸). در این مطالعه، خانواده تحت تاثیر دیدگاه اخیر بررسی شده است. زیرا درک عملکرد کلی خانواده مستلزم درک عملکرد تک تک اعضای خانواده، عملکرد خانواده به عنوان یک واحد و همچنین ارتباط بین خانواده و جامعه می باشد، بنابراین، به نظر می رسد که تئوری سیستمهای خانواده که از نظریه سیستم های کلی نشآت گرفته است، یک نظریه مفید برای درک سطوح مختلف عملکرد خانواده باشد(۳۱). همچنین، درک خانواده به عنوان یک سیستم، کمک به شناسایی علت مشکل و استرس در خانواده می کند و به درمانگر یا مشاور خانواده اجازه می دهد که اهداف و روش های درمان را بهتر شناسایی کند(۴۹). چرا هنگام برنامه ریزی برای ارائه مراقبت بهداشتی، کار با خانواده حیاتی است؟ محققین بهداشت جامعه در یافته اند که خانواده بخش هسته ای مراقبت های بهداشتی می باشد(۶۷) زیرا خانواده یک واحد اساسی است که به طرز با اهمیتی، تکامل افراد را تحت تاثیر قرار می دهد، بطوریکه ممکن است موفقیت یا شکست زندگی شخص را تعیین کند. دو هدف اساسی هر خانواده، بر آوردن نیاز های جامعه ای که خانواده قسمتی از آن است و برآوردن نیازهای خود اعضاء خانواده می باشد. خانواده منبع حیاتی برای ارائه مراقبت های بهداشتی موثر برای افراد است. دلایل زیر اهمیت تمرکز بر واحد خانواده در ارائه مراقبت بهداشتی را آشکارتر می کند: ۱- خانواده منبع حیاتی برای ارائه مراقبت بهداشتی به افراد و خانواده ها می باشد. وقتی تمرکز یک خانواده بر تامین مراقبت بهداشتی برای اعضاء خود می باشد، اثربخشی مراقبت افزایش می یابد. همچنین، یکی از اهداف مراقبت بهداشتی اولیه، افزایش سطح احساس خوب بودن خانواده است، که درسطوح بعدی، احساس خوب بودن اعضای خانواده افزایش می یابد. ۲- در واحد خانواده، هر عملکرد معیوب( ناخوشی، آسیب، جدایی و …) که یک عضو خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد، از طرق مختلف اعضای دیگر و همچنین، واحد خانواده به عنوان یک کل را تحت تاثیر قرار می دهد. زیرا خانواده یک شبکه وابسته بهم است. ۳- رابطه متقابل قوی بین خانواده و وضعیت بهداشتی اعضای آن وجود دارد که نقش خانواده در هر شکل از مراقبت بهداشتی تک تک اعضای خانواده از مرحله ارتقاء بهداشت تا مرحله نوتوانی، بسیار تعیین کننده است. ۴- بیماریابی یک دلیل دیگر خوب برای ارائه مراقبت بهداشتی خانواده محور است. بررسی مشکل بهداشتی یک عضو، ممکن است منجر به پوشش بیماریها یا ریسک فاکتورهای اعضا دیگر خانواده شود که این عمل معمولا هنگام ویزیت خانواده با یک مشکل بهداشتی مزمن اتفاق می افتد. پرستار خانواده محور، غالبا با یک فرد خانواده کار می کند تا به اعضاء دیگر آن دسترسی پیدا کند. ۵- یک راه دیگر برای توانایی دست یافتن به درک واضح و جامع از افراد و عملکرد آنها این است که آنها را در زمینه خانواده بررسی کنیم(۸و۶۷-۶۹). وضعیت بیماری/سلامت خانواده و اعضاء آن بطور متقابل بر هم اثر می گذارند. یک بیماری در خانواده بر کل خانواده و تعاملات آن اثر می گذارد. در حالی که خانواده نیز در مقابل، بر وضعیت سلامت/ بیماری اعضا اثر می گذارد(۸). خانواده ها تمایل دارند که به مشکلات بهداشتی اعضاء خانواده عکس العمل نشان دهند و عامل تشخیص مشکلات بهداشتی آنها باشند. تحقیقات در حوزه بهداشت خانواده، نشان می دهد که خانواده ها اثر قدرتمند بر سلامت فیزیکی اعضاء خود دارند. از طرف دیگر، خانواده گرایش دارد که در تصمیم گیری در مورد رویه های درمانی در هر مرحله از بیماری و سلامتی اعضاء خانواده، از مرحله ارتقاء سلامت و راهبردهای پیشگیری تا تشخیص، درمان و بهبودی دخالت کند. فرایند” بیمار” شدن ودریافت خدمات بهداشتی یک رشته از تصمیمات و وقایع را می طلبد که لازمه آن تعاملات تعدادی از افراد، شامل خانواده، دوستان و مراقبین بهداشتی می باشد. با وجود این، نقشی که خانواده در این فرایند ایفا می کند، در هر زمان وابسته به بهداشت افراد، نوع مشکل بهداشتی(مانند اینکه مشکل، حاد یا مزمن است) و میزان مشارکت خانواده است. ۶ مرحله سلامت/بیماری و تعامل خانواده عبارتند از: ۱- تلاش های خانواده در ارتقاء بهداشت ۲- ارزیابی خانواده ازعلائم بیماری ۳- جستجوی مراقبت ۴- بدست آوردن مراقبت ۵- پاسخهای حاد به بیماری توسط بیمار و خانواده ۶- سازگاری با بیماری و بهبودی(۸). وجود یک بیماری مزمن و جدی در یکی از اعضای خانواده معمولا تاثیرعمیق بر سیستم خانواده، مخصوصا بر ساختار نقش فرد و انجام عملکردها ی خانواده می گذارد. خانواده ها اولین مراقبت کنندگان در بیماریهای مزمن هستند. وقتی هر کدام از موقعیتهای فرد جدی است و عضو خانواده یک شخص محوری و مهم در عملکرد خانواده است، تاثیر برعملکرد خانواده کمی بیشتر احساس می شود(۹). عملکرد خانواده : عملکرد خانواده، عموماً به عنوان پی آمد یا نتیجه ساختار خانواده شرح داده می شود. برخی از مولفان اصطلاح “عملکرد” را به معنی “دست آورد” یا “نتیجه” تلقی می کنند، بنابراین، عملکرد خانواده را به عنوان آنچه خانواده انجام می دهد، می دانند(۸). منظور از عملکرد خانواده، توانایی خانواده در هماهنگی با تغییرات ایجاد شده در طول حیات، حل تعارضات، همبستگی بین اعضا، اجرای مقررات حاکم براین نهاد، با هدف حفظ کل سیستم خانواده می باشد(۳). عملکرد خانواده شامل رفتارها و فعالیتهایی است که توسط اعضاء خانواده جهت حفظ خانواده و بر آوردن نیازهای خانواده و اعضاء انجام می شود(۷۰). wright و Lehy بررسی عملکرد خانواده را به ۲ قسمت تقسیم کرده اند: عملکرد ابزاری و عملکرد بیانگر. عملکرد ابزاری به فعالیتهای روزانه زندگی مانند جذب و دفع، خواب، استراحت، دریافت انسولین و… اشاره می کند. نوع دوم از بررسی عملکرد خانواده، عملکرد بیانگر یا جنبه های عاطفی و روانی خانواده می باشد که شامل: - ارتباطات عاطفی: مانند اینکه آیا خانواده قادر به بیان میزان احساسات شامل خشم ،خوشحالی و ناراحتی است؟ - ارتباطات کلامی و غیر کلامی: ارتباط کلامی به معنای کلمات تمرکز می کند و ارتباط غیر کلامی نوعی ارتباط که شامل صداها، اشارات، تماس چشمی، لمس یا سکوت می باشد. یک مثال، از ارتباط غیر کلامی این است که مثلا وقتی که همسر صحبت می کند، شوهر به پنجره خیره می شود! - حل مساله برمی گردد به اینکه خانواده چگونه مشکل را حل می کند. چه کسی مشکل را شناسایی می کند؟ چه نوع از مشکلات شناسایی شده است؟ چه الگوهایی برای حل مشکل استفاده شده است؟ - نقش ها به الگوهای تثبیت شده رفتار بر می گردند. نقش ها ممکن است در خانواده ایجاد شوند، محول شوند، مذاکره شوند. این باعث می شود افراد خانواده یک شخص را در نقش خاصی بپذیرند. نقش های رسمی، ممکن است در خانواده، تحت تاثیر مذهب، فرهنگ و سایر سیستم های اعتقادی قرار گیرد(۲۵). در ادامه مطلب، ابعاد عملکرد بیانگر خانواده طبق الگوی مک مستر تشریح می شوند: برای فهم ساختار، سازمان و الگوهای تعاملی خانواده، در این الگو به بررسی و فرمول بندی ۶ بعد از زندگی پرداخته شده است، شامل: حل مساله، ارتباطات، نقش ها، پاسخگویی عاطفی، آمیزش عاطفی و کنترل رفتار. این موارد ابعادی از عملکرد بالینی هستند که تصور میشود در بالین مفید باشند. ۱- حل مساله بعد حل مساله به عنوان توانایی خانواده برای حل مسائلی که عملکرد موثر خانواده را ابقا میکند، تعریف میشود(۷۱). همچنین، ثنایی از این بعد، به عنوان توانایی خانواده برای حل مساله به گونهای که تعاملات موثر در خانواده استمرار یابد یاد میکند(۷۲). مشکل خانواده به عنوان موضوعی در نظر گرفته میشود که خانواده برای یافتن راه حل آن تردید دارد و این مشکل یکپارچگی و ظرفیت عملکردی خانواده را تهدید میکند(۱۳،۷۱، ۷۳). مشکلات بطور ادراکی قابل تقسیم به انواع مشکلات ابزاری و مشکلات عاطفی هستند. مشکلات ابزاری، مشکلات روزمره زندگی هستند، مانند مدیریت پول یا تصمیمگیری برای مکان زندگی و مشکلات عاطفی آنهایی هستند که با تجارب عاطفی و احساسی مرتبط هستند(۷۱،۷۴). ۲- ارتباطات بعد ارتباطات به عنوان اینکه اطلاعات چگونه در خانواده تغییر مییابد تصور میشود(۷۱،۷۶) و طبق تعریف ثنایی ارتباط یعنی خانواده چگونه اطلاعات را در درون خود مبادله میکند(۷۲). ارتباط یک فرایند خود تنظیمی، هدفدار و سازمان یافته در خانواده است. وظیفه اولیه خانواده، برقراری ارتباط میباشد، زیرا ارتباطات موجب رشد و تکامل، افزایش اعتماد به نفس و اجتماعی شدن اعضاء خانواده میگردد(۱۳،۷۰). در خانواده تمرکز بیشتر بر ارتباطات کلامی است. جنبه های غیرکلامی ارتباطات در خانواده با وجود اهمیتشان، از الگو خارج شده اند، زیرا سنجش آنها به منظور تحقیق مشکل است. بعد ارتباطات نیز مانند بعد حل مساله به حوزه های عاطفی و ابزاری قابل تقسیم است که میتواند بین این ۲ حوزه، تداخل وجود داشته باشد(۷۱،۷۴،۷۵). در الگوی مک مستر ارتباط، به عنوان یک اصطلاح کلی برای توصیف رفتارهای سالم در خانواده به کار برده میشود(۷۳، ۷۶). چهار شیوه ارتباط شامل: ۱- ارتباط واضح و مستقیم: در این نوع ارتباط هم هدف و هم پیام واضح است. ۲- ارتباط واضح و غیر مستقیم ۳- مستقیم و پوشیده (مستتر) ۴- غیر مستقیم و پوشیده لازم به ذکر است که در خانواده های سالم ارتباطات خانواده در هر ۲ حوزه عاطفی و ابزاری، مستقیم و واضح است(۷۴). ارتباط و حل مساله، مهمترین جزء فرایند عملکرد خانواده میباشد که ممکن است تخصیص و ابقاء نقشها را تسهیل کنند(۷۶). همچنین، میلانی نیز ارتباط موثر را سنگ بنای یک خانواده سالم و موفق میداند و بیان میکند که “ارتباطات برای برآوردن نیازهای اعضاء، عملکرد درست و موثر و دستیابی به اهداف خانواده اساسی است"(۷۰). ۳- نقش ها الگوهای تکراری از رفتارها که افراد خانواده از طریق آنها واکنشهای خانواده را تحقق میبخشند (۱۳،۷۲،۷۴،۷۵،۷۶). خانواده ها مجبورند که برای حفظ اثربخشی سیستم خانواده، برخی رفتارهای تکرار شونده را انجام دهند. نقشها به ۳ حوزه ابزاری، بیانگر و ترکیبی از این دو تقسیم میشوند. ۵ عملکرد ضروری خانواده شامل: ۱- تدارک منابع: نقش هایی که در این حوزه قرار میگیرند بیشتر ابزاری هستند. مانند تهیه غذا، پوشاک و سرپناه برای خانواده ۲- تربیت و حمایت: نقشهای این حوزه به عنوان عملکرد عاطفی تلقی میشوند که در شامل تامین آسایش، امنیت، اطمینان خاطر و حمایت از اعضاء میباشد. ۳- رضایت جنسی: جزو عملکرد عاطفی است، برای زوجین بسیار مهم است که احساس رضایت از رابطه جنسی داشته باشند. ۴- تکامل شخصیت: نقشهای این حوزه هم عاطفی و هم ابزاری میباشند که شامل وظایف وابسته به تکامل کودک وکسب مهارتهای زندگی میباشد، مانند کمک به کودک جهت شروع مدرسه، یا کمک به نوجوان برای بر عهده گرفتن یک حرفه. ۵- بقاء و مدیریت سیستم خانواده: این حوزه نیز مانند بند ۴، شامل چند نوع عملکرد است که تکنیکها و اقدامات مورد نیاز برای تثبیت استانداردهای جاری در خانواده را در بر میگیرد (۷۴). در الگوی مک مستر خانواده هایی با بهترین عملکرد، آنهایی هستند که هر کدام از اعضاء، نقش هایی را بر عهده دارند و مسئول انجام وظایف مربوط به آن نقش خاص میباشند(۷۶،۷۳).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تفکرات جاری در آموزش این است که روش های آموزشی تعاملی یک امر تاثیر گذار در آموزش محسوب می شود. روش های تعاملی می تواند توجه کودک را به آموزش جلب نماید و همین طور می تواند یادگیری مشاهده ای را در دانش آموزان بالا ببرد. روش های تعاملی، ساختاری را فراهم می آورد که می تواند به دانش آموزان در یک وظیفه موفقیت پذیر، انتخاب و ابتکار را پیشنهاد کند. همین طور روش قابل رجحانی برای درگیر کردن دانش آموزان بی علاقه است که در کلاس شرکت کنند(کریمنز،۲۰۰۶). دانشآموزان در یک جلسه ۴۵ دقیقه ای از نمایش درمانی از فعالیت های متفاوت با ساختاری مشابه شرکت کردندبا یکدیگر به مشارکت می پردازند و از درمانگر و از یکدیگر یاد می گیریند که چگونه فعالیت کنند، آموزش می بینند و پاسخ می دهند.
 مسئله ای که در آخر می بایست ذکر شود این است که یک نمایشنامه یا داستان خاص نیست که می تواند توجه کودک را بالا برد و آن را در همان سطح باقی بگذارد بلکه ساختار جلسات نمایش درمانی به گونه ای است که اکثر رویکردهای مختلف آموزشی- درمانی را در خود دارد تا به گونه ای عمل کند تا توجه کودکان را در مسیری قرار دهد تا یادگیری میسر شود. استفاده از تشویق، یادگیری مشارکتی، یادگیری از طریق دانش آموزان دیگر[۳۱۴]، یادگیری غیر کلامی، اهمیت ساختار بندی و ارائه الگو، استفاده از وسائل مختلف برای عینی کردن و مفرح ساختن فضای کلاس در جلسات نمایش درمانی امر مهمی محسوب می گردد و باعث جلب و به کارگیری توجه کودکان کم توان ذهنی می شود. کما این که داستان ها به گونه ای طراحی و انتخاب گشتند تا توجه کودکان را درگیر سازند همانند دنبال کردن برگ های خاص و مشخص با تغییر های بسیار کوچک در نمایش کرم خال خالی، شمردن گوسفندان بازیگوش در نمایش حسنی و مواردی از این قبیل که باعث می شدند توجه کودک به مرور بیشتر به تغییرات و جزئیات جلب شود. ۲-۵نتیجه گیری نهایی با توجه به نتایج حاصل از مقایسه گروه های کنترل و آزمایش مشخص شد که نمایش درمانی می تواند به عنوان یک روش درمانی مناسب برای کودکان با نیازهای ویژه در نظر گرفته شود. لذا می توان با برگزاری دوره های آموزشی برای معلمان آموزش ویژه و والدین این گروه از کودکان رهنمود های عملی ارائه داد تا بتوانند به افزایش تمرکز و توجه کودک کم توان ذهنی در انجام فعالیت های آموزشگاهی کمک کنند و موجب بهبود یادگیری آن ها از طریق مشاهده و عمل گردند. در واقع، با بهره گرفتن از فنون به کار رفته در نمایش درمانی از جمله؛ ارائه ایفای نقش، وسائل صحنه نمایش و آموزش مهارت ها می توان موضوع های درسی را برای کودکان به صورت جذاب و عینی درآورد و از این طریق بر توجه آنها تأثیر گذاشت و مهارت های یادگیری آن ها را در دوران تحصیل افزایش داد. بدین ترتیب، مشکل اصلی کودکان کم توان ذهنی _کم توجهی_ با شیوه مورد پذیرش کودک قابل حل است و میزان یادگیری وی را افزایش خواهد داد. ۳-۵محدودیت های پژوهش
-
- محدود بودن پژوهش بر روی کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر ۸ تا ۱۲ ساله
-
- محدود بودن پژوهش بر روی پسران
-
- محدود بودن ابزارها برای سنجش میزان فراخنای توجه
-
- عدم به کارگیری روش های درمانی مبتنی بر دخالت والدین و آموزش آنها در افزایش توجه کودکان
-
- عدم اجرای آزمون پیگیری با فاصله زمانی پس از خاتمه جلسات نمایش درمانی
-
- عدم امکان انتخاب آزمودنی ها از یک مدرسه یا مرکز استثنایی (به دلیل حجم اندک افراد حاضر در هر مرکز)
۴-۵پیشنهادات پژوهش
-
- پژوهش های آتی می توانند بر کودکان سنین دیگر، نوجوانان و بزرگسالان و سطوح دیگر کم توانی ذهنی متمرکز شوند.
-
- پژوهش هایی که در آینده اثر بخشی روش نمایش درمانی را در نمونه ای از دختران مورد بررسی قرار می دهند؛ می توانند تفاوت های جنسی را در اثر بخشی این روش آشکار کنند.
-
- استفاده و ساخت ابزارهای استاندارد دیگری برای سنجش توجه کودکان کم توان ذهنی می تواند فراخنای توجه در کودکان را در مقایسه با گروه خود مورد توجه قرار دهد.
-
- برگزاری جلسات آموزشی والدین و آموزش خانواده به عنوان روش های ترکیبی با نمایش درمانی می تواند اثر بخشی روش های چندگانه را در درمانگری مدنظر قرار دهد.
-
- اجرای آزمون پیگیری برای بررسی فراخنای توجه در فاصله زمانی معین پس از خاتمه جلسات نمایش درمانی می تواند پایداری این روش را تضمین نماید.
منابع فارسی آقا عباسی، یدالله. (۱۳۸۴). نمایش خلاق: قصه گویی و تئاترهای کودکان و نوجوانان. (چ. اول). تهران: نشر قطره. اسلین، مارتین. (۱۳۸۲). نمایش چیست؟ (شیرین تعاونی، مترجم) (چ. چهارم). تهران: انتشاران نمایش. (تاریخ انتشار به زبان اصلی، ۱۹۸۱). افروز، غلامعلی.(۱۳۸۱). مقدمه ای بر روانشناسی کودکان استثنایی. (چ. اول). تهران: انتشارات دانشگاه تهران. ایروانی، محمود. (۱۳۸۰). روانشناسی تجربی.(چ. دوم). تهران: نشر آروین آویژه. براکت، اسکار. (۱۳۸۰). تاریخ تئاتر جهان. (هوشنگ آزادی ور، مترجم) (چ. اول). تهران: انتشارات مروارید. (تاریخ انتشار به زبان اصلی، ۱۹۹۶). جونز، فیل. (۱۳۸۳). تئاتر درمانی و نمایش زندگی. (چیستا یثربی، مترجم) (چ. اول). تهران: نشر قطره. (تاریخ انتشار به زبان اصلی، ۱۹۹۶). خلعتبری، غلامرضا؛ رحمانی، محمد علی و خلعتبری، جواد. (۱۳۸۸). درام درمانی و مدیریت پرخاشگری با رویکرد الگوهای حرکتی- نمایش در ناشنوایان. مقاله ارائه شده در دومین کنگره سراسریهنر درمانی در ایران، تهران. دادستان، پریرخ؛ اناری، اکرم؛ صدق پور، بهرام. (۱۳۸۶). اختلال اضطراب اجتماعی و نمایش درمانگری. تهران: فصلنامه روانشناسی ایرانی. شماره ۱۴، صص ۱۲۳-۱۱۵٫ داورمنش، عباس.(۱۳۸۲). آموزش و توانبخشی کودکان معلول ذهنی. (چ. دوم). تهران: انتشارات دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی. ریچ، پاملا. (۱۳۷۸). اصول بنیادین نمایش خلاق. (یدالله آقاعباسی، مترجم). کرمان: مجله روزبه، پیش شماره اول.۴۴-۵۲٫ ستاری، جلال. (۱۳۸۵). اسطوره و فرهنگ. (چ. اول). تهران: نشر مرکز. سیف نراقی، مریم؛ نادری، عزت الله. (۱۳۸۴). نارسایی های ویژه در یادگیری، چگونگی تشخیص و روش های بازپروری. (چ. سوم). تهران: موسسه فرهنگی انتشارات مکیال. عناصری، جابر. (۱۳۸۰). مردم شناسی و روانشناسی هنری. (چ. اول). تهران: انتشارات رشد. کی، استنلی. (۱۳۸۴). آزمون شناختی تشخیصی کی. مؤسسه تحقیقاتی علوم رفتاری سینا (روان تجهیز). (نعمت الله زاده ماهانی، مترجم)(تاریخ انتشار به زبان اصلی، ۱۹۸۲). گال، مردیت؛ بورگ، والتر و گال، جویز. (۱۳۸۶). روش های تحقیق کمی و کیفی در علوم تربیتی وروانشناسی. ( احمدرضا نصر و دیگران، مترجمان) (چ. اول). تهران: انتشارات سمت. (تاریخ انتشار به زبان اصلی، ۱۹۴۷). گروتفسکی، یرژی. (۱۳۸۲). به سوی تئاتر بی چیز. (کامران ناظران، مترجم) (چ. اول). تهران: نشر قطره. (تاریخ انتشار به زبان اصلی، ۱۹۲۸). گنجی، حمزه. (۱۳۸۵). روان شناسی تجربی کاربردی. (چ. اول). تهران: موسسه انتشارات بعثت . هاردمن، مایکل م؛ درو، کلیفورد ج؛ اگن، ام وینستون.(۱۳۸۸). روان شناسی و آموزش کودکان استثنایی در"جامعه، مدرسه و خانواده “. (حمید علیزاده و دیگران،مترجمان) (چ. اول). تهران: نشر دانژه ( تاریخ انتشار به زبان اصلی: ۱۹۴۸). منابع انگلیسی Akiyama, K., Maeda, K., Kimura, I., Ohde, H., Mashima, Y., & Oguchi, Y. (2001). The effect of attention on visual evoked potentials elicited by a newly designed stereogram. Japanese Journal of Ophthalmology, 45(3),318-319. Allan , J. A. (1977). The use of creative drama with acting-out sixth and seventh grade boys and girls. Journal of Canadian Counselor, 11(3), 135-143. Aluja, F.A., Colom, R., Abod, F. & Espinosa,.M. J. (2000). Sex differences in generalintelligence defined as among young adolescents. Personality and Individual Differences, 28.312-324. Blatner, A. (2001). Psychodrama. In corsini, R. J. (Ed.), Handbook of innovatingtherapy,(2nd Ed.). New York, Ny: John Wiley & Sons, Inc. Blewett , E. (1995). Dramatherapy with a group of severely mentally disabled people. Acceessed 12, March, 2009 from http:// www. Badth. Org. uk /. Boal, A. (1995). The Rainbow of Desire (۱st ed.). London: Peregrine Books.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
File System VMkernel از فایل سیستم ساده ای برای نگهداری فایل های پیکربندی ESX، فایل های Log و بسته های اجرایی استفاده می کند. به عنوان مثال، همانند لینوکس، فایل های پیکر بندی در مسیر /etc/vmware و فایل های log در مسیر /var/log/vmware ذخیره می شود.
 این فایل سیستم مستقل از فایل سیستم VMFS است که برای نگهداری ماشین های مجازی به کار می رود. منابع ذخیره سازی VMFS ممکن است بر روی دیسک محلی سرور یا یک دستگاه ذخیره سازی مشترک قرار داشته باشد. اگر منابع ذخیره سازی VMFS در خارج از سرور باشد، نیازی به وجود دیسک محلی نخواهد بود زیرا خود ESX نیز بدون نیاز به دیسک و به صورت embedded از روی یک حافظه flash قابل بارگزاری است.
CIM[114] این مدل در واقع یک استاندارد باز است که چگونگی ارائه و مدیریت منابع پردازشی را در یک ESX تعریف می کند. به عبارت دیگر CIM چارچوبی را برای مانیتورینگ استاندارد و بدون نیاز به مهفوم agent بر روی سخت افزار ارائه می دهد. و شامل مدیر شئی CIM[115] و ارائه کننده CIM[116] است. ارائه کننده های CIM مکانیزم های رابط برای مدیریت و دسترسی hypervisor به راه انداز دستگاه ها و دیگر سخت افزارهای سیستمی هستند. تولید کنندگان سخت افزار می توانند با تولید این ارائه کننده ها، امکان استفاده ESX از راه انداز سخت افزار خود را فراهم سازند و به این ترتیب ESX توانایی پشتیبانی و کار با هر نوع سخت افزار جدیدی را نیز دارد. همچنین ESX از این مکانیزم ها برای مانیتوینگ سخت افزار سرور، زیر ساخت ذخیره سازی ESX و منابع مخصوص مجازی سازی استفاده می کند. همچنین باید توجه داشت که این ماژول ها به دلیل توکار[۱۱۷] بودن در ESX، بسیار سبک و کاربردی هستند. از سوی دیگر، مدیر شئی CIM، رابطی است که توسعه دهندگان می توانند ماژول های جدید ارائه کننده CIM را نوشته و به ESX اضافه کنند. البته باید توجه داشت که این بسته ها نمی توانند در حال اجرا به ESX اضافه شوند و باید با آن packaged شوند. رابط CIM[118] اطلاعات را از همه ارائه کننده های CIM جمع آوری کرده و از طریق APIهای استاندارد مانند WS-WAM به محیط مدیریتی منتقل می کند. شکل ۳٫۵ ساختار مدیریت CIM را نشان می دهد. شکل ۳٫۵٫ ساختار شماتیک مدیریت CIM ]3[
طراحی یک معماری برای دیتا سنتر پس از بررسی نرم افزارهای hypervisor مطرح در بازار و مقایسه آنها، در این بخش با انتخاب یکی از آنها به طراحی یک معماری برای ساخت دیتا سنتر می پردازیم. این معماری پایه طراحی مدل فرمال در فصل بعد خواهد بود. لازم به یادآوری است که hypervisor های معرفی شده در بخش قبل، با نصب بر روی یک ماشین فیزیکی، به مدیر سیستم اجازه اجرای چندین سیستم عامل را به طور همزمان می داد که هر یک از آنها در یک فضای مجزای حافظه به عنوان یک ماشین مجازی اجرا می شدند. دراین مرحله با فرض اینکه به جای یک ماشین فیزیکی، چندین ماشین فیزیکی مشابه وجود دارد، لازم است طرحی برای مجازی سازی یکپارچه این ماشین ها ارائه گردد. به طوری که بر روی این ماشین های مجازی اهدافی از جمله HA، انتقال ماشین ها و سرویس های در حال کار[۱۱۹]، مدیریت یکپارچه ماشین های مجازی، مدیریت یکپارچه منابع ذخیره سازی مشترک، مدیریت ساختار شبکه و مدیریت یکپارچه منابع پردازشی حاصل گردد. در مقایسه hypervisor های معرفی شده با یکدیگر، با توجه به مشخصه های هریک، در این تحقیق از معماری VMware ESX استفاده خواهد شد. برخی از دلایل این انتخاب عبارت است از: Vmware ESX نیاز به نصب سیستم عامل میزبان و نیز پارتیشن ریشه یا دامنه صفر برای نگهداری یک رابط سیستم عاملی ندارد. بنابر این به نظر می رسد کاراتر و کم هزینه تر است. در معماری Vmware ESX ماشین های مجازی برای استفاده از منابع سخت افزاری به طور مستقیم با VMkernel ارتباط برقرار می کنند و رابط سیستم عاملی در این بین وجود ندارد. بنابراین سیستم های عامل میهمان کاملا مستقل و بدون اطلاع از محیط مجازی کار خواهند کرد. این امر خطاپذیری ماشین های مجازی را کم کرده و نیز به مدیر اجازه می دهد هر نوع سیستم عاملی را بر روی این پلتفورم نصب و راه اندازی نماید. در این میان فقط محدودیت های سخت افزاری مانند معماری ماشین فیزیکی مطرح می باشد. با توجه به منحصر بودن حوزه تخصصی شرکت Vmware به تکنولوژی های مجازی سازی و تجاری بودن محصولات آن، می توان راه کارهای ساخت یافته و پخته ای[۱۲۰] را برای طراحی معماری های گسترده تر مجازی مانند ترکیب چندین دیتا سنتر، ساخت دیتا سنترهای مجازی و در نهایت طراحی معماری های پردازش ابری[۱۲۱] که مبتنی بر این محصولات باشند یافت. بنابر این راه برای توسعه معماری های مبتنی بر Vmware همیشه باز خواهد بود. ■ با توجه به توضیحات ارائه شده، در ادامه بحث به معرفی یک معماری عمومی برای دیتا سنترها بر اساس پلتفورم VMware می پردازیم ]۶۰[. همچنین لازم به یاد آوری است که فرض این تحقیق بر وجود تعدادی ماشین های فیزیکی همگون، مانند سرورهای HP Blade در یک محل فیزیکی است که قرار است بر روی آن به کمک ساختار مناسب، تعداد دلخواهی از ماشین های مجازی قرار گیرد و سرویس های مورد نیاز در یک دیتا سنتر با اندازه کوچک ارائه گردد. معماری دیتا سنترهای مجازی و پردازش ابری خارج از موضوع این بحث می باشد.
مختصری درباره vSphere vSphere به عنوان سیستم عامل پردازش ابری شناخته می شود و در واقع مجموعه ای از سرویس ها است که به کمک ESX معماری یک دیتا سنتر را پیاده سازی می نماید. لازم به توضیح است که مفاهیم میزبان[۱۲۲]، کلاستر و مخزن منابع[۱۲۳]، شیوه ای پویا و انعطاف پذیر برای سامان دهی منابع پردازشی و ارتباط آنها با زیر ساخت منابع فیزیکی ارائه می دهد. یک میزبان به مجموع منابع پردازشی و حافظه یک سرور فیزیکی با معماری x86 اشاره می کند. برای مثال اگر یک سرور فیزیکی دارای چهار پردازنده دو هسته ای ۴GHz و ۸GB حافظه باشد، این سیستم دارای ۳۲GHz قدرت پردازش و ۳۲GB حافظه می باشد که برای اجرای ماشین های مجازی آماده است. یک کلاستر مانند یک موجودیت واحد کار می کند و مدیریت می شود. این موجودیت منابع پردازشی و حافظه یک گروه از سرور های فیزیکی x86 را که از منابع مشترک شبکه و دیسک استفاده می کنند یکپارچه می نماید. به عنوان مثال، اگر یک گروه هشت تایی از سرورها با چهار پردازنده دو هسته ای و ۳۲B حافظه بر روی هر یک در اختیار باشد، کلاستر منبع یکپارچه ای شامل ۲۵۶GHz قدرت پردازنده و ۲۵۶GB حافظه برای اجرای ماشین های مجازی در اختیار کاربران قرار می دهد. مخزن منابع بخشی از منابع پردازشی و حافظه یک میزبان و یا یک کلاستر است. این مخازن می توانند سلسله مراتبی و تودرتو باشند. مدیر سیستم می تواند یک مخزن را به مخازن کوچکتری تقسیم نماید. در شکل ۳٫۶ نمونه ای از مفاهیم گفته شده آمده است. سه سرور x86 که هر یک ۴GHz توان پردازشی و ۱۶GB حافظه دارند در نظر گرفته شده است. پس در مجموع یک کلاستر با توان پردازشی ۱۲GHz و حافظه ۴۸GB در اختیار داریم. مخزن پردازشی دپارتمان مالی، به میزان ۸GHz از توان پردازشی و ۳۲GB از حافظه این کلاستر را رزرو کرده است. همچنین ۴GHz پردازنده و ۱۶GB از حافظه برای ماشین های مجازی دیگر کنار گذاشته شده است. در کلاستر دپارتمان مالی، یک مخزن منابع کوچکتر شامل ۴GHz از منابع پردازشی و ۱۶GB حافظه برای ماشین های مجازی دپارتمان حسابداری ایجاد شده است. همچنین منابعی شامل ۴GHz منبع پردازشی و ۱۶GB حافظه به ماشین مجازی با عنوان payroll اختصاص یافته است. شکل ۳٫۶٫ مثالی از مفاهیم میزبان، کلاستر و مخزن منابع ]۶۰[ مدیر سیستم می تواند به صورت پویا سیاست تخصیص منابع را عوض نماید. به عنوان مثال با زیاد شدن بار پردازشی یکی از ماشین های مجازی، می توان با قرض گرفتن منابع دیگر مخازن، منابع موجود در مخزن پردازشی مربوط به آن را افزایش داد و برای این کار نیازی به خاموش شدن هیچ یک از ماشین های مجازی وجود ندارد. در ادامه به شرح سرویس هایی که معماری vSphere را می سازند می پردازیم]۶۰[ و ]۶۱[.
سرویس های زیر ساختی vSphere VMware vCompute VMware vStorage VMware vNetwork
سرویس های کاربردی vSphere سرویس هایی که خصوصیاتی از سیستم مانند دسترس پذیری، امنیت، توسعه پذیری و غیره را در سیستم فراهم می کنند. نمونه هایی از آن HA و تحمل خطا در سیستم می باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول۴- ۲۰) آزمون تی تست متغیر های تحقیق با توجه به خلاصه جدول ۴-۲۰مربوط به آزمون تی، و با توجه به سطح معنیداری، می توان گفت که بین میانگین های متغیر های تحقیق و میانگین مورد انتظار (در پرسشنامه حاضر عدد ۴برای گزینه بی نظر) تفاوت معنی داری وجود دارد. از طرفی میانگین بدست آمده برای همه متغیر ها بالاتر از ۵ می باشدکه به این معنی است که متغیرهای تحقیق از نظر پاسخ دهندگان در نمونه مورد بررسی دارای وضع مطلوب می باشند.درزیر نمودار راداری میانگین های متغیرها آمده است.
 نمودار ۴- ۱۳) نمودار راداری متغیر های تحقیق فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهادات ۵-۱) مقدمه در این فصل از تحقیق، حاصل کار یعنی آن چه که در فصل چهارم به دست آمده مورد بحث قرارخواهد گرفت.مباحث مطرح شده در این فصل عبارتند از :نتایج آمار توصیفی ،نتایج آمار استنباطی ،ارائه پیشنهادهای تحقیق ،پیشنهاد برای تحقیقات آینده و در نهایت محدودیت های تحقیق ارائه می شود. ۵-۲) نتایج آمارتوصیفی مشخصات جمعیت شناختی پاسخ دهندگان تحقیق به قرار زیر بوده است. ۱۴۰نفر از پاسخ دهندگان زن(۷/۲۹درصد) و ۳۲۳ نفرمرد(۴/۶۸درصد) می باشند. همچنین۹ نفر(۹/۱درصد)به این سوال پاسخ ندادند. همچنین ۳۵۹ نفر(۱/۷۶درصد) از پاسخ دهندگان متاهل و ۱۰۷نفر(۷/۲۲درصد)مجرد می باشند. ۶ نفر(۳/۱درصد) نیز به این سوال پاسخ نداده اند. در ارتباط با متغیر سن نیز باید گفت: که۱۳۳ نفر(۲/۲۸درصد) از پاسخ دهندگان زیر ۳۰سال ، ۲۵۸نفر(۷/۵۴درصد) بین ۳۰ تا۵۰ سال،۷۶ نفر۱/۱۶درصد) بالای۵۰ سال سن دارند.۵نفر(۱/۱درصد)نیز به این سوال پاسخ ندادند. میزان سطح تحصیلات ۱۷۰نفر(۳۶درصد) از پاسخ دهندگان زیردیپلم ودیپلم،۱۰۴نفر(۲۲درصد)فوق دیپلم،۱۴۷نفر(۱/۳۱درصد)لیسانس ۴۳نفر(۱/۹درصد)فوق لیسانس وبالاترمی باشند. همچنین ۸ نفر(۷/۱درصد) به این سوال پاسخ نداده اند. سنجش متغیر های اصلی تحقیق نشان داد که :
متغیر
میانگین
اعتماد
سوال ۱
۱۲۶۱/۶
سوال ۲
۹۶۱۳/۵
سوال ۳
۱۰۱۵/۶
سوال ۴
۲۰۳۱/۶
تعهد
سوال ۵
۶۹۷۸/۵
سوال ۶
۶۵۸۱/۵
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱≥ & ≥۸/۰
۹۳/۰
تائید
با توجه به شاخص های برازش مدل می توان ارزیابی مناسبی از مدل های علی تحقیق داشت. حال می توان به بررسی فرضیه های تحقیق بر اساس روابط بین متغیرها در مدل ارائه شده پرداخت. ۴-۵) آزمون فرضیه های تحقیق در این بخش به آزمون فرضیه های تحقیق پرداخته می شود. لازم به ذکر است که برای فرضیه های اصلی از مدل در حالت کلی و برای فرضیه های فرعی از مدل در حالت تفکیکی استفاده خواهد شد.
 ۱٫یکپارچه سازی زنجیره تأمین بر عملکرد تجاری شرکت هاتأثیر دارد. با توجه به مدل تفکیکی تحقیق در حالت اعداد معنی داری، میزان آماره ی t بین دو متغیربرابر با ۴۵/۶ می باشد و از آن جا که در خارج از بازه ی ]۹۶/۱&96/1- [قرار دارد این فرضیه تایید می شود. با توجه به ضریب استاندارد هم می توان گفت که میزان تاثیر یکپارچه سازی زنجیره تأمین بر عملکرد تجاری شرکت هابرابر با ۴۱/۰ می باشد . ۲٫یکپارچه سازی زنجیره تأمین بر رقابت پذیری شرکت هاتأثیر دارد. با توجه به مدل تفکیکی تحقیق در حالت اعداد معنی داری، میزان آماره ی t بین دو متغیربرابر با ۷۳/۹ می باشد و از آن جا که در خارج از بازه ی ]۹۶/۱&96/1- [قرار دارد این فرضیه تایید می شود. با توجه به ضریب استاندارد هم می توان گفت که میزان تاثیر یکپارچه سازی زنجیره تأمین بر رقابت پذیری شرکت هابرابر با ۷۸/۰ می باشد . ۳٫رقابت پذیری شرکت ها بر عملکرد تجاری شرکت هاتأثیر دارد. با توجه به مدل تفکیکی تحقیق در حالت اعداد معنی داری، میزان آماره ی t بین دو متغیربرابر با ۴۵/۸ می باشد و از آن جا که در خارج از بازه ی ]۹۶/۱&96/1- [قرار دارد این فرضیه تایید می شود. با توجه به ضریب استاندارد هم می توان گفت که میزان تاثیر رقابت پذیری شرکت ها بر عملکرد تجاری شرکت هابرابر با ۵۹/۰ می باشد . ۴٫یکپارچه سازی زنجیره تأمین از طریق افزایش رقابت پذیری شرکت ها بر عملکرد تجاری آن هاتأثیر دارد. با توجه به مدل کلی تحقیق در حالت اعداد معنی داری، مشاهده می شود که مسیر یکپارچه سازی زنجیره تأمین و رقابت پذیری شرکت ها وهمچنین مسیر رقابت پذیری شرکت ها و عملکرد تجاری معنی دار است (آماره تی بالاتر از۹۶/۱) لذا یکپارچه سازی زنجیره تأمین از طریق افزایش رقابت پذیری شرکت ها بر عملکرد تجاری تأثیر دارد ومیزان این تاثیر برابر است با حاصلضرب میزان تاثیر دو مسیر مذکور: ۴۶/۰=۵۹/۰*۷۸/۰ فصل پنجم نتیجه گیری و پیشنهادات ۵-۱) مقدمه در این فصل از تحقیق،حاصل کار یعنی آنچه را در فصل چهارم به دست آمده با یافته ها و مطالعات و تحقیقات پیشین که در فصل دوم به آن اشاره شده است ،ترکیب شده و مورد بحث قرار می گیرد .در ابتدا نتایج حاصل از تحقیق ذکر می شود و به دنبال آن به ذکر پیشنهادات کاربردی و همچنین پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی پرداخته می شود . ۵-۲) نتیجه گیری نتایج حاصل از این تحقیق عبارتند از: ۵-۲-۱) نتایج آمار توصیفی بر اساس توصیف و تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده می توان گفت: متغیر یکپارچه سازی زنجیره تأمین در شرکت های مورد بررسی دارای میانگین ۸۵/۲ و انحراف معیار ۹۳۹/۰ می باشد که نشان می دهد میزان یکپارچه سازی زنجیره تأمین از نظر پاسخ دهندگان کمتر از میانگین مورد انتظاراست. معیارهای مربوط به اندازه گیری متغیر یکپارچه سازی زنجیره تأمین به تفکیک ابعاد در جدول زیر نشان داده شده است. متغیریکپارچه سازی زنجیره تأمین جدول۵-۱) توصیف متغیر یکپارچه سازی زنجیره تأمین
معیارها
میانگین
بین بخش های مختلف شرکت یکپارچگی عمیقی وجود دارد.
۰۲/۳
شرکت ما با عرضه کنندگان مواد اولیه ارتباط بسیار نزدیکی دارد.
۹۱/۲
با فروشندگان محصولات وخدمات ارتباط نزدیکی وجود دارد.
۸۳/۲
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شاخص
اختلاف میانگین
عدد معناداری
آماره t
وضعیت فرضیه
هدفمندی فرایندهای سازمانی شهرداری برای تحقق مدیریت بصری

۳۴۰۰/۰-
۰۲۳/۰
۳۵۱/۲-
هدفمندی فرایندهای سازمانی شهرداری برای تحقق مدیریت بصری وجود ندارد.
۹-کارآمدی روابط میان سازمانی برای تحقق کیفیت بصری (شاخص نهم): نتایج آزمون میانگین اهمیت برای «کارآمدی روابط میان سازمانی برای تحقق کیفیت بصری» در جدول ۴-۲۶ نشان داده شده است. بر اساس نتایج، از آنجا که عدد معناداری برای این شاخص کمتر از ۱ درصد (عدد معناداری = ۰۰۰/۰) است، فرضیه H0 در سطح اطمینان ۹/۹۹% رد می شود. رد فرضیه H0 به این معنی است که درصد وجود شاخص «کارآمدی روابط میان سازمانی برای تحقق کیفیت بصری» به عنوان یک ظرفیت سازمانی در حد متوسط نیست. با توجه به اینکه مقدار t محاسبه شده برای این شاخص کوچکتر از ۹۶/۱- است، بنابراین درصد وجود این شاخص به عنوان یک ظرفیت سازمانی کمتر از ۳ است و این بدان معنی است که ظرفیت سازمانی برای «کارآمدی روابط میان سازمانی برای تحقق کیفیت بصری» وجود ندارد. (رد شاخص نهم). جدول ۴-۲۶: نتایج آزمون One-Sample Test جهت بررسی وضعیت کارآمدی روابط میان سازمانی برای تحقق کیفیت بصری (شاخص نهم)
شاخص
اختلاف میانگین
عدد معناداری
آماره t
وضعیت فرضیه
کارآمدی روابط میان سازمانی برای تحقق کیفیت بصری
۶۶۶۶/۰-
۰۰۰/۰
۰۴۴/۵-
کارآمدی روابط میان سازمانی برای تحقق کیفیت بصری وجود ندارد.
۱۰- نظام تقسیم کار روشن و سازماندهی معطوف به تحقق کیفیت بصری بین کنشگران (شاخص دهم) نتایج آزمون میانگین اهمیت برای «نظام تقسیم کار روشن و سازماندهی معطوف به تحقق کیفیت بصری بین کنشگران» در جدول ۴-۲۷ نشان داده شده است. بر اساس نتایج، از آنجا که عدد معناداری برای این شاخص کمتر از ۱ درصد (عدد معناداری = ۰۰۱/۰) است، فرضیه H0 در سطح اطمینان ۹/۹۹% رد می شود. رد فرضیه H0 به این معنی است که درصد وجود شاخص «نظام تقسیم کار روشن و سازماندهی معطوف به تحقق کیفیت بصری بین کنشگران» به عنوان یک ظرفیت سازمانی در حد متوسط نیست. با توجه به اینکه مقدار t محاسبه شده برای این شاخص کوچکتر از ۹۶/۱- است، بنابراین درصد وجود این شاخص به عنوان یک ظرفیت سازمانی کمتر از ۳ است و این بدان معنی است که ظرفیت سازمانی برای «نظام تقسیم کار روشن و سازماندهی معطوف به تحقق کیفیت بصری بین کنشگران» وجود ندارد. (رد شاخص دهم).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
توابع اکتشافی: توابع اکتشافی عبارتند از معیارها، روشها یا اصولی برای تصمیمگیری بین چندین خطمشی و انتخاب اثربخشترین برای دستیابی به اهداف موردنظر. توابع اکتشافی نتیجه برقراری اعتدال بین دو نیاز هستند: نیاز به ساخت معیارهای ساده و در همان زمان توانایی تمایز درست بین انتخابهای خوب و بد.
 خاصیت توابع اکتشافی خوب این است که ابزار سادهای برای تشخیص خط مشیهای بهتر ارائه دهند و در حالی که به صورت شرطی لازم، تشخیص خطمشیهای اثربخش را تضمین نمیکنند اما اغلب به صورت شرط کافی این تضمین را فراهم آورند. بیشتر مسائل پیچیده نیازمند ارزیابی تعداد انبوهی از حالتهای ممکن برای تعیین یک جواب دقیق میباشند. زمان لازم برای یافتن یک جواب دقیق اغلب بیشتر از یک طول عمر است. توابع اکتشافی با بهره گرفتن از روشهایی که نیازمند ارزیابیهای کمتر هستند و جوابهایی در محدودیتهای زمانی قابل قبول ارائه مینمایند، دارای نقشی اثربخش در حل چنین مسائلی خواهند بود. الگوریتمهای جستجو اغلب برای افزایش کارایی به دانش مرتبط با جهان مسأله نیاز دارند، اما مسائل CSP میتوانند بدون دانش وابسته به جهان مسأله به صورت کارایی حل شوند. روش های عمومی قادرند با پاسخ به سوالات زیر توابع اکتشافی عمومی مناسبی را جهت افزایش کارایی الگوریتمهای حل مسائل CSP پیشنهاد دهند: متغیر بعدی که قرار است مقدار بگیرد کدام است؟ مقدار گیری بر اساس چه ترتیبی انجام شود؟ مقداردهی متغیر جاری چه پیامدهایی برای سایر متغیرهای انتساب نیافته دارد؟ چگونه میتوان از تکرار مسیرهای منجر به شکست جلوگیری کرد؟ بر این اساس توابع اکتشافی مختلفی تعریف و طراحی شده اند که ما در روشمان از تابع اکتشافی کمترین برخورد استفاده کردهایم. این تابع اکتشافی که با نام تابع اکتشافی “مقدار با کمترین محدودیت”[۱۳۰] نیز شناخته می شود تعریف آن به صورت زیر است: پس از انتخاب متغیر، مقدار خاصی برای انتساب باید انتخاب شود. تابع اکتشافی مقدار با حداقل محدودیت، مقداری را برای یک متغیر انتخاب می کند که در گراف محدودیت باعث ایجاد کمترین محدودیت در متغیرهای مجاور گردد.
تقسیم بندی الگوریتم های مطرح شده برای مسائل DCSP همانطور که پیشتر گفته شد، تمام مسائلی که در آنها هدف یافتن مقادیر مناسب برای انتساب به متغیرهای توزیع شده است را میتوان جزء مسائل ارضاء محدودیت توزیع شده به حساب آورد. مثلا در بسیاری از مسائل تخصیص منابع: در شبکه های حس گر بی سیم، کنترل علائم راهنمایی شهری، شبکه های حس گر توزیع شده، مسائل نجات یافتن از فاجعه و بسیاری از مسائل مربوط به زمان بندی مثلا برای قطارها و دانشگاه ها. هدف معمول در حل همه این مسائل یافتن مقادیر مناسب برای تخصیص دادن به متغیر های توزیع شده است. به عبارت دیگر هر مسأله ای که هدف آن یافتن مقدار مناسبی برای تخصیص به متغیرهای توزیع شده است می تواند به عنوان DCSP طرح ریزی شود. با توجه به وسعت این دسته از مسائل، الگوریتمهای متنوعی برای حل آنها از سال ۱۹۹۱ تاکنون ارائه شده است. برخی از این الگوریتمها مانند الگوریتم عقب گرد نامتقارن ABT [14] ، و الگوریتم AWC [15] ، کاملا توزیع شده هستند در حالیکه برخی دیگر از ترکیب روش های توزیع شده و متمرکز استفاده می کنند. یکی از موفق ترین الگوریتمهای مطرح در دسته دوم الگوریتم APO است [۱۶]که توسط میلر و لزر ارائه شده است. با یک دید گسترده تر ما دسته بندی زیر را برای الگوریتمهای مسائل ارضاء محدودیت توزیع شده ارائه دادیم: شکل ۴-۱ یک طبقه بندی از الگوریتمهای مطرح در حل مسائل DCSP به طور کلی الگوریتم هایی که برای حل DCSP وجود دارند می تواند به دو گروه تقسیم شوند: کامل [۱۳۱]و ناقص[۱۳۲]. الگوریتم های کامل، الگوریتم هایی هستند که یافتن راه حل را، البته اگر وجود داشته باشد، تضمین می کنند و یا وقتی که مسأله راه حلی ندارد از کار متوقف میشوند. الگوریتم های کامل خود به دو گروه تقسیم میشوند: روش های کاملا توزیع شده و دوم ترکیب روش های توزیع شده و متمرکز. الگوریتم های کاملا توزیع شده، الگوریتم هایی هستند که یک گره مرکزی ندارند. و هر گره نیز اطلاعات محدودی درباره محدودیتهایش دارد. در این گروه، عامل ها با هم هماهنگ میشوند تا مسأله را با بهره گرفتن از دانش محدودی که دربارهاش دارند حل کنند. یوکو[۱۳۳] و سایرین همکاری های مهمی در الگوریتم های کاملا توزیع شده داشته اند. آنها الگوریتم عقبگرد نامتقارن را ایجاد کردند که کامل بودن[۱۳۴] را تضمین می کند[۳۶-۳۲]. بعدها این الگوریتم را به الگوریتم کارامدتری با نام الزام ضعیف نامتقارن، با معرفی ترتیب پویا در میان عاملها، گسترش دادند. گروه دیگر الگوریتم های کامل، الگوریتم هایی هستند که در واقع از ترکیب روش های توزیع شده و متمرکز استفاده می کنند. در این دسته الگوریتمها برخی عامل ها در تلاشند تا اطلاعاتی را از عامل های دیگر جمع آوری کنند تا مسأله را از بنیاد حل کنند و سپس اجازه دهند عامل های شرکت کننده مقادیری را که برای متغیرهایشان انتخاب شده است را بدانند. APO مثال خوبی برای این گروه از الگوریتم ها است. استفاده از درجه ای از متمرکز سازی به الگوریتم ها اجازه میدهد با پیامهای کمتری نسبت به الگوریتم های کاملا نامتمرکز مسأله را حل کنند. از سوی دیگر این متمرکز سازی آسنکرونی حل مسأله را کاهش میدهد. به عبارت دیگر همانطور که برخی از عامل ها اطلاعاتشان را به یال مرکزی میفرستند تا پردازش شود، بار محاسباتی به طور نامتقارنی بین عامل ها تقسیم می شود که منجر به کاهش دادن همزمانی پروسه حل مسأله می شود[۳۱]. در چارت بالا یک طبقه بندی کلی از الگوریتم های اصلی در این زمینه را نشان دادهایم که در واقع میتوان گفت این چارت تقسیم بندی خوبی از الگوریتم هایDCSP بر اساس دو ویژگی مهم این الگوریتم ها یعنی کامل بودن[۱۳۵] و متمرکزسازی[۱۳۶] انجام میدهد.
توصیف روش جدید ارائه شده و جزئیات پیاده سازی آن در این بخش ما یک روش جدید به نام DACA[137] ارائه خواهیم داد برای حل آن دسته از مسائلی که محدودیتهای Alldiff دارند. در این فیلد مسأله اصلی در واقع روش استفاده شده برای ارضاء محدودیتهاست. محدودیتها می تواند به صورت مستقیم، غیر مستقیم و یا با بهره گرفتن از روش های ترکیبی دستکاری و اداره شوند. روش پیشنهادی ما این محدودیتها را در یک سیستم که ترکیبی از سیستمهای توزیع شده و متمرکز است اداره و کنترل می کند. برای تشکیل این ساختار ترکیبی ابتدا سیستم چند-عامله[۱۳۸] ای تعریف میکنیم که در آن هر عامل یکی از متغیر های مسأله را مالک می شود. کار با انتخاب یک مقدار تصادفی توسط هر عامل برای متغیر مالکش شروع می شود. از آنجایی که این الگوریتم برای آن دسته از مسائلی طراحی شده که قطعا یکی از محدودیتهای تعریف شده اش محدودیت Alldiff است، پس از همان ابتدا عاملها با انتخاب مقادیر غیر تکراری برای متغیر مالکشان ارضاء[۱۳۹] این محدودیت را تضمین می کنند. در ادامه کار نیز اگر نیاز به تغییر مقدار باشد عاملها با تعویض مقادیرشان با یکدیگر، به جای انتخاب یک مقدار جدید از دامنه، از نقض شدن این محدودیت جلوگیری می کنند. در مرحله بعد اجتماعات[۱۴۰] مختلفی از عاملهایی که مقدار متغیرشان با یکدیگر در تناقض هستند تشکیل می شود. رهبر[۱۴۱] هر اجتماع عاملی است که مقدارش با همه اعضای آن اجتماع در تناقض است. علاوه بر تشکیل این اجتماعات، تمامی عاملها در این مرحله در دو دسته عاملهای آزاد[۱۴۲] و عاملهای درگیر[۱۴۳] طبقه بندی میشوند. عاملهای آزاد آن دسته از عاملهایی هستند که مقدار فعلی متغیرشان با هیچ یک از مقادیرانتخابی عاملهای دیگر در تناقض نیست. مابقی عاملها با عنوان عاملهای درگیر شناخته میشوند. تقسیم بندی عاملها در دو گروه عاملهای آزاد و عاملهای درگیر و همچنین تشکیل ساختارهای اجتماع با دخیل کردن درجه ای از متمرکز سازی موجب کاهش تعداد پیامهای ارسال و دریافتی می شود. در ابتدا کار به عهده عاملهای درگیر گذاشته می شود. امتیاز هر عامل برابر است با منفی تعداد محدودیتهای نقض شده توسط مقدار متغیر آن عامل. هر عامل رهبر با بهبود امتیاز خود و اعضای اجتماعش به یافتن یک راه حل برای مسأله کمک می کند. به دلیل تشکیل همین ساختارهای اجتماع، یک تعویض مناسب توسط یک عامل رهبر نه تنها موجب افزایش امتیاز خودش می شود بلکه تأثیر بسزایی در امتیازات دیگر عاملها خواهدداشت و این خود منجر به یک جهش بزرگ به سمت راه حل مسأله و نهایتا حل سریعتر مسأله خواهد شد. تمامی این ویژگیهای بیان شده تا کنون موجب شده تا الگوریتم پیشنهادی ما یک زمان اجرای منطقی برای حل مسائل با مقیاس بزرگ را ارائه دهد. زمانی که امتیاز تمامی عاملها به صفر برسد یک راه حل یافته شده است. به منظور ارزیابی کارآیی DACA از محک n-وزیر استفاده کردیم. نتایج آزمایشات نشان میدهد که الگوریتم ما همیشه با یک راه حل قانونی و در یک مدت زمان اجرای منطقی برای مسائل با مقیاس بزرگ خاتمه مییابد. همچنین نتایج به دست آمده حاکی از آن است که الگوریتم ما تقریبا یک پیچیدگی زمانی خطی را با افزایش مقایس مسأله ارائه میدهد. در پایان مقایسه روش ما با سه الگوریتم ABT ، Asynchronous Backtracking with Min-Conflict Heuristic Algorithm و همچنین یک روش پیشنهادی دیگر به نام ERA[144] نشان میدهد که روش ما بسیار بهتر از این سه روش عمل می کند. در ادامه مراحل مختلف الگوریتم را با جزئیات بیشتری شرح میدهیم. مرحله ۱: یک سیستم چند عامله تعریف می شود که در آن هر عامل یکی از متغیرهای مسأله را مالک می شود. عاملها کارشان را با انتساب یک مقدار تصادفی از دامنه به متغیرشان شروع می کنند. مقدار انتخابی توسط هر عامل در بین همسایگانش منحصر به فرد است، یعنی با مقادیر انتخابی توسط دیگر عاملهای همسایه اش متفاوت است. مرحله ۲: همه عاملها به طور همزمان امتیازشان را بر اساس فرمول (۱) محاسبه می کنند، اگر C مجموعه ای از محدودیتها به صورت {C1, . . . , Cm} باشد، عامل α یک عنصر در فضای جستجو است که امتیازش به صورت تابع امتیاز زیر محاسبه می شود: ∀ α ∈ S, Score (α) = -∑ β (α, Ci)
۱ α violates Ci (۱) Where β (α, Ci) = ۰ otherwise که در واقع β در این فرمول یک شمارنده است که به ازای هر محدودیت نقض شده توسط مقدار اتخاذی آن عامل یکی به آن اضافه می شود. و در نهایت امتیاز هر عامل برابر می شود با منفی تعداد محدودیتهای نقض شده. مرحله ۳: در این مرحله عاملها بر اساس امتیاز فعلیاشان در دو گروه عاملهای آزاد و عاملهای درگیرکلاسیفای میشوند. عاملهایی با امتیاز فعلی صفر، در گروه عاملهای آزاد و مابقی عاملها به عنوان عاملهای درگیر شناخته میشوند. مرحله ۴: همزمان با محاسبه امتیاز هر عامل درگیر لیستی از عاملهایی را که مقدار متغیرشان با مقدار متغیر خودش ناسازگار است را ذخیره می کند. سپس هر عامل اجتماعی از این عاملها به نام CSCommunity[145] با رهبری خودش تشکیل میدهد. Algorithm 1: CSCommunity Organizing Input: Assign Values to agents and Number of Variables; Output: All of communities, leaders, free agents and score of all agents
-
- for i=1 to Number Of Variables do
۱٫۱٫ for j= i to Number Of Variables do ۱٫۱٫۱ if assigned value to variable i violated assigned value of variable j ۱٫۱٫۱٫۱٫ Decrease scores of agents i and j ۱٫۱٫۱٫۲٫ Append i and j to Constraint graph ۱٫۱٫۱٫۳٫ Append j to CSComunity of leader i ۱٫۲٫ if assigned value to variable i not violate any
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۰/۲۱
خطا
۱۸۸/۴۸
۵۶
۳/۳۷
کل
۲۴۴/۶۴
۵۸
همانگونه که در جدول فوق مشاهده میگردد، بین گروه آزمایش و کنترل از نظر نمرات بعد لذت از آزمایش علوم، تفاوت معنیداری وجود دارد. بررسی میانگینها (جدول ۴-۲) نشان میدهد که گروه آزمایش در بعد لذت از آزمایش درس علوم، نمرات بالاتری نسبت به گروه کنترل کسب کردهاند. همچنین بررسی مجذور اتای تفکیکی (اندازهی اثر) حاکی از آن است که روش تدریس مبتنی بر هوشهای چندگانه، ۲۱ درصد از واریانس نمرات لذت از آزمایش درس علوم را تبیین میکند که حاکی از تأثیرگذاری قابل قبول روش تدریس ذکر شده بر نمرات این بعد است. نمودار ۴-۱۲، مسیر تغییرات نمرات لذت از آزمایش درس علوم را از پیشآزمون تا پسآزمون نشان میدهد.
نمودار ۴-۱۲ همانگونه که در نمودار فوق ملاحظه میگردد، نمرات گروه آزمایش، از پیشآزمون تا پسآزمون افزایش محسوسی داشته است؛ اما نمرات گروه کنترل، تغییر محسوسی نکرده است. در مجموع یافتههای تحقیق، حاکی از آن بود که گروه آزمایش که با بهره گرفتن از روش تدریس مبتنی بر هوشهای چندگانه آموزش دیده بودند، در مقایسه با گروه کنترل که با روشهای متداول تدریس آموزش دیده بودند، از نظر نگرش نسبت به درس علوم و کلیهی ابعاد آن، میانگین بالاتری نسبت به گروه کنترل کسب کردند. بنابراین فرضیهی دوم تحقیق تأیید میشود.
 فصل پنجم بحث و نتیجه گیری در این فصل یافته های پژوهش به تفکیک فرضیات مورد بررسی قرار گرفته و نتایج بدست آمده مورد بحث قرار می گیرد. درپایان پیشنهادها ومحدودیت های تحقیق بر اساس نتایج ارائه می شوند. ۵-۱- خلاصه یافته های پژوهش هدف این تحقیق«مقایسه تأثیرآموزش مبتنی برهوشهای چندگانه و روش متداول بر یادگیری درس علوم دانشآموزان دختر ۸-۷ ساله مدارس ابتدایی شیراز در سال تحصیلی ۹۳- ۹۲» بود. برای بررسی آن فرضیات پژوهش مطرح وجهت آزمون استنباطی فرضیه ها از تحلیل کوواریانس استفاده می شود. خلاصه نتایج در زیر ارائه می گردد. در فرضیه اول پژوهش رابطه بین آموزش مبتنی بر هوشهای چندگانه درمقایسه باروشهای تدریس متداول، بر یادگیری دانشآموزان مورد پژوهش قرارگرفت؛ نتایج نشان دادکه بین آموزش باروش هوشهای چندگانه و یادگیری کلی دانشآموز را بطه مثبت و معناداری وجود دارد و سطح معناداری آن ۰۰۰۱/۰می باشد. همچنین نتایج نشان دادکه گروه آزمایش در ابعاد دانش، کاربرد، ترکیب و ارزشیابی، میانگین بالاتری نسبت به گروه کنترل کسب کردند؛ ولی از نظر ابعاد فهم و تجزیه و تحلیل، بین دو گروه تفاوت معنیداری وجود نداشت. بنابراین نتایج به دست آمده با نتایج پژوهش های (کوکسال،۲۰۰۷؛ گینزولمان ۲۰۰۲؛ اویلا، پاهاسکی وپرز۱۹۹۹؛ آلبرو، بران، الیاسون و ویند۱۹۹۷؛ همسویی دارد. ولی با تحقیقات باسکار وراون(۲۰۰۷؛به نقل از رضایی،۱۳۸۸) و بررسی های فورجن۲۰۰۰)که افزایش بهبود وارد می کنند مغایر است (به نقل از کلی وتنگنی،۲۰۰۶). در فرضیه دوم پژوهش رابطه بین آموزش با روش هوشهای چندگانه در مقایسه با روشهای تدریس متداول، برنگرش دانشآموزان مورد پژوهش قرارگرفت؛ نتایج نشان داد که بین آموزش با روش هوشهای چندگانه و نگرش دانشآموز نسبت به درس علوم و کلیه ابعاد آن رابطه مثبت و معناداری وجوددارد و سطح معناداری آن ۰۰۰۱/۰می باشد. نتایج به دست آمده با نتایج پژوهش های (اسماگورنسگی، ۱۹۹۷ ؛کمپبل،۱۹۹۷، ۱۹۹۹ ؛ دیکنسون،۱۹۹۲؛ امیگ، ۱۹۹۵؛ بل فالور، ۲۰۰۸؛کاکسال و یل، ۲۰۰۷؛ کسکانونالی، ۱۹۹۸؛ برمن ،۲۰۰۱؛کادیا و ابنزر،۲۰۰۳؛ ماسن،۲۰۰۷) همخوانی و همسویی دارد. و با نتایج پژوهش (کوکسال،۲۰۰۷)مغایرت دارد. ۵-۲- نتیجه گیری با توجه به نتایج حاصل از داده های پژوهش که نشان داد راهبرد تدریس مبتنی بر هوش چندگانه در مقایسه با روش تدریس متداول، به طورکلی، بر یادگیری دانشآموزان در درس علوم تأثیرگذاربوده است می توان نتیجه گرفت که آموزش مبتنی بر هوش چندگانه، در مقایسه باکلاس درس سنتی چون دانشآموزان مشارکت بیشتری از خود نشان می دهند، بهره گیری دانشآموزان از استعدادها و خلاقیت های فردی هموارتر و یادگیری درسطح عمیق ترصورت می گیرد. همچنین معلمان می توانند از روشهایی برای آموزش درکلاس درس استفاده کنند که دانشآموزان را به پرورش و رشد هوشهای ضعیف ترشان با بهره گرفتن از توانایی هایشان، ترغیب نماید؛ بنابراین یادگیری بهبود و افزایش می یابد. نتایج بدست آمده بانتایج پژوهش های اوالبی واوبوکاال[۳۶] (۲۰۰۹)، بل فالور [۳۷](۲۰۰۸)؛ داگالس، بورتن و دورهام[۳۸] (۲۰۰۸)؛ کوپر[۳۹] (۲۰۰۸)؛ جانسون[۴۰] (۲۰۰۷)؛ تیمور[۴۱] (۲۰۰۷)؛ ماسن (۲۰۰۷)؛ کاکسال ویل (۲۰۰۷)؛ اوزدمیر،گانیسو و تاکایا[۴۲] (۲۰۰۶)؛ یوکاک، بگ و یوسکا [۴۳](۲۰۰۶)؛ اوزدنر و ازکابن[۴۴] (۲۰۰۴)؛ کورنها بر و همکاران (۲۰۰۴) ، اوزدمیر ، کورکمز و کپتان (۲۰۰۲)؛ دابز[۴۵] (۲۰۰۱) ؛ برمن[۴۶] (۲۰۰۱) ؛ کمپبل (۱۹۹۹)؛ کسکانونالی (۱۹۹۸)؛ فنا خسرو(۱۳۸۵)؛ حاجی حسین نژاد و بالغی زاده (۱۳۸۳) وعبدی (۱۳۸۹)مشابه و هماهنگ می باشد. همچنین نتایج پژوهش باتوجه به پیش آزمون نشان داد، درسطوح پایین حیطه های شناختی مخصوصاً (دانش و فهم) نمرات دانشآموزان کاهش محسوسی داشته است. در تبیین این تفاوت می توان گفت در روش سنتی آموزش بیشتر برحافظه و سطوح پایین شناختی صورت می گیرد ولی در آموزش مبتنی بر هوشهای چندگانه چون دانشآموز به طور فعال تری درگیر مفاهیم آموزشی می شوند لذا در سطوح بالاتر حیطه شناختی یادگیری بهتر عمل می کنند. نتایج بدست آمده با نتایج پژوهش فرج اللهی و حقیقی(۱۳۸۴)همسو بود . نتایج حاصل ازداده های تحقیق همچنین نشان داد که راهبرد تدریس مبتنی بر هوش چندگانه در مقایسه با روش تدریس متداول، نگرش دانشآموزان به درس علوم را به طور معناداری بهبود می بخشد؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت در روش تدریس سنتی هدف انتقال دانش به یادگیرندگان باروش سخنرانی اغلب بر مبنای هوش زبانی-کلامی و منطقی-ریاضی انجام می شود؛ بنابراین دانشآموزانی که در این هوش ها قوی نیستند نگرش بدی به یادگیری دارند؛ همچنین آموزش با روش هوشهای چندگانه چون بر اساس تفاوت های فردی فراگیران ارائه می شود؛ دانشآموز ازیادگیری لذت میبرد. نتایج بدست آمده با نتایج پژوهش های ماسن(۲۰۰۷)، کاکسال ویل (۲۰۰۷)کیا و ابنزر (۲۰۰۳)، برمن(۲۰۰۱)، کسکانونالی ( ۱۹۹۸)، گودناو[۴۷] (۲۰۰۱) همسو می باشد. همین طور در تبیین نتیجه ی فرضیه می توان اظهار داشت، دانشآموزان گروه آزمایش نمرات بهتری در پس آزمون علوم نسبت به گروه کنترل به دست آوردند و این افزایش نمره به خاطر این است که آنها آموزش مبتنی بر هوش غالب خود را دریافت کرده اند. به می توان نتیجه گیری کرد هر دانشآموز زمانی که آموزش مطابق با نوع هوش او باشد، می تواند یاد بگیرد. لازم به ذکراست طبقه بندی دانشآموزان در حیطه های هوشی متفاوت به این معنا نیست که باید آن ها را در سطوح تعیین شده خاص حیطه های هوشی شان نگه داشت. هر شخص می تواند سطوح هوشی خود را بهبود بخشد تازمانی که از آموزش کافی برخوردار باشد (گاردنر،۱۹۸۳؛به نقل از نیسی و آکتامیش،۲۰۱۰). با هماهنگ ساختن دروس با نیاز دانشآموزان و ترجیحات آن ها، یادگیری بهینه می شود. بر مبنای هوشهای چندگانه منجر به فعال شدن یادگیرندگان و موفقیت دانشآموزان می گردد (نولن،۲۰۰۳). زمانی که معلمان درس هایشان را با انواع هوش هماهنگ سازند نمرات پس آزمون دانشآموزان بهبود خواهد یافت (ویلر،۲۰۰۵) نظریه هوشهای چندگانه عنوان می کند دانشآموزانی که وجود برخی محدودیت ها در مقوله های هوشی خاص، موجب عدم موفقیت آنان شده است می توانند از طریق به کارگیری روش هایی که موجب بروز مقولات هوشی توسعه یافته آنان می شود از این موانع عبور کنند (آرمسترانگ۲۰۰۱،ترجمه صفری،۱۳۸۷). به طور کلی نتایج این پژوهش نشان می دهد که توجه به تفاوت های فردی و استفاده از آموزش بر اساس هوشهای چندگانه باعث افزایش و بهبود یادگیری در علوم می شود و این مسئله قابلیت تعمیم به سایر زمینه های یادگیری وسایر فراگیران را هم دارا می باشد (درتاج وعاصمی،۱۳۹۱). ۵-۳-پیشنهادات کاربردی ۱- آموزش نظریه گاردنر در درس فنون تدریس به دانشجویان دوره های تربیت معلم و آشنا کردن آنان با اصول و پایه های نظری هوش چندگانه و چگونگی استفاده از آن در تدریس انجام شود. ۲- دورههای آموزش ضمن خدمت و کارگاههای مختلف برای دبیران و مدیران مدارس، به منظور آشنایی با الگوهای تدریس بر اساس نظریه هوشهای چندگانه برگزار گردد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
n : حجم نمونهZ: مقداراحتمال نرمال استاندارد با سطح اطمینان سطح اطمینان ۹۵/۰ در نظر گرفته شده است. : سطح خطا : دقت مورد نظر در تحقیق P:نسبت موفقیت که معمولا ۰٫۵ در نظر گرفته می شود. در این پژوهش مقدار بر اساس پژوهشهای مشابه ۰۵/۰ در نظر گرفته شده است. با توجه به فرمول فوقدر سطح اطمینان ۹۵ درصد و دقت ۰۵/۰ حداقل حجم نمونه برابر با ۳۸۴٫۱۶ نفر تعیین گردید که ما برای اطمینان بیشتر حجم نمونه را۴۰۰ نفر در نظر گرفتیم.
 همچنین باید به این نکته نیز توجه داشت که پرسشنامههای تکمیل شده توسط ۳۰ نفر در نمونه مقدماتی (پیش آزمون) در نهایت جزء نمونه آماری پژوهش حاضر، در نظر گرفته شدند. روش نمونه گیری در این پژوهش، به دلیل همگن بودن واحدهای موجود در جامعه آماری و همچنین محدود بودن تعداد مودیان حقوقی از روش تصادفی ساده استفاده شده است. در این روش اعضای جامعه آماری یک شانس معین و برابر برای انتخاب شدن به عنوان آزمودنی دارند. قلمرو تحقیق الف) قلمرو موضوعی: این تحقیق از نظرقلمرو موضوعی در حیطه مباحث مدیریت دولتی- مالی می باشد. ب) قلمرو مکانی: این تحقیق از نظر قلمرو مکانی در اداره کل امور مالیاتی جنوب استان تهران می باشد. ج) قلمرو زمانی: این تحقیق از نظرقلمرو زمانی در بهمن ماه سال ۱۳۹۲هجری شمسی می باشد. ابزار سنجش ابزار سنجش وسایلی هستند که پژوهشگر به کمکآنها قادر است اطلاعات موردنیاز خود را گردآوری، ثبت و کمی نمایند. انواع ابزارهای گردآوری عبارتند از : پرسشنامه، مشاهده و مصاحبه. در این پژوهش از ابزار پرسشنامه برای جمع آوری پاسخهای مودیان حقوقیاداره امور مالیاتی جنوب استان تهران استفاده شد. پرسشنامه مجموعه سوالات مکتوبی است، که حول متغیرهای یک مسأله پژوهش تنظیم می شود که به شکل حضوری یا غیرحضوری، مستقیم یا غیرمستقیم توسط پاسخگو تکمیل میگردد. در این پژوهش، پرسشنامه سوالات با بهره گرفتن از مقیاسهای اسمی و ترتیبی اندازه گیری شد. مقیاسهای اندازه گیری واحدهایی هستند که برای سنجش کیفیتها در ابزارهای گردآوری اطلاعات بکار می روند (حافظ نیا،۱۳۸۹). در این پژوهش از ابزار پرسشنامه با سوالات بسته برای جمع آوری دیدگاه های افراد نمونه استفاده گردیده است. پرسشنامه شامل ۲ بخش عمده میباشد : ۱- نامه همراه: در این قسمت هدف از گردآوری دادهها به وسیله پرسشنامه و ضرورت همکاری پاسخ دهنده در عرضهی دادههای مورد نیاز، بیان شده است. برای این منظور بر با ارزش بودن دادههای حاصل از پرسشنامه تأکید گردیده تا پاسخ دهنده به طور مناسب پاسخ سوالها را عرضه کند. ۲- سؤالات پرسشنامه: این بخش از پرسشنامه شامل ۲ قسمت است: الف) متغیرهای جمعیت شناختی: در این قسمت سعی شده است که اطلاعات کلی و جمعیت شناختی در رابطه با پاسخ دهندگان جمع آوری گردد. این بخش از پرسشنامه شامل ۷ سؤال میباشد. اطلاعات مربوط به این بخش از پرسشنامه در جدول ۳-۱ نشان داده شده است. جدول ۳-۱): متغیرهای جمعیت شناختی پرسشنامه.
| ۱) جنسیت |
مرد- زن |
| ۲) سن |
کمتر از ۲۵ سال- ۲۶ تا ۳۰ سال- ۳۱ تا ۳۵ سال-۳۶ تا ۴۰ سال-بالاتر از ۴۰ سال. |
| ۳) وضعیت تاهل |
مجرد - متاهل |
| ۴) میزان تحصیلات |
فوق دیپلم و پائین تر- کارشناسی-کارشناسی ارشد - دکتری و بالاتر. |
| ۵) نوع کسب و کار |
تولیدی - خدماتی |
| ۶) میزان مالیات دهی در سال |
کمتر از ۲۰ میلیون تومان - بین ۲۱ تا ۳۰ میلیون تومان- بین ۳۱ تا ۴۰ میلیون تومان - بین ۴۱ تا ۵۰ میلیون تومان- بالاتر از ۵۰ میلیون تومان. |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در اینجا با توجه به ارتباط تکنولوژیهای اطلاعاتی و ارتباطی به عنوان یک تکنولوژی و پدیده نو برای جامعه و دستیابی از دیدگاه سه تن از صاحبنظران این حوزه یعنی دانیل لرنر، اورت هیگن و بخصوص اورت راجرز استفاده می شود. تکنولوژیهای ارتباطی و اطلاعاتی به عنوان یک ابزاری نو که هم کارکردی ارتباطی داشته و هم کارکردهای دیگری از قبیل آموزشی ، اطلاع رسانی و… و با توجه به تبیینهای تئوری های نشر میتوان تغییرات و واکنش هایی را در جامعه روستایی در بر داشته باشد که تکنولوژیهایی نظیر رادیو، ادوات کشاورزی و… داشته است. لذا به نظر میرسد بخشی از مسایل مربوط به ورود چنین فناوری را با توجه به این نظریه ها بتوان مورد تحلیل قرار داد.
 دانیل لرنر مطالعه خود را متمرکز بر ۶ کشور خاور میانه (ترکیه ، لبنان ، ایران ، اردن ، مصر ، سوریه نموده است که حاصل آن کتابی است تحت عنوان گذر از جامعه سنتی نوسازی خاور میانه). اندیشه های لرنر در چارچوب نظریه اشاعهی فرهنگی قرار میگیرد و متکی بر این ایده است که به واسطه بسط و نشر عناصر فرهنگی کشورهای غربی در کشورهای جهان سوم جریان نوسازی و تجدید به وقوع میپیوندد. به نظر لرنر ورود عناصر و مکانیزم هایی که حاصل نوسازی هستد در آمادگی روانی و تحرک ذهنی انسانها برای پذیرش عناصر جدید تجدد تأثیرگذار هستند. به نظر لرنر مهمترین عناصر متغیرهایی که در ظهور تحرک ذهنی و آمادگی روانی انسان ها برای نو شدن مؤثرند عبارتند از : بسط و گسترش رسانههای گروهی ، سوادآموزی و ارتقای سطح تحصیلات ، شهرنشینی و مشارکت (ازکیا ،۱۰۸:۱۳۷۷). او در مطالعه خود سهم بالایی را به رسانههای گروهی و وسایل ارتباط جمعی میدهد (همان ،۷۷) که این مسئله نقش عوامل دیگر را کمرنگ مینماید. اورت هیگن نیز با دیدگاه های خود در کتاب «درباره نظریه های تحول اجتماعی» رشد اقتصادی و اجتماعی را محصول انگیزه های شخصی و روان شناسانه دانسته و این رشد را در ارتباط با الگوهای ارتباط و اجتماعی شدن دوران کودکی میداند. از دیدگاه الگوی هیگن جامعه سنتی یک نظام پایدار و متوازن است که به آسانی تغییر نمیکند تغییر هنگامی به وجودمیآید که رویدادهای تاریخی رفتار نخبگان طراز اول را تغییر میدهد. این نخبگان در جامعه خود منزوی میشوند و الگوهای تربیتی آنان و فرزندان آنها تغییر می یابد و این تغییر خود منجر به پذیرش ایدههای جدید از سوی این افراد می شود. به اعتقاد هیگن رشد اقتصادی فقط هنگامی عملی می شود که شصیت سنتی ، خودمداری ، خودکمبینی و استبدادشدید جای خود را به یک ساختار نوین شخصیتی ، ساختاری برتر و نوآورتر بدهد. از نظر هیگن این تغییر ابتدا از محیط خانه و الگوهای پرورش کودک آغاز می شود به این ترتیب رفتار ارتباطی در ساختار خانواده و نخستین مراحل اجتماعی شدن ، از مهمترین جنبه های این پدیده به شمار می روند. لذا با تغییر رفتار ارتباطی و اجتماعی شدن میتوان افراد و نظام اجتماعی را آمادهی پذیرش ایدههای نو نمود. اساسیترین تئوری های مربوط به ارتباط رسانه ها و تکنولوژیهای ارتباطی در توسعه و فرایند اشاعه را نظریه پردازان اشاعه مطرح نموده اند. در بین نظریه پردازان اشاعه نیز مهمترین و برجسته ترین کارهای پژوهشی و نظری را بدون شک راجرز و همکاران وی انجام دادهاند. فرضیه مطالعات مربوط به نشر نوآوریها برمیگردد . در اوایل ۱۹۰۰ که در بین جامعه شناسان میتوان کار گابریل تارد را (۱۹۰۳) به عنوان اولین پژوهش در زمینه نشر عنوان کرد . اما بیشتر نشریههای پژوهشی مربوط به اشاعه از اواخر سال ۱۹۲۰ تا اوایل ۱۹۴۰ مطرح شدند. تارد (۱۹۰۳) چندین مفهوم جدید قابل آزمون را برای پژوهشگران بعدی نشر پیشنهاد کرد وی جزء اولین کسانی بود که اظهار داشت پذیرش افکار جدید تابع توزیع پراکندگی S شکل در طول زمان است. وی همچنین معتقد بود که جهان شهریتر بودن نوآوران یکی از دلایل زودپذیری است. لرنر بر این عقیده است که ارتباطات بین فردی سنتی به تقویت نگرشها و آداب سنتی میانجامد حال آن که ارتباطات جمعی مهارت ها ، نگرشها و رفتارهای تازه را یاد می دهد . بنابراین رسانههای جمعی تقویت کننده تحرک است و این امر به این معناست که رسانههای جمعی در برابر مخاطبان فزاینده خود هم ظرفیت برقراری ارتباط با نوع تغییر و هم ظرفیت برقراری با امکان تغییر را دارند (مولانا ،۱۳۸۳: ۷۱ ). لرنر بر این عقیده است که بین نفوذ رسانه ها در یک جامعه و نوگرایی سایر نهادهای اجتماعی یک رابطه متقابل وجود دارد چرا که متغیرهای دیگر نوگرایی نظیر مشارکت و شهرنشینی نیز با گسترش رسانه ها در ارتباط است. به اعتقاد لرنر با ورود این متغیرها در جوامع سنتی میتوان آنها را به سمت نوگرایی و تجدد کشاند و شاید به همین علت هم باشد که همه برنامه های نوسازی در آغاز راه ، خود را مشغول چنین متغیرهایی در جوامع سنتی میسازند. لرنر با طرح مفهوم همدلی و شخصیت انتقالی به معنی اینکه شخص این توانایی را در خود ببیند که خود را در جای دیگری بگذارد ، در پی شناسایی ابعاد روانی و آمادگی ذهنی افراد در پذیرش تجدید و نوآوری است (ازکیا ،۱۰۹:۱۳۷۷). به اعتقاد لرنر رسانه ها میتوانند در همدلی افراد با پدیده های نو مؤثر باشند. از طریق رسانههای ارتباطی میتوان آموزههای نوین را به فرد انتقال داده و افراد را در جهت نوگرایی آماده ساخت. انتقادات عمدهای نیز بر دیدگاه های لرنر در باب نوسازی و رویکرد او از نقش رسانه ها در دگرگونی وارد شده است. اگرچه لرنر ارتباط جمعی و رسانههای جمعی را به عنوان یکی از متغیرهای نوگرایی مطرح می نماید ولی توجه چندانی به مباحث و ساختار دقیق جوامعی که رسانه ها میتوانند در آن نقش ایفا نمایند ندارد. لرنر مکانیزم هایی را که طی آن ارتباطات منجر به پذیرش و یا رد نوآوری و روش های نوین می شود مورد تحلیل قرار نمیدهد. علاوه بر آن معتقد است که عناصری باید از بیرون وارد نظام اجتماعی جامعه سنتی شوند تا اینکه زمینه برای حرکت به سمت نوگرایی فراهم شود در حالی که مطالعات بعدی نشان داده اند که عناصر تغییر داده شده از بیرون همیشه منجر به نوگرایی نمی شود و از طرف دیگر برعکس آن نیز اتفاق میافتد چرا که در مواقعی تغییرات درونی یک نظام می تواند منجر به نوگرایی شود. رفتار رهبران افکار ، توسط دیگران تقلید می شود. بیشتر جامعه شناسان نخستین ، شریک نوآوری منفرد را در منطقهای جغرافیایی دنبال میکردند. انگیزه علاقه جامعه شناسان نخستین اصولاً در نشر نوآوریهایی بود که در تغییرات اجتماعی مهم بودند (راجرز، ۶۱:۱۳۶۹). در دهه ۱۹۴۰ دو جامعه شناس به نامهای رایان[۶۳] و گراس[۶۴] مطالعه روی بذر هیبرید ذرت[۶۵] (همان ، ۶۲) را آغاز کردند. نتایج پژوهش آنها بیش از هر تحقیق ، جامعه شناسان روستایی را تحت تأثیر قرار داده آنها در اجتماع نسبتاً کوچک گرند جانکشن[۶۶] و اسکرانتان[۶۷] در آیوا جمعاً ۲۵۱ زارع را مورد مصاحبه قرار دادند. یافتههای حاصل از این مطالعه عبارت است از : اولاً استفاده از هیبرید در طول زمان تابع منفی توزیع زنگوله مانند (اما نه کاملاً نرمال) بود. ۴ گروه پذیرا بر اساس اولین زمان کاربرد بذر طبقه بندی شدند. سپس ویژگیهای اجتماعی مانند سن ، منزلت اجتماعی و جهان شهری بودن زودترین و دیرترین پذیرندگان مشخص شد. ثانیاً میانگین دوره تصمیم نوآوری برای تمام پاسخگویان از اولین دانش تا تصمیم پذیرش در حدود ۹ سال بود که به این واقعیت روشنتر منجر شد که فرایند تصمیم نوآوری مستلزم تفکر قابل توجه بیشتر پذیرندگان حتی در مورد یک نوآوری با نتایجی چشمگیر است. ثالثاً اینکه یک زارع معمولی ، برای اولین بار مطالبی را در مورد بذر از یک فروشنده شنید اما همسایگان فراوانترین کانال ترغیب بودند لذا همسایگان مهمترین کانال ارتباطی برای دیرپذیران محسوب میشوند. به اعتقاد راجرز پژوهش های نشر در هفت حوزه مطالعاتی صورت گرفته و تکمیل شده است (همان ، ۷۹-۵۷). در این مکتب به نظریات چندی از تئوری پردازان که مرتبط با موضوع تحقیق می باشد به صورت اختصار پرداخته ایم . ۲-۴-۴- ۱-۱- دانیل لرنر: از نظریه پردارازان مکتب نوسازی، در نیمه دوم قرن بیستم با رویکرد جامعه شناختی – روان شناختی گذار جوامع از مرحله سنتی به مدرن را در منطقه خاورمیانه مورد مطالعه قرار داده و ارتباط متقابل بین متغیرهای روانی چون همدلی، برخوردارشدن از شخصیت انتقالی و متغیرهای جامعه شناسی چون سطح تحصیلات، میزان شهرنشینی، دسترسی به رسانه های گروهی و مشارکت را مورد بررسی قرار داده است. به نظر او جامعه جدید یک جامعه مشارکتی است و فراگرد نوسازی حرکت از جامعه سنتی به طرف جامعه مشارکت جو است. به نظر وی مشارکت در حوزه اقتصادی به فعالیت در بازار و افزایش درآمد، مشارکت سیاسی به شرکت در انتخابات، مشارکت فرهنگی به بهره گیری از رسانه های جمعی و مشارکت روانی به همدلی و تحرک روانی منجر می شود. در اندیشه لرنر بین متغیرهای شهرنشینی، تحصیلات، دسترسی به رسانه های گروهی و مشارکت ارتباط متقابل وجود دارد. (به نقل از غفاری و نیازی، لرنر، ۱۳۸۶: ۵۰). کار تحقیقاتی و نظریه دانیل لرنر را میتوان مهمترین ، تأثیرگذارترین و بحث برانگیزترین اقدام علمی در زمینه ارتباطات توسعه دانست. تلاش لرنر برای به دست آوردن و ارائه مدلی برای نوسازی کشورهای توسعه نیافته بود تا بر آن اساس این کشورها بتوانند با تکیه بر سوابق و تجارب کشورهای توسعه یافته مسیر نوسازی را در کوتاه مدت طی نمایند. کار لرنر در واقع مبتنی بر یک تحقیق منطقهای بود و هدفش نیز ارائه یک مدل نظری عمومی برای همه کشورهای توسعه نیافته بود. از نظر دانیل لرنر «نوسازی» معادل «توسعه» بود و همین اصطلاح محور اصلی تحقیق و نظریه او را شامل میشد (زارعیان ،۱۳۹۱ : ۲۱). «طبق الگوی نوگرایی حرکت از مرحله سنتی به مرحله گذار و سپس به مرحله جامعه نوین همواره با تغییر نظامهای ارتباطی شفاهی به نظامهای ارتباط جمعی همراه بوده و این تغییر همیشه یک دگرگونی یک سویه از نظامهای سنتی به نظامهای نوین و نه بالعکس بوده است. طبق نظر لرنر تفاوت این دو نظام در اینجاست که ارتباطات بین فردی سنتی به تقویت نگرشها و آداب سنتی میانجامد حال آن که ارتباط جمعی ، مهارت ها ، نگرشها و رفتارهای تازه را میآموزد. بنابراین رسانههای جمعی تقویت کنندگان تحرکند و این امر به این معناست که رسانههای جمعی در برابر مخاطبان فزاینده خود هم ظرفیت برقراری ارتباط با نوع تغییر و هم ظرفیت برقراری با امکان تغییر را دارند. به عقیده لرنر میزان شهرنشینی و توسعه با یکدیگر رابطه دارند. وی با تکیه بر آن که روستائیان اکثریت جمعیت جهان سوم و از جمله کشورهای خاورمیانه را تشکیل می دهند تأکید می کند که زمانی این کشورها میتوانند شروع به پیشرفت کنند که حداقل ده درصد از جمعیت کل آنها در شهرهای بیش از ۵۰ هزار نفری زندگی کنند اما تا زمانی که ۲۵ درصد جمعیت شهرنشین شده اند روند پیشرفت بسیار کند است. به عقیده لرنر در واقع از موقعی که یک چهارم کل جمعیت کشور در شهرها زندگی کنند نقطه عطفی در امر نوسازی پدید می آید. شهرنشینی نخستین مرحله از مراحل نوسازی لرنر است. در واقع لرنر نوسازی را وابسته به گذر از چهار مرحله ذکر نموده که عبارتند از : توسعه و افزایش شهرنشینی گسترش سواد افزایش استفادهی مردم از وسایل ارتباط جمعی افزایش میزان مشارکت سیاسی و اقتصادی مردم (زارعیان ،۲۲:۱۳۹۱). لرنر در تئوری خود رابطه علی خطی میان عوامل یا متغیرهای زیر برقرار می کند او این رابطه را به صورت زیر نشان می دهد؛ شهرنشینی گسترش سواد گسترش وسایل ارتباط جمعی مشارکت لرنر حاصل این رابطه را تبدیل جامعه سنتی به جامعه مشارکت جو و یا جامعه مدرن دانسته است لرنر در مورد رابطه سواد و وسایل ارتباط جمعی در دیدگاه اولیه قبل از انتشار کتاب ، تجدید نظر نمود و یک کنش متقابل را میان سواد و وسایل ارتباط جمعی در مدل خود جای داد و مدل او شکل زیر درآمد: نمودار ۲-۱- مدل مشارکتی لرنر به طور کلی الگوی علیتی لرنر بر توالی تحولات نهادی استوار است. تحولاتی که به رشد خود توان و نوگرایی منجر می شود. به عبارت دیگر به عقیده لرنر رشد در هر یک از قلمروهای شهرنشینی ، سوادآموزی ، استفاده از رسانههای جمعی، مشارکت سیاسی و اقتصادی رشد سایر قلمروها را تحرکی میبخشد و این فرایند جامعه را به سوی نوگرایی میراند. تمرکز و تأکید لرنر بر تحولات جغرافیایی ، اجتماعی و روحی فرد است. او در توضیح پیشروی انفرادی از مرحله سنتی به مرحله گذار و سپس ورود به مرحله نوین زندگی میگوید : نوگرایی در جوامع رو به توسعه از الگوی تاریخی توسعه غربی پیروی خواهد کرد. تحرکات فیزیکی ، اجتماعی و روانشناسانه که خود را در مفهوم تلقین نشان می دهند عوامل کلیدی نوگرایی به شمار میآیند. تمام این فرایند از طریق رسانههای همگانی که حکم کارگزار و شاخص تغییر را دارند تسهیل می شود. لرنر بر این اعتقاد است که میان شاخص رسانهای نوگرایی و سایر نهادهای اجتماعی یک کنش متقابل وجود دارد (همان ، ۲۴ ). محققانی چون مک کللند (۱۹۶۷) ، لرنر (۱۹۵۸) ، اینکلس (۱۹۶۶) و راجرز (۱۹۶۹) معتقدند نوسازی جهان سوم در گروه تغییر یافتن خصایص افراد جهان سومی است و اینکه باید نگرشها و ارزشهای خود را به خصایص مردم اروپای غربی و آمریکای شمالی شبیه سازند. به این ترتیب، نظریه های نوسازی، سنگ پایه معرفت شناختی اولیه را برای تئوریهای ارتباطات در خدمت توسعه فراهم ساختند. از سوی دیگر این امر باعث شد تا میراثی از جانب داریهای تاریخی و نهادی که محصول پژوهشهای مربوط به نقش «تبلیغ» بود و در فاصله دو جنگ جهانی در آمریکا صورت گرفته بود ، وارد این عرصه شود. ۲-۴-۴- ۱-۲- راجرز در میان نظریهپردازان توسعه و نوسازی از راجرز میتوان به عنوان جامعهشناسی نام برد که با تأکید بر متغیرهای فردی و عناصر نظامهای شخصیتی افراد، در قالب بحث خردهفرهنگ روستایی به بررسی پویشهای نوگرایی و مشارکت و عدم مشارکت در میان روستاییان پرداخته است. بهنظر راجرز تغییر، چیزی جز اندیشه و نظری نیست که فرد آن را جدید و نو میپندارد و شیوع به معنای فرآیندی است که اندیشه و نظری نو از منبعی منتشر و اشاعه مییابد. بنابراین، قبول یک اندیشه به معنای تصمیم به تحقق بخشیدن کامل آن است. راجرز با توجه به تعدادی از مطالعات خود چنین نتیجه میگیرد که در بعضی از فرهنگها اندیشه نو از دیگر فرهنگها بیشتر است. بهنظر او فرایند قبول یک اندیشه نو که متضمن یادگیری آن اندیشه و تصمیمگیری درباره آن است در پنج مرحله آگاهی، علاقه، ارزشیابی، آزمایش و قبول اندیشه نو عینیت مییابد. راجرز در تحلیل نهایی خود بر ویژگیهای فردی، روانی و انگیزشی تأکید نموده و معتقد است که از لحاظ روانی باید نوعی آمادگی در افراد برای پذیرش تغییرات نو و جدید وجود داشته باشد که آنها را تحت عنوان وجه نظر مطرح میکند. این جامعهشناس معتقد است که عناصری چون انگیزهها، ارزشها و وجهنظرها ـ در قالب خردهفرهنگ دهقانی ـ عناصر اصلی و کلیدی برای فهم رفتار بهشمار میآیند. بهنظر او عناصر خردهفرهنگ دهقانی، عناصری هستند که مانع نوآوری و پذیرش تغییرات در جوامع میشوند و به تعبیری مانع تجدد، نوسازی، و همچنین مشارکت یا عدم مشارکت میباشند. این عناصر به قرار زیر است: الف) عدم اعتماد متقابل در روابط شخصی: بهنظر راجرز یکی از ویژگیهای مهم جوامع سنتی، عدم اعتماد متقابل، بدگمانی و حیلهگری در روابط با یکدیگر میباشد هرچند که از نظر ردفیلد ( ۱۹۳۰) ممکن است در این رابطه، استثنایی وجود داشته باشد. همچنین، تصور «خیر محدود»بهنظر راجرز سبب عدم اعتماد در روابط شخصی میشود چون چیزهای مطلوب در زندگی به میزان محدود و کمی وجود دارد ـ منابع محدود، خواستهها نامحدود ـ و با توجه به قدرت و توانایی افراد میزان آنها را نمیتوان افزایش داد، بنابراین دستیابی عدهای سبب محرومیت آنها میشود و همین مسئله سبب بدگمانی افراد نسبت بهیکدیگر میگردد. ب) فقدان نوآوری: جوامع سنتی در عکسالعمل نسبت به ایدههای تازه، فاقد نوآوری میباشند. آنها اغلب اعمالی را که توسط اجدادشان رعایت میشدهاست، دنبال میکنند و در بسیاری موارد نسبت به شقوق دیگر شناخت و آگاهی ندارند. ج) تقدیرگرایی: راجرز تقدیرگرایی را به درجهای از درک فرد نسبت به عدم تواناییاش در مورد کنترل آینده تعریف کردهاست. او معتقد است دهقانان در مورد کنترل حوادث آتی دارای وجهنظرهایی نظیر بیارادگی، بدگمانی، تسلیم، بردباری، نرمش و گریز میباشند، و در نتیجه روحیه تقدیرگرایی در میان آنان یکی از عواملی است که پذیرش نوسازی، تغییر و در نهایت مشارکت را مانع میشود. د) پایین بودن سطح آرزوها: در جوامع سنتی میزان خواستها و آرزوهای مردم بسیار پایین میباشد و همین امر مانع مشارکت بین افراد میشود. بهنظر راجرز، منابع محدود، فرصت کم و محدود، تربیت مقتدرانه در کودکی و تاریخ طولانی استثمار توسط دیگران در جوامع سنتی سبب شدهاست که انگیزه پیشرفت ناچیزی در بین مردم جوامع سنتی وجود داشته باشد. الگوی جریان دو مرحله ای به تدریج به الگوی جریان چند مرحله ای که اغلب در پژوهش اشاعه[۶۸] مورد استفاده است متحول شده است. پژوهش اشاعه، مطالعه فرایند اجتماعی نحوه شناخته شدن نوآوری ها (افکار جدید، روش ها و اشیای جدید و غیره) و گسترش آنها در پهنه یک نظام اجتماعی است. الگوی جریان دو مرحله ای به طور عمده معطوف به این است که شخص چگونه اطلاعات را می گیرد و آن را به دیگران منتقل می کند. فرایند اشاعه بر مرحله نهایی پذیرش یا رد یک نوآوری تاکید دارد. در حال حاضر، شاید اورت راجرز[۶۹] معروف ترین و قابل احترام ترین پژوهشگر در پژوهش اشاعه باشد. وی در کتاب خویش به نام اشاعه نوآوری ها (چاپ سوم در سال ۱۹۸۳ منتشر شد) بیشتر از ۲۰۰ گزارش اشاعه تجربی و ۳۰۰۰ نشریه را بررسی کرد تا نظریه قبلی راجع به فرایند تصمیم نوآوری را که خود نتیجه تزاید پژوهش های اشاعه در سال های اخیر است بازنگری کند. راجرز نوآوری را چنین تعریف می کند: “فکر، روش یا شیئی که فرد یا واحد دیگری از اقتباس آن را نو تصور می کند” راجرز در چاپ سوم کتابش، تاکید خود را از فعالیت ارتباطی یک جهته به مبادله اطلاعات میان شرکت کنندگان فرایند ارتباطی تغییر داد. راجرز مفاهیم عدم اطمینان[۷۰] و اطلاعات از شانون و ویور را به عنوان چهارچوب نظری به کار گرفت. یک نوآوری، نوعی عدم اطمینان به وجود می آورد، از این جهت که جایگزینی برای افکار یا روش های موجود فراهم می کند(سورین و تانکارد ، ۳۱۲:۱۳۹۰). نظیر بسیاری الگوهای ارتباطی دیگر، تحولات اخیر در الگوی اشاعه از رویکرد ارتباطی کاملا یک سویه و هدایت شده به سمت پایین[۷۱] دور شده اند. این الگو، چنان که مک کوئیل (۱۹۸۷) نوشته است، به طور سنتی بر «سازمان و برنامه ریزی، تاثیر مستقیم، سلسله مراتب (برحسب پایگاه و تخصص)، ساختار اجتماعی (و بنابراین تجربه شخصی)، تقویت و پس خورد» تاکید دارد. در سالهای اخیر، مبادله افقی ارتباطات و نیز برقراری ارتباط از پایین در نظام های اجتماعی، از اهمیت بیشتری برخوردار شده است اساس نظرات فعلی راجرز در خصوص فراگرد اشاعه، الگوی همگرای ارتباط[۷۲] است که وی به همراه کینسید آن را در چهارچوب رویکرد شبکه ای خود وارد حوزه ارتباط کرده اند (ویندال و همکاران ۱۱۳:۱۳۸۷-۱۱۲). راجرز ویژگی های یک نوآوری را که بر نرخ اقتباس آنها اثر می گذارد به شرح زیر دسته بندی کرد: ۱- امتیاز نسبی: درجه ای که تصور می شود یک نوآوری بهتر از فکری است که می خواهد جای آن را بگیرد. ۲- سازگاری: درجه ای که تصور می شود نوآوری با ارزش های موجود، تجارب گذشته و نیاز اقتباس گران احتمالی سازگار است. ۳-پیچیدگی: درجه ای که تصور می شود شناخت نوآوری و استفاده از آن دشوار است. ۴- آزمایش پذیری: درجه ای که بتوان نوآوری را به طور محدود تجربه کرد. ۵- مشاهده پذیری: درجه ای که نتایج یک نوآوری برای دیگران مشهود است. راجرز اضافه می کند، درکل نوآوری هایی که پذیرندگان، آنها را دارای امتیازی نسبی، سازگاری و آزمایش پذیری بیشتر و پیچیدگی کمتر بدانند، زودتر از سایر نوآوری ها اقتباس می شوند ( روگر ، ۱۹۸۳، به نقل از سورین و تانکارد ، ۳۱۳:۱۳۹۰). ناهمرنگی و همرنگی اشاعه به عنوان نوع خاصی از ارتباط معطوف به گسترش نوآوری ها تعریف شده است. در بحث الگوی جریان دو مرحله ای دیده ایم که رهبران افکار و پیروان آنها در خیلی از صفات شباهت زیادی دارند. پژوهش اشاعه، این شباهت، را همرنگی یا درجه شباهت هر دو فرد که به کنش متقابل می پردازند در ویژگی های خاص مثل عقاید، ارزش ها، تحصیلات، یا پایگاه اجتماعی می خواند. با وجود این، در اشاعه یک نوآوری اغلب ناهمرنگی وجود دارد. ناهمرنگی درجه تفاوت زوجهای افرادی که به کنش متقابل می پردازند در ویژگی های معین (کاملاً برخلاف همرنگی) است.اغلب درجه بالایی از ناهمرنگی منبع و دریافت کننده در اشاعه نوآوری ها وجود دارد، زیرا افکار جدید بیشتر اوقات از افرادی بر می خیزد که کاملاً با دریافت کننده تفاوت دارند و این تفاوت مشکلات ویژه ای در حصول ارتباط اثربخش ایجاد می کند (سورین و تانکارد، ۳۱۴:۱۳۹۰). فرایند تصمیم نوآوری تصمیم نوآوری، فرایندی ذهنی است که طی آن فرد یا واحدی دیگر تصمیمات را مورد تصویب قرار می دهد. این فرایند مرکب از پنج مرحله است: ۱- آگاهی: مواجهه با نوآوری و شناخت کارکرد آن؛ ۲- اقناع: شکل گیری نگرش نسبت به نوآوری؛ ۳- تصمیم: فعالیتی که به قبول یا رد نوآوری منتهی می شود؛ ۴- اجرا: استفاده از نوآوری؛ ۵- تثبیت: تقویت یا برگشت به تصمیم آغاز شده درباره نوآوری (روگر،۱۹۸۳، به نقل از سورین و تانکارد، ۳۱۴:۱۳۹۰).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نگارنده بر این عقیده است که : در این آیه سرگذشت ایوب پیغمبر به تصویر کشیده شده، زیرا در برابر همه ناملایمات، و سختیها مقاوم و خم به ابرو نیاورد، و هر روز سپاسگذاریش از خدای خود افزون تر میشد و وقتی خداوند او را مورد امتحان قرار داد و دید که وی بنده شایسته خداست و هر روز شکر و سپاس او بیشتر شده همه چیز او را به حال اول برگرداند، از جمله فرزندانش که مرده بودند همگی به امر خدا زنده، و باغ وکشاورزی ایوب سبز و خرم به حالت اول بازگشت زیرا ایوب در همه حال خدا را حاضر بر ملک و دل خود میدانست. ۳-۱۹- جمع و تفرقه : «بدان که جمع بر دو گونه باشد : یکی جمع سلامت گویند و دیگر را جمع تکسیر، جمع سلامت آن بود که حق تعالی اندر غلبه حال و قوت وجد و قلق شوق، که پدیدار آید حق تعالی حافظ بنده باشد، امر بر ظاهر وی میراند و وی را برگزاردن آن نگاه میدارد و وی مجاهدت میآراید و جمع تکسیر آن بود که بنده اند رحکم واله و مدهوش شود و حکمش چون حکم مجانین باشد، پس یکی از این معذور بود و یکی مشکور و آن که مشکور بود، روزگارش عطیم با نور بود، و قوی تر از آن باشد که معذور بود و بدان که جمع را مقامی مخصوص نیست و حالی مفرد نه، که جمع جمع همت است اندر معنی مطلوب خود و گروهی را کشف این اندر مقامات باشد و گروهی را اندر احوال» (هجویری، ۱۳۸۷: ۳۷۹) جمع در واقع این گونه است که: پرودگار همه انسانها را دعوت میکند که به دستورات و معارف الهی گوش دهند، ولی تفرقه به این صورت است که طی این هدایت و راهنمایی آن دستهای، مستعد تر بوده که خواست و مشیت الهی درباره آنها بیشتر صدق کرده باشد، البته این نکته را متذکر شوم که آنچه فرد از راه تلاش و کوشش خود به دست میآورد، و در واقع به آنها امور کسب کردنی میگویند، همگی تفرقه میباشند ولی آنچه که عنایت، و هدایت حق تعالی در آن دخیل باشد اینها «جمع» میباشد و انسان همه اعمال خود را به پروردگار نسبت میدهد، وقتی بنده ای سعی و تلاش میکند که با اعمال عبادی خود به پروردگار تقرب جوید خداوند در همه حال مددکار وی شده، و او را یاری میکند و احساس یأس و ناامیدی در چنین فردی راه پیدا نمیکند. آیات قرآنی مورد استناد هجویری در این باب به شرح زیر میباشد که : «واللهُ یدعُو إِلَی دَارِالسَّلاَمِ و یهدی مَن یشاءَ إَلَی صِراطٍ مُستَقیمٍ، و خدا شما را به سرای سلامت فرا میخواند و هر که را بخواهد به راه راست هدایت میکند» (قرآن کریم، ترجمه بحرانی، الیونس/۲۵) هجویری با اشاره به این که جمع، حقیقت و سر معلوم و مراد حق میباشد و تفرقه اظهار امر وی است و جمع آن بود که خداوند بر اوصاف خود جمع آورد و تفرقه آن است که به افعال خود پروا کند به این آیه استناد کرده است. ابن بابویه در معانی الاخبار ذیل آیه آورده است که : «علاء بن عبدالکریم گوید : شنیدم امام باقر(ع) در تفسیر اللهُ یدعوا إلی دارَالسَلام، و پروردگار است که مردم را به سوی سرای صلح دعوت میکند فرمود :«سلام» خداوند است و سرایش را که برای اولیاء خویش آفریده بهشت میباشد»(ابن بابویه، ۱۳۷۷: ۳۹) نگارنده بر این عقیده است: آنچه در آیه فوق به زیبایی تصویر کشیده شده این است که: بندگان خدا اگر شایسته کردار باشند، رحمت الهی شامل حالشان شده، و وارد بهشتی میشوند سرشار از میوه های رنگارنگ و باغها و نهرهای روان و بهشتیانی با لباسهای زیبا بر تختها تکیه زده اند زیرا خداوند از اعمال همه آگاه و از هر چیزی برتر و بر هر چیزی مسلط است. ناگفته نماند خداوند به حکم اظهار مشیت خود، همه افراد را جمع کرده، و گروهی را به خذلان دچار کرده و گروهی دیگر را به توفیق قبول گردانیده، و از آنجا که در این آیه همه چیز عنایت خدا بوده جمع به شمار میآیند.
 « إِنَّ اَلَذِینَ یبایعُونَکَ إِنَمَّا یبایعُونَ الله یدُالله فَوقَ أَیدیهِم فَمَن نَّکَثَ فَإِنَّما ینکُثُ عَلی نَفسِهِ… در حقیقت کسانی که با تو بیعت میکنند جز این نیست که با خدا بیعت میکنند دست خدا بالای دست های انان است، پس هر که پیمان شکنی کند، تنها به زیان خود پیمان میشکند و هر که بر آنچه با خدا عهد بسته وفادار بماند، به زودی خدا پاداش بزرگ به او میبخشد»(قرآن کریم، ترجمه بحرانی، الفتح/۱۰) هجویری با اشاره به این که چون فعلی از آدمی ظاهر گردد، و از جنس افعال آدمیان نباشد مانند اعجاز، و کرامات لامحاله فاعل این اعمال خداوند است و همه اعمال ناقض عادت جمع هستند و امور روزمره تفرقه، به این آیه استناد کرده است. آیه فوق بیان میدارد اگر کسی با خدای خود بیعت کند، باید با پیامبر او هم بیعت کند همان طور که به خدا ایمان دارد به پیامبر (ص) هم ایمان داشته باشد، و مردم وظیفه دارند به یاری دین پیامبر بشتابند و به او اعلام وفاداری کنند زیرا قدرت پروردگار نامحدود است و بر کسانی که از پیامبر تبعیت میکنند گسترده میشود. ابن بابویه در معانی الاخبار ذیل آیه آورده است : «مؤمنانی که با تو بیعت کردند در حقیقت با خدا بیعت کرده اند و همه اینها و مانندش همان گونه است که برایت گفتم و همین طور است رضا و غضب و حالتهای دیگر که همانند آنها است و بر خدا روا نباشد و اگر چنین باشد که به آفریننده و هستی بخش، خشم و اندوه و دلتنگی برسد در حالی که خودش آنها را پدید آورده است هر آینه روا باشد کسی بگوید. زمانی هم او نابود خواهد شد زیرا وارد شدن و دلتنگی و خشم بر، وی نشانه آن است که دچار دگرگونی مزاجی شده است، حال آنکه خداوند از این اعتقادات و نسبتهای پوچ بسی برتر و والاتر است و اوست که موجودات را آفرید بدون آنکه نیازی به آنها داشته باشد» (ابن بابویه، ۱۳۷۷: ۴۳) « مَن یطِع الرَّسولَ فَقَد اطاعَ اللهَ وَ مَن تَوَلّی فَمَا أرسَلناکَ عَلیهِم حفیظاً، هر که رسول را اطاعت کند خدا را اطاعت کرده و هر که مخالفت کند (کیفر مخالفتش با خداست) و ما تو را به نگهبانی آنها نفرستاده ایم » (قرآن کریم، النساء/۸ ) هجویری با اشاره به این که فعل دوستان حق، فعل خداست و همچنین بیعت و طاعت ایشان طاعت خداوند است به این آیه استناد کرده است. طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل آیه آورده است : « این آیه و آیات قبل از آن که همه یک سیاق دارند و یک هدف را تعقیب میکنند و این آیات مشتمل است بر وضع طائفه ای دیگر از مؤمنین که ایمانشان ضعیف است و در آن اندرز و تذکر هم هست به اینکه دنیا ناپایدار و نعمت های آخرت پایدار و دائمی است و نیز در این آیات حقیقتی از حقایق قرآنی را در خصوص حسنات و سیئات بیان فرموده است»(طباطبایی، ۱۳۸۷: ۴) نگارنده بر این عقیده است که آیه فوق به پیروی از پیامبر(ص) امر فرموده، و اینکه اطاعت از پیامبر اطاعت از خداست، البته اطاعت از دستوراتی است که از خود پیامبر صادر شده، زیرا پیروری از سنت او بر همه مسلمانان واجب دانسته شده است، و اطاعت از دستورات رهبران الهی، هم چون اطاعت از خدا بر همه واجب شده و از آنجا که در این موارد عنایت حق تعالی شامل حال فرد شده لذا «جمع» به حساب میآید. احادیث مورد استناد هجویری به شرح زیر بیان میشود که : پیامبر (ص) فرمودند: لایزال عَبدی یتَقَرَبُ إلی بَالْنَوافِل حَتی اُحِبَّه، فاذا احبَبْتَهُ کُنتُ لهُ سمعاً وَ بصراً و مُؤیداً و… چون بنده ما به مجاهدت به ما تقرب کند ما وی را به دوستی خود رسانیم و هستی وی را اندر وی فانی گردانیم و نسبت وی از افعال وی بزداییم تا به ما شنود و به ما گوید آنچه گوید و به ما بیند آنچه بیند و به ما گیرد آنچه گیرد. هجویری با اشاره به این که عزت بنده در این است که به واسطه جمال حق از آفات فعل رسته گردد و قیام وی به حق باشد به این حدیث استناد کرده است. نگارنده بر این عقیده است که : حدیث «قرب نوافل» در بیشتر کتابهای عرفانی و دینی آمده است، و وقتی بنده ای تمام اعمال، حرکات، و افعا ل خود را به حضرت حق تعالی نسبت دهد، پس روا بود دوستی حق بر دل بنده مسلط شود و آنگاه این درجه را «جمع» میگویند. خداوند هم به او نهایت لطف و احسان خود را عطا کرده، و به طور کلی صفتها و نسبت های بشری را از وی میزداید، و او را آراسته به صفات الهی و خدایی میکند. خواص، اولیاء، و مقربین درگاه الهی شایسته چنین مقامی هستند« از مرادات و ارادات خود خالی میشود و به غیر قرب جناب مقدس الهی و تحصیل رضای او، امری منظور او نباشد و ارادات خودرا تابع ارادت حق جل و علا کرده باشد و دامن از دنیای دنی برچیده باشد و به ملاء اعلی متعلق شده باشد و قال جَل شَأنَهُ ؛ و کُنتُ سَمعَهُ الّذی یسمَعُ بِهِ و بَصَرهُ الذی یبصُرُبِه و لِسانِه اَلذی ینطِقُ به ویده اِلتی یبطِشُ بها »( مفضل بن عمر، ۱۳۷۹: ۱۰۰) عین القضات همدانی در تمهیدات آورده است: « ای عزیز چون خواهند که مرد را به خود راه دهند و به خودش بینا گردانند، دیده یابد و این باشد که اشراق نورالله مرد رادیده دهد و گوش دهد و زبان دهد، کَنتُ لَهُ سمعَاً و بَصَراً و لِساناَ فَبی یسمَعُ و بی یبصرُ و بی ینطِقُ بیان صفت شده که تخلق سالک باشد در این مقام ملک و ملکوت واپس گذاشته باشد و از پوست خودی و بشریت برون آمده باشد» (عین القفات همدانی، ۱۳۸۹: ۲۷۱) ۳-۲۰- حلولیه و کلام درباره روح هجویری آنجا که پیرامون فرقه حلولیه و نفی نظر آنها سخن گفته است با آیه قرآنی شروع کرده و در ادامه مطالبی پیرامون این فرقه پرداخته است. حلولیان درباره روح اشتباهاتی مرتکب شده اند و هجویری در جواب آنها مطالبی گفته است که : « بدان که اندر هستی روح علم ضروری است و اندر چگونگی آن عقل عاجز و هر کس از علما و حکیمان امت بر حسب قیاس خود اندر آن چیزی گفته اند» (هجویری، ۱۳۸۷: ۳۸۳) پیشوایان حلولیه ابن حلمان دَمشقی و فارس بودند « من ندانم که فارِس و ابوحِلمان که بودند و چه گفتند، اما هر که قائل باشد به مقالتی خلاف توحید و تحقیق، وی را اندر دین هیج نصیب نباشد و چون دین که اصل است مستحکم نبود، تصوّف که نتیجه و فرع است اولیتر،که با خلل باشد، از آن که اظهار کرامات و کشف آیات جز بر اهل دین و توحید صورت نگیرد» (همان، ۱۳۸۷: ۳۸۲) ابن جوزی در تلبیس ابلیس آورده است که : «تناسخیان را ابلیس بدین شبهه افکنده که ارواح اهل خیر پس از خروج از بدن وارد بدنهای خوبی میشود و آرامش و آسایش مییابد و ارواح اهل شر پس از خروج از بدن وارد بدن های بدی میشود و به زجر و زحمت میافتد و این عقیده در زمان فرعون پدید آمد و اهل تناسخ وقتی دیدند اطفال و حیوانات دچار درد و رنج میشوند با خود گفتند این هیچ دلیلی نمیتواند داشته باشد جز آنکه اینان در مرحله قبلی زندگانیشان مرتکب گناهانی شده اند و اکنون مجازات میشوند» (ابن جوزی، ۱۳۶۸: ۶۶) وقتی این گروه «اصحاب حلول» انسان زیبا رویی میدیدند، او را تحسین کرده و میگفتند: شاید خدا در او حلول کرده است، و این گروه (حلولیان)پیرامون روح سخنانی گفته اند که حتی عده ای از مشایخ، من جمله ابوجعفر صیدلانی، هم آنها را مورد لعنت خود قرار داده است. دلیل این که حلولیان روح را میپرستند و قدیم میگویند این است که بذر معرفت، و قوت روحانیت را نچشیداند وگرنه شخصی که انس با حق و نور ایمان در قلب او باشد«روح» را فاعل اشیاء نمیداند، آنها نمیدانستند اگر «روح» با حضور حق آرامش گیرد در این حالت هر چند کثرت وجود دارد اما بذر مشاهدت وحدت حق را در نگاه عارف جلوهگر میسازد. نجم الدین رازی در مرصاد العباد آورده است که : «پس تخم روح انسانی پیش از آنکه در زمین قالب اندازند استعداد استماع کلام حق حاصل داشت چنانکه از عهد «اَلَستُ بَرِبّکُم» خبر باز داد و اهلیت جواب «بلی» باز نمود و لیکن تا این تخم روح را آب ایمان و تربیت عمل صالح بدو نرسیده است حال را در عین خسران است، از آن بینایی و شنوایی و گویایی حقیقی محروم مانده، و چون آب ایمان و عمل صالح و تربیت بدورسد تخم برومند شود و از نشیب زمین بشریت قصد علو عالم عبودیت کند، از درکات خسران خلاص یابد و به قدر تربیت و مدد که یابد به درجات نجات میرسد و اگر این روح، آب ایمان و تربیت وعمل صالح نیابد در زمین بشریت بپوسد و طبیعت خاکی گیرد. (نجم الدین رازی، ۱۳۷۹: ۱۰۵) آیات مورد استناد هجویری پیرامون به شرح زیر است. « فَذَالِکُم اللهُ رَبُکُم الحَقَ فَماذا بَعدَ الحَقِ إِلّا الضَّلالُ فَأَنَّی تُصرَفُونَ، چنین خدای قادر یکتایی به راستی پروردگار شماست و بعد از بیان این راه حق و خداشناسی چه باشد غیر گمراهی پس به کجا میرود» (قرآن کریم، ترجمه الهی قشمه ای،الیونس/۳۲) هجویری با اشاره به این که حلولیان نسبت به مسأله روح، دچار شبهه هایی شده اندو از آنجا که قائل به گفتاری بر خلاف توحید بوده اند آنها را در دین هیچ نصیبی نباشد به این آیه استناد کرده است. « به راستی بعد از حق جز گمراهی چیست که شما را به آن بر میگردانند، حق در معنای خود موجود، که آنهم به مقتضای حکمت ایجاد شده، از این روی تمام فعل خدای تعالی را حق گویند» (راغب اصفهانی، ۱۳۷۴: ۵۱۸) نگارنده بر این عقیده است : از آن جا که خداوند عزیز برای هدایت انسان نشانه های فراوانی از حق، قدرت، و خیرخواهی و… در زندگی بشر قرار داده است، لذا هر انسان عاقلی با مشاهده این نشانهها به عظمت، و قدرت خداوند اعتراف خواهد کرد، زیرا پیروزی حق بر باطل اراده حتمی خداوند است که یقیناً محقق خواهد شد، چون سربلندی و پیروزی انسان نوعی حق و فضیلت است لذا کسانی مانند حلولیان، که پیشوایی غیر خداوند داشته باشند به گمراهی و سرگردانی دچار خواهند شد. « وَیسأ لُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِن أَمرِ رَبِّی وَمَا أُوتِیتُم مِّن العِلم اِلّا قَلیلاً، و درباره روح از تو میپرسند، بگو : روح از سنخ فرمان پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی داده نشده است » (قرآن کریم، الاسراء/۸۵) هجویری با اشاره به این که علم در هستی روح ضروری، و عقل در چگونگی آنها عاجز و حکما بر اساس قیاس خود سخن گفته اند به این آیه استناد کرده است. مکارم شیرازی در تفسیر نمونه ذیل آیه آورده است که : « تا آن جا که تاریخ علم ودانش بشری نشان میدهد، مسأله روح و ساختمان و ویژگی های اسرار آفرینش، همواره مورد توجه دانشمندان بوده است و هر دانشمندی به سهم خود کوشیده است تا به محیط اسرار آمیز روح گام بگذارد، درست به همین دلیل نظراتی که از سوی علماء درباره روح شده متنوع است و ممکن است علم و دانش ما حتی علم و دانش آیندگان برای پی بردن به همه رازهای روح کافی نباشد، هرچند روح ما، از همه چیز این جهان به ما نزدیک تر است اما چون گوهر آن با آنچه در عالم ماده با آن انس گرفته ایم تفاوت کلی دارد، زیاد هم نباید تعجب کرد که از اسرار و کنه این اعجوبه آفرینش و مخلوق مافوق ماده سر درنیاوریم» (مکارم شیرازی، ۱۳۸۸: ۲۸۲-۲۸۱) نگارنده بر این عقیده است که: در آیه فوق به عظمت روح که از آفریده های خداوند است و همچنین به علم اندک بشری اشاره شده است، لذا اگر انسان بخواهد به اطلاعات بسیاری در مورد روح خود و ماورای طبیعت دسترسی پیدا کند نمیتواند، زیرا انسان با علم قلیل فقط میتواند مادیات، و محسوسات را درک کرده، در حالی که شناخت روح دارای منشأ الهی است، از اینرو حواس ظاهر و علم اندک بشر فقط ابزاری در خدمت روح هستند. احادیث مورد استناد هجویری به شرح زیر بیان میشود که : رسوال (ص) فرمودند که : اَلاَرواحُ جُنودٌ مُجَنُدُهٌ فَما تعارَفَ مِنها ائتَلَفَ وماتَناکَرَ مِنها اِختَلَفَ، روحها سپاهیان فراهم آمده اند که گروه گروه با یکدیگر جمع میآیند و از ایشان آنهایی که شناسای یکدیگرند با هم الفت میگیرند و آنهایی که یکدیگر را نمیشناسند با هم خلاف میورزند. هجویری با اشاره به این که روح در جسد به ودیعه گذاشته شده و عرضی است که به خود قایم نیست و کسی هم قادر نیست آن را ببیند به این حدیث استناد کرده است. نگارنده بر این عقیده است که: روح جسم لطیفی است که به فرمان خدا میآید، و میرود و برای تن و جسد یک نوع زندگی است که در این زندگی انسان تلاش میکند بهترینها را برگزیند، زیرا روح نیرویی است که خداوند به انسان عطا کرده و به وسیله نورانیت روح است که انسان راه سعادت، خوشبختی، و کمال انسانیت را در تمام احوال، اقوال، و اعمال خود تشخیص داده و اموری را که نفع یا به ضرر فرد است مصالح آنها را تعیین میکند. همان طور که انسان برای زنده ماندن بدنش نیاز به غذا دارد، روح هم برای پاک و سالم بودن نیاز به تغذیه دارد و شامل مواردی است که مصادیق صلاح، سعادت، و خیر انسان را در بر دارد و در مقام تجرد و صفا وانقطاع، پیشرفت می کند. جعفربن محمد در مصباح الشریعه آورده است که :« چون روح انسانی نیرومند شد، و استقلال در روحانیت و نورانیت پیدا کرده و در مقام تجرد و صفا و انقطاع و نفوذ پیشرفت نموده، خواهد توانست از زیر حکومت و نفوذ قوای تن بیرون رفته و حاکم بر اعصاب و مسلط بر خیال و منقطع از بدن گردد» (جعفربن محمد امام ششم، ۱۳۶۰: ۱۸۲) قال النبی (ع) انَّ الله تَعالی خَلَقَ اَلاَرواحَ قَبلَ الأجساد، به درستی که خداوند متعال روح را قبل از اجساد خلق کرده است هجویری برخلاف نظر ملاحده که روح را قدیم گفته اند روح را محدث دانسته و به این حدیث استناد کرده است، زیرا روح در لحظه آفرینش مقدم تر از جسم بوده و خمیر مایه و اصل وجود آدمی روح و جسد است و کالبد تابع روح بوده زیرا آفرینش روح از کارهای خداوند متعال بوده و جایگاهش در عالم امر بوده واکنون هم محل معرفت خداوند میباشد«ابوبکر واسطی گفته است که : الأرواحُ عَلی عَشرَهٍ مقاماتٍ، جآنها برده مقام قایم اند: جان مخلصان، جان پارسا مردان، جآنهای مریدان، جآنهای اهل منن، جآنهای اهل وفا، جآنهای شهیدان، جآنهای مشتاقان، جآنهای عارفان، جآنهای دوستان، جآنهای درویشان) (هجویری، ۱۳۸۷: ۳۸۸) ۳-۲۱- معرفت خدا : « معرفت حیات دل بود به حق و اعراض سر از جز حق، و قیمت هر کس به معرفت بود و هر که را معرفت نبود وی بی قیمت بود، پس مردمان از علما و فقها و غیر آن صحت علم را به خداوند معرفت خواندند و مشایخ این طایفه صحت حال را به خداوند معرفت خواندند و از آن بود که معرفت را فاضل تر از علم خواندند؛ که صحت حال جز به صحت علم نباشد و صحت علم صحت حال نباشد یعنی عارف نباشد که به حق عالم نباشد اما عالم بود که عارف نبود» (هجویری، ۱۳۸۷: ۳۹۲) نگارنده بر این عقیده است: از آنجا که مقصود از این نوع معرفت (عرفانی و دینی) بوده عارفان، و اولیاء از راه تقوای الهی به معرفت میرسند. غزالی در کیمیای سعادت آورده است که : «غذای دل معرفت ومحبت حق تعالی است؛ که غذای هرچیزی مقتضای طبع وی باشد، که آن خاصیت وی بود، و از پیش پیدا کرده آمد که خاصیت آدمی این است و سبب هلاک دل آدمی آن است که به دوستی چیزی جز حق تعالی مستغرق شود و تعهد تن برای دل میباید، که تن فانی بود و دل باقی» (غزالی، ۱۳۸۷: ۷۲) نگارنده بر این عقیده است که :یکی از مهمترین امتیازات انسان نسبت به سایر موجودات، قدرت معرفت، و شناخت است، همان گونه که در قرآن کریم آمده است، انسان بی بصیرت، بسان حیوانات و پست تر از آنها توصیف شده است، اما انسان فهیم و بصیر در تعالیم وحیانی با برخورداری از هدایت الهی، جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است. وقتی انسان نسبت به همه امورات و معارف دینی به معرفت میرسد، به مدد نیروی تشخیصی که خداوند به او داده از گزند تباهی، پلیدی و فساد ایمن میگردد. چون معرفت شأن و مقامی بالاتر از علم دارد و راهی برای حصول شناخت و آگاهی محسوب میگردد، این طریق تنها در اختیار انسانهای عارف قرار دارد، تا صفات بهیمی را از خود دور کنند و متخلق به اخلاق الهی شوند و به کمال سعادت و معرفت برسد و نسبت به دستورات پروردگار و معارف والای دینی معرفت بیشتری کسب کرده و آنگاه به سعادت حقیقی برسند. آیات قرآنی مورد استناد هجویری به شرح زیر بیان شده است که : « وَ مَا قَدَرُو اللهَ حَقَّ قَدرِه إِذ قالَوُا ما انزَلَ اللهُ عَلَی بَشَرٍ مِّن شَیءٍ قُل مَن اَنزَلَ الکِتابَ اَلّذی جَاءَ…، و آنگاه که یهودیا ن گفتند خدا چیزی بر بشری نازل نکرده، بزرگی خدا را چنان که باید نشناختند. بگو : چه کسی آن کتابی را که موسی آورده است نازل کرده؟ همان کتابی که برای مردم روشنایی و رهنمود است و آن را به صورت طومارها در میآورید، آنچه را از آن آشکار و بسیاری را پنهان میکنید، در صورتی که چیزی که نه شما میدانستید و نه پدرانتان به وسیله آن به شما آموخته شد بگو خدا همه را فرستاد و آن گاه بگذار تا در ژرفای باطن خود به بازی سرگرم شوند» (قرآن کریم، ترجمه بحرانی، الانعام/۹۱) هجویری با اشاره به این که معرفت خدا دو نوع، یکی علمی و دیگری حالی است و معرفت علمی، قاعده همه خیرات دنیا و آخرت است به این آیه استناد کرده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بنگاه های اقتصادی عرضه کننده شریک، مشتری و بر حسب اتفاق رقیب دولت محسوب می شوند. 4- رابطه دولت با کارکنان : این نوع رابطه بدین منظور طراحی شده است که کارکنان دولتی اطلاعاتی را برای بخش عمومی ارائه کنند تا بتوانند از شبکه داخلی دولتی یا شبکه های خصوصی بر اطلاعات منابع انسانی دست پیدا کنند. این اطلاعات می تواند شامل اطلاعات مربوط به بازنشستگی پرسنل، فرم های در خواست، نظام پیشنهادات و غیره شود.
 این 4 نوع کاربرد ستون های اصلی دولت الکترونیک و در واقع روح دولت الترونیک را تشکیل می دهند. برای برقراری این نوع ارتباط دولت باید اعتماد طرف های صاحب سود در دولت الکترونیک را به منظور مشارکت در این امر جلب کند . در مجموع به منظور ایجاد یک دولت الکترونیک مؤفق می توان چهار گام را پیشنهاد کرد : 1- مشخص کنید مشتریان شما چه کسانی هستند 2- مشتریان خود را به سمت استفاده از خدمات سوق دهید 3- دریابید که مشتریان شما چه نیازهایی دارند و چه چیزهایی می خواهند 4- رابطه با مشتری را ادامه دهید تعدادی از راه کارهای قابل اجرا جهت پیاده سازی دولت الکترونیک به شرح زیر هستند : - اطمینان از توانایی استفاده از تکنولوژی مورد نیاز دولت الکترونیک به شکلی ساده که بر استفاده از فناوری اطلاعات تکیه دارد : اگر فردی قابلیت استفاده از فناوری که دولت الکترونیک بر اساس آن شکل گرفته است را نداشته باشد ( به دلیل نداشتن تحصیلات یا توانایی محدود ) نمی تواند از دسترسی به اطلاعات دولت محروم شود. بنابراین اگر قسمتی از جامعه ناتوان از دسترسی به اطلاعات روی وب هستند، دیگر کانال های ارتباطی با دولت برای این قشر نباید مسدود یا محدود شود. - آشنایی شهروندان با ارزش های دولت الکترونیک : دولت ها باید مردم را در رابطه با مزایای دولت الکترونیک آگاه سازند. اگر شهروندان ندانند با ایجاد دولت الکترونیک چه مواردی فراهم می شود علاقه مند به استفاده از امکانات دولت الکترونیک نمی شوند مه در غیر این صورت شکست هدف توسعه دولت الکترونیک حتمی است. چرا که به طور طبیعی افرادی که از طرح های دولت الکترونیک آگاه بوده و با آن احساس راحتی می کنند ، علاقه بیشتری به استفاده از آن خواهند داشت. - اطمینان از دسترسی به اطلاعات وخدمات مفید : جایگاه اطلاعاتی ابتدایی دولت برروی وب از اهمیت بالایی برخوردار است ولی این تازه ابتدای راه است. وجود محتوای مفید موضوع مهمی است با توجه به تلاش دولت ها برای رسیدن به مؤفقیت باید سطحی ضروری از زیر ساخت های مخابراتی و دسترسی جهانی فراهم باشد که نشان دهنده کمترین استاندارد مربوط به توانایی دسترسی به خدمات ارائه شده از طریق زیر ساخت های مخابراتی است. محتوا و مطالبی که بر روی وب سایت های دولت ها موجود است، باید فراتر از حجم عظیمی از اطلاعات باشد. برنامه ریزی و اجرای دولت الکترونیک باید بر فعالیت هایی که از طریق دولت الکترونیک برای بهبود خدمات فعلی و ارتقا بخشیدن آنها استفاده می کنند ، تمرکز داشته باشند. - هماهنگ سازی طرح های دولت الکترونیک بومی ، منطقه ای و ملی : کمبود هماهنگی میان سطوح مختلف دولت می تواند تأثیر عمیقی بر مؤفقیت دولت الکترونیک داشته باشد. طرح های دولت الکترونیک می تواند بوسیله تعارض در اهداف میان سطوح مختلف دولت پیچیده شود. با توجه به دغدغه پیاده سازی دولت الکترونیک اثر بخش، باید سطوح مختلف دولت در یک کشور برای توسعه و اجرای استراتژی دولت الکترونیک با یکدیگر همکاری کنند . - توسعه روش ها و شاخص های عملکرد به منظور ارزیابی خدمات و استانداردهای دولت الکترونیک : نیاز به توسعه راه های اندازه گیری و ارزیابی موفقیت طرح های دولت الکترونیک همواره مورد توجه بوده است. میزان محدود ارزیابی «تقاضا، سود و کیفیت خدمات» طرح های دولت الکترونیک تاکنون به عنوان یک ضعف عمده باقی مانده است. با توجه به این هدف که ایجاد دولت الکترونیک به منظور رفع نیاز مردم است، ارزیابی ها باید«نیازها، قابلیت ها، قدرت هضم و اطلاعات دیگر را » در مورد شهروندان مورد بررسی قرار دهد. همچنین باید رفتارهای اطلاعاتی که مانع تحقق دولت الکترونیک می شود را شناسایی کند. سیاست های اطلاعاتی دیگر که در توسعه دولت الکترونیک نقش مهمی را بر عهده دارند، به قرار زیر است: - فراهم کردن دسترسی به اینترنت و مخابرات مطمئن و با ثبات: مشکل دسترسی به اینترنت درست مانند اشکالات در اتصال به دیگر ابزارهای ارتباطات و فناوری اطلاعات است. این مسأله ای است که امروزه در درون و بیرون مرز کشورها به چالشی مهم تبدیل شده و از آن به عنوان شکاف دیجیتال نام برده می شود. خطر عمیق تر شدن این شکاف نیز همواره وجود دارد. لذا برای این که دولت الکترونیک در میان ملتی اثر بخش شودف باید زیر ساخت های تکنولوژیکی لازم جهت ارائه خدمات به شهروندان را هر چه سریع تر مهیا کند. - مدیریت مسئله مربوط به زبان و ارتباطات: بسیاری از ملت ها با بیش از یک زبان سخن می گویند. از این رو دولت الکترونیک اثربخش باید به استاندارد سازی استفاده از لغات زبان یا زبان های رایجی که مردم در استفاده از آن ها راحت هستند، بپردازند. در این میان تنوع زبانی و حساسیت های زیاد در این خصوص نیز به چالشی در برقراری هرچه سریع تر دولت الکترونیک تبدیل شده است. به همین منظور از آنجایی که هر کشور دولت الکترونیک خود را گسترش می دهد، حل مسائل مربوط به تنوع زبان ها باید مورد توجه جدی قرار گیرد. - جلوگیری از دولت الکترونیک در زمانی که باعث کاهش مسئولیت پذیری کارکنان دولت می شود: در بسیاری از مواقع، شاید نادیده گرفتن یک ایمیل بسیار راحت تر از بی توجهی به ارباب رجوع باشد. به طور قطع تعامل الکترونیکی با دولت نباید موجب کاهش پاسخ گویی کارکنان دولت نسبت به شهروندان شود. اگر کارمندان، به دلیل این که به صورت نمی بینند یا با آنها صحبت نمی کنند کمتر پاسخ گو باشند؛ آنگاه دولت الکترونیک باعث عدم شفافیت و مسئولیت ناپذیری مدیریت دولتی می شود. - تحت پوشش قرار دادن معلولان در دولت الکترونیک: اینترنت محیطی است که بسیاری از بخش های آن با توجه به نیازهای معلولان طراحی نشده است. تارت الکترونیکی و هم چنین دولت الکترونیک، در بیشتر موارد سطوح پایینی از دسترسی برای معلولان را در نظر گرفته اند که به این ترتیب و با استثنا کردن معلولان از خدمات و اطلاعات دولت الکترونیک باعث عدم دسترسی سهم قابل توجهی از جمعیت جهان به دولت الکترونیک می شود. 2-4-3- ارتباطات ماهوارهاى و فضايى 1- تاريخچه ماهواره 2- ماهواره در ايران 3- كاربرد ماهوارهها 4- تلفن ماهوارهاى 5- نقش ماهوارهها در پيشرفت كار شبكه هاى تلويزيونى 6- تكنولوژى فضايى و توسعه 7- وی ست 8- اينمارست (INMARSAT)و جايگاه آن در ايران 1- تاريخچه ماهواره از زمان نيوتن، فيزيكدانان دريافتند كه چگونه مىتوان ماهوارهاى را به گرد زمين به گردش واداشت.آنها سرعت و مسير گردش و دوره ماهوارهها را مشخص كردند. فناوران در جستجوى راهى بودند كه ماهواره را به فضا پرتاب كنند و آن را به گرد زمين به گردش در آورند. در سال 1336 ه ش (1957 م) كوشش ها به نتيجه رسيد و نخستين ماهواره دور زمين به گردش درآمد. سه سال بعد از آن ، 1339 ه ش (1960 م) نخستين ماهواره مخابراتى در مدار زمين قرار گرفت. ماهواره مخابراتى در واقع ايستگاهى در فضا است كه امواج كوتاه را از ايستگاه زمينى دريافت مىكند و پس از تقويت به منطقه وسيعى از زمين باز مىگرداند. نخستين ماهواره « اكو 1 » نام داشت و امواج راديويى و تلويزيونى را منعكس مىكرد . اكو1 به شكل توپ پلاستيكى به قطر 30 متر بود. مسير اين ماهواره به شكل بيضى و به دور زمين بود. فاصله نزديكترين نقطه مسير از سطح زمين 1500 كيلومتر و دورترين مسير آن 1700 كيلومتر بود . اين ماهواره امواج دريافتى را مانند آينه منعكس مىكرد وارتباط آزمايشى را بين دو منطقه دوردست آمريكا يعنى كاليفرنيا تانيوجرسى برقرار مىكرد. پس از نخستين ماهواره مخابراتى ماهواره هاى ديگرى نيز براى دريافت و پخش مجدد پيام هاى تلفنى، عكس هاى راديويى و برنامه هاى تلويزيونى سياه و سفيد و رنگى بين آمريكا و اروپا به دور زمين به گردش درآمدند. « تل استار »10 (بر گرفته از جزوه پژوهشى و اسنادى در شركت مخابراتايران Tel Star) ماهواره مخابراتى جهانى از اين نمونه بود كه در تير ماه 1341 ه ش از كيپ كاناورال آمريكا به فضا پرتاب شد. دوره گردش آن در حدود دو ساعت و سرعت آن بين 16600 تا 28000 كيلومتر بر ساعت بود. استفاده از اين ماهوارهها، انديشه ايجاد يك شبكه ماهوارهاى را براى مخابرات بينالمللى تقويت كرد و سرانجام دانشمندان را بر آن داشت كه از ماهوارههاى همزمان(سنكرون) استفاده كنند. 10- بر گرفته از جزوه پژوهشى و اسنادى در شركت مخابراتايران Tel Star 2- ماهواره در ايران ارتباط ماهوارهاى در ايران از سال 1348ه ش با ساختن، نخستين ايستگاه زمينى در اسدآباد همدان شروع شد. يك آنتن زمينى ارتباط اين ايستگاه را با ماهواره مخابراتى كه در بالاى اقيانوس اطلس قرار داشت، برقرار كرد. در سال 1355 آنتن ديگرى با قطر 30 متر با ماهواره مخابراتى اقيانوس هند ارتباط يافت. در سال 1364 ايران داراى 700 كانال ارتباطى ماهوارهاى شد و توانايى ارسال و دريافت برون مرزى برنامههاى تلويزيونى را نيز بدست آورد تا آنكه ايستگاه زمينى دوم درشرق تهران (بومهن) نيز بدست مهندسان ايرانى ساخته شد و كانالهاى ارتباطى را افزايش داد . امور ارتباطات ماهوارهاى شركت مخابرات ايران، طراحى پروژه ماهواره جمهورى اسلامى ايران را از اول سال 1365 آغاز كرد. اين پروژه داراى سه ماهواره به نامهاى، زهره1، زهره 2 و زهره 3 است. با شروع فعاليت نخستين ماهواره از اين پروژه 12000 كانال تلفنى راه دور داخل كشور تأمين خواهد شد. بخش زمينى اين پروژه شامل ايستگاه هاى كوچك و بزرگ و متوسط در مراكز استانها و شهرستانها و روستاها است و ترمينال هاى لازم براى ارتباطات تلفنى ، تلكس ، انتقال اطلاعات و پخش و دريافت تلويزيونى است. شايان ذكر است ايران از جمله كشورهايى است كه در بخش ارتباطات بينالمللى، سرمايهگذارى نسبتا كلانى كرده است. مثلاً ايران جزء يازده كشورى است كه در بين 127 عضو سازمان جهانى ماهواره « اينتلست » از يك رأى مستقل برخوردار است. 3- كاربرد ماهوارهها11 امروزه ماهواره به عنوان شاخص ترين ابزار تكنيكى فضايى در زمينه هاى مختلف از قبيل وسايل ارتباط جمعى، زمين شناسى، هواشناسى و كاربردهاى نظامى تأثير به سزايى بر ابعاد اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى كشورها دارد. اين امر به خصوص در زمينه ارتباطات بسيار محسوس مىباشد چرا كه خصوصيات ويژه كاربردى آن از قبيل حل بعد مسافت، انعطاف زياد، پوششهاى وسيع و همچنين هزينه نسبتا كم و از همه مهم ترسرعت در برقرارى امكانات ارتباطى سبب افزايش كارايى و قابليت شبكههاى مخابراتى گرديده و در حال حاضر جزء جدايى ناپذيرى از امكانات ارتباطى ملى و بين المللى محسوب مىگردد. ماهوارهها در ارتباطات محلى و جهانى، زمين شناسى، هواشناسى و تحقيقات فضايى نقش عمدهاى دارند از جمله آنكه ارتباطات ثابت را با تلفن، تلويزيون، تلكس، شبكه اطلاع رسانى و راديو برقرار مىكنند. ارتباط با واحدهاى سيار مانند كشتى در دريا ، قطار در خشكى و هواپيما در فضا را برقرار مىسازند. همچنين در هواشناسى مىتوانند سرعت جهت توده هاى بزرگ هوا، فشار و دما و ميزان بخار آب را مشخص و به ايستگاه هاى زمينى مخابره كنند. ديگر آنكه در زمين شناسى، كشاورزى، جنگل، منابع آب، معادن و اقيانوس شناسى سنجش از دور را امكان پذير كردهاند. از كاربردهاى بعدى اينكه تحقيقات فضايى شامل مطالعه درباره سيارات منظومه شمسى و تابشهاى خورشيد و ستارگان را صورت مىدهند. 4- تلفن ماهوارهاى12 در گذشته براى انتقال خبر مىبايست از دستگاه تلكس استفاده مىكرديم، اما بزرگراه ارتباطى، اكنون خبرنگاران را قادر مىسازد تا براى ارسال خبر به خبرگزارى، ازآخرين مدل تلفن ماهوارهاى كه در كوچكترين اندازه ممكن طراحى شده است بهره گيرند. خبرنگاران در اين مورد متفقالقولند كه دستگاه دستى، بعد جديدى را به زندگى كارى خبرنگاران خواهد بخشيد. 11- بر گرفته و خلاصهاى از متن جزوه پژوهشى ـ اسنادى شركت مخابرات ايران، به انضمام خلاصهاى از كتاب مخابرات و ارتباطات دور برد، نوشته معتمدى، صص 121 - 120 12- پيام ارتباطات، شماره 7، آذر و دى 78، مبحث «همه دنيا در دستان شما» ترجمه رؤيا فرنود احمدى، صص 29 ـ 28 پيتر وان درلى ( Peter Van Derlee )مدير بازاريابى خدمات تلفن همراه مىگويد: دستگاه تلفن شخصى سازمان «آيكو» از نظر ظاهر و وزن به اندازه تلفنهاى همراه امروزى از نوع «GSM» طراحى شده است. براى افرادى كه در مناطق دور افتاده زندگى مىكنند و مشغول بكار هستند، جاهايى كه خطوط تلفنى ثابت و خدمات سيستم يافتهاى هنوز وجود ندارد و شايد هرگز وجود نداشته باشد، اين وسيله، ابزار حياتى ارتباط با ساير نقاط دنيا محسوب مىشود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
چهار مرحله اصلی AHP را میتوان به صورت زیر خلاصه کرد. ساختن یک سیستم سلسله مراتبی با تجزیه کردن مسئله به اجزای به هم مرتبط ساختن ماتریس متقابل تخمین زدن وزن نسبی معیارها یافتن بهترین جایگزین به وسیلهی وزنهای نسبی فرض کنید که نشاندهندهی معیار چشم توفانی است که باید باهم مقایسه شوند و هم بیانگر وزنهای نسبی این معیارها باشد. در آن صورت قسمت اصلی مسئله شامل یافتن بردار اولویت یا همان بردار وزنهای نسبی میشود که به صورت زیر نشان داده میشود.
۱) W’=
از زمانی که ساتی روش AHP را معرفی کرد تا به حال روشهای زیادی برای یافتن بردار وزن نسبی، توسط افراد مختلف ارائه شده است. برخی از این روشها فقط در شرایطی که ماتریس مقایسهی دو به دویی[۸۷] از اعداد قطعی[۸۸] تشکیل شده باشد کارایی دارند ولی بسیاری از روشها برای حل ماتریس مقایسهی فازی ارائهشدهاند.
 ماتریس مقایسهای را که هر عضو آن با اعداد فازی نشان داده میشود را ماتریس فازی مقایسهای گویند. البته در اینجا منظور ما از اعداد فازی اعداد مثلثی[۸۹] هستند که توسط عسکر زاده تعریفشدهاند. مقایسهی دو به دویی معیارها در AHP با این فرض انجام میگیرد که تصمیم گیر میتواند هر دو المان تصمیمگیری را در هر سطحی از سلسلهمراتب مسئلهی اصلی، باهم مقایسه کند و یک عدد را به میزان اهمیت دو معیار نسبت به هم اختصاص دهد. اگر المان اول بر المان دوم برتری داشته باشد آنگاه عدد اختصاص دادهشده بزرگتر از یک خواهد بود در غیر این صورت کوچکتر از یک میشود. بردار اولویت[۹۰] (وزن نسبی) میتواند از حل این ماتریس مقایسهای در هر سطح به دست آید. روشهای حل متفاوتی برای رسیدن به این بردار وجود دارند مانند روش بردار ویژه[۹۱]، روش حداقل توان لگاریتمی، روش حداقل توان وزنی، روش برنامهریزی هدف و روش برنامهریزی فازی. روش بردار ویژه روشی است که خود ساتی هنگام ارائه AHP از آن استفاده کرده است. در این روش ابتدا ما ماتریس مقایسهای را میسازیم.
۲)
در ماتریس فوق شرایط زیر برقرار است.
۳) ۴)
باید دقت شود که در شرایط واقعی نسبت وزنها نامشخص است. و شرایط فوق فقط در یک حالت خاص رخ میدهد که بعد به آن اشاره میکنیم. پس در واقع مسئله AHP به دنبال یافتن هایی است که در شرط زیر صدق کنند.
۵)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عدم تخصیص بودجه کافی به پروژه مدیریت ارتباط با مشتری ابهام در اهداف پیاده سازی مدیریت ارتباط با مشتری (ریالز[۱۵۹] ،۲۰۰۱). ضعف در متدولوژی پیاده سازی و مدیریت پروژه (چالمتا [۱۶۰]،۲۰۰۶). همخوانی ضعیف استراتژی مدیریت منابع انسانی و مدیریت ارتباط با مشتری
پیاده سازی مدیریت ارتباط با مشتری واقعیت امر نشان می دهد که بسیاری از سازمان ها اطلاع درستی از CRM ندارند و نمی دانند که چگونه باید از آن بهره برد و چه کسی از این تمرکز جدید بر مشتری منتفع می گردد. این سازمانها اینگونه میپندارند که CRM را می توان از طریق سرمایه گذاری در فن آوری جدید بدست آورد و هر چه سخت افزار و نرم افزار گرانتر باشد رضایت مشتری بیشتر شده رشد درآمد بالاتری حاصل می گردد. ولی باید در نظر داشت که CRM به تنهایی یک مفهوم یا یک پروژه نیست بلکه یک راهبرد تجاری است که هدف آن فهم، پیش بینی، مدیریت و شخصی سازی نیازهای مشتریان فعلی و بالقوه است. CRM مستلزم تمرکز بر مشتری و توانایی برای آموختن از هر نقطه تعامل با وی است.
 برای اجرای موفق این سیستم می بایست از پیش نیازها و مراحل استقرار آن آگاه شد، شرایط استقرار موفق نرم افزار CRM در یک سازمان به صورت زیر است: دو علامت مهم می توانند نشان دهد که آیا کسب و کار خاص نیاز به CRM دارد یا نه. یکی از این علایم، وجود راه های متنوعی است که مشتریان می توانند با سازمان تماس بگیرند. مثلاً امکان دارد از چهار راه مختلف مانند: ارسال نامه، ارسال ایمیل، ارسال فکس و تماس با سازمان ارتباط برقرار کنند. هنگامی که مشتریان از راه های گوناگون با یک مجموعه ارتباط برقرار می کنند،CRM پیشنهاد می کند که جمع آوری اطلاعات یک دست و دقیق درباره همه این مخاطبان و ذخیره سازی آن در یک بانک اطلاعاتی و مجهز به راهکارهای CRM باعث افزایش بهره وری می شود. علامت دیگری که می تواند نشان دهد یک کسب و کار معین به استفاده از نرم افزارهای CRM نیاز دارد، تنوع محصولات یا خدماتی است که یک شرکت به مشتریانش عرضه می کند. وجود تنوع عملا به این معناست که با مطالعه دقیق روی رفتار و خواسته های مشتریان می توان کشف کرد که سرمایه گذاری روی کدام محصولات و خدمات سودآورتر است و رضایت مشتریان و میزان پراکندگی جغرافیایی آن هاست. هرچه تعداد و پراکندگی مشتریان بیشتر باشد، ضرورت به کارگیری راهکارهای “مدیریت ارتباط با مشتریان” افزایش می یابد. همچنین برای اطمینان از بکارگیری موفق این سیستم باید به پیش نیازهای لازم برای استقرار CRM نیز توجه کرد. این پیش نیاز ها در ادامه آمده است:
پیش نیازهای تکنیکی یکپارچگی مجصول با سایر سیستم های استاندارد سازمان بکارگیری فرآیندهای کاری صحیح و استانداردهای کاری منطبق بر نیازهای سازمان فراهم آوردن سرویس هایی که دارای قابلیت پرسش و پاسخ باشند، جهت تعامل بهتر با مشتریان بکارگیری نرم افزارهای تحت وب برای کاهش تعداد فروشنده ها و کاهش نیاز به تعدد کانالهای توزیع
پیش نیازهای فرهنگی بکارگیری مدیریت ارتباط با مشتری به جای مدیریت محصولات ( تغییری در بازاریابی) پذیرش تغییرات ساختاری انجام شده توسط مشتریان و پرسنل کمک به اصلاح رویۀ انجام فعالیت ها توسط پرسنل و مدیریت ایجاد بستری مناسب برای شکل گیری فرهنگ مشتری محوری در سازمان حمایت مدیریت ارشد سازمان ها و شرکت های مخاطب از پیاده سازی استراتژی های CRM. بومی سازی محصول CRM مطابق فرهنگ سازمان ها و شرکت های ایرانی. تنظیم اهداف سنجش پذیر به جای اهداف ارزان قیمت.
مراحل پیاده سازی مدیریت ارتباط با مشتری از دیدگاه گارتنر گارتنر و برخی دیگر از صاحبنظران، مدیریت ارتباط با مشتری را نوعی استراتژی می دانند که سودآوری، درآمد و رضایت مشتری را از طرق زیر به حداکثر می رساند (گارتنر[۱۶۱]،۲۰۰۳). سازماندهی حول بخش های مشتری. انجام رفتارهایی که مشتریان را ارضا می کند. پیاده سازی فرآیندهای مشتری محور. گارتنر معتقد است که برای نیل به ارزش بلندمدت CRM، مؤسسات باید دریابند که این استراتژی در برگیرنده کل سازمان بوده و با آن در سطح کلان برخورد شود. طرح های CRM نیازمند چارچوبی هستند که تضمین کند برنامه های سازمان در مبنایی استراتژیک و یکپارچه در نظر گرفته می شوند. گارتنر چنین رویکردی را مشتمل بر هشت گام مطابق با شکل ۲-۱۰ طراحی کرده است. شکل (۲-۱۰) : مراحل پیاده سازی CRM از دیدگاه گارتنر (روزبهانی،مدیری آثاری،۱۳۸۵) گام اول : تدوین چشم انداز CRM : ایجاد تصویری از آنچه که سازمان می خواهد باشد. گام دوم : تدوین استراتژی های CRM : این مرحله شامل تعیین اهداف و نحوه استفاده از منابعی است که برای تعامل مشتریان لازم است. استراتژی CRM نگرشی را در مورد نحوه ایجاد ارتباط با مشتریان ارزشمند و نحوه ایجاد وفاداری در آنان فراهم می آورد. گام سوم : طراحی تجربه مشتری : در این مرحله باید اطمینان حاصل شود که محصولات و تعاملات سازمان باعث خلق ارزش مستمر برای مشتریان گشته، به طور پایدار ارائه شده و به موقعیت بازار مطلوب دست پیدا کند.تجربه مشتری در هر تعامل با سازمان بر روی درآمدهای آینده تاثیر می گذارد.یک تجربه ضعیف می تواند سازمان را با خطر از دست دادن برخی یا تمام مشتریان مواجه کند. گام چهارم: میسر ساختن همکاری سازمانی: همکاری سازمانی به معنی تغییر فرهنگ، ساختارهای سازمانی و رفتارهاست تا اطمینان حاصل شود که کارکنان ،شرکا و تامین کنندگان در جهت ایجاد ارزش برای مشتریان با یکدیگر همکاری می کنند. گام پنجم: طراحی مجدد فرآیندهای کسب و کار: رویکرد مشتری محور به فرآیندهای کسب و کار دارای اثرات محتملی بر بسیاری از برنامه های کاربردی سازمان است. کلید این امر اتخاذ تصمیماتی در این باره است که کدام فرایند می تواند فرصت هایی را برای متمایزسازی سازمان و ارائه ارزش به مشتریان بوجود آورد. گام ششم: تدوین استراتژی اطلاعات مشتری: منظور از این مرحله جمع آوری داده های صحیح و ارسال آنها به مکان صحیح است. مدیریت موفق ارتباط با مشتری نیازمند عرضه اطلاعاتی است که در سراسر سازمان جریان یافته و سیستم های عملیاتی و تحلیلی را یکپارچه کند. گام هفتم: استفاده از فناوری: منظور از این مرحله مدیریت داده ها و اطلاعات ،برنامه های کاربردی پیش روی مشتری ،زیرساخت ها و معماری IT است .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بنابراین قرعه از نوع سوم اگر کسی یکی از همسرانش را طلاق بدهد آنگاه خود بمیرد و معلوم نباشد که مطلقه کدام یک از آنان است و یا کسی از دو کس وجهی را طلب داشته و گفته باشد که یکی از آنان را بری کرده و معلوم نداشته باشد که مراد از شخص که ذمه اش بری شده چه کسی است در چنین فرضهایی فقیهان معتقدندکه زن مطلقه و شخص برایت یافته را نمی توان به حکم قرعه تعیین کرد از این روی قرعه را از این نوع نامشروع می دانند چرا که قرعه در اساس نباید حقی را ساقط و یا ثابت کند اما اگر به قرعه در فروض پیش گفته عمل نشود دین هیچ یک از آنها ساقط نمی شود و همچنین یکی از دو زن مطلقه شمرده نمی شوند.
 برای آگاهی از نظرگاه فقیهان امامیه برخی از مصادیق قرعه در جواهرالکلام به حکم آن تصریح شده بیان می شود: قرعه در میان زنان برای بردن یکی از آنان به سفر ظاهر آن است که قرعه انداختن در میان زنان برای همراه بردن کسی از آنان در سفر مستحب است و واجب نیست و چگونگی قرعه انداختن نیز معلوم است و در یک طریق منحصر نیست. برای تعیین ولد مقر به اقراع در صورت تعارض ادله رجوع از یکی از دو وصیت به شهادت شهود و حکم قرعه مهمترین بحث مربوط به قرعه در باب قسمت است. به این توضیح که گاهی اوقات شیء مشاع از وصفی برخوردار است که امکان تقسیم آن میان هر دو شریک وجود ندارد مثلا در ملکی چاه یا درختی واقع است که در صورت تقسیم تنها به یکی از شرکا می رسد شافعیه معتقدند ضمن آن که در چنین فرضی قیمت اضافی چاه یا درخت به نفع طرفی در نظر گرفته می شود که از آن بی بهره می ماند برای تعیین شریکی که آن درخت یا چاه باید از آن او باشد( درحصه او قرار گیرد) باید به قرعه متوسل شد اما حنفیه کلا چنین قرعه ای را رد می کنند.در قانون مدنی ایران نیز توسل به قرعه به عنوان آخرین راه حل رفع اختلاف پذیرفته شده است البته با این توضیح که قرعه زمانی در میان می آید که هیچ دلیل وجود نداشته و یا دلایل موجود طرفین در یک سطح با همدیگر چنان تعارض داشته باشند که امکان ترجیح یکی بر دیگری وجود نداشته باشد.چنان که ماده ۱۵۷ قانون مدنی مقرر می دارد (( هرگاه دو زمین در دو طرف نهر محاذی هم واقع شوند و حق تقدم یکی بر دیگری محرز نباشد باید برای تقدم و تاخر در بردن آب به نسبت حصه قرعه زد و اگر آب کافی برای هر دو باشد به نسبت حصه تقسیم می کنند.)). دکتر کاتوزیان ذیل این ماده می نویسد: از این ماده چنین استنباط می شود که هر گاه در تشخیص حق مورد نزاع به وسیله هیچ یک از قواعد حقوقی و عقلی و عرفی نتوان راه حلی پیدا کرد آخرین علاج برای فصل خصومت توسل به قرعه است. تمسک به قرعه باید به طور محدود و استثنایی انجام شود ولی اگر هیچ جهت رجحانی در استفاده از حق برای صاحبان آن پیدا نشود استفاده از این وسیله با روح قانون موافق است.(القرعه لکل امر مشکل). در فقه اسلامی قرعه را بر دو نوع تقسیم کرده اند: ۱) قرعه اعلامی عبارت از قرعه ای است که درباره امر واقع مسلم مظنون شده به کار گرفته می شود یعنی ابتدا واقعی بوده اما حکم آن مجهول شده است. ۲) قرعه تاسیسی عبارت از قرعه ای است که خود منشا پیدایی واقع بوده و از واقع مسلم مظنونی پرده بر نمی دارد .۱ ______________________________________________________________ ۱- انصاری مسعود، طاهری محمدعلی، دانشنامه حقوق خصوصی ، سال ۱۳۸۸، انتشارات میزان ، جلد۳ ، صص۱۵۲۸- ۱۵۲۹ قرعه sort در لغت بیم ترس و نگرانی است. شرکت کننده در قرعه نگران اصابت و عدم اصابت قرعه است. قرعه نام اشیایی (کاغذی چوبی و غیره ) است با علامات که از آنها برای فصل خصومت یا تمییز حق و ناحق بهره گیرند در حدود عرف ها و آداب. قرعه از فروض قانونی است و تا دلیل باشد نوبت به قرعه زدن نمی رسد.۱ قرعه فراهم نمودن تیرها و مانند آن (کاغذهای حاوی اسامی ) بین اطراف مشتبه جهت تشخیص حق در میان موارد مشکوک است. مشروعیت این قاعده به نحو موجبه جزییه تقریبا محل اتفاق مسلمین است و فقهای شیعه اخذ به آن را در موارد خاصی که روایات صادر از اهل بیت (ع) معین نموده اند جایز می دانند.۲ مبحث سوم: ماهیت قرعه: در این مبحث ابتدا ماهیت قرعه بررسی خواهد شد. در گفتار اول به شرح قاعده فقهی بودن قرعه و در گفتار دوم به اماره و اصل عملی بودن قرعه خواهیم پرداخت: قرعه یکی از راه های اثبات برای حل و فصل خصومت در دعاوی به کار می رود. راه های اثبات در فقه و حقوق به طور کلی به دلایل امارات و اصول عملیه تقسیم می شود.پس قرعه باید در یکی از این تقسیم بندی ها قرار بگیرد. آنچه مسلم است این است که قرعه جزء دلایل به معنای خاص آن ها نیست زیرا دلیل راهی است که کشف از حقیقت می کند و واقع را به ما نشان می دهد و یا به عبارتی کشف از واقع می کند. _______________________________________________________________ ۱- جعفری لنگرودی ، محمد جعفر ، مبسوط در ترمینولوژی حقوق ، ج ۴ ، چاپ دوم ، ۱۳۸۱ ، تهران ، نشر کتابخانهء گنج دانش ، شماره ۱۰۸۴۶ ۲- مختاری مازندرانی، محمدحسین، فرهنگ اصطلاحات اصولی، انتشارات پژوهشگاه سینا ، ۱۳۷۵ ، صفحه ۱۹۱ این قاعده درپی این نیست که مارا از ابهام و سردرگمی خارج کند ، بلکه قصد کشف از حقیقت را دارد. هر چند روایات بسیار زیادی در باب این قاعده فقهی وجود دارد ، اما روایتی از امام موسی کاظم (ع) وجود دارد که می فرمایند: (کل مجهول ففیه القرعه فقلت له ان القرعه تخطئی و تصیب فقال: کل ما حکم الله به فلیس بمخطئی))۱ اگرچه بر اساس روایاتی که وجود دارد، و روایت مذکور بیانگر این نکته است که خداوند بنده ای را که امر خود را به او واگذار نماید، تنها نمی گذارد و او را از خطا مصون می دارد، پس قرعه راهی برای رسیدن به حقیقت است که بر عالم مجهول راه را نشان می دهد. برخی دیگر از حقوقدانان مانند دکتر لنگرودی بر این باورند که قرعه فرض قانونی است که در پاره ای موارد می توان خلاف آن را اثبات کرد(مانند سن بلوغ که در ماده ۱۲۱ قانون مدنی اماره رشد محسوب شده است و در برخی مواردخلاف آن اثبات ناشدنی است).۲ گفتار اول: قاعده فقهی بودن قرعه : با مراجعه به متون اسلامی و بالاخص کتب فقهی موجود چاپ شده توسط فقها قرعه را به عنوان قاعده ای فقهی می توان به رسمیت شناخت. چنانکه در مورد این قاعده اکثر فقها تقریبا دارای نظرات مشابهی هستند. برای قاعده فقهی تقسیمات متعددی ذکر شده است مانند میرزای نایینی که قاعده فقهی را به سه قسمت الف:واقعی اولی ب:واقعی ثانوی ج:ظاهری تقسیم نموده است.۳ هرچند با مشاهده کتب فقهی فقها می توان فهمید که اکثر آنان قواعد فقهی را به قواعد اجتماعی-قواعد اخلاقی-قواعد مستقل-قواعدتابع-و قواعد منصوصه تقسیم بندی نموده اند. از آنجایی که در ماده ۳۱۵ قانون مجازات اسلامی اخذ دیه با تمسک به قاعده قرعه است، بی شک می توان آن را در زمره قواعد فقه جزایی به شمار آورد؛ و آن را در قواعد دیاتی داخل نمود۴. ________________________________________________________________ ۱- موسوی خمینی ، روح الله ، الرسائل ، چاپ سوم ، تهران ، نشر مؤسسهء مطبوعاتی اسماعیلیان ، ۱۳۶۸ ، جلد۲، صفحه۳۴۱ ۲- جعفری لنگرودی ، محمد جعفر ، دانشنامهء حقوقی ، چاپ سوم ، تهران ، نشر مؤسسهء انتشارات امیر کبیر ، ۱۳۷۲ ، جلد۵ ۳- خویی ، سید ابوالقاسم ، اجود التقریرات ( تقریرات درس آیت الله نایینی ) ، قم ، نشر مصطفوی ، ۱۳۵۲ ، جلد۲، صص ۳۴۶-۳۴۵ ۴- همان منبع ، ص۳۴۵ گفتار دوم: أماره یا اصل عملی بودن قرعه : قبل از ورود به بحث اماره یا اصل عملی بودن قرعه لازم است بدانیم که اماره و اصل به چه معناست. اماره : دارای دو معنای لغوی و اصطلاحی است که در معنای لغوی آن به معنای نشانه است و در معنای اصطلاحی آن، طریقی است به سوی حکم شرعی واقعی، که برای جاهل به حکم واقعی قانونگذاری شده است.و به عبارت دیگر، اماره چیزی است که به جهت اینکه موجب ظن است، قانونگذار، آن را معتبر شناخته است.مثل خبر عادل(خبر واحد) و ظواهر کتاب۱. اماره (فقه):هر چیزی که اولا: جنبه کاشفیت و حکایت از چیز دیگری را داشته باشد مانند تصرف که ظاهرا حکایت از مالکیت در شیء مورد تصرف می کند(قاعده ید). ثانیا: کاشفیت مزبور قطعی نبوده بلکه ظنی باشد(مانند تصرف). ثالثا : قانونگذار کاشف مزبور را مورد توجه قرار داده و آن را وسیله اثبات قرار دهد.(مانند ماده ۳۵ قانون مدنی.) چنین چیزی را اصطلاحا اماره گویند(نسبت به موضوع احکام.)۲ با عنایت به توضیحات یاد شده، آنچه از روایات فهمیده می شود این است که قاعده قرعه أماره است نه اصل عملی ؛ زیرا وقتی در روایات امام (ع) می فرمایند : لَیسَ قوم تقارعوا ( تنازعوا ) ثم فوضوا امرهم إلی الله الا و خرج سهم المحق ؛ اگر کسی کار خود را به خدای سبحان واگذار کند قطعاً سهم صاحب حق استخراج می شود ، و یا وقتی می فرمایند : القرعه تصیب و لیس بمخطیء . در قرعه خطا نیست . معنای این سخن این است که نتیجه قرعه غالباً مطابق با واقع است ، نه آن که هیچ خطایی در آن راه ندارد . بنابراین لسان روایت طریقت و کاشفیت از واقع است که در قرعه غالباً حق خارج می شود . به بیان دیگر موضوع قاعده ی قرعه « أیُها الشاک » نیست . با توجه به توضیحاتی که در بالا ذکر شد . حال این سوال به ذهن متبادر می شود که در مقام تعارض بین اصول عملی و قاعده ی قرعه کدام مقدم است ، اما در رابطه با قاعده ی قرعه و مثلاً در تعارض بین قرعه و استصحاب ، استصحاب مقدم است ؛ چون موضوع قرعه عبارت است از امر مشکل ، مجهول ، مشتبه و ملتبس . پس باید در اجرای قاعده ی قرعه موضوع محفوظ باشد تا امکان اجرای قاعده فراهم شود . بنابراین اگر توانستیم با استصحاب ، موضوع مشکل را از بین ببریم ، طبعاً موضوع قرعه را از بین برده ایم . پس دلیلی بر اجرای قاعده باقی نمی ماند . نتیجه این که مورد قاعده در جایی است که هیچ گونه دلیل اجتهادی و یا فقاهتی (اصول عملی) وجود نداشته باشد.۳ ________________________________________________________________ ۱- فیض، علیرضا، مبادی فقه و اصول، صفحه ۱۹۱ ۲- جعفری لنگرودی، محمدجعفر، ترمینولوژی حقوق، ص ۷۷ ۳- ولایی ، عیسی ، قواعد فقهی ، چاپ دوم ، نشر انتشارات دار الفکر ، قم ، ۱۳۹۰ ، صص ، ۱۶۲ – ۱۶۱ اصل: اصل هم مانند اماره دارای معانی لغوی و اصطلاحی می باشد. اصل در لغت به این معنا آمده است که، بخشی از یک چیز است که سایر بخشهای آن چیز، برآن، بنا می شوند، یا بدان پایدار می مانند. تهانوی در این باره می گوید؛ اصل، چیزی است که چیز دیگری بر آن بنا می شود،از این حیث، که چیزی برآن، بنا می شود. قید حیثیت، اصول فقه را از جهت این که مبتنی بر علم توحید، و کلام است، خارج می کند. زیرا در این لحاظ، اصول فقه نسبت به کلام، فرع است. در تعریف اصل و فرع کلمه (ابتناء یا بناء) به کار رفته است .و آن اعم از حسی و عقلی است.اصل در اصطلاح فقها و اصولیین در یکی از معانی پنجگانه زیر به کار می رود : اصل، در برابر فرع، مثل اینکه در باب قیاس گفته می شود: خمر، اصل است برای نبیذ یعنی حکم نبیذ از حکم خمر استفاده می شود و به قول صاحب معالم: موضوع حکم ثابت، (از طرف شرع) را اصل گویند و موضوع دیگری را (که ثابت نیست) فرع نامند. اصل به معنی راجح و ظاهر، مثل اینکه می گوید، حقیقت، اصل مجاز است. یا اصل، حقیقت است. یعنی هنگامی که امر مردد باشد میان اینکه کلامی را بر معنای حقیقی آن، یا بر معنای مجازی آن، حمل کنند، حمل بر حقیقت، اصل است،یعنی رجحان دارد. و حقیقت، معنی روشن و ظاهر کلام است. حاصل، اینکه هرگاه لفظی که معنی حقیقی، و مجازی آن، معلوم است، بدون قرینه به کار رود، ظاهر حال، می رساند که معنی حقیقی آن مراد است. چه اینکه هر لفظی، به هنگام نداشتن قرینه، در معنی حقیقی خود ظهور داردو برای اینکه معنی حقیقی، مراد گوینده نباشد، باید قرینه ای همراه آن باشد، تا لفظ را از حقیقت به سوی مجاز بگرداند، و از این رو قرینه آنرا صارفه گویند، یعنی گرداننده و مانعه نیز گفته می شود یعنی جلوگیری کننده از معنی حقیقی. اصل به معنی دلیل، یعنی کاشف از چیزی و راهنمای بدان چیز، مثل اینکه برای اثبات حکمی می گویند اصل در این حکم کتاب است. یاسنت.یا اجماع است، یا عقل، یعنی دلیل اثبات آن حکم، اینها هستند. اصل به معنی قاعده، یعنی پایه ای که چیزی روی آن قرار گیرد، و این معنی به لغت نزدیکتر است.مثل قول رسول الله (صلی الله علیه و آله) که: بنی الاسلام علی خمسهِ اصول.به این معنا که اسلام بر روی پنج چیز بنا شده است. و مثلا در فقه گفته می شود:اصل در اشیاء، اباحه است.یا طهارت است. یعنی قاعده کلی و این قاعده از نصوصی از قبیل کل شیء طاهر حتی تعلم انه قذر گرفته شده است. یعنی هر چیز تا پلیدی آن، محرز نگردد ، پاک است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۶-۱۰-تصویرهای شعری پست مدرن مسأله دیگری که می تواند مورد توجَه قرا بگیرد، « تصویر » در « غزل پست مدرن » است. این کلیت در اجرا، شکل های بسیار متفاوتی را به خود گرفته است. گاهی دوربین راوی ثابت است و چند تصویر ثابت که معمولاً نقش زمینهای دارند، دیالوگ های شخصیّت ها را در بر میگیرد. این تصاویر ثابت گاهی به وضوح بیان میشوند و مواقعی نیز با دادن چند کلید ساختن تصویر کامل را به مخاطب وا میگذارند، اما در بعضی از این گونه غزلها دنیز حرکت دوربین بسیار سرعت میگیرد و شخصیَت ها در مواجهه با تصاویر، اشیا و حوادث هستند که وجود خارجی پیدا می کنند. به عقیده رومن یاکوبسن هرالگوی ارتباطی متشکل از یک پیام است که از سوی گوینده بیان می شود و نیز یک گیرنده یا مخاطب که پیام را دریافت میدارد. اما این فرایند به تنهایی معنای ارتباط را ممکن نمیسازد مگر به یاری اجرایی دیگر چون زمینه که مفهوم پیام است و رمزگان که مجموعه ای از نشانه های معنادار برای گیرنده و فرستنده است. با توجه به این الگوی ساده اگر یکی از عناصر ارتباط موجود نباشد قطعاً معنا حاصل نخواهد شد. از آن جا که این تئوری یاکوبسن در شعر کاربرد فراوان دارد، پس اگر غزل پست مدرن مخاطب نفهم است، حس آمیزی خواننده با شعر مختل شده و در نهایت افق دریافت از دست خواهد رفت. بنابراین چنین شعری از اساس بی محتوا، غیر منطقی و نازیباست، چرا که اگر دریافت خواننده ممکن نباشد، نشانه آن است که زمینه یا تماس طبق الگوی ارتباطی یاکوبسن از دست رفته است. باید در نظر گرفت عدم حضور بخشی از الگوی ارتباطی با پتانسیل متن برای تأویل سراسر متفاوت است و نباید آکندگی متن ادبی از معانی مستتر را با غیر قابل فهم بودن شعر که ناشی از ضعف بوطیقایی و زیبایی شعر است اشتباه گرفت .
 ۶-۱۱- بی موضوعی شعر پست مدرن دلایل پیچیده بودن تصاویراین شعری می تواند بی موضوعی اشعار و نپرداختن به موضوع خاص باشد:
| -در مارپیچ ذهنی زن، روبروی باد |
|
چیزی سبکتر، از سبک، که داشت میافتاد |
(اختصاری، ۱۳۸۹: ۱۱۵)
| -دوباره یخ زدن زندگیم در « اکنون » |
|
که دست های من از جیبت آمده بیرون |
( همان: ۱۳)
| -به عشق/ می کشیام با نفس درون خودت |
|
نشستهام وسط نامهای ته کمدت |
( همان: ۱۴) تصویر شاعرانه و ذهنی خوشایند و قابل فهمی در تخیل شما ترسیم نخواهد شد. این تصاویر با بی معنایی و بی موضوعی سبب پیچیدگی و بی معنایی این ابیات می شوند.که گاه خشن،سردرگم و بی محتوایند:
| -در میان آکواریوم جای ماهی قرمز |
|
قورباغهی سبزی ست قبل ایستگاه ترن |
(موسوی، ۱۳۸۹: ۱۹۴)
| -« سعدی » مچاله شده زیر « هایدیگر » |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۵۲٫۳
مدارس دولتی (موقع نام نویسی بچه یا گرفتن معلم خصوصی)
۶۰٫۲
۴۸٫۹
بانکها (موقع وام گرفتن یا پول نو)
۳۸
۷۱٫۸
(رفیعپور،۱۳۸۶، ص.۹۶) با توجه به این اطلاعات میتوان گفت که فساد در حال حاضر گریبان شهرداری تهران را نیز گرفته است و ضروری است که در این زمینه اقدامی صورت گیرد و وضعیت دقیق سلامت و فساد آن از طریق سنجشی علمی و با روشی دقیق شناسایی شود. زیرا در سطح دولتهای محلی و شهرداریها نیز، فساد به عنوان “مسأله اصلی مدیریت شهری"، عنوان میشود. بر این اساس محققان به دنبال تحلیل این سؤال میباشند که چگونه مدیرت شهری و سیستمهای اداری مرتبط … آلوده به فساد منجر به کارکرد نامناسب شهر و فاصلهی بین وضعیت مطلوب و مورد انتظار ذینفعان با وضعیت جاری میشوند؟ (O.B.SERVER, 1996) اما ضرورت پرداختن به موضوع فساد از آن دسته از موضوعات و مسائلی است که دارای ابعاد و جنبههای حائز اهمیت زیادی است. تا کنون به برخی از این جنبهها پرداخته شده است. اکنون به این موضوع و بحث تأمین سلامت از زاویهی بسیار مهم دیگری یعنی فرهنگ پرداخته خواهد شد. تحقیقی که در طی آن از ۶۸ کشور مورد بررسی قرار گرفته است (۶۸کشور ۸۰% جمعیت کل دنیا را در بر میگیرد.) رابطهی میان توسعهی انسانی و فساد مورد سؤال بوده است و نتایج این تحقیقات حاکی از تأثیر بسیار مهم وضعیت فرهنگی جامعه در میزان رواج فساد و به تبع آن عقبماندگی و یا پیشرفت در توسعهی انسانی، بوده است (Randi L. Sims;Baiyun Gong;Cynthia P. Ruppel, 2012, p. 90) به طور کلی تحقیقات گذشته نشان میدهد که رفتارهای فساد آمیز در یک جامعه میتواند علاوه بر این که منجر به تخصیص ناعادلانهی منابع و نفوذ فساد در سرمایهگذاریهای تجاری و یا عملکرد سازمانها شود، بلکه نظام اجتماعی و سیاسی را از نظر اخلاقی به انحطاط میکشد (Randi L. Sims;Baiyun Gong;Cynthia P. Ruppel, 2012, p. 92)، (عباسزادگان،۱۳۸۳) از نظر فرهنگی نیز وقتی فساد به یک فرهنگ تبدیل شد کسی دیگر فکر نمیکند که کارش نادرست است زیرا از یک طرف میبیند که همه، اینطور رفتار میکنند و از طرف دیگر از او نیز انتظار دارند که او نیز آن گونه رفتار کند. از همه مهمتر این که بنا به دلایل متفاوت (سازمانی و فراسازمانی و …) راه ارضای نیازها و تحقق اهداف مسدود و تنها از این طریق ممکن است. از این رو، مردمِ آرزومند و نیازمند از طریق نادرست، بیراهه و فساد آمیز به دنبال دستیابی به اهداف میروند. وقتی به بیراهه رفتن شروع شود بعد از مدتی به عنوان یک روش، هنجار و فرهنگ باب میشود و افراد برای تحقق اهداف خود به همه ابزارها متوسل میشوند(رفیعپور،۱۳۸۶،صص.۴۹-۴۸).
 در این بخش باید بر فرهنگ ایرانی- اسلامی رایج در کشور نیز تأکید ویژهای شود. در فرهنگ اسلامی، بر سالم بودن کارگزارن اسلامی بسیار تأکید شده است.- به ویژه میتوان به سخنان ارزشمند امام علی (ع)، در توصیههایی به کارگزاران در اقصی نقاط قلمروی اسلامی اشاره کرد.- با وجود رواج چنین فرهنگی در سطح جامعه، بروز و ظهور فساد اداری، دقیقاً نقطهی مقابل فرهنگ اسلامی خواهد بود. از این رو مبارزه با فساد اداری و ارتقای سلامت ا زالزامات و ضرورتهای ایجاد جامعهای با مشخصات اسلامی است. همچنین از سوی دیگر میتوان گفت وجود شرایط فرهنگی خاص در هر کشوری میتواند احتمال و میزان بروز فساد را معین نماید. یکی از مناسبترین چارچوبها برای فهم چگونگی اثرگذاری فرهنگ کشورها بر روی رفتار افراد به وسیلههافستد ارائه شده است. طبقهبندی او از فرهنگ یک کشور دارای چهار بعد (چهار متغیر) است. فاصلهی قدرت[۵]، پرهیز از شرایط نامتعین[۶]، مردانگی یا زنانگی[۷]،جمعگرایی یا فردگرایی[۸] (Davis, James; Ruhe, John;, 2003). با بهره گرفتن از این نظریه میتوان پیشبینیهایی به شرح زیر استخراج کرد: در کشورهای با فاصله قدرت بیشتر میزان فساد نیز بیشتر خواهد بود./ در کشورهایی که میزان پرهیز از شرایط نامعین بالاست میزان فساد نیز بالاست./ آن دسته از کشورهایی که در آنها تمایلات مردسالارانه بالاست میزان بیشتری از فساد نیز خواهند داشت./ کشورهای با میزان فردگرایی بالا فساد کمتری خواهند داشت./ کشورهایی که میزان فساد در آنها بالاست نرخ ریسک بالاتری نیز دارند./ کشورهایی که میزان فساد در آنها بالاست نرخ تجارت خارجی آنها پایین است./ کشورهایی که میزان فساد در آنها بالاست نرخ سرمایهگذاری خارجی نیز در آنها پایین است. کشورهایی که میزان فساد در آنها بالاست در آمد سرانه آنها نیز پایین است (فاضلی، ۱۳۹۱، ص.۲۳۵). از این رو بررسی شرایط فرهنگی کشورمان ایران توجه به ابعاد فرهنگی در سنجش و توجه به فساد را نیز بیش از پیش نمایان میسازد. گذشته از الزامات فرهنگی در سطح کلان جامعه در سطح خردتری نظیر سازمان نیز فساد اداری دارای تبعات و نتایجی خواهد بود که این نتایج به محققان، در امر اندازهگیری میزان فساد به منظور شناسایی مشکلات و گلوگاههای اصلی و رفع آن و در نتیجه افزایش سلامت اداری به شدت هشدار میدهد. در یک سازمان، بروز فساد به طور عمومی به فرهنگ آن سازمان نسبت داده میشود. از فرهنگ سازمان تعاریف گوناگونی وجود دارد که عبارتند از: آداب، رسوم، اخلاقیات و ارزشهایی که به طور علنی معرفی شوند(ادگار شاین به نقل از عباسی و جمالپور،۱۳۹۰ ص.۴۵). مجموعهای از ارزشها، اعتقادات و سنتهای مشترک که یک سازمان را به طور ویژه قابل شناسایی می کند (Wittmer, D; Coursey, D.;, 1996, p. 560). در این راستا مدیران به عنوان هدایتکنندگان افراد و کارمندان در سازمانها هستند که دارای طیف وسیعی از نقشهای از رسمی و غیر رسمیاند که در این میان این مدیر است که ارزشهای مطلوب را به سایر اعضای سازمان مخابره می کند. این نقشِ الگویی موجب ایجاد شرایطی میشود که در آن افراد برای کار کردن انگیزه مییابند. از این رو نقش ضد فسادی یک مدیرِ هدایتگر بسیار حائز اهمیت میباشد. چرا که در واقع مدیر، با انتخاب ارزشهایی، آن بخش از فرهنگ سازمانی را انتخاب می کند که سازمان را در رسیدن به سلامت موفق و یا بالعکس ناموفق خواهد کرد. از سوی دیگر در صورت وجود فساد در سطح مدیریت و یا سایر سطوح برانگیختن کارکنان کاری بس دشوار خواهد بود و ادارهی مؤثر و یک سازمان دستخوش خلل خواهد گردید (So¨o¨t, 2012, pp. 289-291) اهداف تحقیق: در این تحقیق، اهداف اصلی و فرعی عبارتند از : ۱-۵-۱- هدف اصلی: سنجش میزان سلامت و فساد رایج در دپارتمان معرفی شده از سوی ستاد ارتقای سلامت اداری شهرداری تهران و مقایسهی آن با نمرهی جهانی فساد ایران از سازمان شفافیت بینالملل. ۱-۵-۲- اهداف فرعی: تعیین میزان و نمرهی شاخصهای مؤثر در بروز سلامت و فساد اداری در نمرهی سلامت جامع کسب شده روش انجام تحقیق: هر پژوهشی بر پایهی روشی استوار است که به طور دقیق مشخص خواهد نمود چگونه به اهداف تحقیق دست خواهیم یافت. روش پژوهش همچنین راههای کلی دستیابی به اطلاعات در طول تحقیق را نیز توضیح میدهد (Saunders, Lewis, & Thornhill, 2009, p. 74). این پژوهش با توجه به هدف، از نوع تحقیقهای کاربردی و با توجه به نحوهی گردآوری دادهها از نوع توصیفی و پیمایشی است؛ پیاز فرایند پژوهش: اسناد و مدارک پرسشنامه مشاهده SPSSX /SAS/STT_EASY /MINTAB تبین و پیشبینی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
آنتروپومتریکی(پینار و همکاران[۱۳]، ۱۹۹۸)، عوامل فیزیولوژیکی، اجتماعی و روانی (فالک و همکاران[۱۴]، ۲۰۰۴)، عوامل ژنتیکی(هاپکینز[۱۵]، ۲۰۰۱، پتل و گریدانوس، ۲۰۰۲، پراس و همکاران[۱۶]، ۲۰۰۳، مک آرتور، ۲۰۰۵) در استعدادیابی پرداخته اند. اما تا کنون تحقیقی در زمینه استعدادیابی با در نظر گرفتن تمام پارامترهای بیومکانیک، آنتروپومتریک و آمادگی جسمانی انجام نشده است. هدف از این تحقیق استعدادیابی در ماده هفتگانه دو و میدانی بر اساس این ویژگیها میباشد. ۲٫۱٫ بیان مسئله یکی از مفاهیم بسیار مهم در علوم ورزشی و تربیت بدنی، فرایند شناسایی استعداد است. معنی عینی شناسایی استعداد ورزشی، شناسایی و انتخاب افرادی است که در مقایسه با سایرین، توانایی زیادی برای یک ورزش خاص دارند(بومپا[۱۷]، ۱۹۹۹). استعدادیابی و پرورش استعداد یک بخش حیاتی در بیشتر برنامه های ورزشی است(فالک و همکاران، ۲۰۰۴). در استعدادیابی خردسالان بر اساس معیارهایی که توسط آزمونهای جامع بدست می آید به سمت ورزشهایی که بیشترین احتمال موفقیت را در آنها دارند هدایت میشوند(پلتولا[۱۸]، ۱۹۹۲). از نظر دانشمندان علوم ورزشی، استعدادیابی ورزشی، راهی منطقی، کوتاه و مقرون به صرفه برای حضور موفقیت آمیز ورزشکاران در صحنههای بین المللی است(ابراهیم و حلاجی، ۸۵). بر اساس یافتههای علوم ورزشی مرتبط با ورزش قهرمانی، موفقیت ورزشکاران در سطوح مختلف از یکسو و موفقیت مدیریت فدراسیونها و هیئتهای ورزشی از سویی دیگر بستگی به انتخاب به موقع و پرورش صحیح منابع انسانی دارد(علیجانی، ۸۱).
 تاکنون ستاد مربیان در طول یک ورزش به کشف و یافتن استعداد میپرداختند، اگر چه توانایی مربیان برای شناسایی استعداد افراد هرگز نمیتواند ناچیز پنداشته شود، با این حال این یک فرایند بسیار ذهنی و شخصی محسوب می شود اما روشهای علمی بی طرف و بی نظری را فراهم نمینماید (ویلیامز و ریلی[۱۹]، ۲۰۰۰)، چرا که جهت شناسایی دقیق نخبگان، بایستی بر شناسایی برخی از تواناییهای فیزیولوژیک، بیومکانیک، روانشناسی و. . . . تأکید ورزید. اما شناخت دقیق این ویژگی هادر حوزه علوم انسانی، واجد دشواریهای فراوانی است. چرا که سیستم استعداد یابی در کشورهای مختلف متفاوت است و نمی توان بر اساس یک الگوی خاص نسخه مشترکی را برای مقوله استعدادیابی طراحی و اجرا کرد. یک دیدگاه در فرایند استعدادیابی و گزینش افراد این است که از هر جهت شایستگی لازم را برای ادامه در رشته ورزشی مورد نظر داشته باشند که از این طریق میتوان به این مهم نائل گردید، از یک طرف تحلیل نیازهای یک رشته معین از لحاظ بدنی، فیزیولوژیک، روانی و حتی اجتماعی که امکان تعیین معیارهایی را برای گزینش افراد فراهم می آورد و از طرف دیگر داشتن الگوهایی از ورزشکاران نخبه به عنوان الگو که خصوصیات و ویژگیهای آنان می تواند معیارهای مورد نظر را در گزینش افراد مشخص نماید. گزینش مطلوب گزینشی است که به طور صحیح تمامی جنبه های مختلف و مرتبط با آن رشته را به خوبی مد نظر قرار دهد (شیخ، ۸۷). از این رو دور اندیشانهتر است که استعداد یابی را به عنوان فرایندی که گرایشهای جدید را در نظر گرفته و پس از شناسایی با کاربرد روش های تمرینی مناسب زمینه های احتمالی رسیدن فرد را به موفقیت افزایش میدهد، تعریف کرد. با عنایت به موارد فوق و با توجه به این که مقوله استعدادیابی در ایران مقولهای نو پاست و پژوهشهای انجام شده در این زمینه بسیار انگشت شمار بوده و نیاز به تحقیقات بیشتری دارد. از آنجایی که ماهیت رشته های مختلف با یکدیگر متفاوت است، هدف از این تحقیق استعدادیابی در ماده هفتگانه دو و میدانی بر اساس ویژگیهای بیومکانیک، آنتروپومتریک و آمادگی جسمانی میباشد. انتخاب رشته ورزشی مذکور بر اساس پتانسیل موجود در جامعه است، چرا که رشته دو و میدانی یکی از رشته های است که بیشترین مدال را در مسابقات بخود اختصاص میدهد و نیاز به شناخت و سرمایه گذاری بالاتری دارد تا بتواند سهم بسزایی از این مدالها را به خود اختصاص دهد. همان طوری که در والیبال، بسکتبال، وزنه برداری، تکواندو، کشتی فرنگی و. . . . با استعدادیابی و برنامه ریزی درست به قدرت اول آسیا تبدیل شدیم، در رشته دو و میدانی هم میتوانیم به این قدرت دست یابیم. ۳٫۱٫ اهمیت و ضرورت تحقیق پیشرفت از سطوح ابتدایی به سطح نخبگی در ورزش فرایندی بسیار پیچیده دارد. فرایند کشف ورزشکاران با استعداد برای شرکت در یک برنامه تمرینی سازماندهی شده، یکی از مهمترین موضوعاتی است که امروزه در ورزش مطرح است. بنابراین، در ورزش، کشف افراد با استعداد و انتخاب آنها در سنین پایین و سپس هدایت، نظارت و ارزیابی آنها در صعود به بالاترین سطح از مهارت اهمیت زیادی دارد(ابراهیم و حلاجی، ۸۶). از سوی دیگر موضوع تفاوتهای فردی که به عنوان تفاوتهای ثابت و همیشگی در انجام تکالیف مختلف حرکتی، شناختی و غیره در بین افراد مطرح است، امری است که سابقه طولانی در حیطه یادگیری حرکتی داشته و نظریه های متفاوتی در مورد علت وجود آن و چگونگی برخورد با آن ارائه شده است(شریف نژاد، ۷۸). با پیشرفت روز افزون علم و تکنولوژی، ورزش نیز از این قافله عقب نمانده به طوری که نسبت به سالهای قبل رکوردهای ایده آلی به جا گذاشته شده است. در دنیای کنونی که عرصه رقابت در زمینه علم و تکنولوژی بین کشورهای مختلف است، ورزش وسیلهای برای اعلان برتری محسوب می شود و کشورها از آن به عنوان ابزاری برای بیان پیشرفت خود استفاده می کنند(گایینی، ۸۲). بی تردید، با توجه به تفاوتهای زیادی که بین رشته های مختلف ورزشی از لحاظ نیازهای جسمانی، بیومکانیک، آنتروپومتریک، روانی و مهارت های حرکتی وجود دارد ضروری است تا استعدادیابی با دقت فراوان و لحاظ کردن شاخص های بیشتر صورت پذیرد(خسرو ابراهیم و حلاجی، ۸۶). با توجه به نظر برخی محققین در بحث استعداد شناسی، چندین جنبه مثبت به شرح زیر هست که باعث پیشرفت ورزشکاران ما می شود:
-
- با هدایت کودکان به طرف ورزشهای خاصی که آنها از نظر بدنی و روانی برای تمرین و تعلیم آن مناسبترین باشند، به نوبهی خود منجر به اکتساب نتایج مطلوب برای آنها و در نتیجه لذت بردن از شرکت در تمرینات و انگیزه بیشتر میشویم.
-
- این افراد تحت نظر مربیان حرفهای و کار آزموده به تمرین میپردازند و تمرینات آنها به صورت مطلوبی زیر نظر تیم پزشکی قرار میگیرد.
-
- بسیاری از مدیران و گردانندگان این گونه برنامه ها به فکر فرصتهای حرفهای و کسب درآمدهای مالی و پرستیژ اجتماعی در دوران ورزشکاری و قهرمانی ورزشکاران خود میباشند. بنابراین در طول این برنامه ها، تعلیمات و آموزشهای اصلی و ثانویه و حتی بیشتر از آن را در برنامه های علمی_فرهنگی خود منظور خواهند کرد.
-
- استعدادیابی اساساً زمان مورد نیاز برای رسیدن به یک عملکرد بالا بوسیله اشخاصی که در ورزش با استعداد هستند را کاهش میدهد.
-
- باعث افزایش اعتماد به نفس میشود، زیرا پویایی عملکرد آنها که به درستی استعداد یابی شده اند، نمایشیتر و مهیجتر است نسبت به دیگر ورزشکاران همسن که از یک روند انتخاب درست بیرون نیامده اند.
با توجه به این موضوعات شکی نیست که شناسایی، رشد و پیش بینی استعدادهای ورزشی همچون سایر حیطههای مورد مطالعه در رشته رفتار حرکتی، علومی پیچیده، دشوار و نوپا هستند. از این رو منابع علمی موجود در این زمینه، حتی در کشورهای توسعه یافته، بسیار اندک بوده و نیاز دانش پژوهان، مربیان، ورزشکاران و معلمان تربیت بدنی را برآورده نمیسازد(ارشم و راد نیا۸۵). در فرایند تحقیق حاضر، تفکر حاکم آن است که چنانچه در رشته دو و میدانی برای شناخت استعدادها و افراد مناسب حاضر در این رشته مشخصههایی تعیین گردد، در میزان پیشرفت رشته مذکور تغییراتی حاصل خواهد شد که به این رشته به عنوان مادر ورزشها کمک کثیری میگردد، محقق نیز با انتخاب ماده هفتگانه و پیچیدگی و تعمیم پذیری این ماده از دو و میدانی با این فرض که ویژگیهای بیومکانیک، آنتروپومتریک و آمادگی جسمانی میتوانند در پیشرفت این رشته موثر باشند، به دنبال یافتن مناسب ترین، ویژگیها میباشد. ۴٫۱٫ اهداف تحقیق اهداف تحقیق شامل هدف کلی و اهداف اختصاصی تحقیق میباشند. ۱٫۴٫۱٫ هدف کلی استعدادیابی در ماده هفتگانه دو و میدانی بر اساس ویژگیهای بیومکانیک، آنتروپومتریک و آمادگی جسمانی، هدف کلی تحقیق حاضر است. ۲٫۴٫۱٫ اهداف اختصاصی
-
- تعیین برخی ویژگیهای بیومکانیک موثر در اجرای مادههفتگانه دو و میدانی
-
- تعیین برخی ویژگیهای آنتروپومتریک موثر در اجرای مادههفتگانه دو و میدانی
-
- تعیین برخی ویژگیهای آمادگی جسمانی موثر در اجرای مادههفتگانه دو و میدانی
-
- تعیین کاراترین شرکت کنندهها در اجرای مادههفتگانه دو و میدانی بر اساس ویژگیهای بیومکانیک، آنتروپومتریک و آمادگی جسمانی
۵٫۱٫ پیش فرضهای تحقیق در این تحقیق پیش فرضهای زیر در نظر گرفته شد:
-
- شرکت کنندهها ۲۴ ساعت قبل از آزمونها هیچ گونه فعالیت شدیدی انجام نمیدهند.
-
- شرکت کنندهها تمام تلاش خود را در طول تحقیق انجام خواهند داد.
۶٫۱٫ قلمرو تحقیق
-
- تمامی شرکت کننده های تحقیق دختر بوده و در محدوده سنی ۱۶ – ۱۲ سال قرار دارند.
-
- تمامی شرکت کنندهها حداقل ۵ سال مداوم در رشته دو و میدانی مشغول به فعالیت هستند و حداقل در سه ماده از مواد هفتگانه دو و میدانی تخصص دارند.
-
- شرکت کنندهها به بیماری خاصی که ممکن است در روند تحقیق تأثیر بگذارد، مبتلا نیستند.
۷٫۱٫ محدودیتهای تحقیق
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول (۴-۱۳) میزان T به دست آمده برای اندازه گیری گروه های مورد مطالعه در خصوص جاذبههای گردشگری ۸۵
 جدول (۴-۱۴) ماتریس نقاط قوت و ضعف توسعه گردشگری روستایی شهرستان نیر ۸۶ جدول (۴-۱۵) ماتریس عوامل تأثیرگذار بیرونی موثر بر توسعه گردشگری روستایی ۸۸ جدول (۵-۱) نتیجه آزمون اسپیرمن برای سنجش رابطه بین عملکرد استعداد گردشگری و توسعه گردشگری روستایی ۹۷ جدول (۵-۲) نتیجه آزمون اسپیرمن از دیدگاه مردم در بیان ارتباط استعداد گردشگری و توسعه گردشگری روستایی ۹۸ جدول (۵-۳) نتیجه آزمون اسپیرمن برای استعداد گردشگری و توسعه گردشگری روستایی از دید مسئولان ۹۸ جدول (۵-۴) نتیجه آزمون اسپیرمن برای استعداد گردشگری و توسعه گردشگری روستایی از دید گردشگران ۹۹ فهرست اشکال عنوان ………………………………………………………………………………………………………………………. صفحه شکل (۲-۱) مدل مفهومی از گردشگری عشایری ۱۴ شکل (۲-۲( جایگاه اکوتوریسم در فرایند توسعه پایدار گردشگری ۱۸ شکل (۲-۳) سلسله مراتب آگری توریسم (گردشگری کشاورزی)(منبع: ۱۹۹۹ clark) 25 شکل (۳-۱) موقعیت شهرستان نیر روی نقشه ایران و استان اردبیل (مأخذ: نگارنده، ۱۳۹۲) ۵۲ شکل (۳-۲) تقسیمبندی جاذبهها ۵۹ شکل (۴-۱) فضای گردشگری بولاخلار در نزدیکی شهر نیر ۹۰ شکل (۴-۲) پل تاریخی شهر نیر از دیگر جاذبههای گردشگری این شهرستان ۹۰ شکل (۴-۳) جاذبههای تاریخی و طبیعی روستای نمونه گردشگری شهرستان نیر (کورعباسلو و قلعه بوینی یوغن) ۹۱ شکل (۴-۴) غارهای موجود در سطح شهرستان نیر ۹۱ شکل (۴-۵) خروج آب فوارههای معدنی از دل کوه ۹۲ شکل (۴-۶) وجود رودخانههای خروشان و پرآب با طبیعت بکر آن ۹۲ فهرست نمودار عنوان…………………………………………………………………………………………………………………….صفحه نمودار (۱-۱) نمودار فرایند پژوهش حاضر ۸ نمودار (۴-۱) نمودار گروه های مورد مطالعه شده ۷۵ نمودار (۴-۲) نمودار گروه های سنی افراد مورد مطالعه شده ۷۶ نمودار (۴-۳) گروه های جنسی نمونه مورد مطالعه شده ۷۶ نمودار (۴-۴) وضعیت تحصیلات گروه های مورد مطالعه شده ۷۷ چکیده طی سالهای اخیر گردشگری روستایی به عنوان یکی از ابعاد توسعه روستایی در تمام دنیا مورد توجه جدی قرار گرفته است. در این نوع گردشگری هدف شناسایی استعدادهای مختلف طبیعی و انسانی محدودهی روستاها و توسعه عواملی که باعث ورود و استفاده گردشگران از آن میشود، است. شهرستان نیر یکی از شهرستانهای استان اردبیل به جهت داشتن توانهای بالقوه گردشگری روستایی، میتواند یکی از جنبه های ارتقاء کیفیت توسعه روستاهای محدودهی این شهرستان مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. به همین دلیل در این پژوهش سعی شده است تا با بهره گرفتن از منابع و مطالعات کتابخانهای، مشاهدات میدانی و ارزیابی نظرات گروه های درگیر در امر گردشگری، به شناخت پتانسیلها و محدودیتهای گردشگری نواحی روستایی پرداخته شود. برای این منظور محدوده مورد مطالعه با جامعهی آماری مشخص انتخاب گردیده و با روش توصیفی- تحلیلی و کاربردی، وضع موجود محدوده شهرستان نیر مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. بعد از جمعآوری داده ها و اطلاعات با روش تحلیل SWOT به بررسی نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدها از دیدگاه سه گروه مسؤلان، مردم محلی و گردشگران پرداخته شده و توصیفی از وضعیت عوامل گردشگری شهرستان نیر به دست آمد. برای تعیین وجود ارتباط بین نظرات سه گروه مطالعه شده توسعه گردشگری روستایی از آزمون اسپیرمن و تعمیم نتایج به دست آمده به کل جامعه آماری از آزمون T-Test استفاده گردید. نتایج به دست آمده حاکی از وجود توانهای طبیعی و انسانی بالقوه محدودهی روستاهای شهرستان نیر بوده و همچنین محدودیتها و تنگناهایی به منظور تبدیل این استعدادها به مرحله بالفعل و تسریع روند توسعه گردشگری روستایی وجود دارد. نتایج آزمون اسپیرمن نشان داد که بین نظرات سه گروه مسؤلین، مردم محلی و گردشگران در توسعه گردشگری روستایی ارتباط معناداری وجود دارد و این ارتباط با آزمون T-Test قابل تعمیم به کل جامعه آماری را امکان پذیر کرد. بنابراین استدلال میشود که شهرستان نیر از استعداد بالایی برای توسعه گردشگری روستایی برخوردار است. کلمات کلیدی: گردشگری روستایی، جاذبههای گردشگری، روش تحلیل SWOT، شهرستان نیر مقدمه بخش مرکزی شهرستان نیر به دلیل ویژگیهای زمین ساختی، یکی از کانونهای مهم آب معدنی و آبگرم کشور است و در گوشه و کنار این منطقه آبهای گرم معدنی متعددی را در خود جای داده است. از طرف دیگر، جاذبههای مصنوع همچون دریاچه پشت سد یامچی به غنای پتانسیلهای گردشگری و تفرجی این شهرستان افزوده است. این منابع هر چند آن طور که شایسته است مورد برنامهریزی و بهرهبرداری قرار نمیگیرند و از فقر امکانات و تسهیلات خدماتی و رفاهی در محروم هستند، با این حال منابعی همچون آبهای گرم معدنی منطقه سالهای سال است که مورد استفاده اهالی روستاهای پیرامون و در چند سال اخیر گردشگران عبوری قرار میگیرد. در کنار کانونهای آبگرم و معدنی و منابع گردشگری تاریخی و فرهنگی، بخش مرکزی شهرستان نیر دارای پتانسیلهای ویژه تفرجی نیز هست که برخی از آنها در صورت بالفعل شدن توانمندیهای تفرجی خود، میتوانند به فضای مطلوبی برای گذران اوقات فراغت شهروندان و تفرج گردشگران تبدیل شوند. در کل میتوان گفت که از مناطق نمونه گردشگری مورد مطالعه در محدوده بخش مرکزی شهرستان نیر، منطقه نمونه گلستان کارکرد گردشگری تاریخی، منطقه یامچی کارکرد اکوتوریستی و تفرجگاهی دارند. این مناطق نمونه با فواصل نسبتاً کوتاه از همدیگر در محدودهی اداری- سیاسی شهرستان نیر واقعشدهاند. با وجود مشکلات فراوان در راه توسعه روستایی و کمبود پتانسیلهای لازم در جهت توسعه بخش کشاورزی، صنعت گردشگری میتواند نقش موثری در رونق بخشیدن به اقتصاد روستا و گام موثری در جهت توسعه روستایی باشد درحالیکه با توجه به توانها و پتانسیلهای منطقه مورد نظر هنوز هیچ برنامهای جهت توسعه گردشگری روستایی تدوین نشده است. از این رو با توجه به رشد فزاینده جمعیت شهرها و افزایش مشکلات شهری و نیز عدم موفقیت برنامهریزیهای مختلف در جهت توسعه مناطق روستایی، ضروری است راهکارهای جدیدی در این زمینه ارائه گردد تا از امکانات و تواناییهای بالقوه و بالفعل این مناطق در جهت رفع بخشی از مشکلات روستاها به طرز معقولانهای استفاده شود. در این راستا توسعه صنعت گردشگری در نواحی روستایی به عنوان یک استراتژی جدید توسط جوامع محلی، عوامل سیاسی و برنامهریزان که به عنوان عوامل مهم اصلاح مناطق روستایی به شمار میآیند، میتواند نقش عمدهای در توسعه این نواحی داشته باشد. فصل اول: کلیات تحقیق فصل اول: کلیات تحقیق بخش اول از هر پژوهش به ارائه کلیاتی از آن پرداخته میشود. بنابراین نخست مروری به بیان مسئله تحقیق و سؤالات آن و همچنین روششناسی پژوهش پرداخته میشود. سؤالات تحقیق مجموعه پرسشهایی است که محقق در تحقیق خود در صدد پاسخگویی به آنهاست و در ادامه فرضیات تحقیق آورده شده است و پس از آن به بیان ضرورت و اهمیت تحقیق و انگیزه تحقیق و اهداف تحقیق پرداخته میشود. اهداف پژوهش در جهت پاسخگویی به سؤالات و فرضیات تعیین شده تعریف میشود. پس از آن به ادبیات پژوهش و نتایج و یافته های حاصل از آنها به منظور استفاده در جهت روشن سازی ابعاد مختلف پژوهش پرداخته میشود. روششناسی پژوهش از دیگر موضوعاتی است که در این فصل به آن پرداخته میشود و نوع تحقیق با ابزار گردآوری داده ها و اطلاعات و همچنین چگونگی تجزیه و تحلیل این داده ها معرفی و تدوین میشود. در نهایت فرایند تحقیق به صورت نمودار (دیاگرام) معرفی شده و مسائل و مشکلات پیش روی آن معرفی میشود. بیان مسئله سیاستگذاران و برنامهریزان به صنعت گردشگری با رویکرد صنعتی که ثبات اقتصادی و جمعیتی برای جوامع روستایی به دنبال دارد، مینگرند و بسیاری نیز میپندارند که توسعه گردشگری راه حل بسیاری از مشکلات است که مناطق روستایی گرفتار آنها میباشند. پس گردشگری را عنصر لازم برای حرکت به سوی اصلاح مناطق روستایی میدانند به هر حال آنچه مسلم بوده، این است که از نظر موافقان و مخالفان توسعه، گردشگری روستایی به طور فزایندهای عامل افزایشدهنده توان اقتصادی، بالابرنده قابلیت زیست در نواحی دورافتاده، محرک تجدید حیات سکونتگاهها و نیز بهبود دهنده شرایط زندگی جوامع روستایی به حساب میآید. این موضوع در بسیاری از کشورها با سیاستهای کشاورزی در ارتباط است و غالباً وسیلهای در جهت حمایت از محیط زیست و فرهنگ روستایی است، بنابراین میتواند نقش اساسی در توسعه و حفظ روستا داشته باشد. گردشگری روستایی با قدمتی بیش از یک قرن، امروزه یکی از مردمیترین اشکال گردشگری محسوب میشود که با ارائه جذابیت و ایجاد تمایل در استفاده از فضا و ویژگیهای محیط روستایی برای گردشگران و همچنین کارکردی جهت بهبود و ارتقاء شاخصهای اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی و زیستمحیطی منطقه میزبان مورد توجه بسیاری واقع شده است. شهرستان نیر به دلیل وجود استعدادهای زیاد در گردشگری روستایی، برنامه ریزی برای توسعه این صنعت میتواند به عنوان ابزاری در جهت تسریع روند توسعه و کاهش نابرابریهای حاصل از آن در این شهرستان مطرح شود. یکی از نمودهایی که میتواند ارتقاء کیفیت زندگی ساکنان روستاهای شهرستان نیر را به همراه داشته باشد، توسعه عوامل دخیل در گردشگری روستایی این شهرستان است. شهرستان نیر از جمله شهرستانهای استان اردبیل است که در فصل تابستان پذیرای گردشگران زیادی میباشد. مناطق روستایی این شهرستان از جمله نواحی روستایی است که از نظر طبیعی و تاریخی- فرهنگی همچون آب درمانیها، غارها، تپهها و قلعههای باستانی و… دارای توانمندیها و پتانسیلهای بالقوه زیادی برای جذب گردشگران داخلی و خارجی است. سؤالهای پژوهش این پژوهش با توجه به مطالب مطرح در بیان مسئله، درصدد پاسخ گویی به سؤالات اساسی زیر است: سؤال اول: آیا ارتباطی بین توسعه گردشگری شهرستان نیر و افزایش جذب گردشگر وجود دارد؟ سؤال دوم: آیا استعدادهای گردشگری شهرستان نیر از دیدگاه مسئولان، میتواند منجر به توسعه گردشگری روستایی باشد؟ سؤال سوم: آیا ارتباطی بین نظرات ساکنان روستاهای شهرستان نیر و شناخت توانهای گردشگری این محدوده وجود دارد؟ سؤال چهارم: آیا رضایت گردشگران شهرستان نیر در توسعه گردشگری آن مؤثر است؟ فرضیه های تحقیق متناظر با سؤالات مطرح شده فرضیه های تحقیق به شرح زیر است: فرضیه اول: بین وجود جاذبههای طبیعی، زیر ساختی، مدیریتی و فرهنگی در بخش مرکزی شهرستان نیر و توسعه گردشگری روستایی رابطه معنیداری وجود دارد. فرضیه دوم: بین وجود جاذبه های طبیعی، زیر ساختی، مدیریتی و فرهنگی در بخش مرکزی شهرستان نیر و توسعه گردشگری روستایی از دیدگاه مسئولان رابطه معنی داری وجود دارد. فرضیه سوم: بین وجود جاذبه های طبیعی، زیر ساختی، مدیریتی و فرهنگی در بخش مرکزی شهرستان نیر و توسعه گردشگری روستایی از دیدگاه مردم محلی رابطه معنی داری وجود دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
%۵۳/۲۲
%۰۱/۲۵
%۷۷/۹۲
%۷۰/۲۲
MD
%۹۱/۵۷
%۹۳/۲۱
%۸۷/۲۵
%۷۱/۱۰۵
%۹۸/۳۵
MND
%۰۹/۲۲
%۷۶/۳۰
%۸۱/۲۹
%۶۶/۸۲
%۶۷/۸
MDND
%۶۳/۲۷
%۶۳/۲۷
%۶۳/۲۷
%۸۹/۸۲
%۰۰/۰
بر اساس نتایج بهدست آمده از جدول ۴‑۳، در روش کلاسیک مازاد بار ۱ به میزان (۷۰/۲۲=۵۳/۲۲-۲۳/۴۵) درصد بیش از مازاد بار ۲ کاهش یافته است. این وضعیت که با هدف افزایش مازاد کل شبکه انجام میگیرد، سبب میشود تا بار ۱ به میزان زیادی از IP خود فاصله داشته باشد. این مسأله سبب بروز ابهام در وجود برابری در تخصیص میشود. در روش MD که بهدنبال نزدیکترین نقطه جبهه پارتو به IP است، این مسأله به شکل حادتری رخ داده است. در این روش مازاد بار ۱ و ۲ بهترتیب با کاهش و افزایش بیشتر، سبب ایجاد SSP به مقدار ۷۱/۱۰۵ درصد و MSSP به مقدار ۹۸/۳۵ درصد شدهاند. بنابراین روش MD در این ترکیب سبب افزایش هر دو معیار برابری شده که این به معنای نقص در افزایش برابری است. علاوه بر این، میزان کارایی شبکه نیز نسبت به حداکثر آن در روش کلاسیک به میزان (۸۶/۰=۰۱/۲۵-۸۷/۲۵) درصد کاهش یافته است. بنابراین کاهش کارایی در روش MD بدون بهبود برابری بوده است.
 طبق نتایج بهدست آمده از روش MND، مازاد بار ۱ نسبت به روش کلاسیک به میزان (۱۴/۲۳=۰۹/۲۲-۲۳/۴۵) درصد افزایش و مازاد بار ۲ به میزان (۲۳/۸=۵۳/۲۲-۷۶/۳۰) درصد کاهش یافته است. این وضعیت سبب کاهش معیار SSP به کمترین مقدار خود یعنی ۶۶/۸۲ درصد و MSSP به ۶۷/۸ درصد شده است. بنابراین این روش با کاهش معیار SSP به میزان (۱۱/۱۰=۶۶/۸۲-۷۷/۹۲) درصد و MSSP به میزان (۰۳/۱۴=۶۷/۸-۷۰/۲۲) درصد، سبب بهبود برابری شده است. در ازای بهبود معیار برابری در این روش، مقدار کارایی به میزان (۸/۴=۰۱/۲۵-۸۱/۲۹) درصد کاهش یافته است. مطابق با این روش، نقطه تعادل بهدست آمده نقطهای است که در آن تغییرات مازاد بارها نسبت به IP مربوطه به آنها حداقل میباشد. بنابراین همانطور که از نتایج بهدست آمده مشخص است، این روش سبب ایجاد کمترین مقدار برای معیار SSP در بین سایر روشها میشود. گفتنی است که اگرچه هدف این روش کاهش معیار SSP است ولی بهکارگیری آن سبب کاهش معیار دیگر برابری یعنی MSSP نیز شده است. در سومین روش پیشنهادی (استفاده از MDND)، بارها دارای SRP برابر میباشند. این شرایط سبب کاهش معیار SSP به ۸۹/۸۲ درصد و کمترین مقدار ممکن برای MSSP یعنی صفر درصد شده است. بنابراین این روش نیز با کاهش SSP به میزان (۸۸/۹=۸۹/۸۲-۷۷/۹۲) درصد و MSSP به میزان (۷۰/۲۲=۰۰/۰-۷۰/۲۲) درصد، سبب بهبود هر دو معیار برابری شده است. هزینه بهبود برابری در این روش، کاهش (۶۲/۲=۰۱/۲۵-۶۳/۲۷) درصدی کارایی است. مطابق با این روش، نقطه تعادل بهدست آمده نقطهای است که در آن تغییرات مازاد بارها نسبت به IP مربوطه به آنها برابر باشند. بنابراین همانطور که از نتایج بهدست آمده مشخص است، این روش سبب ایجاد کمترین مقدار برای معیار MSSP در بین سایر روشها میشود. گفتنی است که اگرچه هدف این روش کاهش معیار MSSP است ولی بهکارگیری آن سبب کاهش معیار دیگر برابری یعنی SSP نیز شده است. با توجه به اینکه حداکثر کارایی ممکن در نقطه تعادل روش کلاسیک بهدست میآید، انتخاب هر نقطه تعادل دیگر از جبهه پارتو کاهش کارایی شبکه را در پی خواهد داشت. بنابراین انتخاب نقطه تعادل مناسب، به برداشت ما از مفهوم برابری و حداکثر هزینهای که حاضر به پرداخت آن (کاهش کارایی) در ازای برقراری برابری هستیم وابسته است. در شبکه تحت مطالعه، با معرفی SSP و MSSP بهعنوان معیار برابری، روش MND و MDND سبب بهبود برابری شدهاند. این دو روش باعث بهبود هر دو معیار برابری شدهاند. ولی لازم به ذکر است که روش MDND به میزان (۱۸/۲=۶۲/۲-۸۰/۴) درصد کمتر از روش MND سبب کاهش کارایی شده است. علاوه بر این، روش MDND نسبت به MND به میزان ۶۷/۸ درصد معیار MSSP را بیشتر کاهش داده و تنها به میزان (۲۳/۰=۸۹/۸۲-۶۶/۸۲) درصد SSP بیشتری دارد. بنابراین در این شبکه روش MDND نسبت به MND از منظر کارایی و برابری دارای برتری نسبی است. جبهه پارتو سناریو الف-۴ و نقاط تعادل مربوط به روش کلاسیک و سه روش پیشنهادی در شکل ۴‑۱ ترسیم شده است.
MD MDND MND ۱۰۴ شکل ۴‑۱ جبهه پارتو سناریو الف-۴ و نقاط تعادل روشهای مختلف در شبکه با خوشهای از دو بار بهمنظور بررسی اثر تغییر پارامتر یکی از بارها بر بار دیگر در روشهای مختلف، سناریو ب-۱ بهصورت زیر تعریف میشود. سناریو ب-۱: پارامتر بار ۲ از ۲۲۰۰ به ۲۵۰۰ مگاوات ساعت افزایش مییابد. در جدول ۴‑۴ سناریو الف-۴ و ب-۱ برای بار ۱ با یکدیگر مقایسه شدهاند. در اینجا از معیار برابر بهمنظور بررسی اثر تغییر پارامتر بار ۲ بر مازاد بار ۱ استفاده میکنیم. جدول ۴‑۴ مقایسه SRP بار ۱ نسبت به IP در سناریوهای الف-۴ و ب-۱ در روشهای مختلف در شبکه با خوشهای از دو بار
روش
سناریو
SRP
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
واردات
۳۵۷/۰ (۰۰۴۷/۰)
۰۰۰۰/۰
نرخ ارز
۰۵۱/۰ (۰۰۳/۰)
۰۰۰۰/۰
تولید غیر نفتی
۰۷/۰ (۰۴۵/۰)
۰۰۰۰/۰
نقدینگی
۰۴۵/۰ (۰۰۴۷/۰)
۰۰۰۰/۰
منبع: محاسبات پژوهش متغیر نقدینگی از طریق پایه پولی تحت تاثیر نوسانات درآمدهای نفتی، کسری بودجه دولت و نوع تامین مالی کسری قرار دارد. رفتار ادواری نقدینگی حاکیاست در دوره مورد مطالعه دارای توسانات بالایی بوده و روند بلندمدت آن نشان میدهد همواره با نرخی برابر ۰۴۵/۰ درصد در حال افزایش بوده است. فصل چهارم یافتههای تحقیق
فصل حاضر نتایج بهدست آمده از حل الگوی پژوهش را تبیین و تحلیل می کند. بهمنظور بررسی و تحلیل نتایج نخست، داده ها و نحوه محاسبهی ضرایب مورد استفاده معرفی میشوند. برای این منظور، مقادیر باثبات مورد نیاز الگو محاسبه شده و با بهره گرفتن از روش پارامتردهی-کالیبره کردن- در الگو تاثیر داده میشوند. پس از حل الگو و استخراج نتایج، اعتبار نظری الگو بررسی می شود. تطبیق نتایج بهدست آمده با واقعیات اقتصادی کشور مهمترین ویژگی هر پژوهش است. دربیشتر موارد، بروز خطاهای محاسباتی و داده های آماری نامناسب به ایجاد انحراف و تفاوت بین نتایج بهدست آمده و واقعیات مشاهده شده منجر میشوند. براین اساس، با بهره گیری از روش شبیهسازی، گشتاورهای بهدست آمده از متغیرهای درونزای الگو با گشتاورهای داده های واقعی مقایسه میشوند. همچنین، میتوان متغیرها را نسبت به حرکتهای موافق یا مخالف ادوار تجاری با یکدیگر مقایسه کرد. سپس، توابع عکسالعمل آنی متغیرها برای مشاهده تاثیر تکانه بر متغیرهای موردنظر گزارش و طول دوره بازگشت متغیرها به مسیر باثبات اقتصاد تبیین میشوند.

برای حل معادلات، از روش غیر خطی و نرم افزار داینار (نسخه ۴٫۴٫۲) استفاده می شود. در روش غیر خطی، نخست لازم است مقادیر اولیه متغیرهای درونزا در مسیر با ثبات اقتصاد تعیین و بهعنوان ویژگیهای اولیه اقتصاد وارد نرم افزار شوند. پس از حل الگو، تاثیر تکانهها بر متغیرهای هدف بررسی میشوند. همچنین، لازم است برخی متغیرها بر پایه روابط اقتصادی تعیین شوند. برای اینمنظور، برخی ضرایب و متغیرها به صورت نسبتی از تولید ناخالص داخلی یا به صورت نسبتی از سایر متغیرهای کلان الگو محاسبه میشوند. این روش تا حدودی امکان دستیابی به جوابهای مطلوب و یکتا را تسهیل می کند. اینکه محقق برای حل معادلات، نسبتها را چگونه تعریف کند، بیشتر به هدف الگو و دید محقق بستگی دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
SIZE-B/M
Rp-Rf
۱۷۰۶
۰۱۸/۰
۰۰۶/۰
۰۲۱/۰-
۰۹۹/۰
۶۷۹/۱
۰۵۹/۰
۹۰۱/۱۴
۱۱۸/۰
۵۰۰/۰-
۹۸۹/۰
SIZE-B/M-AQ
Rp-Rf
۱۸۶۱
۰۱۸/۰
۰۰۵/۰
۰۱۰/۰-
۰۹۳/۰
۷۲۲/۱
۰۵۷/۰
۴۰۵/۱۰
۱۱۳/۰
۴۱۴/۰-
۷۴۸/۰
توضیح:Rp-Rfبازده اضافی پرتفوی شرکتها، برابر با بازده ماهانه پرتفویو برابر با بازده بدون خطرپذیری است. میانگین بازدههای اضافی ماهانه هم ۲۵ پرتفوی تشکیلشده بر اساس شاخصهای اندازه و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار شرکت مشابه متدولوژی فاما و فرنچ (۱۹۹۳) و هم ۲۷ پرتفوی تشکیلشده براساس شاخصهای اندازه، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار و کیفیت اقلام تعهدی مشابه متدولوژی کور و همکاران (۲۰۰۸) برابر با ۸/۱% (۰۱۸/۰) است و انحراف معیار هر دو گروه نیز اندک و نزدیک به هم است که نشاندهنده پراکندگی کم مقادیر محاسبه شده است. هر دو گروه دارای چولگی و کشیدگی مثبت و قدر مطلق ضرایب چولگی و کشیدگی محاسبهشده برای هر دو گروه بزرگتر از ۹۶/۱ است که نشاندهنده نامتقارن بودن توزیع بازدههای اضافی ماهانه محاسبه شده است. ضریب چولگی از تقسیم مقادیر چولگی بر خطای چولگی و ضریب کشیدگی از تقسیم کشیدگی بر خطای کشیدگی محاسبه شده است. چولگیهای مثبت در متغیرها بیانگر این است که در همه متغیرها دادههای انتهایی در دنباله راست مقیاس قرار گرفته است و کشیدگی مثبت در همه متغیرها نشاندهنده این است که افراشتگی توزیع دادهها نسبت به توزیع نرمال بیشتر است.

بخش دوم: آمار استنباطی در این پژوهش سه فرضیه مطرح شده است که فرضیه اول به صورت سالانه (ماهانه)، فرضیه دوم به صورت ماهانه و در نهایت فرضیه سوم با بهره گرفتن از پرتفویهای تشکیلشده براساس متغیرهای اندازه، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار شرکت و شاخص کیفیت اقلام تعهدی آزمون شده است. با توجه به این که هدف این پژوهش مطالعه و بررسی رابطه بین متغیرهای مستقل و وابسته و اندازهگیری تأثیر متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته است، بنابراین بررسی همبستگی و تحلیل رگرسیون مناسبترین روش برای آزمون فرضیههای تحقیق است. بدین منظور از آزمونهای ذیل استفاده شده است: آزمون F لیمر برای تعیین نوع مدل رگرسیون؛ آزمون هاسمن برای تشخیص نوع مدل داده های تابلویی؛ آزمون F جهت بررسی معنادار بودن کل مدل رگرسیون (کفایت مدل)؛ آزمون t جهت بررسی معنادار بودن هر یک از ضرایب رگرسیون؛ آزمون ضریب همبستگی پیرسون؛ رگرسیون یک و چند متغیره بین متغیرهای مستقل و وابسته؛ تحلیل ماندهها؛ آزمون بررسی عدم وجود خود همبستگی. البته برای انجام رگرسیون خطی، مفروضاتی نظیر حداقل فاصلهای بودن مقیاس اندازهگیری، ثابت بودن واریانس خطاها، صفر بودن میانگین خطاها، عدم وجود همبستگی بین خطاها، نرمال بودن توزیع متغیر وابسته، وجود رابطه خطی بین متغیرهای مستقل و وابسته و نبود رابطه هم خطی بین متغیرهای مستقل وجود دارد. در تحقیق حاضر مقیاس اندازهگیری متغیرهای تحقیق، نسبتی است و رابطه بین متغیرهای مستقل و وابسته خطی است. هر چند توزیع متغیر وابسته نرمال نیست، اما با توجه به قاعده حد مرکزی و بزرگ بودن حجم نمونه از رعایت نشدن این مفروضه میتوان چشمپوشی کرد. زیرا توزیع شکل متغیرها زمانی اهمیت دارد که تعداد مشاهدات کم باشد. برای بررسی رابطه خطی بین متغیرهای مستقل و وابسته از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رسم نمودار پراکنش استفاده شده است که در پیوست شماره ۳ نمودار پراکنش دادهها نشان داده شده است. نتایج وجود رابطه را تأیید کرده است. برای بررسی عدم وجود خود همبستگی از آزمون دوربین- واتسون(D-W)[117] استفاده شده است. چنانچه آماره دوربین-واتسون نزدیک به ۲ باشد نشاندهندهی عدم همبستگی بین ماندهها و اگر نزدیک به صفر باشد، همبستگی مثبت و اگر نزدیک به ۴ باشد نشاندهندهی همبستگی منفی بین ماندهها است. نتایج حاصل از آزمون دوربین- واتسون، عدم وجود خود همبستگی بین ماندهها را نشان داده است. برای بررسی عدم وجود رابطه همخطی بین متغیرها از شاخص وضعیت همخطی استفاده شده است که نتایج در پیوست شماره ۳ ارائه شده است. شاخصهای وضعیت[۱۱۸] با مقادیر بزرگتر از ۱۵ نشاندهنده احتمال همخطی بین متغیرهای مستقل است و مقدار بیشتر از ۳۰ بیانگر مشکل جدی در استفاده از رگرسیون در وضعیت موجود آن است (مومنی و فعالقیومی ۱۳۸۹، ص ۱۴۴). برای بررسی توزیع متغیرهای تحقیق از آزمون کالموگروف – اسمیرنف[۱۱۹] استفاده شده است، که نتایج در پیوست آمده است. در این بخش براساس اطلاعات حاصل از نمونه مورد تحقیق به آزمون فرضیههای تحقیق پرداخته شده است. آزمون فرضیههای تحقیق بدین صورت است که براساس آماره t مربوط به برآوردهای انجامشده از برازش مدلهای مورد بررسی، در مورد صحت ادعای مطرحشده در فرضیه اظهارنظر میشود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از صرفه همی روی تو گشته است چو نعل
اکنون تو جحیم نوش و من بادهی لعل
حکایت چهارم: نانخورش یکی از بزرگان گفت: کودکی در کوفه در زیر پنجرهای ایستاده بود و نان میخورد. پدر آن کودک رسید، گفت: آنجا چه میکنی؟ کودک جواب داد: چنین به نظر میآید که در این خانه، آش زیرهی خوبی پختهاند و بوی زعفران میدهد. من نان خود را با بوی آش میخورم. پدرش سیلی محکمی به او زد، که چرا نان بیخورش نمیتوانی بخوری؟ و خودت را به آن عادت میدهی و بدتر از این در عالم بخیلی نیست. حکایت پنجم: مرد کوفی و کودکان وی یکی از بزرگان حکایت میکند که: شبی به خانهی یک کوفی رفته بود و کودکان کوچکی داشت. همه خوابیده بودند. نیمههای شب بلند شد و بچّهها را پهلو به پهلو میکرد. علّت کار او را پرسیدند، گفت: این کودکان نماز شام، غذا خوردهاند و خوابیدهاند، میترسم زود غذایشان هضم شود و صبح زود گرسنه شوند. میخواهم غذا مدّتی در روده و معدهی آنها بماند و صبح مرا اذیّت نکنند و این نهایت بخل است. حکایت ششم: علّت خصومت از مرد کوفی پرسیدند: علّت دشمنی تو با همسایهات چیست؟ گفت: برای ما مهمان آمده بود و از پولمان برای مهمان سر گوسفند خریده و به مهمان غذا دادیم و برای کوری دشمنان، استخوانهای سرش را بر در خانه گذاشتیم. همسایهی ما، استخوانها را برداشته و در خانهی خودش گذاشته و این ناجوانمردی در حقّ ماست و دشمنی به خاطر این است.
 حکایت هفتم: گفتگوی مرد بخیل با درم و دینار در کتاب خلقالانسان نقل کردهاند که: بخیلی هر وقت پولی به دست میآورد، با آن پول حرف میزد و میگفت: «ای درهم! تو مردمان بسیاری دیدهای، افراد پستی را بزرگ کردهای و بزرگانی را در زمین مدفون کردهای و اکنون به جایی میروی که هیچ کس تو را نخواهد دید» و وقتی پول را در کیسه میانداخت، میگفت: قرار بگیر که در جایی رفتی که دیگر هرگز بیرون نمیآیی!» حکایت هشتم: فایدههای سر خروس جاحظ از دعبل خزاعی حکایت میکند که: روزی در نزد سهل به گفتگو مشغول بود و گفتگویشان طول کشید. به غلام گفت: اگر چیزی هست بیاور. غلام یک کاسه آورد که در آن شوربایی از خروس لاغر بود. وقتی کاسه را به او دادم، یک عدد نان برداشت و آن خروس را برگرداند و به آن نگاه کرد، سپس گفت: سرش کجاست؟ گفتند: دور انداختیم، گمان نمیکردیم که تو آن را بخوری! گفت: در به دور انداختن پاهای خروس اعتراض میکنم، چه رسد به سر آن! و سر که رئیس همه بدن است، صدای خروس به واسطهی سر اوست. کاکل و تاج او بر سر اوست و مغز او درد کلیه را شفا میدهد. برو و آن را بیاور. غلام گفت: اگر میدانستم کجاست، میآوردم. سهل گفت: حتماً آن را خوردهای و برای او نفرین کرد و دعبل گفت: مطمئن شدم که خسیستر از او بر روی زمین کسی نیست. حکایت نهم: بخل معاویه ابوهریره میگوید: روزی در کنار سفرهی معاویه نشسته بودم، گفتند: فرستادهی خلیفه بیرون در است و اجازهی ورود میخواهد. دستور داد که او داخل شود. مرد عرب به داخل آمد و به سر سفره نشست و برّهی بریانی در کنارخودش دید. دست درازکرد و مقداری ازآن را با دست کند. معاویه بسیار عصبانی شد و در آخر صبرش تمام شد و گفت: ای مرد عرب! مگر پدر این برّه تو را شاخ زده که آن را اینگونه پاره میکنی؟! مرد عرب گفت: ای معاویه! مگر مادر این برّه تو را شیر داده است که برای او دلسوزی میکنی؟ معاویه ساکت شد و ازخجالت چیزی نتوانست بگوید. ساعتی گذشت، در لقمهی مرد عرب مو دید. معاویه گفت: ای مرد عرب! مراقب باش در لقمهی تو مویی بزرگ است. مرد عرب لقمه را انداخت و گفت: خوردن غذای مرد بخیلی که از دور مویی در غذای مهمان میبیند، حرام است. معاویه بسیار خجالتزده شد و عذرخواهی کرد. این نتیجهی خساست است. حکایت دهم: خواجه و غلام بخیل خواجهای بسیار بخیل، غلامی را با دههزار دینار خریده بود و غلام هزار درجه از خواجه بخیلتر بود. روزی خواجه به غلام گفت: نانی برای من بیاور و در را ببند. غلام گفت: ای خواجه! اشتباه گفتی: باید میگفتی در را ببند و بعد نان بیار! این به دوراندیشی نزدیکتر است. پس خواجه از آن خوشش آمد و او را آزاد کرد. ۴-۱-۴٫ در مذمّت دروغ و فواید راستگویی حکایت اوّل: مرد نومسلمان و حضرت علی (ع) یکی از تازه مسلمانان، نزد امیرالمؤمنین علی (ع) رفت و گفت: یا امیرالمؤمنین! در اسلام چیزهای زیادی نهی شده است. دوری از همهی آنها برای من میسّر نمیشود. یک خصلت از خصلتهای زشت را بگویید تا آن را از خود دور کنم. امیرالمؤمنین فرمودند: «از دروغ گفتن دوری کن.» مرد در راهی که برمیگشت، نگاهش به میخانه افتاد و میلش کشید که مقداری بنوشد. با خود گفت: اگر امیرالمؤمنین بپرسد که شراب خوردهای و اقرار کنم، مجازات میشوم و اگر بگویم نه، دروغ گفتهام. من عهد کردهام که دروغ نگویم. پس از سر آن کار گذشت. همچنین به سر زنا رسید و شهوت، او را تحریک کرد، ولی به خاطر همان مورد قبلی از آن اجتناب کرد و بر هر گناهی که میرسید، از ترس آنکه مبادا به خاطر آن دروغ بگوید، خود را از گناه نگه میداشت. پس به خدمت امیرالمؤمنین رفت و گفت: یا امیرالمؤمنین! همهی راههای گناه بر من بسته شد و برای من معلوم شد که منشأ همهی گناهان، دروغ گفتن است. پس از همهی گناهان دوری میکرد. حکایت دوم: حجّاج و مرد راستگو گفتهاند: حجّاج زمانی که گروهی از خوارج را مجازات میکرد، چون چندین نفر را کشت، یکی از آنها گفت: من بر گردن تو حقّی دارم، مرا نکش! حجّاج آن حق را پرسید. گفت: فلان کسی در مجلسی به تو فحش میداد و من او را منع میکردم. حجّاج از او دلیل آشکار خواست. یکی از اسیران گفت: راست میگوید، من آنجا بودم. حجّاج به اسیر گفت: چرا تو او را کمک نکردی؟ اسیر گفت: زیرا من با تو دشمن بودم. حجّاج هر دو را آزاد کرد. یکی را به خاطر حقّ او، دیگری را به خاطر راستگویی و گفتهاند: اگرچه دروغ مرد را از بلا نجات میدهد، امّا راست در اولویّت است، زیرا درماندهای را آزاد میکند. حکایت سوم: معاویه و احنف قیس روزی احنف قیس به نزد معاویه آمد. هر کسی در مورد امیرالمؤمنین علی (ع) چیزی میگفت. احنف ساکت بود! هیچ سخنی نمیگفت. معاویه از او پرسید: چرا سخن نمیگویی؟ گفت: «چه بگویم؟ اگر راست بگویم، از تو میترسم و اگر دروغ بگویم، از خدا میترسم. پس در این مقام، سکوت اولویّت دارد و به دوراندیشی نزدیکتر است.» حکایت چهارم: زیان دروغگویی نقل کردهاند که: وقتی خلیفه بیمار و مرگش نزدیک شد، برای پسرش وصیّتنامهای نوشت و برای او آداب حکومتداری بیان کرد و در آن وصیّتنامه این پند را نوشت: ای پسر! اگر خواستی که مردم از تو بترسند، آگاه باش! تا دروغ نگویی، زیرا مرد دروغگو، بیهیبت و بیشخصیّت میشود، حتّی اگر بهترین شمشیرزن باشد. حکایت پنجم: بازرگان و خان چین بازرگانی همیشه به چین سفر میکرد. خان چین به او احترام زیادی میگذاشت. روزی پادشاه نشسته بود و صحبت میکردند. در آن بین، مرد بازرگان گفت: در زمین عرب، مرغ بزرگی است که در عربی به او نعامه و در فارسی به او شترمرغ میگویند و او آتش میخورد و پایش مانند پای شتر است. خان چین گفت: به خدا قسم دروغ بزرگی گفتی! و چه جانوری است که بتواند آتش بخورد؟ و دستور داد بعد از آن او را به بارگاه راه ندهند. بازرگان به عراق برگشت و ده شترمرغ خرید و در قفس کرد و از راه دریا به نزد خان چین آورد. از ده شترمرغ، یکی زنده مانده بود. نامهای نوشت برای خان که: پادشاه بیعلّت مرا از خود رانده و بدون آنکه جستجو کند، مرا دور کرده است. اکنون آمدهام و دلیل برای حرف خود آوردهام، تا بعد از این، خان، بازرگان را سبک نشمارد. خان او را پذیرفت، پس بازرگان دستور داد تا پارههای آهن در آتش گداختند و در پیش شترمرغ میانداخت و او میخورد. بعد از مدّتی، در معدهاش گداخته میشد و بیرون میانداخت. پادشاه و حاضران متعجّب شدند! بعد از آن، پادشاه خسارت او را به او داد و گفت: «بعد از این، راستی را بگو که برای اثبات آن مجبور نشوی سیهزار دینار خرج کنی و عمر خود را بیهوده تلف کنی!» حکایت ششم: قابوس وشمگیر و مرد دروغگو نقل کردهاند که: ابوالحسن بن ربیعهبناحمد الجامی، جوانی فاضل و هنرمند و اشعار بسیاری را یاد داشت. وقتی به خدمت امیر قابوس وشمگیر رفت، قابوس مرد بزرگ و نازکطبع بود، امّا اهل فضل را دوست داشت و با آنها همنشینی میکرد. روزی قابوس اشعار خلفا را میخواند. از ابوالحسن پرسید: از اشعار خلفا کدام بهتر است؟ گفت: شعر مأمون. قابوس گفت: اشتباه کردی، زیرا شعر مأمون چندان ذوق و منزلتی ندارد. ابوالحسن جواب داد: امیر اشتباه میکنند، زیرا هیچ شعری منزلت و تناسب الفاظ شعر مأمون را ندارد. قابوس ناراحت شد! و گفت: دروغ میگویی. آنچنان سخنان بیارزش و الفاظ نامنظّم که مأمون گفته، هیچکس نگفته. ابوالحسن گفت: شاید امیر اشعار مأمون را نخوانده، ولی من پنجهزار بیت از شعرهای او را یاد دارم. امیر به او گفت: هزاربیت از اشعار مأمون را بخوان، وگرنه دستور میدهم تو را پانصد چوب بزنند و از گرگان بیرونت کنند، امّا ابوالحسن بیشتر از چهارده بیت نمیدانست. پس خواستند چوبش بزنند، قابوس گفت: او را چوب نزنید، امّا بعد از این نگذارید که پیش من بیاید. به خاطر دروغش، از قدر و مرتبه او کم شد. حکایت هفتم: گفتگوی زن و شوهر در روزگار گذشته، مردی زن عاقل و خردمندی داشت. آن زن به شوهرش بسیار خدمت و محبّت میکرد. آنچنان که آن مرد متحیّر شده بود. مرد فهمید که زن بینهایت دوستش دارد. شبی با زن خود گفت: از تو سؤالی دارم؟ راستش را به من بگو. زن حدس زد که چه میخواهد بپرسد. گفت: سؤال نکن! مرد حریصتر شد که بپرسد. گفت: البتّه که میپرسم و راستش را باید بگویی. زن گفت: به این خاطر میگویم مپرس که من به جز درستی هیچ نمیگویم. مرد گفت: ای زن! آیا در جهان هیچکس را از من دوست میداری؟ زن گفت: ای مرد! نگفتم از من سؤال مکن، به یقین بدان که هیچ کس را در زمین از تو دشمنتر نمیدانم و وقتی تو را میبینم، انگار عزرائیل را دیدهام! مرد گفت: پس چرا اینقدر به من لطف میکنی؟ زن گفت: این تقدیر من است و من به حکم خدا راضی هستم و بنده را جز رضا دادن به حکم خداوند چارهای نیست و اگر همهی عمر من بر سر این رضا و قضا بگذرد، من در عوض کردن این تقدیر، سعی نمیکنم و این را به تو نگفتم، وقتی سؤال کردی جایز ندیدم به تو دروغ بگویم. مرد وقتی شنید، مهرش را به او داد و طلاقش داد. به پیغمبر آن زمان وحی رسید، که هر دو زن و شوهر را بخشیدم، زن را به خاطر رضا دادن به قضای ما و مرد را به خاطر دور کردن رنج و غصّه و غم از دل آن زن، و زنی که در پارسایی ثابتقدم باشد، همیشه مناسب خردمندان است. ۴-۱-۵٫ در مذمّت جهل و نادانی حکایت اوّل: شهید بلخی و جاهل شهید شاعر روزی کتاب میخواند که نادانی وارد شد و سلام کرد. گفت: خواجه تنها نشستهای؟ جواب داد: اکنون که تو آمدی تنها شدم، زیرا به خاطر تو از مطالعه کتاب بازماندم. حکایت دوم: لذّت یافتن در مجمعالامثال نقل کردهاند که: یزیدبنمروان از جملهی احمقان است و او را در عرب ذوالودعات میگویند. یکی از نشانههای حماقت او آن است که، زمانی شتری از او گم شد، فریاد زد: هر کسی از شتر من خبری بیاورد، آن شتر را به او میدهم. به او گفتند: وقتی شتر را به او میدهی، چرا زحمت جستجوی آن را بر خود میکشی و خود را به زحمت میاندازی؟ گفت: لذّت یافتن، چیز دیگری است و او را ذوالودعات به این دلیل میگویند که گردنبندی داشت، از مهرهها و همیشه به گردن میانداخت. از او پرسیدند: چرا مانند زنان گردنبند در گردن میاندازی؟ گفت: برای اینکه خودم را گم نکنم، پس شبی خواب بود و برادرش آن گردنبند را از گردن او دزدید و در گردن خودش انداخت، چون بیدار شد و گردنبند را در گردن برادر دید، گفت: ای برادر! اگر تو منی، من کی هستم؟ پس به این دلیل او را احمق نامیدهاند. حکایت سوم: نشانهی حماقت عَمروبنبَحرِ الجاحظ در نوشتههای خود آورده که: روزی مأمون با ندیمان خود در جایی نشسته بودند و گفتگو میکردند. در آن بین گفت: هر کس ریش او از دو مشت درازتر باشد، احمق است. عدّهای مخالفت کردند. ناگهان مردی با ریش دراز و لباسی فراخ وارد شد. او را به خدمت مأمون آوردند. پس نام و کنیهی او را پرسید. مرد جا به جا جواب داد، مأمون گفت: مردی که فرق نام را از کنیه نداند، معلوم است که بقیّهی کارهایش چگونه است! و مسألهای از او پرسید و گفت: مردی گوسفندی را به یک نفر فروخت و مشتری گوسفند را تحویل گرفت و هنوز پولش را نداده بود، ناگهان گوسفند پشکلی انداخت و بر چشم یکی خورد و کور شد. دیه چشم بر چه کسی واجب است؟ آن مرد فکر کرد و گفت: دیه بر فروشنده واجب است، نه مشتری. گفتند: چرا؟ گفت: به خاطر آنکه به مشتری خبر نداده بود که این گوسفند مانند منجلیق عمل میکند، تا بیشتر مواظب خود باشد. مأمون و حاضران خندیدند و مأمون گفت: این راستی سخن را برای شما آشکار کرد، که هر کس ریش او بیشتر از دو مشت باشد و قیچی داشته باشد و آن را کوتاه نکند، حماقت محض است. حکایت چهارم: پسر بازرگان و فرمان قتل امیر سامانی در روزگار نصر احمد سامانی، بازرگانی در بخارا پسر احمقی داشت. خانهی پسر، در کنار میدان گوی نصر بود. او هوس گویبازی و سواری در سرش افتاد. وقتی پدرش فوت کرد، مال پدر را فروخت و ده غلام خرید و اسب و ساز و برگ فراهم کرد. گاهی سوار میشد و گاهی گویبازی میکرد. در شراب خوردن غلامان را همراه میکرد، تا تمام سرمایهی خود را تمام کرد. پس غلامان را فروخت و الاغی خرید. غلامی را با خود میبرد و گوی میزد و شراب میخورد. آن خدمتکار به او شادباش میگفت و بر ریش او میخندید. یک روز که شراب خورده بود، از غلام خود پرسید: این چه صدایی است؟ غلام گفت: امیر احمد نصر از اینجا عبور میکند. گفت: برو و سر او را برای من بیاور. مدّتی گذشت و او به خواب رفت. فردای آن روز که بیدار شد، از غلام پرسید: من چگونه خوابیدهام و چگونه بودم و چه دستوری دادم؟ غلامش گفت: دیشب احمد نصر از اینجا عبور میکرد و تو گفتی: برو سرش را بیاور و من میدانستم که از مستی میگویی، پس اجرای فرمانت را به عقب انداختم تا هوشیار شوی. گفت: کار خوبی کردی و حقّ همسایه را نگه داشتی. آگاه باش! اگر من در مستی دستوری دادم، آن را به عقب بیانداز و انجام نده. حکایت پنجم: نشانهی زمستان و بهار
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نمودار های هیستوگرام و کیو- کیو همانطور که مشاهده می شود، نمودار هیستوگرام این متغیر شبیه یک نمودار نرمال (زنگوله شکل) می باشد. بعلاوه اینکه نمودار Q-Q نیز نشان می دهد ارزش های مورد انتظار و ارزش های مشاهده شده بر هم منطبق می باشند و این نیز تایید کننده نرمال بودن منغیر کیفیت سیستم اطلاعات می باشد. ۲-۲-۴ آزمون نرمال بودن کیو- کیو برای شاخص کیفیت:
 نمودار ۶-۴: آزمون نرمال بودن شاخص کیفیت نمودار های هیستوگرام و کیو- کیو همانطور که مشاهده می شود، نمودار هیستوگرام این متغیر تقریبا شبیه یک نمودار نرمال (زنگوله شکل) می باشد. نمودار Q-Q نیز نشان می دهد ارزش های مورد انتظار و ارزش های مشاهده شده تقریبا بر هم منطبق می باشند و لذا می توان متغیر کیفیت اطلاعات را به عنوان یک متغیر نرمال در نظر گرفت. ۳-۲-۴ آزمون نرمال بودن کیو- کیو برای شاخص استفاده: ۷-۴: آزمون نرمال بودن شاخص استفاده از سیستم نمودار های هیستوگرام و کیو- کیو همانطور که مشاهده می شود، نمودار هیستوگرام این متغیر تقریبا شبیه یک نمودار نرمال (زنگوله شکل) می باشد. نمودار Q-Q نیز نشان می دهد ارزش های مورد انتظار و ارزش های مشاهده شده تقریبا بر هم منطبق می باشند و لذا می توان متغیر کاربرد سیستم را به عنوان یک متغیر نرمال در نظر گرفت. ۴-۲-۴ آزمون نرمال بودن کیو- کیو برای شاخص رضایت: نمودار ۸-۴: آزمون نرمال بودن شاخص رضایت نمودار های هیستوگرام و کیو- کیو همانطور که مشاهده می شود، نمودار هیستوگرام این متغیر تقریبا شبیه یک نمودار نرمال (زنگوله شکل) می باشد. نمودار Q-Q نیز نشان می دهد ارزش های مورد انتظار و ارزش های مشاهده شده تقریبا بر هم منطبق می باشند و لذا می توان متغیر رضایت از سیستم را به عنوان یک متغیر نرمال در نظر گرفت. ۵-۲-۴آزمون نرمال بودن کیو- کیو برای شاخص عملکرد فردی:
نمودار ۹-۴: آزمون نرمال بودن شاخص عملکرد فردی نمودار های هیستوگرام و کیو- کیو همانطور که مشاهده می شود، نمودار هیستوگرام این متغیر تقریبا شبیه یک نمودار نرمال (زنگوله شکل) می باشد. نمودار Q-Q نیز نشان می دهد ارزش های مورد انتظار و ارزش های مشاهده شده تقریبا بر هم منطبق می باشند و لذا می توان متغیر عملکرد فردی را به عنوان یک متغیر نرمال در نظر گرفت. ۶-۲-۴ آزمون نرمال بودن کیو- کیو برای شاخص عملکرد سازمانی : نمودار ۱۰-۴: آزمون نرمال بودن شاخص عملکرد سازمانی نمودار های هیستوگرام و کیو- کیو همانطور که مشاهده می شود، نمودار هیستوگرام این متغیر تقریبا شبیه یک نمودار نرمال (زنگوله شکل) می باشد. نمودار Q-Q نیز نشان می دهد ارزش های مورد انتظار و ارزش های مشاهده شده تقریبا بر هم منطبق می باشند و لذا می توان متغیر عملکرد سازمانی را به عنوان یک متغیر نرمال در نظر گرفت. ۳-۴آزمون فرضیات: برای آزمون فرضیات فرعی از همبستگی پیرسون استفاده شده است. شاخص های بدست آمده در جداول مربوطه آمده است. ۱-۳-۴ فرضیات اصلی
-
- به نظر میرسد بین فناوری اطلاعات و عملکرد فردی کاربران نهایی سازمانهای دولتی نوشهر رابطه معنیداری وجود دارد.
جدول ۵-۴: نتایج آزمون فرضیه اصلی اول
| فرضیه |
ضریب همبستگی |
Sig |
نتیجه آزمون |
| رابطه فناوری اطلاعات با عملکرد فردی |
۰٫۸۷ |
۰۰/۰ |
تایید |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در ارزیابی کلی داده ها با شاخص واریانس و انحراف معیار نتایج داده ها حاکیست، دامنه واریانس داده بین ۱۷۲/۰ – ۷۲۷/۱ متغیر است. بهعبارت دیگر کمترین واریانس داده ها مربوط به مؤلفه ۸، با واریانس ۱۷۲/۰ که بیان میدارد که؛ “کارکنان پلیس راهور باید قابل اعتماد باشند.” و بیشترین واریانس مربوط به مؤلفه ۶۳ با واریانس ۷۲۷/۱ درباره اینکه “کارکنان پلیس راهور هر منطقه از زبان بومی همان منطقه در فرایند ارائه خدمات به شهروندان استفاده نمایند.” میباشد. اگر دقـیقتر به واریانس و انحراف معـیار داده ها تـوجه شـود، ملاحظه میگردد که انحراف معیار و واریانس ۶۰ مؤلفه کمتر از عدد۱ میباشد. تنها ۶ مؤلفه (شامل: ۱۶، ۱۹، ۳۳، ۳۵، ۵۸، ۶۳) انحراف معیار و واریانس آن از ۱ تا ۷۲۷/۱ است. با توجه به پایین بودن میزان واریانس و انحراف معیار داده ها، میتوان گفت قضاوت پاسخگویان درباره مؤلفه های کیفیت به همدیگر نزدیک و تا حدودی مشابه هم است. این امر بیانگر آن است که مؤلفه های کیفیت خدمات از پراکندگی بسیار کمی برخوردارند. همچنین مقادیر چولگی و کشیدگی ابعاد کیفیت انحراف کمی از صفر دارند، توزیع ابعاد کیفیت نرمال بهنظر میرسد. ۳-۴ آزمون نرمال بودن ماندهها یکی از تقسیم بندیهای رایج آمار، تقسیم بندی آن به آمار پارامتریک و آمار ناپارامتریک است. آمار پارامتریک مستلزم پیشفرضهائی در مـورد جامـعهای که از آن نمونه گیری صورت گرفـته میباشد. بهعنوان مهمترین پیشفرض در آمار پارامتریک فرض میشود که توزیع جامعه نرمال است. اما آمار ناپارامتریک مستلزم هیچگونه فرضی در مورد توزیع نیست. فنون آمار پارامتریک شدیداً تحت تأثیر مقیاس سنجش متغیرها و توزیع آماری جامعه است. اگر متغیرها از نوع اسمی و ترتیبی بوده، حتماً از روشهای ناپارامتریک استفاده میشود. اگر متغیرها از نوع فاصلهای و نسبی باشند، در صورتی که فرض شود توزیع آماری جامعه نرمال یا بهنجار است، از روشهای پارامتریک استفاده میشود. در غیر این صورت از روشهای ناپارامتریک استفاده میشود. برای بررسی نرمال بودن مؤلفههای ابعاد الگو از آزمون کلموگروف اسمیرنوف استفاده گردید و در تمامی آزمونها، فرضیه آماری به صورت زیر میباشد.
 H0: متغیر مانده در مدل نرمال هستند (متغیرها از جامعه نرمال آمدهاند). H1: متغیر مانده درمدل نرمال نیستند (متغیرها از جامعه نرمال نیامدهاند). جدول ۹-۴: نتایج آزمون کلموگروف اسمیرنوف
| متغیرهای تحقیق |
Kolmogorov-Smirnov Z |
Sig |
| ظاهر فیزیکی |
۱.۳۱۳ |
۰.۰۶۲ |
| کیفیت خدمات الکترونیک |
۱.۲۹۹ |
۰.۰۷۸ |
| مشروعیت و مقبولیت |
۰.۹۰۱ |
۰.۳۷۷ |
| حفظ ارزشهای اسلامی |
۱.۱۸۹ |
۰.۱۶۶ |
| سازگاری فرهنگی |
۱.۳ |
۰.۰۶۸ |
| قابل اعتماد بودن |
۱.۰۹۹ |
۰.۱۷۸ |
| اطمینان دادن |
۰.۹۴۴ |
۰.۳۳۵ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
«و الشر الذی فی الافعال هو ایضا انما هو بالقیاس الی من یفقد کماله بوصول ذلک الیه مثل الظلم، او بالقیاس الی ما یفقد من کمال یجب فی السیاسه المدنیه کالزنا، و کذلک الاخلاق انما هی شرور بسبب صدور هذه عنها و هی مقارنه لإعدام النفس کمالات یجب ان تکون لها و لا نجد شیئا مما یقال له شر من الافعال الا و هو کمال بالقیاس الی سببه الفاعل له»[۳۱۶]؛ و شری که در افعال میباشد همانا این شر بودن به خاطر مقایسه با کسی است که کمالی را از دست میدهد به واسطه رسیدن شر به او، مثل ظلم که شر بودن آن به خاطر از دست دادن کمالی است که در مظلوم میباشد، و همچنین شر بودن افعال به خاطر مقایسه با کمالی است که در اشیاء از بین میرود و رعایت آن برای اداره اجتماع نیاز است، مانند زنا. همچنین اخلاق به خاطر این شر خوانده میشود که این افعال از آن صادر میشود و این اخلاقی که شر است باعث میشود که کمالاتی را که باید واجد باشد از دست بدهد. و هر فعلی که به آن شر گفته میشود در مقایسه با علت فاعلی آن که آن را ایجاد کرده است، خیر میباشد.
 پس ظلمی که از قوه غضبیه صادر میشود؛ از طرفی قوه غضبیه طالب غلبه است و غلبه برای آن کمال است چون موجبات غلبه و خوشحالی قوه غضبیه به آن است، برای قوه غضبیه خیر است اما همین ظلم نسبت به مظلومی که کمالی را از دست میدهد یا نسبت به قوه ناطقه که کمال آن مسلط شدن بر قوه غضبیه و تحت اختیار گرفتن آن است شر میباشد. در نتیجه شر بودن افعال و مبادی که آن افعال از آنها به وجود میآیند به خاطر جهات عدمی میباشد و گرنه وجود آن مبادی، خیر میباشند. ملا صدرا هم در مورد شرور اخلاقی مفصل صحبت کرده است. ایشان میفرماید: «و من هذا القسم الاخلاق المذمومه المانعه للنفوس عن الوصول لی کمالاتها العقلیه کالبخل و الجبن و الاسراف و الکبر و العجب و کذا الافعال الذمیمه کالظلم و القتل عدوانا و کالزنا و السرقه و الغیبه و النمیمه و الفحش و ما اشبهها فان کل واحد من هذه الاشیاء فی ذاته لیس بشر و انما هی من الخیرات الوجودیه و هی کمالات لاشیاء طبیعیه، بل لقوی حیوانیه او طبیعیه موجوده فی الانسان و انما شریتها بالقیاس الی قوه شریفه عالیه شانها فی الکمال ان تکون قاهره علی ما تحتها من القوی غیر خاضعه و لا مذعته ایّاها»[۳۱۷] ؛ و از این قسم ـ قسمی که بالذات از خیراتند اما بالقیاس با بعضی اشیاء دیگر شری شمرده میشود ـ اخلاق ناپسند و زشت است که مانع نفوس انسانی از رسیدن به کمالات عقلیه آن است مانند بخل، ترس، اسراف، تکبر، خودپسندی. همچنین افعال مذموم و ناپسند است، مانند ظلم، قتل بنا حق، زنا، سرقت، غیبت، سخن چینی، فحش و مانند این افعال میباشد. پس همانا هر کدام یک از این اخلاق یا افعالی که نامبرده شده ذاتاً شر نمیباشند بلکه همگی از خیرات وجودی میباشند و اینها کمالات اشیاء طبیعی میباشند، بلکه کمالات برای قوای طبیعی یا حیوانی که در انسان موجودند میباشند. و شر بودنشان فقط در مقایسه با قوه شریفه و بزرگی (عاقله) میباشد که شأن آن این است که بر دیگر قوایی که در انسان موجود میباشند، مسلط باشد. اخلاق مذموم و ناپسند برای نفوس حیوانی و قوای غضبیه و شهویه کمال میباشند و از این جهت خیر میباشند، اما شر بودن اخلاق رذیله نسبت به نفوس ضعیفهای است که عاجزند از اینکه قوای شهویه و غضبیه را در تحت تسلط قوه ناطقه در بیاورند و قوای خود را از افراط و تفریط حفظ کنند. ملا صدرا در جای دیگری میفرماید: «خیرات و شروری که به نفوس انسانی نسبت داده میشوند از آن جهت که تحت اوامر و نواهی دینی واقع میشوند، همه آنها چه از خیرات به حساب آیند، مانند: قیام، صیام، حج، عمره، زکات، امر به معروف و نهی از منکر، صله رحم، عیادت مریض، تشییع جنازه، زیارت قبور اولیاء خدا و غیر آن از طاعات، یا از شرور و معاصی به حساب آیند، مانند: زنا، سخن چینی، سرقت، کشتن، خوردن مال یتیم، ظلم و ستم و مانند اینها، امور وجودی هستند و وجود از خیریت منفک نیست. پس هر یک از اینها برای انسان کمال و خیری هستند نه از آن جهت که انسان است و به اعتبار جزء نطقی او بلکه به اعتبار قوای مطلق حیوانی اوست و مذمت عقلی و شرعی بر آنها مترتب نیست مگر به اعتبار تعیّن و انتساب آنها به جوهر نطقی که کمالش در شکستن قوه شهوانی وغضبی است تا بتواند نیرویی بالاتر از آنها را کسب کند. بعد ایشان مثال زنا را میزند و میفرماید: شهوتی که مورد مذمت است، همچنین زانی و خود زنا که عقلا و شرعا مذموم هستند، در حالی که هیچ شکی وجود ندارد در اینکه حقیقت شهوت یک قوه غریزی است که در نفس موجود میباشد و سایهای از صفت شوقی میباشد که در ملائکه مقرب موجود است پس ذاتاً امری پسندیده است. همچنان زانی به اعتبار اینکه انسان است و زنا به اعتبار اینکه آمیزش است یک فعل کمالی است که اگر انسان بر آن قادر نباشد، ناقص و مذموم میباشد. پس شهوت به اعتبار حقیقتش که محبت شدید است و به اعتبار تعینش در مذکر و مونث و به خاطر اینکه سبب تولید مثل و بقاء و کسب لذت میشود، پسندیده است، و همچنین زنا قطع نظر از عوارضی که سبب مذمت آن می شود خیر میباشد، و آن عوارض دوری از حکم شرع و عقل است که فعل زنا موجب انقطاع نسب و ارث و ترک تربیت اولاد و اختلال نظام زندگی و وقوع هرج و مرج میباشد.[۳۱۸] همچنین علامه طباطبایی شر بودن شرور اخلاقی را به جهات عدمی آن میداند. ایشان میفرماید: هر معصیتی از معاصی با طاعتی در مقابل آن مماثلت و مشابهت دارد و هیچگونه فرقی بین آن دو نیست الا اینکه در یکی (طاعت) موافقت امر شرعی و عقلی است و در دیگری (معصیت) مخالفت امر شرعی و عقلی. مانند زنا و نکاح، خوردن مال دیگری از روی ظلم و ستم یا رضایت او و کشتن از روی ستم یا قصاص. پس جهت معصیت این افعال مخالفت و ترک امر شارع و عقل است و ترک معنایی عدمی است که وجود ندارد.[۳۱۹] همچنین شرور اخلاقی که از انسانها سر میزند از جمله اموری است که در تقسیم بندی ارسطویی دارای خیر غالب همراه با شر قلیل است. «الانسان المستعد للکمالات النفسانیه و العقلیه و الخیرات الظنیه و الحقیقه قد یعتریه بسبب امور اتفاقیه اعتقادات فاسده و جهالات مرکبه و اخلاق ذمیمه و اعمال سیئه و اقتراف خطیئات تضره فی المعاد، ولکن هذه الشرور انما تکون فی اشخاص قلیله اقل من اشخاص سالمین عن هذه الشرور و الافات و فی اوقات اقل من اوقات العافیه و السلامه عنها»[۳۲۰]؛ انسان که استعداد دریافت کمالات نفسی و عقلی و خیرات زیادی را دارد گاهی به سبب اموری، اعتقادات فاسده یا جهل مرکب یا اخلاق و اعمال زشت یا گناهانی که به امر معاد او ضرر میزند بر او عارض می شود، اما این شروری که ذکر شد در اشخاص معدود و قلیلی در بعضی از زمانها اتفاق میافتد که تعداد آنها از افرادی که از این شرور سالم ماندهاند خیلی کمتر است. در اینجا باید نکتهای گفته شود و آن شبههای است که شیخ الرئیس ابن سینا از آن جواب داده است. شبهه این است که اگر شرور اخلاقی که از انسانها سر میزند در اقلیت میباشد، چرا بر بیشتر مردم، جهل یا طاعت شهوت و غضب غالب است و چرا به این مردم شر قلیل نسبت داده شده است؟ جوابی که این فیلسوف بزرگ از این اشکال داده چنین میباشد: همچنان که احوال بدن سه قسم است: یکی آنکه زیبایی و صحت را به کمال رسانده و در نهایت حسن و صحت هستند، دیگری گروهی که از هیچ گونه سلامت و حسنی برخوردار نیستند بلکه در نهایت زشتی و بیماری به سر میبرند، و قسم سوم گروهی که از زیبایی و سلامتی نسبی برخوردارند و متوسط بین دو گروه قبلی میباشند. گروه اول و دوم در اقلیت به سر میبرند اما اکثریت قاطع را گروه سوم متوسطین تشکیل میدهند. همچنین حال نفس از نظر زیبایی باطنی و سلامت نفسانی بر سه قسم است. گروه اول آنها که در نهایت زیبایی و سلامتی باطنیاند و از لحاظ عقلانی و اخلاقی یا عقل نظری یا عملی هیچ گونه کم و کاست و عیب و نقصی ندارند. گروه دوم دستهای هستند که چنان در جهل مرکب و رذائل اخلاقی و معاصی غوطه ورند که هیچ گونه امیدی به نجات و رستگاری آنها نیست. گروه سوم که متوسط بین دو گروه قبل است یعنی در فضایل اخلاقی و عقلانی به کمال نرسیده و از عالی ترین درجه سعادت اخروی برخوردار نیستند و جهل آنها جهل بسیط است و در معاد به آنها ضرر نمیزند، از لحاظ علمی و عملی ناقصاند ولی در جمع اهل سلامت هستند و از خیرات اخروی بهرهای میبرند. دو قسم اول در اقلیت به سر میبرند و نادر میباشند اما اکثریت قاطع را گروه سوم تشکیل میدهند که از فضائل عقلانی و اخلاقی برخوردارند اگر چه گروه اول اندک میباشند اما اگر گروه سوم را به آنها بیافزائیم به اکثریت قاطعی میرسیم که در آخرت خوشبختند.[۳۲۱] این بحث را میتوان در آیاتی که مربوط به خلقت حضرت آدم[۳۲۲] علیه السلام است پی گیری کرد. هنگامی که خدا خواست آدم را بیافریند و خلیفه ای از جانب خودش بر روی زمین قرار دهد، موجودی که نماینده او باشد و صفاتش پرتویی از صفات پروردگار، آن را به فرشتگان اعلام کرد: «و اذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه» فرشتگان میدانستند که در طبیعت انسان شر و فساد هست و لذا با تعجب سوال کردند: «قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء» آیا کسی را بر روی زمین قرار میدهی که فساد و خونریزی کند در حالی که ما تو را عبادت میکنیم، تسبیح و حمدت به جا میآوریم و تو را از آنچه شایسته ذات پاکت نیست پاک میشمریم. خداوند در اینجا پاسخ سر بستهای به آنها داد «قالَ انِّی اَعلَمُ ما لا تَعلَمُون» فرمود: من چیزهایی میدانم که شما نمیدانید. فرشتگان آن چنان که از سخنانشان پیدا است پی برده بودند که این انسان فردی سر به راه نیست، فساد میکند، خون میریزد و خرابی به بار میآورد. ملائکه این مطلب را از کلمه فی الارض (در روی زمین) دریافته بودند. زیرا میدانستند انسان از خاک آفریده می شود و ماده به خاطر محدودیتی که دارد طبعا مرکز تزاحم است، چه این که جهان محدود مادی طبع زیاده طلب انسانها را نمی تواند اشباع کند، حتی اگر همه دنیا را به یک فرد بدهند باز ممکن است سیر نشود. این وضع مخصوصاً در صورتیکه توأم با احساس مسئولیت کافی نباشد سبب فساد و خونریزی میشود.[۳۲۳] علامه طباطبائی در این باره میفرماید: ملائکه از کلام خدای تعالی که فرمود: میخواهم در زمین خلیفه بگذارم، چنین فهمیده اند که این عمل باعث وقوع فساد و خونریزی در زمین میشود، چون میدانستهاند که موجود زمینی به خاطر اینکه مادی است، باید مرکب از قوایی غضبی و شهوی باشد و چون زمین دار تزاحم و محدود الجهات است، و مزاحمات در آن بسیار میشود، مرکباتش در معرض انحلال و انتظامهایش و اصلاحاتش در مظنه فساد و بطلان واقع می شود، لاجرم زندگی در آن جز بصورت زندگی نوعی و اجتماعی فراهم نمیشود و بقاء در آن به حد کمال نمیرسد جز با زندگی دسته جمعی و معلوم است که این نحوه زندگی بالاخره به فساد و خونریزی منجر میشود.[۳۲۴] فرشتگان میدانستند که آدم موجودی مُلکی و زمینی است و موجود زمینی مادی و مرکّب از قوای غضبیّه و شهویّه است و قلمرو ماده، منطقه تزاحمها و درگیریها و لازمهاش افساد و خونریزی است.[۳۲۵] بعد از خلقت انسان، آدم به لطف پروردگار دارای استعداد فوق العادهای برای درک حقایق هستی بود. خداوند این استعداد او را به فعلیّت رسانید و همه اسماء را به او تعلیم داد. علم اسماء چیزی شبیه «علم لغات» نبوده است. بلکه مربوط به فلسفه و اسرار و کیفیات و خواص آنها بوده است، خداوند این علم را به آدم تعلیم کرد تا بتواند از مواهب مادی و معنوی این جهان در مسیر خویش بهره گیرد.[۳۲۶] بعد از تعلیم اسماء به آدم، خداوند آنها را بر ملائکه عرضه کرد و آن حقایق را نشان داد. گفت: شما اینها را به من معرفی کنید، بگویید نام اینها چیست؟ برای آنها مجهول بود. در پاسخ گفتند: خداوندا، منزهی تو جز آنچه به ما تعلیم دادهای چیزی نمیدانیم. آن وقت به آدم ماموریت داده شد که ای آدم، فرشتگان را از اسماء و اسرار این موجودات با خبر کن. هنگامی که آدم حقایقی را که برای آنها مجهول بود تعلیم داد، خداوند به فرشتگان فرمود: من نگفتم رازهای نهانی وجود دارد که من آن رازها را میدانم و شما نمیدانید؟ یعنی شما از آن موجود، فقط این جنبهاش را میدانستید و میشناختید و میگفتید او منشا شر و فساد میشود، اما این جنبه اش که او میرسد به جایی که شما باید در مکتب او بیاموزید، این را دیگر شما ندیده بودید. انسان موجودی است که در طبیعت او شر و فساد هست و در عین حال در طبیعت این موجود این استعداد هست که برسد به جایی که ما فوق فرشتگان و ملائکه قرار بگیرد و این دو هم به یکدیگر آمیخته است، تفکیک ناپذیر است.[۳۲۷] خدای سبحان در پاسخ و رد پیشنهاد ملائکه، مساله فساد در زمین و خونریزی در آنرا از خلیفه زمینی نفی نکرد و نفرمود: که نه، خلیفه ایکه من در زمین میگذارم خونریزی نخواهد کرد و فساد نخواهد انگیخت. در عوض مطلب دیگری عنوان نمود و آن این بود که در این میان مصلحتی هست که ملائکه قادر بر ایفاء آن نیستند و نمیتوانند آنرا تحمل کنند ولی این خلیفه زمینی قادر بر تحمّل و ایفای آن هست. آری انسان از خدای سبحان کمالاتی را نمایش میدهد و اسراری را تحمّل میکند که در وسع و طاقت ملائکه نیست. این مصلحت بسیار ارزنده و بزرگ است بطوریکه مفسده فساد و سفک دماء را جبران میکند.[۳۲۸] ملائکه نگفتند: خدایا این را که می آفرینی منهای شر و فسادش خلق کن. اگر برای ملائکه این مسئله مطرح بود ـ آن طور که اغلب ما این طور فکر میکنیم و میگوییم خوب، انسان آفریده شود منهای شر و فسادش ـ همین طور سخن میگفتند. نه، میدانستند اگر انسان آفریده شود آن شر و فساد هم جزء آن هست و قضیه منها ندارد. آنها میدانستند که انسان توام با این شر و فساد است منتها ما بعد شر و فساد یعنی جنبه های خیر کثیر را دیگر نمیدیدند. خداوند آن جنبه های دیگر را به آنها اعلام کرد. وقتی که فرشتگان آن استعدادهای دیگری که در همین انسان هست و آن خیرات کثیری که بر وجود این انسان مترتب است دیدند، اعتراض خودشان را پس گرفتند و فهمیدند که چرا باید چنین موجودی آفریده شود.[۳۲۹] مطالب بسیاری از قسمتهای مختلف این آیات استفاده میشود اما آنچه مربوط به بحث از آن فهمیده میشود نکات زیر است که در مطلب قبل بیان شدند. ۱ – تفکیک ناپذیری خیر و شر در خلقت آدم. ۲ – آفرینش مادی و زمینی انسان سبب فساد و شر میباشد. ۳ – آفرینش خیر کثیر همراه با شر قلیل در خلقت انسان همراه با ذکر این نکته که دوری از آن شر قلیل در خلقت انسان اجتناب ناپذیر است. ۳ـ۲ـ۳. مرگ ۳ـ۲ـ۳ـ۱. واژه شناسی مرگ در قرآن * توفّی: قرآن کریم از مرگ با عنوان «توفی» یاد کرده است. کلمه «توفی» به معنای گرفتن چیزی است به طور تمام و کامل، مثلاً وقتی میگویند: «توفیت حقی من فلان» و نیز «استوفیت حقی من فلان» معنایش این است که من تمام حقم را از فلانی گرفتم.[۳۳۰] کلمه توفّی به معنای این است که چیزی را به طور کامل دریافت کنی، مانند توفّی حق و توفّی قرض از بدهکار، که معنایش تا دینار آخر حق و طلب را گرفتن است.[۳۳۱] «توفّی» (بر وزن ترقی) از ماده «وفی» به معنی تکمیل کردن چیزی است و اینکه عمل به عهد و پیمان را وفا میگویند به خاطر تکمیل کردن و به انجام رساندن آن است و نیز به همین دلیل اگر کسی طلب خود را به طور کامل از دیگری بگیرد، عرب میگوید: توفی دینه، «یعنی طلب خود را به طور کامل گرفت». در آیات قرآن نیز توفی به معنی گرفتن، به طور مکرر به کار رفته است مانند «وَهُوَ الَّذِی یَتَوَفَّاکُم بِاللَّیْلِ وَیَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم بِالنَّهَارِ …»[۳۳۲]؛ و اوست کسی که شبانگاه روح شما را به هنگام خواب میگیرد و آنچه را در روز به دست آوردهاید میداند. در این آیه مساله خواب به عنوان توفی روح ذکر شده، درست است که واژه توفی گاهی به معنی مرگ آمده و متوفی به معنی مرده است ولی حتی در این گونه موارد نیز حقیقتا به معنی مرگ نیست بلکه به معنی تحویل گرفتن روح است.[۳۳۳] * موت: یکی دیگر از واژه هایی که در قرآن بر مرگ و مردن دلالت میکند واژه «موت» است. این واژه ۱۶۵ بار در ۱۴۳ آیه آمده است. مفردات با بررسی این واژه در برابر انواع حیات می گوید که موت دارای انواعی است: ۱- موت در برابر قوه نامیهای که در انسان و حیوان و گیاه موجود است مانند «یُحیَی الارضَ بَعدَ مَوتِها»[۳۳۴]؛ زمین را بعد از مرگش زنده میسازد. ۲- زوال قوه حافظه، مانند: «قالَت یلَیتَنی مِتُّ قَبلَ هذا وَ کُنتُ نَسیاً مَنسیاً»[۳۳۵]؛ گفت ای کاش پیش از این مرده بودم و یکسر فراموش شده بودم. ۳- زوال قوه عاقله که همان جهالت است، مانند: «اَو مَن کانَ مَیّتاً فَاحیَیناهُ»[۳۳۶]؛ آیا کسی که مرده دل بود و زندهاش گردانیدیم … ۴- حزن و خوفی که مکدر و تیره کننده حیات است، مانند: «وَ یَاتیَهُ المَوتَ مِن کُلِّ مَکان وَ ما هُوَ بِمَیّت»[۳۳۷] ؛ و مرگ از هر جانبی به سویش میآید ولی نمیمیرد. ۵- خواب که مرگ خفیف است، «وَ هُوَ الَّذی یَتَوَفّاکُم بِالَلیلِ»[۳۳۸] و به خاطر همین خداوند تبارک و تعالی مرگ و خواب را به نام «توفی» نامگذاری کرده است.[۳۳۹] این واژه در قرآن به معانی دیگر آمده که در ذیل به آن اشاره میشود: * جدایی روح از بدن و جسد، مانند: «کُلُّ نَفسٍ ذائِقهُ المَوت»[۳۴۰]؛ هر جانداری چشنده طعم مرگ است. * آب منی و نطفه (مراحل پیشین آفرینش انسان)، مانند: «کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَکُنتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْیَاکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ»[۳۴۱] ؛ چگونه خدا را منکرید با آنکه مردگانی بودید و شما را زنده کرد باز شما را میمیراند و باز زنده میکند. * گمراهی بی ایمانی و کفر، مانند: «اِنَّکَ لاتُسمِعُ المَوتیَ»[۳۴۲]؛ البته تو مردگان را شنوا نمیگردانی. * در مورد بتهای فاقد حرکت و جنبش که مورد پرستش واقع میشود، «اموات غیر احیاء»[۳۴۳] الفاظ دیگری در قرآن به کار رفته که بر مردن و مرگ دلالت میکنند مثل «هلک»[۳۴۴]، «صعق»[۳۴۵]، «قتل»[۳۴۶] ، «فنا»[۳۴۷] اما چون از ظرفیت رساله خارج است از آنها صرف نظر میکنیم. مؤلف مقاییس الغه در مورد واژه موت میفرماید: «ذهاب القوه من الشی»؛ موت یعنی از دست رفتن قدرت و توان چیزی. بنابراین با توجه به این ریشه است که عرب در موارد خاموشی آتش و از کار افتادن زمین از قابلیت کشت و زرع و حتی در مورد خواب انسان، لفظ «موت» به کار میبرد، چون در همه اینها یک قدر مشترکی وجود دارد و آن این که قابلیت ها و توانها از میان میرود.[۳۴۸] ۳ـ۲ـ۳ـ۲. حقیقت انسان واژه انسان ۵۶ بار در قرآن ذکر شده که با مراجعه به آنها معلوم می شود مراد از آن فقط جسد ظاهری و همین صورت خاکی نیست بلکه باطن، استعدادها و عواطف و دیگر ابعاد وجودی او نیز منظور شده است. آیاتی که در توصیف انسان است برخی بیانگر بعد منفی و برخی بیانگر بعد مثبت انسان است. در آیاتی که انسان مذمت شده است، تعبیراتی از قبیل: ظلوم کفار (ابراهیم /۳۴)، عجول (اسرأ /۱۱)، قدر ناشناس (حج /۶۶)، بخیل (اسراء /۱۰۰)، نا امید (هود / ۹)، دشمن آشکار (نمل / ۴)، فراموش کننده (زمر / ۸)، حریص (معارج / ۱۹)، بی تاب (معارج / ۲۰)، طغیانگر (علق /۶) و زیانکار (عصر/ ۲) آمده است. اما آیاتی که در مدح انسان است تعابیری از قبیل: تکریم (لقمان/ ۲۰)، تفضیل بر مخلوقات (اسراء/ ۷۰)، خلیفه الله (بقره/۳۰)، توانایی تسخیر جهان (لقمان/ ۲۰)، دمیده شدن روح الهی در او (حجر/ ۲۹)، شنوا و بینا بودن (انسان/ ۲)، توبه کننده (زمر/ ۸) و شاکر (انسان/ ۳) آمده است. با عنایت به این دو بعد از صفات انسانی بدست میآید که انسان غیر از جسم بعد دیگری دارد که منشاء این صفات است. انسان در نگاه قرآن ترکیبی از روح و بدن است و اینکه مرگ پایان زندگی انسان نیست بلکه روزنه ای است به زندگی دیگر و روح پس از جدایی از بدن باقی است و زندگی خود را در جهان برتر ادامه میدهد. به عبارت دیگر مرگ دروازه فنا نیست بلکه دروازه ابدیت است و بشر از این دروازه به جهان ابدی که آن نیز برای خود فرازهایی دارد گام مینهد و پاسدار این دروازه فرشته مرگ است که دست انسان را میگیرد و او را به سرای دیگر روانه میکند. مردن در منطق قرآنی تباهی نیست، صرف خراب شدن نیست، انهدام نیست بلکه مردن انتقال است و آن که میمیرد، در همان آنی که میمیرد از اینجا منتقل میشود به جای دیگر و در جای دیگر زنده است.[۳۴۹] اکثر حکمای اسلامی معتقدند که حقیقت انسان نه جسم است و نه جسمانی بلکه جوهری است مجرد از ماده و متعلق به بدن، آن هم تعلق تدبیری که با فساد و فنای بدن فانی نمیشود. اگر خواهی خود را بشناسی، بدان که هر کسی را از دو چیز آفریدهاند: یکی این بدن ظاهر که آن را تن گویند و مرکب است از گوشت و پوست و استخوان و رگ و یکی دیگر «نفس» است که آن را روح و جان و عقل و دل نیز گویند و آن جوهری است مجرد از عالم ملکوت و درّی است بس گرانمایه از سنخ مجردات.[۳۵۰] قول حق این است که انسان همان روح یا نفس اوست که ذاتا مجرد از ماده و علایق ماده است و غیر از بدن است اگر چه علاقه شدیدی به آن دارد و به اعتبار تجرد ذاتی آن، روح نامیده میشود و به اعتبار افعال و تحریکات، نفس و به اعتبار عقائد و تقلبات، قلب و به اعتبار مدرکات علمی، عقل نامیده میشود.[۳۵۱] صدر المتألهین نیز انسان را مرکب از روح و جسم میداند و میگوید: جسم فانی و مادی است ولی روح یا نفس باقی و مجرد است از نظر وی حقیقت انسان همین نفس ناطقه است که صورت ذاتی او میباشد.[۳۵۲] ۳ـ۲ـ۳ـ۳. اثبات روح برای انسان شکی نیست در اینکه در داخل این هیکل محسوس که ما آن را انسان مینامیم مبدئی برای حیات است که شعور و اراده آدمی مستند بدان است و خدای تعالی در آنجا که سخن از خلقت انسان به عنوان آدم دارد از این مبدأ تعبیر به روح و در بعضی موارد تعبیر به نفس نموده است. یک حقیقتی برای انسان وجود دارد که یک عمر به او میگفتیم تو، شما، جنابعالی و امثال اینها. آیاتی در قرآن وجود دارد که یک جوهر اصیلی را برای انسان اثبات میکند که انسانیت انسان به آن حقیقت اصیل است از جمله:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۱-۹-۱۷ گروه مجادله:
گروه های مجادله، گروهای کوچک بحث و گفتگو هستند که دارای رئیس و گزارشگر نیستند و در مورد یک یا چند موضوع اعضای گروه با یکدیگر بحث و گفتگومی کنند، محیط صمیمی و تعداد کم نفرات، فرصت بحث و گفتگو را توام با نتیجه بهتر برای افراد فراهم می کند.(مک گیل[۸]،۲۰۰۶).

۲-۱-۹-۱۸ گروه کار :
گروه کار، گروه کوچک دو یا سه نفری انتخاب شده است،که ازوظیفه عادی و روزانه خود منفک می شوند تا تلاش خود را صرف حل مشکل خاصی نمایند، درحین تجزیه و تحلیل مسئله و مشکل، گروه کار ممکن است نیازهای آموزشی جدیدی را شناسایی نماید که باید قبل از بکارگیری راه حل پیشنهادی توسط گروه کار، رفع گردد و گزارش نهایی گروه کار، این نیازهای آموزشی را مشخص می کند.(ابطحی، ۱۳۸۳).
۲-۱-۹-۱۹ روش نمایش و تشریح:
مربیان آموزشی، برای نشان دادن نحوه کار با یک دستگاه یا ماشین از روش نمایش و تشریح استفاده می کنند، معمولاً کارآموزان در این روش بیشتر نقش تماشاچی را دارند تا یک شرکت کننده فعال،این روش تازمانی که نکات مهم و اساسی موضوع مورد آموزش را به فرد انتقال دهد به طور موثر از مزیت تجربه مستقیم و آموزش مبتنی بر واقعیت برخوردار خواهد بود (همان،ص ۹۲).
۲-۱-۹-۲۰ روش نمایش و ارائه :
گاهی اتفاق می افتد که به دلایلی، دسترسی به موضوع معمولی مورد آموزش، امکان پذیر نیست و مربی مجبور است تجربیات حسی آموزشی را فقط در کلاس درس برای کارآموزان فراهم کند، در این شرایط باید تدبیری اندیشیده شود که نمونه بدل به جای نمونه واقعی بعنوان وسیله آموزشی تهیه شود، این نوع نمونه جایگزین گاهی هم می تواند خود نمونه مورد نظر یا قسمتی از آن باشد، بنابراین در این روش، آموزش از طریق در معرض دید گذاشتن مواد و اجسام سه بعدی به جای اشیاء واقعی اجرا می شود. (ابیلی ۱۳۸۴).
۲-۱-۹-۲۱ روش آموزشی چهار مرحله ای:
این روش شامل چهار مرحله، نشان دادن، گفتن، انجام دادن و کنترل کردن است، این روش برای آموزش نیروی انسانی مورد نیاز صنایع جنگی در جنگ جهانی دوم استفاده می شد . امروزه این روش در آموزشهای صنعتی و یا فعالیت های سازمانی روزمره که بیشتر جنبه اجرایی دارند به کار می رود (مک گیل، ۲۰۰۶).
۲-۱-۹-۲۲ روش مطالعه مرتبط:
در این روش باید موضوع مورد مطالعه با هدف آموزش همخوانی داشته باشد و در یک زمینه مشترک باشند، مربی باید کارآموزان را به مطالعه مرتبط تشویق کند، تهیه فهرست منابع قابل مراجعه، کارآموزان را یاری داده و تشویق می کند.(ابطحی، ۱۳۸۳).
۲-۱-۹-۲۳ آموزش مکاتبه ای:
در مواردی که شرکت کارآموز در کلاس به هر علتی امکان پذیر نباشد و یا برگزاری دوره های آموزشی در نقاطی از کشور عملی نباشد، این روش می تواند جایگزین مناسبی برای روش عادی و معمولی آموزش باشد، در این روش کارآموز مطالب لازم را بصورت مقاله یا کتاب از موسسه یا شخص آموزش دهنده از طریق پست و نامه نگاری دریافت می کند، این روش علمی و ارزان قیمت است و فقط کارآموز را از تجربه مستقیم آموزش و مبتنی بر عینیت محروم می نماید که این امرمی تواند با جمع آوری کارآموزان و برقراری دوره علمی کوتاه مدت رفع شود. روشها و فنون آموزش درحقیقت راههایی هستند که ما را در نیل به اهداف برنامه های آموزشی یاری می کنند. البته هیچکدام از روش های آموزشی را نمی توان بهترین روش تلقی نمود مگر اینکه با اهداف آموزش، شرایط شرکت کنندگان، تجربه اساتید و مربیان آموزشی هماهنگ باشد(همان ، ص۹۱).
۲-۱-۱۰ محتوای برنامه درسی آموزش کارکنان :
محتوا و مواد آموزشی در یک برنامه آموزش ضمن خدمت تابع اهداف ویژه ای است که برای دوره تدوین شده است. بنابراین در صورتی که هدف، از جامعیت و شفافیت لازم برخوردار باشد، مشخص کردن رئوس اساسی مطالب مورد بحث در دوره آموزشی، تا حد زیادی آسان می شود. علاوه بر مشخص کردن سرفصل های اصلی هر درس در یک دوره آموزش، ضرورت دارد کمیته آموزش ضمن خدمت در تصمیم گیری درباره محتوا و مواد آموزشی به موارد زیر توجه کنند : ۱- به منظور دستیابی به منابع آموزشی مفید وجامع، از صاحبنظران و کارشناسان ذی صلاح به طور نظام دار نظرخواهی شود. ۲- در تدوین منابع آموزشی، تناسب آن با ویژگیهای آموزش گیرندگان نظیر اطلاعات قبلی، تجارب شغلی و مسائل و مشکلات آنان مورد توجه قرار گیرد . ۳- در تدوین منابع آموزشی، تناسب آن با هدفها و سر فصلهای تعیین شده برای دوره به دقت مورد توجه قرار می گیرد. ۴- منابع آموزشی دست کم به صورت عملی و قابل کاربرد در محیط کار افراد تدوین شود. ۵- در منابع آموزشی دروس مختلف، منابع اضافی برای مطالعه بیشتر کارکنان معرفی شود . ( فتحی واجارگاه ، ۱۳۹۲ ).
۲-۱-۱۱ چالشها و راهکارهای آموزش ضمن خدمت:
مطالعات و تحقیقات نشان میدهد که در سالهای اخیر سازمانها به آموزشهای ضمن خدمت کارکنان بیش از گذشته توجه کرده اند و همسو با رشد میزان شاغلین به تحصیل در نظام آموزش عالی کشور، آموزشهای ضمن خدمت بخصوص در طیف بلند مدت رشد چشمگیری داشته است. با این حال پاره ای از مسائل گریبانگیر آموزش کارکنان در سازمانهاست که ضرورت دارد در پرتو تحقیقات آینده کالبد شکافی شود و برای برطرف ساختن آنها و در نتیجه بهبود کیفی آموزش کارکنان اقدامات لازم به مرحله عمل درآید. مهمترین مسائل که در اغلب سازمانها مشاهده می شود به شرح زیر است: ۱- کیفی بودن آموزش ضمن خدمت کارکنان. ۲- نداشتن نگرش نظام گرا نسبت به طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامه های آموزش ضمن خدمت. ۳- ناهماهنگی میان انواع آموزشهای ضمن خدمت . ۴- ناپیوستگی آموزشهای ضمن خدمت. ۵- استاندارد نبودن آموزشهای غیرحضوری. ۶- روشن نبودن تحقیقات در نظام آموزش ضمن خدمت. ۷- نبودن ارتباط نظام دار میان سازمانها و موسسات آموزشی. ۸- عدم وجود پایگاه اطلاعاتی منسجم و کارا. ۹- عدم تربیت پرسنل متخصص در امر آموزش کارکنان. ۱۰- نبود انجمن یا نشریه حرفه ای مناسب.
۲-۱-۱۲ فواید و کارکرد های آموزش ضمن خدمت :
۱- تسهیل در راه رسیدن به اهداف سازمانی . ۲- بهبود کمی و کیفی محصولات یا خدمات ارائه شده توسط سازمان. ۳- ایجاد هماهنگی در نحوه ی انجام کارها در سازمان. ۴- تقویت روحیه پرسنل و ایجاد ثبات در سازمان. ۵- کاهش در نظارت های مستقیم و غیرمستقیم. ۶- تقلیل میزان هزینه های عمومی از قبیل هزینه های خدماتی، آموزشی و…. ۷- تقویت حس وفاداری و همبستگی کارکنان نسبت به نظام آموزشی. ۸- جلوگیری از تداخل مسئولیت ها و وظایف و کاهش دوباره کاری ها در نظام آموزشی. ۹- شکوفا کردن استعدادهای نهفته کارکنان و مسوولان. ۱۰- ایجاد حس انعطاف پذیری لازم در کارکنان و مسوولان.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سوداوی
کج خلق، اضطرابی، انعطاف پذیر، متین و موقر، بدبین، محتاط، غیراجتماعی، ساکت
بلغمی
غیرفعال، دقیق، متفکر، صلح طلب، خویشتن دار، قابل اعتماد، دارای خلق ثابت، آرام
ب) جنبه های علّی شخصیت: کوشش آیزنک در این مبحث آن است که به کمک تحلیل عوامل ارثی و محیطی، علل زیربنایی اختلاف های شخصیت ها را بررسی کند و در این راه از یافته های فیزیولوژی، عصب شناسی، شیمی زیستی، قوانین توارث و علوم پایه کمک می گیرد. آیزنک روابط میان سنخ های ارثی و پدیداری در رشد شخصیت را چنین توجیه می کند که توازن و تعادل میان تحریک و بازدارندگی را بخش سرشتی شخصیت می داند و آن را همانند سنخ های ارثی می شمارد. او معتقد است که این جنبه سرشتی بر طبق قوانین وراثت مندل[۴۱] به ارث برده می شود. این سرشت فرضی با محیط در تعامل بوده و از طریق فرایندهای تجربی، مانند شرطی شدن، ترصد، خاطره پردازی، دوام پس تصویر، رد حسی شکلی و غیره شکل می گیرد. واضح است که چون هیچ یک از این پدیده ها معیار خالص و دقیقی برای تحریک یا بازدارندگی نیستند، نمی توان انتظار داشت که سنخهای پدیداری، معیار مشخص کننده ای برای سنخهای ارثی که به آنها اشاره کردیم، باشند (کریمی، ۱۳۹۲: ۱۳۶-۱۳۹).
 ۲-۲-۳-۶) نظریه های کوچک یا نظریه های نوار باریک: در دوره های اخیر گروهی از روان شناسان به این نتیجه رسیده اند که نظریه های جامع، نظیر نظریه فروید، یونگ، و دیگران، که کوشیده اند به همه سوال های مربوط به آدمی پاسخ بگویند، در این پاسخگویی ناتوان و عاجز مانده اند. زیرا پیچیدگی انسان و علل و عوامل متعدد رفتارهای او بیش از ان است که یک نظریه هر قدر هم جامع باشد، بتواند پاسخگوی همه مسائل انسانی باشد. اینان معتقدند که به جای توجه به ساختن نظریه های جامع، بهتر است نظریه هایی وضع شوند که تنها یکی دو جنبه از شخصیت انسان را، اما به طور کاملتر، مورد مطالعه و بررسی قرار دهند. در اینجا تعدادی از این نظریه های ارائه می شوند: الف) مکان کنترل: به عقیده بعضی از محققان، یکی از وجوه قابل مطالعه و مهم شخصیت، بررسی مکان کنترل در افراد است. به عقیده این محققان، افراد از نظر مکان کنترل، یا بیرونی هستند یا درونی. افرادی که از نظر مکان کنترل، بیرونی هستند، دارای تصور فقدان کنترل بر سرنوشت خود بوده و معتقدند که آنچه بر آنان می گذرد، حاصل عوامل بیرونی چون شانس، سرنوشت، افراد دیگر و نظایر آنهاست. به عبارت دیگر، خود آنها در جریان زندگی خودشان نقش فعال ندارند. افراد دارای کنترل درونی، خود را حاکم بر سرنوشت خود می دانند و مسئولیت موفقیت ها و شکست های خود را به گردن می گیرند. درونی ها در جریان رفتارها بیشتر حالت مسلط و فعال دارند، در حالی که برونی ها حالت منفعل و بیشتر غیر فعال از خود نشان می دهند. مکان کنترل درونی با واقع بینی، شناخت، و منطقی بودن همراه است، در حالی که مکان کنترل بیرونی، احساساتی بودن، عدم شناخت و غیرمنطقی بودن در برابر حوادث و رویدادها یا علل رفتارها را به همراه دارد. ب) شخصیت ماکیاولی: این سنخ شخصیتی، که به نام نیکولو ماکیاول فیلسوف ایتالیایی نامیده شده، از دو دستورالعمل معروف او پیروی می کند. یکی عبارت مشهور: هدف وسیله را توجیه می کند، و دیگری، دستورالعمل ها: بهترین راه کنترل داشتن بر مردم این است که به آنها آنچه را که دوست دارند بشنوند، بگوییم. روشن است که دستورالعمل اول رسیدن فرد به هدف خود از طریقی چه صحیح و چه غلط، چه مشروع و چه نامشروع، چه قانونی و چه غیرقانونی را مجاز می داند. دستورالعمل دوم نیز به روشنی ریاکاری، فرصت طلبی و نان به نرخ روز خوردن را آموزش می دهد. بدین ترتیب، در شخصیت ماکیاولی همه ویژگی های ذکر شده دیده می شود. به اضافه آنکه این شخصیت تمایل به بی رحمی، تدابیر خود محورانه در روابط متقابل، عدم اعتماد به دیگران و دروغگویی دارد. طبیعی است که همه این تدابیر در خدمت چنین افرادی برای رسیدن آنها به هدفشان است. ج) شخصیت نوع A: این سنخ شخصیتی در سال های اخیر مورد توجه محققان قرار گرفته است. افراد این سنخ به طور کلی با ویژگی بی قراری و زیاده فعال بودن مشخص می شوند. در افراد سنخ A حس رقابت طلبی شدید، پرخاشجویی، ناآرامی، سرعت در گفتار و حرکت ها و عجول بودن بیش از حد مشاهده می شود، به طوری که آنها را بیماران عجله و شتاب دانسته اند. افراد دارای شخصیت A سعی دارند که همه جنبه های زندگی، حتی آنهایی را که قابل کنترل نیستند، به کنترل خود درآورند. و در این زمینه دچار هیجان و جوش و خروش زیادی هستند و چون احساس کنند که کنترل محیط از دست آنان خارج شده است، شدیداً عصبی و ناراحت می شوند. د) شخصیت اقتدار طلب یا نوع F: در نخستین دهه های بعد از ۱۹۴۰ گروهی از روان شناسان اجتماعی به سرپرستی آدورنو در امریکا کوشش خود را به مطالعه شخصیت اقتدار طلب یا نوع F اختصاص داده اند. هدف این گروه شناخت شخصیت هایی بود که گرایش های فاشیستی و ضد یهودی داشتند و طرفدار تبعیض نژادی بودند. این گروه برای سنجش اقتدار طلبی مقیاسی تهیه کردند که به مقیاس F معروف شد. بر طبق نظر این محققان کسانی که در این مقیاس یا پرسش نامه، نمره بالایی کسب می کنند، گرایش به اقتدار طلبی دارند. برخی از ویژگی های شخصیت اقتدار طلب، که به وسیله این محققان مشخص شده است، عبارتند از: تحجر فکری، عدم گذشت در برابر خطای دیگران، دارای تمایلات تبعیض نژادی، شدیداً خود محور، تملق نسبت به منابع قدرت، اما زورگو به زیردست، طرفدار مجازات های سخت و خشن، پیشداوری نسبت به گروه های دیگر به ویژه اقلیت ها (کریمی، ۱۳۹۲: ۱۴۱-۱۴۳). بخش سوم: پیشینه تحقیق ۲-۳-۱) تحقیقات داخلی: عالمیان و همکارانش تحقیقی با عنوان “رابطه بین شخصیت و رفتار شهروندی سازمانی” در سال (۱۳۹۱) انجام دادند. هدف اصلی این تحقیق، بررسی و شناسایی ارتباط میان شخصیت و رفتار شهروندی سازمانی کارکنان سازمان توسعه صنایع نفت و انرژی است. روش تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها، توصیفی، از نوع همبستگی است. جامعه آماری این مطالعه را کارکنان کلیدی سازمان توسعه صنایع نفت و انرژی تشکیل می دهند که به صورت سرشماری (تمام شمار) نمونه آماری انتخاب و مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین ابزار گردآوری داده های این پژوهش پرسش نامه است. از بین ابعاد شخصیت، بعد ثبات عاطفی و با وجدان بودن از همبستگی قوی تری با مولفه های رفتار شهروندی سازمانی نسبت به ابعاد دیگر برخوردار است و سپس بعد سازگاری، تجربه پذیری و برون گرایی به ترتیب با رفتار شهروندی سازمانی رابطه داشته اند (عالمیان و همکارانش، ۱۳۹۱). یوسفی امیری و همکارانش (۱۳۹۲) تحقیقی با عنوان “بررسی ارتباط ویژگیهای شخصیتی پرستاران با رفتار شهروندی سازمانی در بیمارستان های آموزشی شهر زنجان” انجام دادند. هدف از این پژوهش بررسی نقش ویژگی های شخصیتی در بروز رفتار شهروندی سازمانی پرستاران در بیمارستان های آموزشی شهر زنجان در سال ۱۳۹۱ است. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع طرح های همبستگی است که در آن تعداد ۱۲۸ پرستار شاغل در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهر زنجان به صورت نمونه گیری سهمیه ای و تصادفی ساده انتخاب شدند و پرسش نامه های مربوط به متغیرهای پژوهش (ویژگی های شخصیتی و رفتار شهروندی سازمانی) را تکمیل نمودند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون معناداری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند گانه در محیط نرم افزار SPSS19 استفاده شد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که میان ابعاد شخصیتی پرستاران، سه بعد سازگاری، تجربه پذیری و ثبات عاطفی بیشترین نقش را در پیش بینی بروز رفتار شهروندی سازمانی آنها دارند. همچنین متغیرهای جمعیت شناختی (جنسیت، وضعیت تاهل، سن و سابقه خدمت) تاثیر معناداری در بروز رفتار شهروندی سازمانی آنها ندارند (یوسفی امیری و همکاران، ۱۳۹۲). رافضی و همکارانش (۱۳۹۱) تحقیقی با عنوان “رابطه بین ابعاد شخصیت و دو نوع رفتار شهروندی سازمانی"، انجام دادند. این پژوهش به منظور بررسی رابطه بین ابعاد شخصیت و دو نوع رفتار شهروندی سازمانی (معطوف به فرد و معطوف به سازمان) در مدیران و کارکنان شرکت صنایع هفت الماس و استیل البرز در شهر تهران انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که از میان ابعاد شخصیتی، سازگاری، برون گرایی و تجربه پذیری با رفتار شهروندی سازمانی معطوف به فرد و بعد سازگاری با رفتار شهروندی سازمانی معطوف به سازمان رابطه مثبت معنی دار دارد. بین بعد روان رنجورخویی و رفتار شهروندی سازمانی معطوف به سازمان نیز رابطه منفی معنی دار به دست آمد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که دو بعد سازگاری و روان رنجورخویی رفتار شهروندی سازمانی معطوف به سازمان را پیش بینی می کنند (رافضی و همکارانش،۱۳۹۱). صادق پور(۱۳۹۱) در تحقیق خود رابطه بین شخصیت و رفتار شهروندی سازمان رادر میان کارکنان دانشگاه سوره مورد بررسی قرار داد. نتایج تحقیق وی نشان می دهد که بعد ثبات عاطفی با رفتار شهروندی سازمانی دارای ۷۲ درصد ،بعد برون گرایی ۴۵ درصد، بعد تجربه پذیری ۵۳ درصد، بعد سازگاری ۶۰ درصد ودر آخر، بعد با وجدان بودن دارای ۶۹ درصد رابطه است. همچنین متغیر شخصیت به میزان ۵۳ درصد بر بهبود رفتار شهروندی سازمانی تاثیر گذار بوده است (صادق پور، ۱۳۹۱) . ۲-۳-۲) تحقیقات خارجی: بخشی و رانی (۲۰۰۹) در تحقیق خود با عنوان “رابطه بین پنج بعد شخصیت و رفتار شهروندی سازمانی” که در میان ۱۹۷ دکتر شاغل در دانشکده پزشکی در هند شمالی انجام شد، به این نتیجه رسیدند که از پنج بعد شخصیتی ، ابعاد برون گرایی ، با وجدان بودن ،وظیفه مداری وتجربه پذیری به صورت مثبتی با رفتار شهروندی سازمانی ارتباط دارند .در صورتی که ثبات عاطفی (عصبانیت) به صورت منفی با رفتار شهروندی سازمانی در ارتباط است.و آنها از طریق رگرسیون چند متغیره به این نتیجه رسیدند که برون گرایی ، با وجدان بودن ، و تجربه پذیری پیش بینی کننده های معنی داری برای رفتار شهروندی سازمانی کارکنان می باشند Bakhshi & rani, 2009) ). تان و تان (۲۰۰۸) در تحقیق خود با عنوان “رفتار شهروندی سازمان و بیهودگی اجتماعی: نقش شخصیت، انگیزه، و عوامل زمینه ای"، نقش شخصیت، انگیزاننده ها و عوامل زمینه ای را در تاثیر گذاری بر رفتار شهروندی سازمانی بررسی کردند. بدین منظور، این دو پژوهشگر ۳۴۱ نفر را که در گروه های پروژه ای مشغول بکار بودند، انتخاب و در سه دوره زمانی داده های لازم را از آنها کسب کردند. آنها از تحقیق خود به این نتجه رسیدند که رابطه مثبت و معنی داری بین رفتار شهروندی سازمانی وبرونگرایی برقراراست Tan& Tan , 2008)). کارپنتر (۲۰۰۸) مطالعه ای با عنوان “رابطه بین شخصیت فعال و پنج بعدآن با رفتار شهروندی سازمانی"، انجام داده است. نتایج تحقیق وی نشان داد که شخصیت فعال، دارای همبستگی بالایی با رفتار شهروندی سازمانی بوده، آن را پیش بینی می کند. همچنین شخصیت فعال به صورت مثبت و معنی داری با برون گرایی و با وجدان بودن در ارتباط است. در نهایت نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که شخصیت فعال به همراه پنج عامل بزرگ شخصیت، نقش قابل ملاحظه ای در پیش بینی رفتار شهروندی سازمانی دارد .(Carpenter, 2008) امریک و ایوما (۲۰۰۷) مطالعه ای با عنوان “ارزیابی رابطه بین شخصیت و رفتار شهروندی سازمانی، و نقش تعدیل گر اثربخشی رهبر گروه"، انجام دادند. هدف از این مطالعه، بررسی رابطه بین شخصیت و سه نوع رفتار شهروندی سازمانی، و آزمون اثر میانجی گری اثربخشی رهبر گروه در رابطه بین شخصیت و رفتار شهروندی سازمانی بود. داده ها از ۲۶۸ معلم مقطع متوسطه جمع آوری و توسط آزمون رگرسیون، فرضیه ها مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که معلمان برون گرا نسبت به معلمان درون گرا رفتار شهروندی بالاتری دارند و معلمان با وجدان کاری بالا تر، رفتار شهروندی بالاتری با دانش آموزان داشته و در کار خود دقیق تر و مسئولیت پذیرترند. حال آنکه، زمانیکه معلمان درون گرا و عصبی (روان رنجور) از طرف مدیر مورد قدردانی قرار می گیرند بیشتر از معلمان عاطفی و برون گرا، رفتار شهروندی سازمانی نشان می دهند (Emmerik & Euwema, 2007). ابو الانیان در سال (۲۰۰۷) تحقیقی با عنوان “رابطه بین شخصیت و رفتار شهروندی سازمانی: آیا شخصیت شهروندی کارکنان را تحت تاثیر قرار می دهد؟” انجام داد. داده ها در این مطالعه از بین ۱۶۴ نفر از کارکنانی که در بخش خدماتی در دبی کار می کردند، جمع آوری و تحلیل رگرسیون چندمرتبه ای بر روی آن انجام شد. نتایج نشان دادند که تجربه پذیری، با وجدان بودن، و ثبات عاطفی پیش بینی کننده های مهمی در رفتار شهروندی سازمانی هستند. ولی برون گرایی و سازگاری رابطه قابل توجهی با رفتار شهروندی سازمانی ندارند (Abu Elanain, 2007). فصل سوم روش اجرای تحقیق ۳-۱) مقدمه آمار به عنوان یک علم، امروزه شامل مفاهیم و روش هایی است که در تمام پژوهشهایی که مستلزم جمعآوری داده ها به وسیله فرایند آزمایش و مشاهده و استنباط و نتیجه گیری به وسیله تجزیه و تحلیل آن داده ها هستند، اهمیت بسیار دارد. از آنجا که آمار ابزار مناسبی برای تبدیل داده به اطلاعات است، استفاده از آن در دانش مدیریت به نحو وسیعی رایج گردیده است. به کارگیری برنامه های آماری و کامپیوتری به مدیران یاری رسانده تا در کمترین زمان ممکن اطلاعات لازم بسیاری را برای تصمیم گیری به دست آورند. بنابراین انتخاب روش یا روش هایی که بتواند به بهترین وجه خصوصیات و ویژگیهای اطلاعات جمعآوری شده را تحلیل و گزارش نماید از اهمیت خاصی برخوردار است. به کارگیری فنون پایهای آمار در بررسی صحت و سقم فرضیات، یکی دیگر از جنبه های کاربرد این علم در گستره مدیریت است. محقق مدیریتی، امروزه بسیاری از فرضیات خود را با فنون آماری محک میزند و صحت روابط متغیرهای آن را با رویکرد آماری بررسی می کند. اعتبار و پایایی همه تحقیقهای پرسش نامهای و مصاحبهای با بهره گرفتن از فنون آماری سنجیده می شود. ضرورت تصمیم گیری منطقی و اساسی در دنیای متلاطم امروز، اهمیت آمار و فنون را بیش از پیش آشکار کرده و استفاده از آن را اجتنابناپذیر مینماید. در این فصل از پایان نامه قسمت بسیار مهم و اساسی از فرایند تحقیق یعنی روش های مورد استفاده در تحقیق جهت بررسی جامعه آماری و تعیین روش ها نمونه گیری و حجم نمونه هم چنین روش ها و ابزار مورد استفاده جهت گرده آوری اطلاعات و روش های تجزیه و تحلیل اطلاعات گرده آوری شده پرداخته خواهد شد. هم چنین روایی و پایایی ابزار گردآوری اطلاعات(پرسش نامه) نیز موضوع دیگری است که در این فصل به آن پرداخته شده است. ۳-۲ ) روش تحقیق : تحقیق حاضر، جستجوی نظاممند داده و اطّلاعات حول محور تحلیل و بررسی متغیرهای رفتار شهروندی سازمانی و شخصیت در شعب بانک ملی استان گیلان است. پژوهش حاضر، براساس هدف کاربردی است. این تحقیقات با بهره گرفتن از زمینه و بستر شناختی و معلوماتی که توسط تحقیقات بنیادی فراهم شده برای رفع نیازمندی ها مورد استفاده قرار میگیرند. از سویی دیگر، از نظر ماهیت و روش تحقیق، توصیفی از نوع پیمایشی است. در این تحقیق، پژوهشگر ماهیت مسأله تحقیق که همان بررسی رابطه بین انواع شخصیت با ابعاد (ثبات عاطفی، برون گرایی، تجربه پذیری، سازگاری، با وجدان بودن) در نقش متغیر مستقل با رفتار شهروندی سازمانی با ابعاد (نوع دوستی، وظیفه شناسی، جوانمردی، فضیلت مدنی، احترام و تکریم) در قالب متغیر وابسته است را، توصیف می کند. از آنجایی که این پژوهش به چگونگی رابطه بین انواع شخصیت و رفتار شهروندی سازمانی می پردازد، از نظر ماهیت و روش تحقیق، توصیفی (غیر آزمایشی) است. این تحقیق از آن جهت غیر آزمایشی است که متغیر های تحقیق در آن دستکاری نمی شوند. ۳-۳ ) جامعه و نمونۀ آماری : جامعۀ آماری عبارت است از مجموعه ای از افراد یا واحدهایی که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند( مقیمی، ۱۳۸۵، ۳۶ ) همچنین جامعۀ آماری به کل گروه افراد، وقایع یا چیزهایی اشاره دارد که محقق می خواهد به تحقیق دربارۀ آن ها بپردازد (سکاران ، ۱۳۸۶: ۲۹۴). گروه نمونه مجموعۀ کوچکی از جامعۀ آماری است مشتمل بر برخی از اعضا که از جامعۀ آماری انتخاب شدند. به عبارت دیگر، تعدادی از اعضای جامعه آماری (اما نه همه ) که گروه نمونه را تشکیل می دهند. دلایل استفاده از نمونه به جای جمع آوری داده ها از کل جامعۀ آماری کاملاً آشکار است. در بررسیهای پژوهشی که شامل چندصد و حتی چندهزار عضو جامعۀ آماری می شود، عملاً غیرممکن است که اطلاعات را از هر عضو جمع آوری کنیم یا او را آزمون کنیم یا او را مورد آزمایش قرار دهیم. حتی اگر امکان پذیر هم باشد، به لحاظ زمان، هزینه و سایر مسایل منابع انسانی مقدور نیست. مطالعۀ یک گروه نمونه به جای کل جامعۀ آماری، گاهی ممکن است منجر به نتایج معتبرتری شود، بیشتر به خاطر این که خستگی کمتری وجود خواهد داشت و از این رو خطاهای کمتری در جمع آوری اطلاعات پدید می آورد مخصوصاً موقعی که اعضای جامعۀ آماری بسیار وسیع باشد(سکاران، ۱۳۸۶: ۲۹۷). در تحقیق حاضر جامعۀ آماری مورد بررسی، کارکنان شعب بانک ملی استان گیلان به تعداد ۱۲۳۴ نفر است. جهت برآورد حجم نمونه ابتدا به بررسی نرمالیته متغیر دوم در پیش آزمون پرداخته می شود در صورت تایید فرض صفر از روش فرمول و در غیر این صورت از جدول مورگان بهره می گیریم. ۳-۴) بررسی نرمال بودن متغیر دوم : در این بخش از فصل سوم به بررسی نرمال بودن متغیر وابسته یعنی رفتار شهروندی سازمانی پرداخته می شود. جدول۳-۱) آزمون کولموگروف- اسمیرنف برای متغیر رفتار شهروندی سازمانی
رفتار شهروندی سازمانی
انحراف معیار
۴۱۸۴۰/۰
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
طرفداران این نظریه یعنی کسانی که معتقدند مریض اختیار تمام اموال خود را دارد و هیچ محدودیتی بر او در زمان حیات خود و منجزاتش نیست،به روایات واحادیث استناد کرده اند و اتفاقا در این مورد نیز اخباری بسیار وجود دارد که آنها می توانند به آنها استناد کنند و استناد نیز کرده اند ما تا جایی که رساله توان حمل و گنجایش آنها را داشته باشد از روایات مختلف می آوریم .قبل از ورود به نقل روایات مقدمه ای لازم می نماید.گفته شده است که این روایات بسیار و مستفیض هستند و سندشان روشن است و صراحتا دلالت بر موضوع می کنند و مناقشه در سند های آنها به اینکه راوی واحد است یا دیگر ایرادات جایی ندارد،زیرا روایات ضعیف نیستند و اصحاب به آن عمل کرده اند ،لذا مناقشه و ایراد گیری قابل توجه و اعتناء نیست زیرا وقتی که خبر به درجه صحت رسید،عمل کردن به آن کفایت می کند که دلالت بر موضوع ظهور داشته باشد و تخصیص کتاب و خبر متواتر به وسیله خبر واحد از مواردی است که اشکالی در آن نیست بنابراین اگر چه اخبار ضعیف هستند ولی عمل اصحاب برای جبران ضعف سند کفایت میکند به اضافه اینکه بعضی از آنها صحیح هستند و برخی نیز موافق و بعضی حسن هستند و علاوه بر آنکه در مورد بحث به واسطه سند آنها و تواتر آنها قطع پیدا شده است زیرا تعداد روایات و نقل جمعی از اصحاب و نوشتن در همه کتب حدیث موجب قطع به صحت سند می شود پس اگر بحثی باقی مانده باشد،در دلالت و مضمون یا در جهت صدور و چگونگی آن است.
 از جمله روایت هایی که این گروه بدان استناد کرده اند عبارتند از : قول رسول خدا :«المومنون عند شروطهم» که بر وجوب التزام به تعهدات دلالت دارد و به دلیل عمومیت، تعهدات فرد مریض را نیز شامل می شود. صحیح صفوان از مرازم از اصحاب امام صادق (ع)؛ در مورد مردی که مقداری از مالش را در مریضی بخشیده بود نقل می کند که فرمود اگر آن مال را جدا کند نافذ است و اگر به آن وصیت کرد پس از ثلث نافذ می باشد.[۶۸]قابل ذکر است که صفوان و مرزام هر دو ثقه اند و روایت صحیح است و دلالت صریحی نیز بر مطلوب دارد و منظور جدا کردن این است که مال را به گونه ای از خود جدا کند که بین او و مال ارتباطی نباشد، به عبارتی مال را از ملک خود به وسیله یک عقد منجز و قطعی اعم از هبه یا صدقه خارج کند. روایت ابن بصیر از امام صادق (ع): «مردی که فرزند دارد آیا در گشایش است که مالش را برای خویشاوندان قرار دهد. حضرت (ص) فرمود مال خودش است هر کار می خواهد با آن انجام دهد تا وقتی که مرگش فرا رسد .صاحب مال تا زمانی که زنده است، حق دارد با مالش هر چه می خواهد انجام دهد، اگر می خواهد، آن را ببخشد، یا صدقه دهد، اگر می خواهد، آن را رها کند تا زمانی که مرگش فرا رسد و اگر به آن وصیت کرد، جز در ثلث نافذ نیست.[۶۹]»دلالت این حدیث بر خروج منجزات از اصل ماترک آشکار است و با عموم و اطلاقش مریض را در بر می گیرد.از حیث سند و دلالت نیز ایرادی ندارد. حدیث موثق دیگری از حضرت ابا عبدالله (ع) نقل شده است . مستند روایی این گروه از فقهاء یعنی فقهایی که قائل صحت تصرفات مریض در کل اموالش هستند،می باشد که حضرت فرموده است :میت نسبت به مالش مادام که در روح است اگر بخواهد بین خود و مالش جدایی افکند، بیشتر محق است ولی اگر گفت بعدا از من اجرا شود حقی جز در مورد ثلث اموالش ندارد .این مطلب در تهذیب شیخ طوسی است ولی بر اساس آنچه در الفقیه آمده است پس اگر تعدی کرد غیر از ثلث نمی تواند تصرف کند.پس منظور از قید بعدی و به قرینه مقابل وصیت می شود که منظور از مقابل وصیت غیر وصیت است و جز منجز نیست و در آن یک مناقشه ای وجود دارد از جهتی که در کتاب الفقیه آمده است که منظور از تعدی،تجاوز از ثلث است و آن به جای وصیت قرار می گیرد اینکه آن اعم است پس غیر از ثلث یعنی منجزات نیز شامل می شود و به خاطر عموم و اطلاق آن،که این توضیح دلیل بر خلاف مدعی می شود با این احتمال که امکان دارد بگوییم منظور از تعدی زمان حیات است که در این صورت با کتاب التهذیب نیز سازگار میآید.[۷۰] حدیث دیگری از حضرت ابی عبدالله امام صادق (ع) منقول است که دامنه اختیارات شخص را بسیار گسترده تر از آنچه که مشهور است نشان می دهد به طوری که حتی وصیت نسبت به کل مال را نیز جایز و نافذ می داند :«الرجل احق بماله مادام فیه الروح ان اوصی به، کله فهو جائز» [۷۱]که البته فقهاء به ذیل حدیث ایراد گرفتهاند که مخالف اجماع است که البته با بودن قسمت اول حدیث در مورد مدعای ما مشکلی پیش نمی آید به اضافه اینکه اصلا ممکن است منظور از وصیت منجزات باشد به واسطه اینکه معنی لغوی وصیت که اتصال و پیوستگی است چنین امری را می رساند چرا که وقتی کسی چیزی را به شخصی می فروشد بین او و مال او پیوستگی ایجاد می کند. ب-اجماع اجماع در لغت به معنای گرد آمدن، متفق شدن، برکاری و اتفاق و هماهنگی جماعتی است در امری. و در اصطلاح فقه اسلامی، یکی از اصول چهار گانه، و به معنی اتحاد فقهاء در مسئله یا در امری است .سه اصل دیگر کتاب و سنت و عقل است.[۷۲] یکی از ادله صحت تصرفات مریض از اصل ترکه، اجماع است که توسط سید مرتضی و ابن زهره حلبی نقل شده است.البته اشکالی بر این اجماع وارد کرده اند و آن اینکه اجماع ثابت نیست، چرا که مخالفان این مسئله زیاد می باشند و به نقل از شهید ثانی و بیشتر فقیهان، بلکه متاخرین آنها قائل به خروج از ثلث مال هستند و بر فرض ثبوت چون محتمل المدرک است اشکالی ندارد.[۷۳] ج-قاعده تسلیط یکی از ادله ای که برای اثبات نفوذ و اعتبار کامل منجزات می توان به آن استناد کرد قاعده تسلیط است.قاعده تسلیط از جمله قواعدی است که در فقه اسلامی آشکارا امنیت وضعیت حقوقی افراد را از حیث مالکیت آنها تضمین می نماید.بدیهی است که در این قاعده منظور تسلیط مالکلانه است زیرا تسلیط اعم از تملیک است.[۷۴] همان گونه که می دانیم مبنای این قاعده روایت «الناس مسلطون علی اموالهم» می باشد.معنای قاعده تسلیط این است که در رابطه مالکیت انسان و اشیاء اصل، جواز تسلط مطلق مالک نسبت به آنها است مگر آنکه خلاف آن ثابت شود.[۷۵] از آنجایی که مالکیت انسان بر اموالش دائمی و همیشگی است این امر اقتضاء دارد که کلیه تصرفات شخص در اموالش درست و صحیح باشد.تسلط انسان بر اموالش بر طبق قاعده است و به تعبیر دیگر قاعده تسلیط مقتضی جمیع تصرفات است.توقف تصرفات انسان بر اجازه وراث، منافی قاعده سلطنت است و عموم دلیل سلطنت ضرورت این اجازه را منتفی می سازد.بنابراین مقتضای قاعده تسلیط این است که تصرفات مریض متوقف بر اجازه ورثه نباشد، زیرا مادام که انسان زنده است مال در مالکیت او باقی است و تسلط بر اموال نیز از لوازم لاینفک مالکیت است و تنها استثنای قاعده تصرفات معلق بر مرگ است که تا ثلث نافذ است و باقی تصرفات انسان تحت اصل و قاعده باقی است.[۷۶] د-اصل استصحاب بنا بر تعریف علمای علم اصول: «الاستصحاب، هو الحکم ببقاء حکم او موضوع ذی حکم شک فی بقائه»[۷۷] در توضیح این تعریف باید گفت که هر گاه بقای حکم یا موضوعی که قبلا وجودش یقینی بوده است مورد تردید واقع شود، بنا به حکم شارع آن حکم و آثار شرعی مترتب بر وجود واقعی اش را باقی می دانیم.بر این اساس استصحاب بر سه رکن یقین سابق، شک لاحق و وحدت بین متعلق یقین و شک استوار است.[۷۸]حجیت استصحاب نیز دارای مبانی است که از آن جمله می توان به بنای عقلاء،حکم عقل، اجماع و روایات معصومین اشاره کرد. هر چند غالب کسانی که مریضی مشرف به موت را این گونه تعریف کرده اند در توجیه نظر خود استدلال می کنند که اصل استصحاب و عموم ادله دال بر جواز تصرف انسان زنده در اموال خویش است و فقط مبتلایان به مریضی های خطرناک هستند که باید به واسطه دلالت روایات خاص از تحت عموم این ادله خارج شوند. مبحث سوم-دیگر وضعیت های مریض گفتار اول-ازدواج و طلاق مریض در قانون مدنی ایران به تبع فقهای امامیه، نکاح مریض برای ارث زوجه، مشروط به دخول یا شفا یافتن از مریضی شده است.ماده ۹۴۵ قانون مدنی مقرر می دارد: «اگر مردی در حال مرض زنی را عقد کند و در همان مرض قبل از دخول بمیرد زن از او ارث نمی برد،لیکن اگر بعد از دخول یا بعد از صحت یافتن از آن مرض بمیرد، زن از او ارث می برد.» بدیهی است که ازدواج منشاء آثاری چون مهریه،نفقه،عده،محرومیت و غیر آن است.قانون مدنی فقط به ارث توجه نموده ولی پرسش آن است که آیا دخول یا صحت از مریضی کاشف از صحت ازدواج قبل از هنگام وقوع است یا به عکس مرگ قبل از دخول و قبل از بهبودی کاشف از بطلان عقد است؟ آنچه مسلم است آنکه مرد مریض حق دارد ازدواج کند.در این خصوص دو روایت وجود دارد. در روایت اول که از زراره از امام صادق نقل شده است آمده که مریض نمی تواند زنش را طلاق دهد ولی می تواند ازدواج کند،که اگر ازدواج کند و با زنش هم بستر شود ازدواج نافذ خواهد بود و اگر هم بستر نشود تا در آن مریضی بمیرد ازدواجش باطل است و برای زنش مهریه و ارث نخواهد بود.[۷۹]آنچه از این حدیث مستفاد می شود آن است که اولا ازدواج باطل است و ثانیا ازدواج باطل اثری ندارد بنابراین مرگ قبل از دخول کاشف از آن است که زن مالک مهر نشده است،در حالی که اگر ازدواج صحیح بود به مجرد عقد زوجه مالک مهر بود و مرگ قبل از دخول یا موجب استقرار تمام مهر می شود یا مثل طلاق قبل از دخول موجب نصف شدن مهر. به هر حال هر چند در ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی آمده است: «به مجرد عقد زن مالک مهر می شود و می تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید.» حکم این ماده منصرف به ازدواج فرد سالم و تندرست است و نه مریض. روایت دیگر از فرزند زراره یعنی عبید بن زراره از امام صادق (ع) نقل شده .بدین ترتیب که مریض نمی تواند زنش را طلاق دهد اما می تواند ازدواج کند چنانکه ازدواج کرد و با زنش هم بستر شد،زن ارث خواهد برد و اگر هم بستر نشود ازدواجش باطل خواهد بود.[۸۰]هر چند بعضی از فقها در عمل به این روایات بدان جهت که با عمومات قرآنی مخالف است تردید کرده اند اما بعید نیست که گفته شود این احکام مورد اجماع فقهاست و دیگر وجهی برای تردید باقی نمی ماند زیرا عمومات منصرف از ازدواج در حال مریضی است . از میان فقهای اهل سنت، شافعی هر چند ازدواج مریض را صحیح می داند اما آن را مقید به شرط دخول یا شفا یافتن از مریضی نکرده است.دلیل شافعی یکی از عمومات قرآنی مثل این آیه شریفه است که می گوید: «ازدواج کنید به زنانی که از آن ها خوشتان می آید» و دلیل دیگرش این است که ازدواج عقد معاوضه است و مریض می تواند عقد معاوضه را جاری کند.اما زهری از فقهای اهل سنت مثل فقهای امامیه ازدواج مریض را صحیح می داند ولی بردن ارث را مشروط به دخول می کند به این استدلال که شوهر با ازدواج در حال مریضی متهم می شود که می خواهد به ورثه اش ضرر برساند.بالاخره مالک رییس مذهب مالکیه ازدواج مریض را باطل می داند به این استدلال که مریض مشرف به مرگ احتیاجی به ازدواج ندارد و با این ازدواج می خواهد به ورثه خود ضرر برساند.[۸۱] تامل در مواد ۹۴۴ و ۹۴۵ قانون مدنی نشان می دهد که میان مفاد آنها و حکم حجر مریض تناسبی وجود ندارد،چه آنکه حجر مریض بدان معناست که تصرفات تبرعی و محاباتی شخص مبتلا به مرض رو به موت، مادام که از آن مرض شفا نیافته، از ثلث نافذ است و در بیش از این مقدار با تنفیذ و اجازه ورثه قابل قبول خواهد بود، حال آنکه احکام فوق صرفا برخی از شرایط استثنایی وراثت زوجین را در عقد دایم مطرح کرده است،بدون آنکه از حجر و تحدید تصرفات مالی صحبتی به میان آورده باشد. از طرف دیگر اطلاق عنوان مرض در مواد مذکور حاکی از آن است که عنوان مذکور شامل هر نوع مریضی می شود و مقصود صرفا مریضی رو به موت نیست.این در حالی است که حکم حجر مریض بر فرض صحت،تنها در مورد اشخاصی صادق است که مرض آنها متصل به مرگ باشد. گفتار دوم-اقرار مریض اهمیت و ارزش اثباتی اقرار، در میان ادله اثبات حق و دعوی، بر کسی پوشیده نیست و به دلیل عقل و شرع اقرار شخص عاقل به زیان خویش نافذ بوده و اقرار کننده به مفاد اقرار خود ملزم میشود. در مورد نفوذ اقرار شخص سالم، هیچگونه نزاعی میان فقیهان و حقوقدانان وجود ندارد ولی در مورد اقرار مریض (در مرض موت) اختلاف شده و میان دانشمندان مذاهب پنجگانه فقهی در اسلام، نظراتی گوناگون به چشم میخورد. مرحوم صاحب جواهر میگوید: «مشهور فقیهان امامی مذهب، حالات فوق را ملحق به مرض موت ندانستهاند؛ تنها ابن جنید اینگونه حالات و امثال آن را که حالت مرگ در آنها غالب است، محلق به مرض موت دانسته است؛ ولی دلیلی بر این قول وجود ندارد؛ زیرا مراد از تعبیر روایات حالت مرض است و شاید ابن جنید قبل از رجوع از قول به قیاس این قول را اختیار کرده بوده و بعداً از آن برگشته است؛ تنها در مورد زن حامله از شیخ طوسی نقل شدهاست که در حال وضع حمل هرگاه خونریزی و درد داشته باشد ملحق به مریض میشود و برخی از فقیهان به این قول تمایل نشان دادهاند. سپس مرحوم صاحب جواهر میگوید شاید در بعضی از حالات قول به الحاق بعید نباشد.»[۸۲] قول دیگر درباره اقرار مریض آن است که مطلقاً چه برای وارث و چه برای اجنبی و چه با اتهام و چه بدون اتهام، اقرار او از اصل مال نافذ است. مرحوم صاحب جواهر میگوید: این قول میان بیشتر متقدمان همچون شیخ طوسی، ابن ادریس حلی و سایر کسانی که منجزات (تصرفات غیر معلق بر موت) مریض را از اصل مال او نافذ میدانند مشهور است. شیخ طوسی در الخلاف میگوید: در آیه مبارکه «کونوا قوامین بالقسط شهداء لله و لو علی انفسکم»،[۸۳]شهادت شخص به ضرر خود همان اقرار است و این جواز و لفظ عام است و شامل تمام حالات و همه افراد میشود و تخصیص این عموم نیاز به دلیل دارد. در مورد طلاق، زمانی طلاق دهنده مریض محسوب میشود که از تاریخ طلاق تا مدت یک سال در همان مریضی بمیرد. حنیفه این حکم را به اقرار نیز سرایت دادهاند. در شرحالمجله آمده است: «زمانی حکم مریض شامل حال مقر میشود که در مدت کمتر از یک سال از زمان اقرار، در همان مریضی بمیرد؛ ولی اگر مریضی او یک سال یا بیش از آن طول بکشد و به همان حال باشد در حکم شخص سالم است و تصرفاتش حکم تصرف اشخاص سالم را دارد؛ مگر اینکه مریضی او شدت یابد و حالش متغیر شود و سپس بمیرد که در این صورت، از زمان شدت مریضی، مریض محسوب میشود»[۸۴] حنفیان بین اقرار مریض برای وارث و غیر وارث قائل به تفکیک شده اند در حالی از نظر شیعه تفاوتی بین این دو وجود ندارد.شیخ طوسی در این مورد در کتاب الخلاف می گوید: « برای ما امامیه و نیز فرقه شافعیه که اقرار مریض را برای وارث و غیر وارث صحیح میدانیم دیگر فرقی نمیکند که مقرله در زمان اقرار، وارث باشد یا در زمان مرگ مقر؛ در هر صورت، اقرار صحیح است ولی تمام کسانی که اقرار مریض برای وارث را صحیح نمیدانند گفتهاند: ملاک عدم صحت اقرار مریض برای وارث، وارث بودن در هنگام مرگ مقر است نه هنگام اقرار و و عثمان البتی گفته است ملاک، زمان اقرار است. »[۸۵] گفتار سوم-هبه کردن مریض هبه عبارت است از یکی از عقود تبرعی که با ایجاب از واهب و قبول از موهوب له منعقد می شود،و به مقتضای آن واهب در مال خود بدون عوض تصرف می کند و فقه حقوقی بر به حساب آوردن هبه به عنوان عقدی پس از اختلافی که در مورد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- صرف انواع هزینهها، بدون رسیدن به بهرهوری بالا نظیرهزینههایی همچون کاغذ، نیروی انسانی بیشتر، انواع هزینههای پستی و …
- کندی تولید اسناد و فرمهای کاغذی که منجر به کندی پاسخگویی به مراجعه کنندگان می شود.
- محدود شدن دسترسی و مراجعه مردم به ادارات در ساعات اداری
- عدم دسترسی سریع به اطلاعات و بایگانیهای ادارات که خود باعث کند شدن جواب گویی به ارباب رجوع می شود.
- پراکندگی جغرافیایی شعبههای مختلف ادارات که ارائه خدمات و دسترسی به اطلاعات را دچار مشکل می کند.
- کندی و پیچیدگی جستجوی اسناد و مدارک و مکانیابی آن ها
- عدم رسیدن سازمان به بهرهوری بر اثر وجود مشکلات در سیستمهای دستی و غیر الکترونیکی
- ایجاد ازدحام اربابرجوع در ادارات و ایجاد نارضایتی بین آن ها
با توجه به مشکلات فوق، ارائه خدمات اداری به صورت الکترونیکی ضرورت انکارناپذیری خواهد داشت. هر چند تاکنون برخی از خدمات اداری و مالی به صورت الکترونیکی به مردم عرضه می شود. ولی تا رسیدن به نقطه مطلوب و فراگیر کردن ارائه خدمات الکترونیکی در کل سیستم اداری مسیر طولانی در پیش است(جهانگیر ،۱۳۸۹). ۲-۱۰-۴ شبکه طبقه بندی پورتالهای خدمات الکترونیکی ارائه دهندگان خدماتی که برچسب های تحت عنوان (clik & bits e-portals) دارد. اما پورتال هایی که انحصارا خدمات را در دنیای مجازی ارائه می دهند بر چسب briks & bits یا (company partal) دارند. پورتال هایی که خدمات origin آنان از شکل bricks یک شکل مجازی bits تبدیل شده است(بنجامین و لاوری،۲۰۰۲).. ۲-۱۰-۵ اهداف دولت الکترونیک ۱- دسترسی به مشتری در همه لحظات ۲- بهبود کارآمدی تعاملات بین کارگزاران و کاربران ۳- بهبود شبکه اطلاع رسانی به شهروندان ۴- بهبود ارائه خدمات شهروندی در گستره ی سطح کشور ۵- کاهش بوروکراسی اداری و ارائه خدمات سریع و صرفه جویی در زمان ۶- حذف تراکم ارباب رجوع در دستگاه های دولتی ۷- بهبود پایگاه های اطلاعاتی، اطلاع رسانی و اطلاعات مربوط به شهروندان در حوزه های مختلف(بنجامین و لاوری،۲۰۰۲). ۲-۱۰-۶ مدل لذت بخش بودن حفظ حریم خصوصی کیفیت وب سایت تکنولوژی فایده رسانی سهولت استفاده امنیت شکل ۲-۵ عوامل تأثیرگذار بر تکنولوژی(ابزری و دیگران، ۱۳۹۰) ۲-۱۰-۷ جمع بندی این چارچوب به طور وسیع به عنوان یک پیش بینیکننده پذیرش بر اساس درک افراد از سهولت استفاده و مفید بودن آن از یک تکنولوژی خاص مورد استفاده قرار میگیرد. سهولت استفاده تعیینکننده اندازهای است که یک شخص برای استفاده از تکنولوژی بدون هیچ گونه زحمت و تلاشی آن را درک می کند. در واقع سهولت استفاده درکشده توسط کاربر نشاندهنده راحتی انجام کار بوسیله تکنولوژی بدون هیچ زحمت و تلاش اضافی میباشد. این دو متغیر یعنی سهولت استفاده درکشده و مفید بودن درکشده توسط فرد ایفاکننده نقش مهمی در تصمیم مبتنی بر اتخاذ تکنولوژی میباشد. مدل پذیرش تکنولوژی ذاتاّ به دنبال این است تا دلایل افراد برای قبول یا رد IT را درک کند، و عواملی را که نشاندهنده ارتباط بین مفید بودن، سهولت استفاده، گرایشات و استفاده واقعی از کامپیوتر بعد از تعامل با سیستم برای دورهای کوتاه را مورد تحقیق قرار میدهد. مدل پذیرش تکنولوژی تلاش می کند تا رفتار افراد را به سوی سیستمهای فناوری اطلاعاتی نشان داده و پیش بینی کند، بنابراین پذیرش موفقیتآمیز سیستم و استفاده واقعی از سیستم را به یکدیگر مرتبط میسازد.
 ۲-۱۱ رضایتمندی و خدمات الکترونیکی ۲-۱۱-۱ عوامل مؤثر بر رضایتمندی از خدمات الکترونیک ۲-۱۱-۱-۱ اعتبار در کلی ترین مفهوم، اعتبار یعنی اینکه شرکت خدماتش را بر مبنای تعهداتش ارائه دهد- تعهدات درباره ارائه خدمات، تهیه خدمت، حل مسائل و قیمت. مشتریان می خواهند تا کار را با بانکهایی انجام دهند که زمان صرف شده برای دریافت خدمات کم ،خدمات متنوع ، گوناگون وامنیت نقل وانتقال وجوه بالا باشد(کامپیو، ۱۹۹۵). ۲-۱۱-۱-۲ پاسخگویی پاسخگویی تمایل به کمک کردن به مشتریان وفراهم کردن خدمات فوری می باشد.این بعد بردقت وفوری بودن در پاسخ به درخواستها ، سوالات، شکایات ومسائل مشتریان تاکیددارد. پاسخگویی برای مشتریان از طریق زمانی که آنها مجبورند تا برای کمک کردن منتظر بمانند، جواب به سوالات یا توجه به مسائل اتلاق می شود(اریکسون، ۲۰۰۸). ۲-۱۱-۱-۳ اطمینان اطمینان بعنوان ادب و تواضع کارکنان ،آگاهی وتجربه مدیران شرکت و کارکنانش برای رساندن اعتماد و اطمینان، تعریف می شود. این بعد احتمالا بویژه برای خدماتی مهم است که مشتریان در گیر ریسک بالایی می شوند و یا آن مشتریانی که احساس عدم اطمینان زیادی به توانایی شان برای ارزیابی نتایج دارند(چوزف و استون[۴۱]، ۲۰۰۳). باید توجه کرد که اطمینان واعتماد ممکن است در شخصی که مشتری را به شرکت مرتبط می سازد، مجسم کند، مانند موسسه بیمه. در دیگر موقعیتها، اعتماد واطمینان در خود سازمان مجسم می شود مانند کمپانی های بیمه. در قدمهای اولیه یک ارتباط، مشتری ممکن است از شواهد ملموس برای ارزیابی بعد اطمینان استفاده کند. شواهد نمایان رتبه بندی، نیکنامی، جایزه و گواهی های ویژه ممکن است اطمینان را به مشتریان درباره فراهم کننده خدمات حرفه ای ارئه دهد(ساجدیفر و دیگران، ۱۳۹۱). ۲-۱۱-۱-۴ همدلی همدلی دقت وتوجه فردی است که شرکت نسبت به مشتریانش دارد. مشتریان می خواهند تا احساس کنند که به وسیله شرکت درک می شوندوبرای شرکت مهم می باشند ونیز کارکنان شرکت رازدار آنها هستند.پرسنل در شرکتهای خدماتی کوچک اغلب مشتریانشان را بانام می شناسندوروابطی را با آنها برقرار می کنند که دانششان را راجع به نیازمندیهای شخصی مشتریان وترجیحاتشان را نشان می دهد.زمانیکه شرکت کوچکی با شرکتهای بزرگتر رقابت می کند، توانایی آن برای همدل بودن بامشتریانش، یک مزیت آشکاری را برای شرکت کوچک ایجاد می کند(فوری و دیگران[۴۲]، ۲۰۰۶). ۲-۱۱-۱-۵ عوامل محسوس عوامل محسوس شامل نمایان بودن تسهیلات فیزیکی،تجهیزات ،وسایل آسایش درونی ، پاکیزگی وآراستگی پرسنل می باشد. تمامی این موارد،نمایش فیزیکی یا تصاویری از خدماتی را که مشتریان برای ارزیابی کیفیت مورد استفاده قرار خواهند داد، فراهم می کند(حسینی و دیگران، ۱۳۹۱). بایدتوجه داشت که بیشتر شرکتها عوامل محسوس را با دیگر ابعاد ترکیب می نمایند تایک استراتژی کیفیت خدمات را برای شرکت فراهم نمایند. ۲-۱۱-۲ مدل شکل ۲-۶ عوامل تأثیرگذار بر رضایتمندی(حقیقی و دیگران, ۱۳۸۸) ۲-۱۱-۳ جمع بندی مطالعات انجام شده نشان میدهد که هر چه رضایتمندی بیشتر می شود وفاداری نیز بیشتر خواهد شد در واقع وقتی که میزان نارضایتی بالا باشد، کارکنان بهانهای برای خروج از شرکت یا بیان نارضایتی خواهد داشت(یان لو، سه اوک[۴۳]، ۲۰۰۸). تلاش برای تعریف وفاداری بیش از آنچه تصور می شود مشکل است؛ مشکل اصلی تشخیص این نکته است که آیا وفاداری یک متغیر رفتاری یا متغیر مربوط به نگرش است. استفاده از معیار نمایندهی وفاداری بسیار رایج بوده است، چرا که فرض بر این است که رضایت بر قصدخرید، تأثیر مثبت دارد. چنین رفتارهایی ممکن است به دلایل متغیرهایی مانند انتخاب، راحتی، و درآمد باشد. این امر نشان میدهد که معیارهای وفاداری مبتنی بر نگرش(رضایت)، شاخص ها یا معیارهای ضعیفی بهمنظور پیش بینی رفتار کاربران هستند. با توجه به محدودیتهای رضایت بهعنوان معیار نمایندهی وفاداری، معیارهای وفاداری مبتنی بر رفتار، مانند تازگی، تکرار و ارزش پولی، یعنی معیارهایی که در بازاریابی مستقیم کاربرد زیادی دارند، به طور روز افزونی مورد استفاده قرار میگیرند. ۲-۱۲ جمع بندی کلی پژوهش ارائه خدمات الکترونیکی و مبتنی بر فناوری اطلاعات در سیستم اداری کشور، در راستای تحقق دولت الکترونیک است. دولت الکترونیک به معنای اطلاع رسانی و خدمات رسانی به موقع، دقیق و کارا در ۲۴ ساعت شبانه روز، ۷ روز هفته و تمامی روزهای سال از طریق رسانه های الکترونیکی گوناگون است. که مهم ترین نتیجه آن، بهبود کیفیت و کمیت خدمات به مردم و به دنبال آن افزایش رضایت مردم خواهد بود. بسیاری از خدمات الکترونیک ایجاد شده اند و اخیرا توسط افراد و سازمانها مورد استفاده هستند، با این وجود کاربرد آنها و کیفیت آنها به صورت خاص کمتر از انتظار کاربران است. از آنجا که این یک دوره جدید است، آموزشهای بسیار و بهبودهای فراوان مورد نیاز است تا به رشد بیشتری دست یابیم. برای رسیدن به این هدف، بسیاری از سازمانها به تحلیل دادههای بسیار پرداخته اندتا اطلاعات جدید که به آنها در شناسائی و به کارگیری فناوری و بهبود کسب و کار کمک کند. همچنین شاهد پیشرفت صنعت تحلیل شبکه بوده ایم. تعداد روزافزون شرکتهای ارائه دهنده نرم افزار و خدمات برای تجزیه و تحلیل دادههای شبکه در مورد فعالیتهای آنلاین بازدیدکنندگان شبکهها قابل ملاحظه است. آنها گزارشات مفیدی خلق می کنند که رهنمون برای بهبود شرایط کارخانه ارائه می دهند. این به ایجاد روشهای جدید و پیشرفته ترغیب میکند. پیشرفتهای در این زمینه بسیار کارامد بوده اند برای صنعت تحلیل شبکه و سازمانهای که انواع مختلف خدمات الکترونیک را فراهم میآورند و به دستیابی به بلوغ و کیفیت در خدمات یاری می دهد. ما روشی برای تبدیل دادههای حاصل از شبکههای خدمات الکترونیکی را به تحلیلهای کسب و کار ارائه کرده ایم. روش پیشنهادی مبتنی بر مدل ارزشی خدمات الکترونیک است. شامل ابعاد اصلی ارزش است و برای هر یک معیارهای ارزش اصلی، ساختار سه لایهای کارآمدی، موثر بودن و رفتار آتی کاربر ایجاد می شود. این مدل ارزشی ارزیابی خدمات الکترونیکی و پردازش آنها را هدایت میکند. روش ما عناصری از چهارچوبهای نظری بنیادی در خدمات آموزش الکترونیکی IS که توسط دانشگاه ملی فناوری اتن برای متخصصان ICT فراهم شده است مورد بررسی قرار گرفت. این به ما کمک کرد بتوانیم شواهدی که کارآمدی روش ما تصدیق کنند فراهم کنیم. هدف اصلی پیاده سازی دولت الکترونیک توزیع خدمات دولتی سریع تر و سهل تر به مردم در هر لحظه از هفته و شبانه روز است، اغلب دولت ها با درک مزایا و قابلیت های فناوری اطلاعات و ارتباطات سعی در گسترش ارائه خدمات الکترونیکی و الکترونیکی نمودن فرآیندهای خود دارند، گسترش دولت الکترونیک از یک سو موجب کاهش حجم بدنه دولت دولت و از سوی دیگر موجب رضایتمندی مردم از دریافت سریع تر و سهل تر خدمات می شود، به طور حتم به منظور میل به موفقیت، حرکت دولت ها به سوی دولت الکترونیکی باید به صورت تدریجی صورت گیرد، به طوری که در کنار الکترونیکی نمودن فرآیندها ، ایجاد زیر ساخت های فیزیکی ، فرهنگ سازی، آموزش، تدوین قوانین و مقررات مرتبط مورد توجه قرار گیرد، حرکت تدریجی الکترونیکی نمودن دولت باید با الکترونیکی نمودن تعدادی از خدمات دولتی صورت گیرد، در این میان خدمات دولتی برخی عام تر می باشتد و خدمات گیرندگان بیستری را تحت پوشش قرار می دهند، طبیعی است که این نوع خدمات باید زودتر از خدمات دیگر الکترونیکی شوند، زیرا علاوه بر عام بودن خدمت ، فرایند فرهنگ سازی در کل جامعه نیز به وقوع می پیوندد و عموم مردم از مفاهیم دولت الکترونیکی و مزایای آن بیشتر مطلع می شوند و این نقطه قوتی در جهت تسریع پیاده سازی دولت الکترونیک است، در کشورهای پیشرفته جهان پیاده سازی دولت الکترونیکی با تاکید بر ارائه چند خدمت اصلی دولتی آغاز شده و به تدریج توسعه یافته است. فصل سوم
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱۱/۱۱
۴
۱/۶
CCE، OC، ECe، pH(1:5)، C/N به ترتیب ظرفیت تبادل کاتیونی، کربنات کلسیم معادل، کربن آلی، قابلیت هدایت الکتریکی عصاره اشباع، pH عصاره ۲ به یک آب به لجن و نسبت کربن به نیتروژن لجن هستند. ۴-۳- اثر لجن بر برخی از ویژگیهای خاک پس از برداشت گیاهان، به منظور اثر لجن فاضلاب بر برخی ویژگیهای خاک، از خاک هر گلدان، نمونهبرداری صورت گرفت و پس از هوا خشک نمودن و عبور از الک ۲ میلیمتری، پارامترهایی نظیر pH ،قابلیت هدایت الکتریکی و کربنآلی در نمونههای خاک اندازه گیری شدند. ۴-۳-۱- تأثیر لجن فاضلاب بر کربن آلی خاک کربنآلی مهمترین پارامتر و شاخص برای کیفیت و تقویت حاصلخیزی خاک است (ریوز[۴۶]، ۱۹۹۷). نتایج نشانداد که با افزایش میزان کاربرد لجن، درصد کربنآلی خاک افزایش معنیدار یافته است (شکل ۴-۱). با توجه به جدول ۴-۳، بیشترین مقدار کربن آلی با افزایشی معادل ۴/۲ و ۸/۲ درصد به ترتیب در تیمارهای ۱۸۰ و ۳۶۰ تن در هکتار لجن مشاهده گردید که از لحاظ آماری تفاوت معنیداری بین این دو تیمار مشاهده نشد ولی نسبت به شاهد تفاوت معنیدار داشتند. همچنین بین تیمارهای ۵/۲۲ تن در هکتار و شاهد نیز تفاوتی مشاهده نشد.
 سومار و همکاران (۲۰۰۳) گزارش کردند که کربن آلی در خاکهای تیمار شده با کمپوست پسماند شهری افزایش معنیداری را نسبت به شاهد و خاکهای تیمار شده با کودهای شیمیایی داشت. در آزمایش دیگر نیز مقدار کربن آلی خاک از ۸۱/۰ درصد در تیمار شاهد به ۳۸/۱ درصد در تیمار حاوی مقادیر بالای لجن افزایش یافت (نواس و برمودز، ۱۹۹۸). همچنین فو و همکاران (۲۰۰۲)، الیویرا و همکاران (۲۰۰۲) نیز نشان دادهاند که کاربرد لجن فاضلاب، مقدار کربن آلی خاک را افزایش میدهد. مواد آلی به دلیل اثر سازندهای که بر ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی، زیستی و حاصلخیزی خاک دارند، به عنوان یکی از ارکان باروری خاک شناخته شده اند. افزایش مادهآلی خاک سبب افزایش حلالیت عناصر کممصرف در خاک و هم چنین بهبود خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک شده و عملکرد گیاه را افزایش میدهد (شریفی و همکاران، ۲۰۱۱). وجود این ترکیبات باعث پیدایش خلل و فرج فراوان در خاک می شود، وزن مخصوص ظاهری خاک را کاهش و پایداری خاکدانهها و حاصلخیزی خاکرا افزایش میدهد. تحقیقات مختلف نیز نشان می دهند که پسماندهای آلی به دلیل دارا بودن مقادیر زیاد ترکیبات آلی میتوانند نقش به سزایی در تأمین ماده آلی خاک و نیز کاهش زیانهای ناشی از کمبود این مواد در خاک داشته باشند (دلگادو و همکاران، ۲۰۰۲؛ کید و همکاران، ۲۰۰۷؛ کرمی و همکاران، ۲۰۰۹؛ ساماراس و همکاران، ۲۰۰۸). شکل ۴-۱- اثر سطوح مختلف لجن فاضلاب بر کربن آلی خاک جدول ۴-۳- مقایسه میانگینهای اثر کاربرد سطوح مختلف لجن فاضلاب بر کربن آلی خاک، pH و قابلیت هدایت الکتریکی
سطوح لجن فاضلاب
کربن آلی (%)
pH
قابلیت هدایت الکتریکی (دسیزیمنس بر متر)
شاهد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بر اساس موارد ذکر شده و نتایج به دست آمده دانشجو به واسطه بزرگسال بودنش و اینکه باید دوباره ویژگی های دوران کودکی همچون پرسش گری و تفکر انتقادی را داشته باشد بایستی به این مساله بپردازد که فلسفه ورزی موجب بازسازی تفکر پرسش وی می گردد. همچنین دانشجو به واسطه دانشجو بودنش می بایست نقش بسزایی در تولید علم داشته باشد و این از طریق توجه به جنبه های شخصیت فلسفی خود امکان پذیر می باشد. پیشرفت بعد شناختی و رفتاری دانشجو در این باره اسمیت ضمن توجه به این موضوع که دانشجو برای رشد بعد شخصیتی و شناختی خود نیاز به توجه دارد و می بایست انگیزه کافی برای پیشرفت بعد شناختی داشته باشد به این نکته توجه نموده است که برای دانشجویان ، کشف این موضوع که برخی از بزرگترین مغزهای متفکر جهان با همان مسایلی دست به گریبان بوده اند که ذهن آنها را هم به خود مشغول داشته ، امری غیرعادی نیست؛ مسائلی که در ذهن آنها به حدی پیچیده ، مبهم و غامض مانده که شخص را در بحث و فحص پیرامونشان به شک و تردید می اندازد. با این حال ، آنان این مسائل را دارای اعتبار همیشگی و ارزش دائمی می دانند؛ به طوریکه فکر و اندیشه شان در لحظات خلوت و تنهایی به آنها معطوف می گردد. در حین جستجو و کشف نوشته های برخی فلاسفه شهیر جهانی ، پرسش ها و اندیشه های فردی و خصوصی شخص در قالب یک رشته مسائل کاملاً منظم قرار می گیرد که این ، اغلب برای بررسی و مطالعه دقیق اندیشه ها و عقاید اساسی ، یک محرک مناسب خواهد بود و البته ، پیروی از یک ذهن درجه یک که باعث وضوع و دقت اندیشه شود ، احتمالاً آمادگی بسیار خوبی برای ارتقای سطح زندگی شخص به سطوح اندیشمندانه تر است.(اسمیت، ۱۳۹۰)
 بر این اساس دانشجو بایستی به پرسش گری و جستجوگری در مفهوم مورد نظر داشته باشد و ما بایستی در گام اول روحیه پرسش گری، نقادی، توجه و تمرکز وی را فعال نماییم تا دانشجو با انگیزه به یادگیری فلسفه از بعد روشی آن بپردازد. دانشجو می بایست همواره در مسیر قانع شدن باشد و با ایجاد پرسش های بنیادی و مبنایی، ماهیت مسائل را مورد سوال قرار دهد و با طرح پرسش های عمیق فلسفه ورزی نماید به عبارتی فلسفیدن و رشد علمی دانشجو در گرو طرح پرسش های دقیق و عمیق می باشد. این رشد در واقع مبتنی بر توجه عمیق به مفهوم دیالکتیک می باشد. بعد چهارم: جایگاه برنامه درسی(محتوا و روش) آموزش عالی محتوای قابل ارائه نتایج به دست آمده به این موضوع اشاره دارد که در حال حاضر محتوای دقیقی برای این موضوع در دسترس نمی باشد. اما آنچه مورد دقت واقع شده است این است که ما باید با توجه به اهداف فلسفه ورزی که در نظر داریم دست به گزینش و یا تولید محتوای متناسب بزنیم. باقری در این باره می گوید:” ما با این دانشجویان دو جور فلسفهورزی میتوانیم داشته باشیم. یکی فلسفهورزی عام است و یکی فلسفهورزی فلسفه علم در حوزه علم خودشان است. دومی که برایشان کاملاً جالب است. یعنی اگر یک کسی که رشتهاش فیزیک است، ما برویم و راجع به فلسفه فیزیک صحبت بکنیم. کاملاً مرتبط است. چون که میآید و راجع به محتوای همان علم یک سری پرسشهای بنیادی مطرح میکند. طبیعتاً کسی که در آن حوزه است، اینها برایش جالب است. یعنی کاملاً در فضا است و میفهمد. پس یکی از فایدههایی که فلسفه میتواند برای همین دانشجویان داشته باشد، این
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اخلاق خوب
به نظر بسیاری از زنان متاهل اگر میزان مهریه پایین باشد مردان راحتتر میتوانند به خواستههای نابجای خود برسند. به طور مثال خانمی ۴۵ساله، غیرشاغل به ما چنین گفت، که مهریهاش ۱۴ سکهاست و هر وقت مشکلی در زندگیش پیش میآید، همسرش به راحتی میگوید: “مهریه ات را بگیر و برو” وی از اینکه آن زمان میزان مهریه اش را پایین گرفته پشیمان است. در این میان اکثر زنان داشتن استقلال اقتصادی و داشتن درآمد را برای زن منبع بزرگ احساس قدرت میدانستند. از سوی دیگر به زعم آنان زنی قدرتمند است که سوار به زندگیش باشد یعنی بتواند سازماندهی کند تا امور خانواده نظم داشته باشد و امنیت و آرامش خانواده فراهم بشود در این میان آگاهی زنان از حقوق خود، زیرکی، سیاست داشتن، تحصیلات نیز به عنوان منابع احساس قدرت زنان بیان شده است. هر چند که برخی از زنان، جامعه مردسالار را مانعی برای رسیدن به این احساس قدرت میدانستند. چنانچه بوردیو اذعان دارد، به دلیل وجود نظام مردسالار حتی با دستیابی زنان به عوامل قدرت همچون تحصیلات، درآمد و شغل ساختار مردانه قدرت تغییر نیافته است. چنین بهنظر میرسد تا زمانیکه برتری یک جنس در جامعه پذیرفته شده باشد، مشروعیت اقتدار زنان غیرقابل قبول باقی میماند، البته ممکن است در یک خانواده به طور مشخص این اقتدار از طرف اعضا پذیرفته شود اما از جانب جامعهای که این خانواده در آن قرارگرفته، پذیرفته نمیشود و حتا تمسخر هم میشود. به همین سبب به نظرمیرسد در چنین فضایی تنها عوامل مشروع احساس قدرت در زنان، عواملی هستند که توسط جامعه و در چارچوب نقشی که زنان توسط آن تعریف شدهاند. ارزش و احترام بالایی که جامعه برای مادری، همسری یا سایراشکال نقشهای جنسیتی سنتی قایل است و بیتوجهی به سایر روابط یا انواع اقتدار در سیر زندگی فردی زنان، نمونهای از این مثال است. احتمالا اعمال قدرتی که جامعه به صورت سنتی برای نقشهای زنان در نظر میگیرد، شیوهای است که در یک دیدگاه عامتر، اقتدار مردانه را باز تولید میکند و قدرتی که زنان در ازای ایفای نقش مادری یا سالخوردگی(به عنوان عوامل قدرت زنانه در شکل سنتی)دریافت میکنند، به نظر میرسد به معنای دست شستن از سایر اشکال اقتدار یا سایر نقشهایی است که زن میتوانسته است در سالهای جوانی یا باروری خود در جامعه ایفا کند.
 در کل زنان اظهار داشتند به سبب شرایط اجتماعی و اینکه مردان زود سست میشوند و دنبال تنوع طلبی نیز هستند، مهریه بالا مانعی در برابر تنوع طلبی آقایان است. ترس از پرداخت مهریه منجر به کوتاه آمدن مردان و پیش رفتن حرف زنان میشود. خانم ۳۵ ساله خانهدار بیان نمود: “وضعیت کنونی جامعه به نوعی است که آقایان زود سست شده و دچار تنوع طلبی میشوند گاه در زندگی از اینکه مهریه ام بالا بوده احساس قدرت کرده ام. در حین زندگی با همسرم احساس نمودم همسرم تلفنی با خانم دیگری ارتباط دارد موضوع را با وی در میان گذاشتم هر چند که وی شدیدا آن را انکار کرد ولی من وی را تهدید به اجرا گذاشتن مهریه نمودم، از آن زمان به بعد همسرم بیشتر به من توجه نمود، رابطه تلفنی اش را قطع کرد و در زندگی در مقابل درخواستهایم کمتر مقاومت میکند". در بین زنان مطلقه برخی مهریه خود را دریافت کرده بودند، مثلا خانمی ۲۴ساله دانشجو توانسته بود با دریافت مهریه به صورت قسط بندی هر ماه دو سکه، تحصیلات خود را ادامه داده و به راحتی زندگی کند و دغدغه مالی هم نداشته باشد. خانم ۳۶ساله در حین طلاق گفت که همسرش توان مالی پرداخت مهریه را نداشته و قبول کرده در قبال دادن حضانت فرزند به وی با طلاق موافقت نماید. خانم ۳۶ساله که به گفته او به سبب شرایط خانوادگی نتوانستهاست تحصیلاتی بیشتر از دوره ابتدایی داشته باشد و به خاطر وضعیت مالی خانواده از همان ابتدا به کارهای موقت پرداخته تا کمک خرج خانواده اش باشد و به دلیل همین وضعیت اقتصادی خانواده باعث شده در سن ۱۹سالگی ازدواج نماید. بعد از چند سال زندگی با همسرش به خاطر بیکاری همسرش همچنان مسئولیت مالی خانواده را به دوش میکشد و در حال حاضر در بخش خدماتی دانشگاه شاغل بوده و از اینکه همسرش از لحاظ مالی به او وابسته و وی منبع درآمد خانواده بوده احساس قدرت داشتهاست، با این همه اعتیاد و بددهنی همسرش باعث میشود برای حفظ آبرو در مقابل دیگران کوتاه بیاید. در حال حاضر پرونده طلاق آنها در دادگاه در جریان است و وی توانسته در مقابل بخشش مهریه خود سرپرستی فرزندش را به عهده بگیرد. وی معتقد است میزان مهریه وی ۵۰۰ سکه، به وی احساس قدرت بخشیده و به دیگران هم توصیه میکند میزان مهریه خود را پایین نگیرند تا بتوانند در موارد لازم از آن استفاده کنند. از مصاحبهها چنین برداشت میشود که هر چند به طور محسوس زنان احساس قدرت را کمتر تجربه کرده باشند ولی از میزان مهریه خود توانسته اند در زمانهای مختلف و در برهههای مختلف زندگی خود استفاده برده و از پس مشکلات خود بربیایند و به نظر میرسد این احساس قدرت ناشی از میزان مهریه همیشه با آنها بوده است. به نظر قریب به اتفاق خانمهایی که با آنان گفتگو شد مهریهی سنگین برای زن، اهرم قدرت برای نیل به اهداف مشروع است: اولا با توجه بهاین که قانون مدنی، حق طلاق را از اختیارات شوهر اعلام کرده و زن فقط در موارد عسر و حرج، چنین حقی را پیدا میکند، در صورتی که زن متقاضی طلاق باشد، ناگزیر از اقامهی دلیل و اثبات عسر و حرج خود است. چه بسا زنان قادر به اثبات بدرفتاریهای همسران خود نبوده و دادگاه، تقاضای طلاق آنها را مردود اعلام کرده است. در صورتی که اگر زن دارای مهریهای سنگین باشد و آن را به اجرا بگذارد یا از طریق دادگاه مطالبه کند، مرد ملزم به حضور در دادگاه و تعیین تکلیف زن برای طلاق یا ادامهی زندگی خواهد بود. همچنین در صورتی که مهریه سنگین باشد و زن متقاضی طلاق، و دادگاه تقاضای طلاق زن را نپذیرد، وی میتواند با غمض عین از مهریهی خود به صورت طلاق خلع، موافقت شوهر را برای طلاق کسب کند. همچنین با توجه بهاین که مادر برای حضانت طفل تا سن هفت سالگی اولویت دارد و بعد از آن اولویت با پدر است، چنانچه زندگی زناشویی به طلاق منجر شود زن میتواند انصراف از اخذ مهر و بخشیدن آن را به مرد منوط به اخذ حق حضانت فرزند بکند. از این قرار در عرف جامعه ما مهریههای سنگین، تضمینی برای جلوگیری از طلاق، و تامین مالی زن برای دوران جدایی، یا برای جبران کمبود سهم الارث و یا ابزاری برای تحقق طلاق و تحصیل موافقت مرد برای حضانت فرزند توسط زن بعد از طلاق است. ۴-۱-۴- مهریه به مثابه سرمایه اقتصادی مهریه در اصل نوعی سرمایه اقتصادی است هر چند در برخی موارد میشود تاثیر آن را به طور مستقیم دید ولی در اصل یک نوع پشتوانه اقتصادی به شمار میآید که در برهه زمانی خاص میتوان از آن استفاده نمود. از اهداف تئوریک بوردیو، مربوط به ساختارگرایی، ما شاهد برداشتی از مسئلهی قدرت هستیم که میان قدرت و توزیع نابرابر امکانات (اقتصادی) علامت تساوی میگذارد. طبق نظر او، اگر کسی دارای سرمایهی زیادی باشد، نتیجتا دارای قدرت هم هست. توصیف بوردیو از ساختار طبقاتی، یا «فضای اجتماعی»، تجریدی و شکل بندی شدهاست. فضای اجتماعی، فضایی چند بعدی است که در آن، جایگاه افراد بوسیلهی مجموعهای از ویژگیها تعیین میشود: یا از زبان بوردیو “بوسیله ی ساختار روابط میان تمام ویژگیهای مربوط که ارزش خاص هر یک از آنها را تعیین میکند و تاثیری که آنها روی کارکردها میگذارند". از میان این “ویژگیهای مربوط” میتوان به شغل، تحصیلات، درآمد، شغل والدین، تحصیلات و درآمد والدین، منشاء جغرافیایی، جنسیت و غیره اشاره کرد. طبق نظر بوردیو، طبقه میتواند بعنوان مجموعهای از افراد با جایگاه تقریبا مشابه در فضای اجتماعی، تعریف شود. فرض بر آن است که این افراد موضعگیریها و منافعی مشترک را بسط میدهند و بنابراین رفتار مشابهی خواهند داشت و طرز فکر مشابهی را عرضه خواهند کرد. بوردیو مفهوم سرمایه را تنها به منافع مادی، سرمایهگذاریها و سودهای پولی، پیوند نمیزند. سرمایهی اقتصادی تنها یکی از بسیاری شکلهای دیگر سرمایه است. جدول شماره (۴-۴ ): کارکرد مهریه در بین زنان
بخشش مهریه در قبال حضانت فرزند
دریافت مهریه به صورت اقساط و گذران امور مادی بعد از طلاق
استفاده از مهریه به عنوان تهدید و پیش بردن امور
بخشش مهریه و گرفتن طلاق توافقی
دریافت مهریه از ارث و احساس امنیت اقتصادی بعد از فوت همسر
مانعی برای برخی کارهای ناشایست همسر
تثبیت خانواده
مانعی جهت ازدواج مجدد مرد
ایجاد منزلت و شان اجتماعی
سخت کردن طلاق
ایجاد پرستیژ و تفاخر اجتماعی
در اکثر مصاحبهها دیده میشود که مهریه نوعی سرمایه و پشتوانه اقتصادی به شمار میآید مثلا خانم دانشجویی توانسته از مهریه برای آینده و ادامه تحصیلاتش استفاده کند.زنان دیگری توانسته بودند مهریه را به شیوههای مختلف دریافت نمایند، گاه در قبال موارد دیگر به صورت پایاپای از مهریهاستفاده میکنند، یا خانمی ۸۱ ساله بیوه در قبال سفر حج، مهریه خود را میبخشد و خانم دیگری در ازای حضانت فرزندش مهریه را با همسرش مبادله میکند. به نظر افرادی که از آنان نظرخواهی شد، مهریه، کمبود سهم الارث زن را جبران میکند. چرا که قانون مدنی ایران، سهم الارث پسر را دو برابر دختر قرار داده است. دو نوع از شکلهای مهم سرمایه که بوردیو طرح میکند، عبارتند از: سرمایهی فرهنگی و سرمایهی اجتماعی. استفاده از مفهوم سرمایهی فرهنگی این پیش شرط را دارد که چیزی به نام فرهنگ مشروع و شناخته شده وجود داشته و به درجات مختلف غالب باشد، و برای همین بتوان، مانند پول، با درجات مختلف به آن فرهنگ دسترسی داشت. در جوامع مدرن میان سرمایهی فرهنگی و شایستگیهای رسمی تحصیلی پیوندی برقرار است و بوردیو در موارد زیادی برای سرمایهی فرهنگی کسب شده درسیستم آموزشی از مفهوم سرمایهی آموزشی استفاده میکند. سرمایهی اجتماعی عبارت است از شبکهی ارتباط اجتماعی و جریان اطلاعات. یک فرد از سرمایهی اجتماعی بالایی برخوردار است اگر او ارتباطهای اجتماعی گستردهای داشته باشد که بتواند برای دستیابی به هدف اش آنها را بسیج کند. با بالا رفتن میزان مهریه، سرمایه اجتماعی زن بالا میرود. خانم ۳۱ساله شاغل در این مورد به ما گفت: “در بین دوستان و آشنایان زمانی که از میزان مهریه ام سوال میشود از اینکه مهریه ام بالا است، احساس خوبی دارم و از این وضعیت راضیام". تعیین شان اجتماعی زن با توجه به میزان مهریه بیانگر تعریف آن به منزله نوعی از سرمایه اجتماعی است، چنان که گاه با توجه به تحصیلات و طبقه اجتماعی خانواده میزان مهریه نیز محاسبه میشود. به زعم برخی از پاسخگوها به طور نامحسوس در برهههایی از زندگی آنان شأن خاصی را برای زن به همراه دارد. به گفته خانمی ۲۴ساله، “مهریه بالا شأن اجتماعی دختر است و من از اینکه مهریه ام کم باشد مخالفم چون کم بودن میزان مهریه را دلیل کم ارزشی خود میدانم و به هیچ عنوان قبول نمیکنم که همسرم میزان مهریه را کم انتخاب کند". ۴-۱-۵- جمع بندی روایت کلی مصاحبهها در ارتباط با زندگی زنان بیانگر تلاش و کوششی است که آنها طی سالیان زندگی خود برای اداره و یا کنترل عواملی که زندگی خانوادگی آنها را متاثر میسازد، دارند. به نظر میرسد که فراهم ساختن آرامش زندگی خانوادگی و حفظ آن، انگیزه اصلی آنها در زندگی است. بدین سبب این انگیزه زنان را وامیدارد تا هرکاری را که لازم است انجام دهند تا نگرانی تقریبا همیشگی آنها برای از هم پاشیدهشدن زندگی خانوادگی را کاهش دهد. در این میان تعیین مهریه بالا یکی از راه حلها بوده که علاوه بر ایجاد یک نوع پشتوانه و سرمایه اقتصادی برای زنان سرمایه اجتماعی و فرهنگی را نیز در پی دارد. از دیدگاه زنان میزان مهریه بالا میتواند تاحدودی منجر به جلوگیری از ازدواج مجدد و حتی خیانت احتمالی مردان شود و همچنین مانعی برای طلاق در هر شرایطی میدانستند، آنان این میزان بالا را تضمینی برای حفظ خانواده و آرامش آن میدانستند. زنان از میزان مهریه خود توانستهاند در زمانهای مختلف و در برهههای مختلف زندگی خود به نوعی استفاده برده و از پس مشکلات خود بربیایند و به نظر میرسد این احساس قدرت ناشی از میزان مهریه همیشه با آنها بودهاست. هر چند گاهی به صورت نامحسوس و گاهی محسوستر بوده است.این دسته از زنان طی دورههای زندگی خود هرگاه احساس کنند که شرایط خانواده نگرانکننده است و یا همسرشان در شرایط دلخواه نیست، انواع شیوهها از قبیل تهدید به دریافت مهریه بالا و گاه غر زدن و حتا ترک خانه را بکار میگیرند تا اوضاع را مجددا به کنترل خود درآورند. به نظر میرسد موفقیت در این امر یعنی حفظ کانون خانوادگی عاملی است که به زنان احساس قدرت میدهد
مقدمه
در این فصل به بررسی نهایی وضعیت متغیرها (توصیفی) و روابط بین آنها (تحلیلی) میپردازیم. ابتدا توزیع افراد را بر اساس متغیرهای زمینهای و متغیرهای مستقل و وابسته توصیف میکنیم که شمای کلی از جامعه مورد بررسی را بر اساس این متغیرها، پیشرو داشته باشیم و در ادامه از طریق آزمون رابطه بین مفاهیم و متغیرها به تحلیل داده های گردآوری شده خواهیم پرداخت.
۴-۲- بخش کمی
ویژگیهای کلی جمعیت نمونه در بررسی کمی
جمعیت نمونه در این بخش، شامل زنان در ۸ تیپ (زنان مجرد شاغل، زنان مجرد غیر شاغل، زنان متاهل شاغل، زنان متاهل غیر شاغل، زنان بی همسر در اثر طلاق شاغل، زنان بی همسر در اثر طلاق غیر شاغل، زنان بی همسر در اثر فوت شاغل، زنان بی همسر در اثر فوت غیرشاغل) هستند. گستره سنی زنان مورد بررسی در این بخش زنان ۱۸ تا ۸۶ سال هستند و تعداد اعضای خانواده پاسخگویان از سه نفر تا ۱۰ نفر را شامل میشوند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بحث و نتیجهگیری
۱۲۴
منابع فارسی
۱۳۶
منابع انگلیسی
۱۳۹
کلیات تحقیق فصل اول: طرح مسأله امر روزمره دارای معانی متعدد و مبهمی است، ولی بهطورکلی میتوان بدین نکته اشاره کرد که بستر فرآیندهای پویایی مانند آشنا ساختن امر ناآشنا، نزاع بر سر پذیرفتن و رد کردن امور جدید و سازگاری با شیوههای متفاوت زیستن است. بنابراین، این ابهام و درعینحال نزدیک بودن امر روزمره به تجارب همه افراد، موجب آن نمیشود که امر روزمره امری آشنا و کاملاً شناخته شده و پیشپاافتاده باشد. از همین روست که بستر زندگی روزمره که در نگاه اول ممکن است چندان مهم و قابلتوجه به نظر نرسد، به محمل مطالعات عده زیادی از متفکران علوم انسانی و جایی برای فراهم آوردن مواد اولیه تحلیلهای جامعه شناختی بدل میشود.
 یکی از مباحثی که تقریباً در نظرات بسیاری از افرادی که در باب زندگی روزمره کار کردهاند، مشترک است، بحث تضاد است که به شکلهای مختلفی همچون سرکوب، مخدوش کردن امر روزمره و یا با معانی دیگری مطرح میشود و میتوان از این عبارات نزدیک به هم (به لحاظ معنایی) چنین استنباط کرد که زندگی روزمره عرصهای است که در آن در هر لحظه کشمکش میان افراد و گروههای فرادست و فرودست جریان دارد، جریانی بیپایان که در آن فرادستان میکوشند تا قواعد بازی خود را به فرودستان تحمیل کنند. برای تعدادی از نظریات، بحث کشمکش در زندگی روزمره به همین جا خاتمه مییابد، اما گرامشی[۱] با وارد کردن مفهوم «مقاومت» در ادبیات جامعهشناسی، نشان داد که رابطه میان ضعفا و اقویا به تحمیل و تسلط ختم نمیشود و افراد و گروههای فرودست در فرایند زندگی روزمره به خلق روشهایی برای مقابله با سرکوب و سلطه برمیخیزند و با اشکال مختلفی از مقاومت، عملاً رابطه را به نحوی معکوس میکنند. بخشی از زندگی روزمره که پایان نامه حاضر قصد مطالعه آن را دارد، در واقع به رابطه بین زنان و بدنهایشان با جهان زندگی برمیگردد. بارزترین وجهی که زنان و مردان را از هم جدا میکند، بدنهای فیزیکی آنان است و این تمایز تا حدی بدیهی و مشهود جلوه میکند که تا چندی پیش آن را صرفاً به مثابه یک تمایز زیستی در نظر میگرفتند و برای آن قائل به ابعاد اجتماعی نبودند. با طرح مباحثی از سوی متفکرانی چون فوکو[۲]، دوسرتو[۳] و دیگران است که بدن جزء مباحث اجتماعی میشود و عملاً برای کالبد آدمی وجه اجتماعی تصور میگردد. به دلیل نوع جامعهپذیریهای متفاوتی که در تربیت و اجتماعی کردن دختران و پسران از سنین ابتدایی رشد تا آخرین مراحل جامعهپذیری در پیش گرفته میشود، دو بدن زنانه و مردانه که در ابتدا جز در موارد خرد و ناچیزی متفاوت نیستند، به دو پدیده مجزا که کاملاً مشخصات متفاوتی دارند، تبدیل میشوند و در واقع این دو بدنِ به لحاظ اجتماعی زن و مرد شده، با آن بدنهای فیزیکی مؤنث و مذکر فاصله زیادی دارند که این فاصله را مرهون سیستمهای اجتماعی تعریفکننده ارزشها و هنجارها هستند. بنابراین زن؛ به عنوان بخش مهمی از زنانگی خویش با بدنی اجتماعی شده مواجه میشود که آن را به مثابه شیئی بیرون از خود درک میکند و در اثر زندگی با این بدن، با مسائل و مشکلاتی مواجه میشود که خاص او و همجنسانش است و مردان در آنها شریک نیستند. زنان در مقابل بدن خود و پیامدهای اجتماعی زیستن با بدن زنانه، به راههای مختلفی متوسل میشوند. در تعدادی از موارد، راهحل زنان اطاعت است. در برخی عرصههای اجتماعی، اطاعت جای خود را به راهحل مقاومت میدهد. زنان در بسیاری از موارد در مقابل الزامهای بدن زنانه خود به مقاومت دست میزنند و نظامهایی را که به تعریف ارزشها و هنجارها برای بدن زنانه پرداختهاند، واژگون میکنند یا راههایی برای فرار از دست آنها پیدا میکنند. این مقاومتها معمولاً دربردارنده نوعی خلاقیت هم هست. خلاقیت زنان در مواجهه با بدنهایشان را در مواردی مثل سبکهای آرایش و پوششی که انتخاب میکنند، مدیریت بدن، رفتارها و ژستهای بدن و چهرهای که انتخاب میکنند و … میتوان دید. در این رساله قصد ما این است که نقاطی از زندگی روزمره را که در آن زنان از سیستمهای ارزشی و هنجاری مربوط به بدنهایشان اطاعت میکنند یا در مقابل آن به مقاومت میپردازند را نشان دهیم و انواعی از خلاقیت را که در مقاومت کردن زنان وجود دارد، بیابیم. به همین دلیل، به سراغ نقاطی از زندگی فردی و اجتماعی زنان میرویم که در آن نقاط حضور بدن زنانه پررنگتر میشود، مثل انواع آرایشهایی که زنان بر صورت و بدن خود انجام میدهند، لباسهایی که میپوشند، فضاهای اجتماعی که در آن حضور فیزیکی مشخصی دارند و …. ضرورت و اهمیت تحقیق شناخت زندگی روزمره جامعه ایرانی، علیرغم اهمیت زیادی که میتواند داشته باشد و نقش بزرگی که میتواند در پیشبرد جامعهشناسی ایفا کند؛ کاری است که بسیار کم صورت گرفته و جای زیادی برای کار و تحقیق و نیز رشد و توسعه دارد. رساله حاضر، در صدد بررسی یکی از مقولاتی است که به زندگی روزمره زنان ایرانی مربوط میشود و تاکنون از این زاویه بدان پرداخته نشده است. فهم تجارب روزمره زنان و توصیف آن از زبان خود ایشان میتواند تأثیر بزرگی در افزایش دانش ما نسبت به کنشگرانی داشته باشد که همیشه درک و دانش کمتری از آنان نسبت به مردان داریم و بنابراین، با شناساندن چهره تاریک نیمی از اعضای جامعه – خصوصاً در مورد مسألهای مثل بدن زنانه که تابوهای فرهنگی زیادی آن را احاطه کرده و مانع از درک دیگرانی غیر از خود زنان از این مسأله شده است - انجام چنین تحقیقی میتواند حائز اهمیت باشد و قدمی در جهت روشنتر کردن سیمای زنان ایرانی و کنشهایشان بردارد. بهویژه آنکه همین تابوهای فرهنگی موجب آن میشوند که در بسیاری موارد خود زنان نیز از گفتگو کردن در مورد بدنهایشان بپرهیزند و در نتیجه مسائل عام و اجتماعی را که در آن درگیر میشوند، مشکل شخصی خود بپندارند و به جای آن که قدمی برای حل آن از طریق گفتگو با دیگر زنان و شریک شدن در تجارب آنان بردارند، عمری را در رنج و سختی سپری کنند. به همین دلیل به نظر میرسد که مطالعه بدن زنانه از طریق آگاهی بخشیدن به کنشگران درباره ابعاد مختلف تجربیات زندگی روزمره، نهایتاً میتواند به حل برخی مسائل اجتماعی و فردی زنان نیز یاری رساند. اهداف تحقیق هدف تحقیق حاضر، بررسی زندگی روزمره زنان ایرانی با تأکید بر پدیده بدن زنانه است و درصدد یافتن مواردی است که زنان ایرانی در مورد الزامات فرهنگی که بر بدنهایشان تحمیل میشود، به اطاعت میپردازند و نیز مواردی که از اطاعت از قواعد زندگی روزمره سرباز زده و راه حل های خلاقانهای برای مقاومت کردن ارائه میدهند. بررسی نحوه برخورد زنان با بدنهایشان و اطاعت یا مقاومت آنان در برابر قواعد زندگی روزمره را در دو حوزه کلی میتوان پی گرفت؛ در حوزه اول بیشتر با نقش فیزیولوژی زنانه و در حوزه دوم با قدرتنمایی قواعد زندگی روزمره مواجه میشویم. بنابراین، حوزه اول را میتوان حوزه الزامات فیزیولژیک نامید. در اینجا در پی فهم انواع برخوردهای زنان با دو حوزه مربوط به بدن آنان برخورد میکنیم که عبارتند از: ضعفها و ناتوانیهای جسمی و فردی زنان (نسبت به مردان)[۴] نحوه برخورد زنان با مسائل جسمی در محیط خانواده، مانند روابط زناشویی، بارداری، زایمان و مراقبت از نوزادان و …. حوزه دوم بحث به مواردی مربوط میشود که آنها را بیشتر میتوان اجتماعی دانست تا فیزیولوژیک. در این قسمت به بررسی برخورد زنان با چند مسأله دیگر میپردازیم که عبارتند از: نحوه آرایش کردن زنان نحوه لباس پوشیدن آنان نحوه استفاده زنان از وسایل حملونقل عمومی مانند تاکسی، اتوبوس و مترو[۵] نحوه حضور بدن زنانه در فضاهای اجتماعی دیگری مانند پارک، سینما، رستوران و …. احساس زنان از میزان امنیت آنان و بدنهایشان در فضای اجتماعی شهر در واقع، هدف این رساله این خواهد بود که با توجه به رخدادهای زندگی روزمره و در نظر گرفتن کنشها و واکنشهای زنان در بستر آن، به مطالعه برخی از پدیدههای دسته دوم (یعنی موارد ۳ و ۴ و ۷) که بعد اجتماعی آنها قویتر است، بپردازد و نحوه مواجهه زنان در مورد بدنهای خود اعم از اطاعت از سیستمهای اجتماعی یا مقاومت کردن و خلاقیت به خرج دادن در مقابل تعاریف چنین سیستمهایی را مورد بررسی قرار دهد. همچنین تلاش بعدی رساله این خواهد بود که با بهره گرفتن از نظریههای زندگی روزمره به تبیین رویکردهای زنان نسبت به بدنهایشان بپردازد. فرضیهها و سئوالات تحقیق از آنجا که این تحقیق از روشهای اثباتگرایانه در پیشبرد خود، بهرهای نمیجوید، لذا فرضیههای مشخص و ازقبل تعیینشدهای نیز برای آن وجود ندارد و بلکه درطی مسیر کار، فرضیات تعیین شده و باتوجه به مسیر تحقیق، انعطافپذیر خواهند بود. در عین حال، میتوان گفت که رساله در پی یافتن پاسخهایی برای چند پرسش اساسی است، از جمله: آیا زنان در برابر همه تعاریفی که نظام هنجاری جامعه از بدنهای آنان میکند، به اطاعت میپردازند؟
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱۲-۵٫ دفاع از درون گرایی در مواجهه با مشکل جدایی همچنانکه در این پایان نامه دیدیم، مشکل اصلی در این اشکال ارتباط توجیهای شناسا در نظریه انسجام با واقعیت بود. در فوق نشان دادیم که این نظریه از این لحاظ که حالات ذهنی غیر شناختی را در توجیه مد نظر قرار نمیدهد و از این واقعیات درونی در توجیه استفاده نمیکند برخطا است و مبناگرا از حیثِ لحاظ این واقعیات در توجیه، تفوق بر انسجام گرا دارد. البته نشان دادیم که مبناگرایی نیز دچار اشکالات خاص خویش در باب این مسئله است. در فوق نظر خویش را راجع به نحوه ارتباط توجیهای شناسا با این واقعیات ذهنی را تبیین کردیم که به نظریهای جدید در باب توجیه باورهای ادراکی منجر گردید. در مورد ارتباط توجیهای شناسا در باورهای ادراکی با عالم خارج در فوق نشان دادیم که وضع نظریه انسجام همانند سایر نظریات دیگر درون گرا است و وضعیت آنها در رابطه با این اشکال یکسان است. گفتیم که راه حل ارتباط توجیهای باورها با عالم خارج از طریق نظریات برون گرایی، در حقیقت خروج از محل نزاع در بحث از توجیه است و باید بحث را با همان پیش فرض درون گرایی بررسی کرد. به نظر نگارنده میرسد که بنابر درون گرایی میتوان گفت که بهترین تبیینی که ما در توجیه میتوانیم دراختیار بگذاریم همین است که این باورهای ادراکی ما با واقعیت خارجی در ارتباط هستند وقتی که شروط توجیه این باورهای ادراکی را رعایت کرده باشیم. در فوق نگارنده بیان خویش را در باب شرط توجیه این باورهای تجربی بیان کرد. به نظر اگر شناسا شروط پیش گفتهای که نگارنده در توجیه باورهای تجربی شرط کرد را محقق نماید، می تواند با توجیه بگوید که فلان باور ادراکی وی نشأت گرفته از واقعیت خارجی است. هرچند که امکان دارد که این باور وی حاصل از توهم و یا مغز در خمره بودن وی باشد و هیچ ضرورتی در کار نیست اما شکی نیست که باور وی به اینکه این باور وی نشأت گرفته از واقعیت خارجی است و ارتباط توجیهای خویش را شناسا با آن حفظ کرده است، بهترین تبیین برای این باور در صورت محقق بودن شرایط توجیه آن باور ادراکی است و شناسا شاهد خوبی برای اینکه در آن صورت فکر کند که مغز در خمره یا در توهم نیست را دارد. البته شکی نیست که ارتباط توجیهای وی با عالم خارج بهترین تبیین با شاهد برای شناسا در مورد این باور ادراکی است و لذا امکان اینکه این باور در واقع از واقعیت بریده باشد وجود دارد اما این بریدگی مانع از توجیه باور وی نمیگردد؛[۳۷۴] چرا که بهترین شواهد وی براساس نظریه ما در توجیه باورهای ادراکی دال بر این امر اند. اگرچه این احتمال وجود دارد که وی مغزی در خمره باشد و این احساس با کامپیوتر به درون ذهن وی وارد گردیده باشد و در نتیجه با واقعیت خارجی ارتباط نداشته باشد اما شناسا در باورش مبنی بر اینکه با واقعیت خارجی ارتباط است، از توجیه بیشتری نسبت به باور مبنی بر اینکه این باور حاصل کار یک دانشمند دیوانه است، برخوردار است؛ چرا که اولاً باور به اینکه این باور برگرفته از واقعیت خارجی است، هم سادتر است و هم از پیش فرضهای کمتری برخوردار است و لذا بهترین تبیینی که برای این باور است، همین است که برگرفته از خارج باشد[۳۷۵] مثلاً برای مغز در خمره بودن ناچاریم در باب باور ادراکی خاص بگوییم که این باور خاص ناشی از یک واقعیت پدیداری صرفِ حاصل از داده های کامپیوتر دانشمند دیوانهای در یک اتاق است اما در فرض بدیل میتوانیم صرفاً فکر کنیم که این باور حاصل از یک داده ای از شی خارجی است بدون نیاز به پیش فرض گرفتن امور بیشتری که در فرض مقابل لازم بود.
 ثانیاً اینکه به نظر میرسد بنابر نظریهای که ما در توجیه این باورهای تجربی بیان کردیم، شناسا دلیل بهتری برای اینکه موجهاً فکر کند که این باور برگرفته از واقعیت خارجی است، دارد؛ چرا که باور به اینکه بر اساس این تجربه، شناسا با واقعیت خارج در ارتباط است، در انسجام با سایر باورهای وی است اما باور به اینکه شاید این باور ادراکی بر اساس مثلاً مغز در خمره بودن وی باشد و حاصل کار یک دانشمند، چندان با دیگر باورها و شواهدی که شناسا دراختیار دارد، منسجم نیست؛ مانند اینکه شناسا باور دارد که هنوز فناوری و دانش پزشکی و پیشرفت علم بشر به حدی نرسیده است که بتواند چنان مغز انسان را در تصرف بگیرد که برای مغز وی دقیقاً دنیایی مانند دنیای ما قرار بدهد که در همه اوصاف و صفات دقیقاً مانند همین عالمی که ما در آن زندگی میکنیم باشد به نحوی که هیچ راه تمییزی و وجه فارقی میان این دو جهان وجود نداشته باشد. علاوه بر اینکه شناسا این باور را هم دارد که تاکنون هیچ شناسایی مغز در خمره نبوده است و هیچ دانشمندی نتوانسته است به یک چنین عملی دست بزند لذا باور شناسا بر اینکه مغز در خمره نیست و این باور برگرفته از عالم خارج است، از توجیه بیشتری برخوردار است. حتی اگر فرض کنیم، مواردی همچون باور به مغز در خمره بودن نیز در انسجام با سایر باورهای شناسا در این موارد است، باز ما قبول نمی کنیم که درجه انسجام باورهای شناسا در این فرض، به درجه انسجام باورهای شناسا در فرض ارتباط توجیهی شناسا با واقعیت برسد. پس در نتیجه درون گرا با توجه به تقریری که نگارنده از توجیه باورهای ادراکی به دست داد، به خوبی می تواند بگوید که به نحو موجهای باورهای ادراکی وی با واقعیت خارجی در ارتباط است، هرچند این ارتباط وی یقینی نیست[۳۷۶] اما بهترین تبیینی که وی با دلیل می تواند برای این دیدگاه خویش در برابر بدیلهای دیگر اختیار کند همین است و لذا ارتباط توجیهی خویش را با واقعیت حفظ کرده است. در مورد اشکال نظامهای بدیل نیز گفتیم که این اشکال نیز وضعیتی مانند اشکال قبلی دارد و وضع نظریه های درون گرا در قبال این اشکال یکسان است. با تحلیلی که ذکر کردیم، میتوانیم از منظر درون گرایان این اشکال را نیز حل کنیم. آنچنانکه میدانیم این اشکال در صدد بود تا بگوید که امکان صدق نظامهای منسجم متعارضِ موجهای وجود دارد که یکی از آنها صادق است و از آنجا که این نظریات نمی توانند بگویند که کدام یک از این نظامهای منسجمِ متعارض احتمال صدق بیشتری دارند، این نظریات صدق رسان نیستند. اما بنابر نظریه نگارنده در توجیه باورهای ادراکی میتوانیم بگوییم که نظامی که واقعیت میپنداریم احتمال صدق بیشتری نسبت به نظامهای بدیل خویش دارد و ما میتوانیم آن را برگزینیم[۳۷۷]؛ چراکه گفتیم بهترین تبیین با دلیل ما براساس نظریه ما در توجیه باورهای ادراکی دال بر این نظام است[۳۷۸] و از این رو نظریه ما صدق رسان است و این اشکال بر ما وارد نیست، هرچند امکان ورود آن منتقی نمیگردد. نتیجه گیری و پیشنهادات مقدمه چنانکه در مقدمه پایان نامه بیان کردیم، تحقیق حاضر در پی پاسخ به این مسئله بود که آیا نظریه های انسجام صدق و توجیه ضرورتاً با مشکل جدایی مواجه میشوند یا نه؟ و در صورت مواجهه چگونه این نظریه ها میتوانند بر این مشکل فائق بیایند. در فصل سوم پایان نامه، تقریرهای مختلف مشکل جدایی در نظریه انسجام صدق را بیان کردیم. در فصل چهارم نیز به بیان تقریرهای مشکل جدایی در نظریه انسجام توجیه با توجه به تحلیل های پویمن، پولاک و هارمان پرداختیم. پس از بیان تقریرهای مختلف مشکل جدایی در نظریات صدق و توجیه و مخصوصاً ارزیابی دیدگاه های مختلف و تحلیل پیش فرض های آنها در فصل پنجم، باید نظر نگارنده نسبت به این مسأله روشن گردیده باشد. اما با توجه به ارزیابی تفصیلی در فصل پیش، جمع بندی کلیات آنچه به نظر نگارنده در این مسئله باید گفته شود، مناسب به نظر میرسد. به هر روی ، در ذیل در ضمن فقراتی به خطوط کلی برخی نتایج مهم این تحقیق در مشکل جدایی، اشاره میگردد. برخی نتایج تحقیق در مشکل جدایی
-
- طرح مشکل جدایی در نظریه انسجام صدق از جانب فیلسوفان، در حقیقت بدلیل عدم تفکیک بین نظریه انسجام صدق با نظریه انسجام توجیه بوده است. از آنجا که انسجام گرایانِ در صدق، انسجام گرایان در توجیه نیز بودند و تفکیک دقیقی میان این دو نظریه در زمان طرح این اشکال صورت نگرفته بود، مستشکلان این اشکال را به نظریه انسجام صدق وارد کردند. بحث ایشان در این اشکال نوعاً بر سر احرازِ صدقِ باورهای تجربی است و نظریات توجیه عهده دار پاسخ به نحوه احرازِ صدق باورها هستند. نظریه انسجام صدق، از آنجا که نظریهای در باب ماهیت صدق است، عهده دار تبیین ارتباط با واقعیت که بحثی معرفت شناسانه است، نیست که بخواهد این اشکال بر آن وارد باشد. وظیفه نظریه صدق بیان معنای محمول صدق در گزارهها است. البته باید ایشان شهود مطابقی ما از صدق را تبیین کنند و همان گونه که در فصل قبل تبیین کردیم ایشان میتوانند چنین شهودی را بدون حل این مشکل در توجیه، تبیین کنند. ثمره اصلی توجه به این نکته این است که ارزیابی ما از مشکل جدایی در نظریه انسجام توجیه، تکلیف اشکالات ناشی از مشکل جدایی در نظریه صدق را هم مشخص می کند. علاوه بر این ثمره متوجه میشویم که چرا در تبیین و بررسی این مشکل در نظریه انسجام صدق مباحث مربوط به توجیه مطرح میگردد. پس محل اصلی این نزاع در نظریه انسجام توجیه باید باشد. پس در حقیقت مسأله این پایان نامه مربوط به توجیه است. البته در فصل پیشین استدلال ایشان بر نظریه انسجام صدق را نیز رد کردیم و علاوه بر آن نشان دادیم که حتی اگر کسی قایل به نظریه انسجام توجیه گردد، لازمهی آن قبول نظریه انسجام صدق نیست و نمی توان منطقاً از نظریه انسجام توجیه به نظریه انسجام صدق رسید.
در مورد دامنه مشکل جدایی نیز باید بگوییم، مستشکلان این مشکل را نوعاً در باورهای تجربی مطمح نظر قرار دادهاند اما آنچنانکه در فصل قبل مستدل ساختیم، نشان دادیم که دامنه این مشکل اعم از باورهای تجربی است. آنچنانکه دیدیم، مشکل جدایی در باورهای حاصل از چهار منبع معرفت یعنی ادراک حسی، حافظه، گواهی و درون نگری قابل طرح است و نظریه انسجام باید راهکاری ارائه دهد که مشکل جدایی را در تمام این موارد حل کند. به هر روی، به نظر نگارنده اگر مراد از واقعیت را به معنای اعم بگیریم - به نحوی که حالات ذهنی را هم شامل بشود- دامنه بحث به نحو جامع و مانع مشخص می شود و ارزیابی ما از این مشکل نیز دقیق تر میگردد؛ چرا که به نظر در ارزیابی این مشکل باید بین برخی از باورهای حاصل از این منابع تفکیک قائل شد.
-
- در فصل دوم نشان دادیم که همه تقریرهای مشکل جدایی در نظریه های انسجام صدق، ناشی از اشکال گسست توجیه باور با واقعیت بود. اشکال نظامهای بدیل و اشکال عدم لحاظ تجارب ادراکی در نظریه انسجام توجیه نیز مبتنی بر جدایی باور با واقعیت بودند؛ چرا که نظامهای بدیل به خاطر جدایی باورهای شناسا با واقعیت امکان وجود پیدا کرد؛ اگر باورهای شناسا با واقعیت ارتباط داشتند، این ارتباط منجر به طرد نظامهای بدیل غیر واقعی میگشت. اشکال عدم لحاظ تجارب ادراکی نیز به دلیل همین گسست باور با واقعیت است؛ چرا که لازمهی توجیه باور به صرف انسجام آن با سایر باورهای شناسا، نادیده گرفتن تجارب ادراکی شناسا - که بخشی از واقعیت اند - در توجیه است. پس مهمترین اشکال در مشکل جدایی، گسست باور با واقعیت است و اشکالات دیگر ناشی از لوازم این گسست اند.
-
- با توجه به تحقیقی که در فصل قبل انجام دادیم، روشن گردید که پاسخ انسجام گرایان به مشکل جدایی در صدق و توجیه ، این مشکل را ضرورتاً پاسخ نمیدهد. دقیق ترین پاسخ ایشان بیان داشت که مراد ما از انسجام با باورهای شناسا، انسجام با کل نظام باورهای مورد اعتقاد وی است و شناسا مطمئناً معتقد به صدق گزارهها و نظامهای خیالی که مرتبط با واقعیت نیستند، نمیگردد. تردید شناسا برای پذیرفتن نظامهای مختلف نیز امکان ندارد؛ چرا که وی محصور باورهای یک نظام بوده است و انفکاک وی از آن نظام امکان پذیر نیست. شناسا در پرتوی همان نظام در مورد صدق و کذب باورها و نظامهای دیگر دست به سنجش میزند. در پاسخ به ایشان بیان کردیم که این پاسخ، پاسخی روان شناسانه است و مسئله را حل نمیکند؛ چرا که اولاً تردید شناسا در پذیرفتن این نظامهای متعارضِ منسجم امکان منطقی دارد و هیچ ضرورت منطقی بر عدم تردید شناسا میان این نظامهای متعارضِ وجود ندارد؛ چرا که فرض اینکه شناسا از همه باورهای خویش گسسته شود و مردد میان نظامهای مختلفِ منسجم گردد، مستلزم هیچ تناقضی نیست. هیچ ضرورتی وجود ندارد که در پرتوی آن نظام باورهای شناسا باور و نظام صادقی را که مرتبط با واقعیت است، در بربگیرد. میتوان جهان ممکنی را فرض کرد که در آن شناسا رواناً از تجربه خارجی تأثیر بپذیرد، اما باوری را بر اساس آن شکل ندهد و از این رو به گزاره صادق دست پیدا نکند. ثالثاً امکان دارد که این گزاره ناشی از مغز در خمره بودن و یا توهم وی بوده باشد؛ به چه دلیلی این باور را باید نشأت گرفته از واقعیت خارجی تلقی کرد؟ رابعاً میتوان اشکال جدایی واقعیت از باور را در همین حالات ذهنی مطرح کرد، بدینگونه که بگوییم صدق باورهای حسی دست کم تاحدی منوط به حالات ادراکی شناسا است، ولی ایشان علت صدق و توجیه باورهای حسی را هم صرفاً باورهای دیگر دانستند، درحالی که دلیل ایشان اخص از این مدعا است؛ چرا که دلیل ایشان بر عدم لحاظ واقعیت در صدق و توجیه، عدم امکان خروج از ذهن و باورهای شناسا بود، اما این دلیل در مورد حالات ادراکی تمام نیست؛ از این رو که ما بر این حالات دسترسی داریم. اشکالات فوق بر نظریه انسجام توجیه نیز وارد میگردد.
-
- در خصوص اشکال جدایی توجیهی باور در نظریات انسجام توجیه با حالات ذهنی غیر شناختی (تجارب) بیان نمودیم، شاید ایشان پیش فرض مشکل جدایی را در این باورها زیر سوال ببرنند؛ بدین گونه که بگویند که نمی توان از این حالات در توجیه استفاده نمود. در فصل پیش چهار استدلال را بر این مدعا مطرح کردیم و به همه آنها پاسخ دادیم. استدلال چهارم را سوسا طرح ریزی کرده بود. نگارنده با بیان اشکالاتی پاسخ مبناگرایان به این اشکال را ناتمام دانست اما نشان داد که میتوان هنوز از این تجارب در توجیه استفاده کرد و این مشکل را بدون توسل به برون گرایی در باب توجیه این باورها – که راهکار خود سوسا است- حل کرد. در فصل پیشین نگارنده نظریهای در باب توجیه این باورهای ادراکی ارائه نمود که توان حل این مشکلات را داشته باشد. در نظریه خویش در توجیه این باورها نشان دادیم که هم مبناگرا باید از شرط توجیه انسجام گرا استفاده کند و هم انسجام گرا از شرط توجیه مبناگرا. بنابر نظریه نگارنده در توجیه باورهای ادراکی باید بگوییم: « باور تجربی S به P بر گرفته از تجربه X در زمان T در شرایط C، موجه است اگر و فقط اگر از منظر شناسا یا باور تجربی S به P در صورت عدم وجود باورهای دیگر برای شناسا، به نحو مناسبی مبتنی بر تجربه X باشد یا در صورت وجود سایر باورهای دیگر برای شناسا، باور تجربی S به P به نحو مناسبی مبتنی بر تجربه X باشد و این باور با سایر باورهای دیگر وی منسجم باشد». انسجام گرایان هیچ راه توجیهی در نظریه خویش برای حل مشکل جدایی توجیهی باورهای ادراکی از این واقعیات ذهنی را ندارند. به نظر اصلیترین اشکال نظریات انسجام در توجیه، همین عدم لحاظ این واقعیات ذهنی در توجیه است.
-
- هارمان نیز نتوانست مشکل عدم لحاظ تجارب ادراکی در توجیه را حل کند. به نظر علت اصلی که وی نتوانست این تجارب را در توجیه باورها مدخلیت دهد، پیش فرض وی مبنی بر این بود که توجیه باورهای تجربی صرفاً متکی بر استنتاج است. در فصل قبل نشان دادیم که این پیش فرض درست نیست و رد این پیش فرض، منجر به رد پاسخ ایشان گشت. میتوان گفت که همه تقریرهای نظریه انسجام توجیه، به خاطر پیش فرض خویش در توجیه باورها به صرف باورهای دیگر، دچار نظیر این نقصان اند؛ چرا که به خود تجارب در توجیه وقعی نمینهند. پس در مشکل جدایی توجیه باورها در مورد حالات ذهنی غیر شناختی، این اشکال بخصوصه بر نظریات انسجام گرایی در باورهای حاصل از درون نگری، ادراک حسی، گواهی و حافظه وارد می آید؛ چرا که ایشان هیچ راه حلی برای خروج از این اشکال ندارند. ایشان برای دفاع از این اشکال یکی از این دو کار را باید بکنند: یا نشان دهند که حالات ذهنی غیر شناختی نمی توانند نقش در توجیه ایفا کنند یا نشان دهند که در توجیه این باورها، واقعیات ذهنی را هم بخصوصه مد نظر قرار می دهند. راه حل اول ایشان راه به جایی نبرد؛ چرا که نشان دادیم استدلالات ایشان مبنی بر عدم امکان ایفا نقش حالات ذهنی در توجیه، ناتمام است. در مورد راه حل دوم هم با توجه به تحلیلهای مذکور در پایان نامه روشن گشت که تنها راه حل برای رفع مشکل جدایی از این طریق، دست برداشتن از شرط کافی بودن نظریه انسجام برای توجیه باورها و قبول دست کم نقش حداقلی برای این حالات در توجیه باورها است، در حالی که انسجام گرا در عین قبول انسجام گرایی نمیتواند دست از شرط کافی بودن نظریه انسجام برای توجیه باورها بردارد. پس این راه حل نیز نمیتواند به کمک ایشان بیاید. نگارنده در اوایل فصل پیش با طراحی دو مثال نقض نشان داد که انسجام شرط لازم توجیه باورها نیست و در اینجا نیز نشان داد که شرط کافی توجیه برخی از باورها هم نیست. پس نظریه انسجام گرایی نه شرط لازم توجیه است و نه شرط کافی.
-
- مشکل گسست توجیهای باور از واقعیت به نحو یکسان بر نظریه های مبناگرایی و انسجام گرایی وارد است. همان گونه که پولاک به درستی اذعان کرد، مبناگرایان و انسجام گرایان در نحوه ارتباط خویش با عالم خارج با یکدیگر یکسان اند؛ چرا که تنها راه ارتباط هر دو گروه با عالم خارج ارتباط علی است. پس اگر بخواهیم این اشکال را در حق انسجام گرا وارد بدانیم، باید آن را در حق مبناگرایان نیز وارد بدانیم؛ چرا که میتوان به ایشان اعتراض کرد که توجیه در نظریه شما صرفاً وابسته بر باورها و تجارب شناسا است و این دو فی نفسه هیچ ارتباطی با واقعیت ندارند مگر اینکه بگویید از طریق علی با خارج مرتبط اند اما منطقاً امکان این فرض وجود دارد که واقعیت خارج منجر به پیدایش این تجارب نشده باشد بلکه این تجارب حاصل خواب و یا توهم باشند و یا حتی اگر قدری بخواهیم دامنه توهم را بیشتر بگیریم میتوانیم بگوییم ممکن است این تجارب و باورها محصول دیو دکارتی و یا دانشمند دیوانهایی باشد که مغز ما را به یک کامپیوتر متصل کرده است و چون شناسا راهی ندارد که از باورها و تجارب خویش بیرون برود؛ از این رو که محصور در آنها است و هرگونه که بخواهد اطلاع از عالم واقع پیدا کند باز به وسیله همین تجارب و باورها است، به نظر محال است که بتواند بگوید ضرورتاً با عالم واقع مرتبط است و واقعیت منجر به ایجاد این تجارب در وی شده است. لذا اشکال گسست توجیه باور با واقعیت و هر اشکالی که ناشی از جدایی باور با واقعیت خارجی بود، به نحو یکسان بر این دو نظریه وارد میگردد. در فصل قبل بر اساس این سخن خویش، صورت بندی دو تقریر مهم از مشکل جدایی را بر خود مبناگرایان ذکر کردیم.
-
- اشکالات پویمن بر پاسخ انسجام گرایان هرچند به نظر تا حد زیادی درست به نظر میرسید، اما نباید ایشان این اشکال را بخصوصه اشکالی بر نظریه انسجام گرایی تلقی میکرد؛ چرا که این اشکال عیناً به خود مبناگرایان نیز وارد میگردد. ایشان توجه به پیش فرض اصلی مشکل جدایی که درون گرایی است نداشت.
-
- اشکال گسست توجیه باور از واقعیت درحقیقت ناشی از درون گرایی در توجیه است و انسجام گرایان از این حیث که انسجام گرا هستند و مبناگرایان از این حیث که مبناگرا هستند، به این مشکل دچار نمیگردند. ایشان ثانیاً و بالعرض از این حیث که درون گرا هستند، به این اشکال دچار میگردند و وضعیت ایشان نسبت به این اشکال از این حیث که به این اشکال ضرورتاً پاسخی نمیدهند، یکسان است. پولاک هرچند درست فهمید که میتوانند انسجام گرایان و مبناگرایان بگویند که از طریق علی با واقعیت در ارتباط هستند، اما توجه به این مطلب نداشت که باز ضرورتاً نمیتوانیم بگوییم آنها با توجه به توجیه خویش با واقعیات در ارتباط هستند؛ چرا که از آنجا که بنابر درون گرایی عوامل موجِه باور منحصر در تجارب و باورها است، درون گرایان دچار این اشکال میگردند؛ چرا که بنابر درون گرایی شناسا راهی ندارد که با دلیل از ذهن خویش بیرون بیاید و تأثیر علی جهان خارج بر تجارب و باورهای خویش را احراز کند تا از این رو بتواند عدم گسست خویش با واقعیت و… را احراز کند. ما همیشه یک سلسله باورهایی را که راجع به عالم واقع داریم با یک سری سلسله باورها یا تجارب دیگری که از عالم واقع داریم با هم مقایسه میکنیم و پس از این مقایسه حکم در مورد عالم خارج میکنیم. آنچه مورد غفلت واقع شده است، توجه به این مطلب است که ما برخی باورها و تجارب خویش راجع به واقعیت را به اشتباه خود واقعیت میپنداریم و وقتی باورهای دیگرمان راجع به عالم واقع را به مصاف آن یک سری باورها یا تجارب دیگر که آنها را خود واقعیت تلقی میکنیم، میبریم، خیال میکنیم که به خود واقعیت دسترسی پیدا کردیم، در حالی که هنوز درون ذهن و باورها و تجارب خویش هستیم. گویا شاید پولاک چنین فکر کرده است که واقعیات تجارب را در ما ایجاد کرده اند، در حالی که خود این نظر ایشان یک باوری است که ایشان دارند و این باور را به وسیله یک سری باورها و تجارب دیگر تصدیق کرده اند و هیچ وقت به خود این تأثیر علی واقعیت، دست پیدا نکرده اند. ایشان امکان ندارد که به بیرون ذهن خویش رود تا ببیند که آیا واقعاً تجارب شناسا بر گرفته از واقعیت خارجی هستند یا ناشی از توهم. هیچ ضرورت منطقی برای توجیه باورها وجود ندارد که آنها برگرفته از عالم خارج به نحو علی باشند.
-
- شاید کسی بگوید که مشکل گسست توجیهی باور با واقعیت با برون گرایی حل میگردد. بنابر برون گرایی باور شناسا به اینکه مثلاً میز قرمزی پیشاروی وی است زمانی موجه است که این باور محصول فرایند قابل اعتمادی باشد و این فرایند وقتی قابل اعتماد است که محصول فرایند ادراک حسی باشد که از واقعیت خارجی به نحو علی پدید آمده است و از آنجا که امکان ندارد این باور موجه باشد ولی از جهان خارج نشأت نگرفته باشد پس مشکل جدایی در این نظریه ها پدیدار نمیگردد؛ چرا که هر وقت این رابطه علی محقق باشد، این باور موجه است؛ پس باور موجهای که با واقعیت در ارتباط نباشد، بنا بر برون گرایی دیگر نداریم.
نگارنده در ابتدا نشان داد که تقریر نظریه ای از انسجام گرایی که در عین پایبندی به شروط انسجام در ساختار توجیه، برون گرا نیز باشد، معقول است. سپس پس از طراحی آن، این تقریر را ناتمام دانست. در فصل پیشین نشان دادیم که پاسخ نظریات برون گرا به مشکل گسست توجیه باور از واقعیت، در حقیقت خروج از محل نزاع است؛ چرا که ایشان در حقیقت با برون گرایی موضوع بحث را تغییر می دهند و صورت مسأله را پاک می کنند؛ از این رو که از منظر شناسا قرار بود که با توجیه باورها، دلیلی برای اطمینان از صدق باورها پیدا کنیم و آنها را از محدوده حدس و گمان خارج کنیم در حالی که بنابر نظریات برون گرا، همه آنچه ما برای توجیه نیاز داریم، تحقق برخی شروط است که حتی ممکن است که در دسترس تأمل شناسا قرار نداشته باشند. اگر بخواهیم با بیانات برون گرایان به این مسئله پاسخ بدهیم دیگر اشکال شکاکان و پاسخ معرفت شناسان در تاریخ به آنها از اساس بی معنا است در حالی که اینگونه نیست. فیلسوف عهده دار تبیین و بیان دلیل بر مدعایات خویش است که این نظریات آن را نادیده میگیرند. ما در توجیه در پی این هستیم که باورهای خویش را مستدل نماییم اما بنابراین نظریات اصلاً دلیل برای باورها اهمیتی ندارد. در نظریات برون گرا که تکیه بر فرآیندهای قابل اعتماد است، نیازی به دلیل برای قابل اعتماد بودن خود این فرآیندها نیست. پرسش ما در این پایان نامه این بود که آیا در توجیه باورها با واقعیت در ارتباط هستیم یا نه، اما برون گرایان پاسخ و تضمینی برای صدق این مطلب دراختیار ما نمیگذارند، درحالی که مقصود ما از توجیه تنها همین بود. تنها چیزی که این نظریه میگوید این امر شرطی است که اگر این باور قابل اعتماد بود، موجه است. اما مشکل ما در بحث توجیه بر سر این نبود. قصد ما از قید توجیه این بود که بفهمیم تحت چه شرایطی میدانیم که این باورهای ما موجه هستند اما برون گرا میگوید که در چنین فرضی باور موجه است اما در مورد اینکه شناسا این باورش چگونه قابل اعتماد و واجد این شرط میگردد، ما پاسخی از ایشان دریافت نمیکنیم در حالی که ما میخواستیم بالاترین احتمال صدق این باور را با بهره گرفتن از قید توجیه دراختیار شناسا قرار دهیم. اگر بخواهیم دقیق تر سخن بگوییم، باید بیان بداریم که برون گرایان در حقیقت یا به این مسئله نپرداخته اند یا اصلاً دشواری این مشکل برای نظریه ایشان مطرح نمیگردد که بخواهند پاسخ به این مشکل بدهند؛ چرا که روشن است فرض یک چنین مشکلی بر اساس دیدگاه ایشان بی معنا است و اگر بخواهیم راجع به دیدگاه ایشان در این مسئله سخن بگوییم، نهایت میتوانیم بگوییم نظریه ایشان به نحوی است که راه ورود به این اشکال را اساساً منتفی می کند اما این شیوه نمیتواند پاسخ مطلوب برای مشکل ما تلقی شود؛ چرا که اساساً صورت مسأله ما در این فرض عوض میگردد و لذا پاسخ ایشان – اگر سخن ایشان را پاسخ تلقی کنیم – ، پاسخِ پرسش ما نخواهد بود.
-
- به نظر نگارنده، بنابر درون گرایی میتوان گفت که شناسا در توجیه باورهای ادراکی خویش از واقعیت گسسته نیست. هرچند این توجیه وی خطاپذیر است اما بهترین تبیینی که ما در توجیه میتوانیم دراختیار بگذاریم همین است که این باورهای ادراکی ما با واقعیت خارجی در ارتباط هستند وقتی که شروط توجیه این باورهای ادراکی را رعایت کرده باشیم. در فوق نگارنده بیان خویش را در باب شرط توجیه این باورهای تجربی بیان کرد. به نظر اگر شناسا شروط پیش گفتهای که نگارنده در توجیه باورهای تجربی شرط کرد را محقق نماید، می تواند با توجیه بگوید که فلان باور ادراکی وی نشأت گرفته از واقعیت خارجی است. هرچند که امکان دارد که این باور وی حاصل از توهم و یا مغز در خمره بودن وی باشد، اما شکی نیست که باور وی به اینکه این باور وی نشأت گرفته از واقعیت خارجی است و ارتباط توجیهای خویش را شناسا با آن حفظ کرده است، بهترین تبیین برای این باور در صورت محقق بودن شرایط توجیه آن باور ادراکی است و شناسا دلیل خوبی برای اینکه در آن صورت فکر کند که مغز در خمره یا در توهم نیست را دارد. البته شکی نیست که ارتباط توجیهای وی با عالم خارج بهترین تبیین با دلیل برای شناسا در مورد این باور ادراکی است و لذا امکان اینکه این باور در واقع از واقعیت بریده باشد وجود دارد و ضرورتی درکار نیست اما این بریدگی مانع از توجیه باور وی نمیگردد؛ چرا که بهترین شواهد وی مخصوصاً بر اساس نظریه ما در توجیه باورهای ادراکی دال بر این امراند. اگرچه این احتمال وجود دارد که وی مغزی در خمره باشد و این احساس با کامپیوتر به درون ذهن وی وارد گردیده باشد و در نتیجه با واقعیت خارجی ارتباط نداشته باشد اما شناسا در باورش مبنی بر اینکه با واقعیت خارجی در ارتباط است، از توجیه بیشتری نسبت به باور مبنی بر اینکه این باور حاصل کار یک دانشمند دیوانه است، برخوردار است؛ چرا که اولاً باور به اینکه این باور برگرفته از واقعیت خارجی است، هم سادتر است و هم از پیش فرض های کمتری- در مقابل بدیل مفروض شکاک - برخوردار است و لذا بهترین تبیینی که برای این باور است، همین است که برگرفته از خارج باشد. ثانیاً اینکه به نظر میرسد بنابر نظریهای که ما در توجیه این باورهای تجربی بیان کردیم، شناسا دلیل بهتری برای اینکه موجهاً فکر کند که این باور برگرفته از واقعیت خارجی است، دارد؛ چرا که باور به اینکه بر اساس این تجربه، شناسا با واقعیت خارج در ارتباط است، در انسجام با سایر باورهای وی است اما باور به اینکه شاید این باور ادراکی بر اساس مثلاً مغز در خمره بودن وی باشد و حاصل کار یک دانشمند، چندان با دیگر باورها و شواهدی که شناسا دراختیار دارد، منسجم نیست؛ مانند اینکه شناسا باور دارد که هنوز فناوری و دانش پزشکی و پیشرفت علم بشر به حدی نرسیده است که بتواند چنان مغز انسان را در تصرف بگیرد که برای مغز وی دقیقاً دنیایی مانند دنیای ما قرار بدهد که در همه اوصاف و صفات دقیقاً مانند همین عالمی که ما در آن زندگی میکنیم باشد به نحوی که هیچ راه تمییزی و وجه فارقی میان این دو جهان وجود نداشته باشد. علاوه بر اینکه شناسا این باور را هم دارد که تاکنون هیچ شناسایی مغز در خمره نبوده است و هیچ دانشمندی نتوانسته است به یک چنین عملی دست بزند لذا باور شناسا بر اینکه مغز در خمره نیست و این باور برگرفته از عالم خارج است، از توجیه بیشتری برخوردار است. حتی اگر فرض کنیم، مواردی همچون باور به مغز در خمره بودن نیز در انسجام با سایر باورهای شناسا در این موارد است، باز ما قبول نمی کنیم که درجه انسجام باورهای شناسا در این فرض، به درجه انسجام باورهای شناسا در فرض ارتباط توجیهی شناسا با واقعیت برسد.
پس در نتیجه درون گرا با توجه به تقریری که نگارنده از توجیه باورهای ادراکی به دست داد، به خوبی می تواند بگوید که به نحو موجهای باورهای ادراکی وی با واقعیت خارجی در ارتباط است، هرچند این ارتباط وی یقینی نیست اما بهترین تبیینی که وی با دلیل می تواند برای این دیدگاه خویش در برابر بدیلهای دیگر اختیار کند همین است و لذا ارتباط توجیهی خویش را با واقعیت حفظ کرده است. در مورد اشکال نظامهای بدیل نیز گفتیم که این اشکال نیز وضعیتی دقیقاً مانند اشکال قبلی دارد و وضع نظریه های درون گرا در قبال این اشکال یکسان است. با تحلیلی که ذکر کردیم، میتوانیم از منظر درون گرایان این اشکال را نیز حل کنیم. آنچنانکه میدانیم این اشکال در صدد بود تا بگوید که امکان صدق نظامهای منسجم متعارضِ موجهای وجود دارد که یکی از آنها صادق است و از آنجا که این نظریات نمی توانند بگویند که کدام یک از این نظامهای منسجمِ متعارض احتمال صدق بیشتری دارند، این نظریات صدق رسان نیستند. اما بنابر نظریه نگارنده در توجیه باورهای ادراکی میتوانیم بگوییم که نظامی که واقعیت میپنداریم احتمال صدق بیشتری نسبت به نظامهای بدیل خویش دارد و ما میتوانیم آن را برگزینیم؛ چراکه گفتیم بهترین تبیین با دلیل دال بر این نظام است و از این رو نظریه ما صدق رسان است و این اشکال بر ما وارد نیست، هرچند پاسخ ما ضروری نیست. پیشنهادات تحقیق حاضر تنها معطوف به مشکل جدایی در نظریه های انسجام صدق و توجیه بود و بالتبع این پایان نامه بخشی از سؤالات و اشکالات مربوط به نظریه انسجام گرایی را که معطوف به مشکل جدایی بوده اند، مورد تبیین و سنجش قرار داد. نگارنده نیک آگاه میباشد که برخی از پاسخهایش به برخی از مسائل مطرح شده در پایان نامه، لزوماً نمی توانند پاسخ نهایی تلقی بشوند و جا دارد که به صورت مستقل به آنها پرداخته شود. بحث ها و پرسشهای زیادی راجع به نظریه انسجام گرایی وجود دارد که باید در تحقیقات بعدی مورد توجه قرار بگیرد. امیدوارم این پایان نامه بتواند کلیدِ فهمی برای ورود به مسائلِ مذکور تلقی گردد. در ذیل به برخی از مسائلی که به نظر میرسد باید تحقیق مستقلی راجع به آنها صورت بگیرد را بیان میکنم:
-
- بررسی و سنجش نظریه انسجام گرایی لورنس بونجور
-
- بررسی و سنجش نظریه انسجام گرایی کیث لرر
-
- تبیین و ارزیابی نزاع بر سر باورهای پایه از منظر انسجام گرایان و مبناگرایان
-
- تبیین و بررسی نزاع میان درون گرایان و برون گرایان در توجیه.
منابع منابع فارسی
-
- اردستانی، محمد علی. (۱۳۹۲). نفس الأمر در فلسفه اسلامی. تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
-
- پویمن، لوئیس پی. ( ۱۳۸۷). معرفت شناسی: مقدمهای بر نظریه شناخت. ترجمه و تحقیق رضا محمد زاده. تهران: دانشگاه امام صادق.
-
- پوپر، کارل. (۱۳۶۹). جامعه باز و دشمنان آن. ترجمه عزت الله فولادوند. تهران: انتشارات خوارزمی.
-
- پودینه، محمد علی. (۱۳۹۱). خطا پذیری وجدانیات. ذهن. شماره پنجاه و دوم. ۳۳-۵۲٫
-
- زمانی، محسن. (۱۳۹۱) . آشنایی با معرفت شناسی. تهران: هرمس.
-
- شمس، منصور. (۱۳۸۷). آشنایی با معرفت شناسی. تهران: طرح نو.
مبینی، محمد علی. (۱۳۸۹) . توجیه باور: آری یا نه؟ بررسی ارای ویلیام آلستن. قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی. منابع انگلیسی
-
- Aikin, Scott F. ( 2011). Epistemology and the Regress Problem. New York& London: Routledge.
- Alcoff, Linda M. ( 2001 ) .”The Case for Coherence”. in Michael P. Lynch ( ed. ). The nature of truth : Classic and Contemporary Perspectives.( 159-182) Cambridge : The MIT Press.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
توسعه پایدار از منظر مفهومی دارای ابعاد و سطوح چندگانه است: بعد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، طبیعی یا محیط زیستی که در سطوح محلی، ملی و منطقه ای قابلیت اعمال می یابد. برای عینیت یافتن هدفهای توسعه پایدار بایستی به تمامی ابعاد در هر سه سطح توجه کافی مبذول شود. هر یک از ابعاد و سطوح که از نظر دور بماند، فرایند توسعه پایدار را با اختلال مواجه می کند.(شکل۴-۲)
 شکل ۴-۲ ابعاد توسعه پایدار سازمان ملل (زاهدی، ۱۳۹۰) در نمودار ابعاد و سطوح توسعه پایدار، بعد اقتصادی به رشد اقتصادی و سایر پارامترهای اقتصادی مربوط می شود و در آن رفاه فرد و جامعه باید از طریق استفاده بهینه از منابع طبیعی و توزیع عادلانه منافع، تأمین شود. بعد اجتماعی به رابطه انسان با انسان، دسترسی به خدمات سلامت و بهداشت، آموزش، امنیت، ارزش گذاری به شأن انسان، مساوات و فقر زدایی توجه دارد. بعد محیط زیستی به حفاظت و تقویت منابع فیزیکی و بیولوژیکی و اکوسیستم و رابطه انسان و طبیعت مربوط می شود، و بعد سیاسی به قانون، سیاستگذاری و وضع خط مشی، برنامه ریزی، بودجه بندی، نهاد سازی و به طور خلاصه به تنظیم وضعیت و شرایط لازم برای تلفیق هدف های اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی می پردازد به نحوی که با برقراری رابطه مبادله بین آنها تحقق توسعه پایدار امکان پذیر شود (زاهدی، ۱۳۹۰، ۱۱۰). گردشگری پایدار و اصول آن: گردشگری پایدار با الهام گرفتن از اصول توسعه پایدار عبارت است از گردشگری که نیازهای نسل حاضر را پاسخ دهد بدون اینکه از ظرفیت های مربوط به نسل آینده برای پاسخگویی به نیازهای خود مایه بگذارد. گردشگری به نحوی برنامه ریزی و اجرا می شود که بر محیط زیست ، اقتصاد و فرهنگ و جامعه میزبان اثر منفی نگذارد ( زاهدی، ۱۳۸۵، ۱۱). باتلر[۷۶] در سال ۱۹۹۳ گردشگری پایدار را گردشگری تعریف کرده است که بتواند در یک محیط در یک زمان نامحدود ادامه یابد و از نظر انسانی و فیزیکی به محیط زیست صدمه نزند؛ همچنین تا بدان حد باشد که به توسعه سایر فعالیت ها و فرایند های اجتماعی لطمه ای وارد نیاورد ( باتلر، ۱۹۸۰، ۲۹). سازمان جهانی گردشگری نیز گردشگری پایدار را چنین تعریف می کند: ” گردشگری پایدار نیازهای گردشگران زمان حال و جوامع میزبان را بر آورده می کند و در عین حال فرصت ها را برای آینده توسعه می دهد و منابع را به گونه ای مورد استفاده قرار می دهد که همزمان با حفظ ارزش های فرهنگی، فرایندهای اکولوژیکی، تنوع زیستی و سیستم های پشتیبان حیات به نیازهای اقتصادی، اجتماعی و زیبایی شناختی پاسخ داده شود” (UNEP[77]/UNWTO,2002).
-
- ۳- ۲ اصول گردشگری پایدار
برخی از اصول گردشگری پایدار از این قرارند( جاکوبز، ۱۹۹۵،۱۳) :
-
- مشارکت:
ساکنان یک سرزمین باید در تعیین آرمان بلند مدت توریسم ، تعیین هدفها و استراتژی های توسعه توریسم مشارکت داشته و در مدیریت، اجرای راهبردها و عملیات مربوط به زیرساخت ها مشارکت فعال داشته باشند.
-
- حضور ذینفع ها:
در فرایند توسعه گردشگری بایستی کلیه گروه ها و ذینفع ها در ارائه اطلاعات، فرایندهای تصمیم سازی و تصمیم گیری شرکت کنند. NGO ها یا گروه های غیر دولتی، گروه های داوطلب، دفاتر و انجمن های توریستی و تمامی طرفهایی که در گردشگری سهیم هستند.
-
- ایجاد اشتغال برای افراد محلی:
توسعه گردشگری پایدار باید برای ساکنان بومی اشتغال ایجاد کند. در واقع تأمین مشاغل مناسب برای افراد محلی باید جزء جدا نشدنی از هر برنامه توسعه توریسم باشد. برای مثال ساخت زیرساخت هایی مانند هتل، رستوران، مغازه صنالع دستی و غیره می تواند فرصت های اشتغال مناسبی برای افراد بومی فراهم کند. در این زمینه نیاز به آموزش مردم محلی و دسترسی به اعتبارات برای کارآفرینان محلی است.
-
- اعتبارات بازرگانی
مؤسسه های توریستی مجلی باید بین خود ارتباط برقرار کنند و مطمئن شوند که در آمدهای گردشگری در داخل محل مصرف می شوند. و نه اینکه به خارج از منطقه فرستاده شده، صرف وارد کردن کالا و خدمات برای توریست ها بشود. تأمین کنندگان کالاها و خدمات محلی بایستی مانع صرف در آمدهای توریستی برای کالاهای وارداتی شوند ( جیمسون[۷۸]، ۲۰۰۳، ۱۴).
-
- پایداری منابع:
در گردشگری پایدار باید به برابری نسل ها توجه شود و هزینه ها و منافع گردشگری باید بین نسل های فعلی و آتی به طور برابر توزیع شود، همچنین باید از اقداماتی که باعث از بین رفتن منابع می شود، جلوگیری کرد.
-
- هماهنگی در هدف ها:
باید بین نیازهای گردشگران، مکان توریستی و جامعه محلی هماهنگی برقرار شود. این هماهنگی با پشتیبانی و حمایت مردم و ایجاد توازن بین هدفهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و انسانی و درک ضرورت همکاری بین دولت، جامعه میزبان ، دست اندکاران صنعت گردشگری و تشکّل های غیر دولتی که برای حفاظت از محیط زیست تلاش می کنند، حاصل شود.
-
- همکاری
به دلیل اینکه بین جذابیت های محلی، دست اندرکاران صنعت گردشگری و دارندگان کسب و کارهای مرتبط ارتباط متقابل برقرار است و کیفیت کار هر یک بر دیگری اثر می گذارد، باید بین این سه همکاری برقرار شود.
-
- ظرفیت تحمل:
ظرفیت تحمل مکان های توریستی که شامل محدودیت های فیزیکی، طبیعی، اجتماعی و فرهنگی است باید حتما ارزیابی شود و توسعه با محدودیت های مزبور سازگار باشد. لازم است به طور مرتب ارزیابی های دوره ای صورت بگیرد و تعدیل های لازم و ضروری اعمال شود.
- نظارت و پشتیبانی:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تحصیلات: کاردانی و پایینتر کارشناس کارشناس ارشد دکتری و بالاتر میزان آشنایی با فنبازار: آشنایی در حد اطلاع عمومی آشنایی در حد شرکت در فنبازار آشنایی در حد اجرای فنبازار صنعت متبوع: ساصد صنایع هوایی صاایران هوافضا دریایی مؤسسه دانشگاه ستاد وزارت سپند سایر رشته تحصیلی: فنی و مهندسی علوم پایه علوم انسانی سایر
-
- پرسشهای تحقیق:
توجـه: سؤالهای این پرسشنامه صرفاً بر فنبازارهای دفاعی و مبادله فناوری بین نهادهای دفاعی (سازمان، صنعت، شرکت، …) متمرکز است. لطفاً با توجه به این پیشفرض، پاسخ سؤالهای زیر را مشخص فرمایید. الف) موفقیت فنبازار در فنبازارهای گذشته، تعداد فناوریهای مبادله شده بین صنایع و سازمانهای دفاعی در چه حدی بوده است؟ خیلی کم کم متوسط زیاد خیلی زیاد در فنبازارهای گذشته، حجم ریالی فناوریهای مبادله شده بین صنایع و سازمانهای دفاعی در چه حدی بوده است؟ خیلی کم کم متوسط زیاد خیلی زیاد در فنبازارهای گذشته، رضایت صنایع و سازمانهای عرضهکننده فناوری از مبادلات در چه حدی بوده است؟ خیلی کم کم متوسط زیاد خیلی زیاد در فنبازارهای گذشته، رضایت صنایع و سازمانهای متقاضی فناوری از مبادلات در چه حدی بوده است؟ خیلی کم کم متوسط زیاد خیلی زیاد در فنبازارهای گذشته، رضایت صنایع و سازمانهای عرضهکننده و متقاضی فناوری از سازوکارهای داخلی فنبازار در چه حدی بوده است؟ خیلی کم کم متوسط زیاد خیلی زیاد ب) طرف عرضه ۶- شدت تلاش صنایع و سازمانهای دفاعی برای عرضه فناوری در فنبازارهای گذشته در چه حدی بوده است؟
 خیلی کم کم متوسط زیاد خیلی زیاد تعداد فناوریهای عرضهشده توسط صنایع و سازمانهای دفاعی در فنبازارهای گذشته در چه حدی بوده است؟ خیلی کم کم متوسط زیاد خیلی زیاد توانمندی صنایع و سازمانهای دفاعی برای عرضه فناوری در فنبازارهای گذشته در چه حدی بوده است؟ خیلی کم کم متوسط زیاد خیلی زیاد ج) طرف تقاضا ۹- شدت نیاز صنایع و سازمانهای دفاعی به فناوریهای عرضهشده در فنبازارهای گذشته در چه حدی بوده است؟ خیلی کم کم متوسط زیاد خیلی زیاد شدت تلاش صنایع و سازمانهای دفاعی برای خرید فناوری از طریق فنبازارهای گذشته در چه حدی بوده است؟ خیلی کم کم متوسط زیاد خیلی زیاد میزان برخورداری صنایع و سازمانهای دفاعی از منابع مالی لازم برای خرید فناوری از فنبازارهای گذشته در چه حدی بوده است؟ خیلی کم کم متوسط زیاد خیلی زیاد د) سازوکارهای داخلی فنبازار ۱۲- فنبازارهای گذشته تا چه حد از سازوکارهای لازم برای شناسایی و معرفی فناوریهای قابلفروش در صنایع دفاعی برخوردار بودهاند؟ خیلی کم کم متوسط زیاد خیلی زیاد فنبازارهای گذشته تا چه حد از سازوکارهای لازم برای اطلاعرسانی و معرفی فناوریهای قابلخرید به صنایع و سازمانهای دفاعی برخوردار بودهاند؟ خیلی کم کم متوسط زیاد خیلی زیاد فنبازارهای گذشته تا چه حد از توانایی ارائه مشاوره تخصصی به خریداران و فروشندگان بالقوه فناوری برخوردار بودهاند؟ خیلی کم کم متوسط زیاد خیلی زیاد فنبازارهای گذشته تا چه حد از توانایی لازم برای قیمتگذاری عادلانه فناوری برخوردار بودهاند؟ خیلی کم کم متوسط زیاد خیلی زیاد ه) عوامل خارجی ۱۶- عوامل سیاسی همچون تحریمها و مخاصمات بینالمللی تا چه حد بر عملکرد فنبازارهای گذشته تأثیر داشتهاند؟ خیلی کم کم متوسط زیاد خیلی زیاد عوامل سیاستی همچون سیاستهای ملی و دفاعی کشور تا چه حد بر عملکرد فنبازارهای گذشته تأثیر داشته است؟ خیلی کم کم متوسط زیاد خیلی زیاد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در تحقیقی بروی نمونه های کولکتومی به دست امده از سرطان کولون به منظور بررسی ماکر CD166 صورت گرفت مشخص شد که بیش از دو سوم نمونه ها CD166 را بیان می کنند.هم چنین بیان غشایی CD166 مرتبط با سرطان کولورکتال در قسمت کولون این سرطان بیشتر می باشد. (شهریار صفایی و همکاران،۲۰۱۳) فصل ۳ : مواد و روش ها ۳-۱ مواد استفاده شده در انجام این پایان نامه از عوامل و مواد زیر استفاده شد : ۳-۱-۱ باکتری مورد استفاده در این مطالعه در مرحله کلونینگ ژن ناحیه V از پروتئین ALCAM از باکتری E.coli سویه TOP10 و در مرحله ی ساب کلونینگ از باکتری E.coli سویه BL21(DE3)استفاده شد . ۳-۱-۲ پلاسمید در مرحله ی ساب کلونینگ از پلاسمید بیانی (pet-28a ) که دارای پارامترهای بیان کننده و همچنین جایگاه های برش آنزیمی دلخواه است استفاده شد .البته لازم به ذکر است این پلاسمید دارای جایگاه های مختلف برای انواع انزیم های محدود کننده می باشد که این امکان را فراهم می سازند که بتوان ژن مورد نظر را به کمک انها وارد پلاسمید کرد. ویژگی دیگر این پلاسمید ژن مقاومت به انتی بیوتیک کانامایسین می باشد که به باکتری ترانسفورم شده امکان بقاء را در محیط حاوی کانامایسین می دهد. جهت بیان قطعه ژن کلون شده در ان هم دارای پارامتر های بیانی مانند پروموتر lacمی باشد که در حضور القاگرIPTGشروع به بیان ژن مورد نظر می کند.
 ۳-۱-۳ آنزیم ها از آنزیم های محدودالاثر (NcoI) و (XhoI) که از شرکت فرمنتاز[۹۶]لیتوانی تهیه شد و از آنزیم اتصال دهنده T4 DNA Ligaseهم در مرحله ی Ligationاستفاده شد .شرایط نگهداری این آنزیم ها در شرایط دمایی ۲۰- درجه سانتیگراد می باشد. ۳-۱-۴ کیت های ازمایشگاهی کیت استخراج DNAاز ژل و کیت استخراج پلاسمید از شرکت فرمنتاز لیتوانی تهیه شدند و در شرایط دمایی ۴ درجه سانتیگرادنگهداری شدند. ۳-۱-۵ انتی بیوتیک ها آنتی بیوتیک های آمپی سیلین و کانامایسین نیز با غلظت مناسب تهیه شده و در شرایط دمایی۲۰- درجه سانتیگراد نگهداری شدند. ۳-۱-۶ محیط کشت باکتری در این مطالعه از محیط کشت های LB آگار و محیط کشت آگار جهت تکثیر باکتری استفاده شد. ۳-۱-۷ ژل الکتروفورز پودر آگارز Lowشرکت هیسپانلب[۹۷]تهیه و جهت ساختن ژل الکتروفورز مورد استفاده قرار گرفت. ۳-۱-۸ مواد شیمیایی کلیه مواد شیمیایی از شرکت مرک آلمان با درجه ی خلوص بیولوژی مولکولی تهیه شدندو در مراحل مختلف مطالعه از جمله تولید ژل الکتروفورز (SDS-page) مورد استفاده قرار گرفت. ۳-۱-۹ وسایل و تجهیزات آزمایشگاهی در انجام این پایان نامه از وسایل و تجهیزات زیر مورد استفاده قرار گرفت : ۱- سمپلر در سایزهای مختلف ۲- نوک سمپلر آبی، زرد، کریستالی ۳- میکروتیوب های ۲/۰ ، ۵/۰ و ۵/۱ ۴- پلیت یکبار مصرف ۱۰ سانتیمتری ۵- لوله ی آزمایش ۱۶۰ × ۱۶ سیماکس ۶- اتوکلاو جهت ضد عفونی کردن وسایل پلاستیکی و محیط کشت ها ۷- انکوباتور ساخت شرکت پارس طب نوین(شکل ۳-۱ ) شکل ۳-۱.انکوباتور ۸– شیکرانکوباتور ساخت شرکت اپندورف[۹۸] محصول کشور المان (شکل ۳-۲ ) شکل ۳-۲.شیکر انکوباتور اپندورف ۱۰- تانک الکتروفوز افقی شکل۳-۳ تانک اکتروفورز ۱۱- تانکالکتروفورز (SDS-Page) شکل۳-۴ تانک SDS-page ۱۲- دستگاه مولد ولتاژ (شکل ۳-۳ ) شکل ۳-۵.تانک الکتروفورز و دستگاه مولد ولتاژ ۱۳- سانتریفیوژ ساخت شرکت اپندورف[۹۹] المان (شکل ۳-۴ ) شکل ۳-۶.سانتریفیوژ اپندورف المان ۱۴- بن ماری ساخت شرکت بهداد ایران (شکل ۳-۵ ) شکل ۳-۷. بن ماری ۱۵- دستگاه انکوباتور جهت دما۱۶درجه ( شکل ۳-۶ ) شکل ۳-۸. انکوباتور ۱۶- دستگاه تصویر ساز ژل[۱۰۰] ( شکل۳-۷) شکل ۳-۹.دستگاه تصویرساز ژل ۱۷-سانتریفوژ یخچال دار ساخت شرکت سیگما
شکل۳-۱۰ سانتریفوژ یخچال دار
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۷٫۰۵
۷٫۳۹
-۱٫۷۱
-۱٫۸۱
-۰٫۱۵
R26
-۰٫۲
-۰٫۳۷
۲٫۲۵
۱٫۹۲
-۱٫۳۴
-۱٫۸۵
۰٫۷۵
-۰٫۲۵
۲٫۳۲
۱٫۷۴
۲٫۸۵
-۱٫۳۵
-۲٫۵۳
۰٫۴۹
R27
۰٫۷۷
۰٫۴۹
۳٫۵۶
۳٫۴۴
۰٫۰۷
۰٫۰۰
۲٫۵۳
۲٫۳۶
۲٫۷۸
۳٫۲۵
۳٫۲۰
-۰٫۷۱
-۳٫۸۱
۲٫۳۲
۳-۴-۵- شاخص خطر بالقوه بومشناختی فلزات سمناک(potential ecological risk index (RI)) برای ارزیابی خطر بومشناختی فلزات سمناک در غبار خیابان از شاخص خطر بالقوه بومشناختی(potential ecological risk index (RI)) استفاده میشود. این روش اولین بار توسط هاکانسون(Hakanson, 1980) ارائه شد. روش RIدر محدوده وسیعی از پژوهشها مانند سمزیستشناختی، شیمی محیطزیست و همچنین بومشناختی کاربرد دارد و به طور جامع، توانایی ارزیابی خطر بومشناختی فلزات سمناک را دارد. این شاخص توسط زیر رابطه زیر محاسبه میشود:
 در این روابط Cif شاخص آلودگی فلز، Cin غلظت فلز در نمونه، Ci0 غلظت فلز در نمونه زمینه، Eirضریب خطر بالقوه بومشناختی، Tir ضریب پاسخ فلز سنگین است که توسط هاکانسون برای عناصر مختلف تعیین شد(Zn = 1 < Cr = 2 < Cu = Ni = Pb = 5 < As = 10 < Cd = 30 < Hg = 40)، RI شاخص خطر بالقوه بومشناختی توسط آلودگی کلی فلزات، ردهبندی Eir و RI در جدول۳-۹ ارائه شدهاست(Hakanson, 1980). جدول۳-۸-ردهبندیعناصر و نمونههای غبار خیابان با توجه به شاخص خطر بالقوه بومشناختی نتایج ارزیابی خطر بومشناختی فلزات سمناک در نمونههای غبار خیابان در جدول۳-۱۰ارائه شده است. نتایج نشان میدهد که شاخص خطر فلزات سنگین در شهر از روند زیر پیروی می کند: Cd > Pb > As > Ni > Cu > Zn > Cr با توجه به میانگین شاخص خطر، عنصر کادمیم در رده خطر بسیار زیاد، عناصر سرب و آرسنیک در محدوده خطر زیاد و عناصر نیکل، مس، روی و کروم در محدوده خطر کم قرار دارند(شکل۳-۷ تا ۳-۱۴). به منظور کمی کردن خطر کلی بومشناختی فلزات در غبار خیابان با بهره گرفتن از مجموع ضرایب خطر بومشناختی، RI برای تمام نمونهها محاسبه شد(جدول ۳-۹). نتایج نشان میدهد کهRI در نمونهها بین ۲۶۴ تا ۱۵۲۷۴ با میانگین ۱۴۶۷ متغیر است. ۶۳% مقادیر RIدر نمونههای غبار خیابان بیش از ۶۰۰ است که با توجه به جدول ردهبندی، نشاندهنده خطر بومشناختی بسیار زیاد است. ۳۳% نمونه دارای مقادیر RI بین ۳۰۰ تا ۶۰۰ و نشانگر خطر بالقوه بومشناختی قابل توجه هستند. و ۱% نمونه نیز RI بین ۱۵۰ تا ۳۰۰ دارند که نشاندهنده خطر متوسط بومشناختی هستند. در ایستگاههای (R3)تقاطع بعثت-عاشق اصفهانی، (R5)بزرگراه معلم، (R12) بزرگراه شهید کاظمی، R13))ترمینال صفه، R14)) و (R15)کمربندی اصفهان، R16))بزرگراه شهید کشوری، (R22)پلیسراه مورچهخورت، (( R24بزرگراه معلم، R27))اتوبان ذوب آهن، میزان شاخص خطر بالاتر از عدد ۶۰۰ است، که با توجه به جدول ردهبندی هاکانسون نشاندهنده خطر خیلی بالا میباشد. دلیل این موضوع را میتوان حجم انبوه ترافیک، و پرتردد بودن این خیابانها دانست. در ایستگاههای R4))خیابان فرزانگان،(R6) پالایشگاه اصفهان، R7)) میدان استقلال، R8))خیابان امام خمینی، R9))خیابان آتشکده، ( (R10بزرگراه شهیدخرازی، (R11)بزرگراه شهید حبیبالهی، ( R18)میدان انقلاب، (R19)ترمینال کاوه، (R23)فولادشهر، شاخص خطر بین ۳۰۰ تا۶۰۰ است که نشاندهنده خطر قابلتوجه میباشد، که دلیل آن حجم انبوه ترافیک و تردد تعداد بیشمار خودروهاست.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
لیندبرگ، با بهره گیری از تعاریف پروفسور هاس، در کتابی که در باره جامعه اقتصادی اروپا نگاشته، واژه همگرایی را به ترتیب زیر معنی کرده است.
-
- فراگردی که بر اساس آن دولت ها از اشتیاق و توانایی هدایت سیاستهای کلیدی داخلی و خارجی به صورت مستقل از یکدیگر انصراف جسته و در عوض کوشش میکنند، این تصمیمات را به صورت مشترک اتخاذ یا به مرکز جدید تصمیم گیری واگذار کنند(مشیرزاده،32:1384).
-
- فراگردی که به موجب آن بازیگران سیاسی در قلمروهای متعدد و مشخص متقاعد میگردند که، انتطارات و فعالیتهای سیاسی خود را به یک مرکزیت جدید واگذار نمایند.
2-17- عوامل و زمینههای همگرایی به عقیده بیشتر صاحبنظران در روند همگرایی بایستی تصمیم گیری از مراکز متعدد قبلی به سوی یک مرکز واحد سوق داده شود و بدین لحاظ میتوان گفت؛ همگرایی فرایندی است که طی آن دولتها یا واحدهای سیاسی مستقل و جدا از هم بایستی به طور داوطلبانه و آگاهانه در این جهت حرکت کنند و برای به حداکثر رساندن همگرایی، حداقل از قسمتی از حاکمیت ملی و اعمال آن جهت دسترسی به پاره ای از اهداف مشترک صرف نظر و حتی الامکان از عوامل اختلاف زایی چون؛ وفاداریهای افراطی ملی، احساسات شدید ناسیونالیستی، گرایشهای سیاسی و پایبندی صرف به منافع ملی کاسته و با گسترش همکاریهای مختلف فنی، تکنیکی، اقتصادی، تجاری، فرهنگی و سیاسی زمینه ثبات و گرایش به سوی اتحاد میان کشورهای یک منطقه را فراهم آورند. همگرایی منطقه ای به معنی در هم آمیزی اقتصادی، سیاسی و استراتژیک کشورها در منطقه ی ویژه ای برای پدید آوردن یک نظام منطقه ای یک پارچه است. در حال حاضر اتحادیه اروپا تنها نمونه واقعی همگرایی منطقه ای است.(مجتهد زاده،205:1381)
 شکل گیری فرایند همگرایی و پدیدار شدن یک گروه بندی و تشکل بین المللی و منطقه ای، نیازمند وجود زمینه ها و عوامل خاصی است که عمده ی آنها به شرح زیر است.
-
- ویژگیهای مشترک فرهنگی، تاریخی، مانند: زبان، تجربه تاریخی، ایدئولوژی، دین و مذهب، نژاد، قومیت، خاندان و آداب و رسوم مشترک.
-
- وحدت طبیعی و جغرافیایی و برخورداری از واحدهای جغرافیایی متمایز و یکپارچه مانند: شبه جزیره، خلیج، جزیره، فلات، قاره، دریا، اقیانوس، شبه قاره و…مانند اتحادیه پاسیفیک، نفتا، سازمان وحدت آفریقا، شورای همکاری خلیج فارس، اتحادیه کشورهای دریای سیاه.
-
- تهدیدی مشترک اعم از تهدید امنیتی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و… .
-
- علائق، منافع و نقش مشترک مانند: گروه8(صنعتی ها)، بازار مشترک اروپا، اوپک و… .
-
- نیازها و وابستگی ها ی متقابل در زمینههای مختلف، مانند: آ سه آن و اکو.
-
- قدرت مسلط و نیروهای سیاسی و ژئوپلیتیک برتر که نقش تأسیس و رهبری همگرایی را بر عهده میگیرند، مانند: کشورهای استعمارگر، قدرتهای جهانی، قدرتهای منطقه ای و… .
-
- روابط عاطفی و سیاسی رهبران کشورها مانند: فدراسیون امارات متحده عربی.
-
- وابستگیهای تمدنی مانند: تمدن اسلامی، تمدن اروپایی، تمدن اسلاوی و … .
زمینه ها و عوامل مزبور به صورت انفرادی و یا جمعی(ترکیبی)، تأثی تعیین کننده ای بر شکل گیری فرایند همگرایی و پدیدار شدن تشکلهای جهانی و بین المللی و منطقه ای دارند(حافظ نیا و زرقانی،139:1391). 2-18- ویژگیهای همگرایی همگرایی به عنوان فرایندی که طی آن واحدهای سیاسی به صورت داوطلبانه از اعمال اقتدار تام خویش برای رسیدن به هدفهای مشترک صرف نظر کرده و از یک قدرت فوق ملی پیروی میکنند، دارای ویژگیهای هستند که میتوان آنها را به شکل ذیل عنوان کرد:
-
- موضوع اصلی حاکمیت و قدرت واحدهای سیاسی بسیار مهم است.
-
- انگیزه اصلی همگرایی دسترسی آنها به منافع و امکاناتی است که قبل ازآن غیرممکن مینمود.
-
- همگرایی در کوتاه مدت شیوه ای برای حل و فصل درگیریهای منطقه ای و بین المللی است و در درازمدت باعث بسط و گسترش انترناسیونالیسم میشود.
-
- مسایلی مانند: نقش نهادها، نخبگان، کم و کیف مبادلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، حرکتهای یکپارچه، موضوعات مشترک نظریه پردازان همگرایی هستند.
-
- از نظر تاریخی از اوایل قرن 17م. به دنبال هر مناقشه ای در اروپا، موضوع همگرایی با ایجاد فدراسیون تحقق یافته است(طاهری موسوی،103:1387).
2-19- مفهوم واگرایی واگرایی به عنوان احساس جدایی بالقوه و بالفعل اقوام با تمام یا بخشی از عناصر تشکیل دهنده کشور است. به طوری که آنها به جای احساس تعلق به ملت، سرزمین و حکومت با عناصری مانند: زبان، سرزمین قومیو حتی کشورها و مناطق همسایه احساس تجانس ساختاری نموده و در پی ایجاد حکومتی برآمده از هویت قومیخود یا الحاق به کشور همسایه هستند. واگرایی برحسب نوع هدف به درجات مختلفی قابل تقسیم است که از جمله آنها میتوان واگرایی سیاسی، واگرایی سرزمینی و یا واگرایی شناور میان سیاسی و سرزمینی نام برد(عبدی،111:1391). واگرایی ملّی به معنای آن کنش اجتماعی است که در اثر عوامل پیدا و پنهان در ساختار اجتماعی و قدرت سیاسی حاکم، مانع همبستگی سیاسی – اجتماعی و حیات ملّی را تهدید میکند.همگرایی و واگرایی تابعی از تلقی کشورها و بازیگران و مردم نسبت به منافع ملی و جمعی یا فردی است. به عبارت دیگر فردی که تن به شرکت در فرایند همگرایی یا واگرایی نسبت به دولت مرکزی میدهد، به این میاندیشد که این عمل تا چه اندازه منافع او را تأمین و تهدیدات را از او دور میسازد. واگرایی در مقابل مفهوم همگرایی به کار میرود که منظور از آن عبارت است از: تفکیک و جدایی از همدیگر و دور شدن آنها از هدف مشترک و حرکت به سوی هدفهای خاص(حافظ نیا،373:1385). 2-20-عوامل مؤثر در ایجاد واگرایی عوامل مختلفی زمینه ساز عدم تجانس و واگرایی در سطوح ملی، فراملی نقش آفرینی میکنند که در ذیل به برخی از آنها اشاره میشود. 2-20-1- اختلافات ارضی و مرزی اختلافات ارضی و مرزی از مهمترین اختلافات دو جانبه و یا چند جانبه در بین قلمروهای ملی میباشد که علاوه بر تحمیل هزینههای انسانی و مالی بر کشورها زمینه مداخله و نفوذ قدرتهای بیگانه را نیز فراهم میسازد. در این مورد میتوان به اختلافات مرزی متعدد میان کشورهای حوزه جهان اسلام اشاره کرد که یکی از عوامل اصلی ایجاد آن وجود مرزهای تحمیلی در این قلمرو پهناور میباشد. به طوری که اکثر کشورهای خاورمیانه به ویژه منطقه حساس خلیج فارس با یکدیگر اختلافات مرزی حل نشده دارند. نکتهای که نباید از آن غافل شد این است که هرچه منطقه مورد اختلاف از لحاظ ارزشی مهم جلوه نماید، درگیری و منازعه با شدت بیشتری صورت میپذیرد. اختلافات ارضی و مرزی در جهان اسلام مانع بزرگی بر سر ایجاد همگرایی و تفاهم میان کشورهای اسلامیواتخاذ مواضع مشترک در برابر مسائل منطقه ای و بین المللی به حساب میآید(صفوی،201:1387). از آنجا که خطوط مرزی اکثر کشورهای اسلامیواقع در خاورمیانه و شمال آفریقا توسط دولتهای استعمارگر(انگلستان، فرانسه و ایتالیا)، تعیین شده و در ترسیم آنها توجهی به مسائل قومی، تاریخی، فرهنگی و دفاعی نشده است، لذا امکان بروز درگیری میان کشورهای مزبور پیوسته وجود دارد، که این امر به طور مثال در جنوب شرق آسیا با این شدت مورد توجه نیست.در این راستا، در منطقه خلیج فارس که تنها بخش کوچکی از جهان اسلام را تشکیل میدهد، حدود 50 مورد اختلافات ارضی و مرزی میان 8 کشور این منطقه وجود دارد، که تاکنون اقدامیاز سوی این کشورها برای حل اختلافات مزبور به صورت مسالمت آمیز مشاهده نشده است.این امر به نوبه خود احتمال ایجاد تنش میان کشورهایمنطقه را تشدید می کند(جعفری ولدانی،11:1374). 2-20-2- ناسیونالیسم ناسیونالیسم به وابستگی مردم یک منطقه که براساس یک احساس مشترک به وجود آمده گفته میشود این احساس مشترک ممکن است علل تاریخی، فرهنگی، نژادی، جغرافیایی و غیره داشته باشد. ناسیونالیسم در حقیقت ملاتی است که گروههای مختلف را به هم پیوند داده و واحدی به نام ملت را به وجود می آورد. (روشن و فرهادیان،242:1385) میهن دوستی و دلبستگی به هویت میهنی مفاهیم غریزی و کهن هستند. ناسیونالیسم یا ملی گرایی مفهومیکاملاً سیاسی است که از سوی اروپای بعد از انقلاب صنعتی به جهان بشری معرفی شد. از نظر واژه شناسی ناسیونالیسم از ریشه ناسی(Nasci)آمده است این واژه لاتین متولد شدن معنی میدهد و نظریه تکاملی ایده ناسیونالیسم را تأیید میکند.(حافظ نیا و همکاران،210:1389) اگر ناسیونالیسم بر مبنای برگشت به ارزشهای جاهلی و اساطیری باشد، ارتجاعی محسوب میشود و اگر بر مبنای یک احساس انسانی و فرهنگ خلاق باشد، مترقیانه خواهد بود. مفهوم ناسیونالیسم در قرن نوزدهم و بیستم به طور گسترده ای از اروپا به سایر نقاط و از جمله خاورمیانه انتشار یافت. افکار ناسیونالیستی به دلایلی چند در نیمه دوم قرن نوزدهم در خاورمیانه، گسترش یافت. اول: افتتاح مدارس جدید درمصر، لبنان وسوریه دوم: اختراع چاپ که به دنبال خود آگاهی از امور سیاسی را افزایش داده و مشوق احیای فرهنگی- ادبی شد. سوم: تجزیه امپراطوریهای قدیم که به دنبال خود، خود مختاری گروههای ملی را به دنبال داشت.(درایسدل و بلیک،77:1386) با شروع قرن بیستم ناسیونالیسم به یک قدرت عمده سیاسی در خاورمیانه تبدیل شد و تأثیرات آن زمانی به اوج خود رسید که ناسیونالیسم ترک، عرب، ایرانی و یهود به طور همزمان در این منطقه ظهور کردند، از عوامل اصلی که سبب بروز شکاف و اختلاف در میان شیعیان منطقه خاورمیانه شده، اندیشههای ناسیونالیستی پیروان این مذهب در کشورهای مختلف میباشد. تنوع نژادی و قومیشیعیان ساکن در منطقه خاورمیانه الهام بخش اندیشههای ناسیونالیستی در میان آنان گردیده و این امر واگرایی و فقدان وحدت مذهبی در بین آنان را به دنبال دارد. ویژگی عمومیناسیونالیسم تأکید بر برتری هویت ملی بر دعاوی مبتنی بر طبقه، دین و مذهب است و بر این اساس عوامل زبانی، فرهنگی وتاریخی مشترک به همراه تأکید بر سرزمین خاص، هویت بخش گروهی از مردم میشود. بدین ترتیب ایدئولوژی ناسیونالیسم با تأکید بر نژاد و زبان در جهان اسلام که مرکب از انواع زبانها و نژادهای گوناگون است، یکی از عوامل اصلی واگرایی تلقی میگردد. تجارب تاریخی گویای این واقعیت است که حتی پان عربیسم از ادعای نهضت وحدت سراسری اعراب نتوانست در جوامع و کشورهای عربی ایجاد وحدت نماید و طی جنگهای اعراب اسرائیل و با شکست اعراب اعتبار خود را از دست داد. به طوری که در جریان جنگ 1991 آمریکا و متحدین با عراق برخی کشورهای عرب برای آزادی کویت به یک کشور دیگر عرب(عراق)، حمله ور شدند(صفوی،202:1387). فصل سوم:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲۸ ۲-۴- روش طیف ظرفیت فصل۲: مروری بر مفاهیم و مبانی بهسازی لرزه ای ساختمان تحلیل طیف ظرفیت مانند دیگر روش های طراحی بر اساس عملکرد دارای دو جز پایه ای ظرفیت و نیاز است. ظرفیت بستگی به ویژه گی های سازه مورد بررسی دارد و نیاز به پارامتر های حرکت شدید زمین وابسته است. روش طیف ظرفیت بر مبنای تحلیل استاتیکی غیر خطی استوار است. با انجام تحلیل استاتیکی غیر خطی یک منحنی نیرو- تغییر مکان افزایشی برای هر یک از نقاط سازه حاصل می شود که معمولا برای یک سازه ساختمانی منحنی برش پایه در برابر جابجایی بام تعیین می گردد که به اصطلاح منحنی ظرفیت گفته می شود.گام بعدی استخراج منحنی نیاز لرزه ای سازه از روی منحنی نیاز الاستیک با توجه به وضعیت غیر ارتجاعی سازه می باشد. در ناحیه پلاستیک به علت افزایش میرایی سازه که ناشی از میرایی هیسترزیس می باشد نیاز لرزه ای کاهش می یابد. در روش طیف ظرفیت در هر مرحله بارگذاری، برای تعیین منحنی ظرفیت مقدار میرایی متناظر با آن محاسبه می شود که با استفاده ازآن می توان مقدارکاهش نیروی زلزله طرح را مشخص نمود. پس از بدست آوردن منحنی ظرفیت نقطه ای بر روی منحنی ظرفیت تعیین می گردد که سازگار با جابجایی نیاز زلزله طرح باشد نقطه مذکور را نقطه عملکرد می گویند.
 ۲-۵ - تهیه طیف های ظرفیت و نیاز در فرمت ADRS برای انطباق منحنی های نیاز و ظرفیت باید این دو منحنی به یک فرمت مشترک تبدیل شوند فرمت مشترک انتخاب شده برای این دو منحنی طیف پاسخ شتاب- جابجایی(ADRS) می باشد. برای تبدیل منحنی ظرفیت که به صورت برش پایه در مقابل جابجایی است به طیف ظرفیت در فرمت ADRS از روابط ATC40 استفاده می شود. همچنین در تبدیل منحنی نیاز لرزه ای استاندارد که به صورت شتاب طیفی (Sa) در برابرپریود(T) است به فرمتADRS که به صورت شتاب طیفی(Sa) در برابر تغییر مکان طیفی(Sd) می باشد از رابطه زیر استفاده می شود: ۲۹ (۲-۸) فصل۲: مروری بر مفاهیم و مبانی بهسازی لرزه ای ساختمان میرایی ویسکوز معادل که شامل میرایی ذاتی سازه و میرایی هیسترزیس می باشد از رابطه زیر بدست می آید. (۲-۹) در رابطه فوق میرایی هیسترتیکی است که بصورت ویسکوز معادل بیان می شود و K ضریب کاهنده میرایی است که بر اساس توانایی سازه در استهلاک انرژی مشخص می شود. ED انرژی تلف شده در اثر میرایی هیسترتیک و Eso انرژی کرنشی ماکزیمم است. پس از تعیین نقطه عملکرد میرایی معادل موثر نقطه عملکرد و ضریب کاهش طیف نیاز متناظر با نقطه عملکرد محاسبه می شود وطیف نیاز کاهش یافته ترسیم می گردد. سپس طیف طراحی تا حدی بزرگ می شود که طیف کاهش یافته آن از نقطه عملکرد بگذرد. طیف حاصل طیف طراحی معادل نقطه عملکرد سازه خواهد بود. بر خلاف روش (الف) که در آن تغییرمکان هدف با بهره گرفتن از یک رابطه محاسبه می شود در این روش تغییر مکان هدف از تلاقی منحنی ظرفیت (منحنی نیرو- تغییرمکان جانبی) با طیف پاسخ تعیین می شود. مراحل مختلف این روش به شرح زیر می باشد: گام ۱- تهیه مدل سازه گام ۲- اعمال بار جانبی همزمان با بار های ثقلی. گام ۳- انتخاب ضریب بار جانبی به گونه ای که در بحرانی ترین اعضا تنش حدود ۹۵% تنش تسلیم باشد. گام ۴- ثبت نیروی برش پایه و تغییر مکان در تراز بام. گام ۵- افزایش تدریجی ضریب بار جانبی. ۳۰ گام ۶- تعیین نقاطی از سازه که در آنها تسلیم رخ داده است. فصل۲: مروری بر مفاهیم و مبانی بهسازی لرزه ای ساختمان گام ۷- اصلاح ماتریس سختی با توجه به نقاط تسلیم شده. گام ۸- تکرار گام های ۵ تا ۷ تا رسیدن به یک حالت حدی نهایی. حالت حدی ممکن است ناپایداری به دلیل آثار P – Δ یا تغییر شکل بیش از حد طبقات باشد. گام ۹-ترسیم نتیجه حاصل به صورت منحنی برش پایه- تغییرمکان که منحنی ظرفیت نامیده می شود. گام ۱۰- ترسیم طیف پاسخ شتاب- تغییرمکان (طیفADRS) برای زلزله. پس از مشخص شدن منحنی ظرفیت، برای تعیین اثر زلزله بر روی سازه، طیف ارتجاعی با میرایی ۵% در دستگاه مختصات تغییرمکان و شتاب ترسیم می شود. شکل(۲-۲):طیف ارتجاعی در دستگاه مختصات تغییرمکان و شتاب[۲] در این دستگاه مختصات (طیف ADRS)، هر خط راستی که از مرکز مختصات عبور کند متناظر با یک زمان تناوب ارتعاش ثابت است. زیرا: (۲-۱۰) گام ۱۱- تعیین میرایی موثر با بهره گرفتن از تقریب منحنی ظرفیت سازه به صورت دو خطی. برای این منظور ابتدای منحنی، توسط خطی که شیب آن برابر شیب منحنی در مبدا مختصات است تقریب زده می شود و مابقی منحنی توسط خط دیگری بگونه ای تقریب زده می شود که سطح زیر منحنی برابر سطح زیر این دو خط شود (برای dpi باید یک مقدار اولیه فرض شود). ۳۱ فصل۲: مروری بر مفاهیم و مبانی بهسازی لرزه ای ساختمان شکل(۲-۳): تقریب منحنی ظرفیت سازه به صورت دوخطی[۲] گام ۱۲- محاسبه میرایی موثر بر حسب درصد با بهره گرفتن از روابط زیر: (۲-۱۱) (۲-۱۲) در این روابط، ED سطح محصور در منحنی هیسترزیس رفتار سازه می باشد که به صورت خط چین در شکل نشان داده شده است و Eso سطح هاشور خورد در این شکل می باشد. K پارامتری است که در گام بعد محاسبه می شود. ۳۲ فصل۲: مروری بر مفاهیم و مبانی بهسازی لرزه ای ساختمان شکل(۲-۴): منحنی هیسترزیس رفتار سازه گام ۱۳- محاسبه ضریب k، این ضریب که اثر شکل حلقه هیسترزیس را بر میرایی موثر اعمال میکند، با بهره گرفتن از جداول زیر انتخاب یا محاسبه می شود. جدول(۲-۶): تعیین نوع سازه جدول(۲-۷): تعیین مقادیرk ۳۳ فصل۲: مروری بر مفاهیم و مبانی بهسازی لرزه ای ساختمان گام ۱۴- ترسیم منحنی ADRS کاهش یافته بر اساس میرایی موثر. برای این منظور از ضرایب کاهش زیر استفاده می شود:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۸- وضعیت دیابت در جهان جمعیت بالغین جهان(بالای ۲۰ سال ) طی سال های ۲۰۲۵-۱۹۹۵ میلادی در حدود %۶۴ افزایش میابد و پیشبینی می شود که شیوع دیابت نیز از% ۴ در سال ۱۹۹۵ به %۵٫۴ در سال ۲۰۲۵ برسد.طی این مدت جمعیت افراد مبتلا به دیابت %۱۲۲ افزایش خواهدیافت . تعداد بیماران در کشورهای توسعه یافته با% ۴۲ افزایش از ۵۱ میلیون نفر به ۷۲ میلیون نفر می رسد،اما در کشورهای در حال توسعه با %۱۷۰ افزایش، تعداد بیماران از ۸۴ میلیون نفر به ۲۲۸ میلیون نفر خواهدرسید. ۱-۹- مرگ ومیر ناشی از دیابت در گذشته مرگ های منسوب به دیابت، سالانه ۸۰۰,۰۰۰ مورد برآورد شده بود؛ اگرچه مدت هاست مشخص شده که این برآورد بسیار کمتر از میزان واقعی است . برآورد معقول تر بیانگر آن است که سالانه ۴,۰۰۰,۰۰۰ مرگ ناشی از این بیماری در جهان رخ می دهد . به این ترتیب دیابت عامل %۹ کل مرگ های جهان است. بسیاری از مرگ های منسوب به دیابت ناش ی از عوارض قلبی عروقی است . مرگ های ناشی از دیابت زودهنگام است و زمانی اتفاق می افتد که بیماران ازنظر اقتصادی در جامعه فعال هستند. ۱-۱۰- هزینه های دیابت براساس مطالعات به عمل آمده در هندوستان، چنانچه در یک خانواده ی کم درآمد هندی یک فرد بزرگسال مبتلا به دیابت در آن زندگی کند، معادل ۲۵ % از کل درآمد خانواده به مراقبت دیابت اختصاص می یابد. در یک خانواده ی آمریکایی که یک کودک مبتلا به دیابت دارند، ۱۰ % درآمد خانواده به کنترل دیابت اختصاص می یابد. کل هزینه ی مراقبت های بهداشتی یک فرد مبتلا به دیابت در ایالات متحده دو تا سه برابر بیش از کسانی است که به این بیماری مبتلا نیستند . به عنوان مثال در سال ۱۹۹۷ هزینه ی درمان دیابت در ایالات متحده ۴۴ میلیارد دلار محاسبه شده است. تجزیه و تحلیل هزینه های مراقبت های بهداشتی که اخیراً در منطقه ی غرب اقیا نوس آرام و در سازمان جهانی بهداشت به عمل آمد، نشان گر آن است که ۱۶ % مخارج بیمارستانی مربوط به افراد مبتلابه دیابت بوده است.هزینه های دیابت بر هر فرد و در همه جا تأثیرگذار است . این هزینه ها فقط مخارج مالی نیستند . هزینه های نامحسوس همچون درد، اضطراب، ناراحتی، سردرد و به طورعمده کاهش کیفیت زندگی است که به طور کلی در زندگی مبتلایان و خانواده ی آنها تأثیرگذار بوده و تقریباًُ غیرقابل محاسبه است. ۱-۱۱- پیشگیری و کنترل دیابت در سال ۱۹۸۹ و در چهل ودومین مجمع جهانی بهداشت که ۳۲ کشور از مناطق ششگانه ی سازمان جهانی بهداشت در آن شرکت داشتند، با توجه به احساس نیاز به اقدام، برنامه ای تحت عنوان به وجود آمد. برمبنای این تصمیم، از تمام اعضا دعوت شد تا « پیشگیری و کنترل دیابت ملیتوس » وضعیت دیابت را در کشورهای خود بررسی کرده و با درنظر گرفتن وضعیت محلی، برای پیشگیری و کنترل آن برنامه ریزی کنند. اصلاح شیوه های زندگی (رژیم غذایی مناسب و افزایش فعالیت و کاهش منطقی وزن )، همراه با یک برنامه ی آموزشی مداوم در یک دوره ی زمانی ۶ ساله، باعث کاهش ابتلا به دیابت در چند مورد شده است. اگرچه نتایج استفاده از این روش ها به راحتی قابل اندازه گیری نیست، اما اگر در یک جامعه اجراشود هزینه اثربخش به نظر می رسد. چنین برنامه هایی در فقیرترین مناطق جهان به خصوص مناطقی که ازنظر منابع مالی محدود هستند باید به اجرا درآید . اقدام های پیشگیرانه ای مانند اصلاح رژیم غذایی و انجام فعالیت بدنی روزانه، نه تنها در پیشگیری و کنترل دیابت مؤثر هستند، بلکه موجب کاهش چاقی، بیماریهای قلبی عروقی و حتی برخی از سرطان ها می شوند.
 پیشگیری ثانویه شامل جستجوی زودهنگام و به موقع (غربالگری)، پیشگیری از عوارض و درمان (بیماریابی) است. غربالگری و بیماریابی به موقع موجب ارتقای کیفی زندگی شده و در کاهش هزینه ها مؤثر است. به خصوص از تعداد موارد بستری در بیمارستان کاسته می شود. درمان فشار خون و چربی خون بالا به اندازه ی کنترل قند خون قادر به کاهش خطر بروز وپیشرفت عوارض دیابت است (در انواع دیابت). یکی دیگر از راهکارهای مؤثر و اقتصادی، پیشگیری از زخم شدن پاها (پای دیابتی) است. غربالگری جهت پروتئین اوری راهکار ارزشمند دیگری درجهت پیشگیری از بروز یا کاهش سرعت پیشرفت نارسایی کلیه است . به علاوه از آنجا که قبل از بروز بیماری کلیه پروتئین اوری مختصری وجوددارد، غربالگری از این نظر نیز موجب کاهش هزینه های دیابت می شود.اقدام هایی که جهت کاهش مصرف دخانیات به عمل آمده است به کنترل دیابت نیز کمک می کند. استعمال دخانیات (سیگار) با کنترل ضعیف قند خون ارتباط مستقیم داشته و موجب افزایش فشار خون و بروز بیماری های قلبی در افراد مبتلا به دیابت سیگاری نسبت به بیماران غیرسیگاری می شود. [۴۱] ۱-۱۲- داروها گروه های مختلف دارویی قرص های دیابت شامل ۴ گروه اصلی به شرح زیر می باشند: ▪ گروه اول: افزایش دهنده ترشح انسولین از لوزالمعده است ▪ گروه دوم: مسئول کاهش تولید گاز در کبد می باشد ▪ گروه سوم: موجب کاهش جذب گلوکز از روده ها می گردد و به این ترتیب نقش مهمی در کاهش قند خون بعد از غذا دارد ▪ گروه چهارم: گروهی جدید است و باعث کاهش مقاومت بدن به انسولین می گردد که یکی از مهم ترین علل افزایش قند خون در دیابت نوع دو است رایج ترین قرص های ضددیابت که برای کنترل قند خون در دیابت نوع دو مصرف می شوند، قرص های ضددیابت صرفا به منظور کنترل قند خون در دیابت نوع دو مصرف می شوند. درمان دیابت نوع دو در درجه اول، اصلاح شیوه زندگی است؛ چون دیابت نوع دو ، اساسا یک بیماری وابسته به شیوه زندگی است. اگر اصلاح شیوه زندگی، مقدور یا موثر نباشد؛ آن گاه باید از داروهای خوراکی ضد دیابت استفاده نمود و اگر این داروها هم نتوانند قندخون را کنترل کنند و یا دیابت نوع دو ، با عوارض همراه شود آن گاه ناچار هستیم به جای قرص از انسولین استفاده کنیم. بیمارانی موفق هستند که از همان ابتدا با اصلاح شیوه زندگی خود از حداقل دارو استفاده کنند و خود را وابسته به داروها نکنند. کنترل وزن، الگوی تغذیه صحیح، تحرک جسمانی، ورزش، ترک سیگار، کنترل فشار خون و ترک عادات و رفتارهای پُرخطر، می تواند ما را از داروهای ضد دیابت نوع دو ، بی نیاز کند. قرصهای ضد دیابت، بدون استثنا دارای عوارض جانبی هستند. داروهای ضد دیابت پُرمصرف به گروههای زیر تقسیم می شوند: ۱-۱۲-۱- سولفونیل اوره ها این گروه، قدیمی ترین داروهای ضد دیابت محسوب می شوند. تولازاماید، اولین دارویی است که برای دیابت نوع دو به جامعه پزشکی عرضه شد (سال ۱۹۵۰). تولبوتاماید، کلرپروپاماید و استوهگزاماید به تدریج وارد بازار شدند. کلروپروپاماید در سه تا چهار دهه پیش، روی قلم پزشکان و جزو پُرمصرف ترین داروهای ضد دیابت بود. داروهای سولفونیل اوره نسل جدید شامل گلی پی زاید، گلی می پی راید، گلی بوراید، گلی بن کلاماید و… هستند که با اسامی تجارتی (براند) مختلفی در بازار ایران موجود هستند؛ یا ساخت داخل و یا به صورت وارداتی. پُرمصرف ترین این گروه از داروها، همان گلی بن کلاماید است. مکانیسم اثر این داروها از طریق تحریک سلول های بتا و ترشح انسولین است. دارو باید قبل از غذا مصرف شود. دو عارضه مهم دارو، یکی افت قند خون(هیپوگلیسمی) و دیگری اضافه وزن است. بعد از چند سال، دارو بی اثر خواهد شد و سلول های بتا دیگر به دارو جواب نمی دهند. برای چاق ها، داروی مناسبی نیست. به صورت قرص های پنج میلی گرم در ایران ساخته شده است. سولفونیل اورههای نسل اول امروزه مصرف نمی شوند مگر در موارد خاص و با عادت بیمار به آن ها. ۱-۱۲-۲- بی گوانیدها پُرمصرف ترین داروی این گروه، همان متفورمین است. این دارو، اولین داروی انتخابی در دیابت نوع دو ، به ویژه در چاق ها است این دارو در چند دهه قبل وارد بازار شدند ولی بعد از مدتی توسط FDA جمع آوری شد و در سال های اخیر مجددا مورد تایید قرار گرفت. متفورمین[۶۶]، افت قند خون(هیپوگلیسمی[۶۷]) نمی دهد و چاق نمی کند و حتی برعکس، لاغر هم می کند. مصرف متفورمین ممکن است چربی بد (LDL)[68] و تری گلیسرید[۶۹] را هم پایین بیاورد. تهوع، اسهال، سوءهاضمه از عوارض نسبتا متداول و اسیدوز لاکتیک از عوارض نادر ولی مهلک این دارو محسوب می شود. علت جمع آوری متفورمین و فن فورمین در چند دهه قبل، همین عارضه اسیدوز لاکتیک[۷۰] بود. این عارضه امروزه خیلی به ندرت ممکن است دیده شود. مصرف دارو بعد از مصرف غذا است. انواع آهسته و معمولی آن، به اسامی تجارتی مختلف و با قدرت مختلف وجود دارد. در ایران هم به صورت قرص های ۵۰۰ و ۱۰۰۰ میلی گرمی و با نامهای تجاری گوناگون، ساخت کارخانجات داخلی و وارداتی هم اکنون موجود است. متفورمین فعلا داروی خط اول درمان در دیابت نوع دو محسوب می شود. مکانیسم اثر دارو، از طریق کاهش تولید گلوگز در کبد، کاهش مقاومت به انسولین و افزایش سوخت گلوکز در بافت های محیطی است. یکی از نکات جالب در ارتباط با متفورمین، کاربرد آن در سایر بیماری ها است؛ مانند تخمدان پلی کیستیک، القای تخمک گذاری، چاقی و حتی بعضی سرطان ها که هیچ کدام به طور قطع و یقین به اثبات نرسیده و تنها در دیابت نوع دو ، این دارو همچنان یکه تاز است. ۱-۱۲-۳- آکاربوز مهارکنندگان آنزیم گوارشی آلفاگلوکوزیداز[۷۱]، آنزیم مخصوصی است که موجب جذب گلوکز از روده می شود. داروهای مهارکننده این آنزیم می توانند قند خون را کاهش دهند و از جذب گلوکز، جلوگیری کنند. معروف ترین و قدیمی ترین آن ها آکاربوز[۷۲] است که با نام های تجارتی مختلف در ایران موجود است. دارو باید با اولین لقمه غذا مصرف شود تا بتواند جذب گلوکز در روده ها را کُند نماید. غالبا همراه با سایر داروها تجویز می شود. دو عارضه شایعه این داروها،اسهال و سوءهاضمه (نفخ) می باشد. میگ لیتول[۷۳]، ترکیب جدیدتری از این گروه است. از ۲۵ میلی گرم شروع و تدریجا هر چهار تا شش هفته، ۲۵ میلی گرم در روز اضافه می شود. ۱-۱۲-۴- تیازولیدیندایونها (TZD) این داروها حساسیت عضلات و بافت چربی را نسبت به اثر انسولین بالا می برند. همچنین ممکن است چربی خوب (HDL) را اندکی افزایش دهند ولی به همان نسبت ممکن است چربی بد (LDL) را نیز بالا ببرند. اضافه وزن و ادم یا خیز (تجمع آب زیر پوست) از عوارض شناخته شده این داروها است. نارسایی قلب و حتی حمله قلبی با این داروها گزارش شده و به همین علت، در سال ۲۰۰۷، اداره نظارت بر غذا و داروی آمریکا، رسما هشدار داد که ” روزی گلیتازون[۷۴] ” ممکن است موجب حمله قلبی و حتی مرگ شود. ضایعات کبدی شدید نیز گزارش شده است. دو ترکیب دارویی با نام ژنریک روزی گلیتازون و پیوگلیتازون[۷۵] در این گروه معروف تر هستند. در ایران دو نام تجارتی از این داروها به صورت قرصهای ۱۵، ۳۰ و ۴۵ میلی گرمی موجود است. اثر عمده این داروها، کاهش مقاومت به انسولین، افزایش جذب گلوکز در بافتها و کاهش جزیی در تولید گلوکز توسط کبد است. ۱-۱۲-۵- مگلی تینایدها[۷۶] این دسته دارویی موجب تحریک لوزالمعده و ترشح بیشتر انسولین می شوند ولی زمانی موثر هستند که قبل از غذا خورده شوند. اگر قرار نیست یک وعده غذا صرف شود، دارو نیز نباید مصرف شود. رپاگلی ناید و ناتگلی ناید دو فرآورده ژنریک از این گروه هستند که با دو نام تجارتی معروف به صورت وارداتی در بازار ایران موجودند،( با نام ژنریک رپاگلی ناید). اگر همراه با سولفونیل اوره مصرف شوند، خطر افت قند خون مضاعف خواهد شد زیرا هر دو دارو، ترشح انسولین را تحریک و اثر یکدیگر را تقویت می کنند. مصرف الکل همراه با این قبیل داروها، خطر افت قند را خیلی بالا می برد. این قرص ها با قدرت ۵/۰، ۱ و ۲ میلی گرمی تهیه شده است. دو داروی بسیار جدید و تزریقی که اخیرا توسط FDA تایید شدهاند: باید خاطرنشان ساخت که هر روز داروی جدیدی توسط شرکت های دارویی تولید و به بازار مصرف عرضه می شود. شرکت های بزرگ داروسازی می دانند با صرف هزینه های سرسام آور، چگونه از یک فرآورده معمولی و جدید یک معجزه گر بسازند. فصل دوم روش کار ۲-۱- رسم مشتقات در ابتدا مشتقات (که شامل ۴۰ ساختار می باشند) را با بهره گرفتن از نرم افزار هایپرکم[۷۷] با (version 8.0) رسم و سپس با این نرم افزار یک اپتیمایز اولیه روی ساختارها انجام می شود و ساختار ها ذخیره می گردند . ]۴۲[. ۲-۱-۱- اضافه کردن متد و بهینه سازی مشتقات در این روش DFT را به مشتقات اضافه می کنیم، و با بهره گرفتن از نرم افزار گوسین[۷۸] با (version 3.0) اپتیمایز را با متد DFT (B3LYP) [۷۹] و سری پایه (d)6-31G با نرم افزار های فوق انجام داده و ساختار های بهینه از این مشتقات را بدست می آوریم. ۲-۱-۲- اضافه کردن توصیفگرهای مولکولی به مشتقات حال برای ساختارهای بهینه شده باید توصیفگرهایی تعریف شود که مقادیر کدگذاری شده برای هر توصیفگر با عدد مشخص شده و این کار با نرم افزار دراگون[۸۰] با (version 5.0) انجام می شود. این نرم افزار حاوی ۳۲۲۶ توصیفگر و در ۲۲ گروه تقسیم بندی شده است که در هر گروه تعدادی توصیفگر خاص با ویژگی منحصر به فرد در آن وجود دارد در زیر نام گروه و تعداد توصیفگرهای موجود در هرگروه آمده است:
-
- Constitutional descriptors (48) 2. topological descriptor (119)
-
- walk and path counts (47) 4. Connectivity indices (33)
-
- information indices (47) 6. 2D autocorrelations (96)
-
- edge adjacency indices (107) 8. Burden eigenvalues (64)
- topogical charge indices (21) 10. Eigenvalue-based descriptors (44)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
27
2008
Ha and Krishnan
توانایی تولید،مدیریت کیفیت ،خدمات قبل و بعد از فروش ،کیفیت ،تحویل به موقع ،میزان کنترل سازمان ،برنامه کسب و کار،ارتباط با مشتری
28
2008
Mendoza and ventura
انعطاف پذیری،کیفیت ،قیمت،خدمات ،تحویل به موقع
29
2009
Ho and xu
کیفیت ،تحویل به موقع،قیمت ،توانایی تولید ،خدمات،مدیریت ،تحقیق و توسعه،توانایی مالی ،انعطاف پذیری،شهرت و اعتبار
30
2009
حسن زاده و رزمی
ثبات مدیریت ،بازار موثر واثر بخش ،توانایی مالی،توانایی استراتژیک،سرعت
31
2009
Amy H.lee ,et al
کیفیت ،توانایی تکنولوژی،کنترل آلودگی،مدیریت زیست محیطی،تولید سبز،شایستگی سبز
32
2011
Kilincci
مالی ،مدیریتی،توانایی تکنولوژی، سیستم کیفیت ،موقعیت جغرافیایی،ظرفیت تولید قیمت،توانایی فنی
2-8سیر تکامل مدیریت زنجیره تامین: در دهه 1950 و 1960 میلادی بیشتر سازندگان بر تولید انبوه محصول به منظور حداقل سازی هزینه های تولید هر واحدمحصول تاکید داشتند چرا که استراتژی اصلی عملیات شرکت ها کاهش هزینه های تولید به حداقل ممکن بود و در این میان انعطاف پذیری محصول و فرایند از درجه اهمیت کمتری برخوردار بود .حجم عظیمی از سرمایه در گردش به شکل موجودی در جریان ساخت بود و علاوه بر آن روابط استراتژیک و مشارکت مابین تامین کننده و خریدار از اهمیت و تاکید کمتری برخوردار بود . یکی از مهمترین تحولات دهه 60 میلادی ورود مفهوم برنامه ریزی به صنعت بود در سال 1964 برای نخستین بار تکنیک برنامه ریزی مواد و قطعات (MRP)[5] معرفی شد. در دهه 1970 میلادی مدیران تشخیص دادند که حجم بالای موجودی های مواد اولیه ،در جریان ساخت و محصول نهایی بر هزینه ساخت،کیفیت ،توسعه محصول جدید و زمان انتظار تحویل تاثیر فراوانی دارد. سازندگان به سمت مفاهیم مدیریت موجودی ها جهت بهبود عملکرد شرکت متوسل شدند.
 اولین بار مفاهیم تولید به هنگام (JIT)[6]در دهه 70 توسط شرکت خودروسازی تویوتا معرفی شد و در این زمان بود که سازندگان به منافع روابط مشارکتی و استراتژیک با تامین کنندگان و مشتریان واقف شدند .در دهه 1980 میلادی علاوه بر مدیریت سفارش مواد و قطعات مدیریت منابع ساخت نیز مورد توجه سازندگان قرار گرفت در این زمان سنجه تکامل یافته MRP که دارای نقصان بود نیز به جهانیان معرفی شد . واژه مدیریت زنجیره تامین در سال 1982 برای نخستین بار توسط کت الیور مشاور شرکت بوز آلن همیلتون مطرح شد .با توجه به نقایص (MRPII)و همزمان با تحول در سیستم ها و شبکه اطلاعاتی مفهوم برنامه ریزی منابع سازمان(ERP)[7] توسط گروه گارنتر[8] در سال 1990 مطرح شد . در اواسط دهه 1990 مدیریت زنجیره تامین با انتشار مقالات و کتاب های مختلف مقبولیت جهانی یافت و سازمان ها به سمت توسعه روابط با تامین کنندگان استراتژیک و عملیات لجستیک در زنجیره تامین متمایل شد. مفهوم مدیریت زنجیره تامین از سال 2000 در حال تکامل بوده است تحولات جدید در تکنولوژی اطلاعاتی و ارتباطاتی در خلق نگرش های جدید و نوظهور مدیریت زنجیره تامین بی تاثیر نبوده است در حالی که انتظارات مدیران از مدیریت زنجیره تامین بیشتر بر محور کاهش هزینه ها بوده اکنون آنها به مدیریت زنجیره تامین از نقطه نظر استراتژیک می نگرند..( احمدی و بهزادیان ،1392) 2-9پیشینه تحقیقات انجام شده.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
داوود(ع) نیز از جمله پیامبرانی بوده است که خداوند به او ملک و حکومتی عظیم داده بود. وَ شَدَدْنَا مُلْکَهُ وَ ءَاتَیْنَهُ الْحِکْمَهَ وَ فَصْلَ الخِْطَاب[۲۰۱]؛ و حکومت او را استحکام بخشیدیم و به او حکومت و داوری عادلانه را بخشیدیم.» به حکومت برخی از انبیاء نیز در آیه زیر اشاره شده است: «أَمْ یحَْسُدُونَ النَّاسَ عَلىَ مَا ءَاتَئهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ ءَاتَیْنَا ءَالَ إِبْرَاهِیمَ الْکِتَابَ وَ الحِْکْمَهَ وَ ءَاتَیْنَاهُم مُّلْکا عَظِیمًا[۲۰۲]؛آیا مردم نسبت به آنچه که خداوند از روی فضلش به آنها بخشیده است حسرت میورزند؟ ما به آلابراهیم کتاب و حکمت و حکومت عظیمی دادیم.» از آیات قرآنی چنین برمیآید که برخی از انبیاء تشکیل حکومت داده اند و برای برخی دیگر شرایط تشکیل حکومت مهیا نبوده است نه آنکه نسبت به ضرورت آن بیاعتنا باشند.
 ۲-۵-۴٫ هدف از تشکیل حکومت اسلامی انسان ها پس از یک دوره زندگی ابتدایی که از پیچیدگی زیادی هم برخوردار نبود، وارد یک مرحله دیگر شده و کم کم نیاز به قوانین و مقررات پیدا نموده و خداوند دین را تشریع کرد وانبیاء را به همراه کتاب و شریعت خاص فرستاد. انبیاء آمدند و بوسیله کتاب، آنچه را که برای بشر لازم بود بیان نموده ، احکام و قوانین الهی را برای آنها تبیین کردند و آنها را نسبت به وظایف خود آشنا نمودند. علاوه بر وظایف فردی و عبادی،آنها را نسبت به وظایف اجتماعی و حدود خود،نیز آشنا نمودند، اما از آنجایی که انسان همواره بدنبال کسب منافع بیشتر می باشد و بعضا این قوانین و مقررات الهی برای وی محدودیت هایی را قائل می شود دسته ای از انسانها ایمان واقعی آورده ، به راحتی می پذیرند. اما دسته ای دیگر منافع شخصی را ترجیح داده ، مقاومت می کنند حال باید دید که آیا قوانین به تنهایی برای هدایت بشر کافی است یا نیاز به ابزار و پشتوانه ای دیگر دارد؟[۲۰۳] در قرآن کریم آیه های فراوانی وجود دارد که عمل به آنها تنها در پرتو حکومت اسلامی امکان پذیر است که در زیر نمونه هایی از این آیات را نقل می کنیم: برخی از آیه ها [۲۰۴]بیانگر هدف ها و آرمان هایی است که تنها در پرتوی وجود حکومت اسلامی به دست می آیند ، مانند آیه هایی که خواهان برقراری«قسط»و«عدل»در جامعه اند و ظلم را رد می کنند مانند این آیه : « لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَ أَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَ الْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط[۲۰۵]»؛ ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانى) و میزان (شناسایى حقّ از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند. در این آیه نیز معنای تشریع دین از راه ارسال رسل و انزال کتاب و میزان به طور دیگری بیان می شود و آن اینکه برای اجرای قوانین و عدالت علاوه بر کتاب و میزان به حدید نیز احتیاج است که درصورت نیاز در مقابله با قانون شکنان از آن استفاده شود. حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه دراین باره چنین می فرمایند: «تمام انبیاء از صدر بشر و بشریت، از آن وقتی که آدم (ع) آمده است تا خاتم انبیاء(ص) ، برای این بوده است که جامعه را اصلاح کنند و فرد را فدای جامعه می کردند. ما فردی بالاتراز خود انبیاء نداریم، ما فردی بالاتر از ائمه علیهم السلام نداریم، این فردها خودشان را فدا می کردند برای جامعه، خدای تبارک و تعالی می فرماید که انبیاء را ما فرستادیم،«بینات» به آنها دادیم، آیات به آنها دادیم،«میزان» به ایشان دادیم و فرستادیم «لیقوم الناس بالقسط» غایت این است که مردم قیام به قسط بکنند، عدالت اجتماعی در بین مردم باشد، ظلم ها از بین برود، ستمگری ها از بین برود و به ضعفا رسیدگی بشود، قیام به قسط بکنند، دنبالش هم می فرماید«وانزلنا الحدید» تناسب این چیست؟ تناسب این است که (این اهداف) با حدید باید انجام بگیرد، با بینات، با میزان و با حدید«فیه بأس شدید» یعنی اگر چنانچه شخصی یا گروهی بخواهند یک جامعه را تباه کند یک حکومتی را که حکومت عدل است، تباه کنند، با بینات با آنها باید صحبت کرد، (اگر) نشنیدند، با موازین، موازین عقل، (اگر) نشنیدند با حدید.»[۲۰۶] مجموعه قوانین هرچند متعالی و حتی کلام وحی نیاز به قوه ای دارد که بتواند آنرا به اجرا در آورد و جامعه را اصلاح کند و لازمه آن حکومت عدل می باشد. برخی از آیه های قرآن، مسلمانان را به برادری و وحدت و پیوند رابطه های اجتماعی دعوت می کند و آنان را از متفرق شدن و رهبانیت و گوشه گیر شدن برحذر می دارند؛ مانند : «وَ اعْتَصِمُواْ بحِبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَ لَا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَینَْ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا[۲۰۷]»؛ و همگى به ریسمان خدا [قرآن و اسلام، و هر گونه وسیله وحدت]، چنگ زنید، و پراکنده نشوید! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دلهاى شما، الفت ایجاد کرد، و به برکتِ نعمتِ او، برادر شدید! طبیعی است که در سایه حکومت اسلامی، مسلمانان می توانند گردهم آیند و رابطه ها را محکم کنند و متفرق نباشند، چون حکومت ضد اسلامی از ایجاد رابطه محکم مسلمانان می هراسد و سعی در پراکندگی و ایجاد دشمنی بین آن ها دارد. بنابراین به دست آمدن این هدف ها نیز در سایه حکومت اسلامی ممکن می شود. حکومت اسلامی، ضامن اجرای احکام الهی در برخی از آیات قرآن دستوراتی آمده است که گرچه هر فرد به تنهایی می تواند آن را انجام دهد لیکن انجام آن به طور فردی هدف قانون گذار یعنی خداوند را تأمین نمی کند و بدون تحقق حکومت اسلامی این آیات امکان ندارد. به عنوان نمونه این آیه شریفه می فرماید: «یَأَیهَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِین[۲۰۸]»؛اى کسانى که ایمان آوردهاید! غیر از مؤمنان، کافران را ولّى و تکیهگاه خود قرار ندهید! علامه طباطبایی درذیل آیه اینگونه آورده اند: « این آیه شریفه مؤمنین را نهى مىکند از اینکه به ولایت کفار و سرپرستى آنها بپیوندند و ولایت مؤمنین را ترک کنند و سپس آیه شریفه دوم مسأله را تعلیل مىکند، به تهدید شدیدى که از ناحیه خداى تعالى متوجه منافقین شده و این بیان و تعلیل معنایى جز این نمىتواند داشته باشد که خداى تعالى ترک ولایت مؤمنین و قبول ولایت کفار را” نفاق” دانسته، و مؤمنین را از وقوع در آن بر حذر مىدارد[۲۰۹]» در این صورت اگرچه هریک از مؤمنان وظیفه دارند که از قبول ولایت کافران بپرهیزند، اما این کار درصورتی که مؤمنان ، زیرنظر حکومتی غیراسلامی باشند که در تنظیم رابطه های خود به طور طبیعی ، ولایت دیگر کفار را پذیرفته است ،تنها در محدوده قصد ونیت قلبی مؤمنان باقی می ماند ولی در رابطه های کلی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ، تحت سیطره ولایت دوستی کافران می باشند . بنابراین، اثر واقعی و کامل و آشکار نپذیرفتن ولایت کافران، درصورتی خواهد بود که یک تشکیلات مستقل حکومتی با برنامه اسلامی، بر جامعه مسلمان نشین ، حاکم باشد تا تمامی رابطه های سیاسی، قضایی، اجتماعی و اقتصادی خود را به گونه ای تنظیم کنند که در حد توان به ولایت کافران بر مسلمانان منجر نشود. برخی از آیه های مبارک قرآن ، دستورها و برنامه هایی را بیان می فرمایند که بدون وجود یک حکومت مقتدر ، نمی توان آنها را اجرا کرد؛ مانند: « وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَهُ فَاقْطَعُواْ أَیْدِیَهُمَا جَزَاءَ بِمَا کَسَبَا نَکَالًا مِّنَ اللَّهِ [۲۱۰]»؛ دست مرد دزد و زن دزد را، به کیفر عملى که انجام داده اند، بعنوان یک مجازات الهى، قطع کنید! ۱- آیا قانون گذار –خدای تعالی- بریدن دست دزدها را به خودشان سپرده است؟ ۲- آیا بدون داشتن قدرت اجرایی و تشکیلات قضایی، انجام این مجازات ممکن است؟ روشن است که عقل، در جواب این سؤالها ومانند آنها می گوید:خیر! بنابراین ، باید بپذیریم که اجرای قانون اسلامی، حکومت اسلامی هم می خواهد. برخی از آیه ها ی قرآن کریم قوانین و دستورهایی را بیان فرموده اند که مردم به طور انفرادی و بدون سازماندهی دقیق و زیرنظر حکومت متخصص اسلامی، نمی توانند به آن ها جامه عمل بپوشاند ؛ مانند تکلیف «جهاد اسلامی»که در آیه های بسیاری از آن یاد شده است؛مانند این آیه : « قَتِلُواْ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَا بِالْیَوْمِ الاَْخِرِ وَ لَا یحَُرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لَا یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ حَتىَ یُعْطُواْ الْجِزْیَهَ عَن یَدٍ وَ هُمْ صَاغِرُون[۲۱۱]» با کسانى از اهل کتاب که نه به خدا، و نه به روز جزا ایمان دارند، و نه آنچه را خدا و رسولش تحریم کرده حرام مىشمرند، و نه آیین حق را مىپذیرند، پیکار کنید تا زمانى که با خضوع و تسلیم، جزیه را به دست خود بپردازند! علاوه بر آنچه گذشت در قرآن کریم آیه هایی وجود دارد که بر آمادگی رزمی و فراهم کردن اسلحه و ادوات جنگی و نیروهای قوی دستور می فرماید که این آیه ها بهترین شاهد بر ضرورت تشکیل حکومت اسلامی است[۲۱۲]؛ مانند این آیه : «وَ أَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّهٍ وَ مِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُم[۲۱۳]»؛ هر نیرویى در قدرت دارید، براى مقابله با آنها [دشمنان]، آماده سازید! و (همچنین) اسبهاى ورزیده (براى میدان نبرد)، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید! نتیجه آنچه که می توان از هدف و مقصد حکومت انبیاء نتیجه گرفت این است که ، هدف بالذات انبیا هدایت و معرفت الهی است اماتحقق این هدف در جامعه بشر مستلزم تحقق اهداف بالعرض دیگری مانند تأسیس حکومت و اصلاح نظام معیشتی است. پرداختن به اصلاح معیشت دنیوی وظیفه پیامبران است، اما وظیفه ای بالعرض .بنابراین نباید گمان کرد که بالعرض بودن به معنای فرعی بودن و نفی آن از وظیفه انبیا است، آنگونه که عده ای گمان کردند، بلکه به معنای این است که پرداختن به اصلاح دنیا و ظلم ستیزی در اهداف رسالت است اما به قصد ثانوی بنابراین پرداختن به اصلاح دنیا شرط لازم اصلاح عقبی است و از آن قابل انفکاک نیست. در قرآن کریم،غیراز مقام نبوت و رسالت ،برای پیامبران الهی اوصاف و مقامات دیگری برشمرده شده است. این اوصاف را می توان به دو دسته تقسیم کرد: دسته اول اوصافی است معنوی و روحانی که مربوط به شخص آنان است و درپی صلاحیتها و ویژگیهای خاصی که دارند و در اثر عبودیت، به آنان اعطا می شود. دسته دوم،مقامات اجتماعی پیامبران است که از رابطه خاص آنان با مردم حکایت می کند.اینک درصدد بررسی مقامات اجتماعی پیامبرانیم.برای بررسی این مقامات از دیدگاه قرآن می پردازیم بخش ششم نگاه حجت های الهی به زندگی دنیوی و اخروی مقدمه درک صحیح مفهوم دنیا از عمده ترین مسائل و در عین حال راهگشاترین مسائلی است که در برخورد با آن کج فهمیهای فراوان راه یافته، وتصور شده است که دنیا و عالم یکی است و همچنین تصور شده واژه دنیا تنها در یک مفهوم استعمال شده است؛ حال آنکه دنیا و عالم یکی نیست و نباید معنای یکی را بر دیگری حمل نمود. به همین منظور، درابتدا به تعریف دنیا در لغت و قرآن می پردازیم. دنیا در لغت «دنیا»، مؤنث «أدنی» است که یا از ماده «دنی» و «دناءت» به معنای پست تر است یا از ریشه «دنو» به معنای نزدیک تر.[۲۱۴]و آن پیوسته وصف است و احتیاج به موصوف دارد مثل حیات دنیا –عذاب دنیا- سعادت دنیا.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(1,1,1,1,1,1,1,1)
PBP-s
12.7 %
(1,1,1,1,1,1,1,1)
ROI
لازم به ذکر است که تمامی محاسبات صورت گرفته در این مرحله توسط نرم افزار Expert Choice صورت گرفته است و وزن های محاسبه شده با بهره گرفتن از [85]GAHP در این نرم افزار صورت گرفته است. برای مثال داده های جمع آوری شده در جدول 8 در نرم افزار وارد گردید و خروجی شکل 2-4 حاصل شد:
 شكل 2-4 اوزان بدست آمده براي شاخص هاي مالي با بهره گرفتن از نرم افزارExpert Choice در روش AHP با محاسبه نرخ ناسازگاری میتوان به دقت پاسخهای داده شده از سوی گروه اطمینان حاصل کرد. نسبت سـازگاري0.1 يا كمـتر، نرخ سازگاري قابل قبول در مقايسـات را بيان ميكند (مهرگان،1383،ص173-170). و در صورت نرخ سازگاری غیر قابل قبول یک روش کارا برای بهبود سازگاری این است که در تنظیم مقایسه های زوجی فعالیت ها را با توجه به وزن هر کدام که در دور اول مقایسه ها به دست آمده مرتب نمود . بدین ترتیب سازگاری مسلما بهبود مییابد (آذر و رجب زاده، 1391). در خروجی این تحلیل همان طور که مشخص است نرخ ناسازگاری کمتر از 0.1 است و بنابراین نیازی به استفاده مجدد از پرسشنامه ها نمی باشد. بدین ترتیب با جمع آوری مقایسات زوجی صورت گرفته توسط خبرگان بین هر گروه از عوامل و انتقال داده ها به نرم افزار وزن معیارها و زیر معیارها محاسبه گردید و در مواردی که نرخ ناسازگاری از 0.1 بیشتر بود مقایسات توسط خبرگان تکرار شد. بدین صورت نقطه نظرات خبرگان و تصمیم گیرندگان در این تحقیق انتقال داده شد. بدلیل کثرت وجود جداول مقایسات زوجی و محاسبات صورت گرفته در زیر معیار های کیفی از آوردن آن ها در بخش خودداری و خلاصه نتایج انجام محاسبات به صورت جدول 18-4 ارائه شده است. همان طور که در جدول قابل مشاهده می باشد وزن زیر معیارهای نهایی از ضرب وزن های حاصله آن معیار در سطوح مختلف به دست آمده است. برای مثال وزن معیار C11 در سطح آخر سلسله مراتب به صورت زیر محاسبه گردیده است: جدول19-4 وزن های نهایی به دست آمده از طریق مقایسات زوجی با توجه به ساختار سلسله مراتبی معیارها
جمع کل ا وزان در رویکرد کیفی
رویکردهای کیفی (34%)
approach
ریسک و بازده
تکنولوژی
جذابیت بازار
مزیت نسبی محصول
معیارهای استراتژِیک
Criteria
10 %
22 %
12 %
13 %
43 %
C 54
C 53
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تبصره ۴ – کارفرمایان موظفند به کارگران با قرارداد موقت به نسبت مدت کارکرد مزایای قانونی پایان کار به مأخذ هر سال یک ماه آخرین مزد پرداخت نمایند. ب- بند ذیل به عنوان بند (ح) به متن ماده (۱۰) قانون کار اضافه میشود: ح- شرایط و نحوه فسخ قرارداد ج- بند ذیل به عنوان بند (ز) به متن ماده (۲۱) قانون کار اضافه شود: ز- فسخ قرارداد به نحوی که در متن قرارداد پیش بینی گردیده است. د- بند (ح) به شرح زیر به ماده (۲۱) قانون کار اضافه میشود: ح- کاهش تولید و تغییرات ساختاری در اثر شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و لزوم تغییرات گسترده در فن آوری مطابق با مفاد ماده (۹) قانون تنظیم بخشی از مقررات تسهیل و نوسازی صنایع کشور. ه- بر اساس ماده (۱۰۱) قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران دولت موظف است ظرف سه ماه از تاریخ تصویب و ابلاغ این قانون نسبت به اصلاح روابط کار در ماده (۲۷) قانون کار و دیگر مواد مربوطه اقدام نماید. ۳-۱-۱-۱- بند (ز) ماده هشت قانون رفع برخی از موانع تولید و سرمایه گذاری صنعتی در بند (ز) مادهی هشت قانون رفع برخی از موانع تولید و سرمایه گذاری صنعتی مصوب ۱۳۸۷ آمده است : «فسخ قرارداد به نحوی که در متن قرارداد پیش بینی گردیده است» در لایحه اصلاحی برخی از مفاد قانون کار مصوب ۱۳۹۱ که در ادامه به طور مفصل به آن خواهیم پرداخت در مادهی (۴) توافق بین کارگر و کارفرما جزء مواردی بیان شده که به متن ماده ۲۱ قانون کار اضافه خواهد شد. در نظریاتی که از طرف برخی از صنعتگران و مدیران کشور برای اصلاح قانون کار پیشنهاد شده است آمده که در کنار بند (ح) اضافه شده به ماده ۲۱ قانون کار در لایحه اصلاحی یعنی توافق بین کارگر و کارفرما، بند (ز) مادهی هشت قانون رفع برخی از موانع تولید و سرمایه گذاری صنعتی نیز اضافه گردد و بند (ح) در لایحه پیشنهادی مفادی از قانون کار به این صورت اصلاح گردد:
 «توافق بین کارگر و کارفرما و همچنین فسخ قرارداد به نحوی که در متن قرارداد پیش بینی گردیده است» با توجه به موارد فوقالذکر متوجه میشویم که توافق بین کارگر و کارفرما و حتی شروطی که در خود قرارداد فی مابین مطرح میشود میتواند باعث خاتمه قرارداد کار شود. حال سؤالی که به ذهن میرسد این است که آیا توافق طرفین مانند ماده ۱۰ قانون مدنی هرچه باشد قابل قبول است؟؟ با توجه به سابقه رابطه کارگری و کارفرمایی و توافقاتی که همیشه به نفع کارفرما صورت میگرفت چون دارای قدرت و ثروت بود و همچنین با توجه به تاریخچه چگونگی به وجود آمدن قانون کار که برای حمایت از کارگران به وجود آمده میتوان نتیجه گرفت که اگر توافقات بین کارگر و کارفرما را بخواهیم بدون محدودیت و بر اساس مادهی (۱۰) قانون مدنی در نظر بگیریم مجدداً به جای پیشرفت و رفع مشکلات در قانون کار به دوران قبل از قانون و استعمار کارگر توسط کارفرما خواهیم رسید چون کارفرما بنا به قدرت و ثروتی که دارد هر شرطی را که بخواهد میتواند در قرارداد بیاورد و کارگر هم بر اساس نیاز خود به کار مجبور به قبول کلیه شروط میباشد وگرنه کارفرما قرارداد کار را با شخص دیگری منعقد میکند. در این حالت امنیت شغلی کارگران به دلیلی شرایط مندرج در قرارداد به خطر میافتد به دلیلی اینکه دست کارفرما برای اخراج کارگر بسیار باز است. با توجه به اینکه قانون رفع برخی از موانع تولید و سرمایه گذاری صنعتی مصوب ۲۵ آبان ماه ۱۳۸۷ و همچنین لایحه اصلاحی برخی از مفاد پیشنهادی قانون کار مصوب ۱۳۹۱ به دنبال پیشرفت قانون کار و همچنین کاهش مشکلات موجود در این قانون بودهاند، لذا میتوان با در نظر گرفتن ماده (۸) قانون کار جمهوری اسلامی ایران که بیان میدارد «شروط مذکور در قرارداد کار یا تغییرات بعدی آن در صورتی نافذ خواهد بود که برای کارگر مزایایی کمتر از امتیازات مقرر در این قانون منظور ننماید.» بیان داشت که توافقات صورت گرفته در قرارداد کار برای خاتمه قرارداد نباید با مفاد و مندرجات قانون کار جمهوری اسلامی ایران که یک قانون خاص و حامی کارگران است مغایرت داشته باشد. ۳-۱-۱-۲- بند (ح) ماده هشت قانون رفع برخی از موانع تولید و سرمایه گذاری صنعتی و تطابق آن با ماده (۹) قانون تنظیم بخشی از مقررات تسهیل و نوسازی صنایع کشور در بند (د) قانون رفع برخی از موانع تولید و سرمایه گذاری آمده است «بند (ح) به شرح ذیل به ماده (۲۱) قانون کار اضافه میشود: در بند (ح) قانون فوقالذکر آمده است: «کاهش تولید و تغییرات ساختاری در اثر شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و لزوم تغییرات گسترده در فن آوری مطابق با مفاد ماده (۹) قانون تنظیم بخشی از مقررات تسهیل و نوسازی صنایع کشور» این بند در پیش نویس لایحه پیشنهادی اصلاح مفادی از قانون کار در ماده (۴) این لایحه به عنوان بند (ز) به این صورت به ماده (۲۱) قانون کار اضافه گردیده است : «کاهش تولید و تغییرات ساختاری که در اثر الزامات قانون و مقررات با شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و با لزوم تغییرات گسترده در فن آوری منجر به تعطیل تمام یا بخشی از کار شود.» و در تبصره (۲) پیشنهادی برای ماده (۲۱) قانون کار آمده است: «موارد مذکور در بند (ز) در کارگاههای بیش از ۵۰ نفر کارگر باید به تأیید اکثریت هیأتی مرکب از استاندار یا معاون وی، مدیر کل کار و امور اجتماعی، مدیر کل دستگاه صادر کننده مجوز اصلی کارگاه، مدیر کل تأمین اجتماعی، رئیس کل دادگستری، نماینده تشکل کارگری حائز اکثریت استان، نماینده تشکل کارفرمایی استان، نمایندگان کارگران و کارفرما یا نماینده تامالاختیار وی برسد. چنانچه به تشخیص هیأت مذکور تمام یا بخشی از کار تعطیل شود به همان نسبت مشمول خاتمه کار و مقررات بیمه بیکاری میشود.» با توجه به بند (ز) لایحه پیشنهادی اصلاح مفادی از قانون کار و همچنین بند (ح) ماده هشت قانون رفع برخی از موانع تولید و سرمایه گذاری صنعتی اصلاحات صورت گرفته در این زمینه بیشتر به نفع کارفرمایان است تا کارگران که این از دیدگاه جامعهی کارگری به نوعی ناعادلانه به نظر میرسد. با این حال با دقت در بند (ز) لایحه و همچنین تبصره (۲) پیشنهادی ماده (۲۱) قانون کار میتوان نتیجه گرفت حمایت از کارفرمایان در کارگاه های کمتر از ۵۰ نفر کارگر به طور قابل توجهی مورد حمایت قرار گرفته است در حالی که با توجه به تبصرهی پیشنهاد شده دست کارفرمایان در کارگاه های بیش از ۵۰ نفر کارگر باز هم بسته مانده و شرایط برای آنها سخت میباشد. به طور کلی با توجه و دقت نظر در اوضاع و احوال سیاسی و اقتصادی جامعه وجود بند (ز) پیشنهادی لایحه برای الحاق به ماده (۲۱) قانون کار جمهوری اسلامی ایران برای حمایت از صنعت و تولید و به نوعی آسوده کردن خیال سرمایه گذاران و کارفرمایان الزامی به نظر میرسد. در ادامه به بحث پیرامون ماده ۹ قانون تنظیم بخشی از مقررات تسهیل و نوسازی صنایع کشور و بررسی آیین نامهی اجرایی آن خواهیم پرداخت : در ماده (۹) قانون فوقالذکر آمده است : «به منظور ارتقای سطح کیفی و بهرهوری نیروی انسانی شرکتهای صنعتی با مشارکت تشکل کارگری و مدیریت هر شرکت مشخص میگردد. در صورت توافق طرفین در زمینه نیروی انسانی مورد نیاز و مازاد، نیروی مازاد با دریافت حداقل دو ماه آخرین مزد و مزایا بابت هر سال سابقه کار در واحد یا به وجه دیگری که توافق شود مطابق ضوابط بند (الف) ماده (۷) قانون بیمه بیکاری مصوب ۲۶/۶/۱۳۶۹ تحت پوشش بیمه بیکاری قرار میگیرند. در صورت عدم حصول توافق بین تشکل کارگری واحد و کارفرما، موضوع با نظرات طرفین به کار گروهی متشکل از نمایندگان دولت (وزارتخانههای صنایع و معادن، کار و امور اجتماعی و سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور) و سازمان تأمین اجتماعی و تشکلهای عالی کارفرمایی و کارگری احاله و حسب نظر کمیته مذکور کارگران مازاد با پرداخت حق سنوات مقرر در قانون کار مطابق ضوابط بند (الف) ماده (۷) قانون بیمه بیکاری مصوب ۲۶/۶/۱۳۶۹ تحت پوشش بیمه بیکاری قرار میگیرند. ضوابط این ماده تا پایان برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، قابل اجرا میباشد. در صورت کافی نبودن منابع صندوق بیمه بیکاری برای پوشش اصلاح ساختار نیروی انسانی واحدهای صنعتی، سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور موظف است هر ساله اعتبارات مورد نیاز را در یک ردیف مشخص و جداگانه در قالب بودجه سالانه کل کشور در اختیار سازمان تأمین اجتماعی قرار دهد. هیئت وزیران در جلسه مورخ ۹/۱/۱۳۸۳ بنا به پیشنهاد مشترک وزارتخانه های صنایع و معادن، امور اقتصادی و دارایی، سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و سازمان تأمین اجتماعی و به استناد ماده (۲۲) قانون تنظیم بخشی از مقررات تسهیل نوسازی صنایع کشور و اصلاح ماده (۱۱۳) قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران – مصوب ۱۳۸۲ – آیین نامه اجرایی ماده (۹) قانون یاد شده را به شرح زیر تصویب نمود: آیین نامه اجرایی ماده (۹) قانون تنظیم بخشی از مقررات تسهیل نوسازی صنایع کشور و اصلاح ماده (۱۱۳) قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران ماده ۱ – شرکتهای صنعتی مشمول این آیین نامه، واحدهای صنعتی دارای پروانه بهره برداری از وزارت صنایع و معادن یا سایر مراجع قانونی خواهند بود. ماده ۲ – در صورت توافق تشکل کارگری (موضوع تبصره (۴) ماده (۱۳۱) قانون کار) و مدیریت هر شرکت، تعداد نیروی انسانی مازاد هر بخش در چهارچوب طرح ارتقای کیفیت و بهرهوری، طی صورتجلسه ای تعیین میگردد. ماده ۳ – کارفرما فهرست اسامی افراد موضوع ماده (۲) این آیین نامه را به انضمام صورتجلسه فوقالذکر، طی نامه ای به سازمان تأمین اجتماعی محل اعلام می کند و افراد معرفی شده با رعایت ضوابط مقرر در بند (الف) ماده (۷) قانون بیمه بیکاری تحت پوشش قرار میگیرند. تبصره – کارفرما موظف است یک نسخه از فهرست اسامی را به واحد کار و امور اجتماعی محل و کارگروه استان جهت اطلاع منعکس نماید. ماده ۴ – در صورت عدم توافق تشکل کارگری و مدیریت شرکت در مورد نیروی مازاد، کارفرما میتواند درخواست خود را به انضمام نظرات طرفین به دبیرخانه موضوع تبصره (۱) ماده (۵) این آیین نامه ارسال نماید. ماده ۵ – اعضای کارگروه موضوع ماده (۹) قانون فوقالذکر عبارتند از : ۱-نماینده سازمان صنایع و معادن استان. ۲-نماینده اداره کل کار و امور اجتماعی استان. ۳-نماینده سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان. ۴-نماینده اداره کل تأمین اجتماعی استان. ۵-یک نفر از تشکل کارگری استان با معرفی تشکل عالی کارگری. ۶-یک نفر از تشکلهای صنعتی (کارفرمایی) استان با معرفی تشکل عالی کارفرمایی. تبصره ۱- ریاست کارگروه با نماینده وزارت صنایع و معادن بوده و دبیرخانه کارگروه در سازمان صنایع و معادن استان تشکیل میشود. تبصره ۲- دبیرخانه موظف است برای کلیه جلسات از اعضای کارگروه کتباً دعوت به عمل آورد. جلسات با حضور دو سوم اعضاء رسمیت یافته و با حداقل ۴ رای تصمیمات آن لازمالاجرا خواهد بود. تبصره ۳– دبیرخانه، تشکل عالی کارگری و کارفرمایی را از وزارت کار و امور اجتماعی استعلام میکند. ماده۶ – تصمیمهای کارگروه مذکور به سازمان تأمین اجتماعی محل و کارفرما برای اجرا ابلاغ میگردد. ماده ۷ – تاریخ شروع پرداخت مقرری بیمه بیکاری بر اساس اعلام ترک کار توسط کارفرما مبتنی بر صورت جلسات موضوع مواد (۳) و (۶) این آیین نامه (حسب مورد) خواهد بود. ماده ۸ – کسری اعتبارات مربوط به اجرای آیین نامه توسط سازمان تأمین اجتماعی در هر سال پیش بینی و به سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور جهت بررسی، تأیید و درج در بودجههای سالیانه پیشنهاد میگردد. در اینجا بهتر به نظر میرسد برای رفع ابهامی که ایجاد میشود و در هیئت دولت نیز مطرح بوده و منجر به صدور قانون تفسیر قانون اصلاح مواد (۹) و (۱۰) قانون تنظیم بخشی از مقررات تسهیل نوسازی صنایع کشور و اصلاح ماده (۱۱۳) قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران گردیده بپردازیم. موضوع استفساریه ماده واحده – با توجه به متن مواد (۹) و (۱۰) قانون تنظیم بخشی از مقررات تسهیل نوسازی صنایع کشور و اصلاح ماده (۱۱۳) قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و لایحه اصلاحیه دولت برای تسری آن به قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران که نامی از صندوق خاصی نیاورده است و منظور کلیه صندوقهای بازنشستگی است و همچنین ماده (۴) آیین نامه اجرایی مصوب هیأت وزیران به شماره ۸۷۹۴/ت ۳۰۳۷۰ ه مورخ بیست و هفتم اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۳ که به سازمان تأمین اجتماعی و سایر صندوقهای ذیربط تصریح کرده است، آیا مراد قانونگذار در قانون فوقالذکر و تبصره آن از بیمه شدگان واحدها و کارگاه های تولیدی و صنعتی در مواد (۹) و (۱۰)، بیمه شدگان تحت پوشش کلیه صندوقهای بازنشستگی میباشد؟ نظر مجلس: بلی. قانون فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه علنی روز دوشنبه مورخ بیست و نهم بهمن ماه یک هزار و سیصد و هشتاد و شش مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ ۸/۴/۱۳۸۷ از سوی مجمع تشخیص مصلحت نظام موافق با مصلحت نظام تشخیص داده شد. قانون فوقالذکر در جلسه علنی روز دوشنبه مورخ بیست و نهم بهمن ماه یک هزار و سیصد و هشتاد و شش مجلس شورای اسلامی تصویب و با توجه به ایراد شورای نگهبان، در جلسه مورخ ۸/۴/۱۳۸۷ مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب نهایی رسیده و طی نامه شماره ۷۸۵/۲۳۷۷۸ مورخ ۱۸/۴/۱۳۸۷ مجلس شورای اسلامی به هیأت دولت جهت اجرا ابلاغ گردیده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
روش تحقیق روش تحقیق در این پایان نامه توصیفی تحلیلی است و با بهره گرفتن از اطلاعات موجود در سازمان گمرکات کشور، سازمان مناطق آزاد ، اداره کل بنادر و دریا نوردی گیلان ، مرکز آمار ایران و … نسبت به تجزیه و تحلیل اطلاعات پرداخته شده است.
پیشینه تحقیق کتب و مقالات بسیاری توسط پژوهشگران ونویسندگان در رابطه با مسائل ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک در حوزه دریای کاسپین به رشته تحریر درآمده است که از جمله آنها می توان به موارد ذیل اشاره کرد: - ژئوپلیتیک دریای خزر از زهرا احمدی پور - ژئوپلیتیک در قرن بیست و یکم از عزت اله عزتی - جغرافیای استراتژیک ایران از عزت اله عزتی - ماهنامه بندر و دریا (مجموعه مقالات) - تحلیل ساختار ژئوپلیتیک کشورهای حوزه کاسپین از یوسف زین العابدین - دریاچه کاسپین و قدرت بزرگ از محمدعلی کاظم بیگی - یزدانی، عنایت اله و دیگران، در مقاله ژئواستراتژی قدرت ها در پهنه ی ژئوپلیتیک دریای مازندران و خلیج فارس، در دوماهنامه سیاسی، اقتصادی، سال بیست و سوم، مطالب ارزنده ای در مورد ژئوپلیتیک ناحیه بیان نموده است.
ضرورت تحقیق ضرورت موضوع فوق از آنجاست که توسعه مسائل ژئواکونومیکی و تاثیر جهان از نظامی گری به اقتصادمداری موجب تقویت مولفه های تاثیرگذار بر ژئواکونومیک شده است. دراین راستا بنادر بعنوان مولفه ای تاثیرگذار در توسعه ژئواکونومیک کشورها و مناطق مطرح بوده که در ایران نیز بنادر استان گیلان بعنوان بازوی اقتصادی در شمال کشور عهده دار این نقش می باشد.
سازماندهی پژوهش گردآوری اطلاعات در تحقیق حاضر بر اساس مطالعات اسنادی ( اسناد و مدارک کتابخانه ای،اداری،نقشه و پایگاه های کامپیوتری ) و مطالعات میدانی (مصاحبه و عکس ) می باشد. برای دستیابی به اطلاعات و داده های مورد نیاز اعم از کتابخانه ای و میدانی از ابزارهایی نظیر فیش برداری،جدول،نقشه،مصاحبه با کارشناسان سازمان ها و مدیران محلی و پایگاه های کا مپیوتری و اینترنتی استفاده شده است. پس ازجمع آوری اطلاعات و داده ها بر اساس شرح خدمات برای ساماندهی اطلاعات گردآوری شده و دستیابی به جداول و نمودارهای مختلف از نرم افزار اکسل استفاده شده و از طریق مطالعات اسنادی ضمن سازماندهی اطلاعات و متغیر های تحقیق از روش های کمی و کیفی برای تحلیل فرضیه ها کمک گرفته شده است.

محدودیت ها و تنگناها متاسفانه در ایران بدلیل پایین بودن فرهنگ پژوهش و تحقیق ، پژوهش ها غالبا با مشکلات و محدودیتهای عدیده روبرو هستند. علاوه بر این کاغذ بازی و تشریفات زائد اداری در ادارات نیز باعث اتلاف وقت و دلزدگی محقق می گردد. نبود مراکز آماری و اطلاعاتی جامع ، منابع کافی ، مناسب و جدیدو عدم همکاری و مساعدت نسبت به ارائه آمار و اطلاعات صحیح و واقعی ، نیز از عوامل محدود کننده می باشد. فصل دوم مبانی نظری تحقیق ۲-۱- ژئوپلیتیک واژه ژئوپلیتیک برای اولین بار در سال ۱۸۹۹ توسط رودلف کیلن استـاد علـــــوم سیاسی دانشگاه اوپـــسالا (وگوته برگ)که تحت تاثیر کتاب “جغرافیای سیاسی” فردریک راتزل(۱۸۹۷٫م) و کتاب “تاثیر نیروی دریائی در تاریخ” آلفرد ماهان(۱۸۹۸٫م) قرار داشت ارائــه شد. و منظور وی از این واژه ((مطالعه ساختار جغرافیایی حکومت)) بود (میرحیدر،۳۵،۱۳۸۶). از این رو ، او با اتخاذ مفهوم ((دولت ارگانیک)) راتزل، ظهور آلمان به عنوان قدرتی بزرگ را اجتناب ناپذیر و مطلـوب بر می شمرد. از نگـاه وی، نیازهای سوئد در چهارچوب بلوک تازه ای در اروپای مرکزی از کشورهای اسکاندیناوی و بالتیک تا اروپای شرقی و بالکان که تحت سلطه آلمان باشد، برآورده خواهد شد(زین العابدین،۱۳۸۹،۳۹). کیلن در ابتدا ژئوپلیتیک را یکی از پنج اصل برای درک دولت می دانست که چهار اصل دیگر عبارتند از اکونوپلیتیک، دموپلیتیک، سوسیوپلیتیک و کراتوپلیتیک. ژئوپلیتیک به عنوان نقطه اتکای تمامی موارد بالا، همه آن ها را نیز در خود دارد. رهیافت ارگانیک پویا، کیلن را به حمایت از این دکترین سوق داد که فرایندهای سیاسی به لحاظ فضایی تعیین می گردند. به علاوه، از آنجایی که دولت های بزرگ در اروپا تنها از طریق جنگ می توانند بوجود آیند، وی ژئوپلیتیک را در وهله نخست ((علم جنگ))می دید (کوهن،۵۲،۱۳۸۷). هرچند، نظرات کیلن انتزاعی بود و او کشورها را دارای ماهیّتی نظیر موجودات زنده می دانست؛ امّا، چنین نتیجه گرفت که حیات کشورها نهایتاً در دست انسان است. او پیدایش چندین قدرت بزرگ را حاصل توسعه طلبی کشورهای قوی می دانست. در فاصله میان دو جنگ جهانی، پیروان کیلن و راتزل به منظور ایجاد چهاچوبی برای توسعه طلبی ملی آلمان، ژئوپلیتیک را بکار گرفتند(زین العابدین،۱۳۸۹،۴۰). ۲-۲- مفهوم ژئوپلیتیک رودلف کیلن که اصطلاح ژئوپلیتیک را در سال ۱۸۹۹ وضع کرد، آن را به عنوان ((تئوری دولت به عنوان یک ارگانیسم جغرافیایی یا پدیده ای در فضا)) توصیف می کند. از دید کارل هاوسهوفر، پدر ژئوپلیتیک آلمان، ژئوپلیتیک علم ملی تازه ای از دولت می باشد،… دکترینی بر جبر فضایی تمامی فرایندهای سیاسی که بر بنیان های گسترده ای از جغرافیاف به ویژه جغرافیای سیاسی قرار دارد. در آستانه جنگ جهانی دوم، درونت ویتلسی، کارشناس آمریکایی در زمینه جغرافیای سیاسی، ژئوپلیتیک را به عنوان یک ((اصل جزمی … که بر مبنای آن دولت به واسطه جایگاه آن در جغرافیای جهان اهمیت دارد)) رد کرد. ریچارد هارتشورن آن ها را به عنوان ((جغرافیای مورد استفاده برای اهدافی خاص که فراتر از تعقیب دانش قرار می گیرد)) تعریف کرد. بر خلاف جغرافی دانانی همچون ویتلسی و هارتشورن، ادموند والش، به عنوان یک دانشمند سیاسی تعریفی بر مبنای عدالت بین المللی ارائه داده و می گوید ژئوپلیتیک ((مطالعه ای مرکب از جغرافیای انسانی و علم سیاسی کاربردی می باشد که تاریخ آن را به دوران ارسطو، مونتسکیو و کانت باز می گردد))(کوهن،۴۲،۱۳۸۷). جرارد اتوتایل معتقد است، ژئوپلیتیک در قرن بیستم از تاریخ پرفرازو نشیبی برخوردار بوده وتوانسته است در رساندن معنی ارتباط کلی بین جغرافیا و سیاست موثر باشد ولی معنی کردن ژئوپلیتیک کاری بس مشکل است. زیرا معنی مفاهیمی چون ژئوپلیتیک تمایل به تغییر و تحول دارند و متأثر از دوره های تاریخی و ساختارهای نظام جهانی اند که انها خود تحول پیدا میکنند. او معتقد است کیلن و سایر متفکرین امپریالیستی، ژئوپلیتیک را به عنوان بخشی از دانش استعماری غربی فهمیده اند که از روابط بین سیاست عناصر طبیعی زمین بحث می کند(عزتی،۷۴،۱۳۸۲). پیتر تایلور جغرافیدان سیاسی انگلیسی وبنیانگذار فصلنامه معروف ((جغرافیای سیاسی)) مینویسد: ((ژئوپلیتیک عبارتست از، مطالعه توزیع جغرافیایی قدرت بین کشورهای جهان، به ویژه رقابت بین قدرت های بزرگ و اصلی)). او در این تعریف موضوع ژئوپلیتیک را قدرت دانسته که کیفیت پخش آن بین دولت ها در فضا و رقابت ها و مناسبات قدرت بین آنها را مورد مطالعه قرار می دهد(حافظ نیا،۱۳۹۰،۲۹). فرهنگ وبستر تعاریف متعددی را بیان می کند که دو مورد آن بدین شرح است: الف - ((ژئوپلیتیک عبارتست از تاثیر عوامل جغرافیایی، اقتصادی و جمعیتی بر سیاست ها، به ویژه سیاست خارجی کشور)). ب - ((ژئوپلیتیک عبارتست از، ترکیب عوامل سیاسی وجغرافیایی به نحوی که باعث مشخص شدن کشور یا منطقه ویژه ای شود)) (حافظ نیا،۱۳۹۰،۲۷). ایولاکست جغرافیدان فرانسوی، ماهیت ژئوپلیتیک را رقابت بین نیروها و قدرت های متخاصم و رقیب برای تصرف و کنترل سرزمین ها می داند وطبیعتـاً الگـوهای رقابت قدرت ها را برای کنترل زمین مـوضوع ژئوپلیتیک می پندارد (حافظ نیا،۱۳۹۰،۳۳). سائول برنارد کوهن جغرافیدان و ژئوپلیتیسین معاصر آمریکایی، در کتاب “ژئوپلیتیک نظام جهانی” تعریف زیر را ارائه می دهد: ژئوپلیتیک به عنوان تحلیل تعامل میان زمینه های جغرافیایی و دیدگاه های مرتبط با آن از یک سو و فرایندهای سیاسی از سوی دیگر تعریف می شود. زمینه ها از ویژگی ها و الگوهای جغرافیایی و ((مناطق چند لایه)) منتج از آن ها، ترکیب یافته انـد. ((فرایندهای سیــاسی)) نیـز شامـل نیروها در سطوح بین المللی و داخـلی (که بر رفتار بین المللی تأثیرگــذار هستند) می شوند. زمینه هـای جغرافیایی و فـرایندهای سیــاسی هر دو پویـا بوده و بـر یکدیگر تأثیر گذاشته و تأثیر مـی پذیرند. ژئوپلیتیک پیامــدهای ایـن تعامـل را مـورد توجـــه و بررسی قرار می دهد (کوهن،۱۳۸۷،۴۳). عزت اله عزتی استاد جغرافیای سیاسی در کتاب “ژئوپیتیک در قرن بیست و یکم” می نویسد: ژئوپیتیک عبارت است از: درک واقعیتهای محیط جغرافیایی به منظور دستیابی به قدرت، به نحوی که بتوان در بالاترین سطح وارد بازی جهانی شد و منافع ملی و حیاط ملی را حفظ کرد؛ به عبارت دیگر ژئوپلیتیک عبارت است از: علم کشف روابط محیط جغرافیایی و تأثیر آن بر سرنوشت سیاسی ملل. امروزه در تعریف قدرت که می تواند تولید سیاست کند منابعی ارزشمندند که نامرئی باشند و در حقیقت آنها منابع واقعی قدرت به شمار می روند که دراین صورت عوامل متغیر ژئوپلیتیکی نقش اساسی خواهند داشت (عزتی،۱۳۸۰،۷). محمدرضا حافظ نیا استاد ژئوپلیتیک در کتاب “اصول و مفاهیم ژئوپلیتیک” پس از بررسی تعاریف و نگرش های مختلف دانشمندان ، تعریف علمی ژئوپلیتیک را در قالب یک مفهوم ترکیبی از سه عنصر جغرافیا ، قدرت و سیاست قابل تبیین می داند. ترکیب سه عنصر جغرافیا ، قدرت و سیاست الگوهای رفتاری گروه های متشکل انسانی را نسبت به یکدیگر تعیین می کند. که می توان آن ها را در اشکال رفتاری مختلفی شامل موارد زیر ملاحظه کرد: نوسان قدرت، رقابت، همگرایی، واگرایی، نفوذ، بحران، سلطه، زیر سلطه، ائتلافف صلح، همکاری، جنگ، امنیت،آرامش وثبات، تجارت ومبادله و غیر آن. الگوهای رفتاری مزبور محصول ترکیب پارامترهای سه گانه یاد شده می باشد که می تواند به عنوان مبانی فلسفی پایداری برای ژئوپلیتیک به حساب آید بر این اساس موضوع ژئوپلیتیک را روابط متقابل عناصر مزبور و رفتار گروه های انسانی متشکل نسبت به یکدیگر بر پایه ترکیب جغرافیا ، قدرت و سیاست تشکیل می دهد. بنابراین می توان گفت: ژئوپلیتیک عبارتست از ((علم مطالعه روابط متقابل جغرافیا، قدرت و سیاست و کنش های ناشی از ترکیب آن ها با یکدیگر)) (حافظ نیا،۳۷،۱۳۹۰). نمودار شماره ۲-۱- روابط متقابل جغرافیا، قدرت و سیاست . منبع:( حافظ نیا،۳۷،۱۳۹۰) بطورکلی می توان ژئوپلیتیک را علمی گفت که به بررسی نقش و عوامل جغرافیایی در سیاست برای رسیدن به قدرت می پردازد. ۲-۲-۱- رابطه ژئوپلیتیک و توسعه آگاهی به اهمیت مسایل ژئوپلیتیک، از اواخر قرن نوزدهم قدرت های بزرگ را ترغیب کرد تا با بهره گرفتن از دست آوردهای علمی، از موقعیت های جغرافیایی کشورها به نفع اهداف ملی خود بهره گیرند. لذا، ژئوپلیتیک از زمان پیدایش تاکنون دارای فراز و نشیب هایی بوده که آن را در سه دوره مجزا می توان مورد بررسی قرار داد: ۲-۲-۱-۱- پیدایش تولد ژئوپلیتیک با ظهور جغرافیا پیوند نزدیکی دارد(زین العابدین،۱۳۸۱،۸). اما؛ در بین دو جنگ جهانی اول و دوم بسیار پرفروغ شد. به همین دلیل، چنین تصور می شد که عامل اصلی جنگ جهانی دوم، ژئوپلیتیک بوده است. در ابتدا تمام کشورهای جهان جهت قدرتمند شدن دنبال گسترش سرزمینی بودند. بنابراین، از زمان مطرح شدن ژئوپلیتیک در اواخر قـــرن نــوزدهم تا پایان جنگ جهانی دوم را اصطلاحاً ژئوپلیتیک سنتـــی (کلاسیک) می گویند که تمام نظریه های ژئوپلیتیکی در این دوره بر اساس نظامی گری و گسترش تصاحب سرزمینی شکل گرفته است (زین العابدین،۱۳۸۱،۱۲). ۲-۲-۱-۲- دوره افول بعد از جنگ جهانی دوم تا اواسط دهه ی ۱۹۷۰ به مدت تقریبا ۴۰ سال، ژئوپلیتیک به عنوان یک مفهوم و یا روش تحلیل، به علت ارتباط آن با جنگ های نیمه اول قرن بیستم، منسوخ گردید. جغرافیای سیاسی در این دوره، توجه خود را به مفاهیمی غیر مرتبط با مسایل نظامی و استراتژیک معطوف کرد و تعریف ژئوپلیتیک در این دوره متحول شـد، بــه گونه ای کـه ژئوپلیتیک به جغرافیـای سیاسی بــا تأکید بر واقعیـات جغرافیایی دولت هـا اطلاق مـی گردید. برای تبدیل شدن نقش فعال جغرافیا در تعریف ژئوپلیتیک به نقش انفعالی سه دلیل عمده قابل ذکر است : اول این که جغرافی دانان بعد از شکست آلمان در جنگ، ژئوپلیتیک خاص آلمان را مقصر اصلی عنوان کردند و سیاست های آلمان نازی را متأثر از این مکتب می دیدند. در نتیجه، خود را از مطالعات در مقیاس جهانی کنـار کشیده، تـوجه خود را به دولت ها و درون مرزهـــای سیاسی بین المللـی معطـوف داشتند و واژه ژئـوپلیتیک برچسب غیرعلمی بودن به خود گرفت و از محافل علمی و دانشگاهی طرد شد. از نظر محتوایی هم تعداد معدود جغرافی دانانی که هنوز نقشه ی سیاسی جهان را مورد مطالعه قرار می دادند عناوین دیگری برای نوشته ها و کتابهای خود انتخاب کردند. دلیل دیگری که موجب افول نقش جغرافیا در جنگ سرد شد ظهور استراتژی “بازدارندگی هسته ای” بود. گفته می شد که با توانایی پرتاب سلاح های هسته ای به وسیله هواپیما و موشک به فاصله های دور، دیگر نه فاصله و نه عوامل جغرافیایی مثل ناهمواری ها و اقلیم چندان مهم تلقی نمی شوند. بنابراین از دید کارگزاران نظامی می بایست توجه از دفاع سرزمینی به مسأله توازن هسته ای جلب می شد. دلیل سوم که شاید از هر دو دلیل دیگر مهم تر است ظهور ایدئولوژی به عنوان عامل تعیین کننده ی جهت گیری سیاست ها بود. در دوره جنگ سـرد، ایدئولوژی در پوشش استدلال های جغرافیایی عمل می کرد که جغرافیا در حفظ امنیت ملی و درگیری های محلی، همچنان اهمیت خود را حفظ کرده بود. ژئوپلیتیک جنگ سرد و ژئوپلیتیک عصر هسته ای از مشخصات دوره افول ژئوپلیتیک هستند (همان،۱۲-۱۴). ۲-۲-۱-۳- دوره احیا
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این زمان زنان نسبت به جایگاه اجتماعی فروتر خود واقف و خواهان برابری در فرصت های برابر شدند. اولین متون باستان شناسی جنسیت در اعتراض به تفاسیر باستان شناختی به ویژه ارائه تصاویر کم رنگ یا حذف زنان، غلبه تمایلات مردانه در جوامع گذشته متمرکز بود پدیدار گشت. پژوهشگران ریشه این سیر تاریخی را در تفاوت های جسمی میان زن و مرد می دانستند، بدین معنی که ویژگی های زیستی زنان مانند تولید مثل یا مراقبت از کودکان، در طول تاریخ برای همه ی زنان موقعیتی فرودست را بدنبال داشته است. تقسیم کار اجتماعی در جوامع گذشته از مهم ترین دغدغه های پژوهشگران جنسیت به ویژه در آغاز این مطالعات بود. مردان نیروی غالب در خارج از خانه در حالیکه، زنان به حاشیه رانده شده بودند که پیامد ضعف های زیست شناختی آن ها محسوب می گردید. تفوق مردان و رویکردهای مردسالارانه در تحقیقات باستان شناسی مانند اختصاص بخش عمده بودجه های پژوهش به مطالعات در مورد مردان انتقاداتی را بر باستان شناسی وارد نمود. این انتقادات غالبا از سوی باستان شناسان زن که اکثریت باستان شناسان جنسیت را تشکیل می دادند مطرح می شد. این نقدها در چندین جلد توسط مارگارت کونکی، گرو و ژانت اسپکتر[۱۶] منتشر شدند و اولین متون تخصصی باستان شناسی جنسیت را بنیان نهادند.
 تحولات نظری دهه ۸۰ بیش از آنکه بصورت یک مکتب با چارچوب نظری مطرح شود شامل مجموعه ای از نقدها و بازاندیشی ها نسبت به خط مشی باستان شناسی فرآیندی بود به همین دلیل نیز از تحولات نظری دهه ۸۰ غالبا تحت عنوان باستان شناسی فرافرآیندی یاد می شود. باستان شناسی فرافرآیندی دیدگاه اجتماعی برای درک گذشته اتخاذ کرده و شامل موضوعاتی مثل دین، نژاد، قومیت و جنسیت می شود.موارد ذکر شده مولفه های اجتماعی هستند که باستان شناسی جنسیت یکی از موضوعات نظری است که در این رویکرد به شکوفایی رسید و در گسترش چارچوب نظری آن بسیار موثر واقع شد. مطالعات زنان به معنی بررسی نقش و جایگاه زنان در جوامع گذشته به عنوان شاخه ای از باستان شناسی جنسیت در این زمان در دستور کار باستان شناسان قرار گرفت. ۳-۴-۳- اهداف فعالیت های دهه های ۶۰-۸۰ میلادی فعالیت های این دوران در دهه های ۶۰-۸۰ میلادی بر این اهداف متمرکز بود: اعتراض به حذف زنان از تفاسیر باستان شناختی یا کم رنگ جلوه دادن نقش آنها در جوامع گذشته، جستجوی علت موقعیت فروتر و ضعیف زنان در اغلب جوامع، اعتراض به موقعیت نازل زنان باستان شناس در مجامع دانشگاهی و موقعیت های مدیریتی در مقایسه با مردان. ۳-۴-۴- روند شکل گیری باستان شناسی جنسیت توجه به مسئله جنسیت در بدو امر متاثر از تحولات سیاسی ـ اجتماعی مانند جنبش های مبارزه با تبعیض نژادی، جنبش های خواستار تساوی حقوق زن و مرد بود که جنبش اخیر تاثیرات شگرفی بر مطالعات جنسیت در حوزه باستان شناسی بر جای نهاده است. جنسیت در ابعاد مختلف آن، تبعیض ها و نابرابری های جنسی، اختلاف در حقوق و شکل مناسبات اجتماعی، در تعیین جایگاه افراد در اجتماع، تنش های چندی در علوم اجتماعی و سیاست برانگیخت. در اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم به ویژه در امریکای شمالی و اروپا، جنبش های شکل گرفتند که خواهان برابری حقوق افراد و رفع تبعیض های نژادی ، گروهی و جنسیتی بودند. تبعیض های میان زن و مرد عموما بر مبنای جنسیت بیولوژیک بر افراد اعمال می شد. تبعض های عدم حق رای برای زنان و نابرابری های اجتماعی از مهمترین نمودهای تبعضی جنسی علیه زنان بودند. جنبش های مبارزه برای زنان، عموما در کنار دیگر گروهای اقلیت قومی نژادی به مبارزه برای اعاده حقوق زنان می پرداختند. این جنبش ها عموما مدعی بهرکشی از زنان، برتری دیدگاه های پدرسالانه، محرومیت و نادیده گرفتن زنان در اموراجتماعی بودند. جنبش زنان به ویژه در دهه های آغازین و میانی سده ی بیستم تصویر سنتی زنان نامریی و مردان مقتدر را به چالش کشیده است. ۳-۴-۴-۱- باستان شناسی جنسیت باستان شناسی جنسیت به موازات پرسش های جنسیتی در علوم اجتماعی و زیر شاخه ی انسان شناسی در دهه ۷۰ توسعه یافته است. جنسیت اصطلاحیست که از زبان شناسی گرفته شده است. در زمینه های گسترده تر از قوم نگاری و باستان شناسی، جنسیت برای مقوله های زیستی غربی تعریف شده است. این اصطلاح از لحاظ فرهنگی براساس مقوله های جنسی آن فرهنگ، به شدت تغییر پذیر است. در دهه ۷۰ باستان شناسی جنسیت، تغییری را متحمل شده و بر باستان شناسی زنان تمرکز کرده بودوعلت نبود زنان ، ارائه نادرست از زنان در رکوردهای باستان شناسی و درک جنسیت بعنوان یکی از سیستم های اصلی در هر فرهنگ را نشان می دهد. در این زمینه، باستان شناسی جنسیت بعنوان یکی از نقدهای در حال ظهور از باستان شناسی پسامدرن در دهه ۸۰ مطرح شد. باستان شناسی جنسیت، بررسی نقش ایدئولوژی، هویت زنان و مردان و تفاوت بین آنهاست و به این دلیل به وجود آمد تا با بذل توجه به فعالیت زنان، به همان میزانی که به مردان توجه می شود، توجه باستان شناختی در مردان و زنان را متعادل کند. باستان شناسی جنسیت نشان می دهد که زنان در همه فرهنگ ها یکسان نیستند و در نتیجه فعالیت های آنها برای مطالعات مقایسه ای مورد توجه است و به باستان شناسی کمک می کند رشته ای باشد که بجای آنکه صرفاً به اشیا بپردازد به مردم نیز توجه کند. ۳-۴-۴-۲- جنبش زنان و باستان شناسی جنسیت با گسترش جنبش زنان در سطح جهانی، نیاز به انسان شناختی جنسیتی احساس شد. اما ایده باستان شناسی جنسیتی کندتر از آن پیش می رفت تا به صورت یک باور پذیرفته شود. مطالعات جنسیت و مطالعات زنان در انسان شناسی از پیشینه ی زیادی برخوردار است. اولین پژوهش های باستان شناسی از مطالعات انسان شناسی بهره بردند و در مطالعات خود آن ها را مد نظر قرار دادند. توجه به مسئله جنسیت در باستان شناسی کمی دیرتر از دیگر رشته های دانشگاهی رخ داد. شاید ناشی از ماهیت خاص داده های باستان شناختی و مهم تر نگرش سنتی حاکم بر پژوهش های باستان شناختی دانست. این مفهوم با شمار فزاینده زنان باستان شناس که می دیدند دسترسی آنها به آموزش، اشتغال برابر با مردان نیست، تشدید می شد. برخی زنان در تلاش برای درک موقعیت و جست وجو کردن راهی برای یکسان نگری، نحوه مورد غفلت واقع شدن زنان قدیم در گزارش های باستان شناختی را به بحث گذاشتند. در اوایل دهه ۱۹۷۰ در اروپا، استرالیا و امریکا برانگیختن علاقه و توجه نسبت به جنسیت در باستان شناسی پیش از تاریج محسوس شد. مارگارت و گرو اظهار داشتند که اهداف اولیه برای درک باستان شناسی جنسیت، شناسایی یا درک حضور زنان در سایت های پیش از تاریخ است. ارزش این مطالعات با بازشناسی کار زنان در طیف وسیعی از فعالیت ها شروع شد. با این حال، بعد از دو دهه از چنین کاوش ها، این آشکار شد که این سوالات اگرچه مهم هستند ولی کافی نیستند. علی رغم همه بحث ها،واضح است که تحقیقات جنسیت در باستان شناسی مردم را در گذشته در نظر می گیرد، به ویژه روابط زن و مرد در اجتماع اقتصاد و ایدئولوژی خاص جامعه. هدف ساختن بیانیه ای بزرگ درباره گذشته زنان نیست، حتی وقتی که کنار گذشته مردان قرار داده می شوند، بلکه استنباط انواع رفتارها، سیستم های سمبولیک و قراردادهای اقتصادی می باشد. ۳-۴-۴-۳- گردهمایی ها و کنفرانس های باستان شناسی جنسیت اولین گردهمایی که جهت متمرکز شدن روی زنان بعنوان موضوع باستان شناسی در نروژ روی داد. اگرچه در دهه ۷۰ تعداد کمی از زنان باستان شناس در اسکاندیناوی شروع به در نظر گرفتن زنان در دوران قبل از تاریخ کردند اما اولین نقد فمینیستی از تعصب مردانه در باستان شناسی تا سال ۱۹۴۸ منتشر نشده بود.کارگاه های آموزشی و کنفرانس ها، پژوهشگران علاقه مند در یکپارچه سازی باستان شناسی، نظریه فمینیستی و مطالعات زنان را گرد هم آورد. به دنبال آن چندین نشریه منتشر شد، مانند به وجود آمدن باستان شناسی (کونکی و گرو)، باستان شناسی تاریخی (سینوت ۱۹۹۱) و چندین مقاله دیگر(کونکیـ سینوت،۱۹۹۱). جوآن گرو و آلیس ویلای با تمرکز روی مساله سازماندهی عمل باستان شناختی در سال ۱۹۸۳ مقالاتی را منتشر کردند که بسیار تاثیرگذار بود(گروـ ویلای،۱۹۸۳). گرو تبیین های مردمحورانه ابزار سازی را در سطوح مختلف به چالش کشیده است: فرض عمومی این که ابزارسازی تقریبا به طور انحصاری در ارتباط با مردان بوده، بطور قطع نادرست است. حداقل زنان به مراتب بیشتر از مردان در کانتکست های داخلی (خانگی) به تولید ابزارهای مورد نیازشان می پرداختند. فرض اینکه مردان دارای قدرت بدنی بیشتری هستند توسط گرو رد شد. وقتی که نقد و تبعیض جنسیتی در باستان شناسی اواخر دهه ۸۰ ظاهر شد،بحث در مورد نقد مفاهیم سیاسی ـ اجتماعی در حال حاضر بشدت دو قطبی شد.اولین مقاله در باستان شناسی در ارتباط با مطالعه جنسیت در آمریکا و انگلیس ظاهر شده، در نتیجه اولین مقاله توسط باستان شناسان پیش از تاریخ، مارگارت کونکی و ژانت اسپکتر نوشته شد. آنها هم باستان شناسی دنیای قدیم و هم جدید را شرح دادند. این مقاله توضیح می دهد که چرا باستان شناسی جنسیت موضوع مهمی است و چگونه می توان با توجه به جنسیت نتایج برخی از محوطه ها را بهبود بخشید(کونکی ـاسپکتر،۱۹۴۸). گردهمایی ها و کنفرانس ها افزایش یافتند. جوآن گرو و مارگارت کونکی یک کنفرانس ترتیب دادند که به باستان شناسی جنسیتی: زنان در بیش از تاریخ[۱۷] منتج شد. تقریبا در همان زمان مارگارت ارنبرگ “زنان در پیش از تاریخ” را منتشر کرد. ۳-۴-۴-۳-۱- گردهمایی چاکمول یک سال بعد از مقاله کونکی و اسپکتر، سازمان دانشجویان فارغ التحصیل از یک کنفرانس سالانه، باستان شناسی جنسیت را بعنوان موضوع برای کنفرانس چاکمول در ۱۹۸۹ انتخاب کردند. بزرگترین گروه باستان شناسان علاقه مند به جنسیت در این کنفرانس در کانادا گرد هم آمدند. تنها جلسات قبلی در مورد کنفرانس جنسیت در انجمن باستان شناسی تاریخی و چندین کنفرانس در نروژ و انگلستان سالانه بود. مجموعه مقالات چاکمول حداقل دو سال بعد نیز منتشر شد شرکت کنندگان در کنفرانس چاکمول بعنوان اولین زنان حرفه ای که در آن حضور داشتند، اثبات شدند. آنها به دلیل شرکت در فعالیت های فمینیستی و بورس تحصیلی به موضوع این کنفرانس ها جذب شده بودند. بنابراین کنفرانس چاکمول برای شرکت کنندگان یک فرصت برای ادغام تعهدات فمینیستی با حرفه های مورد علاقه در باستان شناسی ارائه کرد. کسانی که در کنفرانس چاکمول حضور داشتند،به طور متناوبی زنان بودند و این زنان و بیشتر مردان، از گروه های بودند که در اواخر دهه ۷۰ و ۸۰ به این رشته وارد شده بودند، زمانی که نمایندگان زنان در باستان شناسی آمریکای جنوبی دو برابر شدند. اکثر کسانی که در این کنفرانس حضور داشتند،زنان طبقه متوسط بودند که می خواستند تحصیلات خود را تکمیل کنند و برخی امنیت هایی شغلی را، زمانی که اولین جنبش ها در مورد زنان و جنسیت در باستان شناسی در اواسط دهه ۸۰ آغاز شده بود، را بدست آورند. بررسی نظرسنجی ها این نکته را روشن می کند که، سوال در مورد زنان و جنسیت ضرورتاً طرح های فمینیستی را منعکس نمی کند و برخی شرکت کنندگان در این کنفرانس ها فمینیست نبوده اند. تعدادی از کارگاه های آموزشی کوچک و کنفرانس ها در استرالیا، آمریکای جنوبی و انگلستان سازماندهی شد. منابع و مقالات مشروح از باستان شناسی جنسیت در کنفرانس سال های ۱۹۶۲-۱۹۹۲ ارائه شد. دکتر مارگارت موری با همکار خود در کنفرانس ها حضور می یافت.این گرایش های تاریخی، به ویژه حضور زنان در باستان شناسی را منعکس می کرد. موری با کسب مدرک زبان شناسی برای اولین بار یک باستان شناس شد و همراه با چندین زن دیگر در حفاری های مهم مصر در اواخر دهه ۱۸۹۰ شرکت کردند(موری،۱۹۹۲). ۲-۵- زنان و باستان شناسی آمریکا اگرچه زنان در تاریخ باستان شناسی اولیه آمریکا غائب هستند، آنها برای توسعه باستان شناسی برای قرن ها مشارکت داشته اند. در دهه ۱۸۸۰،انسان شناسان زن شروع به نگه داشتن موقعیت های حاشیه ای در موزه ها کردند(رسیتر،۱۹۸۹-۵۰)[۱۸]. در حالیکه مشارکت آنها در باستان شناسی متفاوت بود. زنان دیگری نیز در باستان شناسی آمریکا در جنگ جهانی اول فعال بودند و هیچ شکی در مشارکت آنها در توسعه این رشته نیست. اما مشارکت آنها محدود و مشروط بود. اولین نسل از زنان در باستان شناسی آمریکا از شبکه های ارتباطی رسمی و غیر رسمی حذف شده و فرصت های شغلی کمی برای آنها فراهم بوده است. توماس پترسون حضور زنان در باستان شناسی را از شروع باستان شناسی آمریکا نشان داده: «تعدادی از زنان باستان شناسی را بعنوان یک حرفه یا کارجزئی در دهه ۱۸۹۰ تا ۱۹۲۰ دنبال کردند. درصد زنان در سال های ۱۹۳۵ تا ۱۹۶۴، از ۳۷ درصد به ۴۵ درصد تغییر یافته است. در دهه ۱۹۵۶، کمتر از ۱۶ درصد اعضای جامعه باستان شناسی آمریکا زن بودنند. در دهه ۱۹۶۹،درصد حضور زنان هیچ تغییری نکرد وعلی رغم تعداد کم زنان در باستان شناسی انسان شناسی، تعداد زنان در دهه ۷۰ افزایش یافته و در جامعه باستان شناسی آمریکا قابل مشاهده بودند». ۳-۶- زنان و باستان شناسی استرالیا قبل از اینکه باستان شناسی بعنوان رشته حرفه ای در استرالیا شناخته شود، زمانی که آن عمدتا شامل جمع آوری آثار برای نمایش در موزه ها بود، بسیاری از اطلاعات آن توسط انسان شناسان جمع آوری شده بود. اطلاعات درباره جمع آوری غذا و تقسیم جنسی کار توسط زنان انسان شناس حرفه ای جمع آوردی گردید و بعدها توسط باستان شناسان مورد استفاده قرار گرفت.در فاصله دو جنگ جهانی، افراد شاغل در موزه ها، پژوهش های باستان شناسی را که چیزی فراتر از ساختن مجموعه ای برای نمایش بود، انجام دادند. بهترین و شناخته شده ترین این افراد، ف.د. مک کارتی و ن.ب. تیندل[۱۹] هستند. همچنین زنان در این دوره نیز فعال بودند.اگرچه کار آنها بخوبی مستند نشده بود. بعد از شروع زود هنگام در انگلستان، آموزش های باستان شناسی در چندین دانشگاه استرالیا آغاز شد.جک. جالسون به دپارتمان نوپای بیش از تاریخ در دانشگاه ملی استرالیا منصوب شد. در سال ۱۹۶۱، شروع به جذب فارغ التحصیلان از استرالیا وسایر نقاط دنیا کرد. زنان نقش مهمی در تحولات در دیگر نقاط نیز داشتند. در دانشگاه وسترن استرالیا آموزش باستان شناسی در بخش مردم شناسی در سال ۱۹۷۰ توسط هالام شروع شده بود. باستان شناسی تاریخی،در حال حاضر به یک جنبه قابل توجهی از این رشته تبدیل شده و جودی بیرمنگام[۲۰] برای آن تلاش زیادی کرده است. بیرمنگام به دپارتمان باستان شناسی منصوب شد. او در سال ۱۹۷۰ دبیر موقت انجمن باستان شناسی تاریخ استرالیا و در ۱۹۷۱ دبیر رسمی انجمن شد و به صورت جدی شروع به کار کرد. در دهه ۱۹۸۰ نیز، در بریتانیا مقاله هایی را راجع به جنسیت منتشر شد. شمار مقاله هایی که راجع به جنسیت در باستان شناسی نوشته می شد افزایش می یافت. مجله زن در باستان شناسی به عنوان اولین مجله تخصصی باستان شناسی جنسیت در نروژ منتشر شد. ۳-۷- جنسیت در باستان شناسی پیش از تاریخ و تاریخی زن در باستان شناسی پیش از تاریخ با نبود عکس و نوشته ای برای مطالعه و بررسی، فوری دنبال نشد. لذا در باستان شناسان تاریخی، از زمان مطرح شدن این موضوع، با داشتن انواع مطالب مکتوب همراه با دست سازه های بشری،ابزارهایی برای بحث به این موضوع داشتند. اسپنسر باستان شناس تاریخی اولین جلسه مربوط به جنسیت را در گردهمایی باستان شناسی تاریخی در سال ۱۹۸۶ ترتیب داد. جوآن و اسکات بیان می کنند که جنسیت، با طبقه بندی مفید از “تجزیه و تحلیل تاریخی” روشن می شود و درک بهتر از چگونگی کاربرد جنسیت، شناسایی روابط قدرت می باشد(اسکات،۱۹۸۶-۱۰۶۷).در باستان شناسی تاریخی، تمرکز بر روی جنسیت سوالات تحقیقاتی را دگرگون ساخته که در آن باستان شناسان از روش های دیگری برای پاسخ به این سوالات استفاده می کند. برای مدت زمان طولانی تاریخ باستان شناسی، برای مطالعه فرهنگ های گذشته، عمدتاً بر روی تجارب و دستاوردهای مردان متمرکز بوده، با توجه کمی که به سهم زنان برای تغییرات تاریخی در مورد جنسیت پرداخته می شود. بسیاری از باستان شناسان نیز اهمیت جنسیت را بعنوان یک جنبه ساختاری از فرهنگ را نادیده می گیرند. باستان شناسی جنسیت (گاهی باستان شناسی فمینیست یا زن)،از طریق تلاش های عامدانه بسیاری از محققان برای تغییر این گرایش توسعه یافته بود. در تلاش برای نشان دادن جنسیت در رکوردهای باستان شناسی، یکی از مفیدترین گام ها، فرمول بندی اجزای متفاوت سیستم جنسیتی بود که توسط رایت کندی و ژانت اسپکتر در سال ۱۹۸۴ توسعه یافته بود: نقش جنسیتی به مشارکت های متفاوت زن و مرد در جامعه،اقتصاد، سیاست و نهادهای مذهبی داخل یک محیط فرهنگی خاص منسوب می شود.اسپکتر در میان اولین باستان شناسان تاریخی که در کار خود یک رویکرد به صراحت فمینیستی بکار برد. او از روش “چارچوب کار متمایز” با بهره گرفتن از شواهد تاریخی برای توسعه مدل های که، آثار مکشوفه، سازه ها و تجهیزات به احتمال زیاد همراه با مردان و زنان بوده، استفاده کرد(کونکی و اسپکتر ۱۹۸۴). اسپکتر چیزی که به معنی درفش بود را در میان مردان و زنان داکوتای مورد بررسی قرار داد. تفسیر اسپکتر با تمرکز بر روی یک مصنوع (درفش) آغاز شد. مشخص شد که توسط زنان بکار می رفت و همچنین در قرن ۱۹ توسط یک زن در مینه سوتا استفاده می شد. تحقیقات اسپکتر مداخلات کلیدی مطالعات جنسیتی را در باستان شناسی تاریخی را نشان می دهد. ۳-۸- ارزیابی مطالعات زنان در باستان شناسی دستاوردهای مطالعات زنان در باستان شناسی از دهه ۸۰ میلادی به بعد این بود که تصور رایج در مورد زنان به عنوان موجوداتی ضعیف که در مقایسه با مردان در رده ی دوم قرار داشته و در تحول جامعه نقش چندانی به عهده نداشته اند با کشف نمونه های تاریخی به شدت مورد سوال قرار گرفته و تلاش های فراوانی برای یافتن مدارک تاریخی و باستان شناختی در حال انجام است. به طور کلی، امروزه مطالعات جنسیت بسیار فراتر از مطالعه ی زنان است(رنفرو و باهن،۲۰۰۰)[۲۱]. یکی از تغییرات بنیادین آن فاصله گرفتن از تعریف جنسیت بر مبنای ویژگی های زیست شناختی است. جنسیت در باستان شناسی تأثیر تلفیقی روی روش ها و نظریه ها داشته است، اگرچه تأثیر آن رو به افزیش است. باستان شناسی جنسیت به خوبی با اهداف و روش های باستان شناسی پساروندگرا متناسب بود و به طور کلی در اروپا مورد استقبال قرار گرفته است. به طور کلی، جنسیت در باستان شناسی تغییر دیدگاه ها در مورد نقش و جایگاه افراد و به ویژه، زنان در جوامع گذشته را بدنبال داشته و باعث رشد باستان شناسی و بسط چارچوب فکری و نظری شده است. ۳-۹- تاریخچه حضور زنان در مطالعات باستان شناسی جهان زنان خیلی دیر وارد رشته باستان شناسی شدند. در واقع، تحقیق برای شناسایی نفوذ اولین زنان مبتکر و راهنما قبل از سال ۱۹۱۵ تقریباً خالی است. علت این تأخیر وابسته به تعریف و ارزیابی باستان شناسی بعنوان یک رشته و مهمتر از همه کلیشه های فرهنگی باستان شناسان در ارتباط با نقش زنان در جوامع بزرگتر می باشد. مشکل اصلی از سفرهای اکتشافی باستان شناسی حاصل می شود.این گرایش فرهنگی و علمی بخوبی توسط زنان باستان شناس قبل از جنگ جهانی اول نشان داده شده است.اولین نسل از زنان پیشگام باستان شناس از ایدئولوژی ویکتوریا درباره موقعیت فرودست زنان ظاهر شدند. حرکت فمینیستی در دهه ۶۰ و ۷۰ اثر قابل توجهی در تشویق فعالیت زنان باستان شناس در این رشته داشته است. بسیاری از زنان وارد رشته باستان شناسی شدند. در دهه ۱۹۵۰ فقط چند زن این مرحله را کامل کردند. واضح است که زنان در چاکو کانیون از ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۴ در فعالیت های باستان شناسی حضور داشته بودند. قراردادهای جدید دهه های ۱۹۳۰ تا ۱۹۴۰ فرصت های اشتغالی جدید را به عنوان یک باستان شناس ارائه می دهد.کار فیزیکی حفاری باستان شناسی فرصت مناسب برای زنان بیکار در پروژهای جدید در نظر گرفته شده بود که در ابتدا تا حدودی باور کردنی نبود(کلاسن )[۲۲]. ژان کلیی(۱۹۹۲) اگرچه به طور کلی مخالف ترکیب علوم با جامعه شناسی است. اشاره می کند که مسائل جامعه شناختی به طور غیر معمولی در باستان شناسی مهم هستند. در اواخر دهه ۱۹۸۵ یادآوری می کند که باستان شناسی گذشته مرد جنسیتی شده اگرچه زنان در این رشته در تمام این مدت حضور داشتند. مطالعات نشان می دهد که موقعیت زنان در باستان شناسی تغییر یافته است. در سال های اولیه تعداد کمی از زنان گرایش برای ورود به کارهای حرفه ای باستان شناسی داشتند، درحالیکه امروزه تعداد زیادی وارد باستان شناسی شده اما پیشرفت آنها به کندی انجام می شود. در واقع، زنان بیشتر به دنبال اشتغال غیر آکادمیک بوده وانواع متنوعی از اشتغال را نسبت به مردان باستان شناس دارند(وایت لسی)،تعدادی از زنان در موزه ها کار می کنند و موضوعات تحقیقاتی مرتبط با مردان را دارند(فورد). این کلیت توسط مطالعات دهه ۶۰ ایجاد شده است. زنان در مطالعات آکادمیک همیشه در اقلیت بودند و تعداد کمی از زنان باستان شناس مطالعات دانشگاهی داشتند. امروزه موسسات زنان فقط ۱۵ درصد از ۳۰ دپارتمان آکادمیک باستان شناسی را شامل می شود(فورد). ۳-۹-۱- زنان پیشگام در باستان شناسی جهان ۳-۱- ژان دیولافوا[۲۳] ۳-۹-۱-۱- ژان دیولافوا وی اولین نفر از زنان پیشگام در باستان شناسی می باشد (۱۹۱۶-۱۸۵۱). مادام ژان دیولافوا[۲۴] همسر مارسل اوگوست، مهندس راه و ساختمان و باستان شناس فرانسوی بود و به همراه همسرش از سوی دولت فرانسه برای انجام کاوش های باستان شناسی، سه بار به ایران سفر کردند. اولین مسافرت آنها در سال ۱۸۸۱ به بنادر جنوبی ایران صورت گرفت و شهرهای باستانی تخت جمشید و شوش را نیز مورد بررسی قرار داد. همکاری آنها در کاوش های باستان شناسی، نقشه برداری و اسناد تصویری مهم بود(گران، ۲۰۰۴-۵۹-۶۰). مادام دیولافوا مطالعات و مشاهدات اجتماعی و یافته های باستان شناسی همسرش را به صورت یادداشت های روزانه جمع آوری کرد و در دو کتاب جداگانه انتشار داد(دیولافوا،۱۹۱۶). کتاب اول با نام مسافرت دیولافوا در ایران ، شوش و کلده است.این کتاب یکی از منابع مفید برای تحقیق در تاریخ دوره قاجاریه و آشنایی با اوضاع اجتماعی و اقتصادی مردم ایران در عصر مذکور به شمار می رود.طرح ها و نقاشی ها و عکس هایی که مولف از مکان ها و اشخاص تهیه کرده در کتاب به چاپ رسیده است. کتاب دوم مشتمل بر یادداشت های سفر دوم و سوم آنهاست و سال های ۱۸۸۴ تا ۱۸۸۶ را در بر می گیرد. اشیای باستانی پر شماری بوسیله این زوج از کاخ های هخامنشی به موزه لوور پاریس انتقال یافت، که اکنون در معرض نمایش قرار دارد. ۳-۲ – استرون دیمن members.bib-arch.org ۳-۹-۱-۲- استرون دیمن بیوگرافی استر ون دیمن[۲۵](۱۹۳۷-۱۸۶۲) توسط کاترین ولش (۲۰۰۴) نوشته شده بود.اقدام اصلی دیمن کشف ساختمان آجرکاری روم به منظور ایجاد گاهنگاری می باشد. منابع کاترین از دیمن، متون آرشیوی خود ون از چندین کالج آمریکایی و تعدادی عکس و بایگانی های آمریکا در روم می باشد. متاثر از یک جامعه کشاورز پیشگام در غرب آمریکا،که در آن استقلال زنان مورد تقدیر قرار گرفته است، ون بعنوان شخصیت قوی و غیر قابل انعطاف معرفی شد(ولش،۲۰۰۴-۶۹). او تحصیلات خوبی اخذ کرد(ولش،۲۰۰۴-۴۱) و در سال ۱۸۹۸ بعنوان اولین زن، به اخذ مدرک دکترا در رشته لاتین از دانشگاه شیکاگو نائل شد و پایان نامه خود را در مورد فرقه وستا کار کرد. معمولا جایگاه استادی در کالج های زنان برگزار می شود. اما مک کلینتوک از همکاران استر ون انتخاب دیگری کرد و بعنوان یک محقق تجربی در آزمایشگاه کار کرد (کلر ۱۹۸۳). به نظر می رسد استر ون یک موقعیت تدریس داشته است. بعد از چند سال بعنوان یک معلم در کالج مرنت هولیوک تدریس کرد. بورس تحصیلی در مدرسه آمریکایی مطالعات کلاسیک در روم در سال ۱۹۰۱، امکان انجام کار میدانی برای وی را ممکن ساخت. در زمان رسیدن ون به رم، شهر به مدت سی سال پایتخت ایتالیا بوده و به سرعت گسترش یافت. کارهای مرمت و بازسازی در نوسان کامل بود و بر انجمن رم متمرکز شده بودند. ولش (۲۰۰۴-۷۱-۷۳) بر این واقعیت تاکید کرده که استر ون، به عنوان یک زن و فرد خارجی، اجازه استفاده از این موارد مهم را برای انجام تحقیقاتش بدست آورد. ولش همچنان اشاره می کند که روش استر ون برای تحقیقاتش از همکاران زن خود متفاوت بود. ولش (۲۰۰۴-۸۳-۸۴) اهمیت استرون را برای تحقیقات آینده بیان می کند. وی در حین انجام کار میدانی در روم و حومه اطراف آن، ون استفاده از عکس، برای اسناد را توسعه داد و بیش از ۳۰۰۰ از عکس های وی حفظ شده است (۱۹۹۱ جفکن ).ولش بر ارزش تاریخی این عکس ها تاکید کرده (۲۰۰۴-۹۱-۹۵-۱۰۰) و بحث جالبی در مورد موتیف و جنسیت ارائه می دهد. ۳-۲-۱- دیمن، کاوش در شمال غرب روم Aqueducthunter.com ۳-۴- مارگارت موری bentley.umich.edu ۳-۹-۱-۳- مارگارت موری زندگینامه وی توسط مارگارت دروور (۲۰۰۴) نوشته شده است. مانند موری، دروور در کالج لندن کار می کرد و به خاطرات شخصی موضوع خود دسترسی داشت (دروور،۲۰۰۴- ۱۳۲-۱۳۳). اطلاعات آرشیوی نادر می باشد، اما دروور از زندگینامه موری[۲۶] نیز استفاده کرده است (موری ۱۹۶۳). جالب است توجه داشته باشیم ، اهمیتی که موری به رویدادهای خاصی از زندگییش در رابطه با دیگران داد، موجب شد که وی مورد کم توجهی قرار گیرد (دروود،۲۰۰۴-۱۱۵). این در باره مسئولیتی که موری در جهان علمی داشته، مشکل است. چنانچه دروور در تخصص سازی کارهای علمی موری در رابطه با جامعه پژوهش معاصر، نشان می دهد که چگونه تلاش های علمی موری بر اساس موقعیت اش، وی را بعنوان تنها زن در آکادمی مردانه متصور ساخته است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سرعت چرخشی کاهیده ()
کار محوری انجام شده روی سیال گاز
ضریب بیمرکزی
بعد مکان
جزئی از طول خط لوله اصلی، لوپ شده با یک خط لوله موازی
Z
ضریب تراکمپذیری
فصل اول: اهمیت گاز طبیعی؛ خطوط لوله انتقال گاز و شبیه سازی مقدمه گاز طبیعی به عنوان سوخت شهری و صنعتی و ماده خام در کارخانجات مورد استفاده قرار میگیرد. از موارد استفاده گاز طبیعی به عنوان سوخت شهری میتوان به گرمایش خانگی، آبگرمکنها، اجاق گازها اشاره کرد. به عنوان یک سوخت صنعتی در کارخانجات سیمان، آجر سفال، شیشهسازی، دیگهای بخار صنعتی و کارخانجات صنایع غذایی استفاده میشود. همچنین به عنوان ماده خام صنایع پتروشیمی برای تولید هیدروژن و آمونیاک استفاده میشود.
 از دیدگاه زیست محیطی، گاز طبیعی یک سوخت پاک تلقی میشود زیرا در مقایسه با سایر سوختهای فسیلی دارای امتیازات زیست محیطی مهمی است. دلیل برتری گاز طبیعی نسبت به نفت خام یا ذغالسنگ این است که آلودگیهای دیاکسیدگوگرد، دیاکسید نیتروژن و دیاکسیدکربن آن، بسیار کم است. این موضوع به کاهش مشکلات ناشی از بارانهای اسیدی، تخریب لایه ازن یا مشکلات ناشی از گازهای گلخانهای کمک میکند[۱]. پراهمیتترین راه انتقال گاز طبیعی از مبادی تولید تا نقاط مصرف، خطوط لوله انتقال گاز میباشد. شبیهسازی جریان گاز درون خط لوله برای بررسی وضعیت و کارآیی خطوط لوله در شرایط مختلف کاربرد دارد. در این فصل ضمن اشاره به جایگاه ایران در منابع گازی جهان، مفاهیم اساسی گاز طبیعی، شامل رفتار فازی، ترکیب گاز طبیعی، سیستم خطوط لوله و تجهیزات مورد استفاده در خطوط لوله و ایستگاههای تقویت فشار مورد بحث قرار گرفته است. همچنین اهمیت و کاربردهای شبیهسازی جریان گاز درون خطوط لوله بیان شدهاست. جایگاه ایران در منابع گازی جهان ذخایر گاز نیز مانند ذخایر نفت به سه دسته ذخایر تثبیت شده، ذخایر احتمالی و ذخایر ممکن تقسیم میشوند. طبق جدول (۱-۱) براساس جدیدترین گزارشها تا پایان سال ۲۰۱۰، میزان ذخایر گاز جهان در حدود ۱/۱۸۷ تریلیون مترمکعب برآورد شده است که کشور روسیه با ۸/۴۴ تریلیون مترمکعب و با سهم ۹/۲۳ درصد دارای بیشترین منابع گازی جهان و پس از آن، ایران با ۶/۲۹ تریلیون مترمکعب و با سهم ۸/۱۵ درصد، دومین منبع گازی جهان و کشور قطر با ۳/۲۵ تریلیون مترمکعب و با سهم ۵/۱۳ درصد از کل ذخایر جهان، سومین منبع گازی جهان میباشند[۲]. جدول۱-۱ ذخایر تثبیتشده گاز طبیعی در جهان[۲]
ذخایر تثبیتشده
انتهای سال ۱۹۹۰
انتهای سال ۲۰۰۰
انتهای سال ۲۰۰۹
انتهای سال ۲۰۱۰
تریلیون مترمکعب
تریلیون مترمکعب
تریلیون مترمکعب
تریلیون مترمکعب
سهم از کل جهان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ۷-۲ چارچوبی برای اتصال اهداف بلند مدت استراتژیک به اهداف و مقاصد کوتاه مدت
 منبع: نقشه استراتژیک، نورتون و کاپلان ۵-۲-بررسی دلایل نیاز به تلفیق مدل های کارت امتیازی متوازن و هوشین کانری ۱-۵-۲-دلایل نیاز به تلفیق دو مدل کارت امتیازی متوازن و هوشین کانری کارت امتیازی متوازن و هوشین کانری ابزار مشابهی هستند. هر دو به دنبال بهبود عملکرد، همسو سازی راهبردها و یکپارچه سازی اهداف برای کلیه سطوح موجود در سازمان هستند، با این همه در برخی از حوزه ها نیز با هم متفاوتند. نخست اینکه کارت امتیازی متوازن یک رویکرد مبتنی بر عملکرد است و نتایج مربوطه را مورد نظر قرار می دهد، که در این زمینه نتایج حاصل از آن حائز اهمیت می باشند. از سوی دیگر، هوشین کانری یک رویکرد مبتنی بر فرایند است و نه تنها بر نتایج مربوطه متمرکز می باشد بلکه روش و یا نحوه تحقق آنها را مد نظر قرار می دهد. دراین راستا، کارت امتیازی متوازن هدف گرا و هوشین کانری روش گرا می باشند. به منظور نشان دادن تفاوتهای موجود میان این دو، نقاط قوت و ضعف آنها نیز باید بیان شوند.(تنانت و ویچر[۳۵]،۲۰۰۳) کارت امتیازی و هوشین کانری هر دو قابلیتهای محوری هستند. به این مفهوم که هر کدام از این دو برای مدیریت راهبردی شرکت، رویدادهای محوری و مرکزی هستند. مدیریت راهبردی در واقع به مدیریت کلی و عمومی اهداف بلند مدت سازمان اطلاق میشود(علی یونسیان، ۱۳۸۸: ۵۷) کانجی و سا (۲۰۰۲) بر این باورند که کارت امتیازی متوازن رویکردی مشارکتی نبوده بلکه رویکردی بالا به پایین دارد. بر اساس نظر ایشان کارت امتیازی متوازن صرفاً از چارچوبی مفهومی برخوردار است. لوهمان و همکارانش(۲۰۰۴) گزارش کرده اند که در سازمان مورد بررسی خود کارت امتیازی متوازن از توسعه، ارتباطات و پیاده سازی راهبرهای مربوطه پشتیبانی نکرده است. بر این اساس، فقدان متدولوژی پیاده سازی میتواند باعث انحراف از ماهیت خود مفهوم شود. از سوی دیگر، دست اندرکاران فرایند هوشین کانری از تعیین اهداف اصلی شکایت داشته و تضادهایی را در تنظیم این قبیل موارد در یک چارچوب واحد تجربه کرده اند. یکی از فواید قابل ذکر هوشین کانری در این زمینه فرایند توپ گیری است که به ارتباطات راهبردی و ابتکارات عملی در سازمان کمک میکند.(مالینا و سلتو[۳۶]، ۲۰۰۱) کارت امتیازی متوازن فاقد متدولوژی برای استقرار و مدیریت اهداف در قالب اولویتهای کوتاه مدت در سطح فعالیتهای روزمره است . کاپلان و نورتون نظام ارزیابی متوازن را نظامی در سطح کلان معرفی میکنند که میتواند مرجعی برای سایر سطوح سازمانی فراهم آورد تا نظام های مرتبط با سطوح خود را طراحی کنند. اما سیستم پیاده سازی این نظام به روشنی معرفی نشده است. به عبارت دیگر، بکارگیری مدل کارت امتیازی متوازن به تنهایی، کلید برقراری ارتباط میان استراتژی و فعالیت ها نیست، بلکه وجود فرایند هایی که باعث تحقق این ارتباط میشوند نیز اهمیت ویژه ای دارند. به همین خاطر فقدان سیستمی مانند هوشین کانری، جهت پیاده سازی و مدیریت اهداف در سطحی از سازمان برای مدیریت بهبودهای عملیاتی، مورد توجه قرار گرفته است (ویتچر و چاو[۳۷]، ۲۰۰۷). در شکلهای ۱-۵-۲ فرایند های دو مدل نشان داده شده اند. از سوی دیکر هدف اصلی مدل هوشین کانری، کنترل فرایندها در جهت بهبود کیفیت محصول یا خدمت است. به عبارتی این مدل اولویت را به کیفیت میدهد، چرا که اساساً مدل به عنوان بخشی از کنترل کیفیت جامع توسعه یافته است. بنابراین این مدل توجه کمتری به ذینفعان سازمان دارد. گستره توجه به فرایندهای داخلی و شرکای سازمان محدود میشود و منظر مشتری که یکی از بخشهای کلیدی کارت امتیازی متوازن است کمتر در این مدل مورد بررسی قرار میگیرد. در حالی که هدف اصلی مدل ارزیابی متوازن خلق ارزش شرکت از طریق بهبود عملکرد مالی است و با بکارگیری چارچوب منظرها، ذینفعان متعددی نظیر سهامدار، مشتری، تامیین کننده، کارکنان و … را مورد توجه قرار میدهد. شکل ۸-۲ فرایند اجرای مدل هوشین کانری، منبع: یانگ و یه[۳۸]، ۲۰۰۹
شکل۹-۲ فرایند اجرای مدل کارت امتیازی متوازن منبع: یانگ و یه[۳۹]، ۲۰۰۹ با وجود اینکه هوشین کانری استراتژی سازمان را به اهداف سطوح پایین تر و فعالیت ها بر اساس چرخه دمینگ[۴۰] مرتبط می سازد، هنوز تنها به بخشی از چشم انداز و استراتژیها می پردازد، زیرا این مدل بیشتر به بهبود کیفیت و کاهش هزینه می پردازد، بنابراین سیستمی برای مدیریت کامل چشم انداز و استراتژی ارائه نمیکند. در حالیکه کارت امتیازی متوازن با شروع از چشم انداز و استراتژی انواع ارزشهای پیشنهادی به مشتری را در بر می گیرد. کارت امتیازی متوازن و هوشین کانری ابزارهای مکمل یکدیگرند. این دو مدل چارچوبی دوبخشی در کنار یکدیگر قرار میدهند. کارت امتیازی متوازن مدیریت استراتژی بلند مدت و هوشین کانری پیاده سازی و اجرای کوتاه مدت استراتژی بلند مدت را دنبال میکند. به این ترتیب که کارت امتیازی متوازن در سطح کلان در ارتباط با عناصر بلند مدت مدیریت استراتژیک طراحی میشود و هوشین کانری برای ترجمه استراتژیهای سطح کلان به عناصر کوتاه مدت در همه سطوح وظیفه ای شرکت یا سازمان بکار برده میشود.(ویتچر و چاو[۴۱]،۲۰۰۷) وابستگی و ارتباط قوی میان کارت امتیازی متوازن و هوشین کانری در نقش یک چارچوب استراتژی وجود دارد. چهار منظر ارزیابی مشابه چارچوبی است که هوشین کانری مورد استفاده قرار میدهد. ایده ابعاد چهارگانه کارت امتیازی متوازن شبیه به نوعی گروه بندی اهداف به نام QCDE[42] در هوشین کانری است و به این ترتیب که مقیاسها و اهداف کلی کیفیت[۴۳] قابل مقایسه با بعد مشتری در کارت امتیازی متوازن است. زیرا در نهایت این مشتریان هستند که معنای کیفیت را تعریف میکنند. به همین شکل هزینه ها[۴۴] تداعی کننده اهداف مقیاس مالی هستند. تحویل[۴۵] پوشش دهنده بعد فرایندهای داخلی کسب و کار است و در نهایت آموزش[۴۶] نیز مشابه با بعد رشد و یادگیری در کارت امتیازی متوازن است. طبق گفته اشنایدرمن، کلید ایجاد رابطه بین استراتژی و عمل خود کارت امتیازی متوازن نیست، بلکه فرایندهای زمینه سازی است که آنرا عملی می سازد (اشنایدرمن[۴۷]،۲۰۰۱). جدول ۱-۵-۲ به طور خلاصه بررسی مقایسه ای مدل های کارت امتیازی متوازن و هوشین کانری را نشان میدهد.
| |
کارت امتیازی متوازن |
هوشین کانری |
| تمرکز |
چشم انداز و استراتژی |
چشم انداز و اهداف اصلی محدود |
| مشخصه |
بر مبنای عملکرد |
بر مبنای فرایند |
| گرایش |
نتیجه گرا |
روش گرا |
| نقطه قوت |
چارچوب مفهومی ساختار یافته |
فرایند توپ گرای مراوده ای |
| نقطه ضعف |
مشارکتی نبودن و جاری سازی |
مشکل تعیین اهداف اصلی |
جدول ۱-۲ مقایسه مدل های کارت امتیازی متوازن و هوشین کانری منبع: آسان و تانیاس[۴۸]، ۲۰۰۷
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۸ - رباخواری و حرامخواری ربا به معنی بخش زیاد شده، فزونی یافته، فزونی، زیادی، افزوده… است، و معادل « بهره» در زبان فارسی است. وقتی چیزی به کسی می دهیم و زیـاده از آنچه بوی داده ایم از وی پس میگیریم، آن بخش زیادی ربا نامیده می شود. درقرآن از ربا خورنده و ربا خوردن صحبت شده و تحریم شده است. در آیه ۱۳۱ سوره آل عمران ربا خوردن (بهره گرفتن) نهی شده است. در آیه ۲۷۵ سوره بقره از ربا گیرندگان صحبت شده، و در ادامه حرام بودن ربا مطرح شده. در آیه ۲۷۸ گفته شده «ربا نگیرید» و در آیه ۲۷۹ همان سوره عمل کسانی که ربا می گیرند را بمثابه اعلام جنگ با خداوند قلمداد نموده است. ( یَا اَیُّهَاالـذّینَ ءَامَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ ذَرُوا مَا بَقِیَ مِنَ الرِّبَا اِن کُنتُم مُؤمِنِینَ - فَاِن لَم تَفعَلُوا فَأذَنـُوا بِحَربٍ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ وَ اِن تُبتُم فَلَکُم رُءُوسُ اَموالِکُم لاتَظلِمُونَ وَ لاتُظلَمُونَ)؛[۱۱۹]« ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا پروا کنید و اگر مؤمن هستید آن چه از ربا باقی مانـده است وا گذاریـد و اگر [ چنین] نکردید بدانید به جنگ با خدا و فرستاده ی وی برخاسته اید و اگر توبه کنید سرمایه های شما از خودتان است . نه ستم می کنید و نه ستم می بینید . » در حقیقت ، ربا مخالفت با حکم خداوند است که حرمت آن صریحاً در آیه ی ۱۳۰ آل عمران تشریع شده است: ( یَااَیُّهَا الَّذینَ ءَامَنُوا لاتَأکُلُوا الرِّبا . . . ) . از طرف دیگر رباخواری ، مخالفت با رسول خداست چون آن جناب حکم خدا را تبلیغ می کردند . رباخوار در واقع به مخالفت با خدا و فـرستاده ی او بـر خاسته است . این معنی جنگیدن رباخوار با خـدا و رسول خـدا می باشد. امّا جنگیدن خدا و رسول اکرم (ص) با رباخوار معنایش این است که رسول خدا به امر او، رباخوار یا هر کس از مسلمانان که حکمی از احکام را نمی پـذیرد ، او را مجبور به تسلیم کنـد اگر تسلیم شد که هیچ وگرنه مسلمانان را مأمور کند تا با او جنگ کنند تا تسلیم خدا شود . ۹ - فساد در زمین: کلمهی فساد خارج شدن چیزى از حد اعتدال، چه کم و اندک و چه زیاد و آن نقیض کلمهی صلاح است[۱۲۰]. از بررسی آیات قرآنی استفاده میشود هر عملی که انسان و جامعهی بشری را از رسیدن به سعادت واقعی دور کند، فساد نام دارد و واژهای که در قرآن مقابل فساد به کار برده شده است صلاح است. ( وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ)[۱۲۱]؛ « و هنگامى که به آنها گفته شود، در زمین فساد نکنید مىگویند ما فقط اصلاح کنندهایم». مفاسد اجتماعی عبارت است از عواملی که سبب تباهی و نابودی جامعهی بشری میگردند و آن را از مسیر سعادت وخوشبختی مادی و معنوی خارج میکنند و حالت غیر ضروری و آشکار دارند[۱۲۲]. یکی از اهدافی را که همیشه بشر دنبال کرده است و پیامبران, حکما, فلاسفه و مصلحین برای تحقق بخشیدن به آن سخت کوشا بوده اند اصلاح جامعه است و برای رسیدن به آن از وسائل و راه های مختلف استفاده کرده اند .
 دین مقدس اسلام که بعثت پیامبران را برای تزکیه و تعلیم[۱۲۳] افراد بشر معرفی میکند بیشتر باین مساله عنایت داشته است تا بتواند در روند تحول فکری و عقیدتی راه خود را به سوی هدف نهائی که حرکت بسوی الله باشد بگشاید. خداوند در آیه ۲۰۵ بقره جزاى مفسدین را که در کار تولید و نیروى انسانى جامعه فساد مىکنند معین کرده است .( لِیُفْسِدَ فِیها وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ). اسلام برای این آرمان مقدس مبارزه با فساد را وجهه نظر خود ساخته و از نظر شمولی که در قوانین مقدسه اسلام است و از هر جهت غنی است از راه وضع قوانین حدود, تعزیرات, قصاص و دیات خواسته است باین آرمان مقدس دست یابد. فصل سوم اتهام به خشونت طلبی با تمسک به احکام اجتماعی و جزایی در اسلام و قرآن و نقد آن بخش اول : احکام اجتماعی بخش دوم : احکام جزایی درآمد هر نظامی جهت اداره جامعه به احکام و قوانین خاصى نیاز دارد، تا در سایه آن عدالت در جامعه برقرار شود و گسترش یابد، نظم و امنیت جامعه حفظ شود و مردم از خطرات و نابسامانیهاى اجتماعى ناشى از جرایم و جنایات مصون بمانند. یکی از مهمترین و حساس ترین بخشهای هر نظام حقوقی، نظام کیفری آن است که تعیین کننده جرایم و مجازاتها، چگونگی رسیدگی و شیوههای اثبات جرایم و اجرای مجازاتها میباشد. اهمیت این بخش از نظام حقوقی به دلیل رابطه مستقیم آن با مصالح مهم اجتماعی از یک طرف، و با حیثیت و شخصیت انسانها از طرف دیگر میباشد. نبود یک نظام کیفری کارآمد موجب اختلال در نظم و امنیت اجتماعی و متزلزل شدن ارکان یک حیات اجتماعی سالم خواهد شد، خشونت و سخت گیری بیش از اندازه و اعمال مجازاتهای غیر انسانی و عدم دقت در رسیدگی نیز موجب تعدی به حقوق انسانی و اجتماعی افراد میشود، نظام حقوقی اسلام با توجه به مصالح و منافع فردی و اجتماعی و طبقهبندی نمودن آنها نظام کیفری خود را به صورت یک نظام کیفری دو گانه و ترکیبی ارائه نموده است[۱۲۴]. با این حال، عده ای از معاندان و اسلام ستیزان، شریعت الهی اسلام و احکام اجتماعی و جزایی آن را متّصف به خشونت و فرهنگ آن را بستر ایجادکننده خشونت معرفی کرده و با جسارت تمام گفته اند که این سیاهی از چهره اسلام پاک شدنی نیست و دین اسلام دین خشونت است؛ اکنون این سؤال مطرح می شود که آیا احکام اجتماعی و جزایی ممکن است پاره ای مجازات های خشونت آمیز را ایجاب کند؟ و آیا در احکام جزائی اسلام چنین قانون هایی وجود دارد؟ قبل از نقد و بررسی اشکالات و شبهاتی که برخی از معاندان و دشمنان اسلام به احکام اجتماعی و جزایی وارد نموده اند لازم است تا با برخی از اهداف این احکام آشنا شویم . در پایان، روشن می شود که لازمه یک دین اجتماعی وجود چنین مقرّراتی است و از آنجا که خداوند نسبت به بندگان خود محبت میورزد و محبت رسانیدن خیر به آنها میباشد، لازمه چنین محبتی جعل چنین احکامی است که میتوانند در یک نگاه سطحی ، غیرمغرضانه و واقعبینانه به صفت «خشن» متصف گردند. اما با شناخت مصالح و مفاسد و درک حکمت جعل این احکام، قضاوت افراد به گونه دیگری خواهد بود.
اهداف احکام اجتماعی - جزایی در اسلام
یکی از موضوع های مهم در هر نظام کیفری ، اهداف مجازات ها و کیفرهاست. ژرف نگری در مورد اهداف مجازات ها در هر نظام حقوقی ، از آن رو که در نهایت ، به تبین سیاست کیفری آن می انجامد از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در حقوق کیفری اسلام که شاهد مقررات جزایی ویژه ای در مورد جرایم هستیم ضرورت تبیین اهداف مجازات ها دو چندان می شود ، زیرا از یک طرف ، اسلام در پی اعتلای شخصیت و کرامت انسان هاست و از طرف دیگر ، در مورد برخی جرایم ، شاهد مقررات شدید کیفری هستیم که امروزه طرفداران حقوق بشر غربی اشکال های متعددی بر آنها وارد می کنند . با تبیین اهداف مجازات های اسلامی روشن خواهد شد که آیا اعمال این نوع کیفرها ، در تقابل با کرامت انسانی است یا همسو با دفاع از آن است. در یک تفسیم بندی ، دو نوع مجازات وجود دارد: ۱ – مجازات تکوینی : این مجازات بر پایه قانون علت و معلول و ارتباط نتایج با مقدمات تحقق پیدا می کند. جوامع بر اثر انحراف از مسیر حق ممکن است با این نوع مجازات روبه رو شوند . مطابق سنت الهی ، انسان ها و ملت های منحرف باید مجازات تکوینی الهی که نمود خشم خداوند است ، تحمل نمایند. [۱۲۵] ۲ – مجازات قضایی : این نوع مجازات ، مجازات هایی است که در نظام کیفری و قوانین جزایی پیش بینی می شود و حاکمان (قضات ) اسلامی ، مکلف به اجرای آنان هستند. [۱۲۶] در اینجا اهداف این نوع مجازات ها را به صورت مختصر بیان می کنیم.[۱۲۷]
الف ) اجرای عدالت و اقامه قسط
در نظام حقوقی اسلام ، رعایت عدالت در مقام قانون گذاری و اجرا از اهمیت ویژه ای برخوردار است[۱۲۸]. مکتب اسلام که نشأت گرفته از حکمت و عدالت ربوبی است ، تمام دستورها و مقررات خود را بر اساس عدالت و برای تأمین آن در زندگی فردی و اجتماعی انسان تشریع نموده است که این عدالت در بعد جزایی نمود بیشتری دارد. در نظام حقوقی اسلام که عدالت پایه و اساس آن را تشکیل می دهد قوانین و مقررات به طور کلی و قوانین کیفری به صورت خاص برای برقراری دوباره عدالت تشریع شده است. (لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط).[۱۲۹] حال این سئوال بوجود می آید که تحقق عدالت ، در سیستم کیفری چگونه و با چه راهکاری امکان پذیر است ؟ یکی از راهکارهای تحقق عدالت ، مقابله به مثل است و اقتضای اولیه عدالت کیفری این است که مجرم به همان صورتی که جرم را مرتکب شده است ، مجازات شود. در اسلام مقابله به مثل[۱۳۰]، جایز دانسته شده است و بزه دیده می تواند تجاوز به حق خود را همان گونه که رخ داده است ، پاسخ دهد. اگر جواب تجاوز مثل عمل خود متجاوز داده شود ، احسان به انسانیت و حقوق اوست. آیات متعددی بیانگر این نکته است که می توان مجرم را به اندازه جرم خودش مجازات کرد و در این مجازات ، تساوی و عدالت باید رعایت شود[۱۳۱]. به این ترتیب ، یکی از اهداف مجازات در نظام کیفری اسلام ، تأمین عدالت است.
ب) خوار ساختن بزه کار
یکی از اهداف مجازات ها ، خوار ساختن مجرم است. برای نمونه ، مجازاتی که در قرآن مجید برای محاربان و مفسدان فی الارض در نظر گرفته شده ، مجازات سنگین و شدیدی است . شدت مجازات به دلیل حفظ جان انسان ها و اموال آنان است و برای اینکه از تهاجم و مزاحمت های آدم های متجاوز جلوگیری شود ، چهار نوع مجازات (قتل، آویختن به دار، اول قطع دست راست و سپس پای چپ و نفی بلد) را به تناسب درجه جرم برای آنان پیش بینی کرده است. در ذیل آیه ، به طور صریح یکی از اهداف و حکمت های این مجازات ها خوار ساختن مجرمان معرفی شده است: (… ذلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیا)[۱۳۲]. می توان گفت این آیه یکی از مواردی است که اهداف مجازات ها به طور روشن در قرآن کریم ذکر شده است.
ج ) اصلاح و بازپروری بزهکار
هدف اصلی اسلام از شریعت و ارسال رسل ، اصلاح و تزکیه انسان هاست که در ایات متعددی این مقصد با تعبیر « یزکیهم »[۱۳۳] بیان شده است. در قرآن گاهی پس از بیان احکام و تکالیف چنین آمده است که « خداوند حرج و سختی در دین را نمی خواهد ، بلکه تطهیر شما را می خواهد و تکالیف ، نعمت الهی برای بندگان خداوند است »[۱۳۴] . مراد از طهارت در این ایه ، طهارت ظاهری نیست ، بلکه مراد طهارت باطنی و معنوی است و عمل به احکام سبب بخشش گناهان می شود. [۱۳۵] بدون شک ، سقوط کیفر بر اثر توبه ، همسو با اصلاح مجرم قابل ارزیابی است و نشان می دهد یکی از اهداف اصلی مجازات های اسلامی ، اصلاح مجرم است. درباره مجازات های اسلامی مانند حد محارب ، سرقت و حد قذف باید دانست در صورتی که مجرم توبه کند و از رفتار بزهکارانه خود پشیمان شود ، با شرایط خاصی ، مجازات ، ساقط می شود. در این حالت، جزای تعیین شده در برابر رفتار بزهکارانه ای که حق الله را نقض کرده باشد دیگر اجرا نمی شود. (إِلاَّ الَّذِینَ تابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَیْهِمْ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیم).[۱۳۶] بدین ترتیب بسیار روشن است ، توبه – که بازگشت انسان به حالت پاکی و دوری از جرم است – حد را از بین می برد. این امر نشان دهنده آن است که هدف اسلام که اصلاح مجرم است ، تحقق یافته است. پس دیگر نیازی به اقامه حد نیست . اصلاح فرد بر اثر توبه به جایی می رسد که توبه کننده محبوب خداوند قرار می گیرد. [۱۳۷]
د) پاسداری از کیان جامعه
ادیان الهی نمی توانند در مورد کیان جامعه و امنیت اجتماعی برنامه ای ارائه ندهند. در اسلام ، سعادت اخروی از مسیر تلاش های انسان در دنیا ، دست یافتنی است. رها کردن انسان در زندگی اجتماعی و ارائه برنامه ای برای سعادت فردی و اخروی ، نادیده انگاشتن تلاش های انسان در رسیدن به خوشبختی حقیقی است. از دیدگاه اسلام تکامل واقعی انسان و رسیدن او به مراتب کمال و سعادت در یک جامعه اجتماعی تحقق می یابد[۱۳۸]. گوشه نشینی ، پرداختن به مسائل فردی و دوری از اجتماع و در یک کلمه رهبانیت از دیدگاه اسلام نفی شده است. رسولخدا(ص) مردم را از آن رهبانیتی که خلاف خواست خدا بود، بر حذر میداشتند و مسلمانان را از آنچه که در اسلام نیست، منع میکردند. رسولخدا(ص) از پشت پا زدن به زندگی مادی که به صورت منفی و در شکل انزوای اجتماعی انجام میگرفت، نهی میکردند و مسلمانان را تشویق میکردند که آن را در شکل مثبت آن یعنی جهاد در راه خدا و روزه و … جستجو کنند. ایشان رهبانیت امت خویش را جهاد، نماز، روزه و حج و عمره معرفی کردهاند.[۱۳۹] بر این اساس ، اسلام برای تأمین حیات اجتماعی سالم و سازنده و عاری از هرگونه فساد و از هم گسیختگی برنامه های مختلفی را ارائه نموده است . از همین رو ، فرد و اجتماع در اسلام هر دو جایگاه ویژه ای دارند و آموزه های اسلامی به صورت متناسب بر اهمیت فرد و جامعه تأکید می ورزند. اسلام به جامعه با دید تکریم مینگرد و در ساختار آن سعی بلیغ دارد. اهتمام اسلام به جامعه در حدّی است که نوع احکامش را به روال جمعی تنظیم کرده است و در هنگام تزاحم مصلحت فرد و جامعه، صلاح جامعه را بر صلاح و سود فرد مقدم داشته است، علاوه بر این، آیاتی در رابطه با جامعه و لزوم وحدت و پرهیز از تفرقه و لزوم نظارت عمومی بیان شده که نشانه اهتمام اسلام به جامعه است.[۱۴۰] با یک نگاه اجمالی به مجموعه احکام اسلام معلوم میشود که روح جمعی در همه احکام و حکم اسلامی پخش است . در برنامه های اسلام ، در کنار اهتمام به فرد و حفظ حقوق او ، پاسداری از کیان جامعه مورد نظر است تا آدمی در گرو برنامه های مشخص اجتماعی ، زندگی سالمی داشته باشد و به اهداف انسانی خویش در هر دو جهان برسد. مهمترین مصالح که پایه های زندگی اجتماعی به حساب می آید و بدون رعایت و حراست از این منافع ، حیات اجتماعی ناممکن می شود عبارتنداز : مصلحت دین ، نفس ، عقل ، نسل و مال . [۱۴۱] معتبر بودن این اصول (دین ، نفس ، عقل ، نسل و مال) از دیدگاه اسلام ، از طریق توجه به احکام و مقررات اسلامی به خوبی قابل اثبات است. غزالی در این زمینه می گوید : « آنچه اسلام برای مردم می خواهد پنج چیز است و آن این است که اسلام در پرتو قوانین خود می تواند ، دین ، جان ، خرد و اندیشه ، ناموس و نسل مردم و بالاخره اموال آنها را حفظ نماید و هر چه مستحق حفظ این اصول پنج گانه باشد ، مصلحت است و هر چه که این اصول را از بین ببرد مفسده است و دفع آن مصلحت است. »[۱۴۲]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یک سبزی که به صورت خام لای نان گرم یا همراه با تخم مرغ خورده می شود. ۵-۲-۱۶-۴ بهاری نوعی سبزی که به صورت آبپز مصرف می شود. ۵-۲-۱۶-۵تُرُشَه این سبزی به صورت خام مصرف می شود. ۵-۲-۱۶-۶ چُنْدُری نوعی سبزی شبیه اسفناج که با چند سبزی دیگر پخته می شود. ۵-۲-۱۶-۷ خَرِنی نوعی سبزی که به صورت خام مصرف می شود. ۵-۲-۱۶-۸خُلْفَه این سبزی نیز به صورت خام مصرف می شود. ۵-۲-۱۶-۹خَنْدَلی این سبزی را به صورت آبپز آماده می کنند و با دوغ یا ماست میخورند. ۵-۲-۱۶-۱۰سَرْمی این سبزی نیز مانند خندلی مصرف می شود. ۵-۲-۱۶-۱۱کَکْزَ این سبزی به صورت خام با نان مصرف می شود. ۵-۲-۱۶-۱۲کَمْپُر ریشه این سبزی را از زیر خاک درآورده، پوست آن را گرفته و مغزش را مصرف می کنند. ۵-۲-۱۶-۱۳ کُوَنْد (انجیر کوهی) برگهای این سبزی را پخته به تنهایی یا با ماست مصرف می کنند. ۵-۲-۱۶-۱۴گل گوهر بوتهای است خاردار که گلهایی به رنگ بنفش دارد و قسمت خوراکی گل آن را که در انتهای گل قرار دارد، مصرف می کنند. ۵-۲-۱۶-۱۵ لِشی نوعی سبزی که به صورت خام مصرف می شود. ۵-۲-۱۶-۱۶مِیَل نوعی سبزی که به صورت خام مصرف می شود. ۵-۲-۱۶-۱۷هِسْک این سبزی با چند سبزی دیگر پخته و مصرف می شود. بهاری، هِسک و چُندُری را با هم مخلوط کرده، بعد از شستن داخل آب در حال جوش ریخته و پس از پخته شدن آبکش کرده با ماست مصرف می کنند. ۵-۲-۱۷ گیاهان دارویی پرکاربرد و خواص آنها - سَلَنْدُرس یا سانِر: این گیاه که همان اسپند است، کاربردهای فراوانی از جمله: میکروبزدایی، دفع چشم زخم از زن زائو و نوزاد، جوش خوردن سریع زخمهای حاصل از جراحی و … دارد. برای این موارد اسپند را مخصوصاً در شبهای چهار شنبه و جمعه دود می کنند، همچنین آن را در کیسهای ریخته و به گهواره کودک آویزان می کنند.
 هنگام دود کردن اسپند این اشعار خوانده می شود: صد دونه سپند سیصد و صد دونه سپند پیغمبر خدا و بی بی فاطمه رسول الله اُش کِرده پسند اسپند بیار دود کنیم چشم حسود کور کنیم همسایهها خبر کنیم دشمــنان اَدَر کـــــنیم وَنگی: این گیاه خلطآور است و جوشانده آن برای رفع سرفه مفید است، در کوه میروید و برگهایی کوچک شبیه کنار دارد. بالنگی: فقط در کوه میروید که هم به عنوان داروی گیاهی استفاده می شود و هم طعم دهندۀ خوبی برای چای است. سِر بَرزَه[۱۴۳]: بوتهای کوچک است که گلهای زردی دارد. جوشاندۀ آن برای رفع سر درد و تب مناسب است. مَروِ تَهر:برای درمان دردهای معده، اسید معده و خونریزی معده مفید است. معمولاً این گیاه را با مَروِخَش و زِنِّینْ، ترکیب کرده و به صورت جوشانده استفاده می شود. این گیاه به صورت بوتهای است، در کوهها میروید و طمعی بسیار تلخ دارد. دریمِه[۱۴۴]یا درمنَه: بوتهای است پهن، که برگش سبز و شاخه آن سفید میباشد. برای رفع تب، نفخ و همچنین صفرا به کار میرود. پُدَه[۱۴۵] یاپونه: گیاهی است با طبیعت بسیار گرم. معمولاً همراه با گیاهان دیگر به کار میرود. برای درمان سرما خوردگی مورد استفاده قرار میگیرد، همچنین جوشاندۀ آن برای زود فارغ شدن زن زائو به کار میرود. جَفْت[۱۴۶]: این گیاه از خانواده بادام کوهی بوده و خواص فراوانی دارد از جمله: تنظیم قند خون، تقویت معده، رفع سوزش معده و باز کردن گرفتگی رگهای قلب. برای کسی که معدهاش ترش کرده یا نازک شده یا خونریزی معده دارد نیز از این گیاه استفاده می کنند. این گیاه، لایهای مانند رنگ غلیظ تولید میکرده که به معده میچسبد و از سوزش معده جلوگیری می کند و خاصیّتی شبیه شربت معدۀ امروزی دارد. در قدیم که برای درست کردن دوغ و ماست از مشک پوستی استفاده میکردند، وقتی گیاه جفت را داخل مشک میریخته اند، قُطر مشک را دو برابر میکرده وهم مشک محکمتر میشده و هم خاصیّت گیاه جفت را به خود میگرفته است که در این صورت به آن «مًَشک جَفتی» میگفتهاند. گازیر[۱۴۷]: این گیاه بوتهای است و در صحرا میروید. برای کسانی که در اثر تصادف یا پرت شدن از کوه یا ارتفاع، ضرب دیدگی پیدا می کنند استفاده می شود. برای این منظور قسمتی از گیاه گازیر را آسیاب کرده، آن را در روغن سرخ میکردند و روی عضو آسیب دیده میگذاشتند. قسمتی از گیاه را نیز به شخص آسیب دیده میخوراندند. گاهی اوقات برای رفع کمر درد نیز استفاده می شود. کِرِشْک[۱۴۸]: در بعضی مناطق به این گیاه کلپوره نیز میگویند. کِرِشْک خاصیتی شبیه «آمپیسیلین» دارد. معمولاً آن را روی سنگ مخصوص کوبیدن و نرم کردن گیاهان دارویی که در زبان محلّی به آن «چَخْسَو» میگویند، نرم می کنند. با آب ِکرِشْک نقاط آسیب دیده را شست و شو می دهند که انواع میکروب را از بین میبرد و حالت میکروبزدایی دارد. خوردن آن نیز حالت خشک کنندگی دارد. در بعضی مناطق نیز مکان زخم را با دود حاصل از سوزاندن این گیاه ضدعفونی میکردند. معمولاً این روش برای زنی که سزارین شده استفاده می شود. گُنیز[۱۴۹](گون): این گیاه هم در صنعت داروسازی مصرف بالایی دارد و هم در کارخانههای چسبسازی، برای سرما خوردگی نیز بسیار مفید است. برای رفع سرفه، چوب گُنیز را در هاون میکوبند و سپس میجوشانند. جوشاندۀ آن که خیلی تلخ است، برای رفع سرفه مفید است و در شکست و بست هم استفاده می شود که طریقه مصرف آن در قسمت طبابت توضیح داده شده است. انغوزه: یکی از گیاهان دارویی مشهور منطقه لارستان انغوزه است که در لهجۀ محلی به آن اِنگزه[۱۵۰] میگویند. این گیاه تا امروز یکی از اقلام صادراتی مشهور بوده است. «ادوارد پولاک» نوشته است: «چون انغوزه در نواحی گرم لارستان و سایر مناطق آن میرویده، میتوان به این نتیجه رسید که این گیاه به آب و هوایی گرمتر و ارتفاع کمتر نیاز دارد. در قدیم بیشتر محصول صمغ انغوزه به هندوستان صادر میشد و در آنجا مصرف خوراکی دارد و مصرف طبی آن در ایران بسیار است و به خصوص در درمان رعشه و تشنّج به کار میرود» (۱۳۶۰، ص ۴۵). این گیاه کمیاب در مناطق اطراف لارستان در صورت بارش باران خوب و مناسب، فراوان یافت می شود. شیرابۀ این گیاه کمیاب چند کاربرد محلی و صنعتی دارد از جمله: - مصرف آن انواع میکروبهای بدن مثل: کرم معده را از بین میبرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-نقطه سیلان یا ریزش : عبارت است از پایین ترین درجه حرارتی که نفت تحت آن دما سیال خواهد بود. نقطه ریزش پایین، هنگام حمل محموله های دریایی به ویژه در مناطق قطبی و نیز در مواقع نشت نفت حائز اهمیت است. چنانچه نقطه سیلان نفت حمل شده، پایین تر از درجه حرارت محیط باشد، تمام نفت به هنگام نشت نفت منعقد شده و جمع آوری و کنترل آن ساده تر می باشد. نقطه سیلان تابعی از چگالی بوده که با ازدیاد چگالی افزایش می یابد. ۴-درجه حرارت تقطیر جزء به جزء : ترکیبات یا اجزاء تشکیل دهنده نفت با روش تقطیر جزء به جزء از یکدیگر تفکیک می شوند (۱۲). ۱-۱۱-۲ خواص شیمیایی نفت خام نفت خام به علت منشأ تشکیل یافتن آن مخلوطی پیچیده از مولکول هایی است که اغلب آن ها هیدروکربنی هستند، مقدار کمی نیز ترکیبات گوگردی و اکسیژن دار در آن وجود دارد. ترکیبات پایه و اولیه نفت خام عبارتند از : کربن ۸۴ تا ۸۷ % هیدروژن ۱۱ تا ۱۴ % گوگرد ۰ تا ۵ % نیتروژن ۰ تا ۵ % اکسیژن ۰ تا ۱ % (۱۲) ۱-۱۲ باکتری های بی هوازی به هر اندامگانی که برای رشد به اکسیژن نیاز نداشته باشد و حتی شاید در حضور اکسیژن بمیرد، اندامگان بی هوازی (imAnaerobic organis) یا باکتری بی هوازی (Anaerobic bacteria) گفته می شود (۱۵).
 ۱-۱۳ دسته بندی باکتری های بی هوازی دسته ای که در حضور اکسیژن توانایی زندگی نخواهند داشت. دسته ای که توانایی استفاده از الکترون موجود در اکسیژن را هم دارند، در واقع قابل شیفت شدن به هوازی در محیط های حاوی اکسیژن اند (۱۵). ۱-۱۳-۱ باکتری های بی هوازی احیاکننده نیترات باکتری هایی هستند که در شرایط بی هوازی خاص با حذف و کاهش نیترات در نفت خام روی ویژگی های آن تاثیر میگذارد . ۱-۱۴ اندامگان بی هوازی شکل ۱-۳ شناسایی اندامگان بی هوازی و هوازی در محیط کشت مایع تایوگلایکولیت اندامگان بی هوازی انواع باکتری های هوازی و غیر هوازی را می توان با قرار دادنشان در محیط کشت مایع تایوگلایکولیت (Thigolycollate Broth ) شناسایی نمود، که حاصل آن در شکل بالا مشخص شده است: ۱-هوازی اجباری: آن دسته که تنها در حضور اکسیژن توانایی زندگی دارند. ۲-بی هوازی اجباری: آن دسته که در حضور اکسیژن توانایی زندگی ندارند. ۳-بی هوازی اختیاری : آن دسته که توانایی استفاده از الکترون موجود در اکسیژن را هم دارند و در واقع قابل تغییر دادن متابولیسم خود به هوازی در محیط های حاوی اکسیژن اند. ۴-خرد هوازی : آن دسته که به اکسیژن نیاز دارند، اما غلظت عادی اکسیژن موجود در جو برای آنها بیش از اندازه و مرگبار است. ۵-تحمل کننده هوا : آن بی هوازیانی که در حضور اکسیژن هم می توانند به فعالیت خود ادامه دهند ولی قادر به استفاده از الکترون اکسیژن نیستند (۱۶). به هر اندامگانی که برای رشد به اکسیژن نیاز نداشته باشد و حتی شاید در حضور اکسیژن بمیرد، اندامگان بی هوازی (Organism Anaerobic) گفته می شود (۱۷). ۱-۱۵ متابولیسم بی هوازی ها باکتری های بی هوازی اجباری فسفوریلاسیون اکسیداتیو را انجام نمی دهند. علاوه براین، آنها در حضور اکسیژن کشته میشوند. این باکتریها فاقد آنزیمهای خاصی مثل کاتالاز (که پراکسید هیدروژن را به آب و اکسیژن تجزیه می کند )، ( که به واسطه آنH + NADH2O2به DAN ,O2 تبدیل می شود. ) و سوپر اکسید دیسموتاز ( که به واسطه آن سوپر اکسید به پراکسید هیدروژن تبدیل می شود ) هستند. در سایر باکتری ها این آنزیم ها وجود دارند و آنها سمیت پراکسید و رادیکال های آزاد اکسیژن را که طی متابولیسم در حضور اکسیژن تولید شده اند برطرف می کنند. ارگانیسم های بی هوازی اختیاری مانند اشریشیا کولی می توانند بین انواع هوازی و غیر هوازی دگرگشت ( متابولیسم ) تغییر جهت دهند. تحت شرایط بی هوازی، آنها به وسیله تخمیر یا تنفس بی هوازی رشد کرده، اما در حضور اکسیژن به سمت تنفس هوازی بر می گردند. ارگانیسم های تحمل کننده هوا فقط متابولیسم غیر اکسیداتیو دارند ولی به دلایلی مانند وجود آنزیم های فوق در برابر اکسیژن مقاومند (۱۶). ۱-۱۶ بیوسورفکتانت باکتری های هدف یعنی باکتری های بی هوازی و هالوفیل می بایست توانایی این امر را داشته باشند که از نفت به عنوان تنها منبع کربن و انرژی استفاده کنند. بنابر این تولید فاکتور های کمکی میزان دسترسی زیستی به ترکیبات نفتی را بالا می برد. یکی از این ترکیبات مورد بررسی بیوسورفکتانت می باشد (۱۷). ۱-۱۷ تعریف بیوسورفکتانت ها ترکیبات آمفی فیلیکی هستند که در سطوح زنده توسط میکروارگانیسم های مختلفی تولید می شوند. این مولکول ها یا در سطح سلول قرار میگیرند و یا به محیط خارج از سلولی ترشح می شوند. بیوسورفکتانت ها با داشتن قسمت های هیدروفیلیک و هیدروفوبیک، کشش سطحی و بین سطحی را به ترتیب در سطح و بین سطوح(مثلا آب و نفت)کاهش می دهند (۱۸). ۱-۱۸ بیوسورفکتانت ها از نظر وزن مولکولی میکروارگانیسم ها اغلب به سطوح متصل شده و در بین سطوح تجمع می یابند، بنابراین تعجب آور نیست که یک باکتری با نسبت سطح به حجم بالا، عوامل فعال در سطح مختلفی را تولید کند. تحقیقات نشان داده که بیوامولسیفایرهای سنگین وزنی که سطح باکتری را می پوشانند می توانند به صورت افقی به دیگر باکتری ها منتقل شده، ویژگی های سطحی آن ها را تغییر داده و سبب میانکنش آنها با محیط می شود. از نظر وزن مولکولی بیوسورفکتانت ها به دو گروه سبک و سنگین تقسیم بندی می شوند(۱۸). ۱-۱۸-۱ بیوسورفکتانت های با وزن مولکولی پایین مولکول هایی هستند که کشش سطحی و بین سطحی را کاهش داده و عموما شامل گلیکولیپید ها و لیپوپپتیدها می باشند. بهترین بیوسورفکتانت های گلیکولیپیدی رامنولیپید ها، تره هالولیپیدها و سوفورولیپیدها هستند، دی ساکاریدهایی که با یک زنجیره بلند اسید چرب یا هیدروکسی اسید چرب آسیله شده اند (۱۸). ۱-۱۸-۲ بیوسورفکتانت های با وزن مولکولی بالا(بیوپلیمرها ) گونه های باکتری بسیاری سورفکتانت های پلیمری خارج سلولی تشکیل شده از پلی ساکاریدها، پروتئین ها، لیپوپلی ساکاریدها، لیپوپروتئین ها و مخلوط های پیچیده این پلیمرها را تولید می کنند. بهترین بیوپلیمر شناخته شده امولسان ها هستند که توسط گونه های مختلف cterAcinetobaتولید می شوند. امولسان یک امولسیفایر فعال در غلظت های کم می باشد. اجزاء پروتئین و پلی ساکارید تنهایی هیچکدام فعالیت امولسیفیکاسیون ندارند اما مخلوط پروتئین و پلی ساکاریدی خالص شده اجازه بازسازی فعالیت امولسیفیکاسیون را به آنها می دهد. امولسیفایرها زیرمجموعه ای از سورفکتانت ها هستند که انتشار یک مایع در دیگری را پایدار می کند (۱۸). ۱-۱۹ تولید بیوسورفکتانت ها محققین زیادی در مراکز تحقیقاتی مختلف در سراسر دنیا سعی در تولید حداکثری بیوسورفکتانت ها با بهره گرفتن از منابع متفاوت و ارزان قیمت داشته اند، ولی تاکنون از نظر صرفه اقتصادی توانایی رقابت با انواع شیمیاییسورفکتانت ها را نداشته اند. منابع کربنی مورد استفاده در تولید بیوسورفکتانت ها اغلب هیدروکربن ها، کربوهیدرات ها و روغن های گیاهی هستند. برای کاهش هزینه های تولید، دیگر منابع کربنی مانند ضایعات ناشی از روغن زیتون، ضایعات آبی تهیه پنیر و ملاس هایی که تلفات صنعتی به شمار می روند نیز به خوبی مورد استفاده قرار می گیرند (۱۷). ۱-۲۰ اثر فاکتورهای مختلف بر تولید بیوسورفکتانت عوامل متنوعی بر تولید بیوسورفکتانت اثر می گذارند که خلاصه ای از آنها به قرار زیر است : ۱-۲۰-۱ اثر منبع کربن بر تولید بیوسورفکتانت منبع کربن مورد استفاده در تولید بیوسورفکتانت بسیار مهم است. این منبع به طور کلی در سه گروه طبقه بندی می شود. کربوهیدرات ها، هیدروکربن ها و روغن های گیاهی. برخی میکروارگانیسم ها فقط با بهره گرفتن از منبع کربنی هیدروفوبیکی هیدروکربن و روغن های گیاهی و برخی نیز توسط کربوهیدرات و یا چندین منبع کربنی مختلف بیوسورفکتانت تولید می کنند (۱۹).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رویکرد شاعر در این غزل تجلیل از مقام والای شهید و پس از آن تجلیل از مقام همسر شهید است که در ابیات یاد شده استفاده از دو واژهی « غرور و شرف » حکایت کنندهی صبری مغرورانه است، که پس از ابراز غرور از وجود چنین زنانی شاهد تشبیه مصیبت آنان به حماسهی توفان و صبوری آنان در برابر حماسه ای سهمگین همچون صبوری دریا در هنگامهی طوفان هستیم و تشویق شاعر زنان را، به امید نگه داشتن و واگذاردن احقاق حق خویش به محضر داور که کنایه ای است به روز حشر و برپایی عدل در محضر خداوندگار. از شکوایه در آثار محمد رضا شفیعی کدکنی نمونه هایی می توان ذکر کرد که درونمایهی اغلب این آثار اجتماعی، سیاسی است لذا تنها به یک مورد شکایت او اشاره می کنیم که تجلیل از مقام زن در آن وجود دارد و از آوردن دیگر شکوایه ها به دلیل عدم نگاه زنانه در آن صرف نظر می کنیم. سرشک در دو بیتی « اگر مردی » با لحنی که خط و نشان کشیدن در آن احساس می شود خطاب به کسانی که جلای وطن می کنند آورده است: اگر مردی بیا ای دوست این جا در وطن باش / شریک رنج و شادی های من باش زنان این جا، چو شیر شرزه کوشند / اگر مردی، در این جا باش و زن باش (هزارهی دوم آهوی کوهی، خطی ز دلتنگی، اگر مردی ، صفحه ۱۴۲) شاعر در این دو بیت فی الواقع پاسخ گوی آن مدعیانی است که به قصد کوشش بیش تر و کسب مقام و موقعیت جلای وطن می کنند و بزرگی خویش را ترک همنشینی با هموطن می دانند. سرشک زنان را در شجاعت و کوشندگی ِ در کار به شیر شرزه مانند کرده و خطاب به مردان از مقام زنانی که سخت کوشانه در راه وطن گام نهاده اند، مردان را در ادعای مردی که در منافات و تناقض با عمل آنان یعنی جلای وطن است، به سخره گرفته و جهت اثبات مردانگی از آنان می خواهد که در وطن بمانند و همچون زنان کوشنده و حمله برنده در وادی عمل باشند. پی نوشت روانشناسی زن و مرد، محمد مجد، صفحه ۵۲ همان کتاب، صفحه ۵۰ همان کتاب، صفحه ۵۴ زن امروز مرد دیروز، ا. کیهان نیا، صفحه ۱۱۹ زن و شعر، زینب یزدانی، صفحه ۲۳۱ بیان جنون آمیز زنانگی، مجلهی زنان، شماره ۱۰۷، روح انگیز کراچی، صفحه ۷۴ گهواره سبز افرا، احمد ابو محبوب، صفحه ۳۷ زن، شعر، اندیشه، غزل تاجبخش، صفحه ۲۱ بیان، سیروس شمیسا، صفحه ۱۵۳ زن و شعر، زینب یزدانی، صفحه ۳۲۸ همان کتاب، صفحه ۳۳۴ مجموعه اشعار، سیمین بهبهانی، صفحه ۳۸۰ پایگاه اطلاع رسانی دربارهی بیماری ها و مسائل زنان از منابع معتبر http://salamatezan.persianblog.ir بررسی شعر بانوان در ادبیات معاصر، شهر بانو حسین زاده بولاقی، صفحه ۱۶۵ لوح فشردهی لغت نامهی دهخدا بر اساس آخرین ویرایش انجام شده SECONDEDITION کولی واره ها در این بخش از رساله به سلسله اشعاری با عنوان کولی واره ها اشاره می کنیم. این سلسله اشعار در ابتدای مجموعهی « دشت ارژن» از شماره یک آغاز شده و تا شماره شانزده ادامه می یابد و پس از آن در بخشی جداگانه با عنوان پنج ترانه همین مضمون ادامه یافته و با پنجمین ترانه خاتمه می یابد. ما در این جا همه اشعار را ذکر نمی نمائیم و تنها به چند مورد آن اشاره خواهیم کرد. به طور کلی این سلسله از اشعار بیانگر نگاه مستقیم زنانه شاعر به دوره گردی زن است که رنجها، افکار و اندیشه های او را در نماهای مختلف بیان می دارد و گاهی عشق ناکام او را به تصویر می کشد. گاهی بی خانمانی او را، گاهی غیب گویی و خرافه گرایی او را، گاهی اعتلای روحی او را و گاهی انتظار او را برای گشایش کار خویش، گاهی هم نام ابزار و ادوات مختص او را در شعر می آورد - چون گوشوار و جلیقه زری و رفت و رو کردن که از کار های زنانه است- غالباً طوقی که از پول زر ساخته می شود از زیور آلاتی است که کولیان مورد استفاده قرار می دهند. یا اشاره به زلف بافتهی زن که از دو سوی چارقد بیرون نهادن آن جزء عادات مرسوم در میان کولیان است و قس علی هذا از این دست مقولات که در اشعار، بیش تر بدان خواهیم پرداخت.به زعم احمد ابو محبوب، کولی واره ها این گونه بیان می شود « در مجموعهی'’ دشت ارژن'’، همه ی کولی واره ها- که جداگانه نیز چاپ شده اند تحلیل هایی از زوایای احساسات و زندگی و روح زن به دست می دهند.'’ بهبهانی از تصویر کولی برای باز اندیشی و بازخوانی مفاهیم زنانگی استفادهی درخشانی می کند. او قدرت و نه غرشمالی کولی را، استقلال و نه آوارگیش را، تظلّم و نه ارقگیش را بر می کشد وتصویری نا آشنا از این چهره ی آشنا ارائه می دهد. تحرک و مرزپیمایی های کولی دراشعار بهبهانی حرمت بودن است و لازمه ی زندگی، نه نشانهی بی حیایی و به اصطلاح کولی گری. در حقیقت پرواز و بی مرزی ، تحول و تحرک ، برای زن و مرد، جان و لُبّ کلام بهبهانی است'’ ۱». در کتابی که به بررسی حضور زنان در ترانه ها و اشعار عامیانهی ایران می پردازد نمونه ای از مضمون کولی واره ها در اشعار عامیانه و فهلویات قدیمی وجود دارد که توسط « ژکوفسکی » مضبوط شده و از ترانه های باقی مانده ی شیراز قدیم در سال ۱۳۰۳ قمری است بدین مضمون:
 « قد کولی مثال سلب بلنده لب کولی مثال ریزه قنده همه جا می کنند تعریف کولی که حیفس مادرش غلبان بنده» ( زنان ترانه، بنفشهی حجازی، صفحه ۸۶) در نگاهی به این دو بیت جنبهی تغزلی آن در نظر مخاطب جلوه می کند ولی در پایان به شفقت و ترحم خاتمه می یابد که می توان گفت خود نشانگر این است که زنانی که به این نام - کولی - شهره اند در عطف و کانون توجه جامعه بوده و هستند و عموماً نگاه به آن ها همراه با شفقت و دلسوزی است به مضامین سیمین نگاهی کنیم: کولی وارهی ۱ کولی گرفته است فالی؛ با فال او وعده ها هست: « - سی روز… سی هفته… سی ماه…» -سی لحظه صبرم کجا هست! کولی! گیاهی نداری کز درد عشقم رهاند؟ از رُستنی، بهر رَستن، با کولیان بس دوا هست کولی! دعایی نداری؟ شاید گشاید طلسمی با کولیان( دایه می گفت) تعویذ مشکل گشا هست کولی! بپرس از زبانش؛ در سینه مهربانش یک شعله- هر چند کوچک- از عشق من نیست؛ یا هست؟ هم صحبت خوابگاهش- گیرم به رخ شهرزادی- از عشق آیا به گوشش این گونه دستانسرا هست؟ کولی! دلی کنده دارم با خود ببر زین دیارم، گر زان که در « بِیله » هاتان بیگانه را نیز جا هست شعر ظریفم، به نرمی، مژگان مار است، کولی! زین سان متاعی که دارم، چَندَش در آن جا بها هست؟ کولی! جوابم نگفتی، تقلید هر گفته کردی-
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
انار یک منبع غنی از آنتوسیانینها است که میتواند در صنایع غذایی بهکار رود. ریشه، پوست و ساقه انار علاوه بر داشتن مقدار قابل ملاحظهای تانن، دارای ترکیبات و مواد سودمندی است که در داروسازی سنتی و حتی پزشکی امروز از آن استفاده میشود (Rania et al., 2007). پوست میوه انار دارای مقدار زیادی تانن و مقداری نیز رنگیزههای[۳] رنگی میباشد که در رنگرزی سنتی نخ قالیهای ایران از رنگیزههای رنگی آن جهت به دست آوردن رنگ ثابت و طبیعی حنایی، قهوهای، زرد و قرمز استفاده میکنند. از تانن موجود در پوست انار که نوعی تانن طبیعی با کیفیت مرغوب میباشد در صنایع چرمسازی و دباغی استفاده مینمایند. از تانن پوست انار در صنایع شیمیایی و داروسازی استفاده میشود. آب انار هم میتواند در داروسازی نیز بهعنوان یک فرآورده عالی و طبیعی تصفیهکننده خون، مبارزه علیه جوشهای روی پوست، دمل، پایین آوردن چربی و فشارخون، خنککننده و شادیبخش و آرامبخش استفاده نمود. همچنین روند پیشرفت سرطان را کند میکند (Adams et al., 2006). انار برای درمان التهاب چشم، پوست، کمک به هضم غذا، دفع کرم، مارگزیدگی، دیابت، جذام، جلوگیری از اسهال و خونریزی، برونشیت مؤثر است (Encyclopedia Britannica, 2006b; Lansky, 2000).
 ۳۱-۱-۱۳-عوارض فیزیولوژیکی انار ترکخوردگی و آفتابسوختگی دو عارضه مهم در میوههای مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری است (شکل ۱-۷ و ۱-۸) (Aksoy, 1987). ۱-۱-۱۳-۱-آفتابسوختگی (داغ زدگی) ارقام بسیاری از انارهای موجود نسبت به تابش مستقیم نور خورشید حساس میباشند. پوست میوه انار در برابر تابش شدید و مداوم نور آفتابسوخته و حالت شادابی خود را از دست میدهد، درنتیجه دانههای انار در آن قسمت رشد طبیعی نکرده و کوچک، کم آب و تا حدودی بیرنگ باقی میمانند و اکثراً به علت کمآبی در همان ناحیه نیز میترکد (شاکری و همکاران، ۱۳۸۵). به همین جهت تنظیم فواصل آبیاری نسبت به احتیاجات آبی درختان انار و جلوگیری از تابش مستقیم آفتاب به میوه، به خصوص در واریتههای حساس، مؤثر است (Glenn et al., 2002). ۱-۱-۱۳-۲-ترکیدگی میوه انار ترکیدگی میوه انار نتیجه چندین فاکتور شامل عوامل محیطی، مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی و ژنتیکی است (Gharesheikhbayat, 2006) و یکی از مهمترین مشکلات انار بوده و عمدتا و ناشی از کمبود برخی از عناصر مانند بر و کلسیم در میوههای جوان و تغییرات شدید دمای شب و روز در میوههای بالغ است. نامنظم بودن آبیاری در هنگام رسیدگی میوه، گذراندن یک دوره خشکی و به دنبال آن آبیاری سنگین یا بارندگی شدید (Jeyakumar, 2003; Mirchandani et al., 2010)، قدرت درخت، میزان محصول، اندازه میوه، رقم، تنش گرمایی، بادهای شدید گرم و سوزان، هرس نامناسب، بافت ضعیف و جنس خاک را از عوامل مؤثر در ترکیدگی انار و به عنوان عوامل بروز اختلالات فیزیولوژیکی دانستهاند (Raese, 1989). که موارد فوق تقریباً در تمام مناطق انار کاری کشور وجود داشته و میزان خسارت آن در بعضی از سالها روی بعضی از ارقام ۲۵-۹۰ درصد گزارششده است (Mirchandani et al., 2010). میزان مواد معدنی درون میوه برای جلوگیری از این اختلالات ضروری است (Perring, 1984). شکل ۱-۷ عارضه آفتابسوختگی در میوه انار شکل ۱-۸ عارضه ترکخوردگی در میوه انار ۱- نامنظم بودن دور آبیاری یا فواصل آبیاری و همچنین عدم یکنواختی میزان رطوبت نسبی هوا: زمانی که در باغی آبیاری دیر انجام گیرد، میوه از رشد طبیعی خود بازمیماند، بخصوص پوست میوه که مقداری از رطوبت طبیعی خود را در اثر خشکی هوا و نرسیدن آب از دست میدهد. در چنین وضعیتی هرگاه درخت آبیاری شود، در اثر جذب آب دانهها متورم شده و در اثر نمو بعدی بر حجم دانهها افزوده میشود، درحالیکه پوست میوه در اثر خشکی و بازماندن از رشد طبیعی قادر نیست بهموازات قسمت داخلی به رشد و نمو خود ادامه دهد، درنتیجه فشار داخلی باعث شکاف خوردن پوست میگردد (خاقانی، ۱۳۶۶). ۲- بارندگی بیموقع و یا سرد شدن ناگهانی هوا تعادل رطوبت موجود بین میوه و شاخه و برگ را به هم زده و باعث ترکیدگی میوه میشود. در این دوره آب بیشتر وارد آوند آبکش میشود تا آوند چوب. آریل میوه بیشتر از پوست میوه متأثر از فشار تورژسانس است و این فشار باعث ترکخوردگی میگردد در تمام میوهها در دوران تنش فشار تورژسانس پایین آمده و بارش باران باعث کاهش تنش شده اما در میوه با رشد نامتقارن در محل افزایش فشار (افزایش حجم آریل بدون افزایش حجم پوست) عارضه ترکخوردگی اتفاق میافتد (Galindoa et al., 2014). ۳- رقم: گرچه کلفتی پوست نمیتواند عامل بازدارنده از ترکیدگی میوه باشد ولی ارقام مختلف نسبت به این عارضه حساسیتهای متفاوتی دارند. عدهای از محققان تأثیر رقم را در جلوگیری از ترکیدگی بین ۵/۶ تا ۳۸ درصد دانسته و عده دیگر آن را تا ۷۶ درصد مؤثر میدانند (خاقانی، ۱۳۶۶). بههرحال رقم کاملاً مقاوم به ترکیدگی تاکنون معرفی نشده است (خاقانی، ۱۳۶۶). رابطه مستقیمی بین ترکخوردگی و کلفتی پوست انار نیست اما بین ترکخوردگی میوه و حجم، شکل، رقم و نسبت وزن آریل به وزن پوست میوه رابطه خطی وجود دارد (Saei et al., 2014). پتانسیل آبمیوه نیروی لازم جهت ترکخوردگی را فراهم میکند، دیواره سلولی و سایر ساختار سلولی باید مقاوم به این نیرو باشند تا میوه مقاوم به ترکخوردگی باشد (Lichter et al., 2002). ۴- بادهای شدید، گرم و سوزان یکی دیگر از عوامل ترکیدگی میوه انار است، زیرا در اثر وزش باد، آب بیشتری از درخت تبخیر شده، درنتیجه آب کافی به میوه نمیرسد و به همان دلیل که در مورد نامرتب بودن دفعات آبیاری گفته شد، این مسئله نیز سبب ترکیدن انار میگردد (خاقانی، ۱۳۶۶). ۵- تغییر ناگهانی درجه حرارت: در اواخر تابستان دمای محیط به حدود ۴۰-۳۵ درجه سانتیگراد میرسد، که البته میوه انار به این درجه حرارت عادت کرده است، لذا وقتی در پاییز درجه حرارت از ۲۰ درجه بالای صفر پایینتر میآید، سبب ترکیدن پوست انار میشود (Jeyakumar, 2003; Mirchandani et al., 2010). اگر رطوبت قابل استفاده خاک در طی تابستان ۲۵ درصد باشد ترکخوردگی میوه کمتر میشود (Sheikh and Manjula, 2012). ۶- کمبود بعضی از عناصر به خصوص عنصر کلسیم، روی و بر، هرس نامناسب، خسارت برخی از آفات بهویژه کنهها نیز سبب ترکیدن میوه انار میشود (اخیانی، ۱۳۶۶). ۷- وجود عوارض دیگر روی پوست مانند سوختگیهای موضعی در اثر آفتاب و یا رشد ضعیف در پوست میوه و یا هر نوع زمینهسازی بهصورت نقاط ترکخورده بسیار ریز سطحی و عدم هرس مناسب و برخورد میوهها با شاخههای خشک میتواند مبنای گسیختگی پوست در مراحل بعدی باشد (خاقانی، ۱۳۶۶). در کل میتوان گفت که اجتماع چند عامل به همراه متعادل نبودن آب منجر به ترکخوردگی میشود. ترکخوردگی پوست بعد از رسیدن میوه بهصورت تصادفی رخ میدهد که ناشی از انبساط دیواره داخلی و بدون تغییر ماندن دیواره خارجی است. مکانیسم ترکخوردگی هنوز بهطور کامل شناختهنشده و اطلاعات کمی درباره تأثیر صفات مورفولوژیکی بر ترکخوردگی انار وجود دارد (Saei et al., 2014). ترکخوردگی باعث میشود بخش اعظم میوهها که حاصل گل اول هستند، از بین بروند (Hoda and Hoda, 2013). سایه دهی، هرس باردهی، قیم زدن (Brown and Price, 1934; Emmons and Scott, 1977; Hausbeck, 2002). برداشت میوه در اوایل فصل پاییز، استفاده از ارقام مقاوم، استفاده از بُر (۵۰ پی پی ام) و جیبرلیک اسید (۴۰ و ۲۵۰ پی پی ام)، اسپری بوراکس ۱/۰ یا کلسیم هیدروکسید بر روی برگ یا میوه (بعد از میوه بستن بر روی میوههای نابالغ)، افزایش ظرفیت نگهداری آب در گیاه با بهره گرفتن از کودهای ارگانیک از مؤثرترین و عملیترین راههای پیشگیری از ترکیدگی است (Jeyakumar, 2003; Mirchandani et al., 2010). البته استفاده از جیبرلیک اسید به دلیل به تأخیر انداختن شروع خواب و خطر سرمازدگی گیاه چندان توصیه نمیشود (احتشامی و همکاران، ۱۳۹۰). نتایج تحقیقات از گذشته تاکنون نشان میدهد که سطوح کلسیم و پتاسیم و حتی نسبت کلسیم به پتاسیم بازدارنده ترکخوردگی است (Aksoy et al., 1987). ۱-۲- هیومیک اسید[۴] مواد ارگانیکی خاک عمدتاً شامل هیومیک اسید و فولویک اسید[۵] است که تحت عنوان مواد هیومینی شناخته میشوند (Schnitzer, 1982) که محصول نهایی تجزیه هر ماده آلی است و ابتدا به هوموس و سپس به این مواد تبدیل میشود و نام آنهم از هوموس گرفتهشده است (Neri et al., 2002). مواد هیومینی عمدتاً از ترکیبات نیتروژنی مانند آمینواسیدهای تجزیه شده و ترکیبات آروماتیکی تشکیلشدهاند (Andriesse, 1988). هیومیک اسید (پلیمریک پلی هیدروکسی اسید) بهعنوان یک ماده آلی محلول در آب گزارششده است. بخش اعظم این ماده شامل گروههای کربوکسیلی، فنولیک هیدروکسیلیک، الکل هیدروکسیلیک و کتون است (Russo and Berlyn, 1990). هیومیک اسید هم برای گیاه هم برای خاک بسیار مفید است، باعث افزایش فعالیت میکروبی میشود و بهعنوان بیو محرک در افزایش کیفیت خاک معرفی شده است. موجب بهبود حاصلخیزی خاک شده و درنتیجه بر رشد و عملکرد آنها تأثیر میگذارد؛ همچنین محرک جذب مواد مغذی و بهبوددهنده رنگیزههای برگ، صفات رویشی و صفات تغذیهای است؛ قابلیت دسترسی گیاهان به عناصر غذایی، مقاومت به خشکی و گرما را افزایش میدهد (Russo and Berlyn, 1990; Schnitzer, 1992; Ismail et al., 2007; Senn and Kingman, 1973; Boyle et al., 1989; Sharif et al., 2002; Eissa, 2003). مواد هیومیکی مثل هیومیک اسید و فولویک اسید ۶۵-۷۰ درصد ترکیبات ارگانیکی خاک را تشکیل میدهند همچنین افزایش رشد گیاه در اثر استفاده این مواد ناشی از افزایش نفوذپذیری غشای سلولی، تنفس، فتوسنتز، تأمین رشد سلولی ریشه، جذب اکسیژن و فسفر است (Cacco and Dell Agnolla, 1984; Russo and Berlyn, 1990). مواد هیومیکی بهطور غیرمستقیم در بهبود خصوصیات خاک از قبیل تراکم، زهکشی، نفوذپذیری، ظرفیت نگهداری آب، انتقال ریزمغذیها، در دسترس بودن این مواد در خاکهای قلیایی یا فقیر ازلحاظ مواد ارگانیکی نقش دارد (Neri et al., 2002). گیاهان تغذیه شده با هیومیک اسید و فولویک اسید، کمتر در معرض تنش قرار میگیرند و سالمتر هستند (Tan, 2003). خواص هیومیک اسید: ساختار خاک را بهبود میبخشد، اگر ماده آلی خاک کافی نباشد ذرات رس به هم میچسبند و از نفوذپذیری خاک بهشدت میکاهند و جای کمی برای آب و هوا باقی میگذارد و نیز گسترش ریشه را دشوار میکنند. مواد آلی و به خصوص هیومیک اسید که محصول نهایی تجزیه هر ماده آلی در خاک است، بار منفی خود را به ذرات رس منتقل نموده باعث میشود که آنها تا حدودی یکدیگر را دفع کنند و از چسبندگی آنها کاسته میشود. در کشور ما که میزان ماده آلی خاک حداقل و اکثراً زیر یک درصد است و نیز با شوری آب و خاک در سطح گستردهای مواجهیم ضرورت استفاده از مواد آلی هیومیکی به شدت احساس میشود (تندیده ور، ۱۳۸۷). باعث نگهداری بیشتر آب در خاک میشود، حفظ رطوبت خاک به خصوص برای مناطق خشک و کویری و بالأخص برای زمینهای شنی– ماسهای که بر بسترهای شیبدار قرار گرفتهاند، برای همه کشاورزان بینهایت اهمیت دارد. اکثر انار کاریها نیز در همین نواحی قرار گرفتهاند. این روزها که با بحران کمآبی عمومی مواجه هستیم هر عاملی که بتواند به حفظ رطوبت خاک کمک کند برای ما غنیمت است. مولکولهای هیومیک اسید با مواد معدنی خاک پیوندی تشکیل میدهند و شبکهای تورمانند ایجاد میکنند که مجموعاً قادرند حجم نسبتاً زیادی آب را در خود ذخیره نمایند. هرچه بافت خاک سبکتر باشد این تأثیر بیشتر است. بهطوریکه آزمایشها نشان داده است در خاکهای شنی ماسهای تا ۱۰۰ برابر معمول آب در خاک ذخیره میشود (تندیده ور، ۱۳۸۷). به حلالیت و آزادسازی عناصر کممصرف و پرمصرف کمک کرده و درنتیجه نیاز به کودهای شیمیایی را به نحو محسوسی کاهش میدهد (تندیده ور، ۱۳۸۷). کاربرد هیومیک اسید باعث افزایش کلسیم، آهن، قدرت درخت و بزرگ و بهتر شدن سیستم ریشه نسبت به درختان شاهد میشود (Rengrudkij and Partida, 2003). هیومیک اسید دارای فعالیت شبه هورمونی است و نه تنها رشد گیاه و جذب عناصر غذایی را افزایش میدهد بلکه مقاومت گیاه به تنشها را نیز بهبود میبخشد (کمری شاهملکی و همکاران، ۱۳۹۱). به نظر میرسد که اسیدهای هیومیک ترکیبات آلی باعث کاهش خشک شدن سریع قطرات محلول غذایی در سطح برگ شده که نهایتاً میتواند در جذب بیشتر عناصر غذایی نقش داشته باشد. نری و همکاران (۲۰۰۲) گزارش کردند محلولپاشی برگی اسیدهای هیومیک در درازمدت، تجمع بیشتر مواد فتوسنتزی را ترغیب و کارایی بیشتر آسیمیلاتها را از محلولپاشی برگی پنجم به بعد باعث میگردد که از طریق افزایش مقدار قند و کاهش پوسیدگی، نقش مثبتی در کیفیت محصول تولیدشده دارد (Neri et al., 2002). مقاومت به کمآبی را افزایش میدهد، افزایش مقاومت نسبت به خشکی با سازوکارهای متفاوتی انجام میشود. هیومیک اسید با اصلاح فیزیکی و بهبود دانهبندی خاک فضای بیشتری برای نفوذ آب ایجاد میکند. از اینها گذشته مولکولهای فولویک اسید (بخش ریز مولکول از هیومیک اسید) که به درون بافتهای گیاهی نفوذ میکنند با پیوند شدن به مولکولهای آب تعریق و تعرق گیاه را کاهش داده به حفظ آب در درون گیاه کمک میکنند (تندیده ور، ۱۳۸۷). در اکثر مطالعات هیومیک اسید بهعنوان محرک بهبود صفات کمی مثل عملکرد، وزن میوه، عرض، طول و قطر میوه میشود که به موجب آن صفات کیفی هم افزایش مییابد (Mackowiak et al., 2001; Maggioni et al., 1987; Shehata et al., 2011). بعد از جذب مواد هیومیکی و بعضی از مواد معدنی، جذب عناصر سمی (توکسین[۶]) کاهش مییابد که یکی از دلایل بهبود کیفیت میوه پس از استفاده از مواد هیومیکی همین است (Mahmoudi et al, 2013). رشد میوه و عملکرد آن بهوسیله افزودن هیومیک اسید و آمینواسید به خاک و محلولپاشی آنها افزایش پیدا میکند چون باعث افزایش جذب ریزمغذیها میشود (Khaled Khaled and FaWy H, 2011; Serraj and Sinclair, 2002). هیومیک اسید یک منبع طبیعی است که میتواند مکرراً تولید شود و عملکرد را افزایش دهد، میتواند بهطور مستقیم روی فعالیتهای آنزیمی یا نفوذپذیری غشا تأثیرگذار باشد (Alianiello et al., 1991; Biondi et al., 1994; Chen and Aviad, 1990; Pinton et al., 1992). هنوز به وضوح مشخص نیست که تأثیر این ماده به دلیل افزایش ظرفیت تبادل کاتیونی است که در حفظ و در دسترس بودن مواد غذایی تأثیر میگذارد یا به دلیل تأثیر هورمونی است یا ترکیبی از این دو (Chunhua et al, 1998). هیومیک اسید مخصوصاً برای حذف یا کاهش اثرات منفی کودهای شیمیایی و بعضی از مواد شیمیایی خاک استفاده میشود اما بیشترین تأثیر هیومیک اسید بر روی رشد گیاه گزارششده است (Hartwigson et al., 2000). بسیاری از مطالعات آزمایشگاهی و گلخانهای نشان دادهاند که کودهای آلی رشد و نمو میوه را با افزایش جذب مواد معدنی افزایش میدهند (Alam, 1994; Turkman, 2005) محلولپاشی برگی یک روش جدید برای تغذیه گیاهان با ماکرو و میکرو مغذیهاست که توسط محلولها از برگ جذب میشوند (Nasiri et al., 2010). محلولپاشی برگی هیومیک اسید باعث افزایش جذب فسفر، پتاسیم، منیزیم، کلسیم، سدیم، مس، آهن، منگنز و روی میشود و با آنها حالت سینرژیستی دارد (Aiken et al., 1985; Paksoy et al., 2010; Asik et al., 2009). استفاده از هیومیک اسید باعث میشود به سایر کودها نیاز نداشته باشیم (Cakmak, 2005). افزودن پسماندهای ارگانیک که منشأ گیاهی و جانوری دارند در کشاورزی پایدار و ارگانیک باعث حاصلخیزی هر چه بیشتر خاک میشود و درنتیجه تأثیر شگرفی بر روی توسعه ریشه خواهد داشت (Giorgi, 2010). بهبودی شرایط خاک و برقراری تعادل بین مواد مغذی گیاه برای حاصلخیزی خاک و تولیدات گیاهی مهم است برای این منظور باید مواد ارگانیک و مواد مشابه بهمنظور بهبود خصوصیات فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی مکرراً در خاک به کاربرد (Thakur and Chandel, 2004). عموماً میوههایی با عملکرد بالا برای باغداران و وزن و اندازه بالا برای مصرفکنندگان مطلوبیت بیشتری دارند (Türkmen et al., 2004). ۱-۳- کلسیم[۷] یک عنصر شمیایی با عدد اتمی ۲۰ است. عنصری است که نسبت به فلزات قلیایی و سایر فلزات قلیایی خاکی از قدرت فعالیت کمتری برخوردار است. به لحاظ فراوانی، کلسیم موجود در پوسته زمین بین کلیه عناصر دارای مقام پنجم و در میان فلزات دارای مقام سوم است. ترکیبات کلسیم ۶۴/۳ ٪ از پوسته زمین را تشکیل میدهد. فلز کلسیم در آب و اسید محلول بوده وهیدروکسید و نمک تولید می کند. این عنصر در حیات گیاهی و جانوری دارای نقش حیاتی بوده و در استخوانها و دندانها و پوسته تخممرغ، انواع مرجانها و بسیاری از خاکها وجود دارد. همچنین کلسیم کلرید به میزان ۱۵/۰٪ در آب دریا وجود دارد و به شکل ترکیبهای مختلف در کانیها و به صورت محلول در ساختمان جانوران و گیاهان شرکت میکند. کلسیم جزء ساختمانی و ثابت کلیه گیاهان بوده و به عنوان عنصر ضروری مورد نیاز گیاه شناختهشده است. به صورتهای جزء ساختمانی و یون فیزیولوژیکی توامان یافت میشود. به علاوه یون کلسیم قادر است اثرات سمی یونهای پتاسیم، سدیم و منیزیم را خنثی نماید. توجه زیاد به کلسیم از نقطه نظر حاصلخیزی و کاربرد آن بهعنوان ماده اصلاحکننده خاکهای اسیدی و بهبود ساختمان خاک است. ۱-۳-۱-نقش کلسیم در فیزیولوژی گیاه کلسیم نقش بسیار مهمی در رشد و بسیاری از فعالیتهای فیزیولوژیکی گیاه بازی میکند و یکی از عناصر مهم جهت رشد و توسعه ریشه و وظایف آن میباشد (Pan and Dong, 1995). اکثر اختلالات مانند مغز تلخی و ترکیدگی ناشی از سطوح پایین یون کلسیم هستند (White and Broadley, 2003). مشخص شده که دیواره سلولی مکانی است که کلسیم نقش کلیدی را در آن بازی میکند پیوندهای کلسیمی باعث تهنشست پکتین میشود (Hepler, 2005). صفات بیومکانیکی دیواره سلولی طی رسیدن میوه تغییر میکند (Waldron et al., 2006)؛ که ناشی از تغییرات سطوح پکتین و کاهش سطوح همی سلولز است (Niklas, 1992). به دلیل استحکام دیواره سلولی؛ برای شکستن پیوندهای دیواره بیشترین میزان تنش نیاز است (Voragen et al., 2001). در غلظتهای متفاوت برای تقسیم سلولی و ثبات کروموزومی موردنیاز است. پکتات کلسیم از مواد تشکیلدهنده لایه میانی دیواره سلولی است. کلسیم همراه با پتاسیم در نفوذپذیری، آبگیری و حفظ نظام سلولی مؤثر است. کلسیم بهطور غیرمستقیم در بسیاری از سیستمهای آنزیمی مداخله می کند. (آمیلاز و ATP ase) و وظیفه تنظیم تنفس را نیز بر عهده دارد. یکی از مهمترین عناصر معدنی است که در تعیین کیفیت میوه و زمان ماندگاری آن دخالت دارد. در میوهها و سبزیها، اهمیت آن به خاطر تأثیر عمومی در به تأخیر انداختن رسیدن میوه و افزایش ماندگاری است. ۱-۳-۲-عوارض ناشی از کمبود کلسیم کمبود کلسیم خود را در لاملای[۸] میانی نشان میدهد (Shelp, 1993). کمبود کلسیم باعث کمبود رشد و همچنین لوله شدن برگها و قهوهایرنگ شدن ریشهها میگردد. در گوجهفرنگی، کمبود کلسیم باعث پوسیدگی گلگاه میشود. در سیب، وجود آن مایه سختی بافتهای میوه شده، به عمر پس از برداشت آن میافزاید و کمبودش باعث آسیب پوستی میگردد. میزان پایین کلسیم سبب میشود که میوه در طی مدتزمان نگهداری سریعتر نرم شده و همچنین سوختگی[۹] و عوارض مربوط به دمای پایین و پوسیدگی میوه نیز با سرعت بیشتری پیشرفت نماید. لکه تلخی، چوبپنبهای شدن، نرمی بافت و آب گزیده شدن از دیگر عوارض کمبود کلسیم در گیاه است (دونالد فوت، ۱۳۸۵). ۱-۳-۳-وضعیت کلسیم در خاک تعدادی از سنگها کانیهای اولیه که خاک از آنها تشکیل میشود دارای کلسیم است. کلسیم بهصورت Ca++ از محلول خاک توسط گیاه جذب میشود. خاک مناطقی که دارای بارندگی سالانه ۲۰۰-۱۷۵ سانتیمتر میباشند دارای کلسیم بسیار کمی است. خاک مناطق خشک که دارای بارندگی کمتری میباشد، کربنات کلسیم بیشتری دارد (دونالد فوت، ۱۳۸۵). ۱-۳-۴-عوامل مؤثر در کمبود کلسیم: ظرفیت پایین کلسیم در خاک، پایین بودن pH، برداشت مداوم گیاه، تداوم مصرف کودهای آمونیومی از دلایل اصلی کمبود کلسیم در خاک هستند (دونالد فوت، ۱۳۸۵). ۱-۳-۵-کمبود کلسیم: کلسیم یکی از مهمترین عناصر دخیل در کیفیت و عمر انبارداری میوه است؛ همچنین اکثر بیماریهای فیزیولوژیکی و خسارات انبارداری میوهها بهطور مستقیمی به کمبود کلسیم بستگی دارد (Faust, 1989). علائم کمبود کلسیم در درختان میوهای که در شرایط مزرعههای در حال رشد هستند بهندرت مشاهده میشود. علائم کمبود در مرکبات بهصورت کمپشت شدن سرشاخههای درختان، زردی برگها، بدشکلی و ریزش میوه گزارششده است. کمبود کلسیم با کاهشی که در میزان رشد بافتهای مریستمی به وجود میآید، مشخص میشود (دونالد فوت، ۱۳۸۵). نشانههای کمبود را میتوان ابتدا در نوک ساقههای در حال رشد و جوانترین برگها مشاهده کرد. این قسمتها تغییر شکل میدهند و زرد میشوند و در مراحل پیشرفتهتر حاشیه برگها دچار سوختگی خواهد شد. بافتهای متأثر از این کمبود در اثر تحلیل دیوارههای سلول، نرم میشوند. کمبود کلسیم میتواند ناشی از نکروزه شدن قسمت فوقانی برگ باشد (Chang YC, 2002; Chang and Miller, 2003). یک کود خوب جذب کلسیم را بالا میبرد و کیفیت را افزایش میدهد (Choi et al., 2005). با افزایش تیمار کلسیم قدرت و الاستیسیتی دیواره سلولی پوست میوه افزایش پیدا میکند (Glenn, and Poovaiah, 1989). استفاده مستقیم کلسیم روی سطح میوه مؤثرتر است زیرا انتقال کلسیم از برگ به میوه کند صورت میگیرد برای کاهش ترکخوردگی توسط باران، خسارت پس از برداشت مثل پوسیدگی و سوراخ شدگی میتوان از کلسیم استفاده کرد (Rupert et al., 1997). کمبود کلسیم را میتوان با اضافه کردن آهک به خاک برطرف ساخت، البته باید در نظر داشت که آهک واکنش خاک را نیز بالا میبرد. سوپر فسفات نیز حاوی مقدار زیادی کلسیم است. همچنین برای رفع کمبود کلسیم میتوان گیاهان را با کلرور کلسیم و یا نیترات کلسیم محلولپاشی کرد (دونالد فوت، ۱۳۸۵). ۱-۳-۶-زیاد بود کلسیم
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
قبول
سرمایه مشتری
۶
۰٫۷۸۲
قبول
جدول(۳-۵) نتیجه آزمون آلفای کرونباخ برای تمامی عوامل به صورت جداگانه
 ۷-۳) روش تجزیه و تحلیل اطلاعات : برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و استنباطی استفاده می گردد. با روش توصیفی شاخص های گرایش مرکزی و پراکندگی و فراوانی و درصد فراوانی معرفی می گردد . با روش استنباطی فرضیه های تحقیق مورد آزمون قرار می گیرد. با توجه به اینکه هدف تحقیق مطالعه و بررسی رابطه بین متغیرهای تحقیق است، بنابراین روش تجزیه و تحلیل داده ها متناسب با روش های همبستگی و تحلیل رگرسیون است . ازآنجا که هرکدام از متتغیرهای مستقل و وابسته اصلی تحقیق دارای متغیرهای تاثیر گذار دیگری هستند از روش رگرسیون خطی انجام میشود. و هم چنین فرایند تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار (SPSS) استفاده می شود ۸-۳)آزمون فرضیه: پس از ورود داده ها به نرم افزار spss22 و دسته بندی سوالات از آنجاییکه برای کد گذاری داده ها از طیف لیکرت استفاده شده و داده ها از نوع رتبه ای هستند و نرمال بودن داده ها نمی تواند به طور چشمگیر مد نظر باشد لذا باید از ضریب هم بستگی اسپیرمن استفاده کرد.لازم به ذکر است که دادها توسط محقق به صورت جدول زیر می باشد
کاملا موافقم
موافقم
نظری ندارم
مخالفم
کاملا مخالفم
۵
۴
۳
۲
۱
فصل چهارم (یافته های پژوهش) ۱-۴)مقدمه: در فصل پیش رو اطلاعات گردآوری شده توسط محقق مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد و در خصوص پرسش ها و فرضیات با بهره گرفتن از نرم افزار ۲۲SPSS مطرح شده، ومحقق را به نتایجی می رساند که در فصل آینده مورد بررسی قرار میگیرد. در این بخش ابتدا بحث آمار توصیفی متغییر ها مطرح می شود و سپس با کمک آزمون اسمیرنف -کولموگروف Kolmogorov‐Smirnov) ) به بررسی نرمال بودن داد ها می پردازیم.و در صورتیکه متغیر ها نرمال باشد از آزمون همبستگی پیرسون ( PEARSON CORROLATION TEST ) برای بررسی رابطه بین متغیر ها استفاده خواهیم کرد.و در غیر اینصورت از آنجا که دادها از نوع رتبه ای هستند(طیف لیکرت) از ضریب هم بستگی اسپیرمن می توان استفاده کرد. ۲-۴)توصیف ویژگی های جمعیت شناختی جامعه آماری پژوهش متغیرهای مربوط به ویژگی های جمعیت شناختی افراد در این پژوهش شامل جنسیت،میزان تحصیلات،سابقه خدمت،وضعیت تاهل، رشته تحصیلی، عنوان شغلی و سن پرسنل می باشد. ۱-۲-۴) جنسیت جامعه آماری جامعه آماری در این پژوهش ۴۵۰ نفر می باشند که با توجه به جدول(۴-۱)،۲۴۰ نفر آن ها مرد می باشند که ۵۳ درصد جامعه آماری را تشکیل می دهند و ۲۱۰ نفر آن ها زن می باشند که ۴۷ درصد جامعه آماری را تشکیل می دهند.
درصد
فراوانی
جنسیت
۵۳
۲۴۰
مرد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۰.۹۱
۰.۰۲
۹-۵
زیاد
رای گیری با وزن زمان وقوع
۰.۹۱
۰.۰۲
تحلیل نتایج
با توجه به نتایج به دست آمده در آزمایش ۱ که بر روی چندین شبکه با اندازه و ساختار متفاوت انجام شده است، به وضوح میتوان دید که روش پیشنهادی، عملکرد بهتری نسبت به روش پایه داشته است. علت این موضوع، استفاده از اطلاعات به دست آمده در زمان قبلی، در روش پیشنهادی میباشد، در حالی که روش پایه کار خود را با مقداردهی اولیه ساده تری آغاز کرده است. از آنجا که هر دو روش، از الگوریتم یکسانی برای تشخیص تشکل ها استفاده میکنند، واضح است که این برتری در روش پیشنهادی، به دلیل بکارگیری اطلاعات گذشته است.
 آزمایش دوم حالت تعمیم یافته آزمایش اول میباشد و در آن به جای در نظر گرفتن فقط یک برش زمانی، به عنوان گذشته شبکه، از تعداد بیشتری استفاده شده است. همانطور که نتایج نشان میدهند، حتی با شروع از شبکه ای که به دلیل حذف و اضافه گره ها و یال های متعدد، دچار تغییرات زیادی نسبت به شبکه نهایی شده است، در نهایت اطلاعات مفیدی وجود خواهند داشت که بتوانند به تشخیص بهتر تشکل ها توسط الگوریتم کمک کنند. در آزمایش سوم، نتایج نشان میدهند که روش پیشنهادی میتواند قابلیت خود را در طول زمان حفظ کند و حتی با وجود تغییراتی که در طول زمان بر روی شبکه اتفاق افتاده اند، همچنان اطلاعات گذشته را به طور موثری در عملکرد خود، مورد استفاده قرار دهد. آزمایش چهارم میزان قابل اطمینان بودن اطلاعات گذشته را در صورتی که دو شبکه متوالی دارای درجه های مختلفی از تشابه با یکدیگر باشند، نمایش میدهد. حتی در صورتی که اختلاف دو شبکه بسیار زیاد باشد، الگوریتم پیشنهادی همچنان بهتر از حالتی عمل میکند که هیچ اطلاعاتی در دست نباشد. در آزمایش پنجم، همانطور که از نتایج استنباط میشود، روش انتخاب اطلاعات از حافظه، عمدتا به میزان و شدت تغییرات شبکه در طول زمان بستگی دارد. دلیل این مسئله را میتوان اینطور بیان کرد که اطلاعاتی که در گذشته دورتری وارد حافظه شده اند، به علت تغییرات مداومی که در شبکه اتفاق میافتند، از اعتبار کمتری نسبت به اطلاعات جدیدتر برخوردار هستند. از سوی دیگر، اگر تنها به گذشته نزدیک اکتفا شود، در صورتی که تغییرات در شبکه شدید نباشد، بخشی از اطلاعات مفید موجود در نظر گرفته نخواهد شد، در صورتی که میتوان با بهره گیری از این اطلاعات در زمان کمتری به تشخیص مشابهی رسید.
تحلیل پیچیدگی زمانی
با فرض اینکه برای تحلیل هر برش زمانی، از الگوریتم SLPA استفاده کنیم، بر اساس مطالبی که در تحلیل پیچیدگی زمانی این الگوریتم در فصل قبل گفته شد، پیچیدگی زمانی الگوریتم پیشنهادی، خطی خواهد بود. البته با توجه به تحلیل پیچیدگی زمانی در الگوریتم پیشنهادی برای روش بهبود یافته انتشار برچسب، به دلیل استفاده از اطلاعات گذشته برای مقداردهی اولیه الگوریتم، زمان اجرای بهتری نسبت به حالت تحلیل ایستا به دست خواهد آمد. نتایج آزمایش ها این مسئله را به وضوح نشان میدهند. فصل پنجم
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
در این فصل، به اختصار به جمع بندی مطالب ارائه شده در بخش های قبلی پرداخته شده است. همچنین موضوعات و پیشنهادهایی برای کار در این حوزه به علاقه مندان ارائه گردیده است.
نتیجه گیری
در سال های اخیر، با رشد فناوری های ارتباطی از قبیل: شبکه های اجتماعی مجازی، پست الکترونیک، پیامک، و تلفن های همراه، شبکه های پیرامون ما رشد و توسعه سریع تری یافته اند. این شبکه ها بسیار بزرگ بوده و ممکن است شامل میلیاردها گره باشند. تحلیل این شبکه میتواند اطلاعات مفیدی را با کاربردهای متنوع در حوزه های مختلف از جمله: ارتباطات، اقتصاد، سیاست، امنیت و غیره ارائه دهد. در این پایان نامه، ابتدا به بیان مفاهیم و تعاریف اولیه شبکه ها پرداخته شد و در ادامه موضوع تشخیص تشکل ها که یکی از زمینه های کاربردی در تحلیل شبکه ها میباشد، معرفی گردید. سپس روش های مطرح در این حوزه به صورت دسته بندی شده ارائه شد و مهم ترین الگوریتم های موجود، پس از انجام آزمایش هایی بر روی مجموعه داده های معتبر، با معیارهای ارزیابی مختلف مورد مقایسه قرار گرفت. در قدم بعدی، روش انتشار برچسب که در حال حاضر یکی از بهترین الگوریتم های موجود است، مورد بررسی بیشتر قرار گرفت و یک روش پیشنهادی برای بهبود کارایی آن ارائه شد و با ارائه نتایج آزمایش ها و تحلیل آنها این موضوع مشخص گردید. همچنین یک روش پیشنهادی دیگر نیز برای تشخیص تشکل ها در شبکه های پویا عنوان شد که از ماهیت شبکه های پویا و یادآوری اطلاعات گذشته، برای افزایش کارامدی خود بهره میگرفت. همچنین آزمایش هایی برای اثبات درستی این ادعا انجام شد و نتایج آن ارائه گردید.
پیشنهاد ها برای کارهای آینده
با توجه به اینکه موضوع شبکه و کاربردهای آن بسیار وسیع است، همواره عرصه های زیادی برای پژوهش در آن به چشم میخورد. در اینجا به برخی از این موضوعات اشاره میشود:
- ارائه راهکارهای بهینه برای ذخیره سازی اطلاعات به دست آمده در طول زمان در شبکه های پویا.
- ارائه روش ها و استراتژی های مناسب برای بکارگیری اطلاعات گذشته در تحلیل زمان فعلی در شبکه های پویا.
- پیشنهاد معیارهای ارزیابی جدید که امکان مطالعه و مقایسه الگوریتم های مختلف را در حوزه تحلیل شبکه های پویا افزایش دهند. از جمله: معیارهای در سطح گره و در سطح کلی شبکه.
- طراحی ساختارهای داده و پیاده سازی های بهینه برای الگوریتم های موجود، با بهره گرفتن از دانش مهندسی نرم افزار.
- تولید چارچوب های[۱۰۱] نرم افزاری قابل توسعه، برای تسهیل استفاده از الگوریتم های موجود.
- پیاده سازی الگوریتم های موجود، بر روی سخت افزارهای خاص منظوره، برای افزایش کارایی در عمل.
- جمع آوری مجموعه داده های واقعی و مناسب برای انجام آزمایش ها در زمینه شبکه ها.
- طراحی الگوریتم هایی برای تولید مجموعه داده های مصنوعی برای شبکه های پویا.
- استفاده از الگوریتم های تشخیص تشکل، به عنوان مقدمه ای برای تحلیل های پیچیده تر بر روی شبکه. از جمله: تشخیص رفتارهای غیر طبیعی، اعضای تاثیرگذار و غیره.
- استفاده از الگوریتم های طراحی شده در کاربردهای مختلف دنیای واقعی. ازجمله: شبکه های اجتماعی، ارتباطات دیجیتال، دسته بندی اطلاعات و غیره.
منابع و مآخذ
۱. The Sequence of the Human Genome. al., J. C. Venter et. s.l. : Science, 2001, Vol. 291.
۲. Ronfeldt, J. Arquilla and D. Networks and Netwars: The Future of Terror, Crime, and Militancy. Santa Monica, CA : s.n., 2001. ۳. Seasonal transmission potential and activity peaks of the new influenza A(H1N1): a Monte Carlo likelihood analysis based on human mobility. D. Balcan, H. Hu, B. Goncalves, P. Bajardi, C. Poletto, J. J. Ramasco, D. Paolotti, N. Perra, M. Tizzoni, W. Van den Broeck, V. Colizza, and A. Vespignani. s.l. : BMC Medicine, 2009, Vol. 7. ۴. Understanding the spreading patterns of mobile phone viruses. P. Wang, M. Gonzalez, C. A. Hidalgo, and A.-L. Barabási. s.l. : Science, 2009, Vol. 324. ۵. Mining Face-to-Face Interaction Networks using Sociometric Badges: Predicting Productivity in an IT Configuration Task. L. Wu, B. N. Waber, S. Aral, E. Brynjolfsson, and A. Pentland. s.l. : http://papers.ssrn.com/sol3/papers.cfm?abstract_id=1130251. ۶. Community detection in graphs. Fortunato, S. s.l. : PHYSICS REPORTS, 2010, Vol. 486. ۷. [Online] http://en.wikipedia.org/wiki/Graph_theory. ۸. Barabási, A.-L. Network Science. ۲۰۱۲. ۹. Overlapping Community Detection in Networks: the State of the Art and Comparative Study. J. Xie, S. Kelley and B. K. Szymanski. s.l. : ACM Computing Surveys, 2013. ۱۰. Uncovering the overlapping community structure of complex networks in nature and society. Palla, G., Der´enyi, I., Farkas, I., and Vicsek, T. ۲۰۰۵, Nature. ۱۱. Weighted network modules. Farkas, I., ´Abel, D., Palla, G., and Vicsek, T. s.l. : New J. Phys., 2007, Vol. 180. ۱۲. Link communities reveal multiscale complexity in networks. Ahn, Y.-Y., Bagrow, J. P., and Lehmann, S. s.l. : Nature, 2010, Vol. 466. ۱۳. Line graphs of weighted networks for overlapping communities. Evans, T. and Lambiotte, R. s.l. : Eur. Phys. J., 2010, Vol. 256. ۱۴. Detecting the overlapping and hierarchical community structure of complex networks. Lancichinetti, A., Fortunato, S., and Kert´esz, J. ۲۰۰۹. Phys. ۱۵. Finding communities by clustering a graph into overlapping subgraphs. Baumes, J., Goldberg, M., Krishnamoorthy, M., Magdon-Ismail, M., and Preston, N. ۲۰۰۵. IADIS.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱٫۰۷۸۲
۰٫۲۷۲۰
۰٫۰۰۰۰
۱٫۵۶۰۰
شکل ۳‑۱۴: منحنی رفتار وابستگی دومتغیره فرکانس طبیعی اساسی نانولوله به ولتاژ استاتیکی اولیه و پارامتر غیرموضعی
فصل چهارم: بررسی ناپایداری سیستم با حضور ذره جرمی محرک
مقدمه
ارتعاش سازهها تحت بار یا ذره محرک
بارهای محرک تأثیر زیادی روی تنشهای دینامیکی در سازهها دارند، و باعث ارتعاش شدید آنها به خصوص در سرعتهای بالا میشوند. ویژگی عجیب آنها به خاطر متغیر بودنشان هم در دامنه مکان و هم در بازه زمان است. اگر چنان تصور شود بار محرک مانند جرم یک جسم در یک مسیر منحنی شکل در حالت کلی روی سازه درحرکت است، و تاثیر آن را با دقت بررسی کنیم، خواهیم دید اثراتش دوگانه خواهد بود: یکی وزن ذره و دیگری اثرات اینرسیهای جرم روی سازه تغییرشکل یافته است. اگر فقط اثر وزن درنظرگرفته شود، و جرم بار محرک دربرابر جرم سازه صرفنظر شود، محاسبات کرنشها در سازه چندان سخت نیست. این مساله در موارد دیگر پیچیده میشود، مثلاً زمانیکه جرم سازه دربرابر جرم بار قابل صرفنظر کردن باشد. ملاحظات و فرضهای تئوری در بیشتر مراجع، مشابه یافتن کاربردها در محاسبات تنشهای دینامیکی در ریلها، پلهای بزرگراهها، پلهای معلق، کابلها و … هستند.که در آنها خودروی در حال حرکت به شکل یک نقطه جرمی ایده آل درمیآید. با درنظرگرفتن استثنائات بسیار کم، ارتعاشات مواد جامد و المانهای با ابعاد محدود، فقط در طول دوره بار عرضی ارزیابی میشوند. موقعی که بار از سازه جدا میشود، سازه شروع به نوسان آزاد میکند که این پروسه در چارچوب بحث حاضر قرار نمیگیرد[۶۶].
نانوذره محرک در سیستمهای نانو الکترومکانیک
ویژگیهای فوقالعاده نانولولههای کربنی، آنها را برای بسیاری از کاربردها در نانوتکنولوژی، نانوبیولوژی، سیستمهای نانو الکترومکانیک و شاخههای علوم مواد و همچنین شاخههای پزشکی فراهم ساخته است. در چارچوب زمینههای مزبور کاربردهای نانولولههای کربنی، معرفی نانو سازههای نوینی که نقش آنها میتواند انتقال نانو ذرات، مشابه کانالهای ملکولی برای انتقال اتمها و نانو ذرات خنثی و حتی بررسی امکان حضور آنها در سیستمها باشد. چنانچه با کمک ویژگیهای حسگرهای نانو الکترومکانیکی شاید بتوان امکان شناسایی ملکولهای زنده و نانو ذره را در این سیستمها بررسی کرد. در این شرایط، مسأله با حالتی که در آن برهمکنش نانولولههای کربنی و نانو ذرات محرک وجود دارد مواجه میشود[۶۷].

فرضیات لازم جهت مدلسازی مسأله
مسیر حل مسأله و مدل ریاضی آن با فرضهای زیر همراه است: ۱- رفتار تیر با معادله دیفرانسیل تیر اویلر برنولی توصیف شده و فرض تئوری تغییرشکل کوچک و تئوری تنش غیرمحلی به کار رفته است. سطح مقطع و جرم واحد طول تیر هم ثابت است. ۲- جرم نانو ذره محرک در مقایسه با جرم تیر قابل صرف نظر کردن نیست و فقط اثرات جاذبه یا همان نیرویی وزن نانو ذره را درنظر گرفته میشود. ۳- ذره با سرعت ثابت از چپ به راست حرکت میکند. ۴- محاسبات برای تیر یکسرگیردار با جابجایی اولیه صفر و شرایط مرزی همگن در تکیهگاهها فرض میشود. علاوه بر این در لحظه حضور ذره، میتوان برای تیر در حال نوسان شرایط اولیه سرعت و جابجایی در نظر گرفت. ۵- اثرات اینرسی نانو ذره در حال حرکت و اثرات اصطکاک ذره با تیر در مدلسازی مسأله درنظر گرفته نمیشود. بنابراین برای مقدار بینهایت کوچکی از وزن یک جرم نانوذره محرک، از مرتبه پیکو نیوتن و حتی کمتر، انتظار میرود نتایج تئوری مدل تیر اویر برنولی حاضر با تنش غیر موضعی بتواند نتایج آزمایشگاهی که در آینده انجام خواهد شد را به درستی پیشبینی کند[۶۸-۷۰]. ۶- دمپینگ تیر متناسب با سرعت ارتعاش است که از آن صرفنظر میشود. ۷- با فرض اینکه نوسان پایدار تیر همیشگی است. حتی ذره با جرم وزنی هممقیاس با جرم تیر و سرعت پایین میتواند با گذشت زمان زیاد موجب ناپایداری سیستم گردد. ۸- به خاطر قوی بودن اثر نیروی واندروالس در گپهای کوچک و نزدیک شدن به صفحه زیرین حین ارتعاش از آن صرفنظر شدهاست.
فرموله کردن مسأله
با فرض حرکت ذره روی سوییچ، نیروی وزن ذره در نقش عامل خارجی که با تابع معرفی میشود معادله تعادل (۲‑۲۹) را به فرم زیر درمیآورد:
۴‑۱
۴‑۲
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تشویق جامعه و تشریک مساعی (همکاری) در تصمیمات توسعه (برغمدی، ۱۳۹۲: ۳۶). ۲-۴-۵-۲ مزایای رشد هوشمند کاهش انتشار گازهای گلخانه ای کاهش هزینه های انرژی جذب سرمایه گذاری های از طریق مثال ها یا برهان تجربی ارتقای سلامت عمومی افزایش گزینه های اجتماعی ارتقای کیفیت زندگی حفظ فضاهای باز اثرات بر مصرف کننده و اقتصاد؛ (صرافی و همکاران، ۱۳۹۳: ۱۶۶-۱۶۴). ۲-۴-۵-۳ استراتژی های رشد هوشمندی شهر مدیریت هوشمندانه شهر شامل استراتژی های اجرایی متنوعی است که هر کدام از آنها برای کاربردهای مختلف مناسب هستند و بستگی به شرایط و اهداف دارد. زیرا اثرات آنها از نوع اثرات انباشتی (در اثرات انباشتی، اثرات کلی بیش از مجموع اثرات هر کدام از آنها می شود) می باشد. برای مثال، افزایش تراکم، بهبود قابلیت پیاده روی یا افزایش خدمات حمل ونقل، به صورت جداگانه نمی توانند در دست یابی به اهداف رشد هوشمندانه چندان موثر واقع شوند، اما یکپارچه کردن همه آنها در قالب یک بسته سیاستی یا برنامه رشد هوشمندانه ممکن است همه این موارد با هم را به اضافه دیگر استراتژی های حمایتی شامل شود. از جمله مهمترین، استراتژی ها در جهت دست یابی به اهداف رشد هوشمندانه شامل موارد زیر می باشد:
 «برنامه ریزی استراتژیک»، شکل گیری یک دید جامع از اجتماع محلی است که راهنمای تصمیمات در کاربری زمین و حمل ونقل قرار می گیرد. «ایجاد اجتماعات با خود اتکایی بیشتر». کاهش متوسط فاصله سفرها و تشویق سفر از طریق پیاده روی، مثال، توسعه مدارس، مغازه ها و خدمات فراغت در نواحی مسکونی یا مجاور آنها «حداکثر سازی دسترسی و گزینه های حمل و نقل». قرار دادن کاربری های زمین به صورت پیوسته و در نزدیک به هم (از قبیل مکان یابی مدارس و مشاغل خرده فروشی روزانه درون یا مجاور محله های مسکونی) و حمایت از تنوع حمل و نقل، شامل پیاده روی، دوچرخه سواری، خودرو عمومی، حمل و نقل عمومی، خدمات تحویل و دورکاری. «ایجاد محله های با قابلیت پیاده روی». قابلیت پیاده روی برای اجرای رشد هوشمندانه مهم است، زیرا قابلیت زندگی اجتماع و گزینه های سفر را افزایش می دهد (اکثر سفرهای حمل و نقل شامل ارتباط هایی با پیاده روی هستند). «متمرکز سازی فعالیت ها». تشویق سفر در پیاده روها با حمل و نقل عمومی از طریق ایجاد «گره های[۲۴]» با تراکم بالا و همچنین توسعه ترکیبی به طوری که از خدمات مناسب حمل و نقل عمومی به هم وصل شده اند. در واقع متمرکز کردن فعالیت های تجاری در چنین نواحی گره ای منجر به حفظ مراکز تجاری و مراکز کسب و کار قدیمی و استفاده کارآمد از مدیریت دسترسی می شود. «اجتناب از منطقه بندی بیش از حد و محدود کننده». کاهش پارکینگ بیش از اندازه و غیر قابل انعطاف و نیازمندی های ظرفیت جاده و محدود کردن اثرات نامطلوب (صدا، بو و ترافیک) بیشتر نسبت به دسته های پهناور فعالیت ها. برای مثال، اجازه دادن به مغازه ها و خدمات تا در محله ها مکان یابی شوند به شرط آنکه آنها به نحوی مدیریت شوند که سبب آزار ساکنین نشوند. «حفاظت از فضای باز و سبز». حفاظت از فضای باز و سبز، به ویژه نواحی با ارزش اکولوژیکی و فراغتی و سرگرمی بالا «مدیریت آب های سطحی». استفاده از سیستم های زهکشی آب های سطحی شهر در محل و تشویق حفاظت از آب (سیف الدینی و شورچه، ۱۳۹۳: ۲۹۵-۲۹۲). جدول شماره ۲- ۱۱: استراتژی های رشد هوشمندی شهر
| استراتژی های رشد هوشمندی شهری |
راهبرد |
اهداف |
| برنامه ریزی راهبردی و استراتژیک |
ترسیم چشم انداز روشن و جامع برای اجتماع محلی، که با راهنمایی تصمیماتی در کاربری زمین و حمل و نقل منحصر به فرد پشتیبانی شوند. |
| خلق جوامع خود اتکاتر |
استقرار کاربری های سازگار، درون محله با فاصله بسیار نزدیک به یکدیگر، برای مثال: توسعه مدارس، مغازه ها و امکانات فراغتی، درون یا نزدیک به مناطق مسکونی، کاربری اراضی مختلط دارای بافت ریزدانه مناسب |
| توسعه اجتماعات محلی منحصر به فرد و جذاب دارای حس قوی و مکانی |
تشویق توسعه شهری به نحوی که حس افتخار مدنی و همبستگی اجتماعی را ایجاد کند که فضاهای عمومی جذاب، استانداردهای طراحی و حفاظت با کیفیت بالا، حفظ منابع طبیعی و فرهنگی خاص و فعالیتهای که ویژگیهای منحصر به فرد اجتماع محلی را بارز می کند در بر می گیرد |
| متمرکز کردن فعالیت ها |
فعالیتهای تجاری را درون این مناطق متمرکز می کند. مناطق مرکزی شهرها و بخشهای تجاری مرکزی را حفظ می کند. از مدیریت دسترسی برای عدم ترغیب توسعه تجاری راسته ای در خیابان شریانی، استفاده می کند. |
| اجتناب از منطقه بندی بسیار محدود کننده |
نیازمندیهای مفرط و غیر منعطف پارکینگ و ظرفیت جاده ای را کاهش می دهد. اثرات نامطلوب (مثل سرو صدا، بوی نامطبوع و تراکم ترافیک) را محدود می کند نه گروه های وسیع فعالیت ها |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بند سوم: مخالفت شرط با اثر ظاهر عقد:
منظور از اثر ظاهر عقد، اثری است که هدف نهایی طرفین عقد، تحقق و ایجاد آن اثر باشد. حال سؤالی که در اینجا مطرح میگردد این است که چنانچه شرطی، حصول این اثر و هدف نهایی طرفین عقد را نفی نماید و با آن در تعارض باشد، مخالف مقتضای عقد خواهد بود یا خیر؟ در پاسخ به این سؤال بایستی گفت که در این مورد در فقه اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی اعتقاد دارند که نفی اثر ظاهر، عرفاً ملازمه با نفی مضمون عقد دارد و با وجود این شرط در ضمن عقد، در مقام اثبات، عدم قصد به مضمون عقد کشف میگردد و در نهایت قائل به بطلان عقد و شرط گردیدهاند. برخی دیگر، بیان داشتهاند که در مقام ثبوت، مانعی در جمع قصد مضمون عقد و صحت سلب اثر ظاهر از آن نیست و بنابراین مانعی در حکم نمودن به صحت شرط از جهت منافات با مقتضای عقد وجود ندارد.[۱۱۰]
 روشن است که رسیدن به آثار و لوازم عقود، هدف طرفین از انعقاد آن میباشد که ممکن است در برخی مواقع آثار با توجه به شرایط و اوضاع و احوال آنان، جنبهی فرعی داشته باشد. اما تحقق برخی از این آثار، منظور و قصد نهایی طرفین از انعقاد عقود باشد و طرفین به جهت وصول به آن اثر، مبادرت به تشکیل عقود نمایند. در جاییکه آثار و لوازم فرعی عقد به وسیلهی شرط منتفی گردد، چون با وجود سلب این آثار از عقد، همچنان مضمون و مفاد اصلی عقد پابرجاست، بنابراین شرط منافاتی با مقتضای عقد نداشته و صحیح است.[۱۱۱] اما در جایی که اثر ظاهر عقد و مقصود نهایی طرفین، از قرارداد نفیگردد، در اینجا، نفی آثار عرفاً ملازمه با نفی مضمون عقد دارد و در این مورد، شرط خلاف مقتضای عقد میباشد. مانند: شرط عدم تسلیم مبیع و ثمن یا خانهی مورد اجاره، این شرط از جهتی به قسم اوّل مخالفت شرط با مقتضای عقد که قبلاً ذکر نمودهایم؛ یعنی مخالفت شرط با مضمون عقد برمیگردد. اما وصف شاخص این دسته، تعارض داشتن با انگیزه اصلی معامله است و گاهی مصداقهایی وجود دارد که با مفاد عقد ارتباط کمتری دارد تا با آثار آن. به عنوان مثال: در جایی که بر بازرگانی که کالا را به قصد فروش میخرد و معامله را بر همین اساس انجام میدهد، شرط شود که حقّ انتقال آن را ندارد یا مثلاً: در جایی که تعدادی پزشک، محلی را به جهت احداث بیمارستان اجاره میکنند، در عقد اجاره شرط شود که انتفاع از مورد اجاره بایستی مباشرتاً صورت پذیرد، در حالی که این شرط در جایی که عقد اجاره به صورت مطلق منعقد میگردد هیچگونه خدشهای به عقد وارد نمیسازد، همانگونه که قانون نیز به صراحت این شرط را نافذ دانسته است (چنانکه در اجارههای محلّ سکونت شرط میشود که مستأجر حقّ انتقال به غیر را ندارد).[۱۱۲] بنابراین به نظر میرسد، در تعیین اثر ظاهر عقد نیز بایستی به خواست و قصد مشترک طرفین مراجعه کرد و با توجه به شرایط و اوضاع و احوال طرفین، خواستها و اهداف آنان را با ملاک عرفی سنجیده و اثر ظاهر را حاصل نمود.
مبحث دوم: اثر شرط خلاف مقتضای ذات عقد و مبنای بطلان آن:
قبلاً بیان شد هیچگونه تردید و اختلافی میان فقها و حقوقدانان در بطلان شرط خلاف مقتضای عقد وجود ندارد و به موجب نصّ صریح قانون مدنی، شرط خلاف مقتضای عقد باطل و موجب بطلان عقد است. اما محلّ اختلاف در معیار و ملاک تشخیص مقتضیات و مبنای بطلان آن میباشد. لکن در اینجا با توجه به اهمیت اثرگذاری شرط خلاف مقتضای عقد در وضعیت حقوقی عقد، به اختصار در این خصوص سخن خواهیم گفت و سپس در گفتار دوم، نظریههای مختلف دربارهی مبنای بطلان شرط خلاف مقتضای عقد، مورد مطالعه قرار میگیرد.
گفتار اوّل: اثر شرط خلاف مقتضای ذات عقد:
شرط مبطل، عقد اصلی را فاسد نموده و عقد فاسد هیچ اثری نخواهد داشت. برای مثال: چنانچه بیع فاسد باشد، به موجب آن ملکیتی برای مشتری بر مبیع حاصل نمیشود و حتی در صورتی که آن را قبض کند، مالک آن نخواهد بود و فرقی نمیکند که عقد از اصل باطل باشد یا بطلان آن بهواسطه اقتران به شرط فاسدی باشد که فساد آن را موجب گردد.[۱۱۳] در صورت بطلان عقد، آنچه که به موجب عقد فاسد، به هر کدام از طرفین منتقل گردیده است، بایستی به صاحب آن رد شود.[۱۱۴] زیرا آنچه که باعث انتقال عوضین به طرفین عقد میباشد، عقد بوده که در صورت فساد نمیتواند موجب اثر باشد. یکی از حقوقدانان[۱۱۵] در مورد اثرگذاری شرط مبطل بر عقد یا تأثیر بطلان عقد متضمن آن بر شرط، دو تفسیر را قابل بررسی و شرح دانسته است: اوّل آنکه بگوییم برای بطلان عقد، بهواسطه یک شرط باطل، لازم است که فساد شرط به عقد اصلی سرایت کرده و از جهت اخیر است که عقد، محقق نمیگردد و عدم تحقق عقد نیز به منزلهی فوت اجزای آن میباشد و چون شرط در ضمن عقد منظور شده است، فساد عقد به معنای فساد شرط و موجب بطلان آن است. دوم این که میدانیم که در عقد متضمن یک شرط باطل، عقد بهواسطه عاملی که ارکان اصلی آن را متزلزل ساخته و از حصول آن، جلوگیری می کند و به عبارت دیگر، آن را فاسد میکند، باطل میشود و این عامل چیزی جز شرط نمیباشد که سبب بطلان عقد میگردد. ایشان در ادامه سؤالی مطرح نموده که آیا به راستی در عقدی که متضمن یک شرط مبطل است، سبب بطلان عقد، شرط مفسد میباشد که ضمن آن مندرج گردیده یا در حقیقت، پس از اثرگذاری شرط مبطل بر عقد است که بطلان عقد، انتفاء شرط را به همراه خواهد داشت؟ در پاسخ بیان داشته: «باید دانست سرایت فساد شرط به عقد، مبطل آن است، یعنی با اندارج شرط مفسد در ضمن آن از حصول عقد جلوگیری شود. آنگونه که با فقد شرایط لازم برای صحت عقد، عمل حقوقی ایجاد شده، باطل و بیاثر است و سرایت فساد شرط به عقد، فرع بر فساد و بطلان شرط است. یعنی در صورت مبطل بودن شرط، فساد آن به عقد سرایت کرده و موجب ابطال عقد میگردد، نه اینکه بطلان عقد، موجب ابطلال و انتفاء شرط باشد».[۱۱۶]
بند اوّل: نقش علم و جهل طرفین به مبطل بودن شرط خلاف مقتضای عقد:
ممکن است در ضمن انعقاد عقد و اشتراط بر امری که مبطل عقد خواهد بود، طرفین عقد یا یکی از آنها به مبطل بودن شرط مورد نظر، جاهل باشند. به این معنا که آنها به اثر شرطی که در حال توافق بر آن هستند، آگاه نبوده و ندانند که اندراج چنین شرطی، عقد را اساساً باطل و بیاثر می کند. در چنین وضعیتی، آیا جهل یک یا هر دوی آنها، در بطلان یا عدم بطلان عقد، تأثیری دارد یا خیر؟ در این رابطه بیان گردیده، در جایی که فساد شرط موجب بطلان عقد نمیگردد، جهل مشروط له به فساد شرط، ثبوت خیار، به نفع او خواهد بود و علم وی به بطلان شرط، به منزلهی اقدام علیه خود، تلقی شده و درنتیجه از ثبوت خیار فسخ به نفع او جلوگیری می کند. از اینرو نقش علم و جهل مشروط له در ثبوت خیار یا عدم آن مؤثر میباشد و نمیتواند موجبی برای عدم بطلان شرط باطل باشد. به عبارت دیگر علم و جهل یک طرف عقد یا هر دوی آنها، در ماهیت شرط باطل، هیچ تأثیری نخواهد داشت. با این مقدمه به طریق اوّلی، هنگامیکه شرطی باطل و مبطل عقد نیز باشد، عدم آگاهی بر چنین وضعیتی، موجب صحت عقد نخواهد بود.[۱۱۷] زیرا شرط و ارکان اساسی صحت یک عقد، لازمهی تحقق آن است و فقدان هر کدام از این شرایط در مرحلهی ایجاد عقد، به منزلهی عدم تحقق آن است. از اینرو جهل متعاقدین یا یکی از آن دو، به مفسد بودن شرط، موجد رکن مفقود و مکمل جزء معلول، برای درستی عقد نمیباشد و بطلان عقد و تخریب آن، ناشی از اندراج، عامل فاسد در متن عقد و در ضمن انشاء آن است.[۱۱۸] یکی از حقوقدانان[۱۱۹] نیز در خصوص نقش علم و جهل طرفین عقد یا یکی از آنها، پس از بیان و تشریح شرط خلاف مقتضای ذات عقد، گفته: اثر ذات عقد از آن قابل انفکاک نیست و تشکیل عقد فاقد آن اثر، قانوناً امکان ندارد. در این مورد جهل یکی از دو طرف یا هر دوی ایشان، نسبت به اثر ذات عقد یا تصور عدم ثبوت آن اثر برای عقد، مؤثر در حکم مسأله نمیباشد و در هر حال عقد باطل است. مثلاً: هرگاه ثابت شود که موجر به هنگام انشای عقد اجاره، نمیدانسته که اجاره موجب انتقال مالکیت منافع عین مستأجره در مدت اجاره به موجر است یا گمان میکرده که عقد اجاره، صرفاً موجب اباحه انتفاع از عین مستأجره است و به این علت، بقای مالکیت خود را نسبت به منافع در مدت اجاره، شرط نماید بدون تردید این شرط به علت تضاد با مقتضای ذات عقد، آن را باطل می کند. زیرا عدم اطلاع بر اثر ذات عقد یا گمان عدم ثبوت آن برای عقد به لحاظ ملازمهای که بین آن اثر و ذات عقد وجود دارد، در حقیقت موجب اشتباه در نوع عقد و در نتیجه بطلان آن خواهد بود. «بنابراین ماهیتی که مورد قصد انشاء قرار میگیرد، ماهیتی است که قصد کننده، آن را هر چند به طور اجمال، به وسیله آثار ذاتی آن میشناسد، نه آنچه صرفاً (اجاره) یا (صلح) یا نظایر آن نام دارد، در نتیجه قصد انشاء یک عقد فاقد اثر ذاتی، نمیتواند موجد آن عقد باشد. همچنان که قصد انشاء یک ماهیت مبهم در اثر مجهول ماندن اثر ذات آن برای انشاکننده نیز نمیتواند مؤثر باشد. پس هرگاه شرطی در عقد درج شود که این ماهیت را از بین ببرد، عقد را باطل میکند».[۱۲۰]
بند دوم: عدم تأثیر اسقاط شرط خلاف مقتضای ذات عقد در ماهیت عقد:
از آنجایی که شرط باطل به ارکان اساسی عقد، صدمهای وارد نمیسازد، در جواز اسقاط آن، تردیدی وجود ندارد و مشروط له با صرفنظر نمودن از آن، از امر فاسدی میگذرد که اساساً لازمالوفا نبوده و تنها ممکن است با اثبات جهل خویش به بطلان، چنین شرطی، اختیار فسخ عقد اصلی را به دست آورد. بنابراین زدودن، منبع تعهد از شرط فاسد، فضای آن را سالمتر و تداوم آن را پایدارتر میسازد. اما شرط مبطل، قابل اسقاط نیست تا بتوان به اعتبار آن عقد را صحیح دانست. یعنی نمیتوان با اسقاط شرط مبطل (شرط خلاف مقتضای عقد) عقد را به اعتقاد اینکه سبب بطلان آن منتفی شده است، سالم تلقی نمود. زیرا شرط مفسد موجب آن است که عقد، اساساً متحقق نشود و از ابتدا، شرط و عقد باطل و بیاثر میباشند. از این رو نه تنها اسقاط شرط مبطل موجد عقد نبوده و آن را دوباره به وجود نمیآورد؛ بلکه به واسطه بطلان هر دو در مرحلهی ایجاد، اکنون چیزی وجود ندارد تا اسقاط گردد. بنابراین اسقاط شرط مفسد نتیجهای به دنبال نخواهد داشت.[۱۲۱]
گفتار دوم: نظریههای مختلف در خصوص مبنای بطلان شرط خلاف مقتضای عقد:
بین فقها درباره مبنای بطلان شرط خلاف مقتضای عقد نیز، اختلاف وجود دارد و با بررسی در اقوال ایشان میتوان به سه نظر در این خصوص پی برد:
-
- برخی از فقها (متقدمان) شرط خلاف مقتضای عقد را از اقسام شرط نامشروع میدانند.
-
- برخی در مبنای بطلان شرط خلاف مقتضای عقد به وجود تعارض بین مفاد عقد و شرط اعتقاد دارند.
-
- گروه دیگر، مبنای بطلان شرط خلاف مقتضای عقد را به دلیل تناقض در مقتضیات عقد و شرط میدانند.
در این گفتار سعی بر آن است، هر یک از نظریات مطروح، به صورت اختصار مورد بررسی قرار گیرد.
بند اوّل: نظریه بطلان شرط خلاف مقتضای عقد به دلیل مخالفت با کتاب و سنت:
برخی از فقها، شرط خلاف مقتضای عقد را به جهت مخالفت با کتاب و سنت در زمرهی شرط نامشروع میدانند. این گروه از فقها معتقدند که هر عقدی از ناحیه شارع مترتب آثاری است، از آنجایی که شرط خلاف مقتضای عقد با آنچه که شارع جعل نموده، مخالف دارد، باطل میباشد. بدین معنا که مبنای بطلان این شرط مخالفت با قواعدی است که قانونگذار یا شارع برای ارکان یا آثار عقد وضع نموده است. صاحب جواهر نیز در مورد مبنای بطلان این شرط، قائل به این نظریه به جهت مخالفت شرط با شرع است.[۱۲۲] در رد این نظریه بیان شده است: اگر چه طبق آیهی شریفه «اوفو بالعقود» التزام در وفاداری به عقود استنباط میگردد و از اینرو میباشد شرطی که مخالف مقتضای عقد است، با امر شارع در تعهد به انجام عقود مغایر است و در نهایت این شرط با کتاب و سنت مغایر بوده و نامشروع میباشد. اما این توجیه و استدلال از این جهت که قصد مشترک و رضای طرفین به مجموع عقد و شرط تعلق گرفته و متعلق امر شارع در وفای به عقد، هر دوی عقد و شرط است قال خدشه بوده و بنابراین مخالفت شرط با مقتضای عقد، نمیتواند خلاف ادله ی وفای به عهد باشد.[۱۲۳]
بند دوم: نظریه بطلان شرط خلاف مقتضای عقد به دلیل تناقض موجود در مجموعه عقد و شرط:
برخی از فقها (متأخران) بر جدایی شرط خلاف مقتضای عقد از شرط نامشروع تأکید داشته و در مقام بیان دلیل و مبنای بطلان این شرط، به وجود تعارض بین مفاد عقد و شرط اعتقاد دارند. بدین شرح که از یکسو، ادلهی لزوم وفای به عقد، موجد وفای به آثار عقدی است که دارای کلیهی شرایط صحت است. از دیگر سو، عموم ادله وفای به شرط، مقتضی التزام به مفاد شرط میباشد. حال، در جایی که تعارضی بین مفاد این دو نباشد مشکلی نخواهد بود، اما در جایی که تعارض و تناقض بین مفاد عقد و شرط ظاهر میگردد؛ بطلان شرط حادث خواهد شد، چرا که همانگونه که قبلاً بیان شد، هر عقد موجد و مترتب آثار و لوازمی است که قابلیت جدا شدن از عقد را ندارند (مقتضای ذات عقد)، در جایی که شرطی یا مخالف اقتضای ذات عقد باشد و مانع ایجاد این اقتضای ذاتی گردد، در واقع عقدی به وجود نمیآید که محلی برای وفای به شرط وجود داشته باشد.[۱۲۴]
بند سوم: نظریه تفکیک مقتضیات مطلق عقد به آثار عرفی و شرعی و مبنای بطلان هریک:
بعضی از فقها در خصوص مبنای بطلان شرط خلاف مقتضای عقد، معتقد به تفکیک مقتضیات مطلق عقد به لوازم و آثار عرفی و شرعی میباشند. به این معنا که در مورد آن دسته از شروطی که مخالف لوازم عرفی عقد هستند (عقد از حیث تحقق منوط به آنها است) مبنا و علت بطلان شرط را تناقض بین مقتضیات عقد و شرط، ذکر نمودهاند و در خصوص شرطی که مخالف لازمهی شرعی عقد است، ثبوت تناقض را مورد تردید قرار داده و با استدلال به اینکه با وجود از بین رفتن لازمه شرعی عقد، به مقتضای عمل به شرط، حقیقت عرفی قرارداد، همچنان محفوظ باقی است، مخالفت آن با کتاب و سنت را مورد استناد قرار داده اند. این نظریه نیز مورد نقد قرار گرفته و بیان گردیده، پذیرش این تفکیک دشوار می کند، چرا که لوازم شرعی عقد، آن آثار غیرقابل انفکاکی است که از سوی شارع برای عقد وضع شد و عقد قانوناً مقدم به آن است و از سوی دیگر، مبنای بطلان شرط را مخالفت با کتاب و سنت دانستهاند.[۱۲۵] به علاوه بیان شده، تخلف مسبب از سبب ممکن نیست، در صورتی که به واسطه شرطی، حصول اثر و لوازم (مسبب) از عقد سلب شود، طبیعتاً بایستی قائل به منتفی شدن سبب (عقد) شد، زیرا از نظر قانونگذار با تحقق عقد، ناگزیر بایستی آثار لاینفک آن ظاهر شود و عدم حصول این آثار، دلیل بر عدم تحقق عقد، در نظر شارع است و بر فرض اینکه بقای حقیقت عرفی عقد را با منتفی شدن لوازم شرعی آن بپذیریم، باز حقیقت موجود، به عنوان یک عقد، توسط شارع به رسمیت شناخته نمیشود و در نهایت باید قائل به بطلان آن و فساد شرط گردید.[۱۲۶]
بند چهارم: نظریه مبنای بطلان شرط خلاف مقتضای عقد به دو جهت حصول تعارض بین مفاد عقد و شرط و به لحاظ مخالفت با کتاب و سنت:
نراقی در «عوائد الایام» و پیش از او شیخ انصاری در مکاسب، مبنای بطلان شرط را هم تعارض با مفاد عقد دانسته و هم مخالفت با حکمی که اثر نفی شده را لازمهی مقتضای عقد شمرده یا تخلف عقد را از مقتضای خویش جایز ندانسته است.[۱۲۷] دکتر کاتوزیان در توجیه این نظر بیان نموده است: اگر قبول کنیم که حاکمیت اراده امری ذاتی نمیباشد و از حکم مقنن نشأت گرفته، شرطی که با مضمون عقد تنافی دارد، با دستور قانون در لزوم وفای به آن نیز مخالفت دارد، ولی ایشان بلافاصله به این مبنا ایراد گرفته و اظهار نموده است: «این استدلال قابل انتقاد به نظر میرسد، زیرا مفاد قرارداد مجموع عقد و شرط است و نمیتوان این دو امر را که برحسب طبیعت خود یا مفاد تراضی، به هم پیوند خورده است، جداگانه ارزیابی کرد، قصد مشترک به مفاد هر دو تعلق یافته و امر قانونگذار در لزوم وفای به عقد به این مجموعه قرار میگیرد. پس اشکال اصلی در تعارض درونی این مجموعه است و برای رفع آن یا باید عقد را مقصود اصلی شمرد و به مفاد شرط بیاعتنا ماند یا ترجیح عقد را ممکن ندانست و هر دو را باطل شمرد و در هر حال، نسبت به بطلان شرط تردیدی باقی نمیماند».[۱۲۸] ایشان در ادامه تشریح نموده، گاه قانونگذار در ایجاد مفاد تراضی، عنصری را بر ماهیت عقد میافزاید یا آثاری را لازمه آن ماهیت قرار میدهد؛ پس شرطی که با این عناصر و آثار مخالف است، در واقع با قانون هم مخالفت خواهد داشت و هر دو چهره را میتوان در شرط مشاهده نمود. وانگهی در عقود معین، بر مبنای تراضی و احکام مترتب بر آن، مقنن نهاد قراردادی را تبدیل به سازمان حقوقی خاص نموده و هر شرط باطل بهگونهای با قواعد امری حاکم بر این سازمان مخالفت دارد. منتها، شرط مخالف با مقتضای عقد، این ویژگی را دارد که ناظر به ماهیت عقد و جزء لاینفک آن است و به همین دلیل، از سایر شرایط نامشروع جدا میشود. بنابر آنچه گفته شد، به نظر میرسد بایستی مبنای بطلان شرط خلاف مقتضای عقد را در تنافی و تعارض درونی بین مجموعه عقد و شرط دانست و بر جدایی این شرط از شرط نامشروع اعتقاد داشته و قائل به تقدم نظریه دوم در این گفتار بود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۸ فلسفه ارزیابی عملکرد در گذشته مدیران ارزیابی عملکرد را فقط به منظور کنترل کار کارکنان انجام می دادند در حالی که امروزه جنبه راهنمایی و ارشادی این عمل اهمیت بیشتری یافته است یک نسل گذشته در برنامه های ارزیابی عملکرد بر روی ویژگی های کارکنان کاستی ها و توانایی های آن تاکید می کردند، اما فلسفه امروزی ارزیابی عملکرد بر عملکرد کنونی و هدفهای آینده کارکنان پافشاری می کند فلسفه امروزین ارزیابی مشارکت کارکنان را در تعیین هدف ها به صورت متقابل و به یاری مدیر سفارش می کند. بنابراین فلسفه امروزین ارزیابی عملکرد آن گونه که دیویس و نیواستروم (۱۹۸۵) تاکید می کنند عبارت از این است که :
 ۱-جهت گیری آن به سوی عملکرد است. ۲-بر روی هدفها و آماج ها پافشاری می کند. ۳-تعیین هدف ها یا هدف گذاری یا رایزنی متقابل مدیر و کارکنان صورت می پذیرد(عباس پور، ۱۳۷۸، ۲۱۴) ۲-۲-۹ اهمیت و ضرورت ارزیابی عملکرد اگر بپذیریم که محصول مورد انتظار یا برون داد نظام بهسازی نیروی انسانی افزایش بینش، دانش و مهارت انسان های شاغل در یک موسسه می باشد لازم است قبلا بدانیم منابع انسانی موجود از چه درجه بینش، دانش و مهارت برخوردار هستند و هر یک از کارکنان با چه کمبودهایی در راه انجام بهتر وظایف محوله روبرو هستند. بی شک اطلاعات بدست آمده از این راه میتواند در همه اقدامات از جمله ، ترفیعات، انتصابات، دادن مزایای معقول و ایجاد عدالت بین کارفرد و یا هرگونه امر مشابه دیگر مفید فایده باشد(میرسپاسی، ۱۳۷۶، ۲۶۳). بدین منظور کارکنان لازم است بدانند چه چیز میزان کوشش فرد در کارش را تعیین می کند انتظار دیگران از آنها چیست؟ عملکردشان چگونه و بر مبنای چه ابزاری سنجیده می شود. وانگهی باید بدانند آیا کوششی که به خرج می دهند در حد توان آنها و بر اساس خط مشی تعیین شده ای که برای ارزیابی آنها بکار می رود است؟ و نیز عملکرد آنان مطابق خواسته سازمان باشد به چه پاداشی خواهند رسید(میرکمالی، ۱۳۸۸، ۱۶) بنابراین سازمان ها غالبا به منظور تشخیص میزان کارایی کارکنان در پیشبرد اهداف و همچنین مشخص نمودن توان منابع انسانی خود ضرورت ارزیابی عملکرد را امری اجتناب ناپذیر تلقی می نمایند. هرچند که “ارزیابی ظرفیت جهد و توانایی های انجام کار کارکنان و شایستگی آنها بسیار دشوار است و می توان گفت بطور کامل و مطلق انجام آن غیر ممکن است، زیرا بشر هنوز به چنین ابزار یا وسیله ای دست نیافته است که بتواند توانایی های بالقوه و بالفعل انسان را دقیق اندازه گیری نماید” (میرسپاسی، ۱۳۷۶، ۲۶۷). اما در هر صورت ارزیابی عملکرد نه تنها ابزار مفیدی جهت سنجش کارکنان محسوب می گردد بلکه به منظور تحول و توسعه سازمانی و ایجاد انگیزه در کارکنان نقش تعیین کننده ای دارد و برای حرکت در شرایط حال و رسیدن به وضعیت مطلوب سازمانی در آینده ارزیابی عملکرد از اهمیت شایان توجهی برخوردار است(طوسی، ۱۳۷۲، ۴۷). زیرا سازمانهایی که به پیشرفت، ارتقا، افزایش توانایی پرسنل، افزایش اثربخشی و کارایی بها میدهند، نحوه ارزیابی عملکرد کارکنان در نظرشان از اهمیت برخوردار بوده و در دوره های زمانی کوتاه مدت مورد بررسی قرار می گیرند و اگر نقصی در آن مشاهده شود یا اینکه نسبت به گذشت زمان توان تشخیص خود را از دست داده باشند، تعدیل لازم لحاظ می گردد. یعنی سازمان همواره به دنبال ارزیابی سیستم ارزیابی عملکرد کارکنان بوده و به روز نگه داشتن آن در تحولات و تغییرات سازمانی یکی از وظایف مدیران تلقی شده و از این طریق می توان اهمیت این ابزار مهم را برای سازمان برشمرد(میرکمالی، ۱۳۸۸، ۱۶). ۲-۲-۱۰ عوامل و فاکتور های عمده ارزیابی عملکرد کارکنان صرف نظر از شیوه های ارزیابی، عوامل و مشخصاتی که بطور متداول ملاک میزان شایستگی کارکنان قرار می گیرد تا حدودی شناخته شده ولی متاسفانه تاکنون تلاش زیادی برای سنجش توانایی های بالقوه انسان در رابطه با کار و وظایف محوله به عمل نیامده است. عوامل متداول نشان دهنده شایستگی را معمولا به دو دسته تحت عنوان + و – تقسیم می کنند: (میرسپاسی، ۱۳۷۶، ۲۷۳) الف) عوامل مثبت عبارتند از قوه ابتکار و خلاقیت حس همکاری میزان بازدهی و بهره وری مهارت و قدرت استفاده اطلاعات فنی ویژگی های اخلاقی و شخصیتی از همه بالاتر و ارزنده تر متقی بودن که در داشتن وجدان کار و صحت عمل خلاصه میشود. ب) عوامل منفی نداشتن ابتکار و خلاقیت عدم تمایل به پیشرفت و ترقی و تعالی بی دقتی و بی توجهی در کار نداشتن حس همکاری تنبلی و کم کاری عدم اعتماد به نفس نداشتن انضباط لازم به توضیح است که عوامل + و – در ارزیابی شایستگی تنها موارد فوق نخواهد بود بلکه به تناسب نوع و ماهیت کار می توان عوامل دیگری به آن اضافه نمود (میرسپاسی، ۱۳۷۶، ۲۷۳). ۲-۲-۱۱ انواع ارزیابی عملکرد در اکثر سازمانها، وظیفه طراحی سیستم ارزیابی عملکرد کارکنان ونظارت بر اجرای آن به عهده اداره امور کارکنان یا معاونت نیروی انسانی است ولی انجام آن باید با حضور و مشارکت مستقیم و فعال مسئولان اجرایی (صفی) سازمان باشد. بطور کلی ارزیابی عملکرد کارکنان در سازمان از طریق زیر انجام می گیرد: (سعادت ، ۱۳۸۰، ۲۲۳) ۱-ارزیابی سرپر ست مستقیم- معمولا ارزیابی فرد به وسیله سرپرست مستقیم او انجام می گیرد. ۲-ارزیابی رئیس به وسیله مرئوس- در اینجا هدف اصلی این است که از نحوه عمل و شیوه مدیریت رئیس اطلاعاتی بدست آید و به صورت بازخور در اختیار وی قرار گیرد تا با توجه به آن بتواند مدیر موفق تری باشد. ۳-ارزیابی هم قطاران از عملکرد یکدیگر- این نوع ارزیابی در صورتی مفید است که هم قطارانی که عملکرد یکدیگر را ارزیابی می نمایند در رقابت مستقیم با یکدیگر برای دریافت همان پاداش ها (مثلا ارتقا به پست بالاتر) نباشند. ۴-ارزیابی گروهی- ممکن است کار کارمند در سازمان به شکلی باشد که با دو یا چند واحد مختلف سازمانی در ارتباط قرار گیرد. در این مورد معمولا کار کارمند به وسیله چند نفر از سرپرستان و مدیران مورد ارزیابی قرار می گیرد. ۵-ارزیابی از طریق خود سنجی- به گفته تیلور هیچکس به اندازه خود فرد از جزئیات و کم و کیف کار خویش آگاه نیست. هدف اصلی در اینجا خویشتن شناسی بیشتر و وقوف بر توانایی های واقعی و بالقوه ای است و از آن برخوردار است. ۲-۲-۱۲ اهداف و مقاصد سازمانی ارزیابی عملکرد در سازمان ها ارزیابی عملکرد بعنوان مبنایی برای تخصیص پاداش و نیز تعیین دریافت اضافه حقوق بر اساس شایستگی کارکنان در انجام وظایف محوله می باشد اما به طور کلی ارزیابی جهت تعییر نوع و میزان نیازهای آموزش، شناسایی دقیق توانایی ها و مهارت و بازخورد این عوامل به کارکنان موثر بوده و اهمیت هر یک از این عوامل بستگی به نوع نگرش مدیران و تصمیم گیرندگان در سازمان دارد(میرکمالی، ۱۳۸۸، ۱۷). “ارزیابی عملکرد کارکنان غالبا با دو هدف عمده سازمانی و فردی صورت می گیرد. به بیان دیگر از این دو فرایند اولا به منظور ایجاد چارچوب مناسبی برای تصمیم گیری های مدیریتی و ثانیا در جهت دریافت بازخورد لازم برای ارتقا بهبود امور شخصی کارکنان بهره برداری می شود” (میری، ۱۳۸۶، ۵۲) بدیهی است که اهداف و مقاصد متعددی از ارزیابی عملکرد کارکنان ممکن است دنبال شود اما هدف های عمده ارزیابی عملکرد کارکنان را می توان در موارد زیر خلاصه کرد: الف- اهداف ارزیابی و سنجش دادن بازخورد به کارکنان که بدانند چه می کنند. پایه ای برای پرداخت حقوق و دستمزد و ارتقا سایر امور مشابه در مورد پرسنل کمک به مدیران در تصمیم گیری ها جهت تصحیح و نگهداری و یا اخراج و انفصال نیروی انسانی ب- اهداف هدایت وتوسعه مشاوه و راهنمایی کارکنان جهت بهبود عملکردشان بهبود تعهدات فرد نسبت به سازمان با تصمیم گیری برای فرصت های شخصی و طرحهای شغلی انگیزش کارکنان با ارضای نیازهایشان و شناسایی و حمایت از آنها قدرت بخشیدن به ارتباطات و رابطه سرپرستان و زیردستان (میرکمالی، ۱۳۸۸، ۱۸). ۲-۲-۱۳ کاربردهای ارزیابی عملکرد از اطلاعاتی که در نتیجه ارزیابی عملکرد کارکنان به دست می آید می توان در موارد زیر استفاده نمود (سعادت، ۱۳۸۰، ۲۱۵). برنامه ریزی نیروی انسانی یکی از منابع تامین نیروی انسانی مورد نیاز، نیروهای موجود در سازمان است. برای استفاده صحیح از این منبع، ضروری است که کیفیت، قابلیت ارتقا و توانایی های بالقوه نیروهای شاغل در سازمان شناخته شود و اطلاعات لازم درباره آنها جمع آوری گردد. در صورت طراحی درست، اطلاعاتی که بوسیله سیستم ارزیابی به دست می آید می تواند به طور دقیق و صحیح، نقاط ضعف و قوت نیروهای درو سازمان را آشکار سازد. کارمند یابی و انتخاب نتایج حاصل از ارزیابی عملکرد کارکنان فعلی سازمان می تواند در پیش بینی عملکرد آتی کسانی که می خواهیم انتخاب و استخدام نماییم، مفید واقع شود. تعیین روایی آزمون های استخدامی نتایج حاصل از ارزیابی عملکرد کارکنان، شاخص و مقیاس سودمندی برای تعیین اعتبار و روایی آزمونهای استخدامی است و به مسئولان سازمان و طراحان این نوع آزمونها کمک می کند تا در صورت لزوم، اصلاحات لازم را در آنها به عمل آورند. آموزش و تربیت کارکنان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فرضیه ۲: بین سهامداران نهادی و شاخص حاکمیت شرکتی رابطه معناداری وجود دارد.
۹۲۵/۰
۰۷۹/۰-
۷۱/۳
۹۶۲/۰
تائید
رد
فرضیه۳: بین سهامداران نهادی و ریسک شرکت رابطه معناداری وجود دارد.
۱۴۷/۰
۱۴۲/۰-
۱۴/۱
۵۵/۱-
رد
رد
فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری
۵-۱)مقدمه
در فصل های گذشته مبانی نظری، روش شناسی تحقیق و مدل تحقیق، نحوه آزمون فرضیه ها، تجزیه و تحلیل اطلاعات و یافته های تحقیق ارائه گردید. در این فصل، ضمن اشاره به چارچوب آزمون فرضیه ها و تجزیه و تحلیل اطلاعات نسبت به جمع بندی مباحث، نتیجه گیری و ارائه پیشنهادهای کاربردی و همچنین پیشنهادهایی برای تحقیق های آتی اقدام می شود.

۵-۲) نتیجه گیری
در این قسمت ابتدا نتایج آمار توصیفی و سپس نتایج آمار استنباطی ارائه می گردد.
۵-۲-۱) توصیف متغیرهای تحقیق
نتایج به دست آمده از مشاهدات متغیرهای ۸۱ شرکت مورد بررسی در سال های ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۰ نشان دهنده این است که روند فروش در سه سال گذشته دارای بیشترین میانگین با عدد ۵٫۹۱ و حاکمیت شرکتی دارای کمترین میانگین با عدد ۰٫۵۱ می باشد، همچنین ریسک دارای میانگین ۰٫۶۲، سهامداران نهادی دارای میانگین ۰٫۵۷ ، ترکیب دارایی های شرکت دارای میانگین ۰٫۷۷ و سود تقسیمی نیز دارای میانگین ۳٫۵۵ است. واریانس محاسبه شده گویای این مطلب است که روند فروش در سه سال گذشته ، دارای بیشترین واریانس با عدد ۵٫۹۲ و همچنین ترکیب دارایی های شرکت دارای کمترین مقدار واریانس با عدد ۰٫۰۲۲ بوده است. بهترین شاخص پراکندگی که مورد استفاده قرار می گیرد شاخص انحراف معیار است که از جذر واریانس حاصل می شود، با توجه به شاخص انحراف معیار برای متغیرهای این تحقیق ملاحظه می شود که ریسک به اندازه ۰٫۸۵ واحد، شاخص حاکمیت شرکتی به اندازه ۰٫۲۲ واحد، سهامداران نهادی به اندازه ۰٫۲۴ واحد، روند فروش در سه سال گذشته به اندازه ۲٫۴۳ واحد، سود تقسیمی به اندازه ۲٫۳۲ واحد و ترکیب دارایی های شرکت به اندازه ۰٫۱۴ واحد پراکندگی دارند. همچنین مشاهده می گردد چولگی و کشیدگی متغیرها نزدیک به صفر و بازه بین (۲-و۲) است که حاکی از نرمال بودن توزیع دارد.(کشیدگی و چولگی توزیع نرمال صفر است) که شاخص حاکمیت شرکتی با عدد ۱٫۰۱۶ دارای بیشترین چولگی و ترکیب دارایی ها با عدد ۱٫۲۶۰- دارای کمترین چولگی است. همچنین ترکیب دارایی ها با عدد ۱٫۵۰۱ دارای بیشترین کشیدگی و روند فروش در سه سال گذشته با عدد ۱٫۳۴۰- دارای کمترین کشیدگی می باشد. در جدول (۵-۱) نتایج آمار توصیفی نشان داده شده است. جدول ۵-۱) نتایج آمار توصیفی
متغیرها
میانگین
انحراف معیار
واریانس
چولگی
کشیدگی
SALESGR
۵٫۹۰۸۷۴
۲۴۳۳۵٫۴۱۰۶۸
۵٫۹۲۲۸
.۰۹۰
-۱٫۳۴۰
RISK(B)
.۰۶۲۳
.۸۴۵۰۱
.۷۱۴
-.۵۵۲
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این تحقیق، ابتدا با بهره گرفتن از روشهای کمی شامل ابزارهای موجود در آمار توصیفی، نظیر میانگین، انحراف معیار و ضریب همبستگی پیرسون داده های مورد استفاده تجزیه و تحلیل می شود. سپس آزمون ریشه واحد برای بررسی آزمون پایایی متغیرها و همچنین آزمون همخطی برای بررسی اینکه بین متغیرها همخطی وجود نداشته باشد انجام خواهیم داد.در نهایت نیز برای آزمون فرضیه های این تحقیق و تعیین ارتباط بین متغیرهای مستقل و بدهی شرکتها از مدل های اقتصاد سنجی استفاده خواهد شد و فرضیه های مربوطه از طریق تحلیل همبستگی به روش رگرسیون چند متغیره با تکنیک داده های ترکیبی استفاده خواهد شد. همچنین قابل ذکر است که با توجه به استفاده از روش رگرسیون خطی، به منظور جلوگیری از برآورد رگرسیون کاذب،آزمون های نرمال بودن، خودهمبستگی و ناهمسانی واریانس برای جملات اخلال انجام خواهد شد و در صورت لزوم نیز اقدامات لازم به عمل خواهد آمد. در همهفنون آماری نیز از نرم افزار Eviews استفاده میشود.

فرار مالیاتی: هر گونه تلاش قانونی یا غیر قانونی به منظور طفره رفتن از پرداخت مالیات یا کمتر پرداخت نمودن آن به هر شیوه که انجام شود فرار مالیاتی گفته میشود. اصطلاح فرار مالیاتی در رابطه با ترتیبات غیر قانونی اتخاذ شده جهت اختفا درآمد یا نادیده گرفتن بدهی مالیاتی به کار می رود و به این معنی است که مودی کمتر از میزانی که قانونا موظف است پرداخت نماید. ۱-۱۰)الگوی تحقیق در این تحقیق، برای بررسی رابطه بین متغیرهای مستقل و وابسته از الگوی زیر استفاده خواهد شد: برای آزمون فرضیه اول از مدل اول استفاده می شود DEBTit=(1) برای آزمون فرضیه دوم و سوم از مدل دوم استفاده می شود. DEBTit=α۰+ مدل فرایند اجرایی تحقیق
۱-۱۱)ساختار تحقیق تحقیق حاضر از ۵ فصل تشکیل شده است . مطالبی که در این تحقیق ارئه شده بطور خلاصه به شرح زیر است: فصل اول:کلیات تحقیق شامل مقدمه، بیان موضوع، اهداف تحقیق، اهمیت موضوع تحقیق، فرضیات تحقیق، قلمرو تحقیق، روش تحقیق، اطلاعات مورد نیاز و روش های جمع آوری و تجزیه و تحلیل، تعریف واژه ها و اصطلاحات و ساختار تحقیق فصل دوم: مبانی نظری تحقیق شامل مقدمه، روش های تامین مالی،ساختار سرمایه،فرهنگ مالیاتی، فرار مالیاتی،شیوه های فرار مالیاتی،بررسی عوامل موثر بر فرار از پرداخت مالیات ، پیشگیری از فرار مالیاتی،تمایز فرار مالیاتی و اجتنابمالیاتی،حاکمیت شرکتی، اعضای هیات مدیره، مروری بر تحقیقات خارجی،مروری بر تحقیقات داخلی فصل سوم:روش شناسایی تحقیق شامل روش اجرایی تحقیق، تعریف و تبیین جامعه، نمونه و روش اندازه گیری، ابزار اندازه گیری، نحوه اجرای ارزشیابی، طرح تحقیق فصل چهارم:تجزیه و تحلیل و ارزشیابی اطلاعات( یافته های تحقیق) شامل؛ مقدمه، فرضیه های تحقیق فصل پنجم: خلاصه، نتیجه گیری، پیشنهادها فصل دوم: مبانی نظری وپیشینه تحقیق ۲-۱) مقدمه یکی از موارد مهم برای منابع درآمدی آینده، مالیات است. مالیات علاوه بر تامین مالی مورد نیاز دولت نقدینگی را نیز کنترل کرده و ضمن توزیع بهتر درآمد و ثروت کشور آنها را در محلهای مناسب خرج میکند. در کشورهای در حال توسعه مثل ایران درآمدهای مالیاتی پس از درآمدهای نفتی از اهمیت خاصی برخوردارند. از طرف دیگر ترکیب درآمدهای مالیاتی به علت عوامل اقتصادی و فرهنگی و تاریخی از یک کشور به کشور دیگر متفاوت است، هر چند براساس تحقیقات به عمل آمده، کشورهای در حال توسعه نسبت به کشورهای صنعتی در امر وصول مالیات از تزلزل بیشتری برخوردارند. مسلما در وصول مالیاتها در کشورهای در حال توسعه باید نکات مهمی را در نظر گرفت. سهم هر فرد در پرداخت مالیات باید متناسب با درآمد و یا ثروت وی باشد.افرادی که درآمد بیشتری کسب میکنند نشانه ی آن است که آنها از امکانات موجود جامعه بیشتر استفاده میکنند، در نتیجه باید برای تامین امور مالی جامعه نیز سهم بیشتری را پرداخت کنند. در این صورت عدالت اجتماعی که یکی از اهداف بارز و مورد تاکید نظام اسلامی است نیز تحقق خواهد یافت.مالیات عمدهترین منبع تامینکننده ی مخارج دولت است علاوه بر آن دولت با اخذ مالیات و جمع آوری و هدایت آن در جهت انجام سرمایهگذاریهای زیربنایی در واقع نقشی زیربنایی را در توسعه ی اقتصادی ایفا میکند در این حالت که دولت به منبع مهم درآمدهای مالیاتی چشم دوخته تا بتواند طرحهای عظیم اقتصادی خود را به نحو جامع و کامل اجرا کند. متاسفانه با توجه به اهمیت همکاری اشخاص حقیقی و حقوقی با دولت در برخی موارد مشاهده میشود که افرادی درصدد عدم انجام مسئولیت قانونی خویش در قبال برخورداری از خدمات دولتی هستند و مالیات قانونی و حقه ی دولت را پرداخت نمیکنند. کوشش برای کاستن از بار مالیاتی در گذشته و حال امر رایجی بود و افراد بسیاری کوشش خود را صرف یافتن راههایی جهت نیل به این مقصود میکنند. مدیریت هرساله سود شرکت را برای دو هدف تهیه مینماید. از یک طرف با هدف گزارشگری مالی و مطابق با اصول پذیرفته شده و عمومی حسابداری و از طرف دیگر به منظور تعیین مالیات بر درآمد شرکت و مطابق با قانون مالیات های مستقیم. مطابق با بخش ۴۴۶ قانون مالیات های مستقیم در آمریکا و ماده ۱۸ از تصویبنامه اصلاحیه آئیننامه تبصره ۲ ماده ۹۵ قانون مالیاتهای مستقیم در ایران، سود مشمول مالیات برمبنای “استانداردهای حسابداری"و در نتیجه بر مبنای تعهدی تهیه می گردد. علی رغم این، مدیران، زمانی روشهای انتخاب شده برای اهداف مالیاتی را برای گزارشگری مالی و بالعکس، بکار می برند که منافع این کار، بیشتر از هزینه های آن باشد. از جمله منافع این کار، اجتناب از رسیدگی های اضافی و جرایم احتمالی از طرف سازمان مالیاتی خواهد بود. اما این همخوانی رویه ها ممکن است هزینه های غیرمالیاتی نیز در برداشته باشد، به عنوان نمونه، بکارگیری روش اولین صادره از اولین وارده(FIFO) برای موجودی ها ممکن است منجر به کمتر نشان دادن سود و در نتیجه، مالیات مورد نظر شود که مزیت یا منافع این امر، نگهداری وجه نقد بیشتر برای شرکت خواهد شد. اما در مقابل، سود کمتر از دیدگاه اعتبار دهندگان شرکت ممکن است هزینه بهره بالاتری را برای شرکت به دنبال داشته باشد(کلوید۵، ۱۹۹۶). نتیجه بکارگیری و مد نظر قرار دادن منافع و هزینه های مذکور از طرف مدیریت منجر به تفاوت بین سود قبل از مالیات گزارش شده در صورت سود و زیان و سود مشمول مالیات(تفاوت دفتری مالیات۶) خواهد شد(میلز۷، ۲۰۰۱). بنابراین، نحوه برآورد سود مشمول مالیات یا به عبارت دقیق تر، تفاوت دفتری مالیات و پرداخت های مالیاتی از جمله عوامل بسیار مهمی هستند که می توان از طریق آن اجتناب مالیاتی را اندازه گیری نمود. ۲-۲) فرار مالیاتی فرارهای مالیاتی را میتوان به دو دسته ی بزرگ تقسیم کرد: ۱)ترفند مالیاتی (طریق مبتنی بر قانون): Clloed(1996) Mellese(2001) به این معنی که مودی (مالیاتدهنده) سعی میکند با بهره گرفتن از مواد قانونی و حفرهای موجود در آن مالیات کمتری را بپردازد بیآنکه از صورت ظاهر قانون عدول کند، ۲) فرار مالیاتی: دومین طریقه روش کسانی است که با مبادرت به انتشار یا تقلب یا اعمال خلاف قانون سعی در نپرداختن مالیات دارند. از جمله نگهداری دو دسته دفاتر و مدارک برای ثبت معاملات، یک دفتر برای خود مودی که دخل و خرج وی را به درستی نشان میدهد و دفتر دیگر برای ارائه به ماموران مالیاتی جهت محاسبه ی مالیات و همچنین در معاملات نقدی و عدم ثبت این معاملات، پرداختهای نقدی که بابت خرید کالا یا خدمات انجام میشود و وظیفه ماموران مالیاتی را جهت ردیابی و کشف آنها و اخذ مالیات مربوطه دشوار میکند.عواملی دیگر همچون: حضور سیاستمداران افتخاری در شرکتها جهت پایین آوردن مالیات، بالا بردن بهای قیمت تمام شده ی کالای فروش رفته، تغییر و جابهجایی محل فعالیت شرکت هر سال یک بار جهت عدم شناسایی توسط ماموران مالیاتی، دادن آدرسهای صوری در هنگام تاسیس شرکتها، انحلال و ثبت مجدد شرکتها به طور متوالی و…. ۲-۳) تمایز فرار مالیاتی و اجتنابمالیاتی تمایز مفهومی بین فرار مالیاتی و اجتناب از پرداخت مالیات به قانونییا غیرقانونی بودن رفتار مؤدیان مربوط می شود . فرار مالیاتی، یک نوع تخلف از قانوناست. وقتی که یک مؤدی مالیاتی از ارائه گزارش درست در مورد درآمدهای حاصل از کار یاسرمایه خود که مشمول پرداخت مالیات می شود ، امتناع می کند ، یک نوع عمل غیر رسمیانجام می دهد که او را از چشم مقامات دولتی و مالیاتی کشور دور نگه می دارد. اما دراجتناب از مالیات، فرد نگران نیست که عمل او افشا شود . اجتناب از مالیات ، ازخلاهای قانونی در قانون مالیات ها نشات می گیرد. در اینجا فرد به منظور کاهشقابلیت پرداخت مالیات، خود دنبال راه های گریز می گردد . مثلاً درآمدهای نیروی کاررا در قالب درآمد سرمایه نشان می دهد که از نرخ پایین تری برای مالیات برخوردارند. در اجتناب از مالیات ، مؤدی مالیاتی دلیلی ندارد نگران احتمال افشا شدن باشد، چراکه او الزاماً تمامی مبادلات خود را با جزئیات آن البته به شکل غیر واقعی، یادداشتو ثبت می کند. در واقع ، عوامل اقتصادی با بهره گرفتن از روزنه های قانونمالیات و بازبینی در تصمیمات اقتصادی خود تلاش می کنند تا بدهی مالیاتی خود را کاهشدهند. از آنجا که اجتناب از پرداخت مالیات فعالیتی به ظاهر قانونی است، از این روبیشتر از فرار مالیاتی در معرض دید است. به عبارت دیگر ، اجتناب از مالیات، یک نوع سوء استفاده رسمی از قوانین مالیاتی است. این مقوله به بررسی و یافتن راه های گریز از پرداخت مالیات در قوانین مالیاتی مرتبط می شود که مؤدیان به آن وسیلهخود را به نحوی از افراد مشمول مالیات کنار می زنند. مثلاً تبادل درآمد نیروی کاربه درآمد سرمایه که نرخ کمتری از مالیات را به همراه دارد، مثالی از اجتناب مالیاتیاست. به عنوان مثال، فرض کنید بر فعالیتی چون فروش دوچرخه، مالیات بر ارزش افزودهوضع شود. حال اگر فروشنده ای برای پرداخت مالیات کمتر ، دوچرخه کمتری بفروشد، رفتاروی بر پایه اجتناب از مالیات است. اگر همین فروشنده برای پرداخت کمتر مالیات ،میزان فروش دوچرخه را کمتر از مقدار واقعی آن به اداره مالیات گزارش کند، رفتار ویفرار از مالیات قلمداد می شود. بنابراین اجتناب مالیاتی ، قانونی و برایکاهش تعهدات مالیاتی فرد با دور زدن قانون یا استفاده کامل از ظرایف قانونی است ،اما تقلب یا فرار مالیاتی، غیرقانونی و مبادرت عمدی به اعمال خلاف قانون مانندگزارش غیرواقعی درآمد و فروش ، کسورات و تنظیم اظهارنامه ها است. نظام مالیاتی درشرایط آرمانی، باید قابلیت مقابله با هر دو نوع فرار مالیاتی را داشته باشد. ۲-۴) زمینه های پیدایش فرار مالیاتی بررسی ها نشان می دهد عمده ترین زمینه پیدایش فرارمالیاتی در بسیاری از کشورها یکسان و مشترک بودهومعمولا مالیات هایی که با هدف توزیع در آمد وضع می گردند دارای پایه های کمتر و نرخ های بالاتری هستند اینگونه مالیات ها قابلیت فرار فراوانی درخودنهفته دارند. افزایش نرخ های مالیاتی ضمن آنکه انگیزه های سرمایه گذاری را کاهش می دهد زمینه لازم برای اجتناب از پرداخت مالیات و فرار مالیاتی را نیز فرا هم می آورد . اقتصاد پنهان یکی از عوامل پیدایش فرار مالیاتی است.در کشور ما عوامل مختلفی در شکل گیری و گسترش اقتصاد پنهان و زیر زمینی دخیل هستند.چون عمده فعالیت های اقتصادی از دید ماموران مالیاتی پنهان می ماند،بنابراین زمینه فرار مالیاتی مهیا می شود . همچنین ساختار اجرایی اقتصاد و عدم شفافیت در قوانین و مقررات عامل دیگری در پیدایش فرار مالیاتی تلقی می گردد،عدم ثبات قوانین و مقررات و تغییر و جابجایی مداوم قوانین نیز فرار مالیاتی را تصریح می نماید . بررسی های مختلف نشان می دهد شایع ترین زمینه های پیدایش فرار مالیاتی چنین است: ۱- عدم گسترش فرهنگ مالیاتی در جامعه: فرهنگ مالیاتی، مجموعه ای از طرز تلقی ، بینش و عکس العمل افراد در قبال نظام مالیاتی است. به عبارت دیگر طرز تلقی ، بینش ، برداشت ، آرمان ها ، ارزش های اجتماعی ، قوانین جاری و میزان تحصیلات و آگاهی ، از جمله عواملی هستند که فرهنگ مالیاتی را شکل می دهند. ۲- عدم مبادله کامل اطلاعات و نبودن سیستم نظارت و پیگیری در اخذ مالیات ۳-تشخیص علی الراسوجود ضعف در اجرای آن
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نقشه شماره ۷: نوع دسترسی های محله چاهستانیها ۱۰۷ نقشه شماره ۸: کاربری وضع موجود محله سورو ۱۱۲ نقشه شماره ۹: کاربری وضع موجود محله چاهستانیها ۱۱۳ فصل اول مقدمه گسترش شهرنشینی از یکسو و توزیع و تمرکز جغرافیایی نابرابر ثروت از سوی دیگر در کشورهای درحال توسعه زمینه ی مهاجرت گسترده جمعیت، از حواشی فقر به سوی مراکز ثروت به منظور برخورداری از فرصت های اشتغال، درآمد، خدمات بیشتر و امید به آینده ای بهتر را فراهم کرده است. در چنین شرایطی شهرها، به ویژه شهرهای میلیونی کشورهای در حال توسعه به مکانی جهت تمرکز فقر تبدیل شده که به مرور زمان تعداد زیادی از فقرا به خاطر عدم توان و جذب اقتصادی در شهر، به حاشیه ها رانده می شوند. در واقع نابرابری های موجود در نظام اقتصادی حاکم، دسترسی به بسیاری از فرصت های رسمی از جمله مسکن را برای بسیاری از فقرا غیرممکن ساخته است، بنابراین راه غیررسمی، امکان تأمین بسیاری از نیازها را برای فقرا مهیا می کند. در حال حاضر سکونتگاه های غیررسمی، سرپناهی برای درصد قابل توجهی از جمعیت شهرهای کشورهای در حال توسعه می باشند .
 در ایران نیز به موازات رشد شهرنشینی، گسترش محلات فقیرنشین به ویژه سکونتگاه های غیررسمی از پدیده های فراگیر شهر معاصر بوده است. در گذشته برای جلوگیری از گسترش سکونتگاه های غیررسمی سیاست هایی مانند تخریب کامل، تخریب و نوسازی مجدد، ساماندهی و بهبود کالبد بدون توجه به مسائل فرهنگی و مشکلات اجتماعی موجود در این محلات صورت می گرفته است. امروزه در جهان، سیاست تخریب و تخلیه اجباری اسکان غیررسمی کاملاً مطرود و خلاف پایه ای ترین حقوق بشر دانسته شده است. در حال حاضر سیاست توانمندسازی سکونتگاه های غیررسمی با در نظر گرفتن جنبه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آنها به همراه بهبود کالبد موجود این سکونتگاه ها، مطرح می باشد. این تحقیق نیز با بررسی تطبیقی دو محله سورو و چاهستانیها با پتانسیل های متفاوت(مثبت و منفی)در بندرعباس بدنبال راه حل های متفاوتی جهت توانمندسازی اسکان غیررسمی با تکیه بر مشارکت مردمی و رویکرد توسعه اجتماع- محور می باشد. ۱-۱- طرح موضوع و بیان مسئله یکی از نیازهای اساسی بشر مسکن است. مسکن مکان و فضایی برای تجدید قوا، فراغت، آموزش، انتقال ارزش ها و هنجارها و روابط اجتماعی نخستین فراهم می آورد. هر گاه افزایش جمعیت شهری یا مهاجرت به شهرها بدون تناسب با برنامه ریزی و زیرساخت های اقتصادی- اجتماعی انجام گیرد یا کاستی ها و نارسایی هایی در سیاست های دولتی و بازار رسمی مسکن وجود داشته باشد، تأمین مسکن مناسب تبدیل به یکی از مشکلات اصلی زندگی شهری می شود. هجوم مهاجران فقیر و بی بهره از تخصص ها و مهارت های لازم برای زندگی در شهر و عدم جذب آنها در اقتصاد رسمی شهر سبب می شود تا عموم حکومت های محلی کشورهای در حال توسعه از عهده تأمین نیاز مسکن جمعیت در حال رشد شتابان برنیامده و ساخت و ساز مسکن از کنترل آنها خارج و بر اساس ساز و کارهای غیررسمی بدون نظارت انجام شود. در چنین وضعیتی جمعیت کم درآمد شهری با بهره گرفتن از شیوه هایی مانند خرید زمین های ارزان قیمت مرکز یا حاشیه شهرها و یا تصرف آنها عموماً بدون رعایت مقررات قانونی و ضوابط شهرسازی مانند اخذ پروانه ساختمان، به ساخت و ساز مسکن با شیوه هایی ابتدایی و کم هزینه اقدام می کنند. بر اثر عمل چنین ساز و کاری است که در عموم شهرهای بزرگ و متوسط کشورهای در حال توسعه اجتماعات سکونتی شکل می گیرد که به اسامی مختلف مانند حاشیه نشینی، زاغه نشینی، آلونک نشینی یا سکونتگاه های غیرمتعارف یا غیررسمی نامیده می شوند(وزارت مسکن و شهرسازی، سازمان عمران و بهسازی شهری،۱۳۸۷: ۱۲۹). اسکان غیررسمی، پدیده نابرابری و فقر اقتصادی و از سویی نادیده انگاری اقشار کم درآمد در برنامه ریزی ها به ویژه برنامه ریزی های کالبدی و مسکن شهری است که اغلب در حوزه های تمرکز ثروت نمودار می گردد(شیخی، ۱۳۸۵: ۲۹). اینگونه سکونتگاه ها بیشتر در بین کشورهای در حال توسعه ای که بی مهابا و بدون هیچ برنامه و چاره جویی پیامدهای منفی، دل به رشد اقتصادی در بستر جهانی شدن سپرده اند، دیده می شود(صرافی ، ۱۳۸۷: ۷). بطوریکه سکونتگاه های غیررسمی برای درصد بسیاری از جمعیت شهرهای کشورهای در حال توسعه به عنوان سرپناهی می باشند(۳۱۷: ۲۰۰۲Abbott,). البته سرپناهی که با دیگر سکونتگاه های موجود در شهر تفاوت های اساسی دارد. این سکونتگاه ها از آن جایی که بدون رعایت ضوابط برنامه ریزی شهری و فقدان نقشه شهرسازی و معماری پدید آمده اند با مشکلاتی کالبدی مانند مکان یابی غلط، عدم دسترسی مناسب به خدمات عمومی، عدم پیش بینی کاربری های خدماتی، آموزشی، فرهنگی، امنیتی و ایمنی مواجه اند. آن دسته از مناطق اسکان غیررسمی که بر روی زمینهای تصرفی ساخته شده اند ممکن است به لحاظ معیارهای زیست شناختی و ایمنی برای سکونت و کار مناسب نباشند و خطرات جانی تهدیدکننده ساکنان آنها باشد (وزارت مسکن و شهرسازی، سازمان عمران و بهسازی شهری،۱۳۸۷: ۱۲۹). مسکن غیر معمول، خیابان ها و کوچه های تنگ و باریک، مشکلات زیست محیطی و بهداشتی، فزونی و تراکم جمعیت، فقر فرهنگی و آسیب های اجتماعی، آسیب پذیری بالا در برابر حوادث طبیعی، سطح پایین برخورداری از امکانات و تسهیلات زندگی، عدم برخورداری لازم از امکانات، تأسیسات و خدمات شهری، اشتغال غالب در مشاغل غیررسمی، تصرف و عدم مالکیت قانونی بر زمین و… از ویژگی های سکونتگاه های غیررسمی محسوب می شود(صرافی، ۱۳۸۱: ۶). همچنین از منظر معیارهای اجتماعی و فرهنگی گرد هم آمدن افراد کم درآمد در یک مکان جغرافیایی خاص سبب پدید آمدن انزوای اجتماعی و تکرار چرخه فقر و کاهش سرمایه اجتماعی شده است، وضعیتی که عمل و ساز و کارهای مردم سالارانه و مشارکتی را با کندی و مانع مواجه می سازد و تحقق آرمان حکومت یاری خوب شهری ناممکن جلوه گر می سازد(وزارت مسکن و شهرسازی، سازمان عمران و بهسازی شهری، ۱۳۸۷: ۱۲۹). بنابراین اسکان غیررسمی صرفاً مسأله ای کالبدی- فیزیکی نبوده و از عوامل کلان ساختاری در سطح ملی و منطقه ای ناشی می شود. رشد فزاینده جمعیت شهری از توان سازمان های دولتی و غیردولتی جهت توسعه و ارائه خدمات و تسهیلات شهری برای این جمعیت فزاینده، پیشی گرفته و برآورده نشدن نیاز مسکن و سرپناه اقشار کم درآمد در فضای رسمی و برنامه ریزی شده شهر، حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی را به گونه ای بی سابقه گسترش داده است(صرافی، ۱۳۸۱: ۶). محدود نبودن اسکان غیررسمی به یک یا چند شهر و گسترش آن در عموم شهرهای کشورهای در حال توسعه نشان می دهد این مسأله برخاسته از عوامل ساختاری اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. از این رو چاره جویی آن به سیاستگذاری، برنامه ریزی و اقدام در سطوح ملی، منطقه ای و محلی در قالب نظامی هماهنگ و مرتبط میان بخشهای دولتی، خصوصی و مدنی است( وزارت مسکن و شهرسازی، سازمان عمران و بهسازی شهری، ۱۳۸۷: ۱۲۹). در کشور ایران نیز تحولات ناشی از شکل گیری تقسیم کار بین المللی و دگرگونی ساختار اقتصادی کشور، افزایش و انباشت درآمدهای نفتی و اصلاحات ارضی بعد از دهه چهل از جمله علل عمده تسریع روند شهرنشینی و به تبع آن شکل گیری اسکان غیررسمی بوده اند. محرومیت و عدم برخورداری سکونتگاه های غیررسمی از تسهیلات زندگی شهری در قیاس با دیگر نواحی شهری آنها را کانون مسائل بغرنج شهری و ضد توسعه پایدار انسانی نموده است. جای تردید نیست که در فرایند جهانی سازی، بسیاری از شهروندان به حاشیه رانده شده و از بسیاری از حمایت های اجتماعی نیز محروم می شوند. با این اوصاف پرداختن به مسئله اسکان غیررسمی نه تنها ضرورتی برآمده از ارزش های اعتقادی و انسانی، بلکه سازگار با منافع اجتماعی و پایداری سکونتگاه ها و توسعه ملی است. نباید فراموش کرد که فقر در هر جا تهدیدی برای کل است(صرافی، ۱۳۸۱: ۶). آغاز مطالعه پدیده اسکان غیررسمی در ایران به صورت نسبتاً مفصل به اواخر دهه ۱۳۴۰ بازمی گردد. اولین مطالعات سازمان یافته پس از تشکیل وزارت آبادانی و مسکن، در سال ۱۳۴۲ و زیر نظر مدیریت امور اجتماعی آن وزارتخانه انجام شد که بیشتر به تشریح توصیفی زندگی ساکنان محلات حاشیه ای مربوط بود (حاج یوسفی، ۱۳۸۰: ۲۲). در آغاز دهه ۵۰ با همکاری سازمان برنامه و بودجه و مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران این سکونتگاه ها در چند شهر بزرگ کشور از جمله بندرعباس، همدان و کرمانشاه مورد مطالعه قرار گرفته که در این مطالعات ویژگی های عمومی این سکونتگاه ها تشریح شده و بر حسب نوع مسکن طبقه بندی شدند(ایراندوست و صرافی، ۱۳۸۶: ۲۰۳). شهر بندرعباس را می توان از جمله پیشگامان بهسازی شهری در ایران به شمار آورد. نخستین تجربه بهسازی و توانمندسازی سکونتگاه های غیررسمی این شهر به مطالعات مربوط به محله ۱۰ هکتاری پشت بند باز می گردد. همچنین بندرعباس دومین شهری است که به برنامه بهسازی شهری و اصلاحات بخش مسکن که با همکاری دولت ایران و بانک جهانی از سال ۱۳۸۳ آغاز بکار کرده، پیوسته است(اسکندری دورباطی، ۱۳۸۷: ۱۰۸). سکونتگاه های غیررسمی در شهرهای ایران از جمله در بندرعباس دارای ویژگی های متفاوتی هستند که از روند تکوین و تکامل و موقعیت آنها ناشی شده است . سکونتگاه ها بر اساس موقعیت جغرافیایی، مطلوبیت مکان، ویژگی های گروه های اجتماعی ساکن، سطح خدمات و تسهیلات، برنامه های پیش رو و امید به آینده، از ارزش سکونتی متفاوتی برخوردار می شود که به فراخور گونه های متفاوت سکونتگاه های غیررسمی ، سیاست ها و اقدامات متفاوتی باید در دستور کار مدیران شهری قرار گیرد تا گام برداشتن شهروندان تهی دست به سوی شرایطی بهتر رهگشایی شده و یکپارچگی با متن به جای جدایی گزینی حاشیه برگزیده شود . شهر بندرعباس مرکز استان هرمزگان در منتهی الیه جنوب ایران در ۲۸ درجه و ۴۲ دقیقه عرض شمالی و ۵۶ درجه و ۲۴ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است. ارتفاع شهر از سطح دریا حدود ۶/۰ تا ۴۰متر می باشد.از نظر اقتصادی شهر بندرعباس مهمترین شهر در استان هرمزگان است .این شهر در سال ۱۳۸۵ حدود ۲۷ درصد جمعیت کل استان و ۵۷ درصد جمعیت مناطق شهری را به خود اختصاص داده است. بندرعباس طی دهه های اخیر تحت تأثیر موج فزاینده مهاجرت و نیز به تبع آن افزایش جمعیت بوده است ، دلیل عمده افزایش جمعیت طی سالهای اخیر بروز تحولات اقتصادی نظیر افزایش قیمت نفت و شکل گیری بندرگاه های جدید بوده که به این ترتیب زمینه را برای مهاجرت افراد جویای کار فراهم کرده است . از مهاجران وارد شده به استان در طی سالهای ۸۵- ۱۳۷۵ حدود ۵/۵۲ درصد به شهر بندرعباس وارد شده اند که اغلب مهاجرتهای صورت گرفته (۸۰درصد) برون استانی بوده است(مهندسان مشاور نقش پیراوش،۱۳۸۷: ۱۰۸-۱۰۷). الگوی مهاجرت، نیاز به واحدهای مسکونی را افزایش داده، اما از آنجایی که عرضه مسکن کافی و مناسب برای جذب این جمعیت وجود ندارد ، مسکن مسئله ی بسیار مهم و حساسی برای این شهر خواهد بود. دلیل این امر هم عدم وجود تقاضای مؤثر برای تأمین مسکن است و اینکه مهاجرین عمدتاً کم درآمد هستند و تخصصی ندارند، این به معنی افزایش تعداد خانواده های کم درآمد شهر است که این امر باعث رشد واحدهای غیررسمی خواهد شد . ساختار اشتغال استان و شهر بندرعباس به عنوان یکی از دلایل اصلی برای گسترش حاشیه نشینی و متعاقباً اسکان غیررسمی است. جمعیت ساکن در سکونتگاه های غیررسمی حدود ۳۰ درصد جمعیت شهر بندرعباس را شامل می شوند که در ۱۲ محله از شهر استقرار یافته اند . در این تحقیق ۲ محله غیررسمی چاهستانیها و سورو به عنوان نمونه های موردی جهت بررسی تطبیقی توانمندسازی سکونتگاه های غیررسمی انتخاب شده اند . محله چاهستانیها با مساحتی برابر ۱۰۶ هکتار در شمال شهر بندرعباس واقع شده است. این محله با توجه به روند توسعه شهر بندرعباس،از سال ۱۳۵۰ تا کنون در قالب بافت حاشیه ای در شمال بندرعباس شکل گرفته است . جمعیت ساکن در محله چاهستانیها در سال سرشماری ۱۳۸۵ برابر با ۱۳۰۲۸ نفر بوده که در سال ۱۳۸۹ به ۱۵۵۰۴ نفر رسیده است . ساکنین این محله اصالتاً از مهاجرین روستای چاهستان، شهر تخت و روستاهای شهرستان میناب هستند . دومین محله موردنظر، محله سورو با مساحتی حدود ۱۳۹ هکتار در جنوب غربی بندرعباس می باشد. این محله، محله ای با قدمتی تاریخی (قبل از سال ۱۳۰۰هجری شمسی) و در عین حال فرسوده جمعیتی حدود ۸۸۷۴ نفر را به خود اختصاص داده است که اکثراً بومی هستند (مهندسان مشاور پرداراز ،۱۳۸۹). ۲-۱- اهمیت و ضرورت تحقیق تمرکز ثروت در شهرها و به تبع آن مهاجرت افراد از روستاها به شهرها، زمینه رشد سریع شهرها و تبدیل آنها به مکانی برای تجمع فقر را مهیا می کند. شهری شدن فقر از بزرگترین چالش های توسعه جهانی است که در صورت تداوم روند نامطلوب کنونی، در طی سه دهه آتی شامل دو میلیارد نفر ساکنان نواحی فرودست شهری خواهد شد(۲۰۰۶UN-HABITAT,). فقر شهری مجموعه ای از فقر انتقال یافته از جامعه روستایی (توسط مهاجران به شهر) و نیز فقر تولید و باز تولید شده در جامعه شهری (توسط جابجایی های درون شهری) را در برمی گیرد(۲۰۰۶Davis,). بنابراین مسئله اینست که حتی وقتی ارقام بالای رشد اقتصادی به رخ کشیده می شود، ساز و کارهای فقرزا و یا فراموشی تهیدستان در کارند. این به معنای ضرورت مبرم همراه نمودن رشد با سیاست های اجتماعی نظارت های اقتصادی و زیست محیطی به سود تهیدستان شهری می باشد(صرافی،۱۳۸۷: ۷). پارادایم نوین توسعه پایدار که از مقبولیت جهانی روز افزونی برخوردار است، فقرزدایی را از الزامات پایداری برمی شمارد و برای تحقق آن در سطح اجتماعات محلی، استفاده و اتکاء بر منابع درونی را سفارش می کند که در این راستا، باید شیوه متفاوتی از نظام اداره مردمی یا حکمروایی برپا گردد تا قادر به بسیج منابع اجتماعات و هم افزایی آنها شود(صرافی،۱۳۸۷: ۸). همان گونه که در سند ملی توانمندسازی و ساماندهی سکونتگاه های غیررسمی کشور آمده است، اسکان غیررسمی جلوه ای از فقر است که به طور عمده ناشی از نارسایی سیاست های دولتی و یا بی توجهی به نیاز مسکن اقشار کم درآمد در گذار شهرنشینی شتابان است. به بیان دیگر، در نبود بازار رسمی عرضه مسکن متناسب با توان مالی اقشار کم درآمد، تقاضای ایشان در بازار غیررسمی و یا رأساً توسط مصرف کننده- در شکلی از اقتصاد معیشتی و تولید غیرکالایی – پاسخ داده می شود. بدین سان، فقر شهری در نواحی فرودست شهری( اعم از سکونتگاه های غیررسمی و یا بافت های فرسوده) مجتمع می شود، ناحیه ای که چنانچه به خود رها شود، ساکنان را در چرخه گریزناپذیر فقر و همراهان آن، فساد و گرسنگی و بیماری اسیر می نماید. فقر مسکن، فقر شهری را در برمی گیرد(وزارت مسکن و شهرسازی،۱۳۸۳). در گزارش دومین اجلاس اسکان بشر(استانبول۱۹۹۶)، فقر مسکن برای افراد و خانوارهایی تعریف شد که فاقد سرپناهی برخوردار از ایمنی و امنیت، سلامت و زیرساخت ها(مانند آب لوله کشی، تأسیسات بهداشت و فاضلاب و تخلیه زباله) باشند(۱۹۹۶UN-HABITAT,). مطالعات اخیر در رابطه با طرح جامع مسکن در ایران، فقر مسکن شهری را فراتر از فقر شهری نشان می دهد. بنابر برآورد بانک مرکزی ایران، چهارده میلیون نفر(۱۹درصد) از جمعیت کشور در سال ۱۳۸۵ زیر خط فقر به سر می برند. در صورت تسهیم به نسبت جمعیت شهری و در نظر گرفتن نسبت بیشتر فقرای روستایی، به رقمی حداکثر ۹ میلیون نفر فقیر شهری دست می یابیم. از سوی دیگر، جمعیت سکونتگاه های غیررسمی حداقل ۸ میلیون نفر و ساکنین بافت های فرسوده شهری نیز حداقل ۵/۲ میلیون نفر برآورد شده است که در مجموع رقم ۵/۱۰ میلیون نفر برای فقر مسکن در شهرهای کشور نتیجه گیری می شود(صرافی، ۱۳۸۷: ۸). این رقم دلالت بر بیشتر بودن میزان فقر مسکن نسبت به فقر شهری دارد. به عبارت دیگر بخشی از شهروندان با وجود داشتن حداقل درآمدی که فراتر از خط فقر است، همچنان استطاعت زندگی در سرپناهی ایمن، باکیفیت، سالم و برخوردار از خدمات پایه را ندارند. نابرابری های شهری به صورت کمبود و فقر مربوط به نحوه سکونت، میزان بیکاری و بیسوادی، متوسط درآمد خانوار، شاخص های برخورداری از خدمات آب لوله کشی، گاز، برق و … منعکس می گردد(شیخی،۱۳۸۴: ۱۵۶). حاشیه نشینی و اماکن مسکونی غیررسمی که بیشتر مربوط به افراد کم درآمد و فقیرنشین شهرهاست، خود الگویی از رشد شهری را معرفی کرده و با توجه به فضایی که در شهر اشغال نموده اند مانع توسعه پایدار شهری به شمار می روند. با رشد سریع جمعیت جهان و تمرکز آن در شهرها، مفهوم توسعه پایدار به عنوان مؤلفه اساسی تأثیرگذار بر چشم انداز بلندمدت جوامع انسانی مطرح گردید(قرخلو،عبدی و زنگنه، ۱۳۸۸: ۲). توسعه پایدار که طی دهه اخیر به تدریج به الگوواره جدیدی در برابر دیدگاه های علمی و سیاست های عملی مسلط در دنیا بدل شده، واکنشی است در برابر فرایندی از توسعه که چه در یک مقطع زمانی برای تمام ساکنان زمین و چه در طول زمان، حتی برای اقلیت توسعه یافته کنونی قابل استمرار و پایدار نیست(صرافی و محمدی، ۱۳۸۵: ۴۰). توسعه فیزیکی شتابان و نامتعادل شهرها، پیامدهای نامطلوب اقتصادی، اجتماعی و کالبدی داشته است. یکی از آثار و پیامدهای توسعه فیزیکی ناموزون و نامتعادل شهری، اسکان غیررسمی است که به عنوان چالشی فرا روی توسعه پایدار شهری مطرح می شود. امروزه همه شهرهای جهان به نوعی با پدیده اسکان غیررسمی مواجه هستند. انگلس یک صد سال پیش به وجود زاغه هایی در انگلستان اشاره کرده است و آن را ناشی از انقلاب صنعتی می داند(قرخلو،عبدی و زنگنه،۱۳۸۸: ۲). البته امروزه شهرها فقط از لحاظ کالبدی مورد تهدید نیستند، بلکه هم افراد ساکن در این سکونتگاه ها در معرض تهدیدند و هم کارکرد این سکونتگاه ها تهدیدی برای شهرها به شمار می آید. توسعه پایدار شهری، توسعه ای است که در آن شهرها از جنبه های مختلف دارای رشد متعادل و موزون باشند. در شهرهای امروزی، عوامل متعددی مشاهده می شود که موجب برهم خوردن این نوع توسعه است و از عوامل تهدید کننده به شمار می آید و چه بسا مهمترین آن اسکان غیررسمی است. طبق آمارهای موجود حدود ۸ میلیون نفر از جمعیت ایران در این نوع سکونتگاه ها و در حاشیه یا درون شهرها زندگی می کنند(صرافی و محمدی، ۱۳۸۵: ۳۹).همین امر ضرورت پرداختن به آن را توجیه می کند. یکی از اهداف توسعه پایدار شهری« فقرزدایی» در شهرها می باشد. البته «فقرزدایی» به معنی «صدقه دادن به آنها» نمی باشد و این دو با هم متمایزند. ریشه کن کردن فقر به شیوه «صدقه دادن» منجر به ادامه روند گذشته و تشویق توسعه اسکان غیررسمی خواهد شد. بنابراین باید زمینه مشارکت شهروندان را جهت این امر مهم، فراهم نمود. در واقع مدیریت شهری متناسب با شرایط امروز، به جای آنکه خود را متولی توسعه شهر بداند، باید خود را متولی پایدار بودن این توسعه برشمارد. لازمه پایدار بودن این توسعه، پایدار بودن زندگی شهروندان و به تبع آن پایداری نسبی اجزای اقتصادی آن است. مقوله توانمندسازی، اساساً بر دیدگاه «فقرزدایی» و همچنین «توسعه پایدار انسان محور» با تکیه بر مشارکت شهروندان و شهر متکی است(خضرایی، ۱۳۸۱: ۶۰). توسعه اجتماع- محور به مثابه یک فرایند و به عنوان ابزاری در ارتقای مشارکت و حکمروایی مردم سالارانه در زمینه های مختلف اقتصادی- اجتماعی به کار گرفته می شود. در کل، توسعه اجتماع- محور را می توان به عنوان فرایندی محسوب کرد که به موجب آن گروه های اجتماع محلی قادر به کنترل تصمیمات و تخصیص منابع از بالا جهت توسعه محلی می شوند. در واقع این توسعه تلاشی جهت رفع نیازهای اقشار کم درآمد و محرومی است که در فقر به سرمی برند. رویکرد اجتماع- محور به دنبال توانمندسازی اجتماع محلی در کنترل تصمیم گیری و عملکرد نهادهایی است که در شرایط زندگی آنها تأثیر گذارند(محمدی و روستا، ۱۳۸۷: ۹۳). ضرورت و اهمیت بحث مشارکت و توانمندسازی سکونتگاه های غیررسمی با رویکرد توسعه اجتماع- محور را نیز می توان در قالب توسعه پایدار شهری اثبات کرد . مفهوم توسعه پایدار مفهومی در حال تحول و بحث برانگیز است، رایج ترین تعریف از توسعه پایدار توسط کمیسیون برانت لند ارائه شده است که توسعه پایدار را چنین تعریف می کند : «توسعه ای که نیازهای نسل امروز را بدون محدود کردن امکانات نسل های آینده، برای رفع نیازهایشان پاسخ گو باشد.» در واقع توسعه پایدار مبین توسعه ای است متعادل و همه سو نگر و عدالت محور . همانگونه که در تعریف نیز دیده می شود ، این نوع توسعه در برگیرنده دو مفهوم کلیدی است :
-
- مفهوم نیازها و برآوردن آنها به ویژه نیازهای ضروری اقشار محروم که واجد اولویت هستند .
-
- تفکر در مورد محدودیت های محیط زیست و فشار وارد شده بر آن برای پاسخگوئی نیازهای حال و آینده. در همین رابطه یعنی توجه به نیازهای نسل حاضر با در نظر گرفتن نسل های آینده .
آنچه در تعاریف ذکر شده آشکار است توجه به مسئله محیط زیست می باشد . بعد زیست محیطی نقطه توجه غالب در توسعه پایدار و از ارکان توسعه انسانی تلقی می شود. اما علاوه بر جنبه زیست محیطی دو بعد اقتصادی و اجتماعی نیز از مقولات مهم در توسعه پایدار محسوب می گردند(پور محمدرضا و حمیده، ۱۳۸۶ :۱۱). این سه جنبه از توسعه پایدار در واقع تأمین سه نیاز ضروری عصر ما را در نظر گرفته است .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در بررسی اثر E. nicholii و E. blakelyi توسط لی و همکاران (۲۰۰۴) LC50 به دست آمده برای T. castaneum ۷/۱۳ و ۵/۱۵ و برای R. dominica ۵/۹ و ۷/۹ میکرولیتر بر لیتر هوا بود. LC50 اسانس E. occidentalis در تحقیق حاضر برای دو حشره فوق به ترتیب ۱۴/۷۷ و ۴۶/۶۲ میکرولیتر بر لیتر هوا محاسبه شد. سمیت اسانسهای بررسی شده در مطالعات لی و همکاران بیشتر از سمیت E. occidentalis بود. همچنین در تحقیق لی و همکاران (۲۰۰۴) رابطهی بین غلظت کشندهی میانی، ۵/۹ و ۷/۱۳ میکرولیتر بر لیتر هوا برای E. nicholii و ۷/۹ و ۵/۱۵ میکرولیتر بر لیتر هوا برای E. blakelyiروی R. dominica و T. castaneum، و میزان ۱و۸ سینئول موجود در اسانسهای دو گونهی اکالیپتوس، ۱۹/۸۲% برای E. nicholii و ۹۲/۵۶% برای E. blakelyi نشان داده شد که غلظت کشندهی میانی برای E. nicholii به دلیل وجود مقدار بیشتر ۱و۸ سینئول، کمتر از E. blakelyi است. با توجه به نتایج پژوهش لی و همکاران میتوان گفت که اسانس اکالیپتوس مورد مطالعهی ما به دلیل داشتن مقادیر کمتر ۱و۸ سینئول (۵/۱۵%) نسبت به دو گونهی اکالیپتوس فوقالذکر سمیت کمتری دارد.
 در بررسی بن جما و همکاران (۲۰۱۲) نیز اثر تدخینی اسانس به دست آمده از L. nobilis در ۳ کشور مختلف برای R. dominica (۴۲/۱۱۳-۹/۶۷= LC50) بیشتر از T. castaneum (۱۰/۲۱۷-۳۷/۱۷۲= LC50) بود. LC50 اسانس E. occidentalis برای دو آفت کمتر از L. nobilis میباشد. غلظت کشندهی میانی محاسبه شده برای اسانس مریمگلی S. leriifolia در بررسیهای حسینی و همکاران (۲۰۱۳) برای R. dominica، ۸۷/۲۵ میکرولیتر بر لیتر هوا بود که در مقایسه با غلظت کشندهی میانی E. occidentalis (۴۶/۶۲ میکرولیتر بر لیتر هوا) میتوان نتیجه گرفت که مریم گلی سمیتر از E. occidentalis برای سوسک کشیش میباشد. در آزمایشات نگهبان و محرمیپور (۲۰۰۷) LC50 محاسبه شده برای سه گونه اکالیپتوس E. intertexta، E. sargentii و E. camaldulensis برای T. castaneum به ترتیب ۵۹/۱۱، ۳۸/۱۸ و ۵۰/۳۳ محاسبه شد که نشان میدهد سمیت تدخینی این سه اسانس روی T. castaneum به مراتب (۲/۳ تا ۶۵/۶ برابر) بیشتر از سمیت تدخینی اسانس برگ E. occidentalis است. در آزمایشات نگهبان و محرمیپور ۱و۸ سینئول (۶/۸۰%) به عنوان ترکیب اصلی E. intertexta، ۱و۸ سینئول (۵/۷۵%) و آلفاپینن (۳/۸%) ترکیب اصلی E. sargentii، ۱و۸ سینئول (۱/۲۶%) آلفاپینن (۶/۱۲%) و بتافلاندرن[۱۱۴] (۲/۹%) ترکیب اصلی E. camaldulensis گزارش شد. مونوترپن ۱و۸ سینئول به طور وسیعی روی آفات انباری تاثیر دارد و در تحقیق نگهبان و محرمیپور هم پتانسیل حشرهکشی آن به خوبی نشان داده شد. بنابراین بالاترین سمیت مربوط به اسانسی با بالاترین مقدار ۱و۸ سینئول میباشد، به همین دلیل سمیت اسانس E. occidentalis در این تحقیق به علت وجود مقدار کمتر ۱و۸ سینئول، کمتر از اسانسهای اکالیپتوس در بررسیهای نگهبان و محرمیپور میباشد. LC50 محاسبه شده زنیان C. copticum (صحاف و همکاران، ۲۰۰۷) و L. cubeba (کوکو و چاندرپایتا، ۲۰۰۹) برای T. castaneum به ترتیب ۱۴/۳۳ و ۵۷/۵۴۹ میکرولیتر بر لیتر هوا بود که در مقایسه با LC50 به دست آمده برای اسانس E. occidentalis در این آزمایش برای شپشهآرد میتوان نتیجه گرفت که اسانس C. copticum سمیتر از E. occidentalis بوده ولی اسانس L. cubeba سمیت کمتری نسبت به E. occidentalis برای T. castaneum دارد. شکریحبشی (۲۰۱۱) نشان داد LC50 محاسبه شده برای اسانس C. copticum علیه حشرات R. dominica، T. castaneum و O. surinamensis به ترتیب ۰۱/۱۹، ۷/۵۸ و ۶۹/۱ میکرولیتر بر لیتر هوا بود و اسانس C. copticum برای هر سه حشره بسیار سمیتر از اسانس E. occidentalis در تحقیق حاضر است. شکلهای۴-۱، ۴-۲ و ۴-۳ مرگومیر حشرات بالغ سه آفت مورد آزمایش را تحت تاثیر دزهای مختلف اسانس اکالیپتوس در شرایط آزمایشگاهی نشان میدهد. چنانچه مشاهده میشود با افزایش غلظت اسانس درصد مرگومیر حشرات افزایش یافت. نگهبان و محرمیپور (۲۰۰۷) اثر تدخینی اسانس سه گونه اکالیپتوس را روی حشرات کامل C. maculatus، S. oryzae و T. castaneum بررسی کردند و نتایج بررسی آنها نشان داد که با افزایش غلظت اسانس، مرگومیر حشرات بالغ افزایش پیدا کرد که با نتایج تحقیق حاضر مطابقت دارد. شکل ۴-۱ میانگین درصد مرگومیر حشرات کامل شپشهدندانهدار در غلظتهای مختلف اسانس اکالیپتوس در آزمایشات تدخینی شکل ۴-۲ میانگین درصد مرگومیر حشرات کامل سوسک کشیش در غلظتهای مختلف اسانس اکالیپتوس در آزمایشات تدخینی شکل ۴-۳ میانگین درصد مرگومیر حشرات کامل شپشهآرد در غلظتهای مختلف اسانس اکالیپتوس در آزمایشات تدخینی ۴-۲-۱-۲ سمیت تدخینی اسانس برگ نارنج مقایسهی غلظتهای کشندهی اسانس برگ نارنج برای حشرات کامل شپشهدندانهدار در شرایط آزمایشگاهی در جدول ۴-۴ نشان داده شده است. بررسی مقادیر کای-اسکور نشان داد که دادهها به خوبی با مدل پروبیت برازش مییابند. پیش آزمایشات انجام ش ده روی شپشهآرد و سوسک کشیش نشان داد که تا غلظت ۱۰۰۰ میکرولیتر بر لیتر هوا مرگومیری در حشرات بالغ مشاهده نشد، لذا چنین نتیجهگیری شد که اسانس نارنج سمیت تدخینی برای حشرات مذکور ندارد یا در صورت وجود نیاز به غلظتهای بالاتر اسانس میباشد. مقدار LC50 محاسبه شده برای شپشهدندانهدار ۹۳/۲۶۲ میکرولیتر بر لیتر هوا بود. جدول ۴-۴ میزان کشندگی اسانس برگ C. aurantium روی حشرات کامل شپشهدندانهدار در آزمایشات تدخینی
آفت تعداد χ ۲(df) p-value شیب± خطای استاندارد LC50 (µL/L air) (حدود اطمینان ۹۵%) LC90 (µL/L air) (حدود اطمینان ۹۵%)
شپشهدندانهدار ۶۰۰ (۳)۰۸/۷ ۰۶۹۳/۰ ۱۰/۰±۷۴۸۶۰ ۹۳/۲۶۲ (۲۱/۳۸۱-۱۱/۱۵۹) ۱۳۵۴۶ (۴۹۱۱۰-۶۳۵۴)
الجابر (۲۰۰۶) اثر ۷ اسانس گیاهی مختلف را روی O. surinamensis و T. castaneum بررسی کرد و نتایج بررسی نشان داد که O. surinamensis حساسیت بیشتری به اسانسها داشته و LC50 به دست آمده برای آن نسبت به T. castaneum کمتر بود، که نتایج تحقیق الجابر با نتیجهی تحقیق حاضر مشابهت دارد. جیانهوآ و همکاران (۲۰۱۱) نشان دادند که در جمعیت O. surinamensis در غلظت ۱۶۰ میکرولیتر بر لیتر هوا، اسانس A. agryi بیش از ۹۷ درصد مرگومیر ایجاد کرد در صورتی که در غلظت بالاتری از اسانس نارنج (۹۳/۲۶۲ میکرولیتر بر لیتر هوا) تنها ۵۰ درصد مرگومیر ایجاد شد که این نشاندهنده سمیت بیشتر اسانس A. agryi است. شکل ۴-۴ روند صعودی مرگومیر حشرات کامل شپشهدندانهدار را با افزایش غلظت اسانس نارنج نشان میدهد. با افزایش غلظت اسانس، درصد مرگومیر حشرات افزایش مییابد که در غلظتهای پایینتر سرعت افزایش مرگومیر بیشتر بوده و از غلظت ۲۵۰ میکرولیتر بر لیتر هوا به بعد مرگومیر با شیب ملایمتری افزایش مییابد. شکل ۴-۴ میانگین درصد مرگومیر حشرات کامل شپشهدندانهدار در غلظتهای مختلف اسانس نارنج در آزمایشات تدخینی در این تحقیق اسانس نارنج اثر تدخینی روی سوسک کشیش و شپشهآرد نداشت و بر روی شپشهدندانهدار نیز در غلظتهای بالا موثر بود. اما اسانس اکالیپتوس اثر تدخینی قوی روی هر سه آفت نشان داد. شایا و همکاران (۱۹۹۱) اثر تدخینی ۲۸ اسانس گیاهی را روی ۴ آفت انباری R. dominica، O. surinamensis، T. castaneum و S. oryzae بررسی کردند. آنها دریافتند که ترکیب لینالول جدا شده از اسانسها به ترتیب روی O. surinamensis و R. dominica اثرات بیشتری دارد. بر اساس نتایج تحقیق حاضر لینالول با ۴۱/۳۲ درصد یکی از اجزای مهم اسانس برگ نارنج میباشد و در این تحقیق نیز اسانس نارنج بیشترین تاثیر را روی O. surinamensis نشان داد که این موضوع با یافتههای شایا و همکاران مطابقت دارد. یکی از ترکیبات اصلی تشکیل دهندهی اسانس E. occidentalis که در خواص حشرهکشی آن موثر است، ۱و۸ سینئول میباشد. ۱و۸ سینئول یک مونوترپن است که دارای اثرات تدخینی روی حشرات میباشد. در بررسی که لی و همکاران (۲۰۰۱) روی اثرات تدخینی ۱و۸ سینئول و لینالول بر روی S. oryzae انجام دادند، LC50 به دست آمده برای ۱و۸ سینئول ۵/۲۳ میکرولیتر بر لیتر هوا و برای لینالول ۲/۳۹ میکرولیتر بر لیتر هوا بود. بررسی لی و همکاران نشان داد که اثر تدخینی ۱و۸ سینئول بیشتر از اثر تدخینی لینالول میباشد. بررسی ترکیبات شیمیایی اسانسها در تحقیق حاضر نشان داد که در اسانس E. occidentalis ترکیب ۱و۸ سینئول پس از ۱۶/۱۰ دقیقه و در اسانس C. aurantium، ترکیب لینالول پس از ۲۱/۲۰ دقیقه ظاهر گردید. این نشان میدهد که ۱و۸ سینئول فرارتر بوده و اثر تدخینی بیشتری نسبت به لینالول دارد. در آزمایشات تدخینی انجام شده در این پژوهش نیز حساسیت هر سه حشره نسبت به اسانس اکالیپتوس که حاوی ۱و۸ سینئول با اثر تدخینی بالایی است نسبت به اسانس نارنج با لینالول به عنوان ترکیب اصلی، بیشتر بود که نتایج به دست آمده با نتایج لی و همکاران (۲۰۰۱) مشابهت دارد. ۴-۲-۲ آزمایشات تماسی ۴-۲-۲-۱ سمیت تماسی اسانس برگ اکالیپتوس غلظتهای کشندهی اسانس برگ اکالیپتوس برای بالغین سوسک کشیش، شپشهآرد و شپشهدندانهدار در جدول ۴-۵ آورده شده است. مقادیر کای-اسکور نشان داد که دادهها با مدل پروبیت برازش یافتهاند. میزان سمیت اسانس اکالیپتوس به کار برده شده روی شپشهدندانهدار بیشتر از دو آفت دیگر بود و LC50 محاسبه شده برای R. dominica، T. castaneum و O. surinamensis به ترتیب ۸۱/۰، ۹۹/۰ و ۴۴/۰ میکرولیتر بر سانتیمترمربع بود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|